طب روان‌تنی با واسطه میان عوامل روان‌شناختی و فیزیولوژیک در ایجاد یا دوام بیماری‌ها سروکار دارد. با وجود اینکه اکثر اختلالات جسمی تحت‌تأثیر استرس، تعارض یا اضطراب فراگیر قرار می‌گیرند، بعضی اختلالات بیش از سایرین از این عوامل تأثیر می‌پذیرند.
 
در DSM-IV-TR اختلالات روان‌تنی تحت طبقه‌بندی عوامل روان‌شناختی که بر شرایط طبی اثر می‌‌گذارند قرار می‌گیرند (جدول زیر)
 
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR برای عوامل روان‌شناختی که بر بیماری‌ طبی اثر می‌گذارند:
  الف ـ یک بیماری طبی عمومی (محور ۳) وجود دارد.
  ب ـ عوامل روان‌شناختی به یکی از طرق زیر و بیماری طبی عمومی اثر سوء دارد.
    ۱. این عوامل بر سیر بیماری طبی عمومی اثر می‌گذارند که نشانه آن یک ارتباط نزدیک زمانی بین عوامل روان‌شناختی و پیشرفت یا تشدید یا بهبود تأخیری بیماری طبی عمومی است.
    ۲. این عوامل در درمان بیماری طبی عمومی مداخله می‌کنند.
    ۳. این عوامل باعث افزایش خطر برای سلامتی فرد می‌شوند.
    ۴. پاسخ‌های فیزیولوژیک وابسته به استرس علایم بیماری طبی عمومی را تشدید می‌کنند.
نام اختلال را براساس ماهیت عوامل روان‌شناختی انتخاب کنید و اگر بیش از یک عامل وجود دارد برجسته‌ترین آنها را ذکر کنید.
  ـ اختلالات روانی که بر بیماری طبی اثر می‌گذارند: (مثلاً یک اختلال محور I مانند اختلال افسردگی ماژور که باعث تأخیر در بهبود انفارکتوس میوکارد می‌شود).
  ـ علایم روان‌شناختی که بر بیماری طبی اثر می‌گذارند: (مثلاً علایم افسردگی که باعث تأخیر بهبودی بعد از جراحی می‌شوند، اضطراب، تشدید آسم).
  ـ صفات شخصیتی یا روش‌های سازگاری که بر بیماری طبی اثر می‌گذارند: (مثلاً انکار بیمارگون نیاز به جراحی در بیمار مبتلا به سرطان مهاجم، فشار رفتار که در ایجاد یا تشدید بیماری قلبی عروق مؤثر است).
  ـ رفتارهای بهداشتی غیرتطابقی که بر بیماری طبی اثر می‌گذارند: (مثلاً نداشتن تحرک، رابطه جنسی نامطمئن و پرخطر، خوردن بیش از حد).
  ـ پاسخ فیزیولوژیک مرتبط با استرس که بر بیماری طبی عمومی اثر می‌گذارد: (مثلاً تشدید زخم پپتیک، افزایش فشار خون، آریتمی یا سردرد تنشی در اثر استرس).
  ـ سایر عوامل یا عوامل نامشخص روان‌شناختی که بر بیماری طبی مؤثر هستند: (مثلاً عوامل بین‌فردی، فرهنگی یا مذهبی).
 
  سبب‌شناسی
- عوامل استرس‌زای خاص:
این نظریه وجود استرس‌‌های خاص یا تیپ‌های شخصیتی را برای هر بیماری روان‌تنی سالم فرض می‌کند و حاکی از تلاش محققان زیر است:
 
۱. فلاندرز دانبار (Flanders Dunbar):
صفات شخصیتی را که برای یک اختلال روان‌تنی اختصاصی هستند (مثلاً شخصیت کرونری ـ coronary personality) تعریف کرد. شخصیت تیپ A سخت‌کوش، پرخاشگر، تحریک‌پذیر و در معرض خطر بیماری قلبی است.
 
۲. فرانتس آلکساندر (Frantz Alexander):
از دیدگاه وی تعارضات ناآگاهانه که ایجاد اضطراب می‌کنند، از طریق دستگاه عصبی خودمختار تعدیل می‌شوند و منجر به یک اختلال خاص می‌شوند (مثلاً نیازهای مهارشده وابستگی منجر به زخم پپتیک می‌شود).
 
- عوامل استرس‌زای غیراختصاصی:
این نظریه بیانگر این است که هر استرس طولانی می‌تواند تغییرات فیزیولوژیکی ایجاد کند که منجر به یک اختلال جسمی شوند. هر فرد یک 'عضو شوک ـ shock organ' دارد که از نظر ژنتیک به استرس حساس است. بعضی بیماران واکنش‌های قلبی، برخی معدی و برخی دیگر واکنش‌های پوستی نشان می‌دهند. افرادی که به‌طور مزمن مضطرب یا افسرده هستند به بیماری‌های روان‌تنی یا جسمی حساس‌تر هستند. جدول زیر عوامل استرس‌زای زندگی را که ممکن است بیانگر یک اختلال روان‌تنی باشند، نشان می‌دهد.
 
- طبقه‌بندی ده عامل استرس‌زای تغییردهنده زندگی (سال ۱۹۹۴):
  ۱. مرگ همسر
۲. طلاق
۳. مرگ یک عضو نزدیک خانواده
۴. جدائی از همسر
۵. آسیب یا بیماری شدید فردی
۶. اخراج از کار
۷. زندان
۸. مرگ دوست نزدیک
۹. حاملگی
۱۰. تطبیق مجدد شغلی
 
- عوامل فیزیولوژیک:
هانس سلیه (Hans Sleye) سندرم تطابق فراگیر (general adaptation syndrome) را، که چکیده همه واکنش‌های سیستمیک غیراختصاصی بدن در پاسخ به استرس طولانی‌مدت است، تعریف کرد. محور هیپوفیز - هیپوتالاموس - آدرنال تحت‌تأثیر قرار می‌گیرد و افزایش ترشح کورتیزول موجب ایجاد تغییرات ساختاری در اندام‌های مختلف می‌شود. جرج انگل (George Engel) نشان داد در شرایط استرس، همه مکانیسم‌های تنظیمی عصبی متحمل تغییراتی می‌شوند که مکانیسم‌های هومئوستاتیک بدن را سرکوب می‌کنند، بنابراین بدن به عفونت و سایر اختلالات حساس می‌شود.
 
مسیرهای نوروفیزیولوژیک که میانجی واکنش به استرس هستند، عبارتند از: قشر مخ، سیستم لیمبیک، هیپوتالاموس، مرکز آدرنال و سیستم عصبی سمپاتیک و پاراسمپاتیک. پیام‌آورهای عصبی شامل هورمون‌هائی مثل کورتیزول و تیروکسین هستند (جدول زیر)
 
- پاسخ عملکردی به استرس:
  - پاسخ نوروترانسمیتری:
    افزایش تولید نوراپی‌نفرین مغز
افزایش تغییر و تبدیل سروتونین که ممکن است به تخلیه تدریجی آن بینجامد.
افزایش انتقال دوپامینرژیک
  - پاسخ غدد درون‌ریز:
    افزایش هورمون محرک قشر آدرنال (ACTH) که باعث تحریک ترشح کورتیزول می‌شود. تستوسترون با استرس طولانی کاهش می‌یابد.
کاهش هورمون تیروئیدی
  - پاسخ ایمنی:
    فعالیت ایمنی با آزاد شدن عوامل ایمنی هورمونی (سیتوکین ـ cytokines) در استرس حاد رخ می‌دهد.
تعداد و فعالیت سلول‌های کشنده طبیعی در استرس مزمن کاهش می‌یابد.



   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

 

بیماری‌های طبی ، جراحی و نورولوژیک که با علایم روانپزشکی تظاهر می‌یابند
تعداد زیادی اختلالات طبی و نورولوژیک که در جدول مشکلات طبی که با علایم روانپزشکی تظاهر می‌یابند خلاصه شده‌اند ، ممکن است با علایم روانپزشکی مراجعه کنند که باید از اختلالات اولیه روانپزشکی افتراق داده شود.
 
  جدول مشکلات طبی که با علایم روانپزشکی تظاهر می‌یابند
  بیماری     سن و جنش شیوع     علایم شایع طبی     علایم و شکایات روان‌پزشکی
 
  ایدز     در مردان بیشتر است. سوءمصرف وریدی داروها همجنس‌بازان زنانی که شریک جنسی مردان دوجنس‌خواه هستند.     لنفادنوپاتی خستگی عفونت‌های فرصت‌طلب سارکوم کاپوسی     افسردگی اضطراب اختلال موقعیت‌یابی
 
  هیپرتیروئیدی (تیروتوکسیکوز)     دز زنان ۳ برابر است. ۵۰-۲۰ سال     لرزش تعریق کاهش وزن و نیرو عدم تحمل گرما     اضطراب افسردگی
 
  هیپوتیروئیدی (میگزدم)     در زنان ۵ برابر است. ۵۰-۳۰ سالگی     صورت پف‌آلوده پوست خشک عدم تحمل سرما     خستگی مفرط اضطراب با تحریک‌پذیری اختلال فکر هذیان‌های جسمی توهم
 
  هیپوپاراتیروئیدی;     در زنان بیشتر است. ۶۰-۴۰ سالگی     هیپررفلکسی انقباضات ناگهانی تتانی     هر دو نوع اختلال پاراتیروئید ممکن است موجب اضطراب بیش‌فعالی و تحریک‌پذیری یا افسردگی، بی‌احساسی و کناره‌گیری شوند.
 
  هیپرپاراتیروئیدی     در زنان ۳ برابر است. ۶۰-۴۰ سالگی     &ضعف، بی‌اشتهائی شکستگی، ایجاد سنگ‌، زخم پپتیک      
 
  هیپرآدرنالیسم (بیماری کوشینگ)     بزرگسالان هر دو جنس     افزایش وزن تغییر توزیع چربی خستگی‌پذیری آسان     متنوع است افسردگی، اضطراب، اختلال فکر با هذیان‌های جسمی
 
  نارسائی قشر آدرنال (بیماری آدیسون)     بزرگسالان هر دو جنس     کاهش وزن افت فشار خون رنگدانه‌دار شدن پوست     افسردگی، منفی‌کاری، بی‌احساسی، اختلال فکر، شکاکیت
 
  پورفیری، نوع حاد متناوب     زنان ۴۰-۲۰ سال     بحران‌های شکمی ضعف گز گز و مور مور     اضطراب، شروع ناگهانی، شدید؛ نوسان خلق
 
  کم‌خونی بدخیم     زنان ۶۰-۴۰ سال     کاهش وزن، ضعف، گلوسیت، نوریت انتهاءها     افسردگی احساس بی‌ارزشی و گناه
 
  دژنراسیون هپاتولنتیکولر (بیماری ویلسون)     در مردان ۲ برابر است. در نوجوانان دیده می‌شود.     علایم کبدی و اکستراپیرامیدال     نوسانات خلق (ناگهانی و قابل تغییر) خشم انفجاری
 
                     
 
  تومورهای داخل جمجمه‌ای     بزرگسالان در هر دو جنس     در مراحل اول علامتی ندارد. سردرد، استفراغ در مراحل بعدی ادم‌پاپی     متنوع است، افسردگی، اضطراب تغییرات شخصیتی
 
  کارسینوم پانکراس     در مردان ۳ برابر است. ۷۰-۵۰ سالگی     کاهش وزن درد شکم، ضعف، زردی     افسردگی، احساس نابودی قریب‌الوقوع بودن احساس گناه شدید
 
  فئوکروموسیتوم     بزرگسالان هر دو جنس     سردرد و تعریق در طی افزایش فشار خون     اضطراب، هراس، ترس، لرزش، نگرانی
 
  اسکلروز متعد (MS) (multiple sclerosis)     زنان ۴۰-۲۰ سالگی     از دست دادن حس و توانائی حرکت سخن گفتن منقطع نیستاگموس     متنوع: تغییرات شخصیت، نوسان خلق افسردگی اوفوری ساده ناشایع است.
 
  لوپوس اریتماتوی سیستمیک     در زنان ۸ برابر است. ۴۰-۲۰ سالگی     علایم متعدد قلبی - عروقی، ادراری - تناسلی، معده‌ای - روده‌ای و سایر دستگاه‌ها     متنوع، اختلال فکر، افسردگی، کنفوزیون
 
  بیماری     نقص عملکرد و رفتار     مشکلات تشخیصی
 
  ایدز     دمانس با اختلال عملکرد     مثبت بودن ویروس HIV در سرم در صورت وجود علایم بالینی تشخیصی است.
 
  هیپرتیروئیدی (تیروتوکسیکوز)     رفتار بزرگمنشانه یا بیش‌فعالی گاه و بیگاه     دوره نهفته طولانی، شروع سریع آن مشابه حملات اضطرابی است.
 
  هیپوتیروئیدی (میگزدم)     رفتار پرخاشگرانه، هذیانی و پاراتوئید جنون میگزدم     جنون میگزدم ممکن است اسکیزوفرنی را تقلید کند. وضعیت روانی حتی در طی مختل‌ترین رفتارها دست‌نخورده است.
 
  هیپوپاراتیروئیدی     هر دو نوع اختلال ممکن است به یک پسیکوز سمی بینجامند. کنفوزیون، اختلال موقعیت‌یابی و تیرگی هوشیاری     مشکلی وجود ندارد. یک موقعیت نادر است مگر در موارد بعد از جراحی
 
  هیپرپاراتیروئیدی           بی‌اشتهائی و خستگی در یک آدنوم آهسته رشد مشابه افسردگی دوران یائسگی است.
 
  هیپرآدرنالیسم (بیماری کوشینگ)     به‌ندرت باعث ایجاد رفتار نابه‌هنجار می‌شود.     هذیان‌های جسمی غریب به‌علت تغییرات بدنی ایجاد می‌شود و مشابه هذیان‌های اسکیزوفرنی است.
 
  نارسائی قشر آدرنال (بیماری آدیسون)     پسیکوز سمی همراه با کنفوزیون و آژیناسیون     دوره طولانی کاهش وزن بی‌احساسی، ناامیدی مشابه افسردگی دوران یائسگی
 
  پورفیری، نوع حاد متناوب     برانگیختگی یا گوشه‌گیری شدید؛ طغیان خشم یا هیجان     بیماران معمولاً شیوه زندگی نورتیک واقعی دارند. بحران‌ها شبیه واکنش‌های تبدیلی یا حملات اضطرابی هستند.
 
  کم‌خونی بدخیم     تخریب تدریجی مغز با کنفوزیون و از دست دادن حافظه     زمان نهفته طولانی گاهی ماه‌ها طول می‌کشد. به آسانی با افسردگی دوران یائسگی اشتباه می‌شود. آزمایش خون طبیعی در مراحل ابتدائی بیماری باعث اطمینان کاذب می‌شود.
 
  دژنراسیون هپاتولنتیکولر (بیماری ویلسون)     تخریب تدریجی مغز با حافظه و از دست IQ، پرخاشگری و ستیزه‌جوئی     در اواخر نوجوانی روی می‌دهد. ممکن است مشابه بحران نوجوانی، اسکیزوفرنی یا اصلاح‌ناپذیری باشد. می‌تواند حملات اضطراب یا الکلیسم حاد را تقلید کند. رفتار عجیب و غریب ممکن است توجه فرد را از علایم جسمی منحرف کند.
 
               
 
  تومورهای داخل جمجمه‌ای     از دست دادن حافظه، قضاوت، انتقاد از خود تیرگی هوشیاری     محل تومور ممکن است علایم اولیه را تعیین نکند.
 
  کارسینوم پانکراس     کاهش انگیزه و سائق     دوره نهفته طولانی علایم و سن دقیقاً مانند افسردگی دوران یائسگی
 
  فئوکروموسیتوم     ناتوانی در عملکرد در طی حمله     علایم کلاسیک حمله اضطراب؛ فشار خون طبیعی در فاصله بین حملات باعث مأیوس شدن از بررسی‌های بعدی می‌شود.
 
  اسکلروز متعد (MS) (multiple sclerosis)     رفتار نامناسب ناشی از تغییرات شخصیتی     دوره نهفته طولانی علایم نورولوژیک اولیه، هیستری یا اختلال تبدیلی را تقلید می‌کند.
 
  لوپوس اریتماتوی سیستمیک     پسیکوز سمی نامرتبط با درمان با استروئید     دوره نهفته طولانی شاید برای سال‌ها، تابلوی متنوع روانپزشکی در طول زمان اختلال فکر مشابه اسکیزوفرنی، پسیکوز استروئیدی

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

 

که در جدول بیماری‌هائی که اختلالات روان‌تنی را تقلید می‌کنند آمده، علایم و اختلالات روانپزشکی مختلفی ممکن است با اختلالات روا‌ن‌تنی اشتباه شوند. هر یک از این موارد فاقد یک ضایعه قابل اثبات یا یک روند شناخته‌شده پاتوفیزیولوژیک هستند.
 
  جدول بیماری‌هائی که اختلالات روان‌تنی را تقلید می‌کنند
  تشخیص     تعریف و مثال
 
  اختلال تبدیلی     تغییری در عملکرد جسمی وجود دارد که به یک اختلال جسمی اشاره می‌کند، در حالی‌که بیانگر یک تعارض روان‌شناختی است (مثلاً آفونی‌ روانی)
 
  اختلال بدشکلی بدن     اشتغال ذهنی در مورد یک نقص جسمانی خیالی در ظاهر در یک فرد ظاهراً طبیعی (مثلاً اشتغال ذهنی در مورد موی صورت)
 
  هیپوکندریازیس     نگرانی بیش از اندازه در مورد یک بیماری جسمی در حالی‌که معاینات عینی چنین چیزی را نشان نمی‌دهند (مثلاً آنژین صدری با عملکرد طبیعی قلب)
 
  اختلال جسمی‌سازی     شکایات مکرر جسمی بدون اختلال جسمی قابل اثبات با وجود معاینات بدنی مکرر، و بدون هیچ مبنای عضوی
 
  اختلال درد     اشتغال ذهنی در مورد درد بدون هیچ بیماری جسمی که شدت آن را توجیه کند. این درد از یک توزیع نوروآناتومیک پیروی نمی‌کند. ممکن است بین استرس و تعارض و شروع یا تشدید درد ارتباط نزدیکی وجود داشته باشد.
 
  شکایت جسمی مرتبط با اختلالات روان‌شناختی کلاسیک     همراهی افسردگی با علایم جسمی (مثلاً ضعف، آستنی)
 
  شکایات جسمی با اختلال سوءمصرف مواد     برونشیت و سرفه همراه با وابستگی به نیکوتین و توتون
 
  درمان
- برخورد همکارانه:
همکاری با متخصص داخلی یا جراح که بیماری جسمی را درمان می‌کنند و با روانپزشک که به جنبه‌های روانپزشکی می‌پردازد.
 
- روان‌درمانی:
۱. روان‌درمانی حمایتی:
هنگامی‌که بیماران یک توافق درمانی دارند، قادر هستند ترس از بیماری، به‌ویژه خیالپردازی‌های مربوط به مرگ را با روانپزشک در میان بگذارند. خیلی از بیماران نیازهای وابستگی قوی دارند که به‌طور نسبی در درمان برآورده می‌شود.
 
۲. روان‌درمانی بینش‌مدار پویشی:
به دنبال تعارضات ناخودآگاه در رابطه با جنسیت و پرخاشگری باشید. اضطراب همراه با استرس‌های زندگی بررسی می‌شود و دفاع‌های بالغ برقرار می‌شوند. اگر بیماران مبتلا به اختلالات روان‌تنی باشند، از روان‌درمانی حمایتی بیش از درمان بینش‌مدار سود می‌برند.
 
۳. گروه‌درمانی:
گروه‌درمانی در بیمارانی که بیماری‌های جسمی مشابهی دارند (مثلاً مبتلایان به کولیت یا افرادی که تحت همودیالیز قرار می‌گیرند) استفاده می‌شود. این افراد تجارب خود را با یکدیگر در میان می‌گذارند و از یک دیگر می‌آموزند.
 
۴. خانواده‌درمانی:
روابط خانوادگی و فرآیند امور بررسی می‌شوند با تأکید بر اینکه چگونه بیماری فرد بیمار بر سایر اعضاء خانواده اثر می‌گذارد.
 
۵. درمان رفتاری شناختی:
- شناختی:
بیماران می‌آموزند که چگونه استرس و تعارض به بیماری جسمی تبدیل می‌شوند. افکار منفی در مورد بیماری بررسی می‌شوند و تغییر می‌یابند.
 
- رفتاری:
روش‌های آرمیدگی و بیوفیدبک قطعاً بر دستگاه عصبی خودمختار مؤثر هستند. در آسم، آلرژی‌ها، افزایش فشار خون و سردرد مورد استفاده است.
 
- دارودرمانی:
۱. همیشه علایم غیرروانپزشکی را جدی بگیرید و از داروی مناسب استفاده کنید (مثلاً ملین برای یبوست ساده) با پزشک سطح بیمار مشورت کنید.
 
۲. اگر پسیکوز همراه با بیماری وجود دارد، از داروهای آنتی‌پسیکوتیک استفاده کنید. به آثار جانبی داروها و تأثیر آنها بر اختلال توجه کنید.
 
۳. داروهای ضداضطراب در طی دوره استرس حاد، اضطراب آزاردهنده را برطرف می‌کنند. به‌منظور جلوگیری از وابستگی به دارو استفاده از آن را محدود کنید، ولی برای تجویز به موقع دارو درنگ نکنید.
 
۴. ضدافسردگی‌ها می‌توانند در افسردگی ناشی از یک بیماری طبی مؤثر باشند. مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین هنگامی‌که بیمار در مورد بیماریش وسواس دارد و نشخوار ذهنی می‌کند، می‌توانند کمک‌کننده باشند.



 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳٠

 

اختلالات روان‌تنی (۲)
  تشخیص
برای رسیدن به معیارهای تشخیصی برای عوامل روان‌شناختی که بر یک بیماری طبی اثر می‌گذارند، دو معیار زیر باید موجود باشند:
 
۱. یک بیماری طبی وجود دارد.
۲. عوامل روان‌شناختی آثار سوئی بر آن دارند (مثلاً محرک‌ محیطی که از دیدگاه روان‌شناختی معنی‌دار است، از نظر زمانی با شروع یا تشدید یک اختلال یا بیماری ویژه جسمی در ارتباط است).
 
بیماری جسمی باید نشان‌دهنده یک بیماری عضوی (مثلاً سردرد میگرنی) باشد. تعدادی اختلالات جسمی که دارای معیارهای فوق هستند، در جدول بیماری‌های جسم یکه تحت‌تأثیر عوامل روان‌شناختی قرار می‌گیرند ذکر شده‌اند.
  جدول بیماری‌های جسم یکه تحت‌تأثیر عوامل روان‌شناختی قرار می‌گیرند
  اختلال     مشاهدات - نظریات - توضیحات - برخورد یا بیماری
 
  آنژین صدری، آریتمی‌ها، انقباض ناگهانی عروق کرونر     شخص تیپ A پرخاشگر و تحریک‌پذیر است. به آسانی ناامید می‌شود و به بیماری عروق کرونر حساس است. بروز آریتمی در اضطراب شایع است. مرگ ناگهانی ناشی از آریتمی بطنی در برخی بیمارانی که شوک یا یک فاجعه عمده روان‌شناختی را تجربه می‌کنند دیده می‌شود.
تغییرات شیوه زندگی: ترک سیگار، جلوگیری از مصرف الکل، کاهش کلسترول برای محدود کردن عوامل خطر، پروپرانولول برای بیمارانی که به‌عنوان بخشی از علایم فوبی اجتماعی دچار تاکی‌کاردی می‌شوند تجویز می‌شود. این دارو در مقابل آریتمی و کاهش جریان خون کرونر محافظت‌کننده است.
 
  آسم     حملات با استرس، عفونت تنفسی و حساسیت تشدید می‌شوند. پویش خانواده را بررسی کنید. به‌ویژه هنگامی‌که بیمار یک ودک است به دنبال حمایت بیش از حد خانواده باشید و سعی کنید فعالیت مستقل مناسب را تشویق کنید. در بیماران آسمی مصرف پروپرانولول و آنتاگونیست‌های گیرنده‌های بتا برای درمان اضطراب ممنوع است.
فرضیه‌های روان‌شناختی: وابستگی شدید و اضطراب جدائی، خس خس سینه در آسم یک تقاضای سرکوب‌شده برای عشق و حمایت است.
 
  بیماری‌های بافت همبند: لوپوس اریتماتوی سیستمیک، آرتریت روماتوئید     بیماری ممکن است با استرس‌های بزرگ زندگی به‌ویژه مرگ یک عزیز آغاز شود. با استرس مزمن، عصبانیت یا افسردگی تشدید می‌شود. لازم است بیمار را تا حد امکان فعال نگاه داریم تا مشکلات ناشی از بدشکلی مفاصل را به حداقل برسانیم. درمان افسردگی با ضدافسردگی‌ها یا محرک‌های روانی و درمان اسپاسم و تنش عضلانی با بنزودیازپین‌ها انجام
می‌شود.
 
  سردرد     سردرد تنشی از انقباض عضلات گردنی ناشی می‌شود که باعث کاهش جریان خون به مغز می‌شوند. با اضطراب و استرس وضعیتی همراه است. آرمیدگی درمانی (relaxation therapy) و داروهای ضداضطراب مفید هستند. سردردهای میگرنی یک‌طرفه هستند و ممکن است با استرس، ورزش و غذاهای حاوی تیرامین تشدید شوند. درمان با ارگوتامین انجام می‌شود. مصرف پیشگیرانه پروپرانولول ممکن است موجب افسردگی شود. سوماتوتریپتان را می‌توان برای درمان حملات میگرنی غیربازیلر و غیرهمی‌پلژیک به‌کار برد.
 
  افزایش فشار خون     استرس حاد موجب ترشح کانه‌ کولامین‌ها (اپی‌نفرین) می‌شود که آن هم فشار سیستولیک را بالا می‌برد. استرس مزمن با افزایش فشار خون اساسی همراه است. به شیوه زندگی بیمار دقت کنید. ورزش، آرمیدگی درمانی و بیوفیدیک را توصیه کنید. اگر در استرس حاد فشار خون به‌عنوان 'عضو شوک' بالا رود، بنزودیازپین‌ها مؤثر هستند.
فرضیه‌های روان‌شناختی: خشم مهارشده، احساس گناه به‌علت تکانه‌های خصومت‌آمیز، نیاز به تأیید از سوی مقام بالاتر.
 
  سندرم هیپرونتیلاسیون     همراه با اختلال پانیک، اختلال اضطراب فراگیر مرتبط با هیپرونتیلاسیون، تاکی‌کاردی و انقباض عروق است، ممکن است در بیماران مبتلا به نارسائی عروق کرونر خطرناک باشد.
داروهای ضداضطراب مورد استفاده: بعضی به مهارکننده‌های مونوآمین اکسیداز، ضدافسردگی‌های سه‌حلقه‌ای یا داروهای سروتونرژیک پاسخ می‌دهند.
 
  بیماری التهابی روده، بیماری کرون، سندرم روده تحریک‌پذیر، کولیت اولسراتیو     خلق افسرده با بیماری مرتبط است. استرس علایم را تشدید می‌کند. معمولاً بعد از یک استرس شدید شروع می‌شود. بیماران به رابطه مستحکم بیمار - پزشک و روا‌ن‌درمانی حمایتی همراه با دارودرمانی پاسخ می‌دهند.
فرضیه‌های روان‌شناختی: شخصیت انفعالی، ترس در کودکی، صفات وسواس فکری، ترس از مجازات، خصومت پنهان
 
  اختلالات متابولیک و غدد درون‌ریز     تیروتوکسیکوز متعاقب استرس شدید ناگهانی گلیکوزوری در ترس مزمن و اضطراب دیده می‌شود. افسردگی متابولیسم هورمون را تغییر می‌دهد، به‌ویژه هورمون محرکه قشر آدرنال (ACTH)
 
  نورودرماتیت     اگزما در بیماران دارای عوامل استرس‌زای متعدد دیده می‌شود، به‌ویژه در موارد مرگ یک عزیز، تعارض در مورد جنسیت، عصبانیت مهارشده. برخی به هیپنوتیسم جهت کنترل علایم پاسخ می‌دهند.
 
  چاقی     پرخوری اضطراب را کاهش می‌دهد. سندرم غذا خوردن در شب با بی‌خوابی مرتبط است. ناتوانی در درک اشتها، گرسنگی و سیری
فرضیات روان‌شناختی: تعارض مربوط به مرحله دهانی و وابستگی بیمارگون. روش‌های رفتاری، گروه‌های حمایتی، مشاوره تغذیه و روان‌درمانی حمایتی مفید هستند. افسردگی زمینه‌ای را درمان کنید.
 
  استئوآرتریت     کنترل شیوه زندگی شامل کاهش وزن، ورزش‌های ایزومتریک برای تقویت عضلات و مفاصل، حفظ فعالیت بدنی و کنترل درد است. اضطراب یا افسردگی همراه را با روان‌درمانی حمایتی درمان کنید.
 
  بیماری زخم پپتیک     نوع ایدیوپاتیک به یک باکتری خاص یا محرک فیزیکی ربطی ندارد. افزایش اسید و پپسین معده متناسب با مقاومت مخاطی، هر دو به اضطراب، استرس، الکل، قهوه و تغییرات شیوه زندگی حساس هستند. آرمیدگی درمانی توصیه می‌شود.
فرضیه‌های روان‌شناختی: نیازهای وابستگی قوی برآورده نشده، ناتوانی در بیان عصبانیت، بی‌نیازی و استغنای سطحی و کم‌عمق
 
  بیماری رینو (Raynaud)     انقباض عروق محیطی مرتبط با سیگار کشیدن استرس
تغییرات شیوه زندگی: قطع سیگار، ورزش در حد متوسط، بیوفیدبک با افزایش اتساع عروق می‌تواند دمای دست را افزایش دهد.
 
  سنکوپ، کاهش فشار خون     رفلکس وازواگال با اضطراب حاد یا ترس باعث افت فشار خون و غش می‌شود. در بیمارانی که فعالیت بیش از حد سیستم عصبی خودمختار دارند، شایع‌تر است.
با کم‌خونی و داروهای ضدافسردگی (ایجاد افت فشار خون به‌عنوان آثار جانبی) تشدید می‌شود.
 
  کهیر، آنژیوادم     نوع ایدیوپاتیک با آلرژن خاص یا محرک‌های فیزیکی ارتباطی ندارد. ممکن است با استرس، اضطراب مزمن و افسردگی در ارتباط باشد. خارش با اضطراب تشدید می‌شود. خراشاندن خود با خصومت مهارشده مرتبط است. بعضی فنوتیازین‌ها اثر ضدخارش دارند.
فرضیات روان‌شناختی: تعارض میان‌وابستگی - استقلال، احساس گناه ناخودآگاه، خارش به‌عنوان جابه‌جائی جنسی

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۳٠