1- مقیاسهای پرسشنامه

مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس DASS در سال 1995 توسط لاویبوند و لاویبوند تهیه شده است.

1-1- افسردگی

افسردگی شامل خلق و خوی افسرده، بی علاقگی نسبت به لذات زندگی، نداشتن انگیزه و از دست دادن انرژی حیاتی، احساس ناامیدی، افکار خودکشی و دیگر جنبه های شناختی و جسمانی میباشد.

2-1- استرس

به معنی فشار روانی ناشی از مشکلات روزمره که توانایی فرد را مختل میکند.

3-1- اضطراب

افراد مضطرب نگران و یا مستعد نگرانی، ترسیده، عصبی، پرتنش و وحشت زده هستند.

 

4-1- روایی واعتبار

ضریب آلفای محاسبه شده برای مقیاس افسردگی برابر با 94/0، اضطراب 85/0و استرس 87/0 میباشد.

درجه نمرات به شرح ذیل میباشد.

درجه بندی

افسردگی

اضطراب

استرس

طبیعی

0 الی 21%

0 الی 16%

0 الی 33%

خفیف

20%الی30%

17%الی21%

33%الی42%

متوسط

31%الی47%

22%الی33%

43%الی59%

شدید

48%الی64%

34%الی45%

60%الی78%

خیلی شدید

65% به بالا

46% به بالا

79% به بالا

 

2-  انجام آزمون

 

پاسخ گویی گرامی:
فهرست زیر در مورد بخشی از مسائل و مشکلاتی است که ممکن است شما با آن روبرو شده باشید.لطفاً هر یک از عبارات را به دقت بخوانید و پاسخ دهید که این مشکل از هفته گذشته تا به حال چه اندازه برای شما رخ داده است. خواهشمند است پاسخ خود را با عدد ( 1 ) مشخص نمایید.
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف عبارات هیچ وقت کمی گاهی همیشه
1 از چیزهای بسیار جزیی ناراحت می شوم.        
2 دهانم خشک میشود.        
3 احساس خوبی نسبت به خود و دیگران ندارم.        
4 نفس کشیدنم سخت شده است. ( بدون مشکل جسمی)        
5 احساس می کنم طاقتم تمام شده است.        
6 بیش از حد به مسایل حساسیت نشان می دهم.        
7 احساس ضعف و سستی در بدنم دارم.( به طوری که به سختی روی پاهایم می ایستم)        
8 رسیدن به آرامش برایم دشوار است.        
9 درهنگام آشفتگی زمانی آرام می گیرم که عوامل ناراحت کننده از بین بروند.        
10 احساس می کنم طاقتم تمام شده است.        
11 خلیل زود ناراحت و آشفته می شوم.        
12 برای انجام کارهای خود، انرژی بسیار زیادی مصرف می کنم.        
13 احساس دلتنگی و غمگینی دارم.        
14 هرزمان کارهاین به عقب می افتد دچار بی قراری می شوم.        
15 احساس غش و صعف می کنم.        
16 احساس می کنم که علاقه ام را نسبت به همه چیز از دست داده ام.        
17 به اندازه دیگران احساس با ارزش بودن نمی کنم.        
18 احساس می کنم زود رنج شده ام.        
19 بدون دلیل عرق می کنم.( دست هایم خیس عرق میشوند)        
20 بدون هیچ دلیلی احساس ترس می کنم.        
21 حس می کنم که زندگی دیگر برایم ارزش ندارد.        
22 به سختی، خستگی از تنم بیرون میرود( پس از استراحت هنوز احساس خستگی می کنم)        
23 به سختی و دشواری لقمه را قورت می دهم.        
24 از کارهایی که انجام داده ام هیچ لذتی نمی برم.        
25 بدون دلیل قلبم نامرتب می زند.( افزایش ضربان قلب یا تپش کم )        
26 احساس ناامیدی و غمگینی می کنم.        
27 خلیلی زود رنج وتحریک پذیر شده ام.        
28 احساس می کنم به مرز وحشت زدگی رسیده ام.        
29 بعد از عصبانیت و آشفتگی به سختی آرام می شوم.        
30 از این که انجام کارهای بی ارزش و عجیب باشد، باعث دردسر من میشوند.        
31 نمی توانم علاقه ومیل خود را به چیزی نشان دهم.        
32 تحمل ندارم ببینم که در کارهایم وقفه به وجود آمده یا بهم ریخته شده است.        
33 احساس می کنم که تنش دارم و تحت فشار عصبی هستم.        
34 خلیل زیاد احسای بی ارزش بودن می کنم.        
35 تحمل چیزی که مانع از انجام کارهایم شود را ندارم.        
36 احساس وحشت زدگی می کنم.        
37 در زندگی من، چیزی که مرا در آینده امیدورا کند، وجود ندارد.        
38 احساس می کنم زندگی برایم بی مهنی . مفهوم است.        
39 احساس بی قراری می کنم.        
40 از این که ممکن است دچار هراس شده و انگشت نما شوم، ناراحت می شوم.        
41 دست هایم لرزش دارد.        
42 شروع هر کاری برایم مشکل و دشوار است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦