چند راه برای فراموش کردن خاطرات:

1. دیدن نقاط مثبت آن خاطره و تقویت آن با نوشتن و یاد آوری کردن و پررنگ کردن هر خاطره ای هر چند بد می تواند نقطه مثبتی داشته باشد و یا درس عبرت و یک هشیاری و آگاهی برای آینده باشد.
2. جایگزنی افکار منفی با افکار مثبت این کار کار ساده ای نیست به دلیل اینکه یک تمرکز بسیار قوی می خواهد:
مراحل: معمولاً انسان ها از خاطرات خوب خود در صورت (سلامت روان) لذت برده و از خاطرات منفی فرار می کنند. هر فردی خاطرات منفی خود را که باعث یاد آوری و احساس ناخوشایند می شود را می شناسد. با توجه به مقدمه مذکور افراد باید تمرین کنند که هنگام هجوم خاطرات بد و منفی گذشته یکی از کارهای زیر را انجام دهند و هرروز آن را تمرین کنند:
الف) عدم پرورش افکار منفی و تغییر موقعیت فیزیکی و قطع سریع افکار
ب) فریاد زدن واژه بس کن بصورت ذهنی باز خورد منفی افکار و ایجاد حالت تنبیه برای افکار که آمار ورود به ذهن را به شدت کاهش می دهند.
ج) جایگزین فکر منفی با مثبت
د) اهمیت ندادن و عدم دقت به افکار منفی
3. از بین بردن تمام آثار بیرونی از آن خاطره و یا پنهان کردن آن حتی عدم عبور از مکانی که آن خاطره را زنده کند تا مدتی
4. برای اینکه بتوانید قدرت تمرکز شما و اینکه بتوانید به راحتی تمرکز و توجه خود را از فکر و خاطره منفی به خاطره مثبت انتقال دهید باید این مهارت را تمرین و آموزش ببینید:
ابتدا یک تابلو نقاشی یا یک شمع روشن را در یک ساعتی که آرام هستید و سرتان خلوت هست، جلوی خود قرار دهید بعد دقیقاً آنچه را که می بینید روی دفترچه بنویسید از تمام جزییات حتی نوع درختی که بطور مثال در تابلو می بینید این کار را هر روز نیم ساعت تا یک ساعت تمرین کنید تا مهارت کنترل ذهن را یاد بگیریید و از این مهارت برای کنترل فکر هر موقع که بخواهید استفاده کنید............شش قدم برای فراموش کردن گذشته :
1- درصورت امکان به عقب برگردید و با کسانیکه در آن خاطرات دخیل بوده اند حرف بزنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید به عقب برگردید.
2- احساسات واقعیتان را با کسی در میان بگذارید. اگر صلاح است به آن‌ها اعتراف کنید. برای فراموش کردن گذشته تان باید احساسات‌تان را بروز دهید. اگر می خواهید با اشتباهاتتان کنار بیایید، باید تقصیر یا گناه‌تان را گردن بگیرید.
3- اگر فکر می‌کنید که قصوری داشته اید، طلب بخشش و معذرت خواهی کنید زیرا برای فراموش کردن گذشته باید غرور کاذب را کنار بگذارید.
4- دیدن نقاط مثبت آن خاطره و تقویت آن با نوشتن و یاد آوری کردن و پررنگ کردن هر خاطره ای هر چند بد، می تواند نقطه مثبتی داشته باشد و یا درس عبرت و یک هشیاری و آگاهی برای آینده باشد.
5- جایگزینی افکار منفی با افکار مثبت؛ این کار، کار ساده ای نیست، به دلیل اینکه یک تمرکز بسیار قوی می خواهد. معمولاً انسان ها از خاطرات خوب خود در صورت سلامت روان لذت برده و از خاطرات منفی فرار می کنند. هر فردی خاطرات منفی خود که باعث یاد آوری و احساس ناخوشایند می شود را  می شناسد. با توجه به مقدمه مذکور افراد باید تمرین کنند که هنگام هجوم خاطرات بد و منفی گذشته کارهای زیر را انجام دهند و هرروز آن را تمرین کنند :
الف) عدم پرورش افکار منفی و تغییر موقعیت فیزیکی و قطع سریع افکار
ب) فریاد زدن واژه بس کن بصورت ذهنی باز خورد منفی افکار و ایجاد حالت تنبیه برای افکار که آمار ورود به ذهن را به شدت کاهش می دهند
ج) جایگزینی فکر منفی با مثبت
د) اهمیت ندادن و عدم دقت به افکار منفی. از بین بردن تمام آثار بیرونی آن خاطره و یا پنهان کردن آن حتی تا مدتی عدم عبور از مکانی که آن خاطره را زنده کند.
ه) برای اینکه بتوانید‌. قدرت تمرکزخود را ارتقاء دهید و بتوانید به راحتی تمرکز و توجه خود را از فکر و خاطره منفی به خاطره مثبت انتقال دهید، باید این مهارت را آموزش ببینید و تمرین کنید : ابتدا یک تابلو نقاشی یا یک شمع روشن را در یک ساعتی که آرام هستید و سرتان خلوت هست، جلوی خود قرار دهید؛ بعد دقیقاً آنچه را که می بینید روی دفترچه بنویسید. از تمام جزییات حتی نوع درختی که بطور مثال در تابلو می بینید. این کار را هر روز نیم ساعت تا یک ساعت تمرین کنید تا مهارت کنترل ذهن را یاد بگیرید و از این مهارت برای کنترل فکر هر موقع که بخواهید استفاده کنید.
6- و در نهایت روش تایم تیبل پارادوکسیکال که یکی از تکنیکهای معتبر روانشناسان برای مقابله با نشخوار فکری است را به شما پیشنهاد می‌کنم.در این روش شما نه از خاطرات بد فرار می کنید و نه آنها را نادیده می گیرید؛ بلکه در چهار چوب برنامه ریزی خود به آن ها فکر می کنید و در همان وقت تعیین شده تا آنجا که ذهنتان می خواهد به اعماق آنها می‌رود. اما بعد از پایان مدت تعیین شده با نهیبی که به خود می زنید این افکار را متوقف می کنید و هر موقع که این افکار در غیر وقت تعیین شده به ذهنتان هجوم آوردند به آنها می گویید بروید و در فلان روز و فلان ساعت که برایتان وقت گذاشته ام بیایید. فلسفه بکار گیری روش فوق اینست که چون این افکار یاد گرفته اند که هر موقع که دلشان می‌خواهد به ذهن شما بیایند و به اصطلاح با اینکه ساخته شما هستند اما ارباب شما شده اند، ما با این روش به آنها یاد می دهیم که هنوز نوکر و ساخته دست ما هستند و هر موقع که ما به آنها اجازه دهیم می توانند به ذهن ما وارد شوند. با روش برنامه ریزی برای حضور این افکار و کم کردن تدریجی زمان اختصاص یافته، می توانیم این افکار را تحت کنترل خود درآورده و در نهایت آنها را به بایگانی ذهن بسپاریم. مثلا تصمیم می گیرید هر روز موقعی که از خواب بیدار شدید و ساعت 10 صبح و 5 عصر و 12 شب هر کدام به اندازه مثلا 5 دقیقه کاملا به خاطرات بدتان فکر کنید اما نکته اصلی این است که بیشتر از 5 دقیقه یا زمانی که برای خودتان تعیین کردید به آنها فکر نکنید. جلوی ذهنتان را نگیرید و بگذارید تا هرجا که می خواهد پیش برود و اصلا جلوی احساساتتان را نگیرید. حتی اگه گریه تان گرفت، گریه کنید. نکته دوم و مهم اینکه فقط در ساعات تعیین شده به آنها فکر کنید و نه خارج از آن..این روش شاید در ابتدا سخت به نظر برسد، ولی نتیجه‌ بسیار اثربخشی‌دارد. کم کم زمان آن را کمتر و نوبت هایشان را هم کمتر کنید. مثلا هر روز فقط دوبار و هر بار چند دقیقه به آنها فکر کنید.کم کم به طور شگفت آوری همه چیز در ذهنتان مرتب میشود و از یادتان می رود. البته اگر این تکنیک را زیر نظر یک مشاور روان درمانگر پیگیری نمایید به نتایج بهتری خواهید رسید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٤