اختلال شخصیت ضداجتماعی
این اختلال شامل رفتار غیرتطابقی است به‌طوری که بیمار حقوق دیگران را به رسمیت نمی‌شناسند. دقیقاً متعادل جناتکاری نمی‌باشد.
 
  علایم، نشانه‌ها و تشخیص
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت ضداجتماعی:
  الف ـ الگوی فراگیر زیر با گذاشتن و بی‌اعتنائی نسبت به حقوق دیگران که از ۱۵ سالگی روی می‌دهد و با ۳ مورد (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص می‌شود.
    ۱. ناتوانی در تطبیق با هنجارهای اجتماعی و احترام به رفتارهای قانونی که با انجام مکرر اعمالی که زمینه را جهت دستگیری او فراهم می‌سازند مشخص می‌شود.
    ۲. فریبکاری، که با دروغ گفتن‌های مکرر، استفاده از اسامی مستعار یا کلاه‌برداری از دیگران برای منافع شخصی یا لذت، مشخص می‌شود.
    ۳. رفتار تکانه‌ای یا ناتوانی در برنامه‌ریزی برای آینده
    ۴. رفتار تکانه‌ای و پرخاشگری که با نزاع یا حملات مکرر جسمی مشخص می‌شوند.
    ۵. بی‌احتیاطی همراه با بی‌توجهی به امنیت خود و دیگران
    ۶. عدم احساس مسئولیت مداوم که با ناتوانی مکرر در حفظ ثبات رفتار شغلی یا احترام گذاشتن به تعهدات مالی مشخص می‌شود.
    ۷. فقدان احساس پشیمانی که با بی‌تفاوتی یا دلیل‌تراشی برای آزار دادن سوءرفتار یا دزدی از دیگران مشخص می‌شود.
  ب ـ فرد حداقل ۱۸ سال دارد.
  ج ـ شواهدی از اختلال سلوک با شروع قبل از ۱۵ سالگی وجود دارد.
  د ـ وقوع رفتار ضداجتماعی صرفاً در طی دوره اسکیزوفرنی یا یک اپیزود مانیک نیست.
 
ـ بیماران ممکن است 'ویژگی‌های پسیکوپاتیک' را نشان دهند: یک 'نقاب سلامت عقلی ـ mask of sanity' (اصطلاحی که توسط H.Cleckly' ابداع شد). آنها ممکن است فریبکار باشند و قابل اعتماد به‌نظر برسند.
 
ـ فعالیت‌های محرمانه یا متقلبانه شایع هستند ، شامل دروغ گفتن ، فرار از مدرسه و فرار از خانه. بیمار ممکن است سابقه خشونت یا احتمال رفتار خشونت‌آمیز را داشته باشد. بی‌بندوباری و سوءرفتار با همسر و فرزند شایع است. این بیماران فاقد حس پشیمانی هستند.
 
ـ عدم کنترل تکانه و ناتوانی در برنامه‌ریزی وجود دارد.
 
ـ بیماران به‌طور تشخیصی فقدان حساسیت به دیگران را نشان می‌دهند.
 
ـ تحریک‌پذیری و خشونت شایع است.
 
ـ فریب و وظیفه‌نشناسی جزئی از زندگی هستند.
 
ـ نسبت به سلامتی دیگران و خودشان بی‌توجهی نشان می‌دهند.
 
  اپیدمیولوژی
ـ شیوع در مردان ۲۳% ممکن است به ۷% هم برسد) و در زنان ۱% است. در زندان‌ها ممکن است به ۷۵% برسد.
 
ـ اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال جسمی‌سازی و الکلیسم با هم در برخی خانواده‌ها دیده می‌شود. در بستگان درجه اول مردان ۵ برابر شایع‌تر است.
 
ـ این اختلال در گروه‌هائی که وضع اقتصادی اجتماعی پائین‌تر دارند، شایع‌تر است.
 
ـ شرایط مستعدکننده شامل اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی و اختلال سلوک است.
 
  سبب‌شناسی
ـ مطالعات فرزندخواندگی نشان می‌دهند که عوامل ژنتیک در این اختلال دخیل هستند.
 
ـ آسیب یا اختلال عملکرد مغز یک ویژگی این اختلال است که می‌تواند ثانویه به حالاتی از جمله آسیب مغز حوالی تولد، ضربه به سسر و آنسفالیت باشد.
 
ـ سابقه ترک شدن یا سوءرفتار توسط والدین بسیار شایع است. به‌نظر می‌رسد تنبیه مکرر، دلخواهی و خشن توسط والدین یک عامل مؤثر است.
 
  پاتوفیزیولوژی
ـ اگر آسیب مغزی وجود داشته باشد، رفتار تکانه‌ای معمولاً نتیجه آسیب یا اختلال عملکرد لوب‌فرونتال است که در برش‌نگاری یا گسیل پوزیترون (PET) نشان داده می‌شود.
 
ـ سایر آسیب‌های مغزی (مثلاً ضایعات آمیگدال یا احتمالاً سایر ضایعات تمپورال) ممکن است شخص را مستعد رفتار خشونت‌آمیز قرار دهند.
 
ـ ممکن است یافته‌های غیرطبیعی در EEG دیده شوند.
 
ـ علایم نرم‌نورولوژیک ممکن است یافت شوند.
 
  روان‌پویشی
ـ بیماران دارای این اختلال، تکانه‌ای عمل می‌کنند و نقص‌های ایگو در برنامه‌ریزی و قضاوت دارند.
 
ـ شکاف‌ها و نقص‌های سوپرایگو وجود دارند. وجدان ابتدائی است با رشد اندکی یافته است.
 
ـ مشکلات روابط اُبژه قابل توجه هستند و همراه با ناتوانی در همدردی، عشق و اعتماد اساسی هستند.
 
ـ ویژگی‌های پرخاشگرانه برجسته هستند.
 
ـ ویژگی‌های مرتبط شامل سادومازوخیسم، خودشیفتگی و افسردگی هستند.
 
  تشخیص افتراقی
ـ رفتار ضداجتماعی بزرگسالان: بیمار همه معیارهای جدول معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت ضداجتماعی را ندارد.
 
ـ اختلا مصرف مواد: بیمار ممکن است رفتار ضداجتماعی را به‌عنوان نتیجه سوءمصرف و وابستگی به مواد نشان دهد. این دو اختلال ممکن است همزمان وجود داشته باشند.
 
ـ عقب‌ماندگی ذهنی: بیمار ممکن رفتار ضداجتماعی را به‌دلیل نقص در قوه عقل و قضاوت نشان دهد. این دو اختلال ممکن است همزمان وجود داشته باشند.
 
ـ پسیکوزها: بیمار ممکن است در نتیجه هذیان‌های پسیکوتیک رفتارهای ضداجتماعی را نشان دهد. ممکن است همزمانی وجود داشته باشد.
 
ـ اختلال شخصیت مرزی: بیمار معمولاً تلاش می‌کند خودکشی کند و دلبستگی‌های عمیق، دوسوگرا و تنفر از خود را نشان می‌دهد.
 
ـ اختلال شخصیت خودشیفته: بیمار مطیع‌ قانون است.
 
ـ اختلال شخصیت ثانویه به یک بیماری طبی عمومی: بیمار یک شخصیت پیش‌مرضی متفاوت داشته است با ویژگی‌های یک اختلال عضوی را نشان می‌دهد.
 
ـ اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی: مشکلات شناختی و عدم کنترل تکانه وجود دارند.
 
  سیر و پیش‌آگهی
ـ پیش‌آگهی متنوع اس. شرایط معمولاً به‌نحو قابل‌توجهی بعد از اوایل یا اواسط بزرگسالی بهبود می‌یابد.
 
ـ عوارض شامل مرگ در اثر خشونت، سوءمصرف مواد، خودکشی، آسیب جسمی، مشکلات مالی و حقوقی، و اختلالات افسردگی هستند. بسیاری از اختلالات طبی با این اختلال شخصیت مربوط هستند.
 
  درمان
ـ درمان اگر غیرممکن نباشد، معمولاً مشکل است.
 
ـ بیمار ممکن است به‌طور سطحی جذاب باشد. اما در شرایط طبی فریبکاری می‌کند یا ممکن است نافرمان باشد و مراقبت طبی را نپذیرد.
 
ـ درمان سوءمصرف مواد ممکن است به‌طور مؤثری صفات ضداجتماعی را درمان کند.
 
ـ بستری شدن درازمدت یا سکونت در یک اجتماع درمانی در بعضی مواقع مؤثر است.
 
ـ معمولاً، درمان مؤثر رفتاری است (مثلاً، رفتار ممکن است با تهدید به مجازات قانونی یا ترس از تنبیه تغییر کند). در میان افراد سالم‌تر دچار این اختلال، درمان شامل محدودیت‌گذاری آشکار است.
 
ـ روان‌درمانی گروهی، شامل گروه‌های خودیاری، در بعضی موارد موفقیت‌آمیز گزارش شده است.
 
- دارودرمانی:
۱. محرک‌ها (مثلاً ۲۰-۵ میلی‌گرم متیل‌فنیدیت 'Methylphenidate' سه بار در روز) ممکن است برای اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی تجویز شود.
 
۲. ضدتشنج‌ها (مثلاً ۱۰۰۰ - ۵۰۰ میلی‌گرم دی‌والپروتکس 'divalproex' ، دو بار در روز)، تثبیت‌کننده‌های خلق (مثلاً ۶۰۰-۳۰۰ میلی‌گرم کربنات لیتیوم، سه بار در روز) یا مسدودکننده‌های گیرنده بتا (مثلاً ۱۸۰-۴۰ میلی‌گرم نادولول روزانه) ممکن است برای عدم کنترل تکانه تجویز شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

 

اختلال شخصیت نمایشی (هیستریونیک)
بیماران دچار اختلال شخصیت نمایشی یک سبک هیجانی، نمایشی و احساساتی دارند.
 
  علایم، نشانه‌ها و تشخیص
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت نمایشی:
الگوی فراگیر به‌صورت هیجانی بودن و جلب‌توجه بیش از اندازه که در اوایل بزرگسالی شروع می‌شود. در زمینه‌های مختلف بروز می‌کند، به‌طوری که با ۵ مورد (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص نمی‌شود:
  ۱. در موقعیت‌هائی که مرکز توجه نیست ناراحت است.
  ۲. رابطه با دیگران معمولاً با رفتار نامتناسب جنسی تحریک‌کننده یا اغواگرانه مشخص می‌شود.
  ۳. تظاهرات هیجانی سطحی است و تغییرات سریع را نشان می‌دهد.
  ۴. دائماً از ظاهر جسمی برای جلب‌توجه به خود استفاده می‌کند.
  ۵. شیوه صحبت کردنش بیش از اندازه احساساتی است و حاوی جزئیات نیست.
  ۶. ابراز هیجانات به‌صورت نمایشی، تئاترگونه و مبالغه‌آمیز است.
  ۷. تلقین‌پذیر است، یعنی به آسانی توسط دیگران یا شرایط تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد.
  ۸. روابط را صمیمی‌تر از آنچه واقعاً هستند تصور می‌کند.
 
ـ معمولاً همکاری می‌کنند و مشتاق هستند که به آنها کمک شود.
ـ رفتار وابسته نشان می‌دهند.
ـ ممکن است از نظر هیجانی ریاکار یا سطحی باشند.
ـ صحبت کردن ممکن است نمایشی باشد.
ـ معمولاً تلقین‌پذیر هستند.
ـ به‌صورت سطحی دوست‌داشتنی و حتی خونگرم و معاشرتی هستند.
ـ رفتار گرایش به رنگارنگ و پرهیجان، و پرزرق و برق بودن دارد و تمایل به جلب توجه و اغواگری دارند.
 
  اپیدمیولوژی
ـ شیوع اختلال شخصیتی نمایشی ۳-۲% است. گزارش شده، ۱۵-۱۰% بیمارانی که تحت درمان هستند واجد این اختلال می‌باشند.
 
ـ در زنان نسبت به مردان شایع‌تر است، ولی احتمالاً این اختلال در مردان کمتر تشخیص داده می‌شود.
 
ـ این اختلال با اختلال جسمی‌سازی، اختلال خلقی و استفاده از الکل مرتبط است.
 
  سبب‌شناسی
ـ مشکلات اولیه بین‌فردی ممکن است با رفتار نمایشی رفع شده باشند.
ـ پدری سختگیر یا سرد و ماری اغواگر ممکن است به‌صورت یک الگو در این بیماران باشد.
 
  روان‌پویشی
ـ خیالبافی در 'نقش‌ بازی کردن' با روشی هیجانی و نمایشی، تیپیک است.
 
ـ دفاع‌های شایع شامل واپس‌زنی، پسرفت، همانندسازی، جسمی‌سازی، تبدیل، تجزیه، انکار و بیرون‌سازی است.
 
ـ همانندسازی غلط با والد همجنس و رابطه‌ای دوسوگرد و اغواگران با والد جنس مخالف معمولاً به چشم می‌خورد.
 
ـ تثبیت در سطح ابتدائی تناسلی
 
ـ صفات دهانی بارز
 
ـ ترس از فعالیت جنسی، به‌رغم اغواگری آشکار
 
  تشخیص افتراقی
ـ اختلال جسمی‌سازی: شکایات جسمی برجسته هستند.
ـ اختلال تبدیلی: نقص‌های جسمی واضح هستند.
ـ اختلال شخصیت وابسته: سبک هیجانی وجود ندارد.
ـ اختلال شخصیت مرزی: خصومت‌های ناامیدی ، خودکشی و ایجاد جراحت در خود در آن واضح‌تر است. ممکن است دو اختلال همزمان وجود داشته باشد.
 
  سیر و پیش‌آگهی
ـ سیر بیماری متنوع است.
ـ عوارض احتمالی به‌صورت اختلال جسمی‌سازی، اختلال تبدیلی، اختلال تجزیه‌ای، اختلالات جنسی، اختلال خلقی و سوءمصرف مواد.
 
  درمان
بیمار معمولاً بسیار هیجانی است و ممکن است بیش از اندازه به دنبال جلب‌توجه باشد.
 
ـ درمان معمولاً به‌صورت روان‌درمانی فردی، بینش‌گرا یا حمایتی، بسته به توانمندی ایگو است. تمرکز بر روی احساسات عمیق‌تر بیمار و استفاده از نمایش سطحی به‌عنوان دفاعی در مقابل آنها است.
 
ـ روان‌کاوی برای برخی بیماران مناسب است.
 
ـ گروه‌درمانی می‌تواند مفید باشد.
 
ـ استفاده کمکی از داروها، معمولاً یک ضداضطراب (مثلاً ۱-۵/۰ میلی‌گرم کلونازپام روزانه) برای موقعیت‌های هیجانی گذرا می‌تواند مفید باشد.
 
  اختلال شخصیت خودشیفته
الگوی فراگیر بزرگ‌منشی و توجه بیش از اندازه به مسائل مربوط به اعتمادبه‌نفس.
 
  علایم، نشانه‌ها و تشخیص
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای اختلال شخصیت خودشیفته:
الگوی فراگیر و بزرگ‌منشی (در خیال یا رفتار)، نیاز به ستایش و فقدان همدلی که در اوایل بزرگسالی و در زمینه‌های مختلف بروز می‌کند و با ۵ مورد (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص می‌شود:
  ۱. یک احساس بزرگمنشانه مبنی بر مهم دانستن خود دارد (مثلاً در مورد موفقیت‌ها و استعدادهایش غلو می‌کند، انتظار دارد بدون کسب موفقیت‌های متناسب به‌عنوان فرد برتر شناسائی شود).
  ۲. اشتغال ذهنی با خیالات موفقیت بی‌حد و مرز قدرت، زیبائی، استعداد و عشق ایده‌آل دارد.
  ۳. باور دارد که 'ویژه' و بی‌همتا است و فقط توسط سایر افراد یا نهادهای ویژه یا دارای مقام بالا ترک می‌شود یا باید با آنها مرتبط باشد.
  ۴. نیاز به ستایش بیش از اندازه دارد.
  ۵. احساس مستحق بودن دارد. یعنی توقع غیرمنطقی رفتار خاص و مطلوب یا پذیرش خودبه‌خودی تواقعاتش را دارد.
  ۶. در مسائل بین‌فردی استثمارگر است، یعنی برای رسیدن به اهدافش از دیگران سوءاستفاده می‌کند.
  ۷. توانائی تشخیص احساس و توقعات دیگران را ندارد.
  ۸. نسبت به دیگران حسود است یا باور دارد دیگران به او حسودی می‌کنند.
  ۹. رفتار یا برخوردهای خودخواهانه و پر از نخوت نشان می‌دهد.
 
ـ بیماران دچار اختلال شخصیت خودشیفته احساس بزرگ‌منشانه‌ای از اهمیت شخصی خود دارند.
 
ـ با احساس ویژه بودن و استحقاق مرتبط است.
 
ـ بیمار در برابر انتقاد یا شکست با خشم یا افسردگی برخورد می‌کند. اعتمادبه‌نفس شکننده واضح است.
 
ـ ممکن است استثمارگر و فاقد همدلی باشد.
 
ـ نگرانی بیش از اندازه در مورد ظاهر، بیشتر از باطن، وجود دارد و بیمار معمولاً نیاز به ستایش بیش از اندازه دارد.
 
  اپیدمیولوژی
ـ شیوع تثبیت‌شده در جمعیت عمومی کمتر از ۱% است، ولی به‌نظر می‌رسد این اختلال شایع‌تر از این رقم باشد. تعداد افراد مبتلا ممکن است در حال افزایش باشد.
 
ـ شیوع در جمعیت ۱۶-۲% است.
 
ـ احتمال انتقال خانوادگی وجود دارد.
 
  سبب‌شناسی
عاملی که زیاد گزارش شده، ناتوانی در همدلی مادر و طرد یا فقدان در اوایل زندگی است.
 
  روا‌ن‌پویشی
آیا صفات خودشیفتگی ناشی از وقفه‌ای در رشد هستند یا به‌صورت دفاع شناخته می‌شوند؟ در این مورد اختلاف‌نظر وجود دارد. یک نظریه تأکید می‌کند بزرگ‌منشی و ناتوانی در همدلی، دفاعی در مقابل پرخاشگری ابتدائی هستند. بزرگ‌منشی به‌طور شایع به‌عنوان جبران احساس حقارت در نظر گرفته می‌شود.
 
  تشخیص افتراقی
ـ اختلال شخصیت ضداجتماعی: بیمار آشکارا قانون و حقوق دیگران را نقض می‌کند.
ـ اسکیزوفرنی پاراتوئید: بیمار هذیان‌های اشکاری دارد.
ـ اختلال شخصیت مرزی: بیمار هیجان و ناپایداری بیشتری نشان می‌دهد.
ـ اختلال شخصیت نمایشی: بیمار هیجان بیشتری نشان می‌دهد.
 
  سیر و پیش‌آگهی
این اختلال ممکن است مزمن و درمان آن سخت باشد.
 
ـ بیمار با افزایش سن به‌خوبی برخورد نمی‌کند چون توهینی به خودشیفتگی‌اش به حساب می‌آید.
 
ـ عوارض احتمالی عبارتند از اختلال خلقی، پسیکوزهای گذرا، اختلالات شبه‌جسمی و اختلالات مصرف مواد.
 
ـ پیش‌آگهی کلی قابل پیش‌بینی نیست با وجود اینکه اشتغال ذهنی خودشیفتگی در برخی بیماران ممکن است در اوایل بزرگسالی بسیار بیشتر باشد.
 
  درمان
ـ روان‌درمانی فردی، حمایتی یا بینش‌گرا، برحسب توانمندی ایگو.
 
ـ محیط درمانی در بیماران دچار اختلال شدید مؤثر است.
 
ـ چالش درمانی معمولاً حفظ اعتمادبه‌نفس است که مداخلات روان‌پزشکی که به‌عنوان انتقاد تجربه می‌شوند تهدید می‌شود.
 
ـ روا‌ن‌درمانی گروهی ممکن است مفید باشد.
 
ـ زمینه طبی:
۱. بیماری طبی فرد، ممکن است تهدیدی برای تصویر بزرگمنشانه‌اش از خود باشد.
 
۲. از آنجائی‌که بیماران پزشکان خود را براساس همنشینانشان می‌سنجند، ممکن است پزشکان خود را بی‌ارزش یا ایده‌آل و بی‌نقص تلقی کنند.
 
۳. این بیماران ممکن است انتظار درمان ویژه داشته باشند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

 

گروه بی‌ثبات، هیجانی و نمایشی (۲)
 
  اختلال شخصیت مرزی
ـ تعریف این اختلال موجب پیچیدگی و اختلاف‌نظرهای متعددی بوده است. مفهوم‌سازهای آن معمولاً همپوشانی با پسیکوز، اختلالات خلقی و سایر اختلالات شخصیت و شناختی داشته است سابقاً تصور می‌شد این اختلال در مرز پسیکوز و نوروز قرار دارد.
 
ـ اشکال در جدائی - فردیت‌یابی و کنترل عاطفی و دلبستگی‌های شدید و شخصی به همراه مشکلات تجویز خود، اساسی به‌نظر می‌رسند.
 
- معیارهای تشخیصی DSM _ IV - TR برای اختلال شخصیت مرزی:
  الگوی فراگیر به‌صورت ناپایداری روابط بین فردی، تصویر خود عواطف و رفتار تکانه‌ای قابل توجه که در اوایل بزرگسالی آغاز می‌شود و در زمینه‌های مختلف بروز می‌کند، به‌طوری که با ۵ مورد ( یا بیشتر) از موارد زیر مشخص می‌شود:
    ۱. تلاش دیوانه‌وار برای اجتناب از تنها رها شدن واقعی یا خیالی.
    توجه: رفتار خودکشی یا آسیب‌رسان به خود را که در معیار ۵ آمده است شامل نمی‌شود.
    ۲. الگوی روابط بین فردی ناپایدار و پرتنش که با نوسان بین دو قطب کمال‌گرائی و بی‌ارزش بودن مشخص می‌شود.
    ۳. اختلال هویت: تصویر خود یا احساس خود به‌طور دائم و قابل توجهی ناپایدار است.
    ۴. رفتار تکانه‌ای در حداقل ۲ زمینه که به‌طور بالقوه آسیب‌رسان هستند (مثلاً خرج کردن، روابط جنسی، سوء‌مصرف مواد، رانندگی بدون احتیاط، پرخوری دوره‌ای). توجه: رفتار خودکشی یا آسیب‌رسان به خود را که در معیار ۵ آمده است شامل نمی‌شود.
    ۵. رفتار خودکشی مکرر، اشارات، تهدیدها یا رفتارهای آسیب‌رسان به خود.
    ۶. ناپایداری عاطفی به‌علت یک واکنش‌پذیری قابل توجه خلق (مثلاً دیسفوری شدید اپیزودیک، تحریک‌پذیری یا اضطراب که معمولاً چند ساعت و به‌ندرت بیش از چند روز طول می‌کشد).
    ۷. احساس مزمن پوچی.
    ۸. خشم شدید و نامتناسب یا مشکل در کنترل خشم (مثلاً ابراز بدخلقی مکرر، عصبانیت دائم، نزاع بدنی مکرر).
    ۹. عقاید پارانوئید گذرا و مرتبط با استرس یا علایم تجزیه‌ای شدید.
 
  علایم، نشانه‌ها و تشخیص
ـ بیماران 'همیشه در بحران' هستند.
 
ـ گرایش به اپیزودهای کوتاه‌مدت و پسیکوتیک‌، معمولاً همراه با پارانویا یا علایم تجزیه‌ای گذرا وجود دارد.
 
ـ اشاره، تهدید یا اقدام به خودکشی، اعمال خودتخریبی یا ایجاد جراحت در خود و خودآزاری، شایع هستند.
 
ـ روابط با دیگران معمولاً جنجالی و پرآشوب است.
 
ـ تنها بودن را تحمل نمی‌کنند و تمایل زیادی به ابژه دارند. برای گریز از تنها رها شدن خیالی یا حقیقی تلاش دیوانه‌واری نشان می‌دهند.
 
ـ ممکن است به‌آسانی خشمگین شوند.
 
ـ اغلب فریبکاری می‌کنند، و گاه آشکارا
 
ـ هویت و تصویر آنها از خود ناپایدار است.
 
ـ در مورد پول و مسائل جنسی رفتاری تکانه‌ای دارند. درگیر سوءمصرف مواد، رانندگی بی‌احتیاط یا پرخوری دوره‌ای هستند.
 
ـ واکنش‌پذیری خلق معمولاً وجود دارد. ممکن است 'طوفان‌های عاطفه' داشته باشند.
 
ـ واکنش‌‌پذیری خلق معمولاً وجود دارد. ممکن است 'طوفان‌های عاطفه' داشته باشند.
 
ـ احساس اضطراب عام (pananxiety) و هرج و مرج جنسی (choatic sexuality) از ویژگی‌های شایع هستند.
 
  اپیدمیولوژی
ـ شیوع این اختلال در جمعیت عمومی ۲% است.
ـ در زنان نسبت به مردان شایع‌تر است.
ـ ۹۰% این بیماران، یک تشخیص روانپزشکی دیگر و ۴۰%، دو تشخیص روانپزشکی دیگر دارند.
ـ شیوع اختلالات خلق یا مربوط به مواد در خانواده‌ها افزایش یافته است.
ـ شیوع اختلال شخصیت مرزی در مادران بیماران مرزی بیشتر است.
 
  سبب‌شناسی
ـ آسیب مغزی ممکن است وجود داشته باشد و نشان‌دهنده آسیب مغزی حوالی تولد، آنسفالیت، و ضربه به سر و سایر اختلالات مغز است.
 
ـ سابقه سوءرفتار جنسی و جسمی، تنها رها شدن یا درگیری بیش از اندازه تقریباً همیشه وجود دارد.
 
  آزمون‌های روان‌شناختی
آزمون‌های فرافاکنانه نشان‌دهنده نقص در واقعیت‌سنجی هستند.
 
  پاتوفیزیولوژی
ـ ضایعات فرونتال می‌توانند باعث نقص قضاوت و کنترل عاطفی شوند.
ـ ضایعات تمپورال ممکن است صفات کلوور - بوسی (Klvüer-Bucy) ایجاد کنند.
ـ کمبود سروتونین ممکن است وجود داشته باشد.
 
  روان‌پویشی
ـ دوپارگی: بیمار بدون آگاهی از دوسوگرائی یا هیجانات مثبت نسبت به یک فرد، از خود خشم و عصبانیت بروز می‌دهد. معمولاً گذرا است. یک ویژگی همراه آن، توانائی تقسیم مردم به دو دسته افرادی است که شخص را دوست دارند یا از او متنفر هستند، و یا دو دسته افرادی که کاملاً خوب یا بد هستند. این مسئله ممکن است برای گروهی که بیمار را درمان می‌کنند تبدیل به یک مشکل شود.
 
ـ ایده‌آل بدوی
 
ـ همانندسازی فراافکنانه: بیمار ویژگی‌های آرمانی مثبت یا منفی را به فرد دیگر نسبت می‌دهد، سپس سعی می‌کند آن فرد را در روابط مختلفی درگیر کند که باور خود را تأیید کند. بیمار ناآگاهانه سعی می‌کند درمانگر را وادار کند نقش فراافکنی شده را بازی کند.
 
ـ معمولاً به‌صورت متناوب نیازهای شدید پرخاشگرانه و تمایل شدید به ابژه دارد.
 
ـ بیمار ترس قابل‌توجهی از تنها رها شدن دارد.
 
ـ زیر مرحله آشتی (rapproachment) در نظریه جدائی - فردیت‌یابی مارگارت مالر (Margaret Mahler)، حل نشده است. ثبات ابژه دچار اختلال است. این مسئله منجر به ناتوانی در ساختارسازی درونی و کنترل می‌شود.
 
ـ رفتار علیه خود - تنفر و بیزاری از خود - برجسته است.
 
ـ اختلال فراگیر ایگو منجر به اختلال هویت می‌شود.
 
  تشخیص افتراقی
ـ اختلال پسیکوتیک: اختلال در سنجش واقعیت دوام دارد.
 
ـ اختلال خلق: اختلال خلق معمولاً غیرواکنشی است. اختلال افسردگی ماژور با ویژگی‌های غیرمعمول معمولاً تشخیص افتراقی دشواری محسوب می‌شود. در مواردی، فقط یک ازمایش درمانی می‌تواند این دو را افتراق دهد. به هر حال بیماران غیرمعمول، معمولاً اپیزودهای طول‌کشیده افسردگی دارند.
 
ـ تغییر شخصیت ثانویه به یک بیماری طبی عمومی: نتایج آزمایش‌های بیماری طبی مثبت هستند.
 
ـ اختلال شخصی اسکیزوتایپال: ویژگی‌های عاطفی شدت کمتری دارند.
 
ـ اختلال شخصیت ضداجتماعی: نقایص در وجدان و توانائی دلبستگی شدیدتر هستند.
 
ـ اختلال شخصیت نمایشی (هیستریونیک): خودکشی و ایجاد جراحت در خود و خودآزاری کمتر شایع هستند. بیمار تمایل دارد روابط بین‌فردی مستحکم‌تری داشته باشد.
 
ـ اختلال شخصیت خودشیفته: شکل‌گیری هویت مستحکم‌تر است.
 
ـ اختلال شخصیت وابسته: دلسبتگی‌ها مستحکم و پایدار هستند.
 
ـ اختلال شخصیت پاراتوئید: سوءظن شدیدتر و پایدارتر است.
 
  سیر و پیش‌آگهی
ـ متنوع است، در سال‌های بعد ممکن است درجاتی از بهبودی دیده شود.
ـ خودکشی، خودآزاری، اختلالات خلقی و اختلالات شبه‌جسمی، پسیکوز، سوءمصرف مواد و اختلالات جنسی، از عوارض احتمالی هستند.
 
  درمان
بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می‌توانند مشکل‌ساز باشند. بیماران ممکن است 'طوفان‌های عواطف' و نیاز به توجه قابل ملاحظه داشته باشند.
 
ـ درمان معمولاً دربرگیرنده مخلوط روان‌درمانی حمایتی و تجسسی است. درمان پسیکوز انتقال، انتقال متقابل، کنش‌نمائی و تهدید به خودکشی مشکل‌زا است. درمانگر به‌عنوان یک خودکمکی، عمل می‌کند، محدودیت تعیین می‌کنمد و ساختار را پیشنهاد می‌کند.
 
ـ رفتاردرمانی ممکن است در کنترل کانه‌ها و طغیان خشم و کاهش حساسیت به انتقاد و طرد شدن مفید باشد. آموزش مهارت‌های اجتماعی نیز به‌کار می‌رود. رفتاردرمانی دیالکتیک یک نوآوری جدید است.
 
ـ دارودرمانی روانی؛ برخی داروها ممکن است برای کنترل تکانه و تثبیت خلق مفید باشند. این داروها شامل ضدافسردگی‌ها است (مثلاً ۲۰۰-۵۰ میلی‌گرم سرترالین 'sertraline' روزانه، ۶۰۰-۳۰۰ میلی‌گرم کربنات لیتیم دو تا سه بار در روز، ۴۰۰-۲۰۰ میلی‌گرم کاربامازپین سه بار در روز، دی‌والپروعکس 'divalproax' در سطوح درمانی)، استفاده از آنتی‌پسیکوتیک با دوز کم (مثلاً ۵/۲ میلی‌گرم آلانزاپین 'olanzapine' روزانه) ممکن است برای دوره‌های محدود مفید باشد.
 
ـ بستری شدن در مواقع بحرانی معمولاً کوتاه‌مدت است، ولی برخی بیماران برای تغییر ساختاری نیاز به بستری طولانی‌مدت دارند.
 
ـ درمانگر باید انتقال متقابل را برررسی کند و غالباً به‌ دنبال مشاوره بگردد.
 
ـ بیمار ممکن است ناآگاهانه کارکنان را به دو گروه تقسیم کند. بیمار کارکنان را به طریقی درگیر می‌کند که بر ضد هم موضع‌گیری کنند. این مسئله باید پیش‌بینی شود و با آموزش کارکنان تدبیر شود.



   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳٠