تست افسردگی بک :

از آنجا که افسردگی دارای جلوه های گوناگونی است به آسانی از تشخیص آن غافل می شوند . این اختلال دارای طیف وسیعی از نشانه ها از قبیل سردرد ، یبوست ، کم شدن اشتها ، کمر درد ، یا فقط خستگی مزمن است .

بررسی و معاینات مفصل و طولانی ممکن است نتایجی ببار نیاورند و شخص را با افسردگی درمان نایافته اش جواب کنند و حال آنکه درمان سریع افسردگی معمولاً موجب تخفیف نشانه های بدنی و افسردگی حاصل از آن می گردد .
این تست به شما در رسیدن به این مهم کمک می کند .
این آزمون مخصوص افراد بالای 16 سال هست .


دستور العمل :
مقیاس به صورت یک پرسشنامه است . در این پرسشنامه چندین گروه سوال وجود دارد و هر سوال بیان کننده حالتی در فرد است . شما باید سوالهای هر گروه را به ترتیب و با دقت بخوانید . سپس سوالی را انتخاب کنید که بهتر از همه طرز احساس کنونی شما را بیان می کند یعنی آنچه درست در زمان اجرای تست حس می کنید . اگر در یک گروه چند سوال را وصف حال خود می دانید عدد مقابل هر یک از آنها را در یک دایره کوچک قرار دهید .

a :
3 من آنقدر غمگین یا بدبختم که دیگر تحملش را ندارم .
2 من همیشه غمگین یا گرفته ام و نمی توانم خود را از این وضع خلاص کنم .
1 من غمگین یا گرفته ام .
0 من غمگین نیستم .

b :
3 من احساس می کنم که به آینده امیدی نیست و اوضاع بهتر نخواهد شد .
2 من احساس می کنم که هیچ امیدی به آینده ندارم .
1 من نسبت به آینده مایوسم .
0 من خیلی نسبت به آینده بدبین یا مایوس نیستم .

c :
3 من احساس می کنم که شخصی کاملاً شکست خورده ام ( به عنوان پدر ، مادر ، شوهر ، زن )
2 من هر چه به گذشته ام می نگرم چیزی جز شکست نمی یابم .
1 من احساس می کنم که بیش از یک شخص متوسط در زندگی با شکست مواجه شده ام .
0 من خود را مثل یک شخص شکست خورده نمی دانم .

d :
3 من از همه چیز ناراضی ام .
2 دیگر هیچ چیز من را راضی نمی کند .
1 من از چیزهایی که لذت می بردم دیگر لذت نمی برم .
0 من نارضایتی خاصی ندارم .

e :
3 انگار احساس می کنم که بسیار بد یا بی ارزش هستم .
2 من احساس می کنم که کاملاً گنهکارم .
1 من اغلب اوقات احساس می کنم که بد یا بی ارزشم .
0 من احساس گنهکاری به خصوصی ندارم .

f :
3 من از خود نفرت دارم .
2 من از خود بیزارم .
1 من از خود ناامیدم .
0 من از خود ناامید نیستم .

g :
3 اگر امکان داشت خودم را می کشتم .
2 من نقشه های مشخصی برای خودکشی دارم .
1 من احساس می کنم که بهتر است بمیرم .
0 من به هیچ وجه در فکر آسیب رساندن به خود نیستم .

h :
3 من تمام علاقه ام را نسبت به مردم از دست داده ام و هیچ توجهی به آنها ندارم .
2 من علاقه ام را تا حد زیادی نسبت به مردم از دست داده ام و فقط اندک احساسی نسبت به آنها دارم .
1 من اکنون کمتر از گذشته نسبت به مردم علاقه دارم .
0 من علاقه ام را نبت به مردم از دست نداده ام /

i :
3 من دیگر نمی توانم هیچ تصمیمی بگیرم .
2 برای من تصمیم گرفتن بسیار مشکل است .
1 من سعی می کنم که تصمیم گیری خود را به تاخیر بیندازم .
0 من مثل همیشه می توانم به خوبی تصمیم بگیرم .

j :
3 من احساس می کنم که زشت یا زننده ام .
2 من احساس می کنم که وضع ظاهری من دائماً در تغییر است و باعث می شود که به نظر دیگران جذاب نباشم .
1 من از اینکه پیر یا غیر جذاب به نظر برسم نگرانم .
0 من احساس نمی کنم که به نظر دیگران بدتر از گذشته باشم .

k :
3 من اصلاً نمی توانم کار کنم .
2 من برای انجام هر کاری باید خیلی به خود فشار بیاورم .
1 برای من شروع یک کار مستلزم کوششی فوق العاده است .
0 من نمی توانم مثل گذشته کار کنم .

l :
3 من خسته تر از آنم که بتوانم کاری انجام دهم .
2 من با انجام هر کاری خسته می شوم .
1 من حتی زودتر از سابق خسته می شوم .گ
0 من بیش از حد معمول خسته نمی شوم .

m :
3 من دیگر به هیچ وجه اشتها ندارم .
2 حالا دیگر اشتهای من خیلی بدتر شده است .
1 اشتهای من دیگر به خویب گذشته نیست .
0 اشتهای من بدتر از حد معمول نیست .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦