راهکارهای مقابله با مشکلات روانی ناشی از ببیماریهای مزمن

بیماری جسمی مزمن و صعب العلاج برای بیمار و خانواده او به منزله یک بحران است و آنها باید راهکارهای مقابله با این بحران را بیاموزند و به درستی به کار برند .

اگر مشکلات و اختلالات روانی بیمار مزمن جسمی به مدت طولانی ادامه پیدا کند موجب وخامت بیماری جسمی او می گردد و روند درمان را با اشکال مواجه می سازد و مانع از تأثیر روشهای درمانی می شود . به کار گیری روشهای زیر موجب ارتقاء سلامت روان بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن می گردد و به آنان کمک می کند  تا بتوانند وضعیت جسمانی خود را بپذیرند و با آن سازگار شوند . انجام اقدامات زیر به بیمار ، خانواده ، اطرافیان و مراقبین بیمار توصیه می شود  :

1-پذیرش بیماری :

بیمار نقص ها و ناتوانیهای خود را که بعلت بیماری به وجود آمده بپذیرد و بداند که نمی تواند مانند زمان قبل از بیماری پرانرژی ، پرقدرت و  سریع باشد و توان جسمی او در برخی زمینه ها دچار محدودیتهایی شده است . هراندازه  بیمار بیشتر به وضعیت بیماری خود آگاه و هشیار باشد و آن را بپذیرد و هراندازه اطلاعات بیشتری در مورد بیماری خود کسب کند به همان اندازه بیشتر می تواند با پزشک خود در مراحل درمان همکاری کند و به بهبود خود کمک نماید . عدم پذیرش بیماری ، انکار کردن و کتمان آن موجب می شود تا نتواند از خدمات درمانی مناسب و به موقع استفاده کند و این امر منجر به وخامت بیماری او می شود .

بیمار مبتلا به اختلال جسمی مزمن یاد بگیرد که چگونه تا آخرعمر خود با این بیماری زندگی کند و علی رغم علائم ناتوان کننده بیماری خود بتواند با موقعیتهای مختلف زندگی مواجه شود .


2-انتظارات واقع بینانه :

بیمار بتواند انتظاراتش را از خود و بیماریش تعدیل نماید و دیدگاههای آرمانی و دور از واقعیت راجع به وضعیت خود نداشته باشد . او انتظارات خود را با وضعیت فعلی بیماری و جسم خود مطابقت دهد و با در نظر گرفتن محدودیتها و ناتوانی هایش از خود انتظار داشته باشد . بیمار تعیین کند که با توجه به وضعیت فعلی بیماری ، از خود چه انتظاری دارد .


3-پذیرش درمان ( درمان بیماری جسمی ) :

بیمار در وهله اول سعی کند برنامه ریزی مناسب و دقیق برای درمان خود داشته باشد . بیمار به پزشک خود و توانایی او در طبابت اطمینان داشته باشد و توصیه های درمانی اورا بپذیرد و اجرا کند . سعی کند با پزشک خود در اجرای روشهای درمانی همکاری کند و به نتایج درمان امیدوار باشد .


4-مشاوره و روان درمانی :

بیمار از یک مشاور یا روان شناس برای حل مشکلات روانی خود کمک بگیرد و از راهکارهای او برای سازگاری با بیماری خود استفاده نماید . درمانگر به بیمار کمک می کند تا بیماری و وضعیت جسمانی خود را بپذیرد . نسبت به خود احساس خوب و تصویر ذهنی مثبتی داشته باشد . همچنین به بیمارکمک می کند تا به خود باوری برسد ، احساس کفایت و کارآمدی در زندگی داشته باشد و اعتماد به نفس و عزت نفس او تقویت گردد.

علاوه براین خانواده و مراقبین بیمار در صورت لزوم تحت مشاوره و رواندرمانی توسط مشاور یا روان شناس قرار بگیرند . از آنجا که شرایط دشوار بیماری فرد می تواند وضعیت جسمی و روانی اعضای خانواده او را تحت تأثیر و مورد آسیب قرار دهد ، افراد خانواده بیمار باید همانطور که به مراقبت و حمایت از بیمار توجه دارند ، مراقبت سلامت جسمی و روانی خود باشند و سعی کنند از بروزاختلالات روانی در خود و بیمارشان پیشگیری نمایند .


5-درمان روانپزشکی :

در صورت لزوم بیمارو اعضای خانواده او به روانپزشک مراجعه کنند و با نظر روانپزشک جهت کنترل اختلالات روانی خود داروهای روانپزشکی مصرف نمایند .


6-مراقبت صحیح و مناسب از بیمار :

یکی از مهمترین وظیفه اطرافیان بیمارمزمن کمک به درمان بیمار ، مراقبت از بیمار از نظر بهداشت فردی ، تغذیه ، مصرف دارو و توجه به علائم و روند پیشرفت بیماری اوست . آنها  مراقب باشند تا بیمار بر اثر افکار خودکشی به خود آسیب نرساند .علاوه بر این اطرافیان وظیفه  تأمین آرامش خاطر و کاستن از اضطرابها و فشارهای روانی بیمار را بر عهده دارند . آنها نباید بیمار را سرزنش کنند و هرگز نباید با او بدرفتاری نمایند . آنها نباید وضعیت بیماری او را وحشتناک و بغرنج جلوه دهند و بیماررا بترسانند. همچین افراد خانواده باید سعی کنند که از مشاجره با یکدیگر و بیمار بپرهیزند و حتی المقدور جَو آرام و به دور از تنش و تشنج را برای بیمار فراهم آورند .

همسر ، افراد خانواده و دوستان نزدیک بیمار افرادی هستند که می توانند متحدین مهم درمانگر در کار رواندرمانی بیمار محسوب شوند و نقش مؤثری در سلامت روان بیمار داشته باشند .

با توجه به تأثیر متقابل وضعیت جسمی و وضعیت روانی انسان بریکدیگر ، افراد مبتلا به بیماریهای مزمن جسمی سعی کنند تا خود را از ابتلاء به اختلالات روانی محافظت نمایند و افراد خانواده و مراقبین آنها تمام تلاش خود را در پیشگیری و کنترل اختلالات روانی این بیماران بنمایند . زیرا ابتلاء بیماران مزمن جسمی به اختلالات و مشکلات روانی ، روند بیماری جسمی آنها را پیچیده تر و وخیم تر می کند و درمان بیماری جسمی آنها را با دشواریهای زیادی مواجه می نماید . هرچقدر بیماران مبتلا به بیماریهای مزمن جسمی در آرامش و سلامت روانی بیشتری باشند به همان اندازه بیماری جسمی آنها وضعیت آسان تری پیدا می کند و درمان بیماری جسمی آنها نتیجه بخش تر خواهد بود .

ایجاد یک شبکه حمایتی مناسب یک تلاش متقابل است همانگونه که اطرافیان بیمار تلاش می کنند تا از او حمایت و مراقبت کنند بیمار نیز سعی نماید تا ارتباط خوبی با خانواده ، مراقبین و اطرافیان خود داشته باشد و از تلخی و بدرفتاری با آنان بپرهیزد .

اعضای خانواده ، مراقبین و پزشک نباید هیچ چیزی را در مورد وضعیت بیماری فرد از او مخفی نگهدارند بلکه باید با بیمار صادق باشند .


7-شبکه حمایتهای اجتماعی :

اعضای خانواده ، دوستان ، همکاران ، آشنایان و مراقبین بیمار شبکه حمایتهای اجتماعی او را تشکیل می دهند . این افراد تلاش کنند تا حمایتهای عاطفی و اجتماعی لازم را از بیمار بنمایند و در تحمل مشکلات بیماری ، او را تنها نگذارند ، آنها باید از بیمار مراقبت کنند ،  با او هم حسی و همدردی کنند . او را همانگونه که هست و با تمام نقص ها و ناتوانی های ناشی از بیماریش بپذیرند . تحت هیچ شرایطی اجازه ندهند که بیمار احساس تنهایی و انزوا و طردشدگی داشته باشد و به او در سازگار شدن با شریط بیماریش کمک کنند . بیمار نباید از درخواست کمک از دیگران امتناع کند او باید بپذیرد که به کمک دیگران نیازمند است و از کمک خواستن از دیگران شرمسار نباشد . بیمار باید به خود اطمینان بدهد که تنها نیست و اطرافیان او افراد مهربانی هستند که به او علاقه مندند و حاضرند به او کمک کنند و او را در شرایط بیماریش تنها نخواهند گذاشت .

8- برقراری ارتباط اجتماعی مؤثر :

بیمار سعی کند از ارتباطات اجتماعی کناره گیری نکند و با افراد خانواده ، دوستان و آشنایان خود بیش از پیش ارتباط و دیدار داشته باشد . پیشنهاد می شود که او در مورد نگرانیها و احساساتی که راجع به خود و بیماریش دارد با افراد مورد اعتماد در میان خانواده و دوستانش درددل کند و ترسها و افکار خود را ابراز نماید .


9-انجام فعالیتهای فردی ، شغلی و اجتماعی :

باید تلاش کند در صورت امکان تمام فعالیتهای روزمره و شخصی خود را انجام دهد و در فعالیتهای شغلی و اجتماعی نیز مشارکت داشته باشد و خود را از اینگونه فعالیتها کنار نکشد .


10-انجام فعالیتهای هنری :

چنانچه وضعیت جسمانی بیماراجازه می دهد به فعالیتهای هنری نظیر موسیقی ، خطاطی ، شعر، صنایع دستی و نقاشی بپردازد.


11-تعالیم مذهبی:

بیماربا عبادت کردن و استعانت از تعالیم مذهبی ارتباط خود را با خداوند تقویت کند و از خداوند یاری بخواهد و با مطالعه متون مذهبی و عرفانی به زندگی خود معنا ببخشد و جنبه های معنوی و روحانی وجود خود را تقویت نماید. بیمار باید بداند که خداوند او را دوست دارد و تحت هر شرایطی حامی و پشتیبان او است و اورا در مشکلات تنها نخواهد گذاشت .


12-پذیرش مرگ :

نکته ای که در برخورد با بیماران لاعلاج یا صعب العلاج باید به آن توجه داشت ، نوع نگرش بیمار به مرگ است . بیمار  این نگرش را در خود تقویت کند که مرگ پایان همه چیز نیست . او باید به ابعاد ماورایی مرگ اعتقاد پیدا کند . در اینصورت پذیرش مرگ برایش آسان تر خواهد بود .


13-مهارتهای زندگی :

بیمار مهارتهای زندگی از جمله حل مسأله ، مدیریت خشم و مدیریت استرس را بیاموزد و آنها را در زندگی به کار ببرد. این مهارتها به بیمار کمک می کند تا درمواقع سخت و دشوارزندگی بتواند تصمیمات درست بگیرد ، رفتار صحیحی داشته باشد ، احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد و بتواند با دیگران ارتباط مؤثر و مناسبی برقرار کند .


14- آرامش عضلانی ( ریلکسیشن ) و مراقبه ( مدیتیشن ) :

یادگیری و به کاربردن این فنون به بیمار کمک می کند که استرس های خود را کنترل کند و آرامش داشته باشد .


15-ورزش و انجام فعالیتهای جسمانی :

اگر بیمار به دلیل مشکلات جسمانی اش توان شرکت در باشگاههای ورزشی ، یوگا و استخررا ندارد می تواند هرروز پیاده روی کند و یا در منزل به انجام حرکات نرمشی بپردازد .


16-امید :

بیمار به نیروهای خود ، پشتیبانی خداوند ، دانش پزشک و کمکهای اطرافیانش ایمان داشته باشد و به تأثیر تمام آنها در بهبودی خود امیدوار باشد . بارها گزارش شده است که برخی بیماران لاعلاج که پزشکان از درمان آنها قطع امید کرده اند توانسته اند با حفظ روحیه خود و داشتن امیدواری شفا یابند و با نیروهای درونی خود و با قدرت خداوند تمام علائم و نشانه های بیماری را در خود از بین ببرند .


17-روحیه مبارزه :

بیمار روحیه مبارزه داشته باشد و در برابر بیماری شکست نخورد و هرگز از خود ضعف نشان ندهد . بیمار این روحیه را باید به طور مداوم حفظ کند و در موضع ضعف قرار نگیرد. اعتقاد داشته باشد که می تواند بیماری از پای در آورد . بیمارانی که از روحیه مبارزه برخوردارند نه تنها نمی میرند بلکه زمانی فرا می رسد که بر بیماری خود پیروز می شوند و بهبود می یابند .


18-تفریح ، سرگرمی :

بیمار برای حفظ سلامت روان خود به فعالیتهای تفریحی مورد علاقه اش بپردازد . به همراه خانواده به مسافرت برود . گاهی اوقات به پارک ، سینما ، موزه ، کنسرت ، رستوران و فروشگاه برود . از مناظر طبیعی و فرح بخش دیدن کند و به گردش در مناطق مورد علاقه خود بپردازد. موسیقی گوش کند و یا به مطالعه کتاب های مور دعلاقه اش بپردازد .


19-شوخ طبعی ، نشاط :

برخورداری از شوخ طبعی ، بذله گویی و نشاط از راهکارهای بسیار مؤثر برای مقابله با مشکلات روانی دربیماریهای جسمی مزمن است . خنده ، بازی و شوخی موجب می شود که فرد بیماری خود را خیلی جدی نگیرد و در مواقعی بتواند مشکلات آن را فراموش کند و علی رغم دشواریهای بیماری بتواند روحیه شادابی را در خود به وجود بیاورد .


21-تغییر شیوه زندگی :

پس از ابتلاء فرد به بیماری مزمن جسمی مسلماً او نمی تواند مانند زمان قبل از بیماری خود زندگی کند و برای سازگاری هرچه بیشتر با شرایط بیماری خود و کمک به بهبود بیماری لازم است بیمار شیوه زندگی خود را تغییر دهد . او باید روش های جدید و سازگارانه ای را در تغذیه ، فعالیتهای روزمره ، ورزش ، برقراری ارتباطات اجتماعی و مقابله با اختلالات روانی در پیش بگیرد . حتی لازم است خانواده بیمار نیز تغییراتی را در شیوه زندگی خود ایجاد کنند تا بتوانند مراقبتها و حمایتهای مناسب تری از بیمار داشته باشند و خودشان در این مراقبتها از نظر جسمی و روانی کمتر آسیب ببینند و ضمن مراقبت از بیمار از سلامت جسمی و روانی خود نیز محافظت نمایند .


22-کنترل شرایط بیماری :

بیمار سعی کند اطلاعات و دانش کافی در مورد بیماری خود کسب کند . وقتی بیمار از آگاهی و اطلاعات مفید راجع به بیماری خود برخوردار باشد می تواند بروضعیت بیماری خود مسلط باشد و اوضاع زندگی خود را تحت کنترل داشته باشد . این موقعیت به او احساس تسلط ، کارآمدی و اعتماد به نفس می دهد و خود را در مقابل بیماری ، ضعیف احساس نمی کند .


23-پرت کردن حواس از موضوع بیماری :

با انجام بسیاری از فعالیتهای فوق ( اشتغال به کار ، انجام کارهای منزل ، دعا و عبادت ، فعالیتهای هنری ، تفریح و گردش ، ورزش و ....) بیمار می تواند حواس خود را پرت کند و ذهن خود را از تمرکز بر بیماری دور کند . معطوف کردن افکار بر موضوع بیماری و اندیشیدن مداوم به آن می تواند سلامت روانی بیمار را به خطر بیندازد . بیمار می تواند با منحرف کردن افکار به سمت موضوعات دیگر و مشغول نگه داشتن خود ، از بزرگ نمایی و فاجعه آمیز کردن بیماری خود جلوگیری کند .


24-اجتناب از استرس :

یکی از عواملی که موجب تشدید وضعیت بیماری جسمی فرد می شود ، استرس است . بیمار باید از موقعیتهای استرس زا اجتناب کند . بهتر است شرایط محیط زندگی بیمار به گونه ای باشد که در آن عوامل تنش زا ، تشنج آور و مشاجرات به حداقل برسد .


25-دوست داشتن خود :

بیمار احساس ارزشمندی را در خود به وجود بیاورد و خود را دوست داشته باشد . او خود را همانگونه که هست و با وجود تمام  ناتوانی های ناشی از بیماریش بپذیرد و سعی کند ارزش های وجودی خود را بعنوان یک انسان دریابد . بیمارهرگز نباید خود را تحقیر و سرزنش کند . او باید به توانائی هایی که دارد افتخار کند و برای ناتوانی هایش شرمنده نباشد .


26-توجه بیمار به وضعیت ظاهری خود :

بیمار ممکن است به دلیل احساس افسردگی و ناامیدی ناشی از بیماری خود به وضعیت ظاهری ، زیبائی چهره و آراستگی لباس خود بی اهمیت باشد و با ظاهر ژولیده و نامرتب در مقابل دیگران حاضر شود . رسیدگی بیمار به وضعیت ظاهری خود از نظر آراستگی موها ، مرتب و تمیز بودن لباس ها و زیبایی چهره از طرفی بر نشاط و روحیه خود بیمار تأثیر زیادی دارد و در افزایش اعتماد به نفس و عزت نفس به او کمک می کند و از سوی دیگر موجب می شود که ظاهر دلنشین تری داشته باشد ، بر دیگران تأثیر مثبتی بگذارد و از جانب دیگران بیشتر مورد پذیرش و توجه قرار گیرد .


27-رویارویی با گروه همتا :

گروه همتای متشکل از افرادی است که به یک نوع بیماری مبتلا هستند و از شرایط بیماری یکسانی برخوردار هستند . آنها مشکلات و ناتوانی های مشابهی دارند و از این نظر می توانند یکدیگر را به خوبی درک کنند و با افراد گروه هم حسی داشته باشند . وقتی بیمار در این گروه مشارکت و حضور داشته باشد متوجه می شود که افراد دیگری نیز هستند که از مشکلات مشابه او رنج می برند و حتی شاید وضعیت برخی از آنها وخیم تر نیز باشد . با مشاهده مشکلات و تنگناهای پیش روی اعضای گروه همتا ، بیمار ، نسبت به بیماری خود پذیرش بیشتری پیدا می کند و از فاجعه آمیز کردن و بزرگ نمایی علائم بیماری خود اجتناب می کند و بهتر می تواند با بیماریش کنار بیاید . بر اثر ارتباط با اعضای گروه همتا ، بیمار می تواند از تجربیات آنها در مقابله با بیماری و مهارکردن آن بهره مند شود . علاوه بر این با مشارکت در این گروه بیمار می تواند دوستان جدیدی پیدا کند و شبکه حمایتهای اجتماعی خود را گسترده تر نماید . او می تواند با دوستان جدید خود در گروه درددل کند و از ناراحتیها و نگرانیهای خود با آنان صحبت کند و بدین طریق به آرامش و سلامت روانی خود کمک نماید . همچنین بیمار می تواند با دراختیار گذاشتن تجربیات خود برای اعضای گروه و کمک به آنها در پذیرش و سازگاری با بیماریشان ، احساس کفایت ، مفید بودن و کارآمدی را بعنوان یک فرد مؤثر در جامعه در خود به وجود بیاورد .

28-تفکر مثبت :

بیمار نسبت به خودش ، دیگران و دنیا دیدگاه مثبت داشته باشد . در زمان حال زندگی کند و به گذشته یا آینده فکر نکند . اندیشیدن به گذشته او را افسرده می کند و فکر کردن به آینده اضطراب را در او به وجود می آورد . بهتر است آرزوهای بزرگ ، دورودراز و دست نیافتنی نداشته باشد . سعی کند آرزوهایی را در ذهن خود جای دهد که توان رسیدن به آنها را در خود می بیند .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢۱