تمرین افزایش اعتماد به نفس

شرط اساسی اعتماد به نفس و اساسی ترین مانع اعتماد به نفس

 

بخش سوم

 

44- در تصمیم های خود، تأخیر نیفکنید.

هر چه سرعت شما در تصمیم گیری بیشتر باشد؛ به سود خودتان تمام می شود.

برای آنکه تصمیم گیری شما سرعت پیدا کند، باید از نظم فکری برخوردار باشید.

نظم فکری یعنی اینکه بدانید ارزش ها و باورهای عمیق و درونی شما چیست و این ارزش ها هر یک چه اولویتی در ذهن شما دارند و تحلیل شما از هر یک از این ارزش ها چیست؟

برخوردار شدن از نظم فکری، به صورت وقت احتیاج دارد.

وقتی شما ارزش های فکری خود را سازمان و نظم نمی دهید و اولویت ها را (هر چند کلی) مشخص نمی سازید، عملاً همه انتخاب ها در یک سطح قرار می گیرد و شما می دانید که قرار گرفتن در چنین وضعیتی چقدر ناخوشایند است.

کارت نظام ارزشی خود را که همراه دارید؟

با داشتن این کارت مواردی که به ذهن شما می رسید، در راستای کدام ارزش فکری شماست. و بعد آن کاری را انجام دهید که در راستای ارزش فکری برتر شماست.

به تصمیم های خود پایبند باشید. برای رسیدن به این هدف به دنبال هر تصمیمی فوراً و بدون معطلی اقدام کنید.

کاری در جهت تصمیم خود انجام دهید. مهم نقطه شروع است. بعد به راحتی ادامه دهید.

45- کتاب های الهام بخش بخوانید.

کتاب های الهام بخش در حقیقت، اندیشه و احساس نویسندگان موفقی است که همیشه در پیش شما حضور دارند مطالعه کتاب های الهام بخش، شبیه ملاقات و معاشرت با افراد موفق است.

وقتی شما با آدم های موفق نشست و برخواست می کنید حس اعتماد به نفس در شما به وجود می آید گویی که این حس کاملاً مسری است و ایده های ذهنی و احساسات قلبی آن ها به شدت در شما تأثیر می گزارد.

وجود هر کس در هاله ای از انرژی قرار دارد. این انرژی ها که بیشتر منشأ ذهنی دارند؛ اطراف هر شخص را فرا گرفته اند. انرژی های ذهنی بسته به نوع اندیشه ای که شخص، در سر می پروراند. فرکانس های متفاوت دارد.

فرکانس های ذهنی شما در روابط و برخوردهای شما دایماً روی یکدیگر اثر می گذارند.

مطالعه کتاب های الهام بخش و تأثیر گذار مثبت نیز تابش های ذهنی نویسنده را به شما انتقال می دهند.

46- رهبر باشید.

کارها را تفویض و تقسیم کنید.

کسانی که از اعتماد به نفس سرشار برخوردار هستند, نه تها مسئولیت پذیرند و به مسئولیت های خود به خوبی عمل می کنند بلکه اداره مسئولیت های دیگران را نیز به عهده می گیرند.

رهبری یک گروه، و تفویض و تقسیم اختیارات به تعداد افراد بر اساس توانمندی آن هاست.

رهبران، نظارت بر مسئولیت دیگران را نیز بر عهده می گیرند اما به هیچ عنوان مسئولیت دیگران را بر دوش نمی کشند.

رهبر ، فقط و فقط وظیفه خود را انجام می دهد و بر دیگران، ناظر است.

رهبر فداکار نیست و وظیفه دیگری را به خاطر پیشرفت مجموعه انجام نمی دهد. (به مفهوم غلط آن)

رهبر نه تنها بیش از دیگران کار نمی کند بلکه حتی مسئولیت کمتری را می پذیرد تا بیشتر بتواند فکر کند و هماهنگی به وجود بیاورد.

در زندگی خود ابتدا یک سرباز لایق و شایسته و بعد یک رهبر شایسته و سزاوار باشید.

47- مانند آدم های متشخص عمل کنید.

برای رشد و پیشرفت در هر زمینه ای خصوصاً عادات و اخلاق نیک مانند اعتماد به نفس، شما باید یک الگوی ذهنی و عینی داشته باشید.

یک فرم خوب از کسی که اعتماد به نفس دارد در ذهن خود داشته باشید و شخص یا اشخاصی را که به صورت عینی و واقعی از اعتماد به نفس برخوردارند، پیش رو.

اعتماد به نفس، موضوعی است که تا حد فوق العاده زیادی وابسته به شخصیت است. هر چه منش شما مثبت تر، سالمتر، آراسته تر، ساده تر و محترم تر باشد؛ اعتماد به نفس بیشتری پیدا کند.

فراموش نکنید که مدل سازی شما نباید با سختی و فشار و ناراحتی همراه باشد. در کمال آسودگی و با اشتیاق فراوان عمل کنید.

48- لباس خود و فرزند خود را تغییر دهید.

لباسی که شما بر تن دارید شاید منش واقعی شما را نشان ندهد اما پاکیزگی و آراستگی آن، مطمناً شایستگی شما را نمایان می سازد.

شما لباستان را آن طور که فکر می کنید شایسته شماست انتخاب می کنید و می پوشید.

نه تنها شخصیت و منش شما نوع لباس پوشیدن شما را تعیین می کند بلکه مهتر از آن نوع لباس پوشیدن شما، شخصیت و منش شما را معرفی می نماید.

یادتان باشد سادگی همیشه متانت منش شما را تداعی می کند.

بچه های شخصیت خود را از شخصیتی که شما به آن ها می دهید می گیرند و این زمینه اعتماد به نفس یا عدم اعتماد به نفس آن ها می شوند.

بچه خودتان را از دریچه دیگران ببینید و او را آراسته سازید.

49- به دیگران احترام بگذارید.

احترام به دیگران همانند تحسین نکات مثبت به سوی شما باز می گردد.

به دیگران احترام بگذارید.

به آرمان ها، به نیازها، به احساس ها و به منش آن ها احترام بگذارید.

به ویژه این احترام وقتی ضروری است که است آرمان ها و نیازها و احساس ها و منش آن ها با شما سازگاری ندارد.

مهم است که به آن ها که با شما تفاوت دارند، احترام بگذارند.

همیشه پاسخ احترام، احترام است.

اگر بخواهید بی احترامی را با احترام پاسخ دهید این خود شکنی است.

بی احترامی، وقتی بی احترامی تلقی می شود که صریح و مشخص و کاملاً عینی و واضح ابراز گردد.

وقتی دیگران را به نام خانوادگی صدا می کنید احساس خوبی پیدا می کنید و احترام متقابلی بین شما و آن ها ایجاد می شود.

مهمترین عاملی هم که این احترام را برمی انگیزد احترام شما به خود و رفتار شما با خود است.

همیشه رفتار شما با خودتان، رفتار دیگران با شما را مشخص می کند.

البته احساس داشتن به تنهایی خدشه پذیر است و اعتماد به نفس ناشی از آن ناپایدار. مهم آن است که احساس توانستن هم داشته باشید.

50- دوستان خود را تغییر دهید.

برای هر تغییر و دگرگونی رهایی از حالات بد یا ایجاد خصلت های نیکو همچون اعتماد به نفس، باید تغییری در روابط شما پدید می آید.

شما مجموعه دوستان خود هستید. هر یک از دوستان شما آیینه برخی از جنبه های منش شماست.

تا شما دوستان خود را تغییر ندهید، نمی توانید دگرگون شوید.

51- بازیچه نشوید.

بازیچه شدن، شرایطی است که در آن شما نمی توانید بر اساس میل خود رفتار کنید و در نتیجه علی رغم میل خود رفتار کنید. این وضعیت را یا دیگران و یا خودتان ایجاد می کنید.

وقتی شخص بازیچه به خود می آید، خود را خسته و فرسوده و عصبی می بیند و داد و هوارش بلند می شود که مردم چقدر پر رو و پر توقع هستند.

شخصیت بازیچه، چون می خواهد قهرمان معرفی شود و منجی افسانه ای همه باشد، خود را طوری معرفی می کند که گویی همه چیز می داند، همه جا آشنا دارد، با هر کس ارتباط دارد و قابلیت های فراوانی دارد و ...

بازیچه ها وقتی به خود می آیند، می بینند که دیگران در حال استثمار آن ها هستند. آن ها تازه می فهمند که چه اوقات گرانبهایی را که می توانستند صرف خود کنند بی توجه به خود سپری کرده اند.

شما باید سعی کنید که بازیچه نشوید تا اعتماد به نفس شما مصون بماند.

برای اینکار تنها یک راه حل دارید و آن اینکه، نه گفتن را تمرین کنید و قاطعانه نه بگویید.

52- قاطعانه نه بگویید.

راه حل این است و بس.

در شرایط بازیچه شدن، باید قاطعانه پاسخ منفی بدهید.

بازیچه شدن، یعنی بر خلاف وجدان و نیروی عقلانی خود عمل کردن که بعداً احساس گناه را در شما به وجود می آورد.

بازیچه شدن، در دیگران نسبت به شما رفتار متوقعانه و عشقی ارباب و رعیتی ایجاد می کند.

تمنا کردن شما را خفیف می کند و خوار می شوید. به هیچ عنوان از کسی چیزی، وضعیتی یا موقعیتی را با التماس نخواهید.

53- نظر خود را اعلام کنید.

وقتی شما نظر می دهید یعنی خود را دوست می دارید. خود را ارزشمند و لایق می دانید و به خود احترام می گذارید. در غیر این صورت ، از هر اظهار نظری اجتناب می کنید.

54- احساسات خود را ابراز کنید.

اگر از چیزی به شگفتی می آیید ، احساس خود را ابراز کنید.

اگر از چیزی خوشحال می شوید ، احساس خود را ابراز کنید.

این کار را نه لزوماً برای پرورش اعتماد به نفس بلکه همیشه با شهامت و جرأت انجام دهید.

احساسات منفی و بد و خود شکنانه خود را البته به هیچ وجه بروز نمی دهید و نه تنها بروز نمی دهید بلکه به سرعت در صدد تغییر وضعیت و تغییر احساس خود برنمی آیید.

55- انتظارات و خواسته های خود را به طور واضح بگویید.

مبهم حرف نزنید. رئیسی که به کارمندانش می گوید: خوب کار کنید! نباید انتظار داشته باشد خواسته اش برآورده شود. او باید دقیقاً بگوید که خوب کار کردن یعنی چه و منظورت چیست.

وقتی مبهم حرف می زنید؛ هم نتیجه نمی گیرید و هم در ذهن دیگران فردی با شخصیت مبهم و فاقد اعتماد به نفس می آیید.

مواردی که باید هنگام مطرح کردن خواسته ها در نظر بگیرید:

1- دقیقاً مشخص کنید که چه می خواهید؟

2- از کسی درخواست کنید که می دانید می تواند به شما کمک کند به هر کسی نگویید و از هر کسی نخواهید.

3- هنگام درخواست کردن، منافع و مصالح طرف مقابل را هم در نظر بگیرید.

4- انتظار و خواسته شما، هدفداری ذهن و اعتقاد و قلبی شما را نشان می دهد.

5- تا خواسته شما، تحقق نیافته، دست برندارید.

6- مبهم حرف نزنید.

7- مشخص حرف بزنید.

8- غرغر نکنید: یا بگویید یا نگویید.

غرغر کردن یعنی میل به گفتن، اما توأم با اضطراب و بیم.

غر زدن یعنی معترضم اما جرأت گفتن ندارم.

9- بلند تر و جدی تر محبت کنید.

10- هنگام حرف زدن، بال بال نزنید.

آرامش خیلی مهم است. آرامش یعنی اعتقاد به آنچه می گویید. یعنی رضایت خاطر از خود.

56- در ردیف های جلو بنشینید.

نشستن در ردیف های جلو ، تمرکز حواس و دقت را بیشتر می کند. هر چه عقب تر می نشینید؛ عامل حواس پرتی خود را افزایش می دهید.

میل به موفقیت، پیامد احساس توانمند بودن است و به همین خاطر اثر چشمگیری در بهبود اعتماد به نفس شما دارد.

57- به چشم های مخاطب خود به نرمی نگاه کنید.

هنگام سخن گفتن به چشمان مخاطب خود نگاه کنید. هنگام شنیدن هم همین طور.

البته این نگاه باید شرایطی داشته باشد.

اول آنکه، قصد نگاه من با اعتماد به نفسم نباشد.

دوم آنکه، جسورانه و گستاخانه نباشد.

سوم آنکه، قصد و نیت خاصی نداشته باشد.

نگاه باید نرم و ملایمت خاصی داشته باشد که نشان می دهد به مخاطب خود توجه دارید و از اینکه به او نگاه می کنید هراسی ندارید.

58- سرعت راه رفتن خود را 25% افزایش دهید.

کسانی که اعتماد به نفس ندارند، بسیار آرام و شل حرکت می کنند و تا حدی پای خدو را بر زمین می کشند که این کار برای جلب توجه دیگران است و از احساس ناتوانی و شکست خوردگی ناشی می شود.

هنگام راه رفتن ، پا را از زمین بلند کنید و سرعت راه رفتن خود را تا 25% افزایش دهید.

حواستان باشد که سرعت و فرم راه رفتنتان را برای افزایش اعتماد به نفس، برای خودتان، تغییر دهید نه برای اینکه مردم درباره شما حرف های قشنگ و خوب بزنند.

59- فراوان گوش کنید، زیاد حرف نزنید.

سکوت، خالی بودن از کلام است و دیگران را به تمامی شیفته شما می کند.

آدمی باید چون گردباد باشد که در درون آرام است و در برون فعال.

سکوت به جا و سخن گفتن به جا نشانه اعتماد به نفس است و سکوت نابجا و سخن گفتن بیهوده نشانه عدم اعتماد به نفس.

60- تبریک و تسلیت بگویید: هدیه بدهید.

تبریک و تسلیت گفتن، قدر دانی کردن و هدیه دادن ، همه انواعی از احترام گذاشتن به دیگران و در موقع احترام گذاشتن به خود محسوب می شود.

در تبریک گفتن، برد نوشتاری، بسیار بسیار مؤثرتر است و در تسلیت گفتن، برد حضوری.

61- هدیه را بپذیرید.

هدیه را بگیرید. تشکر کنید و بپذیرید.

هدیه دادن و هدیه گرفتن هر دو باعث ارتقای اعتماد به نفس می شود.

وقتی هم هدیه ای را می پذیرید به شایستگی خود در ذهن خود مهر تأیید می زنید.

هیچ وقت هدیه خود را کوچک و حقیر نپندارید و با شرمندگی و خجلت هدیه ندهید.

فرصت هدیه دادن را از دست ندهید تا روحتان بزرگ و غنی شود.

62- حمایت خانواداه را برانگیزید.

احترام به خانواده ، حمایت خانواده را بر می انگیزاند و این حمایت و هواداری، بسیار در افزایش اعتماد به نفس مؤثر است. با احترام به خانواده هم ارزشمندی و لیاقت خود را نشان داده اید و هم ارزشمندی خانواده را سبب شده اید و هم احترام دیگران را نسبت به خانواده خود انگیخته اید و از همه این ها مهتر حمایت و توجه خانواده را جلب کرده اید که این حمایت و توجه منجر به افزایش اعتماد به نفس و قوت قلب شما می شود.

63- برای اعتماد به نفس زمان بگیرید.

اعتماد به نفس یک صفت اکتسابی است که قابل پرورش است.

هر صفت قابل پرورش نیاز به زمانی برای پرورش دارد.

یکباره از اعتماد به نفس برخوردار نمی شوید احتیاج به زمان و تمرین دارد.

64- از خدا هدایت بطلبید.

عامل بسیار مؤثر ارتباط با خداست.

کسی که از خدا حمایت می طلبد پشتوانه بسیار عظیمی را احساس می کند.

اعتقاد و هدایت از خدا توانایی شما را خداگونه می کند.

با خدا در ارتباط باشید. به او توکل کنید. او از یاری بخواهید. هر روز صبح بگویید:

امرز به خدا توکل می کنم و اداره عللی امور را به خدا می سپارم.

برنامه ده روزه اعتماد به نفس

1- هدف، از ابتدا در شما شعله ور باشد.

2- خیلی هم نسوزید. آتش تند دوام ندارد. آتش باشید اما ملایم. همیشه باشید. تندی فراوان از تداوم جلوگیری می کند. افراطی نشوید.

3- برنامه باید کم حجم و ملایم باشد.

کم کم اجرا کنید.

4- الهام بگیرید.

الهام همان چیزی است که به شما انگیزه می دهد.

5- اعلام نکنید.

اعلام کردن یعنی آب روی آتش ریختن. یعنی فرو ریختن هیزم ها.

6- اگر یک روز اجرا نکردیدکنار نروید.

7- برنامه 10 روزه شما و هر برنامه دیگر زندگی را فقط باید شما طرح کنید.

8- منتها, در این برنامه همه چیز گنجانده شود:

نکات 64 درس و آنکه باید در برنامه ریزی در نظر بگیرید:

1- ارتباط با خدا و حضور خدا در خود

2- تلقین به نفس مراقبت از رفتارهای خودشکنانه

3- برنامه خودشیفتگی

4- کمک به دیگران

بر اساس این 5 اولویت برنامه ریزی کنید و رفتار کنید و در هر کدام تنوع به خرج دهید.

در برنامه خود شیفتگی، بیشتر در همه جا و همان کارهایی انجام دهید که معمولاً نادید می گرفتید یا انجام نمی دادید و یا مشکل داشتید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٤:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٧