اختلالهای رفتاری:

در روان شناسی وقتی صحبت از اختلالهای رفتار به میان می آید منظور همان بی نظمی هایی است که در رفتاردیده می شود وزیرعنوان بیماری های روانی ، رفتارهای نابهنجار یا شخصیتهای ناسازگار قرارمی گیرد . بنابراین می توان بیماری را در مقابل سلامتی ، نابهنجاری را در مقابل بهنجاری و ناسازگاری را در مقابل سازگاری قرار دارد . استفاده از عبارات فوق در روان شناسی کار آسانی نیست . بدین معنا که ما به درستی نمی دانیم مرز بین سلامتی و بیماری کجاست پس ما فقط در اینجا تنها دو عبارت سلامتی و بیماری را در نظر می گیریم و به تشریح آنها می پردازیم .

سلامتی :حالتی است که در آن فرد خود را خوب ، قوی و مطمئن احساس می کند بنابراین سلامتی یک مفهوم فردی است که بر مفهوم سازگاری استوار است . وقتی از سلامتی صحبت می شود در واقع منظور تعادلی است که بین ارگانیسم و محیط او وجود دارد . کسی که می تواند تعارض های خود را حل کند و در مقابل ناکامی های اجتناب ناپذیر زندگی استقامت داشته باشد از سلامتی کامل برخوردار است . کسی که به این موفقیت دست نمی یابد بیمار تلقی می شود . در روان شناسی افرادی که نتوانند تعارض های خود را با شیوه های مناسب حل کنند جزء کسانی به حساب می آیند که اختلالهای رفتاری یا بیماریهای روانی دارند .

بیماری :یعنی به هم خوردن تعادل و سلامتی که به دنبال ضعف و مقاومت بدن در مقابل مسمومیت ها ، عفونت ها یا حل تعارضهای روانی پیش می آید . بیمار کسی است که احساس رنج می کند و تصور می کند که کارایی خود را از دست داده است . انسان بیمار از اینکه مبادا بیماری او شدت یابد نگران است و وقتی بیماری خود را می پذیرد از نظر روانی پسروی می کند و به این ترتیب علاقه او به دنیای خارج قطع می شود و توجه او به جسم و درون خود افزایش می یابد یعنی بدن و دنیای درون او ارجحیت پیدا می کند . ممکن است بیماری برای برخی از افراد رضایت بخش باشد زیرا به راحتی می توانند از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند .

برای تمیزدقیق سلامتی ازبیماری لازم است معیارهایی داشته باشیم.درعمل 2 معیار مورد استفاده قرار می گیرد:1- آرمانی 2- آماری

از نظر معیار آرمانی (ایده آلی ) سلامتی یا بهنجاری یعنی مطابقت با قاعده یا قانونی که از هر جهت در حد مطلوب است اما بدیهی است که این آرمان در عمل تحقق نمی یابد . زیرا از نظر جسمی یک کرم خوردگی ساده دندان وازنظرروانی یک ترس ساده و بی خطر کافی خواهد بود تا فرد ازسلامتی و بهنجاری کامل منحرف شود از نظر معیار آماری ، سلامتی یا بهنجاری یعنی میانگین ، فردی از هرجهت در حد وسط قرار دارد .

بنابراین اگر معیار آرمانی رادر نظربگیریم بیماری یا نابهنجاری جنبه مرضی ومنفی پیدا می کند اما اگرمعیار آماری رامبنای مقایسه قراردهیم نابهنجاری یابیماری می تواندبه دوصورت ازمیانگین فاصله داشته باشد (کمتریا بیشتر)مثلا کودکی که خیلی لاغریاچاق است .

عیب معیار آماری این است که تنها در موارد قابل اندازه گیری کاربرد دارد . کاربرد آن در زمینه های کیفی جنبه مجازی خواهد داشت و عملی نخواهد بود .

روان شناسان فردی را از نظر روانی سالم یا بهنجار می دانند که : فعالیت های او آشکارا جزء فعالیت هایی باشد که در اجتماع مورد قبول است . به فعالیت های خود علاقه نشان دهد و در مجموع از زندگی خود راضی باشد . به طور کلی می توان گفت انسان بهنجار یا انسان سالم کسی است که هدف اجتماع پسنددارد،ازدنبال کردن هدف خودخرسنداست ودرمجموع اززندگی خوداظهاررضایت می کند

البته باید بدانیم که بهنجاری و نابهنجاری یا سلامتی و بیماری در جوامع گوناگون متفاوت خواهد بود یعنی رفتاری که در یک اجتماع بهنجار شمرده می شود ممکن است در جوامع دیگر نابهنجار باشد .

نابهنجاریهای شخصیت یابیماریهای روانی رابرحسب اینکه علت کنشی یاعضوی داشته باشندبه دو گروه کنشی وعضوی تقسیم می کنند .

بیماری های کنشی یا عملکردی آنهایی است که علت عضوی ندارد یعنی اندام ها کاملا سالم است اما وظیفه خود را به خوبی انجام نمی دهند منظور این است که بیماران کنشی در سازگاری با محیط مشکل دارند نه اینکه اندام های بدنی آنها معیوب باشد .

بیماری های روانی را از نظر شدت و ضعف نیز به دو گروه نوروزها و سایکوزها تقسیم می کنند.نوروز چیست ؟نوروز یک اختلال روانی است که عملکردهای اصلی شخصیت را در بر نمی گیرد وفرد به آن آگاهی دارد . از انواع بسیار رایج و شناخته شده ی نوروز می توان اضطراب ، وسواس ، ترسهای مرضی و هیستری را نام برد .

سایکوز چیست ؟تفاوت نوروز و سایکوز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است .

سایکوز یک اختلال شدید روانی است که در آن ارتباط بیمار با واقعیت قطع می شود رابطه او با انسانهای دیگر به شدت آسیب می بیند و به علت ناسازگاری های اجتماعی باید بستری شود . سایکوتیکها بر خلاف نوروتیکها از اختلال های شخصیتی خود آگاهی ندارند و در دنیای کاملا اختصاصی به سر می برند برخی از انواع سایکوزها عبارت است از : اسکیزوفرنی ، مانیک-دپرسیو

معیارهای تشخیص سلامتی و بیماری:

آرمانی (ایده آلی) :سلامتی یا به هنجاری یعنی مطابقت با قاعده یا قانونی که از هر جهت در حد مطلوب است.

·آماری :سلامتی یعنی میانگین، فردی که از هر جهت در حد متوسط قرار دارد. بیماری در این معیار یعنی فاصله (کمتر یا بیشتر) از میانگین. مثال: کودک بیش از حد لاغر و یا بیش از حد چاق. مبنای این معیار مقایسه است به همین جهت عیب معیار آماری این است که تنها در موارد قابل اندازه گیری کاربرد دارد و در زمینه های کیفی جنبه مجازی داشته و علمی نخواهد بود.

بیماری های روانی با 2 علت تقسیم بندی می شوند:

کنشی (عملکردی):آنهایی که علت عضوی ندارند، یعنی اندام ها سالمند اما وظیفه خود را خوب انجام نمی دهند. و در سازگاری با محیط مشکل دارند.

عضوی:در اثر معیوب شدن قسمتی از مغز یا سیستم عصبی بوجود می آید.

بیماری های روانی از نظر شدت و ضعف به 2 گروه:

·نوروزها·سایکوزهاتقسیم می شوند.

نوروز چیست؟

جزء اختلالات رفتاری کنشی است (یعنی برای آن علت زیستی شناخته شده وجود ندارد). عملکرد های اصلی شخصیت را در بر نمی گیرد و فرد بدان آگاهی دارد. به نوروز های روانی سایکونوروز گویند که برای راحتی آنرا نوروز می نامیم.

انواع رایج نوروز: اضطراب، وسواس، ترسهای مرضی (phobia)، هیستری.

ویژگی های افراد نوروتیک:

1. خود را ناراحت احساس می کنند.

2. نقش اجتماعی خود را از یاد می برند.

3. در مقابل دیگران حالت پرخاش دارند. (مسخره کردن)

4. در مقابل خود پرخاش دارند. (خود کشی)

5. خواب هایشان اختلال دارد. (پرخوابی یا کم خوابی)

6. روابط جنسی آنها مختل است. (نا توانی، اجتناب از ارضای نیاز جنسی)

7. خسته به نظر می رسند.

جنبه های مشترک نوروزها:

1. فرد کنترلی روی نیروهای خود ندارد. این نیرو ها در عقده ها، خودکم بینی ها، وسواسها و اضطراب ها ریشه دارد.

2. فرد نوروتیک با مشکلات مبارزه نمی کند و سعی در سازش با آنها دارد.

3. قربانی تعارضهای درونی خود است. (اگر بین نیرو های غریزی(نهاد) و نیروهای اخلاقی (من برتر) تعارض وجود داشته باشد اختلال رفتاری بوجود خواهد آمد.

4. در اضطراب دائمی به سر می برد.

5. اغلب حرکات کودکانه دارد و به شیوه کودکی رفتار می کند.

6. نمی تواند با واقعیت یا اجتماع خود سازگاری داشته باشد.

نوروزهای کودکی:

عدم تعادل در کودکان زودتر آشکار شده و مداوای آن آسانتر است و باعث عدم تشدید نوروز در بزرگسالی می شود. و نشانه جسمی و هم نشانه روانی دارند:

روانی:نسبت به سن خود بی تحرک است، خشک و انعطاف ناپذیر گاهی لجباز و پر توفع و اغلب به صورت غیر طبیعی با محیط مخالفت می کند. گاهی به صورت فردی سرکش و گاهی بیش از حد کمرو و تنبل جلوه می کند.

2 جسمی:شب ادراری، لکنت زبان، تیک (پرش عضله)

عدم تعادل پدر و مادر نیز می تواند دلیل نوروتیک بودن کودک باشد و این امر بسیار شایع است. همچنین عدم آشنایی با اصول تعلیم و تربیت نیز می تواند کودک را به عدم تعادل برساند.

علت های رایج نوروزهای کودکی:

نقش عقده اًدیپ و عقده اختگی از علت های نوروز کودکی است.

عقده ی اًدیپ:یعنی تمایل جنسی کودک به والد مخالف جنس خود. فروید بررسی کرد، اًدیپ به دو صورت تجلی می کند: علاقه ی پسر به مادر و تنفر او از پدر، علاقه دختر به پدر و تنفر او از مادر. او این تمایل را عقده ی الکترا نامید.

اًدیپ در اساطیر یونان کسی بود که ناآگاهانه پدر خود را کشت و با مادر خود ازدواج کرد.

این عقده پس از 6 سالگی بر اثر مکانیسم همانند سازی از بین می رود.

عقده اختگی:یعنی ترس از دست دادن آلت تناسلی. گاهی پدر و مادر با ناآگاهی به تشویق جنس مخالف می پردازند مثلاٌ می گویند "تو مرد هستی!" این سرخوردگی همچنین پس از تولد نوزاد دوم نیز در خانواده ظاهر می شود و گاهی افراد قابلیت درک حس حسادت در کودکان و حل این مساله در آنان را ندارند. گاهی این عدم ناسازگاری ها باعث می شود فرد برای جلب محبت خود را به بیماری بزند و یا رفتارهای مودبانه از خود نشان دهد. هر یک از آنها می تواند پایه نوروزهای بزرگسالی از قبیل: تعارضهای جنسی، اخلاقی، فلسفی و ... گردد.

درمان نوروزهای کودکی:

عموماً نوروزها درکودکی عمق چندانی ندارد.به همین دلیل با چندجلسه مشاوره برای والدین می توان این ریشه راقطع کرد.همچنین برای کودک می توان ازشیوه های عملی مانند:نقاشی،خیمه شب بازی واستفاده کردتا ازطریق آنهافردعقده های سرکوب شده ی خودرافرافکنی(خالی کردن) کند.

نوروزهای بزرگسالی:

در بزرگسالان عموماً نوروزها، ماهیت عاطفی دارند.حالت یک بزرگسال نوروتیک مثل این است که قسمتی از شخصیت او بگوید بلی و قسمتی دیگر بگوید خیر. رایجترین نوع نوروز اضطراب است. نوروز عموماً اختلالات جسمی نیز به همراه دارد. مثل: گوارشی (زخم معده)، دستگاه غدد (تیروئید و مرض قند)، تنفسی (آسم)، پوستی (کهیر و اگزما).

صفات مشترک نوروزها در بزرگسالان: نارضایتی عاطفی، نارضایتی جنسی، تمایلات جنسی متفاوت با اعتقادات خود و ...

علت نوروزها در بزرگسالی:

1- آمادگی های جسمی، از قبیل: توارثی، سیفلیس، همخونی، الکسیم و ...

2-علت های جسمی مثل: مسمومیت، غفونت، ضعف و ...

3-تعارض های درونی که 90 درصد ریشه در تعلیم و تربیت دارد. به صورت احساس گناه، وسواس و تردید است.

4-اختلالهای دوران کودکی، بیمار در سازگاری های دوران بزرگسالی عاجز می ماند و از نظر عاطفی در کودکی تثبیت شده است.

 

 

نوروزهای مهم:

1-آسنتی و نوراستنی:

آستنی یعنی ضعف عصبی یا کمبود نیرو. هنگامی که از خواب بیدار می شوند شدیداً احساس خستگی دارند. تمرکز حواس ندارند. احساس می کنند سرشان پوک است. علائم افسردگی زیادی دارد به همین دلیل اغلب با آن اشتباه گرفته می شود.

علتها:کار زیاد، محیط اجتماعی یا خانوادگی خسته کننده، بهبود پس از بیماری گریپ، مسمومیت ها و کمبود ویتامین.

نوراستنی،یعنی ضعف عصبی دائم، سستی کلی دستگاه عصبی. در این بیماری سیستم سمپاتیک و پارا سمپاتیک نظم خود را از دست می دهد.

نشانه های کلی نوراستنی:خستگی زیاد، احساس ناتوانی جسمی، خستگی عصبی، ماهیچه ای و مغز. بیمار صبح پس از بیدار شدن خود را ضعیف و خشمگین احساس می کند. بعد از ظهر رو به بهبود می رود و شب سرحال می شود.

2- اضطراب: افراد باهوش اضطراب دارند و اضطراب برای افرادی که فکر می کنند طبیعی است. انسان عادی به مقداری اضطراب نیاز دارد تا به فعالیت مجبور شود. اضطراب زمانی مساله ساز می شود که از تحمل انسان فراتر می رود.

اضطراب مرضی:این اضطراب نه تنها صاحب خود بلکه عمل او را نیز تخریب می کند. جلوه های جسمی به همراه دارد، مثل: رنگ پریدگی، لرزش، ضربان قلب سریع، تشنج، خشکی دهان و ... . اضطراب و ترس عموماً همراه همند.

فرق ترس و اضطراب:ترس عبارت از واکنشی است که در مقابل یک خطر واقعی رخ می دهد، اما اضطراب حاصل واکنش به خطری است که وجود خارجی ندارد. با این حساب اضطراب کاملاً خیالی نیست و بر اثر یک ترس درونی صورت می گیرد.

3وسواس:

دو دلی در کارها و تردید موجود در ضمیر انسان. اندیشه ای دائم است که در ذهن حضور دارد و غالباً رنج آور است. وسواس اندیشه ای سمج، دردآور و مولد اضطرابهای شدید است. فرد وسواسی در حال نبرد بر سر دلیل و وسواس است.

درمان وسواس:روش رونکاوی روش مفیدی است.با درنظرگرفتن زندگی فردوهمه موقعیتهای اجتماعی،خانوادگی،مذهبی وبایدبین روانشناس وبیمار صمیمیت ایجاد شود.

ترسهای مرضی:

نوعی وسواس است.عبارت است از یک اندیشه، یک شئ یا یک موقعیت معین.

انواع مختلف ترس مرضی:ترس ازمکانهای عمومی وباز،ترس ازمکانهای بسته،ترس ازسکته کردن،ترس ازسرخ شدن وخجالت کشیدن،ترس ازسرایت بیماری، ترس از بیمار شدن و ...

5-هیستری:

معمولاً به صورت بیماری جسمی تجلی پیدا می کند. از نشانه های آن، دردهای مختلف، اضطراب، اختلال گوارشی، اختلال در روابط جنسی، عصبانیت و ... حالتی که بیماری روانی در جسم تجلی پیدا می کند را هیستری تبدیلی گویند که نشانه های آن: بی حسی، بی هوشی، کوری، فلج، اختلال در راه رفتن، از دست دادن حافظه و ... است .

هیستری در یونانی یعنی رحم. این بیماری، اکتسابی و گذرا و یا ارثی و دایمی است. و ممکن است در هر سنی بروز کند.

6-پارانویا:

از جلوه های پارانویا می توان به عدم تعادل روانی خفیف تا سایکوزهای شدید و توهمات اشاره کرد. در زبان عامیانه پارانویا کسی است که "جنون خودبزرگ بینی" و جنون جور و ستم" دارد. بیماری پارانویا بیماری تغییر شکل شخصیت است. شخص مبتلا غرور نامحدود دارد که گاهی آن را در زیر تواضع ظاهری و ریاکارانه پنهان می کند، همیشه طلب کار است و دارای خود رایی و خود محوری است. او در خیلی مواقع اظهار می کند که خود را اصلاح می کند در حالی که قبول ندارد در رفتار خود نقصی وجود داشته باشد.

پارانویی ها اغلب به جاهای بالایی از نظر اجتماعی می رسند و اینجاست که تعصب گرایی و دیکتاتوری در عقاید آنها رواج می یابد.و در کل انسانهای پارانویی متکبر و دروغگو و سلطه گر هستند.

کودک پارانویی، خود را زود نشان می دهد، پرتوقع و زورگو و عبوس است. برای او غیر ممکن است که بتواند از نظم گروهی پیروی کند. این نوع پارانویی در نوجوانی به صورت فرار و سرکشی های اجتماعی و همچنین بزهکاری می انجامد.

سایکوز چیست؟

تفاوت نوروز و سایکوز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است. انسان سایکوتیک با واقعیت بیگانه است و نمی تواند از حالت خود انتقاد کند زیرا به حالت خود آگاهی ندارد. (سایکوز یک اختلال شدید روانی است که در آن ارتباط بیمار با واقعیت قطع می شود. این بیماران به اختلال شخصیتی خود آگاهی ندارند و در دنیای کاملاً اختصاصی دنیایی که در آن قدرت مطلق دارند به سر می برند به همین علت باید بستری شوند.)

مثال: فردی را نظر بگیرید که توهم دارد و شیطان را جلوی خود می بیند. اگر او قبول کند که این توهم پوچ و بی اساس است نوروتیک خواهد بود، اما اگر خیال کند که واقعاً شیطان را می بیند، سایکوتیک به حساب می آید.

سایکوزهای مهم:

1- اسکیزوفرنی:

اسکیزوفرنی یعنی با واقعیت قطع رابطه کردن. انسان اسکیزو فرن در رویای درونی زندگی می کند و ارتباطش با عالم واقعیت بریده شده است. ادا و اطوارها، حرکات چهره کاملاً غیرعادی است. غریزه ی حفظ ذات در او کاهش یافته. توهماتی دارد که انها را باور کرده و گاهی با یک مخاطب نامروی صحبت می کند. بیمار می تواند مدتهای زیادی خود را تحت شرایط بسیار دشوار نگه دارد.

اسکیزوفرن ها عموماً خلاقیت های بسیار جالبی دارند. و از نظری هنری قادر به خلق آثار سمبلیک و جالبی هستند.

نوجوانی و اسکیزوفرنی:در اکثر مواقع اسکیزوفرنی از آغاز سن بلوغ ظاهر می شود.

ردیابی اسکیزوفرنی کار دشواری است. کسی که فرد باهوشی است ناگهان رو به سردی می گذارد و دیگران بی اطلاع، او را تنبل و بی اراده می نامند. زندگی این فرد به سردی گرایش پیدا کرده . آنچه جلوه می کند، بی هدفی، انزوا و سردی است.

درمان اسکیزوفرنی:دراکثر مواقع بستری کردن الزامی است. زیرا ماهیت اسکیزوفرنی غیرقابل نفوذ است. اما گاهی شوک الکتریکی یا تزریق می­تواند اثر بخش باشد. گاهی از طریق سمبل هایی که می سازند می توان با آنها ارتباط بر قرار کرد.

2- مانیک- دپرسیو

از نوع بیماری های ادواری به حساب می آید ویژگی های زیر را داراست:

دوره های مانی:سرخوشی، شور و شوق، جوش و خروش، زنده دلی، سرحالی.

دورهای دپرسیون:افسردگی، غم، عدم فعالیت، بی علاقه گی و دلسردی

·دوره ی مانی:رفتار های فرد سرشار از شادی و سرخوشی است. دائم شوخی های بی مزه می کند و جملاتی از قبیل "از خنده روزه بر شدیم" "از خنده ترکیدیم" و ... به زبان می آورد. همه چیز و همه کس را مسخره می کند. شوخی های خلاف عفت می کند. گاهی زوزه می کشد. مدفوع خود را به در و دیوار می مالد و ...

·دوره ی دپرسیون:بعد از طغیان های دوره مانی دوره افسردگی ظاهر می شود. بیمار روی خط مالیخولیایی می افتد، یعنی غم و فقدان شوق زندگی. از خوردن غذا امتناع می کند.در این دوره خطر قتل و خودکشی بسیار زیاد است. اغلب با توهم همراه است و صداهایی می شنود که او را به مرگ فرا می خواند.

درمان مانیک- دسپرسو:جزء بیماری های توارثی است. برخی روان شناسان معتقدند در اثر بی نظمی عضوی یا کنشی پایه ی مغز (ناحیه ای که آن را هیپوتالاموس در آنجا قرار دارد.) ایجاد می شود. عواملی که ممکن است در بوجود آمدن بیماری نقش داشته باشند، شامل: تصادف، جراحی های مغزی، شوک های هیجانی، ترشح غدد درون ریز. عادات ماهیامه، بلوغ، حاملگی و سقط جنین است. با ترشح غدد درون ریز نواحی هیپوتالاموس عفونت کرده و آسیب پذیر می شود.

دوره های این بیماری ممکن است طولانی (شخصی در طول زندگی فقط یکبار دچار شود) و بعضی کوتاه (سالی یکبار. بعضی ممکن است فقط دچار مانیک یا فقط دچار دپرسیون شود

 

 

 
 

مضرات وآسیبهای موادمخدر

مواد مخدر به آن دسته از ترکیبات شیمیایی گفته می‌شود که مصرف آنها باعث دگرگونی در سطح هوشیاری مغز شود.

مواد مخدر را به چهار گروه اصلی تقسیم می‌کنند

1- مواد مخدری که واکنش های مغز را آهسته می‌کند.

اثرات: کم شدن سرعت تنفس و ضربان قلب - کم شدن فشار خون - خواب آور

(هروئین، تریاک، مورفین)

2- مواد مخدری که به سیستم عصبی بدن سرعت می‌بخشد.

اثرات: بیشتر شدن سرعت تنفس و ضربان قلب، بیشتر شدن فشار خون، جلوگیری از خواب

(کوکائین- نیکوتین)

3- مواد مخدری که باعث حالت‌هایی مثل هذیان می‌شود.

اثرات: از دست دادن حافظه؛ لرزش؛ حالت استفراغ و عوض شدن اخلاق

 

*مواد مخدری که از طریق استنشاقاستفاده می‌شود.

اثرات: آهسته شدن فرآیند مغز، بیشتر شدن ضربان قلب وسردرد

(ماری‌جوانا)

سرعت مسمومیت توسط مواد مخدر:

- خوردن: بین 20 تا 30 دقیقه

- تزریق کردن در رگ :بین 15 تا 30 ثانیه

- تزریق کردن در ماهیچه: بین 3 تا 5 دقیقه

- استنشاق: بین 5 تا 8 ثانیه

- ریختن در چشم: بین 3 تا 5 دقیقه

 

 

آثار مواد مخدر بر مغز

مهم‌ترین محل تاثیر مواد مخدر بر مغز است. در مغز گیرنده‌هایی وجود دارد که این مواد بر آن‌ها اثر می کنند. این گیرنده‌ها به 3 گروه تقسیم می شوند:

1- اثر بر گروه اول سبب تنظیم و کاهش احساس درد، کاهش فعالیت مرکز تنفس، یبوست و اعتیاد می‌شود.

2- اثر برگیرنده های دوم سبب کاهش احساس درد و افزایش حجم ادرارمی‌شود.

3- اثر مواد مخدر بر گیرند‌ های گروه سوم سبب کاهش احساس درد می‌شود.

اثار سوء مواد مخدر

در شرایط معمولی وقتی بشر از انجام دادن کاری لذت ببرد و به عبارتی دیگر پاداش بگیرد، از مناطق پایینی مغز او موادی به اسم دوپامین و نوراپی نفرین ترشح می‌شود و بر روی قشر و سایر مراکز حیاتی آن اثر می‌کند و احساس لذت و پاداش به او دست می‌دهد و سعی در تکرار آن عمل دارد. یکی از آثارسوء مواد مخدر فعال شدن همین سیستم است. بنابراین کسانی که یک بار با این مواد آشنا می‌شوند چون سیستم پاداش در مغز آنها تقویت شده، تمایلی شدید به تکرار مصرف آن پیدا می‌کنند. از بین مواد مخدر هروئینبه سهولتدر چربی حل می‌شود. مغز انسان نیز مقدار زیادی چربی دارد و بنابراین در مقایسه با مرفین و مشتقات آن، هروئین پس از مصرفدر زمان کوتاه‌تری روی مغز اثر می‌کند. کدئین نیز که از مشتقات تریاک است به آسانی در سیستم گوارش جذب شده و در بدن تبدیل به مرفین می‌شود. در یک مطالعه روشن شده است که در معتادان، یکی از آثار سوء مصرف مواد، کاهش جریان خون در بعضی از نواحی مغز است.

اثرات مواد مخدر بر رفتار

1- این مواد حالت خمودگی، ابر گرفتگی شعورایجاد می‌کنند یعنی می‌توانند بیداری بیش از حد بشر را کاهش دهند. مواد مخدر و الکل این حالت بیداری بیش از حد را کاهش می‌دهد. بنابراین آنهایی که کار فکری شدید، یکنواخت و خسته کننده می‌کنند با اولین آشنایی‌ها در معرض ابتلای به اعتیاد هستند و مواد مخدر و الکل ابتدا ظاهرا آنها را آرام می‌کند اما پس از مدتی قدرت مبارزه، کار و ثمر بخشی را از آنها می‌گیرد.

2- قسمت اعظم دردهای بشر روانزاد است، انواع کمر دردها، پشت درد، سردرد، دل دردهای مزمن، دردهای عضلانی و استخوانی، می‌تواند جنبه روانی داشته باشد. کسانی که با مراجعه به پزشکان مختلف و استفاده از روش‌های مرسوم فرهنگی، تسکینی برای درد خود نمی‌یابند، در مقابل مواد مخدر بسیار آسیب پذیر هستند. این مواد اصل درد و عامل ایجاد کننده درد را از بین نمی‌برند فقط شخص را نسبت به درد بی تفاوت می‌کنند. مثلاً اگر کسی شکستگی داشته باشد، درد ایجاد شده سبب کم حرکتی یا بی حرکتی عضو شکسته شده می‌شود و فرصتی برای محل شکسته ایجاد می‌شود تا استخوان سازی صورت گرفته و محل شکستگی ترمیم یابد اما مواد مخدر واکنش انسان را به درد که همان بی حرکتی و کم حرکتی است از بین برده و عضو حرکت کرده می‌تواند جوش خوردن شکستگی را به تأخیر بیندازد.

3- در مسیر اعتیاد؛ بتا آندورفین‌ها که مواد شبه مخدر درون زا هستند کاهش می‌یابد، زیرا با ورود مواد مخدر خارجی جای شبه مرفین‌های مفید و تولید شده در بدن شخص را می‌گیرد. بنابراین پس از ترک اعتیاد و در حین آن که مواد مخدر خارجی به بدن نمی‌رسد و مغز، دیگر مواد شبه مرفین درون زا ترشح نمی‌کند، درد و حالت روحی ناخوش و اضطراب و بی‌قراری در شخص زیاد است که البته پس از مدتی که از ترک بگذرد مجدداً مغز مواد لازم را ترشح خواهد کرد.
4- با کاهش آندورفین‌ها در مغز شخص معتاد و بدن او، خاصیت دشمن کشی مونوسیت‌‌ها که از سلول‌های دفاعی بدن هستند کاهش می‌یابد. بنابراین شخص معتاد نسبت به افراد سالم به عفونت‌ها حساستر است و زودتر مبتلا می‌شود.

اثرات مواد مخدر بر بدن

1- مواد مخدر آن دسته از سلول های دفاعی بدن را که مسئول از بین بردن مهاجمان به بدن هستند، کاهش می‌دهند و نیز با کاهش فعالیت آن‌ها، می‌توانند سبب رشد سلول های سرطانی شوند


2- تمامی داروهای مخدر و روانگردان، مغز و نواحی مخـتـلف بـدن را تـحت تـاثـیـر خـود قـرار می‌دهند و تعادل شیمیایی بدن را بر هم می‌زنند.

مواد روانگردان

تاثیرات روانی مواد مخرب بر هیچکس پوشیده نیست. در ذیل اشاره مختصری به انواع مواد روانگردان و اثرات آن شده است.

مواد روانگردان به 4 گروه تقسیم بندی می‌شوند:

  • (محرک‌ها): سرکوب گرسنگی، افزایش ضربان قبل و فشار خون. مثال: کـوکـائــین و کافئین.
  • (سرکوبگرها): کاهـش انــرژی، هـوشیـاری ذهـنـی، ضـربـان قـلـب، فعالیت جسمانی و سرعت تنفس، کاهش سرعت عکس العمل،خواب آور و القاء حالت رویا. مثال: الکل ، مرفین و هروئین.
  • (توهم زاها): تغـیـیـر و اخـتـلال در خـلق و خـو، ادراک و حــواس بینایی، شنوایی و احساسات، القاء حالت
  • (مخدرها): القاء بی‌حسی، کرختی،رخوت و خواب شدید.


انواع گیاهان روانگردان

  • (خشخاش)

داروهای استخراجی: هروئین، مورفین، کـدئـیـــن، تریاک..

  • (شاهدانه)

داروهای استخراجی: RAHYDROCANNABINOLو آنـتـی بیـوتـیک است.

  • COCAاز آن کوکائین استخراج می‌شود که یک آلکالوئید بی‌حس کننده موضعی است.
  • حشیش (CANNABIS)به‌صورت تکه‌های جامد، از رزین گیاه شاهدانه می‌باشد، قـهـوه ای و یــا مشکی است.

خطرات کوتاه مدت: احسـاس سـردرگـمـی، اضــطراب، هراس، بدگـمـانـی، تـوانـایـی یادگیری کاهش می‌یابد، هماهنگی حرکات مختل می‌شود.

خطرات دراز مدت: پارانوئید، اسکیزوفرنی، جنون، روانپریشی، افسردگی و اضطــراب، استعمال آن همراه با سیگار سبب آسیب جدی به ریه ها می‌گردد.

  • ماری جوآنا (MARIJUANA)از برگ، ساقه شاهدانه بدست می‌آید.

خطرات: پارانوئید، آسیب به ریه‌ها، سرفه و عفونت مجاری تنفس، برونشیت.

  • هروئین (HEROIN)از خشخاش بدست می‌آید، شکل تغییر یافته مورفین است.

خطرات: بسیار اعتیاد آور است، هپاتیت، ایدز، اسـتـعمال بیش از حد تنفس را متوقف کرده و سبب مرگ می‌شود. چون با موادی همچون گچ، آرد، تالک و غیره ترکیب می‌گردد استعمال تزریقی آن سبب ایجاد حساسیت در بدن و خارش شدید می‌شود. صـــدمه به قلب و عروق خونی، عفونت، هموروئید و سوء تغذیه، آسیب به کبد و کلیه.

  • کوکائین

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱٠