روان‌گسیختگی، اسکیزوفرنیوشیزوفرنی (به انگلیسی: Schizophrenia) یا ذهن خیلی باز ، یک بیماری روانی با منشاء نامشخّص و علایم متغیّر می‌باشد که اصطلاح آن توسط یوجین بلولر از ترکیب دو واژهٔ یونانی shizein (دو نیم کردن، گسستن: σχίζειν) و phrenos (فکر، اندیشه: φρήν) وضع شده است. مشخصهٔ این بیماری عدم توانایی درک و یا بیان واقعیت است. این بیماری دارای عوارضی همچون عدم ارتباط منطقی در رفتار و گفتار، انزوا و گوشه نشینی بیش از حد و هذیان و توهم است. تشخیص این بیماری با مصاحبه با بیمار و مشاهده رفتار او میسر می‌شود. نتایج یک تحقیق در مجله نیچر اینچنین منتشر شده است که بر اساس گفته های دکتر کاری استیونسن که رهبری این گروه تحقیق را بر عهده دارد، سن پدر برای سلامت کودک تعیین کننده تر و موثرتر از سن مادر است. به گفته دکتر استیونسن، جامعه نسبت به سن مادر حساس تر از سن پدر است اما به غیر از سندروم داون، به نظر می رسد که اختلالاتی چون اسکیزوفرنی و اوتیسم تحت تاثیر سن پدر هستند نه مادر

 

 

علایم و نشانه‌های اسکیزوفرنی شامل مجموعه‌هایی از علایم است

  • نشانه‌های مثبت:علائم مثبت، «فزونی‌های آسیب‌شناسانه» هستند، و یا رفتارهای غریبی که به رفتارهای عادی فرد بیمار افزوده می‌شوند. هذیان‌ها، تفکر و گفتار از هم گسیخته، ادراکات تشدید شده و توهم‌ها، و واکنش‌های نابجا از جمله علائم معمول در این بیماران هستند توهم معمولاً شنیداری یا دیداری است ولی می‌تواند در تمامی حواس دیده شود.
  • نشانه‌های منفی:علائم منفی «کمبودهای آسیب‌شناسانه» شخصیتی هستند که شخص بیمار فاقد آنهاست. فقر در گفتار، واکنش‌های کند و سطحی، از دست دادن اراده، و گریختن از اجتماع نشانه‌های هستند که معمولاً در این بیماران دیده می‌شوند. چنین کمبودهایی زندگی و فعالیت‌های فرد را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهند

همچنین عدم بروز عواطف، عدم لذت از زندگی از علایم منفی بیماری است.

  • افسردگی: بروز افسردگی در بیماران روان‌گسیخته بالاست و می‌تواند بسیار شدید باشد. معمولاً این افسردگی به آنتی سایکوتیکهای آتیپیک پاسخ می‌دهد.
  • اختلالات شناختی:افراد مبتلا دچار اختلالات شناختی نیز می‌شوند شامل اختلال در توجه، حافظه و عملکردهای ارادی. این اختلالات نیز با داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک درمان می‌شوند.
  • سایر اختلالات:افراد مبتلا به اسکیزوفرنی گاه نشانه‌های روانی حرکتی نیز بروز می‌دهند، مثل حرکات عجیب، شکلک‌های تکراری، و ژست‌های نامعمول. به نظر می‌رسد که این ژست‌های غیرعادی معمولا نوعی منظور شخصی برای فرد بیمار دارند، مثل نوعی آیین یا جادو

انواع روان‌گسیختگی

بر اساس تقسیم بندی DSM-IV این بیماری پنج زیر مجموعه دارد:

  1. روان‌گسیختگی پارانوئید (Paranoid):در این نوع فرد با یک یا دو توهم و هذیان درگیر است ولی دچار به هم ریختگی تفکر و رفتار، رفتار کاتاتونیک و یا فقدان عواطف نیست.
  2. روان‌گسیختگی به هم ریخته (Disorganized): مشخصه آن رفتار، فکر یا گفتار در هم ریخته و بدون بروز عواطف (flat affect) یا عواطف نامناسب است.
  3. روان‌گسیختگی کاتاتونی (Catatonic): در این نوع فرد می‌تواند دچار ناتوانی حرکتی، حرکات زیاده از حد، نگاتیویسم افراطی یا مات شدن، حالت گیری‌های عجیب (Bizzare posturing) و تکرار و تقلید(Echopraxia) حرکات باشد.
  4. روان‌گسیختگی افتراق داده نشده (Undifferentiated): در این نوع فرد معیار تشخیصی این بیماری را دارد ولی در هیچ یک از سه گروه فوق قرار نمی‌گیرد.
  5. روان‌گسیختگی باقی‌مانده (Residual): که در این حالت علایم مثبت شدت کمی دارند.
  6. روان‌گسیختگی هیفرنیک (Hebephrenic):که با رفتار ابلهانه و بی هدف و پر گویی مشخص می شود

سبب شناسی روان گسیختگی

 

این بیماری یک بیماری چندعاملی است و مجموعه ای از عوامل زیست شناختی و رفتاری در بروز آن موثر هستند.

  • ژنتیک: شواهدی وجود دارد که نشان از نقش ژنتیک در بروز بیماری دارند. بیماری در ۵۰ درصد دوقلوهای تک تخمی بروز مشترک دارد. اگر هر دو پدر و مادر مبتلا باشند ۴۰ درصد احتمال ابتلا وجود دارند و در دو قلوهای دی‌زایگوت ۱۰ درصد ابتلای همزمان وجود دارد.
  • نظریه نوروشیمیایی (نقش دوپامین) فعالیت زیاده در مسیر دوپامینی مزولیمبیک را باعث ایجاد علایم مثبت بیماری (توهم، هذیان، رفتار و گفتار به هم ریخته و آژیتاسیون) دانسته اند. مشاهده شده که با استفاده از داروهایی که برای درمان این بیماران به کار می‌رود و باعث کاهش دوپامین می‌شوند و منجر به کاهش علایم مثبت بیماری می‌شوند. الیگو دندروسیتها مهم‌ترین سلولهای عامل روان‌گسیختگی هستند. درالیگو دندروسیتهای افراد مبتلا به روان‌گسیختگی، حداقل ۱۵ ژن درست عمل نمی‌کند. مشخص شده‌است که ژن رسپتورهای دوپامین D۲ وD۳ (یعنی DRD۲ وDRD3)و همچنین ژن تیروزین هیدروکسیلاز با روان‌گسیختگی ارتباط دارد. آنزیم تیروزین هیدروکسیلاز، تیروزین را به دی هیدروکسی فنیل آلانین که پیش ساز دوپامین است تبدیل می‌کند. همچنین ژن رسپتورهیستامین H۲، (HRH2) به‌عنوان یکی از کاندیدهای این بیماری محسوب شده‌است. یکی دیگر از ژنهایی که در رابطه با این بیماری شناسایی شده‌است ژن CHRNA۷ است که زیرواحد آلفا یکی از رسپتورهای اسید نیکوتینیک، را کد می‌کند.ژن کد کننده یکی از رسپتورهای سروتونین(HTR2A) نیز از دیگر ژنهایی است که با روان‌گسیختگی پیوستگی دارد. بانگاهی به انبوه ژنهای کاندید برای بیماری روان‌گسیختگی، درمی یابیم که اغلب این ژنها، در ارتباط با نوروتراتنسمیترها می‌باشند. برخی ار این ژنها رسپتورهای نوروترانسمیترها را کد می‌کنند و برخی دیگر در سنتز آنها نقش دارند.
  • نوروآناتومی: در این بیماری افزایش عملکرد لوب‌های فرونتال و عدم تقارن عملکردی سیستم لیمبک / تمپورال
  • نورواندوکرین: بعضی هورمونها در بروز بیماری موثر تشخیص داده شده‌اند.
  • عوامل فصلی همچون تولد در زمستان، عفونتهای ویروسی قبل از تولد و تفاوتهای جغرافیایی نیز در بروز بیمار تاثیر دارند.

 

علایم این بیماری در گذشته‌های دور نیز شناخته شده بود. ولی پیشینیان تعبیرهای اسطوره‌ای برای آن داشتند. در گذشته به روان‌گسیختگی ((جنون جوانی)) می‌گفتند که امروزه چندان مورد پسند روان‌پزشکان و روان‌شناسان نیست.پیشینیان می‌گفتند دیوانه کسی است که دیو را می‌بیند و مجنون کسی است که جن را می‌بیند. این همان روان‌گسیختگی است. روان‌گسیختگی نوعی از بیماری است که بیمار موجودی را می‌بیند که دیگران نمی‌بینند و مردم به این دلیل که آن موجود مورد ادعا را نمی‌بینند به فردی که آن موجود را می‌بیند مجنون یا دیوانه می‌گویند. به این بیماری در قدیم دیوانگی یا جن زدگی یا آل زدگی می‌گفتند.

در قرن نوزدهم پزشکان این بیماری را به عنوان جنون و دیوانگی محض می‌انگاشتند و در اوسط همین قرن بندیکت اوگوستن مورل برای اولین بار به توصیف این بیماری در کتاب خود پرداخت و از آن به عنوان «توقف ناگهانی تمام قوای روحی» یاد کرد. این بیماری در آن زمان اغلب در دسته هیستری به شمار می‌رفت و به آن هیستری گیج و منگ می‌گفتند

در اواخر قرن نونزدهم امیل کرپلین، روانپزشک آلمانی، این بیماری را جنون زودرس نامید که به فراگیری این بیماری نزد جوانان و نوجوانان باز می‌گشت. در نهایت یوجین بلولر، روانپزشک سوئیسی، کلمه اسکیزوفرنی را در جهت دفاع از روانکاوی فروید ابداع کرد و به تعریف عوارض این بیماری پرداخت. فروید لفظ پارافرنی را برای این بیماری مناسب تر می‌

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٦