همه ما به دلیل شناخت ناقص و محدود از خودمون معمولاً در انتخاب رشته ی تحصیلی ،در انتخاب شغل ، در عشق و ازدواج و در حقیقت در تمام مواردی که انسان می خواهد درباره ی موضوعی مهم در ارتباط با آینده اش دست به انتخاب بزنه   وتصمیم گیری داشته باشه ،دچار اشکال می شویم ! روانشناسان حرفه ای به کرات با مردمانی مواجه می شوند که انتخاب نامناسبی در امور زندگیشون داشتند و به دنبالش مسیر درست را گم کردن .عجیب  این که افرادی که از خارج به موضوع نگاه می کنند ،اشتباه بودن انتخاب برای آنها کاملاً واضح و آشکار است ،اما این اشتباه همواره به علت داشتن تصویر از خود ،یعنی قصور شخص در اینکه خود را به درستی بشناسد ، تکرار شده است .

بنیاد فرهنگ زندگی مفتخر است ابزار قدرتمند دیگری جهت شناخت توانایی های خود و دیگران در اختیار شما دوستان قرار دهد.

نام و معرفی مختصری از 16 تیپ شخصیتی در جدول ذیل:

 

تیپ

نام

اشاره خیلی مختصرنقاط قوت و ضعف بالقوه هر تیپ

INTJ

درونگرای شهودی متفکر قضاوتی

مستقل- خلاق - منتقد

ISTJ

درون گرای حسی متفکر قضاوتی

منظم - وفادار- بدبین

ISFJ

درونگرای  حسی احساسی قضاوتی

محطاط- فروتن - نگران

ESTP

برونگرای حسی متفکر ادراکی

پر انرژی- مستقل - بی نظم

ESFP

برونگرای حسی احساسی ادراکی

اجتماعی- پر شور و هیجان - غیر قابل پیش بینی

INFJ

درونگرای شهودی احساسی قضاوتی

کمال گرا- صبور - تایید طلب

ENTP

برونگرای شهودی متفکر ادراکی

خلاق - پرتلاش- تنوع طلب

INFP

درونگرای شهودی احساسی ادراکی

آرام - ملاحظه کار - متوقع

ISTP

درونگرای حسی متفکر ادراکی

کنجکاو  -  اهل ریسک - کم تحمل

INTP

درونگرای شهودی متفکر ادراکی

مستقل - دقیق - خودبین

ESTJ

برونگرای حسی متفکر قضاوتی

متعهد - صادق - کم تحمل

ENTJ

برونگرای شهودی متفکر قضاوتی

مسئولیت پذیر- دور اندیش - سلطه جو

ISFP

درونگرای حسی احساسی ادراکی

صمیمی- سخاوتمند- عدم قاطعیت

ENFP

برونگرای شهودی احساسی ادراکی

خلاق - خوشبین - بی نظم

ESFJ

برونگرای حسی احساسی قضاوتی

خون گرم - سنتی- سلطه جو

ENFJ

برونگرای شهودی احساسی قضاوتی

پرتلاش- خوشبین- عجول

 

 

پس از بررسی و شناخت ابعاد شخصیتیمان به یاد داشته باشیم  :

 " برونگرا" به معنی  پرحرف  یا پر سرو صدا  نیست.

"درونگرا " به معنی خجالتی و یا افسرده نیست

"احساسی " به معنی هیجانی و احساساتی  نیست .

"قضاوتی "به معنای موشکاف نیست .

"ادراکی " به معنای بی خیال  نیست .

سوالی که ممکن است  در ذهن شما ایجاد بشود این است که آیا امکان دارد فردی هم درونگرا باشد هم برونگرا ؟

جواب منفی است . اما باید توجه داشت که مثلا همانطور که ما میتوانیم گاهی بنابر ضرورت(صدمه وارد شدن به دست مرجح) با اینکه راست دست هستیم ، از دست چپ خود برای چند لحظه استفاده کنیم ، درباره ابعاد متفاوت شخصیتی خود هم گاهی بعد غیر مرجح را استفاده میکنیم.

فرض کنید دانشجویی درونگرا برای بخشی از نمره پایان ترم خود باید سمیناری را در کلاس ارائه دهد ، پس او ناگزیر است بخش برونگرای خود را برای مدت زمانی کوتاه زندگی کند و تا جایی که میتواند آنرا بروز دهد . این مسئله در مورد سایر ابعاد روان هم صدق می کند .

از ترکیب 4 بعد روان، 16 تیپ شخصیتی متفاوت بوجود می آید و یونگ معتقد است  اگر 16 تیپ شخصیتی ، ابعاد 4گانه روان خود را متعادل زندگی کنند ، از لحاظ روانی سلامت ، سازگار و موفق دیده میشوند . البته علاقه ، استعداد و توانایی هر کدام از 16 تیپ شخصیتی با دیگری متفاوت است .

در  کارگاه شخصیت شناسی 4 بعدی درمی یابید : هدایتگر شخصیت شما در زندگی، کدام بخش از روان شماست ؟

 

 

منطقی - احساسی

ترجیح  منطقی - احساسی نشان دهنده شیوه ای است که ما ترجیح می دهیم تا تصمیم گیری کنیم .منطقی ها به سبک منطقی وعینی تصمیم گیری می کنند در حالی که احساسی ها به شیوه ی فردی و ارزش محور تصمیم گیری می کنند.جمعیت کلی آمریکا به صورت 50/50 میان رجحان احساسی -منطقی تقسیم می شوند ولی جالب این است که66% تمام زنان احساسی هستند . این یکی از ترجیحات نظریه تیپ شناسی  است که تفاوت جنسی قابل توجهی دارد. منطقی ها تمایل به تحلیل تصمیمات دارند، در حالی که احساسی ها همدلی می کنند.

قضاوتی - ادراکی

دو مقوله قضاوت - ادراک منعکس کننده جهت گیری فرد نسبت به جهان بیرون می باشد .

تیپ قضاوتی به کامل کردن کارها و تمامیت علاقمند است  .آن ها ترجیح می دهند تا زندگی با برنامه و سازمان یافته را هدایت کنند و داشته باشند و تصمیم گیری را دوست دارند . در مقابل ، فردی با رجحان ادراکی ، بیشتر زندگی انعطاف پذیرو بی برنامه را ترجیح می دهند و دوست دارند همواره حق انتخاب داشته باشند وکارها را آزادنه انتخاب کنند.

تصور کنید دو فرد ، یکی با رجحان قضاوتی و دیگری با رجحان ادراکی ، برای شام بیرون بروند، فرد قضاوتی از فرد ادارکی می خواهد تا رستورانی اتنخاب کند و فرد ادارکی 10 گزینه را پیشنهاد می کند ،فرد قضاوتی فقط می خواهد یک تصمیم بگیرد،در حالی که فرد ادراکی می خواهد تمام  گزینه ها رابررسی کند. قضاوتی ها در تمام عرصه های زندگی ، مخصوصاً در محیط کار علاقمندند کارها را کامل انجام دهند و از خط زدن کارهای کامل شده برروی تقویم هایشان لذت می برند . ادراکی ها تمایل دارند خودرا بانگرش منتظر ماندن (باید صبر کرد و دید ) ودیدن (اینکه چه اتفاقی می افتد ) سازگار کنند واطلاعات جدید را جمع آوری کنند تا اینکه از آن ها استنتاج ونتیجه گیری کنند.ادراکی ها کنجکاو هستند و از اطلاعات جدید استقبال می کنند، آنها ممکن است پروژه های زیادی را شروع کنند وهیچ یک را به اتمام نرسانند...

 

 

 

 

کاربردهای دوره

شناسایی علایق و اولویت ها

کشف توانمندی های خود و در نهایت اثربخش شدن

تصمیم گیری قاطع

 انتخاب مناسب

 دستیابی به احساس رضایت

بهبود روابط بین فردی  

در کارگاه شخصیت شناسی 4 بعدی تستی اجرا می شود که امروزه راهنمای  میلیون ها نفر در سراسر دنیا در مسایل مهم زندگی  همچون همسر گزینی ، تربیت موثر فرزندان ، تجارت ، شغل یابی و رضایت بیشتر از شغل فعلی و ... بوده است  که بر اساس مطالعات مایرز و بریجز و کارل گوستاو یونگ طراحی شده است .

همه ما به دلیل شناخت ناقص و محدود از خودمون معمولاً در انتخاب رشته ی تحصیلی ،در انتخاب شغل ، در عشق و ازدواج و در حقیقت در تمام مواردی که انسان می خواهد درباره ی موضوعی مهم در ارتباط با آینده اش دست به انتخاب بزنه   وتصمیم گیری داشته باشه ،دچار اشکال می شویم ! روانشناسان حرفه ای به کرات با مردمانی مواجه می شوند که انتخاب نامناسبی در امور زندگیشون داشتند و به دنبالش مسیر درست را گم کردن .عجیب  این که افرادی که از خارج به موضوع نگاه می کنند ،اشتباه بودن انتخاب برای آنها کاملاً واضح و آشکار است، اما این اشتباه همواره به علت داشتن تصویر از خود ،یعنی قصور شخص در اینکه خود را به درستی بشناسد ، تکرار شده است .

 

 

 ***

تاریخچه MBTI

 

مطالعه تفاوت های انسان تاریخچه ای طولانی هم در شرق و هم در غرب دارد.متخصصین سنخ شناسی روش خاصی برای طبقه بندی کردن شخصیت ها طبق رهنمودهای ویژه دارند.

سوالی که شاید به ذهن همه ما بیاید ! آیا با این طبقه بندی ها تیپ شناسان سعی نمی کنند افراد را در داخل جعبه کنند با یک برچسب خاص !؟

خیر ، سنخ شناسی صرفأ یک راهنمای سودمند است و به هیچ عنوان سعی در قرار دادن افراد در داخل جعبه ندارد. این تصور که مردم را میتوان به تیپ ها و دسته های مختلفی از افرا د تقسیم کرد به زمان بقراط (400 سال قبل از میلاد)برمیگردد. بعدها جالینوس (حدود سال 150 میلادی )به نظریه های او شاخ و برگ داد. در آن دوران این اعتقاد وجود داشت که افراد را میتوان به چهارگروه صفراوی(تحریک پذیر) سوداوی(افسرده) دموی (خوشبین) بلغمی (آرام) تقسیم کرد.این فرض وجود داشت که تیپ شخصیتی فرد، بازتابی از غلبه یکی از چهار خلط بدنی - مایعاتی در بدن که تصور می رفت برای حیات جنبه بنیادی دارد- میباشد(یزدان پناه،1384).

از زمان سقراط به بعد تیپ شناسیهای دیگری پدید آمد که دست کم یکی از آنها ماهیتی روانشناختی دارد تا زیست شناختی .

به عنوان مثال یونگ معتقد بود که مردم در یکی از دو دسته درونگرا و برونگرا جای میگیرند یا اریک فروم که 5 طرح شخصیتی را ارائه میدهد: 1پذیرا 2بهره کش 3 سوداگر 4 محتکر 5 سازنده .

آیزنک نیز شخصیت ها را بر اساس 4مزاج تقسیم بندی می کند و برای هریک خصوصیاتی در نظر گرفته :صفراوی (فعال،خوشبین، تغیرپذیر و مهاجم، بی قرار،حساس)، مالیخولیایی(کج خلق،اضطرابی، انعطاف پذیر، متین وموقر،بدبین،محتاط،غیراجتماعی)، دموی(اجتماعی،معاشرتی،پرحرف،حساس،سازگار،سرزنده،بی پرواو...)، بلغمی(غیر فعال ،دقیق، متفکر، صلح طلب،قابل اعتمادو...).

مکاتب مختلفی درباره سنخ شناسی وجود دارد و از این خط فکری برخی از متفکرین بسیار مهم پیروی کرده اند .مطمئنأ سنخ شناسی یونگ میتواند به یک بازی اتاق نشیمن کاهش یابد اما گر آن به طریقی که یونگ آن را درک کرد ، فهمیده شود . یک ابزار قوی و انعطاف پذیر برای بررسی نه تنها روابطمان با افراد دیگر بلکه برای روان خودمان و اینکه آنها چگونه رشد میکنند می باشد. حتی میتوانیم بگوییم سنخ شناسی یونگ ، اگر تمام عمق آن دیده شود مساوی با کل روانشناسی یونگ است که میتواند ما را به آنچه که یونگ فردیت نامید برساند .

 

و اما یونگ ، کاترین بریگز و دخترش ایزابل بریگز مایرز...

  مفهوم سنخ روانی موجودیتش را مدیون یونگ و دو زن امریکایی به اسامی کاترین بریگز و دخترش ایزابل بریگز مایرز است .در حالیکه یونگ کشفیات خود را میکرد ، کاترین بریگز که مدت ها تحت تاثیر تفاوت ها و شباهتهای شخصیت های انسان ها بود ، نظام ویژه ای برای تعیین تیپ شخصیتی اشخاص تدبیر کرد . مایرز و بریگز با توجه به اهتمام نظری یونگ کارشان را شروع کردند و بعد با بسط دادن آن ، امکان استفاده علمی از آن را میسر ساختند . آنها پس از بررسی مفصل به این نتیجه رسیدند که چهار ترجیح شخصیتی و 16 سنخ روانی وجود دارد (پاول تایگرو باربارا بارون تایگ).

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٢/٩