Obsessive Compulsive Disorder) ، OCD ) یک اختلال اضطرابی ( Anxiety Disorder ) است که بصورت بالقوه ای باعث ناتوانی می شود . شخصی که از اختلال وسواسی ( OCD ) رنج می برد ، در یک چارچوب فکری و رفتاری تکراری و بی معنی اسیر می شود که رهایی از آن بسیار دشوار است . شدت وسواس می تواند خفیف یا شدید باشد اما اگر شدید باشد و کنترل نشود ، عملکرد شخص را در کار ، مدرسه و حتی مکان های راحتی مانند منزل نیز نابود می کند .

برای سال ها OCD یک بیماری نادر محسوب می شد . چراکه فقط تعداد محدودی از بیماران ، بیماری خود را می پذیرفتند . این اختلال اغلب توسط پزشکان تشخیص داده نمی شد . زیرا بسیاری از بیماران از رفتارها و افکار تکراری و بی مورد خود شرمسار بودند و به همین دلیل آن را از پزشک مخفی می کردند . و این باعث می شد تعداد بیماران کم به نظر آید . اما یک بررسی در مورد شیوع OCD در اوایل سال 1980 به وسیله سازمان جهانی سلامت روانی ( NIMH ) نشان داد که بیش از 2 درصد مردم از OCD رنج می برند . این به این معناست که OCD از بیماری هایی ماننداختلال دو قطبی ) و حتی Panic Disorders ( اختلال های وحشتزدگی ) ، شایع تر است . OCD در هر گروهی از مردمی می تواند رخ دهد و در میان زنان و مردان به یک میزان شایع است .

البته علائم و نشانه های OCD معمولا در دوران نوجوانی و بزرگسالی خود را نشان می دهند . اما بعضی از کودکان نیز ممکن است حتی قبل از دوره دبستان به این اختلال دچار شوند . مطالعات نشان می دهد حداقل یک سوم افراد بزرگسالی که از OCD رنج می برند ، در دوران کودکی به آن دچار شده اند . رنج ناشی از OCD در مراحل کودکی می تواند باعث بروز مشکلات طاقت فرسایی برای کودک شود . این موضوع بسیار مهم است که اختلال کودک به موقع تشخیص و درمان شود .

نشانه ها :

وسواس فکری :

تفکرات و تصورات نا خواسته و تکراری و یا چیزی را بصورت ناگهانی و مکررا خواستن ، یک ترس پارانویی و مزمن ، یک دلواپسی بی مورد از کثیف شدن یا وسواس بیش از اندازه برای انجام کارها به نحوه عالی از نشانه های وسواس فکری هستند . این افراد به عنوان مثال ممکن است با خود فکر کنند که ، این کاسه به اندازه ی کافی تمیز نیست . من باید به شستن آن ادامه بدهم یا شاید در را قفل نکرده باشم یا من می دانم که فراموش کرده ام روی نامه تمبر بچسبانم . این افکار ناخوانده هستند و باعث اضطراب و پریشانی می شوند .

وسواس عملی :

اکثر مردم در واکنش به وسواس فکریشان ، رفتار و اعمال تکراری از خود نشان می دهند . که به این رفتارها وسواس عملی می گویند . از وسواس های عملی که معمولا شایع هستند می توان به شستشو و بررسی کردن ، انجام اعمال تکراری ، انبار و ذخیره کردن ، بازآراستن و حساب کتاب کردن اشاره کرد . چیزی را در ذهن تکرار کردن ، وارسی کردن و فهرست کردن از دیگر رفتارهای شایع می باشند .

اغلب مردم وسواسی ، به یک شکل به وسواس خود نگاه می کنند . آنها بعضی اوقات می توانند تشخیص دهند که وسواسشان واقع گرایانه نیست . اما در حالت دیگر بیماران متوجه نیستند که اعمالشان از روی وسواس است و حتی ممکن است تصور کنند که کاملا حق به جانب نیز هستند .

اکثر مردم وسواسی تلاش می کنند که افکار و رفتارهای ناخواسته و از روی وسواس خود را مهار کنند و بسیاری از آنها نیز قادر به انجام این کار برای مدتی می شوند . اما بعد از گذشت مدتی ، مقاومت آنها بی فایده خواهد شد . و این زمانی اتفاق می افتد که OCD شدت می یابد . و می تواند زندگی را برای بیمار در خارج از خانه غیر ممکن سازد .

OCD سالها و حتی دهه ها ممکن است بطول انجامد . علائم هر چند وقت یک بار می توانند خفیف و شدید و یا برای مدتی از بین بروند . اما به طور کلی برای عموم مردم ، علائم مزمن هستند .

علت :

طبق باور قدیمی OCD حاصل تجاربی در زندگی است که کمتر منطقی هستند . اما این امر که بیماران وسواسی به خوبی به داروهای تاثیر گذار روی انتقال دهنده عصبی سروتونین واکنش می دهند ، گواه این موضوع است که این اختلال پایه و اساس عصبی دارد . بنا براین OCD تنها شامل آموخته و تجارب دوران کودکی مانند تاکید بی اندازه به پاکیزگی نمی شود . تحقیقات جدید ، امروزه روی فعل و انفعالات عوامل عصبی تمرکز دارد . البته نقش تاثیرات محیط بر فرد نیز غیر قابل انکار است .

OCD ممکن است با افسردگی ، اختلال در اشتها و عادات غذایی ، مصرف مواد مخدر و الکل ، اختلال شخصیتی ، اختلال کمبود توجه و یا دیگر اختلال های اضطرابی همراه شود . آشفتگی در زندگی مشترک می تواند OCD را هم در تشخیص و هم در درمان دشوار سازد .

نشانه های این بیماری با بعضی از اختلال های عصبی هم خوانی دارد . OCD در مردمی که به یک نوع اختلال عصبی که باعث تیک در صورت و دیگر اندام های بدن می شود بیشتر شایع است . فرضیه ای وجود دارد که به ارتباط ژنتیکی میان OCD و تیک های عصبی اشاره دارد ( تیک ، Tic ، انقباض غیر عادی عضلات ).

از دیگر بیماری هایی که ممکن است با OCD همراه شوند می توان به وسواس مو کنی ( میل شدید به کندن یا کشیدن موهای سر ، ابرو و مژه و دیگر موهای بدن ) ، Body Dysmorphic Disorder ( یک اختلال روانی که به موجب آن بیمار بیش از اندازه به ظاهر و نقص های ظاهری خود اهمیت می دهد ) و Hypochondriasis ( خود بیمارانگاری ، اضطراب و اندیشه بیهودی راجع به سلامتی خود ) اشاره کرد . این موضوع ناشناخته است که چگونه OCD با بیماری های فوق در ارتباط است .

درمان :

مطالعات بالینی تحت نظر NIMH و دیگر دانشمندان مربوط به این سازمان نشان می دهد که دارو درمانی و رفتار درمانی هر دو می توانند موثر باشند . یک بیمار ممکن است رفتار درمانی برایش مناسب باشد و برای بیماری دیگر ممکن است دارو درمانی موثر باشد و در بعضی موارد ترکیبی از هر دو نوع درمان مفید واقع می شود . در حالتی دیگر ممکن است درمان با دارو شروع شود و پس از مهار علائم ، رفتار درمانی را جایگزین کنند .

دارو درمانی :

تحقیقات و آزمایش های سال های اخیر نشان داده که داروهایی که کنترل کننده سروتونین ( یک انتقال دهنده عصبی ) هستند بطور قابل توجهی علائم OCD را کاهش می دهند . داروهای سه حلقه ای مانند Clomipramine و داروهای گروه SSIRs که عمده ترین آنها Flouxetine ، Fluvoxamine و Paroxetine هستند ، برای درمان OCD استفاده می شوند .

مطالعات گسترده نشان می دهد که سه چهارم بیمارانی که با دارو درمان می شوند نتیجه گرفته اند . حتی اگر تاثیرات ناچیز باشند . و در بیش از نیمی از بیماران علائم OCD بطور گسترده ای مهار یا کاهش یافته است . معمولا برای بهبودی حداقل به سه هفته و یا بیشتر زمان نیاز است . اگر یک بیمار به یک دارو به خوبی واگنش نشان نداد و یا اگر عوارض جانبی غیر قابل قبولی در بیمار ظاهر شد ، داروی دیگری تجویز می کنند . برای دیگر بیماران ممکن است از ترکیب چند دارو استفاده شود . دارو درمانی برای کنترل علائم موثر است اما اگر مصرف داروها قطع شود .، علائم دوباره ظهور پیدا می کنند .

رفتار درمانی :

در درمان سنتی هدف در کمک کردن به بیمار ، بالا بردن سطح معلومات و درک از مشکلات بیمار است که عموما برای درمان OCD موثر نیست . به هر حال یک نوع رفتار درمانی که Exposure and Response Prevention نامیده می شود برای درمان OCD موثر است . در این روش بیمار عمدا با موضوع ها و ایده های ترس آفرین مواجه می شود . در هر دفعه بیمار به شدت تشویق می شود که در برابر وسواس خود ایستادگی کند . برای مثال یک بیمار که نسبت به پاکیزگی وسواس دارد ، مجبورش می کنند که به یک شئ آلوده دست بزند و سپس برای چندین ساعت به بیمار اجازه شستن دست هایش را نمی دهند . بیمار تا زمانی که اضطراب ناشی از کثیفی دستانش کاهش نیافته اجازه شستن آنها را ندارد . پروسه ی این نوع درمان تدریجی است . اکثر بیماران رفته رفته از افکار وسواسی خود کمتر دچار استرس می شوند و قادر خواهند شد در برابر وسواس خود مقاومت کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٢٤