وسواس چیست؟

آیین‌واره‌های رفتاری جزئی از زندگی روزمره ماست، از خواندن آوازهای هنگام خواب تا انجام تکالیف و اعمال مذهبی و یا آماده کردن لباس‌ها برای فردا صبح، قبل از رفتن به رختخواب...

در مواقع استرس، حتی نگرانی‌های بهنجار ممکن است به رفتارهای شبه- آیین‌واره‌ها بیانجامند، از قبیل تمیز کردن بیش از حد خانه و وسایل، موقعی که یکی از اعضای خانواده مریض می‌شود. تشخیص وسواس‌های فکری و عملی، نوعاً مستلزم وجود وسواس‌ها یا اجبارهایی است که مقاوم‌اند؛ غیرمنطقی به نظر می‌رسند؛ ناراحتی زیادی را موجب می‌شوند و یا مخل عملکردهای روزانه می‌شوند.

اختلال وسواس جبری (OCD) با گروه متنوعی از علائم که شامل افکار مزاحم، تشریفات، اشتغال‌های ذهنی، و اعمال وسواسی است، تظاهر می‌کند. این افکار یا اعمال تکراری موجب ناراحتی شدید شخص می‌گردد. اعمال یا افکار وسواسی وقتگیر هستند و بطور قابل ملاحظه با برنامه‌های عادی، کارکرد شغلی، فعالیت‌های اجتماعی معمول یا روابط تداخل می‌نماید. شخص مبتلا به OCDممکن است وسواس فکری، وسواس عملی، یا هر دو را داشته باشد  ..............

ویژگی‌های بالینی

بیماران مبتلا به اختلال وسواس جبری معمولاً به اطباء غیرروانپزشک مراجعه می‌کنند. بیماران مبتلا به فکر و عمل وسواس حداقل 75 درصد بیماران مبتلا را تشکیل می‌دهد. بعضی از پژوهشگران معتقدند اگر بیماران علاوه بر Compulsionرفتاری دقیقاً از نظر Compulsionذهنی ارزیابی شوند ممکن است این رقم به 100درصد نزدیک شود.

مثلاً یک فکر وسواسی در مورد آسیب زدن به کودک ممکن است با یک عمل وسواسی ذهنی بصورت تکرار دعائی خاص به دفعات خاص دنبال شود. با این وجود، بعضی از پژوهشگران و پزشکان معتقدند که عده‌ای از بیماران فقط افکار وسواسی دارند و اعمال وسواسی ندارند. چنین بیمارانی ممکن است افکار تکراری در مورد یک عمل جنسی یا پرخاشگری داشته باشند که برای خود بیمار قابل سرزنش است. برای تسهیل بهتر است Obsessionرا یک فکر و Compulsionرا یک رفتار تلقی کنیم.

افکار و اعمال وسواسی ویژگی‌های اساسی OCDهستند. یک فکر یا عقیده خود را مصرانه و مستمر وارد هشیاری آگاهانه شخص می‌سازد. افکار وسواسی تیپیک مربوط به OCDعبارتند از افکار در مورد آلودگی (دستهای من آلوده‌اند) یا تردیدها (فراموش کردم بخاری را خاموش کنم).

احساس اضطراب شدید با تظاهر اصلی پدیده همراه شده و غالباً منجر به اقدامات تدافعی در مقابل فکر یا تکانه اولیه می‌گردد، فکر یا عمل وسواسی خودناپذیر است، یعنی نسبت به تجربه شخص از خود به عنوان یک موجود روانی، غریب و یگانه می‌نماید. بدون اعتنا به وضوح و اجبار فکر و عمل وسواسی ، شخص به پوچی و غیرمنطقی بودن آن‌ها واقف است، شخص مبتلا به فکر عمل وسواسی میل شدیدی برای مقاومت در مقابل آن‌ها احساس می کند. با این وجود، تقریباً نیمی از بیماران مقاومت اندکی در مقابل اعمال وسواسی خود نشان می‌دهند. تقریباً 80% بیماران عمل وسواسی خود را غیرمنطقی و احمقانه می‌شمارند. گاهی افکار و اعمال وسواسی ارزش فوق‌العاده برای بیمار پیدا می‌کنند – مثلاً ممکن است بیماران مصرانه اظهار کنند که نظافت جبری از نظر اخلاقی درست است، حتی اگر به دلیل صرف وقت برای نظافت کار خود را از دست داده‌اند....................چند توصیه برای مبارزه با وسواس‌............

اگر چند بار دست تان را شسته ‌اید، ولی هنوز نگران این هستید که مبادا کثیف باشد، اگر برای این که مطمئن شوید در ماشین یا خانه ‌تان بسته است باید چند بار آن را امتحان کنید یا اگر افکار مشابهی مدام در ذهن تان تکرار می ‌شود و آزارتان می ‌دهد و راهی برای خلاصی از آن ها پیدا نمی ‌کنید، باید برای درمان بیماری وسواس خود به روان پزشک مراجعه کنید.

علاوه بر درمان ‌های دارویی می ‌توانید از چند تکنیک نیز استفاده کنید. البته برخی از این تکنیک ‌ها به همکاری اطرافیان شما نیاز دارد.

* اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. برای این کار می ‌توانید هر روز روی یک کاغذ کارهایی را بنویسید که توانایی انجام آن ها را دارید و بسیاری از اطرافیان شما در انجام آن ها ناتوان هستند. اگر کمی فکر کنید، متوجه می‌ شوید تعداد این کارها خیلی زیاد است؛ فقط چون برای شما یک امر عادی به شمار می ‌آید، به توانایی‌ های خود ایمان نیاورده بودید.

* هر بار که فکر وسواسی به سراغ شما آمد، از آن رنجیده نشوید.

با خونسردی یک نفس عمیق بکشید و این جمله را با خود بگویید: "مهم نیست، مجدد امتحان می‌کنم." و پس از کنترل مجدد لحظه ‌ای تمرکز کنید تا دوباره آرام شوید.

* هر بار که موفق شدید بدون اضطراب بر فکر وسواسی خود غلبه کنید، خودتان را تشویق نمایید.

* با یکی از نزدیکان خود که فکر می ‌کنید می‌ توانید به او اعتماد کنید، مشکل خود را در میان بگذارید و بگویید که این تکنیک ‌ها را شروع کرده ‌اید. تشویق یک فرد دیگر در ادامه دادن این راه برای شما خیلی کمک ‌کننده است.
کیف

* فرمان ایست بدهید. زمانی که فکر وسواسی به شما حمله کرد، ابتدا آن را آزاد بگذارید. مثلا اگر احساس کردید دست تان کثیف است، به دستشویی بروید و مشغول شستن دست‌های تان شوید. بعد یک باره بگویید ایست و به شستن دست‌های تان خاتمه دهید. کلمه ایست و توقف بعد از آن را یک قانون نقض ناشدنی در نظر بگیرید.

*‌ از نزدیکان بخواهید خود را در موقعیت ‌های مشابه وسواس شما قرار دهند. مثلا اگر از نامرتب بودن احتمالی کیف خود همیشه رنج می ‌برید و می ‌ترسید که فردا کتاب یا دفتر یا خودکارتان را جا گذاشته باشید و همین فکر باعث می‌ شود هر شب چند بار کیف خود را بیرون بریزید و آن را مرتب کنید، از خواهر، برادر یا دوست تان که به عنوان همراه انتخاب کرده‌اید بخواهید کیفش را در حضور شما مرتب کند و شما پس از او همان کار را انجام دهید.

 

در نهایت این نکته را فراموش نکنید که حتما باید از دارو‌های مخصوص، که توسط پزشک برای شما تجویز می‌ شود استفاده نمایید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٦