عبارت است از دوره‌های پرخاشگری که منجر به آسیب زدن به دیگران می‌شود. شیوع دو درصد و در دهه‌های دوم و سوم دیده می‌شود.در اختلالات کنترل تکانه، بیماران در برابر تکانه ها یعنی سائق ها یا وسوسه هایی که برای خود یا دیگری زیانبار است، قدرت مقاومت ندارند. گرچه ممکن است آگاهانه درمقابل تکانه مقاومت بکنند یا نکنند و نیز ممکن است رفتارشان را طرح ریزی بکنند. مبتلایان پیش از ارتکاب عمل دچار تنش یا تحریک فزاینده ای می شوند و هنگام عمل احساس لذت، رضایت یا رهایی می کنند ولی ممکن است احساس ندامت واقعی، سرزنش خویشتن و احساس گناه بکنند که احساس لذت آنها را از بین می برد.اختلال انفجاری متناوب به صورت دوره های مجزای فقدان کنترل تکانه های پرخاشگرانه بروز می کند. این دوره ها ممکن است با حملات جدی به دیگران یا تخریب اموال همراه باشد. میزان پرخاشگری ابراز شده با هر عامل استرس زایی که ممکن است در برانگیختن دوره ها موثر بوده باشد کاملاً نامتناسب است. نشانه هایی که بیمار ممکن است آنها را به صورت دوره یا حمله توصیف کند ظرف چند دقیقه یا چند ساعت بروز می کنند و صرف نظر از طول مدت آنها خود به خود و به سرعت از بین می روند. بیمار پس از هر دوره معمولاٌ دچار تاسف واقعی می شود یا خویشتن را ملامت می کند و در فواصل بین دوره ها نشانه های پرخاشگری یا رفتار تکانشی فراگیر وجود ندارد..علائم

تشخیص اختلال انفجاری متناوب وقتی مطرح می شود که شرح حال بیمار نشان دهنده چندین دوره فقدان کنترل همراه با حملات پرخاشگری باشد. یک دوره واحد برای تشخیص گذاری کافی نیست. سوابق بیمار نشان می دهد که دوران کودکی او در جَوی از اعتیاد به الکل، خشونت و بی ثباتی هیجانی سپری شده است. سوابق کاری بیماران ضعیف است و اغلب اظهار می کنند که شغلشان را از دست داده اند و دچار مشکلات زناشویی و درگیری با قانون هستند. اکثر بیماران قبلاً در جستجوی کمک روانپزشکی برآمده اند ولی بی فایده بوده است. اضطراب احساس گناه و افسردگی معمولاً پس از حملات انفجاری رخ می دهد ولی همیشه این گونه نیست.
• دوره‌های فراوان مجزای ناتوانی در کنترل تکانه‌های پرخاشگری که منجر به اعمال تهاجمی جدی یا تخریب اموال می‌شوند.
• میزان پرخاشگری و تهاجمی که در طی دوره‌ها آشکار می‌شود، متناسب با هرگونه عامل استرس‌زای روانی اجتماعی نیست.
• دوره‌های پرخاشگری توسط یک اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی‌شوند (مثلاً اختلال شخصیت ضداجتماعی، اختلال شخصیت مرزی، اختلال پسیکوتیک، مانیک، اختلال سلوک یا اختلال نقص توجه - بیش‌فعالی) ناشی از آثار مستقیم فیزیولوژیک یک دارو (مثلاً سوءمصرف مواد یا دارو) یا یک بیماری طبی عمومی (مثلاً ضربه به سر، آلزایمر) نیستند.
A ـ چندین دوره مشخص ناتوانی برای مقاومت در مقابل تکانه های پرخاشگری که منجر به اعمال تهاجمی جدی و اعمال تخریبی گردیده است.
.B ـ میزان پرخاشگری ارایه شده ضمن دوره آشکارا بیشتر از ابعادی است که بوسیله عوامل استرس زای روانشناختی تسریع شود.
C ـ اختلال روانی دیگری ( مثل اختلال شخصیت ضد اجتماعی ، اختلال شخصیت مرزی ، یک اختلال پسیکوتیک، یک دوره مانی، اختلال سلوک،یا اختلال بیش فعالی/کمبود توجه ) توضیح بهتری برای آن ارایه نمی کند و اختلال ناشی از تاثیر فیزیولوژیک مستقیم یک ماده و یا یک اختلال طبی کلی (مثل ضربه مغز یا بیماری آلزهایمر) نمی باشد ...علل
  • عوامل سایکودینامیک و روانی اجتماعی و زیستی در بروز موثرند.
• الکل توانائی شخص را در کنترل تکانه‌ها کاهش می‌دهد.
• ممکن است با EEG غیرطبیعی، برتری مختلط مغزی و یا علایم عصبی نرم (neurological soft sign) مرتبط باشد.
عوارض
  • زدن آسیب جدی به افراد و اموال دیگران بر اساس حملات پرخاشگر.
• این اختلال مزمن  ویا دوره ای میباشد
عوارض
  • زدن آسیب جدی به افراد و اموال دیگران بر اساس حملات پرخاشگر.
• این اختلال مزمن  ویا دوره ای میباشد
روش درمان
معمولاً علت ناشناخته است. برخی اختلالات (مثلاً اختلال انفجاری ادواری) ممکن است با EEG غیرطبیعی، برتری مختلط مغزی و یا علایم عصبی نرم (neurological soft sign) مرتبط باشد. ترکیبی از دارودرمانی و روان‌درمانی. ممکن است لازم باشد.
1. دارودرمانیداروهای مانند (مثلاً آنتاگونیست‌های بتاآدرنرژیک، داروهای ضدصرع [کاربامازپین]، و لیتیوم) داروهای سروتونرژیک مثل بوسپیرون، ترازودون و مهارکننده‌های اختصاصی بازجذب سروتونین (مثلاً فلوئوکستین) ممکن است مؤثر باشند.بنزودیازپین‌ها ممکن است از طریق ایجاد مهارگسیختگی شرایط را باز کنند.
2. روان‌درمانی:سایر درمان‌ها عبارتند از: روان‌درمانی حمایتی، محدودیت‌گذاری و خانواده‌درمانی در مواردی‌که بیمار کودک یا نوجوان باشد. اگر امکان دارد بیمار به همگروه‌هایش حمله کند گروه‌درمانی باید محتاطانه انجام شود.روان درمانی مشکل است اما گروه درمانی میتواند مفید باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٩