سیروپیش آگهی

به طور کلی معمولاً اختلال وسواس – اجبار در سنین اواخر نوجوانی یا اوایل جوانی بیشتر در 25 سالگی و اغلب طی دوره ای پر استرس آغاز می شود. شروع اختلال در سنین سالمندی نادر است آنکه به اختلال افسردگی بسیار شدید مربوط باشد همچنین اختلال وسواس – اجبار به ندرت ناشی از آسیب و بیماری است.

در بیش از نیمی از بیماران مبتلا به اختلال وسواس جبری شروع علائم بطور حاد است. در حدود 70 تا 50 درصد موارد شروع علائم در پی یک اتفاق استرس آمیز، مثل حاملگی، مسائل جنسی یا مرگ یکی از نزدیکان روی می دهد. چون بسیاری از بیماران علائم خود را پنهان می‌کنند، غالباً در مراجعه به روانپزشکی 5 تا 10 سال تأخیر روی می‌دهد و البته با افزایش آگاهی مردم این تأخیر رو به کاهش است. سیر اختلال معمولاً مزمن است در بعضی از بیماران علائم سیر نوسانی داشته و در عده‌ای دیگر ثابت باقی می‌ماند.

حدود 20 تا 30 درصد این بیماران بهبود قابل ملاحظه‌ 40 تا 50 درصد نیز بهبود متوسط پیدا می‌کنند. گزارش‌های گوناگون هست مبنی بر اینکه 40 تا 20 درصد بیماران همچنان مبتلا مانده یا روز به روز بر شدت علائم آن‌ها افزوده می‌شود.

تقریباً یک سوم این بیماران دچار افسردگی اساسی می‌گردند و خودکشی خطر مهمی در تمام این بیماران است.

پیش آگهی تاریک تر با وجود همزمان اختلال افسردگی اساسی، باورهای هذیانی، وجود عقاید بیش بها داده شده (یعنی پذیرش بعضی اعمال و افکار وسواسی) ، وجود همزمان یک اختلال شخصیت (خصوصاً اختلال شخصیبت اسیکزوتابیال) ، تسلیم شدن به اعمال وسواسی (تا مقاومت در برابر آن)، شروع در دوران کودکی، اعمال وسواسی غیرعادی‌تر و نیاز به بستری شدن رابطه دارد. پیش آگهی خوب با تطابق شغلی و اجتماعی خوب، وجود اتفاق آشکار کننده ، و ماهیت دوره‌ای علائم مربوط است. محتوی فکر وسواس ظاهر ربطی با پیش آگهی ندارد.

تغییر OCDدر طول زمان:

علایم و نشانه ها از فردی به فرد دیگر و با گذشت زمان تغییر می کند مثلاً ممکن است فردی وسواس شستشو داشته باشد و بعد به وسواس کنترلکردن، شمردن .... مبتلا شود.

 

- شیوع وطول دوره: نمونه‌های جامعه، میزان شیوع 9/1 درصد تا 2/3 درصد رانشان داده است.

- عوامل ژنتیکی / زیستی: عوامل ژنتیکی نقش کوچک اما مهمیدر این اختلال ایفا می‌کنند.

- شرایط همبود: 28 تا 38 درصد از بیماران OCD، با ملاک‌های افسردگی اساسی روبه‌رو می‌شوند. اختلالات اضطرابیبه خصوص فوبی خاص و اختلال پاتیک شایع می‌باشند- شایع‌ترین اختلالات شخصیتی همبود اختلالات شخصیت اجتنابی، وابسته و هیستری هستند.

- تشخیص افتراقی: تفکر وسواسی که OCDرامشخص می‌کند باید از نشخوارهای ذهنی که در افسردگی معمول هستند و از نگرانی‌های موجود در اختلال اضطراب منتشر تمیز داده شوند.

- درک اختلال وسواس فکری – عملی در اصطلاحات شناختی – رفتاری

عوامل رفتاری : مدل رفتاری: مفهوم رفاری OCDبر نقش شرطی رکدن در رشد و حفظ آن اختلال تأکیدمی‌کند. اجتناب ورزیدن از افکار مشکل‌تر می‌باشد. در اصل OCDممکن است به عنوان فوبیایی از افکار شمخص تلقی شود که مانند همه فوبیاها با اجتناب حفظ شود و درنتیجه بیمار به چرخه نامحدودی از افکار وسواسی و تشریفات عملی ادامه می‌دهد.

 ...

احتمال بهبود چقدر است؟

اگرچه در مورد وسواس، درمان‌های مؤثری وجود دارد، اما اختلال وسواس، اختلالی مزمن است. علایم وسواس، معمولاً از لحاظ شدت، در طی زمان، نوسان پیدا می‌کنند و حتی ممکن است با درمان یا بدون درمان، به‌طور کامل، از بین بروند. به‌دنبال دوره‌های از بین رفتن علایم، غالباً دوره‌ی برگشت علایم وجود دارد که به هنگام فشار شدید و یا پاسخی به برخی تغییرات زیستی یا محیطی، خود را نشان می‌دهد. بررسی‌های درازمدت نشان می‌دهند که از هر 10 نفر فرد مبتلا به وسواس، 9 نفر، دوره‌های شدت و ضعف علایم وسواس را تجربه می‌کنند. در موارد نادر، بهبود علایم ممکن است مداوم باشد و افزایش در شدت علایم، معمولاً به دنبال فشار، اتفاق می‌افتد. اگرچه، اکثر افراد وسواسی، نوسان‌های علامتی قابل توجهی را تجربه می‌کنند، اما حدود 15 درصد آنان، سیر قهقرایی از خود نشان می‌دهند. در این افراد، افت‌ فزاینده‌ای در عملکرد اجتماعی و شغلی آنان، مشاهده می‌شود.

اگرچه وسواس، در صورت درمان نشدن پیش آگهی خوبی ندارد، اما میزان خودکشی در وسواس، نسبت به سایر اختلال‌های روانی، کمتر است.

 

 

میزان بهبودی مستند در افراد وسواسی، طیف وسیعی دارد. میزان بهبودی خود به خودی، از 25 تا 71 درصد، حدس زده می‌شود. بالاترین میزان بهبودی ( حدود 90 درصد) در مواردی گزارش شده است که یا از رفتاردرمانی و یا از ترکیب دارودرمانی با رفتاردرمانی استفاده کرده‌اند. در مقابل، فقط 60 تا 80 درصد موارد، براثر مصرف دارو، بهبود پیدا می‌کنند، اما اکثر مطالعات نشان می‌دهند که 70 تا 90 درصد بیمارانی که فقط با دارو درمان می‌شوند، به دنبال چند هفته پس از قطع دارو، دچار برگشت علایم می‌گردند.

حدود 10 درصد افراد وسواسی، دوره‌های مشخص و متمایز تشدید علایم را به دنبال دوره‌هایی از بهبود نسبی، تجربه می کنند. طول مدت این دوره‌های علامتی، ممکن است ابتدابه شدت در نوسان باشد- از چند هفته تا چند ماه، طول بکشد. اما معمولاً با افزایش سن، طولانی‌تر می‌شود.

 

 

شواهدی وجود دارد که رفتار درمانی احتمالاً اثرات پایدارتری دارد. برای مثال، اکثر شواهد موجود نشان می‌دهند که 80 تا 90 درصد بیماران وسواسی که مورد رفتاردرمانی قرار می‌گیرند، بهبودی قابل ملاحظه‌ای پیدا می‌کنند، و حدود 75 درصد از آنان، این بهبود علایم را برای درازمدت، حفظ می‌کنند. ولی با وجود آن‌که اکثر بیماران وسواسی بر اثر رفتاردرمانی، بهبود می‌یبابند، در 20 تا 25 درصد آنان، برگشت علایم وجود دارد. اما مسأله بزرگ‌تر این است که حدود 25 درصد بیماران، از شرکت در برنامه‌های رفتاردرمانی، سرباز می‌زنند و یا دوره‌ی درمانی را به پایان نمی‌رسانند. این مقاومت، عموماً به فنون رویارویی در رفتار درمانی، مربوط می‌شود که در طی آن، از بیمار خواسته می‌شود که به منظور غلبه بر ترس‌ها ، با آن‌ها روبه‌رو شود. اگر این مسأله قابلِ توجهِ نپذیرفتن رفتاردرمانی را منظور کنیم، میزان دقیق‌تر پاسخ به رفتاردرمانی، حدود 60 درصد خواهد بود. از این عده نیز 10 تا 20 درصد موارد، کاهش چشم‌گیری در علایم پیدا نمی‌کنند...................

اهمیت شناخت اولیه:

اگر در همان مراحل اولیه ناراحتی افراد جوان شناخته شده و تحت درمان قرار گیرد خیلی بهتر است درغیر این صورت آداب رفتاری و رفتارهای اجتنابی فرصت رشد کردن خواهند دات و در نتیجه OCD ممکن است به سایر قسمت های زندگی فرد گسترش یابد. لازم به ذکر است که نیمی از افراد بزرگسال مبتلا به OCD ، در کودکی نیز این ناراحتی را داشته اند. با این حال کودکان معمولاً حداقل علایم و نشانه های بزرگسالان را دارند. OCDمعمولاً در اثر گذشت زمان تغییر می کند. در کودکان OCD بیشتر به صورت ضعیف و تحت عنوان « فقط درست » در موارد مختلف از جمله شستن و کنترل کردن مطرح می باشد. کودکی که وسواس شستن دارد وقتی بزرگتر می شود ممکن است وسواس کنترل کردن نیز داشته باشد. در مورد بعضی از افراد OCD ممکن است به صورت مزمن و دایمی باشند در حالی که در بعضی دیگر به صورت دوره ای باشد و علایم و نشانه های ان فقط در هنگام ناراحتی و استرس پدیدار شود.

 ..............

پیش آگهی انواع مختلف علایم اختلال وسواس – اجبار:

رفتاردرمانی بهترین روش برای تشریفات و آداب تمیز کردن است . اکثر تحقیقات روی این گونه آداب انجام شده و نشانگر پاسخدهی خوب آنها به رفتار درمانی بوده است. رفتار درمانی آداب وارسی کردن تا اندازه ای مشکل تر است.

درمان کندی اجبار بسیار مشکل و پیچیده است . ما پی برده ایم اکثر بیمارانی که دچار این مشکل هستند از ترکیب درمان دارویی و رفتاری سود می برند. در میان اختلالات وسواس – اجبار درمان افکار وسواسی بدون اجبار سخت ترین نوع رفتار درمانی است زیرا این اختلال به هیچ رفتار وسواسی منجر نمی شود که بتوان برای آن از شیوه مواجهه و جلوگیری از پاسخ استفاده کرد.

 ..

شیوع وسواس

وسواس که قبلاً اختلال بسیار نادر تلقی می‌شد، اینک به نظر می‌رسد که همه گیری پنهانی داشته باشد. امروزه، وسواس یکی از شایع‌ترین اختلال‌های روانی در آمریکا به حساب می‌آید و شیوع آن بیش از دو برابر اسکیزوفره‌نیاست. تقریباً سه میلیون آمریکایی، در هر مقطع زمانی، از وسواس رنج می‌برند و حدود 45/7 میلیون نفر (یعنی حدود 5/2 درصد کل جمعیت آمریکا) نیز علایم وسواسی را در مقطعی از زندگی خود تجربه می‌کنند.

علایم وسواس نوعاً در اواخر دوره نوجوانی و یا اوایل بزرگ‌سالی آغاز می‌شوند. اما برخی از علایم آن احتمالاً از زمان کودکی شروع می‌گردند. بین یک سوم تا نصف افراد بزرگ‌سال مبتلا به وسواس، احتمالاً علایم وسواس را در دوره‌ی کودکی تجربه کرده‌اند. پیشرفت‌های بیست ساله اتخیر درباره‌ی ارزیابی و درمان باعث شده است که تعداد بیشتری از کودکان برای درمان وسواس مراجعه کنند. درواقع، بررسی‌ها حکایت از آن دارند که میزان شیوع این اختلال در کودکان و نوجوانانِ پایین‌تر از 18 سال، بین 6 صدم تا دو درصد می‌باشد. وسواس مردها و زن‌ها را در همه‌ی فرهنگ‌ها به یک نسبت گرفتار می‌سازد. اما علایم وسواس در کودکان، در پسرها بیشتر از دختران دیده می‌شود.

بین یک سوم تا دو سوم افراد مبتلا به وسواس، آغاز این اختلال را به رویدادها و فشارهای مهم زندگی مربوط می‌دانند (از قبیل از دست دادن فردی از افراد خانواده، حاملگی، زایمان و مسائل جنسی). سایر مشخصات وسواس عبارت‌اند از:

· اندکی بیش از نصف افراد مبتلا به وسواس، زن هستند.

· افراد مبتلا به وسواس، هوش بالای حد متوسط دارند.

· اوج سن شروع در مردها بین 13 تا 15 سالگی است.

· اوج سن شروع در زن‌ها بین 20 تا 24 سالگی است.

· شروع اختلال معمولی تدریجی است.

بسیاری از افراد مبتلا به وسواس، به فاصله چند سال پس از شروع بیماری، برای درمان مراجعه می‌کنند. در تحقیقی که در این باره انجام گرفت، معلوم شد که بین شروع علایم و زمان مراجعه برای درمان، 7 سال طول می‌کشد. این تردید و دودلی در مراجعه برای درمان، احتمالاً از شرم و خجالت، مایه می‌گیرد، چون این بیماران، اغلب، نمی‌دانند که بسیاری دیگر نیز این علایم را تجربه می‌کنند.

اقلیت‌های قومی از قبیل سیاه‌پوستان، بومیان آمریکا، آمریکاییان آسیایی‌تبار، اغلب با موانع اضافی روبه‌رو می‌شوند. این موانع، ممکن است تشخیص و درمان وسواس را با تأخیر بیشتری روبه‌رو سازد. از جمله این موانع می‌توان به میزان بالای بی‌اعتمادی در مراجعه به متخصصان سلامت روانی، عدم تمایل به کمک گرفتن از افرادی بیرون از خانواده و جامعه قومی، و تردید بیشتر در مورد مصرف داروهای تجویز شده، اشاره کرد.

کیفیت زندگی وسواس‌ها عموماً به مراتب بدتر از کل جامعه است. شدت وسواس، از خفیف (انجام آیین‌واره‌های محدودی مانند منظم کردن وسایل روی میز پیش از شروع به کار) تا شدید (احساس اجبار در انجام آیین‌واره‌های 2 تا 3 ساعته قبل از خواب)، ادامه دارد. بسیاری از آیین‌واره‌های وسواس، باید برطبق یک ترتیب و توالی خاصی انجام پذیرند، واگر این ترتیب و توالی، جایی قطع شود، همه چیز باید از نو آغاز گردد. این مراسم، مخصوصاً می‌تواند فلج‌کننده باشد، چون اغلب، چندین ساعت از وقت بیداری فرد را به خود اختصاص می‌دهد.

بسیاری از بیماران وسواسی، اشکالات عملکردی مهمی پیدا می‌کنند، مانند از دست دادن شغل، فروپاشی زندگی زناشویی، و از دست دادن روابط میان‌فردی. حتی آغاز زودهنگام وسواس در مردها ممکن است میزان اقدام برای ازدواج را در آنان، به‌طور غیرعادی، پایین نگه دارد (فقط 25 درصد).

تقریباً 50 درصد وسواسی‌های متأهل، از اختلاف زناشوییِ ناشی از اختلال وسواس، گزارش می‌دهند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٦