چه
چیزی به بحران خودکشی منجر می‌شود؟
 
چه
چیزی به بحران خودکشی منجر می‌شود؟

یک بحران خودکشی معمولا توسط
یک تجربه آسیب زا و یا مجموعه‌ای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال
می‌کنند، ایجاد می‌شود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف
شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت می‌باشند. زمانی که نظام مقابله‌ای شخص قادر به
رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی از آن می‌تواند شخص را به
افکار خودکشی ، آسیب‌پذیر نماید.
 
احساسات شخص خودکشی کننده
عموما شخص در معرض
خودکشی ، به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کناره‌گیری می‌کند. او در پس
انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی می‌نماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش
می‌یابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می‌شوند. خواب، خوراک و عادات مراقبت از
خود از نظم معمول خارج می‌گردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن
الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس درس یا کار خود
را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم ، آسیب و غمگینی احساس
ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می‌گیرد.
 
شیوه‌های مواجهه با افکار خودکشی
در زیر چند
راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از
طریق این حالت ، برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت
توجیه زندگی (زنده ماندن) است.

    * ترسها ، ناکامی‌ها و نگرانی‌های خود را
با والدین ، دوست ، همسر ، استاد ، مشاور یا یک روحانی در میان بگذارید. اگر شما
راه‌حلی برای مشکلات ندارید به این معنی نیست که برای آن مشکلات دیگر هیچ راه‌حلی
وجود ندارد. ابراز افکار و احساساتتان آغازکننده فرایندی است که از طریق آن نیرو ،
امید و احساس ارزشمندی مجددا ایجاد شده و به کشف راه‌حل‌های دیگر جهت حل و فصل
بحران منجر می‌گردد. اگر افکار خودکشی پیش از چند روز طول کشید، کمک حرفه‌ای و
تخصصی الزامی خواهد بود.

    * آنچه را که موجب ناراحتی شما می‌شود، بطور
مشخص بنویسید. علاوه بر این ، چگونگی رویارویی‌تان با مشکلات را معین کنید. با مشخص
کردن آنچه جهت مقابله با یک موضوع خاص انجام می‌دهید، دریچه ذهن خود را برای
راه‌حل‌های دیگر باز می‌گذارید.

    * افکار مثبت را جایگزین افکار منفی
کنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص ، تقصیرها و بدبیاری‌های زندگی خود تعمق و
تفکر نمائید، خود پنداری و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد. تمرکز بر
اسنادها ، توانایی‌ها و مشارکت‌های شخصی مثبت ، نگرشی متعادل در مورد خود و
توانایی‌هایتان ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف
بزنید.

    * کسانی را که در صورت کشتن خودتان ، زندگی آنها آسیب خواهد دید،
مشخص کنید. تعیین اینکه آیا کسی در زندگی خود به شما نیازمند است، کاری سخت است.
بهرحال ، ما همه در شبکه‌های اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود
دارد که رابطه‌ای معنی‌دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما به حساب
می‌آیید و برای دیگران مهم هستید، ارزشمندید و استحقاق این را دارید که چیزها را
بهتر سازید. زندگی در دوره‌هایی از زمان سخت می‌گردد، همه فراز و نشیب دارند. یک
بخش از خوبی زندگی در این است که شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود. اگر
شما از افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید، مطمئن باشید که مراجعه به
متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمک‌کننده خواهد بود.

پیشگیری از خودکشی!؟ چرا مردم خودکشی
می‌کنند؟

خصوصیت مشترک مابین افرادی که اقدام به خودکشی
می‌کنند، داشتن این باور است که خودکشی تنها راه‌حل غلبه بر احساسات غیرقابل‌تحمل
است. کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می‌دهد.
درتراژدی خودکشی ، آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید می‌گردند که فرد را دریافتن
راه‌های مختلف حل مشکل خود ناتوان می‌سازند. درحالی که راه‌حل‌های دیگری نیز وجود
دارند..

همه ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی ، بی‌کسی و ناامیدی را
تجربه می‌کنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله مواردی
هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی‌ارزشی را در ما بوجود
می‌آورند. ورشکستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمده‌ای هستند که بعضی از ما در
طول زندگی کم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجایی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر
به فرد می‌باشد، هرکدام از ما در شرایط مختلف پاسخ‌های متفاوتی می‌دهیم.

در
تشخیص این که آیا واقعا فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید
فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی
برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعه‌ای که شما برای آن اهمیتی
قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد. بدون توجه به
ماهیت بحران ، اگر کسی احساس می‌کند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به
خودکشی ، به عنوان راه‌حل جذاب برای وی وجود دارد.
 
علائم خطر
حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به
خودکشی می‌کنند، قبل از اقدام ، به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند. آگاهی از
این نشانه‌ها و حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری از چنین تراژدی‌هایی
کمک‌کننده باشد. اگر شما فردی را می‌شناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و یا
رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل
شکست در امتحان دچار مشکل می‌باشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران
برآیید.

بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم می‌خواهد خودم
را بکشم ، یا ، نمی‌دانم چه مدت دیگر می‌توانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم ،یا
اینکه ، من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام که کارها واقعا بدتر گردد ، یا ،
اخیرا طوری رانندگی می‌کنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش
بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع می‌گردانند. بطور کلی وجود
احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ، تنهایی و ناامیدی شدید ، می‌تواند بیانگر افکار
منجر به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه درخواست کمک از طرف
اوست، حائز اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد
جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می‌باشد.

بیشتر
اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی می‌افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها
ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده
کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کناره‌گیری نموده الگوی خواب و خوراک
خود را تغییر دهند و یا علاقه‌شان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از
دست بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و شدید می‌تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد. چرا
که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می‌بیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و
به آرامش دست خواهد یافت .
 
باورهای غلط و حقایقی راجع به خودکشی
باور
غلط
: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند.
حقیقت:
بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود در مورد خودکشی فکر کرده‌اند. بسیاری از افرادی
که خودکشی می‌کنند و یا اقدام به خود کشی کرده اند، در زندگی خود افراد عاقلی
بوده‌اند.


باور غلط: افرادی که یک بار اقدام به خودکشی میکنند
دیگر سراغ آن نمی‌روند.
حقیقت: اغلب مواقع عکس قضیه درست است . کسانی
که اقدام‌های قبلی خودکشی داشته‌اند، بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای
بعضی از این افراد ، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.


باور
غلط
: کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمی‌توان برای آنها انجام
داد.
حقیقت: بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و
براساس افکار مبهم صورت گرفته‌اند. کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند به نحوی قصد
فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها می‌باید مستقیما با مشکلات برخورد نموده
تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها
درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به
مسائل فکر کنند.


باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده
خودکشی را در فرد بوجود آورد.
حقیقت: بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی
از آن ، فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت
مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة
مشکلات خود را تجربه نماید که این امر می‌تواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد.
این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا
انزوا داشته و احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.
 
 
چگونه می‌توان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک
نمود.

اغلب خودکشی‌ها را می‌توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد
افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد می‌شناسید، لازم
است اقدامات زیر را انجام دهید:

    * خونسرد باشید. دربیشتر موارد عجله‌ای
در کار نیست. بنشینید و واقعا به صحبت‌های فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایت‌های
عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.

    * بطور مستقیم راجع به خودکشی
بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر
نوع کمکی هستند. از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه
ندهید.

    * فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق و
ترغیب نمایید. بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد،
نمی‌تواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل
برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در
وی افزایش می‌دهد بحث و گفتگو نمائید.

    * از دیگر افراد کمک بگیرید.
علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را
خود برعهده بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما کمک کنند
برآیید، حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد
مشکل‌دار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد
گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید.

اطلاعات ارائه شده
را می توان چنین خلاصه نمود که

بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر
قابل تحمل‌ترین دردها و ناراحتی‌ها نیز می‌توانند تحمل گردند. کمک همیشه در دسترس
شماست. افراد باهوشی بوده‌اند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته
و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شده‌اند.......ارسطو می گوید: خود کشی عملی است که به وسیله شخص برای معدوم ساختن خودش انجام
گرفته باشد، درحالیکه این عمل به معنی فداکاری نمی باشد، یعنی فرد برای قربانی
شدن[1] به انتحاردست نمی زند. (اسلامی نسب، 1371). واژه خودکشی در برگیرنده ی هر
نوع مرگی است که نتیجه ی مستقیم یا غیر مستقیم عمل مثبت یا منفی شخص قربانی باشد و
قربانی نیز پیشاپیش از نتیجه عملش آگاه باشد.(دورکهیم، 1858) اشنایدمن در کتاب
مرگهای انسان، خودکشی را چنین تعریف کرده:"هر نوع مرگ خود آورده که در آن شخص تلاشی
عمدی، آگاهانه و مستقیم برای پایان دادن به زندگی اش انجام می دهد. (کامر، 1999)
داگلاس (Douglas) در تعریف خودکشی 6 نکته را حائز اهمیت می داند: (شیخ مونسی، 1381)
1-    جدیت عمل 2-    عملی که به مرگ منجر شود 3-    خواست خود نسخیریی 4-    فقدان
اراده 5-    انگیزه مردن 6-    آگاهی از پتانسیل عمل  با توجه به تعریف دیگری که
سازمان بهداشت جهانی (who) در مورد خودکشی ارائه داده است. خودکشی را به عنوان عمل
خاتمه دادن عمدی، آگاهانه و ارادی به زندگی خویش می داند، به عبارت دیگر خودکشی می
تواند به عنوان: 1-    عملی با پیامدهای مرگ آور 2-    فعلی عمدی که به دست خرد
شروع را انجام می شود. 3-    عملی که فرد از آن آگاه پیامد مهلک آن را دارد تعریف
می شود. (1993, who)  موارد مهم بالینی بطور نمادین بیماری ذهنی محسوب می شوند.
همچون عقاید، باورهای نادرست درباره ی زندگی، کشاکشهای عاطفی و شکست در مهارتهای
تقلیدی. در DSM.IV.R خودکشی بیماری ذهنی محسوب نمی شود اما در عین حال ، خودکشی به
عنوان عملی که شخص برای معدوم ساختن خود،درحالی که اختیار مرگ و زندگی دارد و از
لحاظ اخلاقی نیز به انجام آن موظف نیست، آمده است. (آشیل دمماز[2] به نقل از
اسلاغمی نسب، 1371). رفتارهای خودکشی گرا را می توان به افکار و فرآیندهای ذهنی[3]
، خودکشی  انجام شده[4] یا پیامدهای مهلک و مرگ آور و اقدام به خودکشی[5] طبقه بندی
کرد. (فولادی ، 1381). علاوه بر این، سطوح مختلفی از آرزوی مرگ[6] و اندیشیدن به
مرگ برای هر کسی وجود دارد، مثلاً کسانی که می گویند آرزو دارند بمیرند، اما برای
انجام آن هدف ندارند یا ممکن است آرزوی مرگ کردنشان حقیقی نباشد و چه بسا از دیگران
تقاضای کمک دارند. (کامر، 1999) شبه خودکشی[7] یا اقدام به خودکشی، یعنی اقدام به
عملی غیر مهلک که در آن فرد از روی عمد یا از روی نقشه قبلی قصد خود- آسیبی (مجروح
و معدوم ساختن خود) را دارد اما منجر به مرگ وی نمی شود. (منبع قبلی)   اصطلاحات
رایج در بحث خودکشی: - اقدام به خودکشی:[8] عمل اقدام به خودکشی انجام ولی منجر به
مرگ نمی شود. تحقیقات بیانگر آن است که در مقابل هر یک جوانی که خود را می کشد،
تقریباً 100 تا 200 جوان اقدام به خودکشی می کنند. (لیننگ، 2000)   - خودکشی موفق
یا کامل:  عمل کشتن خود و پایان دادن موفق به زندگی به دست خود فرد.   - افکار
خودکشی[9]:افکار و ذهنیاتی در مورد خودکشی، گاهی ممکن است بیان نشود اما بالقوه
وجود دارد. - تهدید به خودکشی[10]: نشانه های رفتاری حاکی از آسیب رساندن به خود
است که گاهی ممکن است به خودکشی منجر نشود اما باید جدی گرفته شود.   - ژست خودکشی
گرا[11]: حالتی حاکی از آسیب زدن به خود که بسیار جدی نیست و خطر خودکشی در این
حالت کمتر از تهدید بوده و هدف بیشتر جلب توجه است.   - رفتار خودکشی گرا[12]: تمام
رفتارهایی را که فرد از روی قصد و آگاهانه برای آسیب رساندن انجام می دهد چه به مرگ
منجر شود و چه نشود.   - پیمان خودکشی[13]: عهد و پیمانی که نادر است و دو یا چند
نفر یا گروهی با هم می بندند که در یک زمان و یک جا به زندگی خود پایان دهند. -
خودکشی گروهی[14]: کشتن دسته جمعی که در برهه ای از زمان و منطقه ای محدود صورت    
می گیرد ، همچون خودکشی هایی که در جنگ ها صورت می گیرد.   - نشانگان ورتر[15]:
تمایل نوجوانان آشفته به تقلید از خودکشی های بسیار مشهور.   - مرگ گرایی[16] :
یعنی اینکه یک انسان چقدر احتمال دارد در آینده ای نزدیک خودش را بکشد، در واقع
مترادف خودکشی گرایی[17] است، یعنی انسان چقدر برای خودش خطرناک است؟   اشناید من
(ascheneidman) ده ویژگی اصلی خودکشی را بیان داشته است که در ادامه این ده ویژگی
را ذکر خواهیم کرد: 1.      شایع ترین هدف خودکشی جستجوی راه حل است. 2.      هدف
معمول در خودکشی وقفه و قطع هوشیاری است. 3.      رایج ترین محرک در خودکشی، در
دوران شناختی غیر قابل تحمل است. 4.      عده ترین فشار زا در خودکشی نیازهای روانی
ناکام شده است. 5.      عمده ترین هیجان در خودکشی ناامیدی – درماندگی است. 6.     
عمده ترین حالت شناختی در خودکشی دو سوگرایی است. 7.      شایع ترین حالت اِدراکی
در خودکشی احساس بن بست است. 8.      شایع ترین عمل در خودکشی خروج است. 9.     
عمل مرسوم در خودکشی، بیان و ابراز کردن (کلامی و غیر کلامی ) قصد خودکشی است. 10. 
همسانی معمول در خودکشی دشواری الگوهای مقابله ای مداوم است. (دیوسون ونیل، 1998،
سینگ، 2000) (به نقل از: سادوک و سادوک، 1933- پورافکاری، 1375- اشنایدفن، 1918)
[1] -Suri Face [2] - Achill Delmas [3] -suicide idea [4] - Compliteel suicide
[5] -Suicide attempt [6] -Death wish [7] -Para suicide [8] - suicide attempt or
Act [9] - Thogt or Ideation . suicide [10] - suicide threat [11] - suicide
Gesture [12] - suicide Behavior [13] - suicide Pact [14] - Cluster suicide [15]
- Werther
syndrome [16] - hethality [17] - suicidality

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٤