..

مشکلات اجتماعی

وقتی که کودک
راه رفتن و تکلم را
بیاموزد، روش های بیان مشکلات هیجانی وی توسعه می یابد. در این حال
ممکن
است مشکلات هیجانی خود را از راه تخریب و عدم تحرک و مخالفت جویی و منفیکاری و مانند اینها ابراز کند. در دو تا سه
سالگی کودک گاهی رفتارهایی
دارد که مورد قبول خانواده نیست. والدین باید پیروی از مقررات اجتماعی
را
به کودک بیاموزند .
اگر خواسته والدین عاقلانه و متناسب باشد و نیاز کودک
به محبت را ارضاء کند ، کودک به تدریج تحت
کنترل درخواهد آمد
.

 

اما اگر الزام والدین شدید و ابراز محبتآنها به صورت صحیحی نباشد ، طفل ممکن است که رفتارهای ناهنجار این دوره راتشدید کند و امکان دارد که این ناهنجاری ها در او تثبیت شوند. طفل
خردسالی
که از او
انتظارات زیادی دارند و یا نسبت به وی محبت کمی ابرازشده به دو
شکل واکنش نشان می دهد : اولاً ممکن است نهایت
کوشش خود را با توانایی
محدودی که دارد، برای انجام تقاضاهای والدین به کار برد و به یک کودک
در
خود فرو رفته مبدل شود
. ثانیاً امکان دارد کودک سرکشی بار آید. سرکش بودن
طفل ممکن است به شکل غیر فعال و یا به صورت
پرخاشگری باشد
.


هرگاه از طفلی که به شکل غیر فعال
سرکش باشد بخواهند تا کاری را انجام دهد، با خوشرویی قبول
می کند ولی  به
حدی در
انجام آن کار تعلل می ورزد که هرگز آن کار انجام نمی شود. در صورتی
که بیشتر اطفال سرکش مهاجم آشکارا از
دستورات سرپیچی می کنند. ولی در هر
دو حال، والدین نمی توانند به انتظارات خود در مورد کودکشان جامه ی
عمل
بپوشانند. کودک سرکش
مهاجم در مورد هر چیز که از وی خواسته شود، مخالفت

شدید نشان می دهد و به نظر می رسد که مجازات برای چنین
کودکی مؤثر نخواهد
بود.
او در قبال کوششهایی که برای اصلاحش به کار می رود، مقاومت نشان می
دهد و ظاهراً در برابر خشم والدین بی
اعتناست. منفی کاری او به صورت
فعالیت های خرابکارانه خود نمایی می کند. به نحوی که اعمال مزبور به
مراتب
شدیدتر از اعمال
کودکانه همسن وسالان وی است . رابطه اش با سایر کودکان
دشوار است و اغلب منجر به زد و خورد و کشمکش
می شود. چنین کودکی بیش از
اندازه ، خودبین و قدرت طلب است . کودک غیرفعال سرکش ظاهراً مطیع بوده
و
در رابطه اش با دیگران
اشکالات کمتری به بار می آورد ولی بالاخره به همان

نتیجه عدم سازش می رسد ؛ بدین معنی که در حرف تسلیم شده
اما درعمل آنچه را
که از
او خواسته اند انجام نمی دهد. پیوسته موجب ناراحتی والدین می شود ؛
اما به آن اندازه که طفل سرکش مهاجم
مورد تنبیه و مجازات قرار می گیرد، او

مجازات نمی شود.

 

لجاجت و کج خلقی

لجبازی کودک
ممکن است واکنشی باشد که
کودک در قبال کوچکترین سرخوردگی از خود نشان می دهد. ممکن است مانع
کاری
که کودک میل دارد
انجام دهد، شوند، در این حال کودک تحریک وعصبانی می شود
و چیزهایی از این قبیل می گوید: "هیچ کس مرا
دوست ندارد . هیچ وقت کسی
چیزی به من نمی دهد. اما همه از من انتظاراتی دارند که انجامش از عهده
ام
خارج است". ممکن است
کودک دراین حال خود را به زمین بکوبد ، سرش را به

زمین بزند، لگد بزند و توجهی به محیط اطراف نداشته باشد.
در عصبانیت های
معمولی ،
این حالت فقط یکی دو دقیقه طول می کشد و با خسته شدن طفل برطرف
می شود و بعد از آن به مدت چند دقیقه به
آهستگی هق هق می کند و حتی اغلب
ممکن است از حرکتی که کرده و عدم کنترلی که نشان داده است ، پشیمان
شود
. ولی در حین عصبانیت نمی توان
با استدلال طفل را آرام کرد ؛ زیرا در این

لحظات تماس کودک با محیط تا حدود زیادی قطع شده است. برای
فهم لجاجت و
بدخلقی
کودکان و درمان آن بایستی تمایل کودک و انتظارات والدین را به خوبی
شناخت و در جهت هماهنگ کردن آن اقدام
کرد. حالت بد خلقی وعصبانیت کودک را
می توان به منزله دریچه اطمینانی دانست برای برطرف کردن هیجانات شدیدی
که
طفل نمی تواند آنها را
کنترل کند

 

 

روش برخورد با کودکان بد
رفتار

کودکان از بدو تولد بی تربیت، گستاخ، زورگو یا خودخواه نیستند.
این
خصوصیات رفتاری،
اکتسابی اند زیرا کودکان با بروز این حرکات به آنچه که می
خواهند میرسند، مگر اینکه به موقع مداخله کرده
و به کودک نشان دهید که این
رفتارهای عجیب و غریب، فایده ای ندارد و تنها باعث بدتر شدن شرایط می
شود
و سعی کنید او را به
رفتار قابل قبول تری تشویق نمایید. مطالب زیر

راهکارهایی را به صورت مرحله به مرحله برای رویارویی با 10
مشکل عمده
کودکان ارائه
می دهد
.

 

مشکـــل اول: مسائل مادی

با گفتن کلمه نمی خرم، هرگز احساس گناه نکنید. مشاجره های بین والدین
و
فرزندان معمولاً
خوشایند نیست ممکن است بارها پیش آمده باشد که فرزندتان
از تصمیم گیری شما خوشش نیامده
است
.

 

رعایت حق تقدم و اولویت را به او یاد
دهید

در تعطیلات و جشن تولدها، از کودکتان بخواهید لیستی از آنچه را که
دوست
دارد تهیه کرده و آن
چیزهایی را که بیشتر دوست دارد در اولویت قرار دهد
.
خردسالان را تشویق کنید آن چیزی را که دوست دارند با نقاشی
برایتان بکشند
. موقع پخش پیامهای
بازرگانی، تلویزیون را خاموش کنید. تحقیقات نشان داده
است که هر چه کودکان کمتر پیام های بازرگانی
تلویزیون را ببینند کمتر برای
خرید چیزهای جدید بهانه گیری می کنند. به همین دلیل تلویزیون را در
زمان
پخش آگهی ها خاموش
کرده و یا برای آنها توضیح دهید همه چیزهایی را در این
آگهی ها تبلیغ می شود واقعیت نداشته و صرفاً
شگردی برای فروش بیشتر
محصولات شرکت های تجاری است.

 

به کــــودک خود یاد بدهید آنچه دارد به دیگـران
نیــــز ببخشد
.

می توانید از او بخواهید که بخشی از هزینه هایی را که برای خرید
لوازم
مورد نیاز او کنار
گذشته اید با کمال رضایت به یک مؤسسه خیریه ببخشد
.

 

مشکـــل دوم: حاضر جوابی

هرگاه فرزندتان رفتار بی ادبانه ای از خود نشان داد بلافاصله او را
از
این کار منع کنید. به
طور مثال می توانید بگویید: وقتی با تو صحبت می کنم،
مدام به این طرف و آن طرف نگاه می کنی .این
کار بی ادبانه است و باید از
این کار دست برداری.

 

به او اعتنا نکنید

آه نکشید، شانه هایتان را بالا نیندازید یا خشمگین نگاه نکنید، صحبت خود
را قطع کنید تا زمانی که او از حاضر جوابی دست بردارد
.

 

او را به رفتارهای مودبانه تشویق کنید

هر زمان متوجه شدید که فرزندتان رفتار مودبانه ای از خود نشان داد
این
موضوع را به او
یادآوری کنید. به طور مثال به او بگویید: از این که
مؤدبانه به حرف های من گوش دادی متشکرم. این
کا ر تو واقعاً قابل تقدیر
است.

 

مشکل ســــوم: ناسزا گفتن

به زبان آوردن کلمات غیرمجاز را ممنوع کنید. این قانون را برای او
شرح
دهید: «وقتی از چیزی
مطمئن نیستی آن را به زبان نیاور». هر زمان که

فرزندتان ناسزایی را به زبان آورد، بلافاصله آن را به لیست
کلمات غیرمجاز
اضافه
کنید. توضیح دهید که چرا ناسزاگویی کاری زشت و غیرقابل قبول است و
بسیاری از مردم به زبان آوردن این
کلمات را نادرست می دانند. اگر یک بار

این کلمه را به زبان آورد، ممکن است تکرار آن ، به صورت
عادت در آید و این
کلمات
زشت را در برابر پدربزرگ و مادربزرگ، معلمان یا والدین دوستان شان
هم تکرار کنند.

 

کلمه مورد قبول را جایگزین آن کنید

کلمات خنده داری که اصلا ناخوشایند نیستند را انتخاب کنید تا به
جای
کلمات نامناسب
استفاده شود و یا این که فرزندتان خودش از کلماتی استفاده
کند که بار منفی ندارد. مثل : بی
ادب

 

احساساتی نشوید

وقتی که فرزند خردسال تان برای اولین بار کلمه نادرستی را تلفظ کرد
به
او بگویید: «در
خانواده ما از این کلمات استفاده نمی شود» و به کودکان
بزرگتر گوشزد نمایید که شما به خوبی با قوانین
این خانه آشنایی دارید،
دیگر نمی خواهم این کلمه را بشنوم.

 

مشکـــل چهـــارم:دروغگویی

از او بخواهید که در گفته هایش صادق باشد، به فرزندتان بگویید:
«همه
افراد خانواده ما
مایلند همیشه نسبت به دیگران صادق باشند.» وقتی در صحبت
هایش صداقت را حفظ می کند از او به دلیل کاری
که انجام داده قدردانی کنید
. برای او
شرح دهید که چرا دروغ گویی کار بدی است.توضیح دهید که وقتی حقیقت
را نمی گوید دیگران را به دردسر
انداخته، احساسات آنها را جریحه دار کرده

و هیچ کس به او اعتماد نمی کند و اینکار به شکل عادتی در
می آید که ترک
کردنش
بسیار مشکل است. به کودکان یاد دهید که راستگویی سبب اطمینان می
شود. اگر متوجه شدید که کودکتان دروغ
می گوید از او این سؤالات را بپرسید
تا وجدان او را بیدار کنید: آیا کاری که انجام داده ای درست بود؟ چرا
فکر
می کنی که با گفتن
اصل ماجرا مرا نگران می کنی؟ آیا می دانی اگر همه اعضای
یک خانواده همیشه به یکدیگر دروغ بگویند، چه
اتفاقی می افتد؟

 

مشکل پنجـــم:سرپیچی و نافرمانی

توضیح دهید که از او چه انتظاراتی دارید. به او بگویید: «خوب به
حرف
هایم توجه کن. وقتی
دارم با تو جدی صحبت می کنم و تأکید می کنم که در گفته
هایم جدی هستم، پس بدان واقعاً جدی هستم.
«همچنین ممکن است بگویید: «اگر
واقعاً دلیل خوبی برای انجام ندادن کاری داری می توانی با لحن مؤدبانه
ای
آن را به من بگویی.»
سعی کنید برای هر کاری زمان مشخصی تعیین نمایید. هر
گاه او با شما بحث می کند، خواسته خود را کلمه
به کلمه برای او تکرار
کنید. به طور مثال بگوید: شام ساعت 7 حاضر است، تو باید دقیقاً در
همان
ساعت سرشام حاضر
شوی
.

 

به او حق انتخاب دهید تا کمی آزادی عمل داشته
باشد

از او بپرسید: «هنوز بعضی از کارهای مربوط به خودت را انجام نداده
ای
آیا مایلی آنها را
الان انجام دهی یا بعد از شام؟» گاهی اوقات با او کنار
بیایید. مثلا بگویید: الان وقت انجام تکالیفت
است ولی تو در حال حاضر داری
بسکتبال بازی می کنی. آیا بهتر نیست بازی بسکتبال را تا نیم ساعت
دیگر
تمام کنی و پس از آن
به تکالیفت برسی؟

با او اتمام حجت
کنید

به او توضیح دهید که اگر آنچه را که شما از او می خواهید انجام ندهد،
باید منتظر عکس العمل شما و نتیجه عمل خود باش


وقتی عرصه بر پدر و مادر بخصوص مادران به علت اینکه درکنار فرزندان خود بیشتر هستند

بر اثر اختلالات خلقی کودکشان، تنگ می شود، آن وقت است که ناآگاهانه رفتارها و اقداماتی انجام می دهند. که بیشتر به این مسأله دامن می زند. مطلب زیر می تواند به مادران جوانی که با این مشکل روبرو هستند. کمک کند که با این مشکل به نحوی درست کنار آیند.

۱) دست از سرزنش کردن خود بردارید و اقدامی عملی انجام دهید

  •  

اگر خود را به دلیل مشکل خلقی فرزندتان سرزنش کنید کاری مخرب انجام می دهید، با این کار وقت و نیرویی که می توانید برای کمک به او صرف کنید هدر می رود. سرزنش کردن و احساس گناه ناشی از آن باعث می شود تا نسبت به شناخت منشأ مشکل فرزندتان ناآگاه بمانید، لذا تأکید می کنیم که اختلال خلقی او در نتیجه قصور و کوتاهی شما ایجاد نشده است، اما به عنوان واقعیتی که وجود دارد شما را به مبارزه می طلبد. پذیرش این اصل نه تنها در فرآیند تشخیص و درمان اختلال خلقی فرزندتان مؤثر است، بلکه در پرورش مهارت حل مسأله در زندگی روزمره شما نیزکمک کننده خواهد بود.

۲) واقع بین باشید

تعیین حدود انتظارات قابل قبول از کودک مبتلا به اختلال خلقی کار دشواری است و توصیه می شود که برای این منظور از درمانگر کمک بگیرید. با توجه به اینکه اختلال خلقی به طور طبیعی از نظر شدت در نوسان است تنظیم این انتظارات به گونه ای که نه خیلی زیاد و نه خیلی کم باشد مشکل خواهد بود.گرچه کودکان نیازمندند بدانند در هر لحظه به طور شفاف و ثابت چه انتظاراتی از آنها داریم با وجود این گاه لازم است که این انتظارات از پیش تعیین شده باشند. هنگام بروز یک حمله شدید خلقی، وقت مناسبی برای پافشاری بر انجام تمام وظایف روزمره فرزندتان نیست. با این حال همچنان که درمان پیش می رود و خلق او تثبیت می شود به تدریج می توان سطح انتظارات را بالا برد.

۳) قوانین خانواده را در حد اعتدال برقرار کنید

کودکان برای تنظیم رفتار خود نیازمند قوانین هستند، گرچه تعداد زیاد قوانین وضع شده ممکن است مشکل آفرین باشد تعداد کم آن نیز اشکالاتی به همراه دارد.

وقتی در خانه قوانین بسیار زیادی حکمفرما باشد، کودکان به سرعت مأیوس و ناامید می شوند. آنها ممکن است که یا با پذیرش نقش قانون شکن، دست از هر گونه تلاشی برای رضایت والدین بکشند و یا به طور مداوم سعی در راضی نگاه داشتن والدین خود داشته باشند که این امر به ندرت می تواند موفقیت آمیز باشد. برعکس وقتی که قوانین محدود و مبهم باشد، اجرای آن غیرممکن و موجب می شود تا شاهد بروز رفتارهایی غیرقابل کنترل از جانب کودکان باشیم. اگرچه این موضوع در مورد همه کودکان صدق می کند، اما کودکی که یک مشکل زمینه ای دارد در اداره کردن موقعیت های ناکام کننده مشکل بیشتری خواهد داشت. قوانین در وهله اول باید بر حفظ امنیت جسمی و هیجانی همه اعضای خانواده تأکید داشته باشد و در مرحله بعد پیامدهای عدم رعایت قوانین نیز باید به صورت آشکار و ثابت برای همه مطرح شود.

۴) آسان بگیرید

اگر با فرزندتان بر سر قانون خاصی جر و بحث می کنید، از خود بپرسید که آیا این قانون را برای چه وضع کرده اید، آیا دلیل آن منطقی و موجه است و یا امری دل بخواهی و سلیقه ای است؟ از آنجایی که کودکان مبتلا به اختلال خلقی در حوزه های متعددی نیازمند مساعدت هستند، اگر تصمیم بگیرید به موقعیتهای زیادی بپردازید و در مورد تمام آنها قانون صادر کنید شما و (البته فرزندتان) احساس مغلوب شدن پیدا خواهید کرد. پس چه باید کرد؟ آسان بگیرید! فهرستی از قوانینی که انتظار دارید فرزندتان رعایت کند، بنویسید. آیا می توانید این فهرست را به چند قانون محدود و اساسی نظیر «با بدن و زبان خود به دیگران صدمه نزنیم» ساده کنید؟ شعار ما این است که «ساده بگیرید، ساده بگیرید، ساده بگیرید» بدین ترتیب شما برای رفتاری محکم و با ثبات آماده می شوید وفرزندتان نیز وقتی مغلوب پیچیدگی قوانین نشود آنها را بهتر رعایت خواهد کرد.

۵) انعطاف پذیر باشید

فرزندتان مبتلا به اختلالی است که نشانه های آن هر روز تغییر می کند و طبق تعریف، عملکرد او نیز طی زمان متفاوت خواهد بود. در نتیجه، مواقعی وجود خواهد داشت (به ویژه در ضمن حملات شدید اختلال خلق) که به ناچار قوانین باید به طور موقت کنار گذاشته شود. اگرچه برای والدین تعیین مدت زمانی که کودک برای تلویزیون، کامپیوتر و بازی های ویدیویی صرف می کند دارای اهمیت است با وجود این انعطاف پذیری در این زمینه، با توجه به دوره بیماری کودک کمک شایانی به وی خواهد کرد. برای یک نوجوان بشدت افسرده می توان تماشای یک فیلم سرگرم کننده را به عنوان بخشی از برنامه افزایش فعالیت های لذت بخش مجاز دانست و یا در مورد کودکی با مهارت های اجتماعی بسیار ضعیف ممکن است از یادگیری یک بازی ویدیویی خاص همچون راهی برای ایجاد علایق مشترک با همسالان سود ببرد. نکته کلیدی انعطاف پذیری است. آیا آنچه انجام می دهید برای فرزندتان مؤثر است؟ اگر چنین باشد عالی است. اگر چنین نیست یک قدم به عقب برگردید و دوباره موقعیت را ارزیابی کنید.

۶  موضوعاتی را که قصد دارید به خاطر آنها در برابر فرزندتان بایستید انتخاب کنید

والدین کودکان مبتلا به اختلال خلقی، وضعیت خود رابه نوعی مانند «زندگی در منطقه جنگی» و یا احساس مداوم «حرکت روی پوست تخم مرغ» توصیف می کنند. هر یک از این دو حالت تنش زا یعنی جنگ مداوم یا حرکت کند پاورچین اوضاعی ملال آور می باشند. برای به حداقل رساندن کشمکش و کاهش تنش کلی، ما شما را تشویق می کنیم تا موضوعات مهم منجر به درگیری میان خود و فرزندتان را تعیین کنید. به این ترتیب خانوده شما خواهد توانست در فاصله میان تعارض ها و کشمکش ها آرامش داشته باشد. برخی موضوعات ارزش جنگیدن ندارند. اگر شما به طور مداوم با فرزندتان در حال کشمکش هستید با خود فکر کنید که چرا چنین است؟ آیا می توانید از آن دست بردارید؟ اگر دلیل درست و مطمئنی برای آن وجود ندارد، می توانید انتخاب کنید که آیا بهتر است جر و بحث کنید و یا راه مصالحه را در پیش بگیرید. سازش و مصالحه پیوسته باید برای حفظ سلامت و امنیت جسمی و روانی افراد خانه باشد. از کشمکش در مورد غذا اجتناب کنید. هیچ کودکی در خانه ای که مواد غذایی در دسترس است نباید گرسنه بماند. با وجود این برخی ازکودکان مبتلا به اختلال خلقی از اختلالات خوردن نیز رنج می برند. اگر فرزندتان با مسائل مربوط به غذا یا وزن اشتغال فکری دارد، یا اگر دچار کاهش یا افزایش بیش از حد وزن می باشد از متخصص کودکان و گروه بهداشت روان مشورت بخواهید.

برای کودکان و نوجوانانی که وزن بالا و یا عادات غذایی نادرست دارند با متخصص تغذیه مشورت کنید. در صورتی که غذا را از صحنه اختلاف کنار بگذارید کودکان و نوجوانان برای بهبود عادات خود بهتر عمل خواهند کرد.

.

 پیام را با بیان مناسب منتقل کنید

صحبت کردن با کودکان مبتلا به اختلال خلقی کار دشواری است. هنگامی که فرزندتان آشفته و ناراحت است شما ممکن است به طور طبیعی بخواهید او را آرام کنید و در مورد مشکلاتی که دارد به وی اطمینان خاطر دهید. احتمالاً شما به طور غریزی تلاش می کنید تا مشکل او را حل کنید. گرچه وجود این غرایز در والدین ارزش خاص خود را دارد اما می تواند موجب شود رابطه شما و فرزندتان در مسیر نادرست قرار گیرد. در اینجا برخی از قوانین برقراری ارتباط بهتر با فرزندان آورده شده است، رعایت این توصیه ها هم در رابطه با کودک مبتلا به اختلال خلقی و هم در ارتباط با دیگران نیز مفید هستند.

ـ   به احساسات و نگرانی های فرزندتان گوش دهید اما او را اصلاح نکنید.

هنگامی که فرزندتان در مورد بدرفتاری همکلاسی اش با شما صحبت می کند و غمگین و ناراحت به نظر می رسد، به او گوش کنید و بپذیرید که او ممکن است غمگین باشد. ما شما را تشویق می کنیم تا خود را همانند ظرف محافظی تصور کنید که اولین وظیفه اش آن است که (به عنوان یک والد) به فرزند خود اجازه دهد که احساساتش را درون آن بریزد. پس زمانی به حل مشکل او بپردازید که احساسات او را تصدیق کرده اید و برای عواطفش اعتبار قائل شده اید.

سعی کنید برای درک بهتر فرزندتان سؤالاتی را از او بپرسید نظیر: «تو در مورد ... چه احساسی داری؟» به او نشان دهید که به حرف هایش گوش می دهید نظیر «اوه به نظر می رسد که وقتی ... اتفاق افتاد تو واقعاً ناراحت شدی». جملاتی برای حمایت از او بیان کنید نظیر: «متأسفم که این اتفاق برات افتاد».

ــ  قبل از این که به فرزندتان توصیه بکنید از او بپرسید که آیا به راهنمایی احتیاج دارد؟

اگر قبل از آماده شدن فرزندتان برای دریافت کمک به حل مشکل او اقدام کنید در ارتباط تان اصطکاک ایجاد می شود. اگر فرزندتان برای پذیرش نصایح و توصیه های شما آماده نباشد به آنها توجهی نمی کند و ممکن است بی توجهی او باعث شود شما احساس کنید طرد شده اید و ناراحت بشوید. از طرف دیگر اگر ابتدا از او سؤال کنید که آیا پیشنهاد و کمکی لازم دارد او با احتمال بیشتری به عقاید شما گوش خواهد داد زیرا درک می کند شما نگرانی های او را معتبر دانسته اید و از او حمایت می کنید. همچنین اگر او را در فرآیند حل مسأله موجود دعوت کنید مشارکت فعال تری از او مشاهده خواهد شد تا این که راه حل را به طور مستقیم در اختیارش بگذارید.

ـ  با فرزندتان به طور مستقیم در مورد موضوعاتی که موجب نگرانی شما می شود صحبت کنید اما این موضوعات باید کاملاً مشخص باشند.

وقتی مستقیماً در مورد موضوعاتی که شما را آزار می دهد صحبت می کنید جریان حل مسأله بهتر انجام می شود. با وجود این اگر مکرراً و به دفعات زیاد نگرانی هایتان را با او در میان بگذارید فرزند شما احساس خواهد کرد که مورد سرزنش قرار گرفته است. تحقیقات نشان داده است که تعاملات عیب جویانه موجب بدتر شدن سیر افسردگی می شود. اگر عادت کنید که فقط موضوعات مهم را انتخاب کنید از بحث در مورد مسائل بی اهمیت تر اجتناب خواهد شد. مثلاً شما ممکن است که درباره نگرانی خود از عادت بیدار ماندن های طولانی تا ساعت ۴ ۳ روزهای تعطیل با فرزندتان بحث کنید زیرا نگران بروز حمله مجدد خلقی او بر اثر کم خوابی هستید و این برای سلامتی موضوع مهمی است. ما می دانیم که عادات صحیح خواب بخش مهمی از مدیریت هر اختلال خلقی است. از طرف دیگر سهل انگاری او در تمرین روزانه موسیقی موضوع چندان ارزشمندی برای مجادله نیست زیرا او خود سرانجام پیامد تمرین ناکافی موسیقی را تجربه خواهد کرد اما این دستاورد مسلماً تهدیدکننده زندگی او نخواهد بود.

قبل از این که موضوعات کوچک روی هم انباشته شود به آنها بپردازید.

هنگامی که به موقع به مشکلات توجه شود بار هیجانی و تعارض کمتری ایجاد می شود و معمولاً اداره آن آسان تر خواهد بود. برای فرزندتان که نیازمند یادگیری مهارت های مؤثر در اداره کردن نشانه ها یا اختلال خلقی اش است، برقراری الگویی از حل مسأله توأم با آرامش دارای اهمیت است.

ـ  بر نکات مثبت تأکید کنید.

به خاطر بسپارید که فرزندتان را در زمان مناسب تحسین کنید و به او بازخورد مثبت بدهید. بهبودی، فرآیندی تدریجی است که به وسیله پیشرفت های کوچک ایجاد می شود. می دانید که فرد افسرده بر نکات منفی خود، دنیای اطراف و آینده بیش از حد تمرکز می کند. اگر کودکان به تناسب فعالیت های خود از ما بازخوردهای مثبت و واقع بینانه دریافت کنند این نگرش منفی گرایانه تغییر خواهد کرد. کاربرد عباراتی که در ظاهر مثبت می باشند اما پشتوانه حمایتی کافی ندارند جایز نمی باشد.

ـ  بازخورد منفی را با صدایی آرام بیان کنید

صحبت کردن با صدایی آرام موجب می شود تا به جای تمرکز بر فرزندتان به عنوان یک شخص، انتقاد متوجه عملی شود که انجام شده و یا تکلیفی که انجام نگرفته است. هنگامی که از فرزندتان می خواهید تا به صورت دیگری رفتار کند سعی کنید فرمول XYZ را به خاطر بسپرید و به صورتی از او درخواست کنید که رفتارش را تغییر دهد (یعنی: وقتی که تو X را انجام می دهی من احساس Y می کنم و ترجیح می دهم که Z را انجام دهی، مثلاً به جای فریاد زدن بر سر فرزندتان که «بس کن دیگه داد نزن» به او بگویید: «وقتی داد می زنی گوشم درد می گیره، عصبانی می شم و ترجیح می دم که آروم تر صحبت کنی»). با تمرین کافی مهارت به دست آورید تا در چنین مواقعی آرامش خود را حفظ کنید. وقتی این توانایی ایجاد شد شما الگویی برای فرزندتان خواهید بود از کسی که ارتباط مؤثر برقرار می کند. عاقلانه به نظر نمی رسد بر سر کودک فریاد بزنیم تا دست از فریاد زدن بردارد.

ـ  بیشتر به شیوه مثبت اظهارنظر کنید تا به صورت منفی.

انتقاد سازنده راه خوبی برای کمک به رشد و تغییر دیگران است. تحقیقات نشان داده است که برای خنثی کردن یک اظهارنظر منفی به هفت مورد اظهارنظر مثبت نیاز می باشد، بنابراین سعی کنید طی روز به جای اظهارنظرهای بدبینانه در مورد فرزندتان به صورت مثبت نظر دهید. این توجیه به نظر ساده می آید اما در واقع کاری مشکل است، پس تمرین کنید. در ابتدای صبح بیست سکه در جیب چپتان بگذارید و هر بار که فرزندتان را تحسین می کنید یک سکه را از جیب چپ بردارید و در جیب راستتان بگذارید و هرگاه از او عیب جویی می کنید یک سکه از جیب راست به جیب چپ برگردانید. سعی کنید تا پایان روز همه سکه ها از جیب چپ به سمت راست جابه جا شود.

ـ  پیام های بدنی را فراموش نکنید.

شما ممکن است بیشتر از واژه ها با بدنتان حرف بزنید. یک چهره پرتنش، دست های گره کرده و قیافه عبوس چیزی است که ما به عنوان ارتباط غیرکلامی می شناسیم. این وضعیت ها پیام متفاوتی را به کلماتی که بر زبان می آورید اضافه می کنند. حرکات صورت و بدن و آهنگ صدایتان به طور قابل ملاحظه پاسخی را که ابراز می کنید تحت تأثیر قرار خواهد داد و شما با تسلط پیدا کردن بر این ویژگی ها در همراهی با رعایت سایر توصیه های قبلی، الگویی از ارتباط سالم را در اختیار فرزندتان قرار دهید و بدین ترتیب هر دوی شما از ارتباط غیرکلامی هماهنگ با کلام مرتبط با آن سود خواهید برد.

ـ از بازی بیست سؤالی خودداری کنید.

اضطراب به راحتی می تواند شما را مغلوب خود کند با وجود این سعی کنید به منظور نظارت بر فرزندتان او را در مورد احساساتش سؤال پیچ نکنید. تحقیقات نشان داده است که شیوه تعاملی مزاحم و مداخله جو (هرچند که قصد واقعی شما مزاحمت و مداخله نباشد فرزندتان آن را چنین تجربه می کند)، روند بهبودی کودک افسرده را کند می کند. علاوه بر این چنانچه فرزندتان نگران است که اگر به شما میدان دهد زیاده روی خواهید کرد به احتمال زیاد در کنار شما احساس راحتی ندارد و وقتی هم که واقعاً به توصیه های شما احساس نیاز پیدا می کند به شما نزدیک نمی شود.

ـ  دشمن اصلی را شناسایی کنید

شخصیت فرزند خود و نقاط ضعف و قدرت او را از بیماری و نشانه های آن تفکیک کنید. اگر تحریک پذیری او را به عنوان یک نشانه مشخص از بیماری اش در نظر می گیرید و نه یک ویژگی شخصیتی، قادر خواهید بود با او ارتباط مثبت تری برقرار کنید.

ـ  در غم و شادی یکدیگر شریک باشید

با همسرتان در مورد مشکلات فرزند خود درک مشترک داشته باشید. وجود همسرانی که تفسیر مشابهی از بیماری فرزند و اهمیت درمان آن دارند امری حیاتی است. هنگامی که والدین در پیمودن یک مسیر همکاری دارند، اداره اوضاع بسیار مشکل نیز آسان خواهد بود و برعکس آن وقتی رخ می دهد که آنها در جهات متناقض عمل می کنند.

برخی اوقات والدین می توانند به سادگی حوزه های مشترکی را برای اداره یک موقعیت خاص پیدا کنند. در سایر موارد بهتر آن است که از شعار «توافق بر سر عدم توافق» پیروی کنید و تصمیم بگیرید که کدام یک از والدین اداره آن موقعیت خاص را به عهده گیرد.

ارتباط خوب برای حفظ مشارکت قوی و مؤثر ضرورت دارد. بنابراین توصیه می کنیم تا از همان راه کارهایی که برای بهبود ارتباط بین خود و فرزندتان بهره برده اید برای بهبود ارتباط خود با همسرتان نیز استفاده کنید.

توصیه هایی برای والدین

چگونه می توانید به طور موقت انتظارات خود را از فرزندتان کاهش دهید بدون این که او را لوس کنید:

۱) هنگامی که به طور مداوم متوجه می شوید فرزندتان از انجام انتظارات شما ناتوان است این خواسته ها را کاهش دهید (شکست مداوم برای اعتماد به نفس هیچ انسانی خوب نیست).

۲) به تدریج انتظارات معقول خود را افزایش دهید و ارزیابی کنید که این خواسته های ابراز شده چگونه انجام می گیرد.

۳ ) اولویت بندی کنید:

الف ) فهرستی را از مسؤولیت های فرزندتان تهیه کنید که شامل حوزه هایی مانند امور شخصی ، ارتباط با دیگران، تکالیف مدرسه و خانه باشد.

ب ) با مهمترین موضوع فهرست شروع کنید(در این ترتیب انجام تکالیف مدرسه باید قبل از مرتب کردن رختخواب آمده باشد) . با خلاقیت خود در مورد این که چگونه وظایف می تواند به تدریج مشکل تر شود فکر کنید(مثلاً انجام تکالیف با کمک یک فرد دیگر کم کم با انجام مستقل آن جایگزین می شود).

۴) تصدیق کنید که فرزندتان به بیماری مشخصی مبتلا است که به بهبودی نیاز دارد.

آیا باید فرزندانمان را از اخبار بد محافظت کنیم؟

پاسخ به این سؤال هم مثبت است و هم منفی. شما نباید اطلاعات را به صورت اسرارآمیز از فرزندتان مخفی کنید، او احتمالاً از اخبارتان سر درمی آورد یا حس می کند که اتفاقی افتاده است. با وجود این شما می توانید با صحبت کردن درباره مسائل مطابق با سن و سال و در زمانی که قادر به تفکر و پردازش اطلاعات باشد از او محافظت کنید (برای مثال قبل از رفتن به مدرسه یا رختخواب زمان مناسبی برای این کار نیست) . شما همچنین می توانید در یک موقعیت خصوصی تر موضوع پیش آمده را با همسرتان، دوستان دیگر و یا دیگر اعضای خانواده مورد بحث قرار دهید. اگر قرار است اتفاق ناخوشایندی در آینده رخ دهد ممکن است به نظر شما آن زمان بهترین موقع برای گفتن موضوع به فرزندتان باشد.

برخی از کودکان با آگاه شدن از یک جریان قبل از آنکه رخ دهد سازگاری بهتری نشان می دهند در حالی که گروهی دیگر در این موقعیت ماتم می گیرند، نگران می شوند یا عکس العمل نشان می دهند. برای این که چگونه و در چه زمانی اخبار ناراحت کننده را بدهید سن و ویژگی های سرشتی او را در نظر بگیرید. ما توصیه می کنیم توضیح کوتاهی به کودک بدهید و سپس سؤالات او را پاسخ گویید با این شیوه شما اطلاعاتی را فراهم می کنید که فرزندتان جست وجو می کند بدون این که وارد جزئیاتی شوید که فراتر از آنچه او می خواهد یا نیاز دارد باشد. شما می توانید چند روز بعد از فرزندتان بپرسید آیا سؤالات بیشتری برایش مطرح شده است. به این ترتیب دقیقاً کودک اطلاعاتی کافی را دریافت می کند بی این که در معرض بمبارانی از اطلاعات قرار بگیرد که برای آن آماده نشده است.

تمرین خانواده:

اداره کردن نشانه های اختلال با استفاده از شیوه های حل مسأله:

۱) دراین برنامه شما، همسر و فرزندتان مشکلی را در خانواده شناسایی کنید که درباره یکی از نشانه های بیماری فرزندتان دور می زند (مثلاً تحریک پذیری بعد از مدرسه که منجر به جنگ و دعوا با خواهر و برادر می شود).

۲) همگی مشخص کنید که چه کسانی باید در بحث مربوط به مشکل شرکت کنند.

۳) مانند اعضای یک گروه در مورد راه حل های احتمالی این مشکل همفکری کنید.

۴) در مورد مزایا و معایب هر راه حل بیندیشید و بهترین راه حل که بیشترین مزایا را داشته باشد انتخاب کنید.

۵) در پایان راه حلی را که انتخاب کرده اید به عمل درآورید. راهکار پیشنهادی چه تأثیری داشته است؟ اگر نتیجه مناسب به دست نیامده است به فهرست راه حل های خود بازگردید و موارد بعدی را انتخاب و به آن ها عمل کنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱٠