مطالعات متعددی که اخیراً بر روی دانشجویانی که در مورد میانگین نمراتشان گزافه‌گویی می‌کنند به عمل آمده نشان می‌دهد که این نوع گزافه‌گویی از نظر روان‌شناختی با شکل‌های دیگر کتمان حقیقت تفاوت دارد. براساس نتایج این مطالعات، این گزافه‌گویان به هیچوجه مانند کسانی که دروغ می‌گویند یا حقیقتی را کتمان می‌کنند دچار اضطراب نمی‌شوند. یافته‌ها نشان می‌دهد که برخی از انواع فریبکاری، هدفش بیشتر بر روی خود شخص فریبکار است تا شنونده. به عنوان مثال، انگیزه‌ای که در پشت گزافه‌گویی در مورد نمرات درسی وجود دارد ظاهراً بیشتر شخصی و درون روانی است تا عمومی یا بین فردی. در اینجا، گزافه‌گویی اساسا‍‍ً بازتاب هدف‌های مثبت برای آینده است و یافته‌ها نشان می‌دهند که این هدف‌ها قابل تحقق می‌باشند.
روان‌شناسان سال‌هاست که فریبکاری را از جنبه‌های مختلف مورد مطالعه قرار داده‌اند و دریافته‌اند که این کار معمولاً فشار روانی یا جسمی بر روی شخص فریبکار به جا می‌گذارد. به عنوان مثال، کسانی که شاهد صحنه جرمی بوده‌اند، چنانچه درباره آن مورد پرسش قرار گیرند، نشانه‌های استرس را بر حسگر‌های پوستی یا قلبی که به آن‌ها متصل شده باشد، نشان می‌دهند. سعی در مخفی نگاه داشتن اطلاعات، از نظر ذهنی فرساینده است و نگاه و لحن صدای کسی که دروغ می‌گوید، عصبی‌تر و پرتنش‌تر از حالت عادی است. این مساله در مواردی که دروغگویی فرد درباره نقض قانون باشد بیشتر نمود دارد.
امّا مطالعه اخیر نشان داد که درست عکس این قضیه در مورد دانشجویانی که درباره نمراتشان گزافه‌گویی می‌کنند صادق است. پژوهشگران پرسشنامه‌ای را بین 62 دانشجوی دانشگاه نورت‌ایسترن پخش کردند که در بین سایر چیزها، از آن‌ها خواسته شده بود میانگین کل نمراتشان را نیز بنویسند. سپس از دانشجویان مصاحبه به عمل آمد، در حالی که الکترودهای حساس برای اندازه‌گیری فعالیت سیستم عصبی به بدن آن‌ها وصل شده بود. موضوع مصاحبه درباره سابقه تحصیلی، نمرات و اهداف آینده بود.
پژوهشگران بعداً با مراجعه به کارنامه دانشجویان دریافتند که تقریباً نیمی از آنان درباره میانگین نمراتشان گزافه‌گویی کرده‌اند. این در حالی بود که بررسی خروجی الکترودها نشان داد که گزافه‌گویان در حالی که داشتند درباره نمراتشان صحبت می‌کردند بسیار آرام (ریلکس) بوده‌اند.
پژوهشگران همچنین از مصاحبه‌ها فیلم‌برداری کردند و آن‌ها را به ناظران مستقل نشان دادند و از آن‌ها خواستند که با توجه به نگاه و رفتار مصاحبه شوندگان تشخیص دهند که آن‌ها گزافه‌گویی می‌کنند یا نه. با کمال تعجب، کسانی که بیش از سایرین گزافه‌گویی کرده بودند، آرام‌تر و مطمئن‌تر از بقیه به نظر آمدند.»

تقریبا همه دروغ می گویند، اما دروغ داریم تا دروغ. جان هالند راست می گوید دروغ داریم تا دروغ: دروغ شاخ دار، دروغ مصلحت آمیز، دروغ کودکانه و... اما دروغ های بی خطر یا کم خطری هم هست که همة ما در زندگی روزمره مان زیاد گفته یا شنیده ایم. در زمانه ای که می شود به کمک انواع روش های ارتباطی، یاد بگیریم که صادق باشیم و با یکدیگر با احترام رفتار کنیم، چرا به دروغ گویی عادت کرده ایم و چگونه می توانیم از شر این عادت مزاحم، خلاص شویم؟ روان شناسان به این پرسش ها، پاسخ های علمی و دقیقی می دهند.



۱ دروغ گوهای مرضی
فرایند دروغ گویی از سن 4 تا 5 سالگی آغاز می شود، یعنی همان زمانی که کودک، نسبت به استفاده از زبان، آگاهی پیدا می کند. البته دروغ کودکان، معمولا بی ضرر و صرفا به قصد رهایی از مخمصه یا رسیدن به آن چیزی است که دوست دارند داشته باشند. اما در میان بزرگسالان، اگر دروغ های مصلحتی را کنار بگذاریم، به اشخاصی برمی خوریم که خیلی زیاد و در مسائل کوچک و بزرگ، دروغ می گویند. روان شناسان به این افراد می گویند: دروغ گوهای مرضی.
دروغ گوهای مرضی، دروغ می گویند تا در خیال خودشان از حریمشان محافظت کنند، دوست داشتنی و موجه به نظر برسند، به منافع مادی یا اجتماعی بیشتری دست پیدا کنند و یا این که از مجازات فرار کنند. البته در بیشتر مواقع، آن هایی که از چنین افرادی دروغ می شنوند، خودشان تا درجاتی متوجه اند که فرد مقابل شان دارد دروغ می گوید و چه بسا که دلشان هم برای آن فرد بسوزد که چرا چنین ذهن بیماری دارد.
دستة دیگری از دروغ گوها هستند که حساب شده، عامدانه و برای کسب منافع شخصی، دروغ می گویند و این کار را هم زیاد و به صورت حرفه ای انجام می دهند. روان شناسان، این افراد را جزو شخصیت های ضداجتماعی طبقه بندی می کنند. این گروه معمولا زیاد سر و کارشان به پلیس، دادگاه و زندان می افتد. دروغ گویی معمولا با گذشت زمان، بدتر و بدتر می شود. چرا که اصل بر این است که وقتی آدم یک دروغ می گوید، بعدها ناچار می شود که برای رفع و رجوع آن دروغ، دروغ های بیشتری بگوید.

۲ تمرین حقیقت
چرا؟ اصلا چرا دروغ می گوییم؟ روان شناسان، برخی از مهم ترین دلایلی را که باعث می شود دروغ بگوییم، این گونه فهرست می کنند:
می خواهیم از درگیری پرهیز کنیم.
نمی خواهیم باعث خشم یا صدمة کسی بشویم.
نمی خواهیم احساسات کسی را جریحه دار کنیم.
می خواهیم کسی را تخریب یا روحیه اش را تضعیف کنیم.
می خواهیم احترام و تحسین دیگران را جلب کنیم.
دوست داریم به قدرت بیشتری برسیم.
نمی خواهیم با حقیقت تلخی دربارة خودمان مواجه شویم.
دوست نداریم به اشتباهات مان اعتراف کنیم.
می خواهیم فعلا روی قضیه ای را بپوشانیم، به این امید که شاید بعدا اوضاع، بهتر شود.
جالب این که خیلی از مواقع، ممکن است نیت شخص دروغ گو هم خیرخواهانه باشد، هر چند که دروغ گویی در اکثر مواقع، ریشه در خود شخص و خودخواهی شخص دروغ گو دارد.
اما سؤال مهم تر، این است که آیا می توانیم با یادگیری و تمرین مهارت های ویژه ای، خودمان را مقید کنیم که همیشه و تحت هر شرایطی، حقیقت را بگوییم و از دروغ گویی خودداری کنیم؟ پاسخ روان شناسان، این است که بله، این کار در بیشتر مواقع امکان پذیر است، اما به تمرین و ممارست نیاز دارد. باید یاد بگیریم الگوهای فرار از حقیقت را که در ذهنمان شکل گرفته، کم کم از بین ببریم تا بتوانیم نوعی رابطة سالم و احترام آمیز را با مخاطبان مان سر و شکل بدهیم.


3 تغییر ذهنیت
با فرض این که شخص دروغ گو از نظر روانی دچار مشکل حادی نیست، روان شناسان می گویند که دروغ گو به خاطر فقدان مهارت، دست به نوعی انتخاب اشتباه می زند و از بین راست و دروغ، دروغ را انتخاب می کند تا به زعم خودش، شرایط را به نحو مؤثری مدیریت کرده باشد. دروغ گویی های بی خطر یا کم خطر نیز در بیشتر موارد، صرفا ریشه در یک تنبلی ذهنی دارد و به شکل یک عادت غلط در روح و روان شخص دروغ گو رسوخ می کند.
روان شناسان اعتقاد دارند برای کسی که به دروغ گویی عادت کرده، بهتر این است که اول از همه، ذهنیت (mindset) خودش را تغییر بدهد تا بتواند راست گویی مهارتی (skillful honesty) را بیاموزد و به کار ببندد.

۴ تصمیم عجولانه، ممنوع
چه چیزی باعث می شود ما به این فکر بیفتیم که دروغ گفتن، بهترین راه حل در وضعیت موجود است؟ چه ترسی در پشت این انتخاب اشتباه، پنهان شده است؟ ترس از این که اشتباه کرده باشیم؟ ترس از این که دیگران از ما خوششان نیاید؟ ترس از این که قادر نباشیم حقیقت را در قالبی محترمانه، قابل پذیرش و قابل تحمل عرضه کنیم؟
چرا فکر می کنیم که دروغ در شرایط خاصی می تواند نتیجة خوبی به همراه داشته باشد؟ و...
سؤالات بالا را به دقت بررسی کنید و دربارة پاسخ هایتان عادلانه قضاوت کنید. وقتی انگیزه های دروغ گویی تان معلوم شد، بهتر می توانید خودتان را مجهز کنید تا اگر دوباره سر و کلة میل به دروغ گویی پیدا شد، آن را از سر راه بردارید.
اما قبل از این که بخواهید کاری بکنید یا عکس العملی از خودتان نشان بدهید، تمام گزینه های احتمالی را بررسی کنید. دروغ گویی در خیلی از موارد، نتیجة تصمیم گیری های عجولانه و عاری از تدبیر است. وقتی متوجه شدید که دارید دروغ سر هم می کنید، مکث کوتاهی بکنید و از مخاطب خودتان اجازه بخواهید تا بار دیگر، سؤال او و شرایط و موضوع مورد بحث را بررسی کنید. شاید زمان، این اجازه را به تان بدهد که سر و سامانی به افکار تان ببخشید. در همین زمان می توانید در کنار بررسی مسأله، نیت و انگیزة خود تان را نیز ارزیابی کنید.ذهنتان را متوجه شخص یا جملة قصاری کنید که شما را به راست گویی دعوت می کند. چه بهتر که پیشاپیش، مجموعه ای از این نوع جملات سودمند و پرمغز فراهم کرده باشید یا پیشاپیش، فهرستی از کسانی را که دوستشان دارید و مورد احترام تان هستند، گردآورده باشید. صادقانه از خودتان بپرسید که در شرایط کاملا واقع بینانه، اگر راستش را بگوییم، بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد، چیست؟

۵ درک طرف مقابل
تصور کنید شما باعث شده اید موقعیتی متفاوت از آن چه که باید، به وجود بیاید و فرض کنید که شما مسبب این وضع نابهنجار بوده اید. اگر فکر می کنید که شاید با بحث بتوانید به یک درک متقابل برسید و تلخی حاصل از ابراز حقیقت را بگیرید، بهتر است از این نوع عبارات و جملات استفاده کنید:
شاید این حرفی که می خواهم بزنم، درست نباشد، اما لطفا صبور باشید...
برداشت من این است که... آیا شما هم چنین برداشتی دارید؟
می دانم که شاید اشتباه کرده باشم، اما می خواهم شما هم بدانید که...
سعی کنید حتما نشان بدهید که احساس طرف مقابل را درک می کنید. مثلا ابتدا بگویید: من درک می کنم که تو عصبانی هستی و... و سپس نظر خودتان و در صورت امکان، راه حل های پیشنهادی تان را ارائه دهید. سعی کنید احساستان را به نوعی در کلام، لحن و رفتار خودتان به مخاطب منتقل کنید: من هم از این که فلان کار، رأس زمان مقرر تمام نمی شود، واقعا ناراحتم. شما می توانید این ناراحتی را در صدا و چهرة من ببینید... سپس توضیح بدهید که قصدتان این نبوده و سریع نتیجه گیری کنید که: الان می خواهم در حضور شما برنامه ای تنظیم کنم که هر چه سریع تر، کار تکمیل شود. و دقیقا مشخص کنید که کدام بخش از گفته هایتان واقعیت است و کدام بخش، تصورات و نظرات شماست. اگر این کار را نکنید، ممکن است کم کم به سراغ جعل واقعیت و نهایتا سراغ دروغ گویی بروید..
چگونه دروغگو را تشخیص دهیم؟
همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم. یک لاف زن حرفه ای. فردی که حتی اگر تلاش هم کند، باز هم نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد. او در مورد هر چیز و همه چیز دروغ می گوید. تعداد خانم هایی که با آنها قرار ملاقات گذاشته، مسائل کاری، استعدادهایش، تحصیلات و در یک کلام همه چیز. او می خواهد با این کار خودش را بزرگتر جلوه داده و در دیگران تاثیر بگذارد.

دلیل دروغگویی هر چیزی که باشد، کسی به این قبیل افراد احترام نمی گذارد. هیچ کس روی آنها حساب باز نمی کند و برای شخصیتشان نیز ارزش قائل نیست. من این کلام را بارها و بارها تکرار کرده ام: مرد است و حرفش.

توانایی تشخیص دروغ
اعماق وجود بیشتر انسانها پاک و محجوب است. آنها هر چقدر هم که تلاش کنند و دروغی بگویند که به اصطلاح مو لای درزش نرود، باز چشمانشان گویای تمام حقایق است. چشم ها هیچ گاه دروغ نمی گویند. اگر شما یک تبه کار حرفه ای هم باشید، چشمانتان هیچ گاه نمی توانند کسی را فریب دهند. پس چرا خودتان را بیهوده به زحمت می اندازید؟

من می توانم یک فرد دروغگو را زودتر از هر کسی شناسایی کنم. به راحتی توانایی تشخیص حقیقت را پیش از اینکه هیچ حرفی رد و بدل شود دارم. حرکات بدن گویای تمام حقایق هستند.

اما اگر مطمئن هستید که آنها در روز روشن در حال دروغ گفتن هستند، نباید به سرعت عکس العمل نشان دهید. این کار باعث می شود که فرد مقابل احساس شرمندگی و خجالت زدگی کند؛ او فقط می خواهد به نوعی خود را در جلوی چشم همگان بزرگ تر جلوه دهد. (بعد از همه این حرف ها، به هر حال روزی فرا می رسد که یک فرد لاف زن از کرده خود پشیمان می شود، حالا چرا شما فردی باشید که او را به شرمندگی می رساند؟)

گاهی اوقات بهتر است به شخص دروغگو نشان دهیم که فقط به خاطر دلایل ضمنی خودمان، دروغش را می پذیریم. این کار باعث می شود که او کمی بترسد و دفعه آینده دروغ نگوید. معمولا انسان ها خیلی مودب تر و با سیاست تر از این هستند که بخواهند کسی را دروغگو بخوانند به همین دلیل آدم های دروغگو توانایی هایشان را دست بالا می گیرند و هر روز بیش از پیش دروغ می گویند.

برخی افراد نمی دانند چگونه دروغ بگویند
به طور کلی بیشتر افراد دروغگوهای ماهری نیستند. چرا؟ به این دلیل که همیشه اشکالاتی در داستانهایشان وجود دارد. به عنوان مثال اگر مرخصی استعلاجی می گیرید، پس چرا روز بعد سرحال و شاداب سر کار آماده می شوید؟ دلیلش این است که این جور افراد توانایی دیدن دورنمای بزرگتر را ندارند. آنها نمی دانند که چگونه باید بر روی سخنان کذبشان درپوش بگذارند به همین دلیل همیشه دستشان رو می شود.

من کارمندی داشتم که وظیفه داشت هر هفته گزارشات تحقیقاتی را برایم مهیا کند. روی میزم، هر دوشنبه، درست مثل ساعت. یک روز او دیر حاضر شد، در حالیکه هیچ چیز در دست نداشت وارد اتاق شد و داستانی ساختگی برای عدم جمع آوری اطلاعات برایم تعریف کرد. جدا از اینکه هر بهانه ای هم که می آورد (اصلا به من مربوط نبود که چرا نتوانسته) او به من دورغ هم می گفت.

کارمند عزیز ما به جای جمع آوری اطلاعات یک هفته در شمال مشغول ماهیگیری بوده. آیا فکر نمی کرد که من می توانم به راحتی حقیقت را دریابم؟ او مثل یک کبک سرش را به داخل برف فرو برده بود و تصور می کرد که دیگران نیز توانایی دیدن هیچ چیز را ندارند. بهانه های او واقعا واهی و غیر قابل باور بودند. من قبلا فکر می کردم جوان فعال و پر کاری است، اما در آن زمان از چشمم افتاد و کسی جز یک دروغگو نبود. او فقط می خواست مثل یک مرد رفتار کند، اما توانایی آن را نداشت. البته من اجازه پیش روی را از او سلب نکردم، اما به راستی لنگان لنگان تا کجا می توان جلو رفت؟

یکی دیگر از کارکنانم روزی برایم یک دست کت شلوار با مارک "آرمانی" هدیه آورد. من از او پرسیدم که اصل است یا خیر (در صورتیکه می دانستم مارک لباس قلابی است) اما او با کمال خونسردی گفت اصل است و افزود "من آن را از یکی از عمده فروشی های آرمانی خریداری کردم و فروشنده به من اطمیان خاطر داد که جنس اصلی است." به هر حال چه کارمند من دروغ می گفت، چه عمده فروش آنقدر کودن بوده که جنس اصل و فرع را تشخیص نمی داده، در اینجا شناسایی کاذب کمی دشوار به نظر می رسد. به نظر شما احتمال دروغگویی کدامیک بالاتر است؟

بله دقیقا، خیلی خوبه، دارید یاد میگیرید.

قبول اشتباهات، صداقت
برخی بیش از اندازه نادان هستند، ذهنشان کار نمی کند، توانایی های خود را بیش از اندازه بالا تصور می کنند و فکر می کنند که در مرکز توجه جهان قرار دارند. آنها تصور می کنند که با اتکا به دروغ به راحتی می توانند خودشان را از شر تمام مشکلات خلاص کنند، اما در نهایت دود این کار وارد چشمان خودشان می شوند.

زمانی که دروغ می گویید نه تنها ارزش شما در نظر اطرافیانتان از بین می رود، بلکه انسانیت شما نیز نابود می شود. گفته هایتان حقیقت ندارند، همه آنها وهم و فریب هستند. در این حالت چگونه می توانید انتظار داشته باشید که دیگران شما را جدی بگیرند؟

اگر کسی دروغ بگوید چیزی نمی گذرد که به او برچسب دروغگویی می چسبانند و نام چوپان دروغگو بر او می گذارند. همه چیز برایتان تمام خواهد شد. زمانیکه در شرایطی گیر می کنید که برای رهایی از آن مجبور هستید اندکی قوه تخیل خود را به کار بیندازید، بهتر است دهنتان را ببندید و چیزی نگویید. به جای دروغ گفتن به اشتباهاتتنان اعتراف کنید و تا در نظر همگان بزرگتر جوه کنید. صادق باشید و همه مردم را نیر به صداقت فرا خوانید. هر کاری که انجام دهید نتیجه آن را بزودی می بینید حال چه در شغل چه در زندگی خانوادگی.

بیاد داشته باشید که چینی ها دور زمان را به صورت یک چرخه در نظر می گیرند که همه چیز روزی به سمت جایگاه اولیه خود باز می گردد؟ این حقیقت دارد.

حرف ها و دروغ هایی که از دهانتان خارج می شود درست مثل شمشیری است که به دست دشمن می دهید، پس هیچ گاه به دست افراد سلاحی ندهید تا در آینده بر علیه خودتان از آن استفاده کنند.

دروغ گفتن به خانم ها

یک استثنا برای قانون "اصلا دروغ نگویید"، خانم ها هستند

اگر دروغ مصلحتی نگویید (مانند تعریف از هیکل، دست پخت، علاقه به مادر زن،...) در زندگی نمی توانید به هیچ خانمی نزدیک شوید. این به این دلیل نیست که کذب خوب است بلکه دلیل آن این است که دنیای خانم ها متفاوت بوده و قانون های مخصوص به خود را دارد. بدون دروغ حقیقت زیاد میشود که اکثر آنها نیز جزء حقایق تلخ به شمار می روند. بین خودمان بماند اما خانم ها مانند آقایون توانایی تحمل تمام حقایق را ندارند. طبیعت آنها این چنین سرشته شده است. بهتر است شکایت خود را به درگاه خداوند ببرید.

توجه کنید، شاید کمی دردناک باشد، اما حقیقت دارد. این مقاله مربوط به ملاقات خانم ها و آقایون نیست، مقاله ای برای صاحب اختیار کردن و قدرت بخشیدن به شما در مسایل شغلیست. فکر نکنید که نباید به خانم ها احترام بگذارید و هر طوری که دلتان خواست با آنها رفتار کنید. فقط می خواستم برای شما این مطلب را روشن کنم که قوانین دنیای تجارت با دنیای عشق و علاقه کمی متفاوت است.

نکاتی برای شناسایی افراد دروغگو

تصور کنید که شما همین دیروز متولد شده اید و نامتان هم " گول خور" است. در این قسمت نکاتی است تا اگر کسی در حال دروغ گفتن به شما بود بتوانید خیلی سریع آنرا تشخیص دهید:

چشم ها. چشم طرف مقابل را بخوانید. اگر آنها بی قرار بود و مردمک چشم بیش از اندازه گشاد شده بود نشانه از دوغگویی است. اگر تمام مدت پایی را نگاه می کرد و یا چشمش به این طرف و آنطرف بود و هیچ گاه مستقیما به چشم های شما خیره نمیشد بدانید که که حرف هایش کذب محض است.
اگر جلوی دهان و یا قسمت های دیگر صورتش را می گرفت.
پیشینیان اعتقاد داشتند که هر گاه کسی بینی خود را بخاراند در حال دروغ گفتن است. من خرافاتی نیستم اما یک انسان راستگو هیچ گاه زمان پاسخ به پرسش ها بینی خود را نمی گیرد، فین فین نمی کند و آنرا نمی خاراند.
اگر به این طرف و آن طرف حرکت می کرد تا به نحوی در تمرکز شما نسبت به موضوع مورد بحث اختلال ایجاد کند.
من من کردن و بعد درست کردن کلمات (شاید این اتفاق برای خودتان هم پیش آمده باشد در چنین شرایطی اصلا لازم نیست که بر گردید و کلمات غلط تلفظ شده را مجددا تکرار کنید)
اگر تنها اشاره مختصری به جزئیات قضیه می شود و همان حرف ها را برای متقاعد کردن خودش چندین بار تکرار می کند. او خیلی مشکوک به نظر می رسد درست مثل یک وکیل در زمان دفاع از متهم.
داستان او پیچیده و تا حدی تحریف شده است و باعث گیج شدن می شود .
دائما در حال تغییر دادن موضوع مورد بحثی است، پرسش های انحرافی می پرسد و به سوالات شما را نیز پاسخ نمی دهد.
همیشه در زمان جواب دادن به سوالات از جمله "آیا تو به من اعتماد نداری" استفاده می کند.
سوالاتی را که به نفعشان نیست نمی شنوند. چی؟ آیا در عرض 10 ثانیه راه گوششان مصدود می شود؟ آنها زمانی که از شما خواهش می کنند تا سوال خود را مجددا تکرار کنید، زمانی پیدا می کنند تا به گفته های کذبشان شاخ و برگ دهند.
جزئیات پس از چند روز از این رو به آن رو می شود (دوباره اگر یک چنین اتفاقی برای خود شما افتاده باشد، حتما به یاد می آورید که جزئیات را بارها و بارها عوض کردید) چند سال بعد در مورد همان داستان از او سوال کنید، آنگاه با تلی از دروغ های مختلف روبرو خواهید شد..
افراد دروغگو را بشناسید
افراد دروغگو معمولا از نظر نوع رفتاری با یکدیگر شباهت بسیاری دارند که دانستن برخی از خصوصیات به ما کمک می کند که تا حدودی انسان دروغگو را بشناسیم برخی از علائم و روشهایی که باعث شناهخت دروغگو می شود عبارتند از:

* 1- چشمان کسانی که دروغ می گویند یا بازتر از حد معمول است یا دائما چشمهای آنان به نقاط مختلف حرکت می کند. در عین حال آنها معمولا از نگاه مستقیم به شما احساس ناراحتی می کنند و سعی می کنند مستقیما به شما نگاه نکنند.
* 2- گاهی اوقات افراد دروغگو بخشی از صورت یا دهانشان را هنگام حرف زدن می پوشانند.
* 3- وقتی از آنها سوال می شود دماغ یا گوششان را به حالت عصبی می خارانند.
* 4- فرد دروغگو معمولا هنگام حرف زدن حرکت اضافی زیادی از خود بروز می دهد.
* 5- در هنگام حرف زدن زیاد تپق می زنند و اشتباهات فراوان گفتاری را سعی می کنند به گونه ای بپوشانند.
* 6- آنها همیشه کلی گویی می کنند و بارها این کلیات را تکرار می کنند و با این کار تلاش می کنند تا خودشان را قانع کنند.
* 7- آنها سعی می کنند به گونه ای گیج و مبهم سخن بگویند و با این کار به شما اجازه نمی دهند تا حرفهای آنان را تجزیه کنید.
* 8- هنگامی که سعی دارید در مورد موضوع مورد بحث از آنها سوال کنید بلافاصله موضوع بحث را عوض می کنند.
* 9- حتی اگر سوال شما را متوجه شوند چنین وانمود می کنند که سوال شما را نشنیده اند و با این کار به بحث خاتمه می دهند.
* 10- اگر می خواهید مطمئن شوید که او دروغ گفته است چند روز بعد راجع به موضوعی که در مورد آن دروغ گفته است ار او سوال کنید تا برایتان یک داستان با مطالب متفاوت تعریف کند.
* 11-اگر قدری به صحبت آنها شک دارید شما را متهم به بی اعتمادی می کند و خیلی سریع با این کار به بحث خاتمه می دهد.
* 12- آدم های دروغگو معمولا پر حر ف هستند و در مورد هر چیزی اظهار نظر می کنند.
* 13- افراد دروغگو معمولا کسانی هستند که در زندگی شخصی یا خانوادگی دچار مشکل هستند. پس در مورد حرفهای چنین افرادی بیشتر دقت نمایید.
* 14- تن صدای افراد دروغگو در هنگام دروغ گفتن معمولا بالاتر از حد طبیعی است.
* 15- خنده های بی دلیل و بی گاه در هنگام صحبت کردن یکی دیگر از علائم افراد دروغگو است
* 16- آدمهای دروغکو همیشه سعی می کنند حرفهای زیبا و جذاب به زبان بیاورند و با این کار می خواهند امکان کشف حقیقت را از ما سلب کنند.

نکته پایانی این که اگر چه که شاید افراد دروغگو در کوتاه مدت بتوانید حقیقت را از دیگران پنهان کنند اما زمان باعث خواهد شد که همیشه افراد دروغگو رسوا شوند و هیچ گاه حقیقت پنهان نخواهد ماند, اگرچه شاید مدت زمان طولانی پنهان بماند..5 دروغ* عمده* مردان* به* زنان*

بعضی* از مردها معتقدند که* نباید به* همسرشان*حقیقت* را ابراز کنند و تصور می*کنند بادروغ*گویی* می*توانند همسر خود را قانع* کرده* وبه* قول* معروف* گول* بزنند. اما در اکثر موارد این*مسئله* به* نتیجه* نامطلوب* نمی*رسد و سبب*اختلافات* شدید خانوادگی* می*شود. زیرا مردان*مانند زنان* آن*قدر با ظرافت* دروغ* نمی*گویند که*دروغ*شان* برای* همیشه* پنهان* بماند. زنان* نیز به*خاطر دروغ* گفته* شده* از سوی* همسرشان* دلخورمی*شوند. در این* مقاله* به* دلایل* عمده* دروغ*مردان* به* همسرانشان* خواهیم* پرداخت*. ازطرفی*زنان* به* دلیل* احساسات* لطیف*شان* زودرنج*تر ازمردان* هستند آنان* با تلنگری* کوچک* روحیه*شان*به* هم* ریخته* می*شود و حالت* افسردگی* واضطراب* در چهره*شان* به* خوبی* مشاهده* خواهدشد.


لذا مردان* برای* گفتن* بیاناتشان* باید دقت*بیشتری* داشته* باشند. به* دروغ*های* مردان* که* به*همسرانشان* می*گویند توجه* کنید:
-1 بسیاری* از مردان* از این* که* احساس*می*کنند زنان* تحمل* شیندن* دروغ* را ندارند، به*سادگی* دروغ* می*گویند. شاید دروغ*گویی* آنهافقط به* خاطر ناراحت* نکردن* همسرشان* باشد. امااین* را بدانند که* هر چقدر هم* که* همسران*شان* ازبیان* حقیقت* نگران* و مشوش* می*شود اما بهتر ازگفتن* دروغ* می*باشد. زیرا روزی* حقیقت* در نزدزن* فاش* شده* و آن* زمان* است* که* دنیا در برابرچشمان* زن* و شوهر سیاه* خواهد شد و کار به*جاهای* باریک* خواهد کشید. پس* اجازه* ندهیدچنین* شود.
و اما یک* توصیه* به* زنان*; در صورتی* که* احساس*کردید همسرتان* به* دلیل* مصلحت* زندگی*اش* به*شما دروغ* گفته* و این* دروغ* تاثیر چندانی* دروضعیت* زندگی* زناشویی* و عشق* و محبت* میان*تان*ندارد. پس* بهتر است* به* روی* خود نیاورید و ازکنار آن* بگذرید. مطمئن* باشید همسرتان* خواهدفهمید و شرمنده* شما خواهد شد.
-2 تعریف* و تمجید را به* پای* دروغ* نزنید.بعضی* از مردان* تصور می*کنند اگر از همسرشان*تعریف* کنند دچار دروغ*گویی* شده*اند. اگر این*مسئله* را دروغ*گویی* فرض* می*کنید، بهتر است* به*این* دروغ*گویی* ادامه* دهید. زیرا همسر شما ازتشویق* و تحسین* شما خشنود شده* و به* زندگی*امیدوارتر خواهد شد و با نیرو و انرژی* بیشتری* به*زندگی* ادامه* می*دهد. برای* مثال* در برابرخانواده* خودتان* شروع* به* تعریف* از همسرتان*کنید. کفش*هایش* را جلوی* پای* او جفت* کنید.برایش* میوه* پوست* بکنید. حتی* اگر فکر می*کنیدهمه* این* کارها را از روی* تملق* و دروغ* انجام*می*دهید با انجام* چنین* کاری* نزد خانواده*تان*،نتیجه*اش* را ببینید، همسرتان* پروانه*واربه* دور شماخواهد چرخید، احترام* دو صد چندان* به* شماخواهد گذاشت* پس* ارزشش* را دارد که* دست* به*چنین* تملق* و دروغی* بزنید.
-3 بعضی* از مردان* سیاست* خوبی* را اززندگی*شان* دارند. آنان* بدون* این*که* خود راخسته* کارخانه* کنند به* نحویی* با همسرشان* برخورددارند و خود را درگیر کمک* به* وی* می*کنندکه* اوواقعا احساس* می*کند همسرش* در کارهای* خانه* اورا همراهی* کرده* است*. البته* بد نیست* که* همسرتان*را کمک* کنید و دست* یاری* به* او بدهید. زندگی*یعنی* همکاری* و همیاری*، وقتی* مهمانی* به* خانه*شما می*آید روی* صندلی* ننشینید و به* همسرتان*دستور ندهید. بلکه* ظاهرا هم* که* شده* او را کمک*کنید. حتی* از لحاظ لفظی* مثلا بگویید کمک*می*خواهی*. من* در انجام* هر کاری* آماده* هستم*.ولو این* که* روی* صندلی* بنشینید و با دوستانتان*مشغول* به* حرف* زدن* شوید. هر چندوقت* یک*باراو را صدا بزنید و از او سوال* کنید! بیایم* کمکت*کنم*؟ این* نوع* دروغ*گویی* نیز می*تواند تاثیر خوبی*بر همسرتان* بگذارد و در برابر مهمان*ها سربلندباشد.
-4 بعضی* از مردان* در برابر غر زدن* زنان*شان*مجبور به* گفتن* دروغ*هایی* می*شوند که* در انجام* وبرآورده* ساختن* آن* ناتوان* هستند. این* چنین*زنان* باید گفت* که* هیچ* گاه* همسر خود را تحت*فشار نگذارید و از او درخواست*های* ناشدنی*نخواهید. مردی* که* زیر بار فشار سخن*های*همسرش* باشد، دست* به* دروغ* گویی* می*زند و به*همسرش* وعده*هایی* می*دهد که* خودش* هم*می*داند از عهده* آن* برنمی* آید اما به* خاطر ساکت*کردن* همسرش* و جلوگیری* از کشمکش* و جنگ*اعصاب* مجبور به* دروغ* گویی* می*شود. در این* جازن* مقصر است*. او سبب* این* دروغ* شده* است*. هرزنی* باید شرایط همسرش* را بداند و بیش* از آن* ازهمسرش* توقع* نداشته* باشد.
غرور و شخصیت* مرد نباید زیر پا لگدمال* شود.یک* زن* باید همسرش* را آن*قدر دوست* داشته*باشد که* اگر زندگی* کمی* و کاستی* به* وجود آمدهمراه* و در کنار همسرش* با مشکلات* دست* و پنجه*نرم* کند. نه* این* که* سبب* لاف*زنی* و اغراق*گویی* ودروغ*گویی* همسرش* شود.
-5 مردان* برای* این* که* در برابر همسر خود به*قول* معروف* کم* نیاورند، سعی* می*کنند دروغ*بگویند. بعضی* از زنان* عادت* دارند مزایای* مردان*دیگر را به* رخ* همسر خود بکشند. برای* مثال*می*گویند شوهر دوستم* مرد بسیار شجاعی* است* ویا این* که* بسیار دست* و دلباز است* و همه* مال* واموالش* را در اختیار همسرش* گذاشته* است*.مردان* به* این* مسئله* حساسیت* نشان* می*دهندوآنان* دوست* ندارند همسرشان* مرد دیگری* را برتراز او ببیند شاید یک* حس* حسادت* ناخودآگاه*باشد که* زنان* باید به* این* حس* توجه* کنند. گاهی*مردان* در برابر تمجید همسرشان* از مرد دیگردست* به* گفتن* دروغ*هایی* می*زنند. مثلا می*گویندامروز در خیابان* با پسری* جوان* هیکل*مندی* دعواکردم* و او را به* شدت* زدم*. او چنین* دروغی* را به*همسرش* می*گوید تا اظهار دارد که* او هم* شجاع*است*. زنان* نباید محیطی* فراهم* کنند که*همسرشان*را وادار به* دروغ*هایی* شاخدار کنند.هر فردی* یک* حالت* و روحیه* و شخصیت* خاص* به*خودش* را دارد. شما نباید شوهر خود را با مرددیگری* مقایسه* کنید. بلکه* او را همان*طور که* هست*دوست* داشته* باشید. همان* طور که* مشاهده*می*کنید بعضی* از دروغ*ها بار منفی* و گاهی* هم* بارمثبت* دارد. البته* یک* زن* و شوهر باید حقیقت* گراباشند و در هر شرایطی* راست*گویی* را سرلوحه*زندگی* خود بدانند و حتی* اگر در گذشته* رخ*دادناگواری* داشته*اند، همچون* دوست* واقعیت* رابگویند. در زندگی* زناشویی* بیان* حقیقت* ولو این*که* منجر به* دلخوری* شود باارزش* و مهم* نیست*.البته* همان*طور که* در مقاله* فوق* درج* شده* گاهی*دروغ* و تملق* در زندگی* سبب* ایجاد اعتماد به*نفس* در فرد مقابل* می*شود و او را به* زندگی*امیدوارتر و سرزنده*تر می*کند. پس* زن* و شوهرباید در زندگی* محتاطانه* عمل* کنند و در جهت*ایجاد یک* زندگی* مستحکم*تر و پرمحتواتر سعی* وتلاش* خود را به* کار گیرند....
هشت دلیل* دروغ* عمده* زنان* به* مردان*

تصور می*کنید همسرتان* اهل* دروغ* نیست*؟ امابهتر است* در این* باره* توجه* بیشتری* داشته* باشید واگر متوجه* شدید همسرتان* گاهگاهی* به* شما دروغ*می*گوید، بدون* ایجاد اغتشاش* در زندگی* به* یافتن*دلایل* آن* اقدام* کنید. ممکن* است* که* زنان* به*همسرانشان* برای* رساندن* منظور خود و به* نتیجه*رسیدن* اهداف*شان* دروغ* بگویند، زنان* با زیرکی*خاص* خود نکات*
ظریف* نیات* خود را به* اشکال*مختلف* بیان* می*کنند و در بعضی* مواقع* از دروغ* به*عنوان* یک* حربه* برای* دستیابی* به* خواسته*های*خود استفاده* می*کنند. البته* در بسیاری* از موارداین* دروغ*ها به* طور ناخودآگاه* و بدون*برنامه*ریزی* قبلی* بیان* می*شود، آنچه* که*می*خوانید اشاره* به* چند نوع* از بارزترین* دلایل*دروغ* زنان* به* مردان* است* که* البته* راهکارهای*آن* را برای* شما بیان* خواهیم* کرد...
به* این* ترتیب* متوجه* خواهید شد که* بسیاری* ازدروغ*های* همسرتان* برای* نشان* دادن* عشق* وعلاقه*اش* نسبت* به* زندگی* مشترک* می*باشد.


-1 زنان* در حالی* که* از اول* ازدواج*شان* سعی*در تغییر روحیه* و رفتار همسرانشان* دارند، امابسیاری* از اوقات* می*گویند من* تلاشی* در تغییررفتار و روحیات* (تو) ندارم*. او برای* اینکه* به* شمانشان* دهد از زندگی*اش* راضی* است*، چنین*دروغی* را ابراز کرده* است*، پس* شما خوشحال*باشید که* مرد مورد دلخواه* او هستید و همسرتان* بابیان* چنین* جملاتی* می*خواسته* احساسش* رانسبت* به* شما نشان* دهد پس*، از فرصت* استفاده*کرده* و در پی* رفتاری* باشید که* او می*خواهد.
-2 گاهی* اوقات* همسرتان* به* شما می*گوید: من*از بودن* در میان* دوستان* تو لذت* می*برم*، درحالی* که* چنین* نیست*. شاید او به* کنایه* می*خواهد،شما را متوجه* کند که* دوست* ندارد، بیشتر اوقات*زندگی*اش* را در میان* دوستان*تان* بگذراند.دوستان* شما برای* خود شما ارزشمند و دوست*داشتنی* هستند، اما ممکن* است* برای* همسرتان*خسته* کننده* و کسل*آور باشد، پس* سعی* کنیدملاقات*های* دوستانه* را کم*تر کنید. بگذاریدهمسرتان* با میل* و اشتیاقش* در جمع* دوستان*قدیمی* شما شرکت* کند. شما باید حالات* و رفتار اورا درک* کنید و ببینید از چه* چیزی* خوشش*می*آید یا چه* چیزی* برایش* بد است* کار سختی*نیست* با نزدیک*تر شدن* به* همسرتان* می*توانید به*همه* اخلاق* و خصوصیات* او پی* ببرید.
-3 همسر شما می*گوید من* از انجام* دادن* هرکاری* برای* تو لذت* می*برم*، زیرا او می*خواهدموضوعی* را با شما در میان* بگذارد. برای* مثال*می*خواهد به* شما بگوید که* درست* است*، وظیفه*من* در خانه* کار کردن* و آشپزی* می*باشد و از این*وضعیت* نیز راضی* هستم*، اما نیاز به* توجه* و تشکرهم* دارم*، پس* فقط به* فکر استراحت* در خانه*نباشید. همسر خود را در کارهایش* همراهی* کنید.پس* زحمات* و کارهای* او را مورد توجه* قرار دهیدو قدردانی* کنید، تا او هم* احساس* لذت* بیشتری*کند.
-4 زنان* برای* اینکه* خود را در دل* همسرشان*جا کنند، می*گویند من* خانواده* تو را مثل* خانواده*خودم* دوست* دارم*. البته* می*خواهد تظاهر کند وبا سیاست* وارد شود، در حالی*که* احساس* قلبی* وواقعی* او نیست*. شما مطمئن* باشید هر دختری*خانواده* خودش* را بیش* از خانواده* همسرش*دوست* دارد، اما اگر به* شما گفت* خانواده* تو رامانند خانواده* خودم* دوست* دارم* و به* آنهااحترام* می*گذارم*، خوشحال* باشید. زیرا او برای*اینکه* علاقه* زیادی* به* شما و زندگی* مشترکش* دارد،چنین* حرفی* را زده* است*. لذا به* گفته* وی* ارج*نهید و همسرتان* را برای* چنین* عقیده*ای* تحسین* وتشویق* کنید، تا او هم* در گفته*اش* مصرتر و قوی*ترشود.
-5 در دوران* زناشویی* بسیاری* از دختران*می*گویند، تو راست* می*گویی*، تو حقیقت* را بیان*می*کنی*، در حالی* که* خودتان* هم* می*دانیداین*گونه* نیست*، او فقط می*خواهد جلوی* دعوا ومشاجره* را بگیرد. از این* رو با چنین* جملاتی* قصدآرام* کردن* شما را دارد، او در دلش* می*گوید حق*با من* است*، اشتباه* می*کنی*، اما از روی* ناچاری* وگاهی* ترس* از برخوردهای* شدید مجبور به* بیان*چنین* دروغی* می*شود. شما انصافا قضاوت* کنید،چرا کاری* کرده*اید که* او از سر ناچاری* به* شمادروغ* بگوید. حتما در گذشته* رفتارخشونت*آمیزی* داشته*اید. اگر چنین* بوده*، سعی*در رفع* خطاها و رفتارهای* نامناسب* خود داشته*باشید، تا همسرتان* مجبور به* بیان* چنین* دروغی*نشود.
این* را بدانید که* 90 درصد دروغ*هایی* که*زنان* به* همسرانشان* می*گویند، برای* سرپوش*گذاشتن* خطاها و آرام* نگه* داشتن* محیط خانه*است*، زیرا می*دانند در صورت* بیان* حقیقت*جهنمی* از سوی* همسرشان* برپا می*گردد، پس*متوسل* به* دروغ* می*شوند.
-6 زنان* از این* که* ببینند همسر و شریک*زندگی*شان* به* طور قصد یا ناخودآگاه* به* زنی* دیگرتوجه* می*کند، ناراحت* و عصبی* می*شوند. لذا دربرابر این* رفتار می*گویند، (توجه* تو به* دیگر زنان*برایم* اهمیتی* ندارد.) در حالی* که* در دلشان*آشوب* و غوغایی* برپاست*. آنان* می*خواهند نقطه*ضعف* به* دست* همسر خود ندهند که* دست* به*دامن* چنین* دروغی* می*شوند، البته* این* مسئله*طبیعی* است*; خود را به* جای* او بگذارید، اگرهمسرتان* به* تحسین* تیپ* یک* هنرپیشه* مرد برآید،آیا شما ناراحت* و دلگیر نمی*شوید، اما همسر شمادر صورتی* که* احساس* کند، به* زنی* توجه* دارید درابتدا با بیان* این* که* برایم* اهمیتی* ندارد، واردجرگه* ماجرا می*شود و در صورتی* که* متوجه* شود،شما بر رفتار خود پافشاری* می*کنید، عصبانیت*خود را به* شکل*های* دیگری* نشان* خواهد داد.شما که* همسری* برگزیده*اید باید تا پایان* عمر به* اووفادار باشید، حتی* یک* نگاه* بی*قصد و غرض* نیزهمسر شما را ناراحت* خواهد کرد.
-7 زنان* چاقی* که* دست* به* رژیم*های* سخت*می*زنند و لاغر می*شوند، دوست* دارند از سوی*همسرشان* مورد تشویق* قرار گیرند، لذا برای* این*که* توجه* شما را به* سوی* خود جلب* کنند، به* شمامی*گویند اگر به* من* بگویی* که* چاق* هستم*، ناراحت*نمی*شوم*. او در واقع* می*خواهد جلب* توجه* کند،زیرا شما در مدتی* که* او رژیم* گرفته* حتی* یک* بارهم* به* او نگفته*اید، چقدر لاغر شده*ای*. رژیمت* راادامه* بده*، خوش* اندام* شده*ای*، او نیز برای* کسب*توجه* شما نسبت* به* خودش* می*گوید اگر بگویی*چاق* هستم* ناراحت* نمی*شوم*. اجازه* ندهید کار به*این* جا کشیده* شود. به* همسرتان* دقت* نظر داشته*باشید و او را به* دلیل* داشتن* اندام* و صورتی* زیباتحسین* کنید و مورد تعریف* قرار دهید; زنان* به*چنین* گفته*هایی* اهمیت* می*دهند و زندگی*مشترک* خود را امیدوارانه*تر ادامه* خواهند داد.زنی* که* متوجه* شود همسرش* به* او نگاه* نمی*کند واز او تعریف* و تمجید نمی*کند، به* مرور زمان* دچارافسردگی* می*شود و رفتار و گفتارش* را با حالتی*عصبانی* و خشمگینانه* بیان* می*نماید.
-8 بعضی* زنان* از مستقل* بودن* همسرشان*لذت* می*برند. در حالی* که* پول* داشتن* و وضع*مالی* مناسب*، برای* همه* زنان* مسئله*ای* مهم* وضروری* می*باشد; آنها در زمانی* که* احساس* کنندهمسرشان* به* فرد دیگری* مانند پدر یا مادرش*وابسته* است* و چشم* به* جیب* آنان* دوخته*،می*گوید: عزیزم* پول* تو برایم* اهمیتی* ندارد، من*وجود خود تو را می*خواهم*. او با بیان* چنین*دروغی* می*خواهد به* شما بفهماند که* استقلال*مالی* شما برای* او چقدر باارزش* است*. شاید اونخواهد مستقیم* این* مسئله* را به* روی* شما بیاورد،زیرا قصد از بین* بردن* اعتماد به* نفس* شما را ندارد.لذا تلاش* خود را در جهت* استقلال* مالی* خودداشته* باشید و تمام* کوشش* و سعی* خود را در راه*کسب* درآمدی* سالم* و به* دور از غل* و غش*بگذارید. همسر شما نان* حلال* و به* دست* آمده* ازبازوی* توانمند شما را، به* همه* اموال* جهان* ترجیح*می*دهد. همین* طور که* در مقاله* فوق* خواندید،همه* دورغ*های* زنان* به* شوهران*شان* برای* ایجادزندگی* بهتر و آرامش* در محیط گرم* خانوادگی*است*. شما نیز با نگرشی* متفاوت* از گذشته* اجازه*ندهید، همسرتان* متوسل* به* دروغ* شود. به* زندگی*خود توجه* بیشتری* داشته* باشید و از بروزدروغگویی*های* همسرتان* جلوگیری* و پیشگیری*کنید.

تفاوت*های* بین* زنان* و مردان*
-می*گویند یک* زن* تا زمانی* که* ازدواج* نکرده*نگران* آینده* است* و یک* مرد تا زمانی* که* ازدواج*نکرده* نگران* آینده* نخواهد بود.
- می*گویند یک* زن* به* این* امید که* شوهرش*تغییر کند، با او ازدواج* می*کند! اما تغییر نمی*کند ویک* مرد به* این* امید با همسرش* ازدواج* می*کند که*تغییر نکند، اما تغییر می*کند.
- می*گویند یک* زن* لیستی* از جنس*های* موردنیازش* را تهیه* نموده* و برای* خریدن* آنها به*فروشگاه* می*رود، اما یک* مرد آن* قدر صبر می*کندتا محتویات* یخچال* ته* بکشد و سیب*زمینی*هاجوانه* بزنند، آن*گاه* به* سراغ* خرید می*روند،ضمن* او هر چیزی* را که* به* نظر خوب* می*رسد،می*خرد.
- می*گویند وقتی* مردی* می*گوید برای* بیرون*رفتن* از خانه* حاضر است*، به* واقع* حاضر است*، امازن* که* می*گوید برای* بیرون* رفتن* حاضر است*،یعنی* یک* ساعت* بعد، آماده* خواهد بود.
- می*گویند زنان* گاهی* اوقات* قبول* می*کنندکه* اشتباه* کردند، اما آخرین* مردی* که* اشتباهش* راپذیرفته* 25 قرن* پیش* از دنیا رفته* است*!؟
- می*گویند یک* مرد موفق* کسی* است* که* بیشتراز آن* چه* همسرش* خرج* می*کند، درآمد داشته*باشد; یک* زن* موفق* کسی* است* که* بتواند چنین*مردی* را پیدا کند.
- می*گویند هنگام* یادآوری* مراسم* ازدواج*،زنان* در مورد (مراسم* جشن*) صحبت* می*کنند ومردان* درباره* میهمانی*های* دوران* مجردی*...
- می*گویند یک* زن* همه* چیز را در موردفرزندش* می*داند، قرارهای* دکتر، مسابقات*فوتبال*، دوستان* نزدیک* و صمیمی*، غذاهای* موردعلاقه*، اسرار و... اما یک* مرد به* طور سربسته* و مبهم*تنها می*داند، برخی* افراد کم*سن* و سال* هم* درخانه* زندگی* می*کنند. ....به نقل از نشریه انگلیسی زبان psychiatry ، ساختارمغزی افراد دروغگو و متقلب که به صورت عادت این رفتارهای ضد اجتماعی را از خود بروز می*دهند، با افراد راستگو بسیار متفاوت است.
به عقیده پژوهشگران قسمت قدامی مغز - کورتکس - که اعمال نظیر رفتارهای درونی را در اختیار و کنترل دارد،*در افراد مختلف متفاوت عمل می*کند.
از این روست که پژوهشگران و روان*شناسان در درمان این بیماری هنجاری، در ابتدا باید در چگونگی درمان کورتکس و جلوگیری از به وجود آمدن تغییرات ضد اجتماعی و اخلاقی توجه کنند.
همچنین براساس یافته های اخیر روان شناسان، افراد دروغگو در درست جلوه دادن حرف و یا عمل دروغ خود، بسیار خونسرد عمل کرده و به راحتی صحبت می*کنند.
به طوریکه بدون هیچ سردرگمی و دست پاچگی حرف خود را به اثبات هم می رسانند و در این کار بسیار نترس و بی باک هستند. علاوه بر موارد ذکر شده مشاهده شده است که در اثبات کلام خود، به تمارض نیز دست می*زنند.
در تحقیقات انجام شده، مشخص شده است که قسمت سفید مغز این افراد از قسمت خاکستری آنها بیشتر است که قسمت سفید رنگ در گفتن دروغ و پیوند جملات واقعی جلوه دادن آنها بسیارموثر عمل می*کند.
به همین دلیل است که پژوهشگران در تلاشند تا با مورد مطالعه قرار دادن قسمت*های مغزی، راه درمانی برای این رفتارها بیابند

 ....

 

روانپزشکان در یک مطالعه جدید تاکید کردند انسان هرچه کمتر دروغ بگوید به همان اندازه از سلامتی بیشتری برخوردار خواهد بود.

متخصصان روانپزشکی در نشست سالانه انجمن روانشناسی آمریکا که در اورلاندو برگزار شد تاکید کردند به همان اندازه که خوردن میوه‌ها و سبزی‌ها و ورزش و تحرک منظم به بهبود سلامتی انسان کمک می‌کند، کنترل زبان و پرهیز از دروغگویی نیز در حفظ سلامت بدن موثر است.

این روانپزشکان امیدوار هستند که اثبات این توصیه برای کنترل زبان و خودداری از دروغگویی بر اساس مطالعات و یافته‌های پزشکی به انسان‌ها کمک می‌کند که در آینده اهمیت بیشتری به راست‌گویی بدهند و آن را در زندگی خود به کار گیرند
.

روانپزشکان تاکید دارند: بهره مندی از سلامت جسمی و روانی در بین افرادی که از دروغ گفتن در زندگی روزمره خود تا حد زیادی پرهیز می‌کنند، به مراتب بیشتر است.

نتایج آزمایشات روی 110 داوطلب نشان داد افرادی که از گفتن دروغ های واقعی یا حتی دروغ‌های مصلحت آمیز خودداری کردند در مقایسه با گروهی که به راحتی دروغ می‌گفتند در پایان کمتر از انواع سردرد،‌ گلودرد،‌ اضطراب و سایر ناراحتی‌های جسمی و روانی شکایت داشتند....

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٧