معاینه وضعیت روانی

یافته‌های عمده در معاینه وضعیت روانی مبتلایان به اختلال وسواس جبری اختلال افسردگی است. چنین علائمی تقریباً در 50 درصد بیماران وجود دارد. بعضی از بیماران صفات شخصیتی مربوط به وسواس دارند، در اکثریت موارد چنین نیست. میزان تجرد، بخصوص در مردهای وسواسی بالاتر از حد متوسط است. میزان ناهماهنگی زناشویی نیز در این بیماران بالاتر است. شرط تشخیصی DSM-IV-TRدر مورد احساس ناراحتی فردی و تخریب کارائی OCDرا از افکارو عادت عادی یا کمی افراطی تفکیک می‌کند....

مشکلات مرتبط با اختلال وسواس – اجبار:

· وسواس مو کندن

· اختلال توره

· نگرانی های بدنی مفرط

وسواس مو کندن:

مفیدترین شیوه برای درمان شیوه برگرداندن عادت نام دارد که به وسیله دکتر ناتان آزرین برای کنترل کردن عادت های بد اختراع شد.

اختلال توره:

یکی از تفاوت های اساسی بین بیماران مبتلا به اختلال وسواس - اجبار با مبتلایان به سندرم توره این است که در حالی که بیماران وسواس - اجبار نسبت به ابراز کلمات زشت در مکان های مذهبی اشتغال ذهنی دارند ولی بیماران مبتلا به سندرم توره به این اشتغالات ذهنی جامه ی عمل می پوشانند . از دیگر تفاوت های اساسی بین اختلال وسواس – اجبار (OCD ) و اختلال توره ( TS) این است که بیماران مبتلا به وسواس – اجبار معمولاً می توانند توضیحی برای علت انجام برخی از آداب خود ارائه کنند ولی بیمار مبتلا به اختلال توره نمی تواند توضیح دهد که چرا به طور مکرر سینه خود را صاف می کند، در جا می پرد، شانه بالا می اندازد و یا سر خود را به یک سو می چرخاند . بیمار مبتلا به توره معمولاً به سرعت مجموعه ای از تیک ها را امتحان می کند تا آن که بالاخره یکی از آنها بتواند خارش روانی وی را فرو بنشاند. فرد مبتلا به اختلال توره می تواند از روش رفتار درمانی یعنی مواجهه و جلوگیری از پاسخ، نشانه های وسواس اجبار خود را کنترل کند و همچنین با استفاده از روش برگرداندن عادت در جهت بهبودی گام بردارد.

نگرانی های بدنی مفرط:

در این بیماری فرد نسبت به وجود اشکالی در بدن خود وسواس فکری دارد . این وسواس می تواند مرتبط با ظاهر ( هراس از بد شکلی )، کارکرد طبیعی بدن ( وسواس در زمینه دفع ادرار یا مدفوع ) یا یک مشکل پزشکی خاص ( خود بیمار انگاری تک نشانه ای ) باشد به نظر می رسد در این بیماری ها دارو درمانی مؤثرتر از رفتار درمانی است؛ چرا که این اختلالات به اختلال وسواس خالص شباهت دارد که در آنها افکاری مزاحم بدون آداب اجبارگونه مشاهده می شود.

وسواس های مرتبط با مدفوع و ادرار:

برخی از این افراد بر این عقیده اند که بویی نا مطبوع از آنها خارج می شود که دیگران می توانند آن را استشمام کنند در حالی که واقعاً چنین بویی وجود ندارد . برخی دیگر از این مسئله درهراسند که ممکن است وقتی در بیرون از منزل هستند به دفع ادرار نیاز داشته باشند و نتوانند تا رسیدن به یک توالت خود را کنترل کنند بنابراین نسبت به این مسئله نشخوار ذهنی دارند و قبل از خروج از منزل و برای کسب اطمینان از خالی بودن کامل رودها، ساعت های زیادی را در توالت سپری می کنند . به طور کلی این بیماران نسبت به کارکردهای دفعی بدن خود دچار وسواس اند.

خود بیمار انگاری تک نشانه ای:

در این بیماری تنها یک نشانه را در بر می گیرد و فرد مبتلا اعتقاد دارد تنها یک عضو او دچار مشکل شده است. برخی از مؤثرترین داروهای درمانی این اختلال عبارتند از: آلپرازولام، کلونازپام، فنلزین، ترانیل سایپروامین و ایمی پرامین.....

مشکلات دیگر در OCD:

افسردگی، بی اشتهایی عصبی، سیری عصبی یا دائم الخمر بودن و اعتیاد تقریباً 1 درصد افرادی که OCDدارند BDD( تصویر غلط از اندام خود و ناراضی بودن از آن ) را دارند.

مشکلات دیگر و OCD:

اضطراب سلامتی، وسواس کندن مو: این بیماری اغلب همراه با OCDمی باشد . این وسواس شامل کشیدن، کندن موهای خود است که گاهی منجر به از دست رفتن موهای فرد می شود. تیک: پرسش ناگهانی و سریع، حرکت های خاص جسمانی و یا بروز صداهای معینی می باشد . تیک ها غیر ارادی هستند ولی گاهی می توان به طور موقتی مانع آنها شد . این نوع تیک ها از موارد بسیار شایع در OCDبوده و بیشتر در افراد جوان دیده می شود تیک ها خیلی شبیه به وسواس عملی هستند ولی رفتارهای بی معنی و بی هدف می باشند.

سندروم تورت:

سندروم تورت به افرادی گفته می شود که هم دارای تیک های حرکتی پیچیده و هم دارای تیک های آوایی پیچیده می باشند . حداقل نیمی از افراد مبتلا به سندروم تورت دارای علایم و نشانه های OCDمی باشند.

شخصیت وسواسی فکری – عملی:

این نوع شخصیت در واقع معرف شخصیت رفتار وسواسی می باشد البته بعد از فروید آن را یادداری مقعدی می نامند. اگر فردی مبتلا به OCDباشد ممکن است مبتلا به شخصیت وسواسی فکری – عملی نیز باشد. افراد مبتلا به بیماری شخصیت وسواسی فکری – عملی افرادی کمال گرا، فوق العاده تمیز ، فوق العاده نگران و بی

نهایت قانونی و تابع اصول می باشند. آنها همچنین ممکن است غیر قابل انعطاف، بی عاطفه و غرق در کار کردن باشند. چنین شخصیت هایی را نمی توان به آسانی تغییر داد....

عواطف در OCD:

این عواطف اغلب تحت عنوان پریشانی و ناراحتی تعریف می شوند و افراد مبتلا به OCDمعتقدند که مسئولیت جلوگیری از وقوع فجایع و مصیبت ها را در آینده به عهده دارند و این نوع اضطراب به شکل حملات اضطراب و ترس های ناگهانی و یا نگرانی از آسیب رساندند به دیگران در آینده بیان می شود.

تأثیر OCDبر زندگی افراد مبتلا:

بر حسب شدت بیماری تأثیر OCDمتفاوت است...........

چه چیز وسواس را از سایر اختلال‌ها افتراق می‌دهد؟

در تشخیص وسواس، درمانگر باید علایم مربوط به اختلال‌های زیر را کنار بگذارد:

· اختلال‌های اعتیادآور؛

· اختلال اضطراب ناشی از عوارض پزشکی عمومی (جسمی)؛

· اختلال خود بدریخت‌انگاری؛

· اختلال هذیانی یا اختلال روان‌پریشی که در سایر طبقه‌بندی‌ها قرار نمی‌گیرد؛

· اختلال اضطراب منتشر، اختلال آسیمگی، یا اختلال استرس پس از ضربه؛

· خود بیمارانگاری؛

· برهه ا فسردگی اساسی (یا اختلال خلقی)؛

· اختلال شخصیت وسواسی؛

· هراس‌ها؛

· اسکیزوفره‌نیا؛

· اختلال اضطراب ناشی از مصرف مواد؛

· خرافات و رفتارهای وارسی تکراری؛

· تیک‌ها (خلجان‌ها) یا نشانگان تورت؛

اختلال‌های اعتیادآور

اگرچه برحسب «اجباری» برای رفتارهای اعتیادی، نیز به کار می‌رود (رفتارهایی مانند زیاده‌خواری، رفتار جنسی، قماربازی یا مصرف مواد)، اما تفاوت‌هایی با رفتارهای اجباری وسواسی دارند. افرادی که رفتارهای تکانه‌ای از خود نشان می‌دهند، از قبیل قماربازی، معمولاً از این کار لذت می‌برند. علت تمایل آن‌ها برای مقاومت در برابر آن، پی‌آمدهای زیان‌بار آن مانند از دست دادن پول است. برعکس، افراد وسواسی به رفتارهای اجباری روی می‌آورند تا اضطراب خود را کم کنند – اضطراب ناشی از پی‌آمدهای منفی که به ذهن‌شان می‌آید (مانند تصادف یا آتش‌گرفتن خانه).

 اختلال اضطراب ناشی از عوارض پزشکی عمومی (جسمی)

برای آ‌ن‌که درمانگر بتواند برنامه‌ی درمانی مناسبی ارائه دهد، باید مشخص کند که آیا علایم اضطراب یا وسواس، ارتباطی با عوارض اولیه‌ی جسمی دارند و یا براثر آن‌ها به وجود آمده‌اند یا نه؟ پزشک می‌تواند با توجه به سابقه‌ی پزشکی، نتایج آزمایشگاه و یا معاینه‌ی جسمی، این احتمال را رد کند. عوارض پزشکی عمومی (جسمی) که ممکن است باعث اضطراب شوند، از این قرارند:

· عوارض مربوط به غدد درون‌ریز، مانند پرکاری یا کم‌کاری تیروئید، فئوکروموسیتوما، پایین بودن میزان قند خون، و یا بالا بودن میزان قند خون (دیابت)؛

· عوارض قلبی، مانند ایست قلبی، بی‌‌نظمی در ضربان قلب؛

· عوارض تنفسی، مانند بیماری انسدادی مزمن ریوی (آمفیزم، آسم)، آمبولی، پنومونی، یا تهویه مفرط.

· عوارض تغذیه‌ای، مانند کم بودن ویتامین B12یا پورفیریا؛

· سایر عوارض، مانند نئوپلاسم (غده‌ها، سرطان) یا انسفالیت

Pheochromocytoma(فئوکروموسیتوما): غده‌ی معمولاً خوش‌خیم که باعث ترشح زیاد اپی‌نفرین یا نوراپی نفرین می‌شود.

Porphyria(پورفیریا): اختلال مربوط به متابولیسم پورفیرین – ساختار بنیادین هموگلوبین، کلروفیل و برخی از آنزیم‌ها.

 اختلال خودبدریخت‌انگاری

افکار، تصاویر ذهنی و یا رفتارهای بازآیند یا مزاحم، اغلب، در زمینه‌ی سایر اختلال‌های روانی نیز اتفاق می‌افتد. اگر محتوای افکار یا فعالیت‌های بیمار منحصراً به یک اختلال روانی دیگر مربوط می‌شود، درمانگر نباید تشخیص وسواس بدهد. برای مثال، دل‌مشغولی درباره‌ی ظاهر فیزیکی همراه با ترس از نقیصه‌ی جسمی، و آیین‌واره‌های وارسی مربوط به آن‌ها را باید به عنوان اختلال خود بدریخت‌انگاری تشخیص داد.

اختلال هذیانی یا اختلال روان‌پریشی که در سایر طبقه‌بندی‌ها قرار نمی‌گیرد

توانایی شخص در تشخیص این‌که وسواس‌های فکری یا عملی در او زیاده از حد یا غیرمنطقی‌اند، به صورت پیوستار خود را نشان می‌دهد. در برخی از وسواسی‌ها، ممکن است واقعیت آزمایی وجود نداشته باشد و وسواس به حد هذیانی برسد (مثلاً اعتقاد واقعی به این‌که بیمار با اراده‌ی خود باعث سقوط هواپیما شده است). در چنین مواردی، وجود ویژگی‌های روان‌پریشی ممکن است تشخیص دیگری را درباره‌ی اختلال هذیانی یا اختلال روان‌پریشی که به نوع دیگری مشخص نشده است، ایجاب می‌کند. تشخیص این‌که «بیمار بصیرت لازم را ندارد»، ممکن است در موقعیت‌هایی که مرز بین وسواس و هذیان چندان مشخص نیست، کمک نماید. برای مثال، بیمار وسواسی که اکثر مواقع خود را مسؤول سانحه‌ی هواپیما نمی‌داند، اما گاه نگران می‌شود که شاید باعث این حادثه شده است، به عنوان وسواس بدون بصیرت لازم، تشخیص داده می‌شود.

تشخیص وسواس می‌تواند هم‌زمان با یک اختلال روان‌پریشی صورت گیرد. البته در صورتی که ملاک‌های تشخیصی هر دو مورد، وجود داشته باشد.

 

اختلال اضطراب منتشر، اختلال آسیمگی یا اختلال استرس پس از ضربه

نگرانی‌هایی که در اختلال اضطراب منتشر تجربه می‌شوند، دل‌واپسی‌های زیاده از حد و مقاومی هستند درباره‌ی اوضاع و احوال زندگی واقعی. برعکس، افراد و سواسی، وسواس‌هایی را تجربه می‌کنند که محتوای آن‌ها بیشتر غیرواقعی است و بیمار آن‌ها را نامتناسب تلقی می‌کند. به عنوان مثال، نگرانی‌های مداوم، ولی تا حدی منطقی، درباره‌ی مسائل مالی، سلامتی و یا شغلی را می‌توان اختلال اضطراب منتشر تلقی کرد. اما ترس‌های غیرمنطقی درباره‌ی این‌که اگر گاز را وارسی نکنم، خانه آتش خواهد گرفت و یا ممکن است با چاقو آسیبی به بچه‌ام برسانم، وسواس به شمار می‌آیند.

نشان بارز اختلال آسیمگی، حملات آسیمگی خود به خودی و بدون دلیل است. اگرچه ممکن است افکار یا محرک‌هایی (مانند میکرب)، حملات اضطرابی مشابه آسیمگی را در وسواس به وجود آورند، اما در این حالت (اخیر)، بیمار، اضطراب بدون دلیلی را تجربه نمی‌کند، بلکه تصاویر ذهنی مزاحم و یا برخی از محرک‌ها هستند که در وسواسی‌ها، اضطراب ایجاد می‌کنند.

وجود آیین‌واره‌ها در وسواس، جنبه‌ی یگانه و منحصر به فردی دارد. برای مثال، یک فرد مبتلا به اختلال اضطراب منتشر هم ممکن است مدام درباره‌ی این که برای پرداخت قبض‌ها پول کافی دارد یا نه، نگرانی داشته باشد. اما بارها و بارها پولش را نمی‌شمارد و یا مرتب به بانک زنگ نمی‌زند که درباره‌ی موجودی‌اش بپرسد.

 تصاویر ذهنی یا خاطرات بازآیند ممکن است در اختلال استرس پس از ضربه هم اتفاق بیفتد، اما این علایم به دنبال رویدادی خطرناک و یا تراژدی که قبلاً اتفاق افتاده است، ظاهر می‌شوند. در وسواس، افکار مزاحم و یا ترس‌های زیاده از حد درباره‌ی چیزهایی است که هنوز اتفاق نیفتاده‌اند و ممکن است در آینده اتفاق بیفتند.

خودبیمارانگاری

اگر بیمار دارای افکار تکراری و ناراحت‌ کننده‌ای است که منحصراً به ترس از بیماری شدید مربوط می‌شوند، به رغم آن‌که شواهد قانع‌کننده‌ای درباره‌ی سلامت فرد وجود دارد ( مانند اطمینان دادن پزشکان، نتایج طبیعی آزمایش‌ها و غیره)، باید تشخیص خودبیمار‌انگاری داده شود. بیماران وسواسی هم ممکن است نگران جسم خودشان باشند و به خاطر علایم یا بیماری‌های چندگانه‌ی احتمالی خود به پزشک مراجعه کنند. اما تشخیص می‌دهند که نگرانی‌شان زیاده از حد است. اگر نگرانی درباره‌ی ابتلا به بیماری، روی یک بیماری جسمی (مانند سرطان)، متمرکز شود و آیین‌واره‌هایی از قبیل شست‌وشوی زیاد و یا وارسی‌های فراوان را به دنبال داشته باشد، می‌توان تشخیص وسواس داد و یا وسواس را به عنوان بیماری، علاوه بر خودبیمارانگاری، تلقی کرد.

دوره‌ی افسردگی اساسی

اندیشناکی‌ها در افراد افسرده شایع هستند و به عنوان جزئی از افسردگی خود را نشان می‌دهند. معمولاً با درمان مؤثر افسردگی از بین می‌روند. افراد افسرده، برخلاف وسواسی‌ها که سعی می‌کنند وسواس‌های خود را نادیده بگیرند و یا فروبنشانند، عموماً درصدد فرونشانی یا ندیده گرفتن افکار و اندیشه‌های افسردگی‌زای خود برنمی‌آیند.

دوره‌ی افسردگی اساسی و وسواس، به طور هم‌زمان، در 30 تا 35 درصد افراد وسواسی که برای درمان مراجعه می‌کنند، وجود دارد. اگر همه‌ی ملاک‌های دیگر وسواس در مورد فردی صدق بکند، مانند علایم اختلال خواب انزواطلبی و خودمحوری ناشی از افکار و اعمال وسواسی، تشخیص وسواس داده می‌شود و نه تشخیص دوره‌ی افسردگی اساسی.

 هم در وسواس و هم در افسردگی اساسی، شاهد علایم انزواطلبی و اختلال در خواب هستیم. اما خاستگاه این اختلال‌هاست که افسردگی را از وسواس افتراق می‌دهد، و نه خود اختلال‌ها. برای مثال، اختلال خواب ناشی از نگرانی‌های وسواسی مربوط به این که چه فاجعه‌ای به بار خواهد آمد، به وسواس مربوط می‌شود، اما اختلال خواب همراه با احساس یأس و ناامیدی، نشانه‌ی افسردگی است.

اختلال شخصیت وسواسی

اگرچه عناوین «اختلال وسواس» و «اختلال شخصیت وسواسی» شبیه‌اند، اما تظاهرات بالینی آن‌ها کاملاً متفاوت است. د راختلال شخصیت وسواسی، وسواس‌های فکری و عملی واقعی وجود ندارد، بلکه شاهد یک الگوی فراگیر دل‌مشغولی‌ درباره‌ی نظم و ترتیب، کمال (بی‌عیب)گرایی، قواعد خشک و کنترل هستیم که هرگونه انعطاف‌پذیری و صراحت را از مبتلایان این اختلال می‌گیرد. تمیز کردن و وارسی چیزها در این افراد به خاطر ترس از وقوع فاجعه صورت نمی‌گیرد، بلکه آن‌ها صرفاً در صدد حفظ نظم و ترتیب، کمال‌گرایی و اعمال کنترل در زندگی خود هستند. رفتار انبارشی یا گردآوری و نگه‌داری زیاده از حد اشیا ممکن است علامتی از اختلال شخصیت وسواسی و یا اختلال وسواسی باشد. اگر علامت‌های هر دو اختلال در فردی وجود داشته باشد، درمانگر باید هردو تشخیص را مطرخ نماید.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی، معمولاً از اضطراب شکایت نمی‌کنند.

 هراس‌ها

مشخصه‌ی بیرون‌هراسی، ترس شخص از قرارگرفتن در موقعیت‌هایی است که در آن‌ها دچار حمله‌ی اضطرابی می‌شود. نوعاً این موقعیت‌ها شامل قرار گرفتن در مکان‌های شلوغ، روی پل‌ها، فاصله گرفتن از خانه، و موقعیت‌های مشابه دیگر می‌شود. در این موقعیت‌ها بیمار احساس می‌کند که راه فرار ندارد.

افراد وسواسی ممکن است از همان موقعیت‌هایی که بیرون هراس‌ها از آن اجتناب‌ می‌کنند، دوری کنند. اما پاسخ آن‌ها اغلب به خاطر ترس از آلودگی و یا مقابله با تکانه‌های ناخواسته و پرخاشگرانه است.

 اگر دل‌مشغولی‌ محدود به یک شیء ترس‌آور (مانند مار) یا موقعیتی خاص باشد، هراس اختصاصی یا هراس اجتماعی تشخیص داده می‌شود. اگر در بیمار، شاهد وسواس‌های فکری و عملی باشیم که محتوای آن‌ها را نتوان به اختلال روانی دیگری نسبت داد، علاوه بر هراس، تشخیص وسواس هم مطرح می‌شود. اما اگر نگرانی عمده‌ی بیمار، احتمال ابتلا به یک بیماری باشد (و نه این‌که دچار یک بیماری است)، و هیچ نوع آیین‌وارگی در کار نباشد، تشخیص هراس اختصاصی داده می‌شود.

هراس اجتماعی: اختلالی که مشخصه‌ی آن دوره‌هایی از اضطراب آسیمگی در موقعیت‌های اجتماعی، به علت نگرانی‌های زیاده از حد مربوط به ظاهر شدن در جمع (دستپاچگی) و یا زیر ذره‌بین قرار گرفتن احتمالی است.

 اسکیزوفره‌نیا

محتوای وسواس‌های فکری همانند برخی از هذیان‌های اسیکزوفره‌نیک ممکن است کاملاً عجیب و غریب باشد، مانند این اعتقاد که کسی شاید تصادفاً «خویشتن» خود را داخل پاکت بگذارد و آن را به صندوق پست بیندازد. تفاوت اینجاست که افراد وسواسی از ماهیت غیرعقلانی این ترس‌ها آگاهی دارند و نوعاً سایر علایم روان‌پریشی یا اسکیزوفره‌نیا را از خود نشان نمی‌دهند، علایمی از قبیل سستی تداعی‌ها به طور بارز، توهم آشکار، عاطفه‌ی نامتناسب به طور مشخص، و یا تزریق (القای) فکر.

Loosening of associations(سستی تداعی‌ها): دراین حالت، گفتار شخص، جهت اصلی خود را گم می‌کند و از موضوعی به موضوع دیگر کشیده می‌شود.

Hallucinations(توهم‌ها): ادراک حسی نادرست.

Inappropriate affect: (عاطفه‌ی نامتناسب): خلق ناهماهنگ با بافت و زمینه‌ی یک موقعیت.

Thought insertion(تزریق یا القای فکر): این باور که موجود دیگری، افکاری را در ذهن فرد، جای می‌دهد.

 اختلال اضطراب ناشی از مصرف مواد

این اختلال در مواردی تشخیص داده می‌شود که بیمار، اضطراب زیاده از حدی از خود نشان می‌دهد که به قضاوت درمانگر مستقیماً به اثر فیزیولوژیک مصرف مواد، عوارض جانبی داروهای تجویز شده یا مصرف داروهای بدون نسخه، و یا قرار گرفتن در معرض مواد سمی مربوط می‌شود. درمانگران می‌توانند با تکیه بر گرفتن شرح حال دقیق ( و شاید آزمایش ادرار) به تشخیص افتراقی این اختلال از اختلال وسواس برسند. اگر علایم وسواسی، براثر استفاده از مواد و یا قطع مصرف مواد غیرمجاز، و یا دارو ایجاد بشوند، اختلال اضطراب ناشی از مصرف مواد، تشخیص داده می‌شود.

علایم اختلال اضطراب ناشی از مصرف مواد ممکن است بر اثر استفاده از داروهای تجویز شده یا تجویز نشده و یا قطع مصرف این داروها خود را نشان دهند.

  خرافات و رفتارهای وارسی تکراری

رفتارهای خرافی، اگرچه اغلب در زندگی روزمره به چشم می‌خورند، فقط در صورتی وسواس تشخیص داده می‌شوند که 1) به طور تکراری، یک‌نواخت و جزء به جزء انجام شوند ؛ 2) ظاهراً دارای محتوای وسواسی باشند (مانند تفکر جادویی که آیین‌واره‌هایی را به وجود می‌آورد و بیش از یک ساعت در روز وقت بیمار را می‌گیرد)؛ و 3) از لحاظ بالینی، اشکال یا ناراحتی شدیدی به وجود آورند.

 

 

تیک‌ها (خلجان‌ها)

تیک‌ها برعکس رفتارهای وسواسی، حرکات یا آواسازی‌های قالبی هستند که به صورت ناگهانی، سریع، بازآیند و نامنظم یا غیرموزون نشان داده می‌شوند (مانند پلک زدن، بیرون آوردن زبان از دهان، یا صاف کردن گلو). این حرکات، اغلب در پاسخ به احساس ناراحتی درونی (ذهنی) ظاهر می‌شوند. هدف از بروز خلجان‌ها، خنثی‌سازی یک فکر وسواسی و یا جلوگیری از یک پیامد ناخواسته نیست. برخی از بیماران، هم وسواس دارند و هم یک اختلال خلجانی (مخصوصاً نشانگان تورت).

 ............

توأم شدن با بیماری‌های دیگر

افراد مبتلا به OCDمعمولاً به اختلالات روانی دیگر مبتلا می‌گردند. احتمال شیوع اختلال افسردگی اساسی در طول عمر در مبتلایان به OCDحدود 67 درصد و برای فوبی اجتماعی 25 درصد است.

تشخیص‌های توأم روان‌پزشکی شایع در مبتلایان به OCDمشتملند بر اختلال سوء مصرف الکل، اختلال اضطراب منتشر، فوبی خاص، اختلال هراس، اختلالات خوردن و اختلالات شخصیت.

OCDشباهت سطحی با اختلال شخصیت وسواس جبری، که با نگرانی وسواسگونه با جزئیات، کمال‌طلبی و صفات شخصیت مشابه آن همراه است دارد. میزان بروز اختلال توده در مبتلایان به OCD5 تا 7 درصد است و 20 تا 30 درصد مبتلایان به OCDسابقه تیک دارند.

بیماری های دیگری که با وسواس ها و اجبارها همراهند:

افکار وسواسی و خواسته های اجباری می توانند در اختلالات متعدد روان پزشکی بروز کنند مانند اسکیزوفری، افسردگی شدید و اختلال عضوی مغز.

در صورتی که این وسواس ها و خواسته ها مربوط به این اختلالات باشند به بیمار تشخیص وسواس – اجبار داده نمی شود. در اسکیزوفری، توهمات و روابط اجتماعی محدود از نشانه های اصلی محسوب می شوند. اختلال عضوی مغز ممکن است به واسطه آسیب به سر اختلالاتی مانند بیماری آلزهایمر، یا استفاده از الکل و داروهای دیگر ایجاد شود. افرادی که دچار این گونه اختلالات هستند ممکن است در انجام فعالیت های بی معنا، احساس اجبار کنند اما نتوانند دلیل آن را بیان کنند. همان گونه که توصیف شد این اعمال از نشانه های کلاسیک اختلال وسواس – اجبار متفاوت اند.پ زیرا در مبتلایان به اختلال وسواس – اجبار، آداب تکرار با هدف محافظت از خود و خانواده از صدمات یا ناراحتی صورت می گیرد.

اختلالات مرتبط با اختلال وسواس – اجبار:

کندن مو،اختلال توره..............

تشخیص افتراقی

اختلالات طبی

تعدادی از اختلالات طبی اولیه می‌تواند با شباهت قابل توجه با OCDایجاد کنند. مفهوم فعلی اختلال هسته‌های قاعده‌ای بودن OCDاز شباهت پدیده شناختی بین OCDایدیوپاراتیک و اختلالات شبه OCDکه بیماری هسته‌های قاعده‌ای مربوطند، مثل کره سیدنیهام و بیماری هانتینگتون ریشه می‌گیرد.

باید توجه شود که OCDغالباً قبل از 30 سالگی شروع می‌شود و OCDتازه آغاز شده در افراد مسن باید ظن مشارکت بالقوه نورولوژیک را در این اختلال به ذهن متبادر می‌سازد.

 

اختلال توره

اختلال وسواس جبری رابطه نزدیک با اختلال توره (Touretis) دارد، چون دو اختلال فراوان با هم دیده می‌شوند. هم در افراد در طول زمان و هم در خانواده‌ها. حدود 90 درصد افراد مبتلا به اختلال توره علائم وسواس دارند و تا دو سوم آن‌ها واجد ملاک‌های تشخیص اختلال وسواس جبری هستند.

سندرم توره در شکل کلاسیک خود با الگوی تیک‌های صوتی و حرکتی مشخص است که با OCDشباهت جزئی دارد. با این وجود، دلواپسی ناجور که قبل از تیک ظاهر می‌شود شباهت بارزی با وسواس دارد، و بسیاری از تیک‌های حرکتی پیچیده‌تر خیلی شبیه اعمال وسواسی است.

سایر اختلالات روانی

OCDشباهت سطحی به اختلال شخصیت وسواس جبری دارد، که با نگرانی وسواسگونه در مورد جزئیات ، کمال‌گرایی و سایر صفات شخصیتی نظیر آن‌ها همره است. تشخیص دو اختلال آسان است چون فقط OCDبا سندرم واقعی افکار و اعمال وسواسی همراه است.

علائم سایکونیک غالباً به افکار وسواسی در رفتارهای جبری منجر می‌شود که تفکیک آن‌ها ممکن است از OCDهمراه با بینش ضعیف که در آن افکار وسواسی در مرز سایکوتیک است مشکل باشد. کلید تفکیک OCDاز سایکوتیک عبارتند از:

1. بیماران مبتلا به OCDتقریباً همیشه ماهیت غیرمنطقی علائم خود را می‌شناسند.

2. بیماران سایکوتیک معمولاً با خصوصیات بسیار دیگر همراه است که از ویژگی‌های OCDنیستند.

همچنین تفکیک OCDاز افسردگی ممکن است دشوار باشد. چون در اختلالات غالباً توأم دیده می‌شود و نیز افسردگی اساسی اغلب با افکار وسواسی همراه است که گاهی در مرز افکار وسواسهای تیپیکی است که در OCDدیده می‌شود، دو اختلال به بهترین وجه با توجه به سیر آن‌ها تفکیک می‌شوند. علائم وسواس مربوط به افسردگی فقط در دوره‌های افسردگی دیده می‌شوند، درحالیکه OCDواقعی علیرغم بهبود افسردگی دوام می‌یابد.................افسردگی شدیدی و OCD:

دریافت کمک حرفه ای برای افسردگی همراه با OCD حائز اهمیت است به دو دلیل:

1. این واقعیت مشهود است که افراد دچار افسردگی شدید به طور معمول در وضعیتی دشوار و محدود زندگی می کنند و گاهی دست به خودکشی می زنند.

2. آن که زمانی که افراد به شدت افسرده هستند اختلال وسواس آنها به احتمال کمتری به رفتار درمانی پاسخ می دهد چرا که ممکن است این افراد توان لازم برای مواجهه و جلوگیری از پاسخ را نداشته باشند و به این ترتیب درمان را بی تأثیر بیابند حتی در صورتی که برای انجام آن تلاش کنند؛ زیرا زمانی که فرد افسرده باشد فرآیند خوگیری به گونه ی متفاوتی عمل می کند.

 .......

اختلال شخصیت وسواس – اجبار:

صفت وسواسی اغلب برای توصیف اشخاص وقت شناس و منظم به کار برده می شود. در بسیاری از موارد وقت شناس و منظم بودن صفات مفیدی هستند . بیشتر افرادی که وسواسی نامیده می شوند به اختلال وسواس – اجبار مبتلا نیستند اما چنانچه این افراد صفاتی مانند کمال گرایی، خست، یا گوشگیری نیز داشته باشند که با زندگی و روابط فردی آنها تداخل پیدا کند آنگاه ممکن است به اختلال شخصیت وسواس – اجبار مبتلا باشند. کار و ازدواج چنین فردی ممکن است به دلیلی تعلل و ناتوانی او در تصمیم گیری به خطر بیفتد. چنین فردی ممکن است به دلیلی اصرار در این که تمامی واژه ها و محاسبات را به کامل ترین شکل انجام دهد و بنویسید فرصت زیادی را بی جهت از دست بدهد و نتواند در زمان مقرر، گزارش ها یا صورتحساب ها را تهیه کند و به همین دلیلی دچار دردسر شود. این فرد به دلیل توجه مفرط به جزئیات نمی تواند به اصل مسائل بپردازد.

ویژگی های اختلال شخصیت وسواس – اجبار:

1. وجود کمال گرایی، که انجام تکالیف تداخل می کند

2. اشتغال ذهنی با جزئیات و قواعد

3. اصرار به اینکه دیگران در انجام دادن کارها از روش او تبعیت می کنند

4. وقف کردن خود برای کار و ناتوانی در تصمیم گیری

5. وظیفه شناسی بیش از حد و انعطاف نداشتن درباره ی مسائل اخلاقی

6. محدودیت در ابراز عواطف

7. فقدان سخاوت

8. ناتوانی در دور انداختن اشیای بی ارزش

بی بند و باری جنسی، سوء مصرف مواد، پرخوری اجباری و قمار بازی مرضی جزء وسواس – اجبار محسوب نمی شوند.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٦