اختلال افسردگی اساسی یکی از شایع‌ترین تشخیص‌های روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بی‌علاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص می‌شود؛ چیزی که از آن به عنوان "سرماخوردگی روانی" یاد می‌شود. افسردگی مجموعه‌ای از حالات مختلف روحی و روانی است که از احساس خفیف ملال تا سکوت و دوری از فعالیت روزمره بروز می‌کند. افسردگی اساسی واژه‌ای است که توسط انجمن روانپزشکی آمریکا جهت مجموعه‌ای از علایم اختلال خلق برای DSM-III در سال ۱۹۸۰ به کار رفت و پس از آن عمومیت یافت. افسردگی اساسی منجر به از کارافتادگی قابل توجه فرد در قلمروهای زندگی فردی و اجتماعی و اشتغال می‌شود و عملکردهای روزمره فرد همچون خوردن و خوابیدن و سلامتی فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

در یک نظرسنجی که در ایران انجام شد، ۳۴ درصد شرکت‌کنندگان دچار افسردگی بوده‌اند..

علل بروز

 

علل زیست شناختی

  • ژنتیک: شیوع افسردگی در دوقلوهای تک‌تخمکی ۶۵ درصد و در سایر دوقلوها ۱۴-۱۹ درصد است که نقش عامل‌های ژنتیک را مشخص می‌کند. محققین چند ژن را که ممکن است با اختلالات دو قطبی مربوط باشند را مشخص کرده‌اند، آنان به دنبال ژن‌هایی می‌گردند که با سایر اشکال افسردگی مرتبط باشند. اما همه افرادی که سابقه فامیلی افسردگی را دارند به این اختلال دچار نمی‌شوند
  • سروتونین و سایر نوروترانسمیترها: وجود اختلال نوروترانسمیتری در سطح سیناپس‌ها را در بیماران افسرده مشاهده کرده‌اند. علاوه بر سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در بیماران افسرده اختلال دارند.
  • داروها استفاده طولانی مدت از برخی داروها مانند داروهایی که جهت کنترل فشار خون استفاده می‌شوند، قرصهای خواب یا قرصهای پیشگیری از بارداری می‌توانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ایجاد کنند. مصرف قرص‌های ضد بارداری تأثیر مستقیم در افسردگی زنان دارد
  • بیماریها ابتلا به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت، سرطان و آلزایمر یا میگرن باعث می‌شود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات، یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می‌دهند افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته‌اند اتفاق می‌افتد. افسردگی درمان نشده می‌تواند شما را در خطر بیشتری برای مرگ در سال‌های اول پس از سکته قلبی قرار دهد. ابتلا به کم‌کاری تیروئید حتی اگر خفیف باشد هم می‌تواند باعث بروز افسردگی شود

علل روانی اجتماعی (psychosocial)

  • استرس: وقایع پراسترس زندگی، به ویژه از دست دادن یا تهدید به از دست دادن یک فرد محبوب یا شغل می‌تواند محرک افسردگی باشد.
  • عوامل اجتماعی: نارضایتی از جامعه و عوامل روانی مرتبط با اجتماع نیز می‌توانند نقش داشته باشند.
  • شخصیت: صفات شخصیتی خاصی مانند اعتماد به نفس پایین و وابستگی شدید، بدبینی و حساسیت در برابر استرسها می‌تواند فرد را مستعد افسردگی نماید. شخصیتی وسواسی، منظم و جدی، کمال‌گرا یا شدیداً وابسته نیز احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش می‌دهند.
  • شکست در زندگی: شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران می‌تواند باعث بروز افسردگی شود، مرگ یا فقدان یکی از عزیزان، از دست دادن یک چیز مهم (شغل، خانه، سرمایه)، تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید، انجام بعضی از اعمال جراحی مثل برداشتن پستان به علت سرطان، گذر از یک مرحله از زندگی به مرحله‌ای دیگر، مثلاً یائسگی یا بازنشستگی
  • بیماری‌های روانی:اضطراب، عقب‌افتادگی ذهنی، فراموشی، اختلال خوردن و سوء مصرف مواد.

شیوع

شیوع بیماری در زنان دوبرابر مردان است. در مردان میزان ابتلا ۵-۱۲ درصد و در زنان ۱۴-۱۹ درصد است. سن بروز بیماری در حدود ۳۰ سالگی است.

علائم

محتوی تفکر

۶۰ درصد بیماران افسرده فکر خودکشی دارند و ۱۵ درصدشان دست به خودکشی می‌زنند. حس نافذ نومیدی، احساس گناه به خاطر چیزهای کم‌اهمیت یا خیالی، احساس بی‌ارزشی و توهمات و هذیانهای نیست‌انگارانه و نشخوار ذهنی وسواسی در بسیاری از آن‌ها آشکار است.

نظام حسی

حواس پرتی، دشواری در تمرکز اختلال حافظه، گیجی و گاه اختلال در تفکر انتزاعی (به‌ویژه در سالمندان) شایع است.

وضعیت ظاهری

غمگینی، گریه بی‌دلیل، از دست دادن علاقه و ناتوانی از لذت بردن، بی‌حالی و خستگی، بی‌قراری، زودرنجی، مشکلات خواب (شامل دشواری در خوابیدن، خواب زیاد و ناراحت) زیاد مشاهده می‌شود.

کندی یا برعکس تحریک پذیری روانی حرکتی و بی‌توجهی به ظاهر شخصی بسیار شایع است. تکلم خودانگیخته کم یا به کلی غایب است. مکث‌های طولانی در کلام، استفاده از واژگان تک‌سیلابی و صدای آهسته و یکنواخت از ویژگی‌های گفتاری معمول است.

خصوصیات مرتبط با سن [ویرایش]

افسردگی در سنین مختلف ممکن است خصوصیات متفاوتی داشته باشد. در دوران پیش از بلوغ شکایات جسمی، توهمات شنوائی (شنیدن صداهای ناموجود)، اضطراب و انواع فوبی‌ها بیشتر دیده می‌شود. در نوجوانی سوءمصرف مواد، رفتارهای ضداجتماعی، مسائل مربوط به مدرسه (فرار از مدرسه، مشکلات تحصیلی) و عدم رعایت بهداشت و در سالمندی فراموشی، حواس‌پرتی و نقص‌های شناختی (مانند اختلالات حافظه و گیجی) بیشتر مشاهده می‌شود.

خصوصیات پیوسته [ویرایش]

ناراحتی‌های جسمانی نیز در بیماران بیشتر دیده می‌شود و ممکن است افسردگی را بپوشاند و بسیاری اوقات علل روانی دارد. سردرد، اختلالات گوارشی، یبوست، شکایات قلبی و ادراری-تناسلی از جمله آن‌ها هستند.

درمان [ویرایش]

درمان‌های ضدافسردگی را می‌توان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمان‌ها در مطالعات فراوانی مشاهده شده‌است. در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه‌است. این داروها در دهه‌های اخیر از نظر کمی و کیفی رشد فراوانی داشته‌اند به شکلی که امروزه دیگر فاقد عوارض شدید و ناتوان‌کننده هستند. رواندرمانی‌های شناختی-رفتاری و در برخی موارد تحلیلی نیز در درمان افسردگی موثر هستند. در موارد خفیف‌تری که هنوز افسردگی در حد یک اختلال ظاهر نشده‌است، انجام کارهایی برای کاهش فشار و استرس از جمله خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می‌توانید به همان اندازه که می‌توانید، ورزش معتدل (ملایم)، رفتن به یک سینما، شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی، اجتماعی، یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند، صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده، خودداری از مصرف الکل، برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم‌چرب، مثبت‌اندیشی، تماشای فیلم‌های خنده‌دار و شاد، رفتن به مسافرت، سهیم شدن در فعالیت‌هایی که می‌تواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما به‌وجود بیاورد. (۵).نوروفیدبک (neurofeedback)و تحریک مغناتیسی مغز از روش های جدید در درمان افسردگی است.[۲]

انواع [ویرایش]

از انواع دیگر افسردگی می توان به موارد زیر اشاره کرد: افسردگی عمده، افسردگی جزیی، افسردگی سایکوتیک

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٧/٢۸

 

افسردگی نشانه‌های مختلفی دارد؛ مثل از دست دادن انرژی، از دست دادن  علاقه به فعالیت‌ها و زندگی، غمگینی، فقدان اشتها، کاهش یا افزایش وزن، اشکال در تمرکز، خود ملامت گری، احساس ناامیدی، شکایت‌های جسمانی، دوری‌گزینی از دیگران، تحریک‌پذیری،  مشکل در تصمیم گیری، و افکار خودکشی. بسیاری از افراد افسرده، احساس اضطراب نیز می‌کنند. آنها غالباً نگران هستند؛ حالت تهوع، سرگیجه و گاهی گرگرفتگی، تاری دید،  تپش قلب و تعریق را تجربه می‌کنند.

شدت افسردگی از نظر بالینی از خفیف تا شدید تغییر می‌کند. برای مثال، برخی افراد از تعداد اندکی نشانه‌های گاه و بی‌گاه افسردگی شکایت دارند، درحالی‌که افراد دیگر، که از افسردگی شدید رنج می‌برند، ممکن است نشانه‌های متعددی  به صورت متناوب و طولانی مدت و کاملاً آزار دهنده داشته باشند. افسردگی بالینی مشابه سوگ، پس از فقدان یک عزیز از دست رفته، جدایی یا طلاق  نیست.

احساس غمگینی، تهی بودن، انرژی پایین و فقدان علاقه در طی سوگواری، طبیعی محسوب می‌شوند؛ خشم و اضطراب نیز ممکن است در فرایند طبیعی سوگ دیده شود. افسردگی بالینی با سوگواری طبیعی متفاوت است، به طوری که ممکن است بدون وجود یک فقدان واضح نیز افسردگی بالینی رخ دهد. به علاوه افسردگی می‌تواند طولانی‌تر از سوگواری و همراه با احساس خود ملامت‌گری، ناامیدی و یأس باشد.  

بسیار غیر معمول است که فردی بگوید که هیچ‌گاه  «افسرده»  نبوده است.  نوسانات خلقی طبیعی هستند و به ما کمک می‌کنند متوجه شویم که در زندگی ما چیزی فراموش شده است، تا شاید ما تغییری در وضع خودمان بدهیم؛ ولی افسردگی بالینی بدتر از نوسانات ساده‌ی خلقی است. از آنجا که درجات متفاوتی از افسردگی وجود دارد،  بیماران به شدت افسرده، درخواست چندین درمان را به طور ترکیبی دارند.

 

افسردگی چیزی نیست که برای افراد «غیر عادی» اتفاق بیافتد. بلکه همه‌جا و برای همه کس محتمل است. در کنار اضطراب (که شایع‌تر از افسردگی است)،  افسردگی سرماخوردگی مشکلات هیجانی نامیده می‌شود. هرساله، تعداد زیادی از افراد از افسردگی اساسی رنج می‌برند. 25%  زنان و 12%  مردان،  دوره‌هایی از افسردگی اساسی را در طول زندگی خود تجربه می‌کنند. احتمال بازگشت و عود یک دوره از بیماری، پس از دوره اول نیز بالاست. علت تفاوت شیوع افسردگی در دو جنس، به‌طور کامل مشخص نیست. دلایل احتمالی ممکن است، این باشد که خانم‌ها بیشتر تمایل به ابراز احساس غمگینی و خود ملامت‌گری دارند، در حالی که آقایان ممکن است افسردگی خود را در پس مسایل دیگر نظیر سوء مصرف الکل و دارو پنهان کنند. به علاوه، خانم‌ها اغلب از سنین پایین می‌آموزند که وابسته و درمانده باشند. هم چنین خانم‌ها پاداش و تقویت کمتری در مقایسه با آقایان دریافت می‌کنند و پیشرفت‌های آنها چندان به چشم نمی‌آید.

 

علل افسردگی چیست؟

هیچ علت واضحی برای افسردگی وجود ندارد. ما افسردگی را «چند وجهی» در نظر می‌گیریم، به‌طوری که عوامل متعددی می‌توانند باعث آن شوند.  این عوامل می‌توانند بیوشیمیایی، بین‌فردی، رفتاری و شناختی باشند. افسردگی می‌تواند در بعضی از افراد تحت تأثیر یک دسته از این عوامل ایجاد شود، ولی به طور معمول‌تر علت آن مجموعه‌ای از تمام این عوامل می‌باشد.  عوامل بیوشیمیایی، شامل استعداد ژنتیکی خانوادگی و وضعیت بیوشیمیایی مغز شما در حال حاضر است.  تعارضات و فقدان‌هایی در روابط بین‌فردی، می‌توانند عامل افسردگی باشند، همان گونه که عوامل رفتاری نظیر افزایش تنش و استرس و کاهش تجارب مثبت و لذت بخش نیز می‌توانند باعث بروز افسردگی شوند. عوامل شناختی مؤثر در افسردگی، روش‌های انحرافی و غیر انطباقی تفکر است. در این‌جا عوامل رفتاری و شناختی را با جزئیات نسبتاً بیشتری توضیح می‌دهیم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٧