دومین نوع شایع دمانس، دمانسی است که در نتیجه بیماری مغزی - عروقی به‌وجود می‌آید. دمانس عروقی معمولاً به شکل گام به گام با هر سکته (انفارکت) راجعه پیشرفت می‌کند. برخی بیماران متوجه زمان خاصی می‌شوند که در آن زمان عملکردشان بدتر می‌شود و به‌تدریج در طی روزهای بعدی بهتر می‌شود تا سکته جدید آنها رخ دهد. سایر بیماران مسیر قهقرائی پیشرونده‌ای دارند. علایم نورولوژیک شایع هستند. عروق متوسط و کوچک معمولاً تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند. انفارکت‌ها، ممکن است به‌دلیل پلاک مسدودکننده یا ترومبوآمبولی به‌وجود بیایند. یافته‌های جسمی ممکن است شامل بروئی‌ کاروتید، نابه‌هنجاری‌های فوندوسکوپیک، و بزرگ شدن فضاهای مغزی باشد. آسیب در شناخت ممکن است به‌صورت لکه‌ای باشد، و در بعضی زمینه‌ها بدون نقص است.  
 
 
     
     
 
     
     
 
     
     
 
     
     
 
     
     
 
 
 
    تشخیص، علایم و نشانه‌ها
 
- معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR جهت دمانس عروقی:
الف ـ پیدایش نقص‌های شناختی متعدد که در هر دو مورد زیر تظاهر می‌کند.
۱. آسیب حافظه (اختلال در توانائی یادگیری اطلاعات جدید یا یادآوری اطلاعاتی که قبلاً آموخته شده است).
۲. یک (یا چند) مورد از اختلالات شناختی زیر:
ـ آفازی (اختلال زبان)
ـ آپراکسی (آسیب در توانائی اجراء فعالیت‌های حرکتی به‌رغم کارکرد حرکتی بی‌نقص)
ـ آگنوزی (ناتوانی در تشخیص یا شناسائی اشیاء به‌رغم کارکرد حسی بی‌نقص)
ـ اختلال در کراکرد اجرائی (به‌عبارت دیگر، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، نظم و توالی، انتزاع)
ب ـ نقص‌های شناختی در معیارهای الف (۱) و الف (۲) هرکدام موجب اختلال بارز در عملکرد اجتماعی یا شغلی می‌شوند و نسبت به سطح عملکردی گذشته کاهش قابل‌توجهی را نشان می‌دهند.
ج ـ علایم و نشانه‌های نورولوژیک کانونی (به‌عنوان مثال، تشدید شدن رفلکس‌های وتری عمقی، پاسخ اکستانسور کف‌پائی، فلج پسودوبولبار (pseudobulbar)، نابه‌هنجاری‌هائی در راه رفتن، ضعف یکی از اندام‌ها) یا شواهد آزمایشگاهی دال بر بیماری مغزی - عروقی (مانند، لنفارکت‌های متعدد درگیرکننده قشر مخ و ماده سفید زیرین) که استنباط می‌شود رابطه سببی با این اختلال دارند.
د ـ نقص‌ها منحصراً در سیر یک دلیریوم روی نمی‌دهند.
براساس ویژگی‌های بارز کدگذاری کنید:
- همراه با دلیریوم: اگر دلیریوم به دمانس اضافه شده باشد.
- همراه با هذیان: اگر هذیان‌ها دارای ویژگی‌های بارز باشند.
- همراه با خلق افسرده: اگر خلق افسرده (شامل تظاهراتی که با معیارهای نشانه‌ای اپیزود افسردگی ماژور مطابقت کامل دارند) ویژگی بارز باشد. تشخیص جداگانه اختلال خلفی ناشی از یک بیماری طبی عمومی داده نمی‌شود.
- بدون عارضه: در صورتی‌که هیچ‌کدام از موارد دقیق در تظاهر بالینی جاری غالب نباشند.
- مشخص کنید اگر: همراه با اختلال رفتاری است.
- تذکر در مورد کدگذاری: اختلال مغزی - عروقی را روی محور III نیز کدگذاری کنید.
 
 
    اپیدمیولوژی
  ۱۵ تا ۳۰% کل دمانس‌ها به حساب می‌آید، در اشخاصی که بین سنین ۶۰ تا ۷۰ می‌باشند. شایع‌تر است. شیوع آن نسبت به DAT کمتر است. در مردان نسبت به زنان شیوع بیشتری دارد. شروع اختلال در سنین پائین‌تری در مقایسه با DAT روی می‌دهد. عوامل خطرزا شامل بالا رفتن فشار خون، بیماری قلبی، و سایر عوامل خطرزا جهت سکته مغزی می‌باشد.  
 
    بررسی‌های آزمایشگاهی
  CT و MRI انفازکت‌ها را نشان خواهند داد.  
 
    تشخیص افتراقی
  - DAT: ممکن است افتراق دمانس عروقی از DAT مشکل باشد. شرح حال مناسبی از سیر بیماری به‌دست آورید. و به این مطلب توجه داشته باشید که آیا شروع ناگهانی بوده است. آیا سیر بیماری نهائی یا گام به گام بوده است. و آیا آسیب نورولوژیک وجود داشته است. عوامل خطرزای بیمری عروقی را شناسائی کنید و عکس‌برداری از مغز را انجام دهید. اگر بیمار خصوصیات دمانس عروقی و DAT را با هم دارد، در این‌صورت تشخیص باید دمانس با علل متعدد باشد.  
 
  - افسردگی: بیماران مبتلا به دمانس عروقی ممکن است مانند بیماران مبتلا به دمانس کاذب (همان‌طور که قبلاً شرح داده شد) دچار افسردگی بشوند. احتمال اینکه افسردگی موجب یافته‌های نورولوژیک کانونی گردد، وجود ندارد. اگر افسردگی وجود داشته باشد، باید تشخیص داده و درمان گردد.  
 
  - سکته‌های مغزی و حملات ایسکمیک گذرا (TIAها): عمدتاً منتهی به بیماری دمانس پیش‌رونده نمی‌گردد. TIAها اپیزودهای کوتاه‌مدت اختلال نورولوژیک کانونی می‌باشند که کمتر از ۲۴ ساعت طول می‌کشند (به‌طور معمول ۵ تا ۱۵ دقیقه). بیمار دچار سکته مغزی کامل ممکن است بعضی نقص‌های شناختی را داشته باشد؛ یک سکته مغزی منفرد عموماً منجر به دمانس نمی‌شود، مگر اینکه از دست دادن بافت مغزی گسترده باشد.  
 
    درمان
  درمان شامل شناسائی و رفع علت سکته‌های مغزی می‌باشد. فشار خون بالا، دیابت و بیماری قلبی باید درمان شوند. اقامت در آسایشگاه‌ها ممکن است در صورتی‌که آسیب شدید باشد، ضرورت یابد. درمان به‌صورت حمایتی و علامتی می‌باشد. از ضدافسردگی‌ها، محرک‌ها، داروهای آنتی‌بیوتیک، و بنزودیازپین‌ها می‌توان استفاده کرد. اما هرگونه داروی روانگردان ممکن است منجر به عوارض جانبی در بیمار مبتلا به ضایعه مغزی گردد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٩