این اختلالات یا تغییر در ساختار و کارکرد مغز که منجر به آسیب در یادگیری،
موقعیت‌یابی، قضاوت، حافظه و کارکردهای هوشی می‌شوند، مشخص می‌گردند.



- دلیریوم:

دلیریوم نوعی اختلال
روانی است که ممکن است چندین ساعت در طول روز در فرد مبتلا روی دهد و باعث اختلال
در تمرکز فرد و گیجی شود. این اختلال بیشتر در سالمندی مشاهده می‌شود.

وقتی که بیمار مبتلا
به آلزایمر دچار سرماخوردگی یا هر بیماری جزیی دیگری میشود یا حتی اگر تغییراتی در
شرایط محیطی اش پدید آید دچار نوعی بیقراری همراه با توهمات شدید میشود که آن را
دلیریوم می نامیم.

دلیریوم تجربه بسیار بد و ناراحت کننده ایست و با مداخله
پزشکی قابل کنترل و مداواست و در صورت عدم توجه بیمار در خطر مرگ قرار میگیرد.  به
دلیل بیماری برانگیزاننده، دلیریوم بالقوه می تواند خطرناک باشد مثل ذات الریه یا
عفونت ادراری.

این نوعی از سندرم است که اغتشاش شعور و تغییرات سریع در مغز
یکی از علامت های مشخص آن است. این سندرم در اثر درمان بیماری فیزیکی و یا روحی
روانی خود را بروز می دهد.

امروزه تعداد افراد مبتلا به دلیریوم رو به
افزایش است. شاید به دلیل کمبود اکسیژن موجود در هوا و به دنبال آن کمبود اکسیژن
مغز و یا انواع و اقسام بیماری های بدن و یا مغز و یا مسمومیت غذایی و یا تنفس
اسید  و همچنین ممکن است به علت بعضی از بیماری های مزمن بوجود آید.


دلیریوم
(به انگلیسی: Delirium) یا روان‌آشفتگی٬ اختلال حاد فرایندهای روانی و
گیجی و پریشانی شدید و گاه همراه با بیماری عضوی مغز که گاه با پریشان‌گویی٬ توهم و
جنب‌و‌جوش بیش‌ازحد بدنی همراه است. این بیماری سندرم حاد مغزی و وضعیت حاد گیجی
نیز نامیده می‌شود.

دلیریوم اختلال حاد
روانی و قوای ذهنی  در اثر اختلال منتشره در دو نیمکره است . دلیریوم جزء علل شایع
اختلالات روانی است و در دو گروه سنی بیشتر دیده می شود .

۱-کودکان : بعلت
ناکامل بودن دستگاه عصبی
۲- افراد بالای شصت سال : بعلت کهولت سن

دلیریوم عارضه عصبی
است که با اختلال کامل در فعالیتهای مغزی مشخص شده و فرد آگاهی و توجه به محیط
اطراف را از دست می دهد. با کنفوزیون کوتاه‌مدت و تغییراتی در شناخت مشخص می‌شود.
به‌دلیل بیماری طبی عمومی (مثل عفونت)، مصرف مواد (مانند کوکائین، مواد شبه‌افیونی،
فن‌سیکلیدین)، یا علل متعدد (مانند ضربه به سر و بیماری کلیوی) به‌وجود می‌آید،
دلیریوم NOS ممکن است دلایل دیگری (مانند محرومیت از خواب) داشته باشد.

این اختلال 4
علت عمده دارد:


1- علل جسمی، مانند عفونت‌ها
2- سوء‌مصرف مواد،
مانند ترکیبات افیونی و کوکائین
3- صدمات مغزی
4- علل متفرقه، مانند محرومیت
از خواب به مدت طولانی، بیماری‌های سیستم عصبی مرکزی مانند صرع، بیماری‌های
قلبی‌عروقی مانند نارسایی قلب. همچنین اغلب داروها خصوصا زمانی که بیش از حد مصرف
شوند، می‌توانند موجب بروز این اختلال شوند.


این اختلال
در چه افرادی بیشتر دیده می‌شود؟


0/4 درصد افراد 18 سال به بالا،
به این اختلال مبتلا می‌شوند که در افراد 55 سال به بالا این میزان به 1/1 درصد
افزایش می‌یابد. همچنین 10 تا30 درصد افرادی که به هر دلیل در بیمارستان بستری
می‌شوند، شانس ابتلا به دلیریوم را دارند.
تقریبا 30 درصد بیماران جراحی شده در
آی.سی.یو (ICU) و بیماران قلبی بستری در سی.سی.یو (CCU)، حدود 40 تا 50 درصد افرادی
که پس از جراحی شکستگی مفصل ران در بخش ریکاوری به سر می‌برند، دلیریوم را تجربه
می‌کنند.
همچنین حدود 20 درصد افراد دچار سوختگی شدید و 30 تا 40 درصد افراد
مبتلا به ایدز در زمان بستری علایمی از دلیریوم را تجربه کرده‌اند.
دلیریوم پس
از عمل جراحی عمدتا به دلیل ترس از عمل، درد پس از عمل، بی‌خوابی، اختلال تعادل
الکترولیتی، عفونت، تب و خونریزی رخ می دهد.
به طور کلی دلیریوم در افراد 65
سال به بالا که در بیمارستان بستری می‌شوند، بیشتر قابل انتظار است.

چگونه
می‌توان دلیریوم را شناسایی کرد؟


توسط اختلال در سطح هوشیاری به
صورت کاهش شناخت آگاهی نسبت به محیط اطراف (زمان، مکان و تشخیص) ، اختلال توجه و
کاهش حافظه فوری، اختلال در فرآیند تفکر، اختلال درک مانند توهم و هذیان، اختلال در
خواب و بیداری، افزایش تحریک‌پذیری، اضطراب و گاهی خلق بالا می توان دلیریوم را
شناسایی کرد.
بعضی علایم عصبی مانند پرش‌های عضلانی و یا اختلال در تکلم هم
گاهی دیده می‌شوند.


روش‌های
تشخیص این اختلال


در اغلب موارد این بیماری با علایمی که به طور
ناگهانی در فرد ایجاد شده است، تشخیص داده می‌شود و با بررسی وضعیت فرد می‌توان به
علایم بیماری پی برد.

ملاکهای تشخیصی دلیریوم
:

ویژگی اساسی دلیریوم
اختلال در هوشیاری است ، که با تغییر در شناخت همراه است . این اختلال در کوتاه مدت
، که معمولا از چند ساعت تا چند روز متغیر است ، بوجود می آید و اغلب در طول روز با
نوسان هایی همراه است .
اختلال در هوشیاری با کاهش آگاهی روشن از محیط مشخص می
شود . توانایی تمرکز ، نگهداری یا تغییر توجه ، اختلال پیدا می کند ( ملاک الف )
.
پرسشها را باید تکرار کرد زیرا توجه فرد منحرف می شود یا ممکن است به جای
تغییر کانون توجه همچنان پاسخ پرسش قبلی را تکرار کند . حواس فرد بر اثر محرکهای
نامربوط به آسانی پرت می شود .
این امر با تغییر در شناخت ( که ممکن است اختلال
در حافظه ، اختلال در جهت یابی ، یا اختلال در زبان را شامل شود ) یا پیدایش اختلال
ادراکی همراه است ( ملاک ب). اختلال در حافظه بیشتر درحافظه اخیرمشاهده می شود و
برای آزمودن آن می توان از بیمار خواسته شود تا چند شی نامربوط یا جمله کوتاهی را
به خاطر بسپارد ، و چند دقیقه بعد از آنکه توجهش به جای دیگرمعطوف شد ، آنها را
تکرار کند .
اختلال در جهت یابی معمولا به صورت اختلال در جهت یابی نسبت به زمان
( برای مثال در نیمه شب تصور کند صبح است ) یا نسبت به مکان ( برای مثال به جای
اینکه بداند در بیمارستان است تصور کند در منزل است ) جلوه گر می شود .

در
دلیریوم خفیف ، اختلال در جهت یابی نسبت به خود ( شخص ) کمتر دیده می شود
.

اختلال زبان و گفتارممکن است به صورت نارساگویی عضوی ( یعنی اختلال در
تولید گفتار) ، نام پریشی ( یعنی اختلال درتوانایی نامگذاری اشیا ) یا نوشتار پریشی
(یعنی اختلال درتوانایی نوشتن ) یا حتی زبانپریشی مشاهده شود .

در برخی
موارد ، صحبت بیمارمبهم و نامربوط است و دربرخی دیگر گفتار به صورت فشرده و نامفهوم
، همراه با تغییرغیر قابل پیش بینی بوده و از موضوعی به موضوع دیگر می پردازند
.
اختلالهای ادراکی ممکن است سو تعبیر، خطاهای حسی ، یا توهم را شامل شود
.
برای مثال ممکن است درب زدن را با شلیک تفنگ اشتباه کنند ( سو تعبیر)
.
چینهای رختخواب ممکن است به صورت اشیا متحرک جلوه گر شوند  ( خطاهای حسی) و یا
ممکن است فرد گروهی از افراد را ((ببیند )) که بالای تختخواب معلق اند در حالیکه در
واقع کسی آنجا نیست . اگرچه ادراکهای نادرست حسی اغلب از نوع بینایی هستند ، اما
ممکن است در حواس دیگر نیز ، مانند شنیداری ، بساوشی ، چشایی و بویایی رخ دهند .
دامنه ادراکهای نادرست ازانواع ساده و یکنواخت تا خطاهای بسیار پیچیده گسترده است
.
این اختلال در کوتاه مدت بروز می کند و معمولا در طول روز نوسان دارد ( ملاک
ج). به عنوان مثال ، طی ملاقاتهای صبح گاهی ، فرد ممکن است دارای گفتار منطقی و
رفتاری همکاری کننده باشد ، اما شب هنگام اصرار داشته باشد که لوله سرم را بیرون
بکشند تا به منزل ، نزد والدینش که سالها قبل فوت کرده اند ، برگردد
.

شکایات منجر
به مراجعه

• خانواده‌ها ممکن است
به جهت سردرگمی یا برآشفتگی بیمار تقاضای کمک کنند.
• دلیریوم ممکن است در
بیمارانی که به سبب مشکل طبی بستری می شوند، رخ دهد.
• بیمار ممکن است هراسناک
به‌نظر رسیده یاهمکاری نداشته باشد.

علامت بارز
دلیریوم
، آسیب در هشیاری است که معمولاً همراه با آسیب‌های کلی کارکردهای
شناختی می‌باشد و عموماً به همراه بی‌ثباتی هیجانی، توهم یا هذیان، و رفتار
نامتناسب، تکانشی، غیرمنطقی یا خشن می‌باشند (۱) در کل دلیریوم به‌عنوان
یک اختلال حاد بازگشت‌پذیر در نظر گرفته می‌شود. اما می‌تواند بازگشت‌پذیر هم
باشد.

نماهای
تشخیصی

سردرگمی: بیمار اغلب گیج
به نظر می رسد وتلاش می‌کند محیط اطراف خودرادرک کند.
ابرگرفتگی تفکریا آگاهی،
که اغلب همراه است با:
اختلال حافظه
بر آشفتگی یا کندی
ناراحتی
هیجانی
فقدان جهت یابی
سرگردانی
شنیدن صداهایی (توهمات شنوایی)
انزوا
از دیگران
توهمات بینایی یا خطاهای ادراکی
بینایی(illusions)
بدبینی
اختلال درخواب (معکوس شدن الگوی خواب)
اختلال در
توجه
علایم تحریک سیستم اتونوم (نظیر تعریق- تپش قلب)
- علایم اغلب به سرعت
به وجود آمده وممکن است از ساعتی به ساعت دیگر تغییر یابند.
- این حالت هم ممکن
است دربیمارانی که پیش‌تر حالت روانی طبیعی داشته اند ایجادشود وهم در کسانی که
دچار دمانس بوده‌اند.
- دربیماران مسن ویا مبتلایان به دمانس، استرس‌های خفیف
(نظیر مصرف دارو یا عفونت‌های جزیی) می‌تواند ایجاد دلیریوم کند.

از علامتهای بارز این
بیماری این است که شخص مبتلا کمبود دقت، افکار درهم ریخته، عدم درک و احساس و غیره
می باشد.

·  عدم توجه (افکار سرگردان و پیچیده داشتن)
قادر نبودن به
رسیدن هدف مشخص و بدون ارده بودن در افکار و عملکرد. و به طور کلی تمرکز نداشتن در
مسائل
· دارا بودن افکار درهم ریخته. برای روشن شدن این موضوع، اشاره ای به
موارد زیر لازم می باشد:
بیمار سخن های بی ربط می زند و نمی توان فرد مبتلا را
از سخنرانی بی مقدمه باز نگه داشت.
· زمان و مکان را تشخیص نمی دهد.
· درک و
احساس ندارد. (به دلیل پریشانی و اغتشاش بیش از حد)
این مورد می تواند باعث
افزایش وهم و خیالات باطل در فرد بیمار شود.
· تغییر در میزان آگاهی و
هوشیاری
· دگرگونی در شیوه خوابیدن . به دنبال این موضوع، فرد از خواب آلودگی و 
سنگینی خواب شکایت می کند.
· تغییرات گفته شده در این بیماری بسیار وسیع است.
بیشتر این تغییرات در صبحها و کمتر در شبها می باشد.
· نقصان در حافظه کوتاه
مدت و به یاد آوردن.
بدین صورت که فرد بیمار در شروع بیماری ناتوان است در به
یاد آوردن وقایع و اتفاقات و در مراحل بعدی فرد گذشته خود را فراموش می کند.
·
تغییر در راه رفتن از دیگر علائم بیماری دلیریوم است.
این بیماران بسیار کند و
سست و بی حال راه می روند.

- در این بیماران تغییراتی در سیستم عصبی مشاهده
شده است.
-   تغییرات در احساسات و خصوصیات به شکل:
o       اضطراب و
نگرانی
o       عصبی بودن
o       بی علاقه بودن و خون سردی
o      
افسردگی
o       خوشحالی بیش از حد (به عبارت بهنر شنگولی!)
o       زودرنجی
و کج خلقی

 

اطلاعات مورد
نیاز برای بیمار وخانواده

تکلم یا
رفتار عجیب نشانه بیماری طبی است و نشان دهنده اختلال روان‌پزشکی پایدار
نمی‌باشد.


مشاوره
با بیمارو خانواده

1- اقداماتی درجهت جلوگیری ازصدمه رسانیدن به خود یا
اطرافیان (نظیردور کردن اشیا خطرناک از دسترس بیمار ‌درصورت نیاز به فیکس کردن
بیمار) انجام دهید.
2-  ملاقات‌های حمایت‌گرانه با افراد آشنا ممکن است در جهت
کاستن از سردرگمی بیمارکمک کننده باشد.
3- برای کاهش سردرگمی زمان و مکان را به
طور مرتب به بیمار یادآوری کنید.

 

 

معیارهای تشخیصی در روانشناسی بالینی و
روانپزشکی
بر اساس
D S M IV TM و I C D
9
 
 
 
2-دلیریوم ،
دمانس ، اختلالات نسیانی ،و سایر اختلالات شناختی

Delirium,
Dementia, and Amnestic and other Cognitive Disorders (123
 
 
دلیریوم ها
اختلال هوشیاری، توجه ، تمرکز، و
تغییرات شناختی (مثل نقص آگاهی به زمان و مکان و یا
شخص)
DELIRIUM
(124)
 
1
دلیریوم ناشی
از یک اختلال طبی کلی
A اختلال هوشیاری (کاهش آگاهی از محیط ) همراه با کاهش توانایی توجه
یا تغییر توجه،و تمرکز B تغییر شناختی مثل نقص آگاهی به زمان
و مکان و شخص که با دمانس قابل توضیح بهتر نیست C اختلال در
زمان کوتاهی مثلا چند ساعت ظاهر شده و میل به نوسان دارد D
اختلال مربوط به تاثیر فیزیولوژیک مستقیم یک اختلال طبی کلی
است
Delirium Due
to… [Indicate the General Medical Condition] (127)
293.0
2
دلیریوم ناشی
از مسمومیت با مواد
A اختلال هوشیاری (کاهش آگاهی از محیط ) همراه با کاهش توانایی
تمرکز یا تغییر توجه B تغییر شناختی مثل نقص حافظه ونقص آگاهی
به زمان و مکان و شخص با دمانس قابل توضیح بهتر نیست C اختلال
در زمان کوتاهی مثلا چند ساعت ظاهر شده و میل به نوسان دارد D
قرائن حاصل از شرح حال ،معاینه فیزیکی ،و یافته های آزمایشگاهی حاکی از 1- علایم
ضمن مسمومیت با ماده ظاهر شده یا 2- مصرف دارو علت اختلال شده است . (الکل حشیش
کوکائین آمفتامین افیونی مسکن سایمیتیدین و ... )
Substance
Intoxication Delirium (129)
-----
3
دلیریوم ناشی
از ترک مواد
A اختلال هوشیاری (کاهش آگاهی از محیط ) همراه با کاهش توانایی توجه
یا تغییر توجه،و تمرکز B تغییر شناختی مثل نقص های حافظه و
نقص آگاهی به زمان و مکان و شخص که با دمانس قابل توضیح بهتر نیست C اختلال در زمان کوتاهی مثلا چند ساعت ظاهر شده و میل به نوسان
دارد D اختلال به فاصله کوتاهی پس از سندرم ترک ظاهر شده اند
( مختص به ماده الکل ، مسکن ،منوم ، داروهای ضد اضطراب ، و سایر مواد
)
Substance
Withdrawal Delirium (29)
-----
4
دلیریوم ناشی
از علل متعدد
A اختلال هوشیاری (کاهش آگاهی از محیط ) همراه با کاهش توانایی توجه
یا تغییر توجه،و تمرکز B تغییر شناختی مثل نقص های حافظه و
نقص آگاهی به زمان و مکان و شخص که با دمانس قابل توضیح بهتر نیست C اختلال در زمان کوتاهی مثلا چند ساعت ظاهر شده و میل به نوسان
دارد D قراین حاکی است دلیریوم بیش از یک علت دارد مثلا
اختلال طبی و مسمومیت با مواد یا عوارض جانبی داروهای فوق الذکر
Substance
Due To Multiple Etiologies (132)
-----
5
دلیریم که به
گونه ای دیگر مشخص نشده است
برای تشخیص
دلیریومی که ملاکهای هیچ یک از انواع خاص را در بر نمی گیرد مثل دلیریوم ناشی از
محرومیت حسی یا مصرف موادی که مشخص نیست
Delirium NOS
(133)
-80.09
6
دمانس ها
 
نقص های
متعدد شناختی مثل تخریب حافظه ، آفازی ، آپراکسی، آگنوزی ، (آفازی یا اختلال
زبانی ، آپراکسی یا اختلال حرکتی علارقم کارکرد حسی بی نقص ،آگنوزی یا ناتوانی برای
شناخت اشیا ،اختلال عملکرد اجرایی (طرح ریزی ،سازماندهی ،گراف یا مرحله بندی و
زمانبندی ،انتزاع و نتیجه )
DEMENTAL
(133)
 
7
دمانس نوع
آلزایمر شروع زودرس قبل از 65 سالگی
A پیدایش نقص های متعدد شناختی که با هر دو صورت ذیل تظاهر میکند :
1- تخریب حافظه 2- یک یا چند اختلال شناختی ذیل : آفازی یا اختلال زبانی ، آپراکسی
یا اختلال حرکتی علارقم کارکرد حسی بی نقص ،آگنوزی یا ناتوانی برای شناخت اشیا
،اختلال عملکرد اجرایی (طرح ریزی ،سازماندهی ،گراف یا مرحله بندی و زمانبندی
،انتزاع و نتیجه )
B نقصهای شناختی عملکرد اجتماعی شغلی را تخریب میکنند و کاهش بارزی
در کارآیی فرد در مقایسه با گذشته بوجود می آورند C سیر
اختلال شروع تدریجی و کاهش شناختی مستمر دارد D نقص های
شناختی ردیف A ناشی از موارد ذیل نیست 1- اختلالات سلسله
اعصاب مرکزی (مثل بیماری عروقی مغز ،پارکینسون ،هانینگتون ،هماتوم سابدورال
،هیدروسفالی ،تومر مغز )2- یا اختلالات سیستماتیک که دمانس ایجاد می کنند مثل
کمکاری تیروئید ،کمبود ویتامین ب 12 ،یا اسید فولیک ،کمبود نیاسین ،هیپرکالسمی
،نروسیفیلیس،عفونت HIV ،
E نقص ها منحصرا در جریان دلیریوم ظاهر نمیگردند
F اختلال دیگری مثل اسکیزو ، major depression
،توضیح بهتری نیست
Dementia of
the Alzheimers Type, With Early Onset (also code 331.0 Alzheimers disease on
Axis III )(139)
290.xx
8
نوع ساده
اگر هیچ یک
از موارد با دلیریوم یا هذیان یا با خلق افسرده بر شکل بالینی جاری تسلط نداشته
باشند
Uncomplicated
.10
9
با
دلیریوم
اگر دلیریوم
ثانوی بر دمانس ظاهر شده است
With
Delirium
.11
10
با
هذیان
اگر هذیان
خصوصیت بارز شمرده میشود
With
Delusion
.12
11
با خلق
افسرده
اگر افسردگی
خصوصیت بارز است
With
Depressed Mood
.13
12
دمانس نوع
آلزایمر شروع دیررس بعد از 65 سالگی
A پیدایش نقص های متعدد شناختی که با هر دو صورت ذیل تظاهر میکند :
1- تخریب حافظه 2- یک یا چند اختلال شناختی ذیل : آفازی یا اختلال زبانی ، آپراکسی
یا اختلال حرکتی علارقم کارکرد حسی بی نقص ،آگنوزی یا ناتوانی برای شناخت اشیا
،اختلال عملکرد اجرایی (طرح ریزی ،سازماندهی ،گراف یا مرحله بندی و زمانبندی
،انتزاع و نتیجه )
B نقصهای شناختی عملکرد اجتماعی شغلی را تخریب میکنند و کاهش بارزی
در کارآیی فرد در مقایسه با گذشته بوجود می آورند C سیر
اختلال شروع تدریجی و کاهش شناختی مستمر دارد D نقص های
شناختی ردیف A ناشی از موارد ذیل نیست 1- اختلالات سلسله
اعصاب مرکزی (مثل بیماری عروقی مغز ،پارکینسون ،هانینگتون ،هماتوم سابدورال
،هیدروسفالی ،تومر مغز )2- یا اختلالات سیستماتیک که دمانس ایجاد می کنند مثل
کمکاری تیروئید ،کمبود ویتامین ب 12 ،یا اسید فولیک ،کمبود نیاسین ،هیپرکالسمی
،نروسیفیلیس،عفونت HIV ،
E نقص ها منحصرا در جریان دلیریوم ظاهر نمیگردند
F اختلال دیگری مثل اسکیزو ، major depression
،توضیح بهتری نیست
Dementia of
the Alzheimer s type, With Late Onset (also code 331.0 Alzheimer s disease on
Axis III )(139)
290.xx
13
نوع ساده
اگر هیچ یک
از موارد با دلیریوم یا هذیان یا با خلق افسرده بر شکل بالینی جاری تسلط نداشته
باشند
Uncomplicated
.0
14
با
دلیریوم
اگر دلیریوم
ثانوی بر دمانس ظاهر شده است
With
Delirium
.3
15
با
هذیان
اگر هذیان
خصوصیت بارز شمرده میشود
With
Delusion
.20
16
با خلق
افسرده
اگر افسردگی
خصوصیت بارز است
With
Depressed Mood
.21
17
دمانس
عروقی
A پیدایش نقص های متعدد شناختی که با مجموع دو صورت ذیل تظاهر میکند
: 1- تخریب حافظه 2- یک یا چند اختلال شناختی ذیل : آفازی یا اختلال زبانی ،
آپراکسی یا اختلال حرکتی علارقم کارکرد حسی بی نقص ،آگنوزی یا ناتوانی برای شناخت
اشیا ،اختلال عملکرد اجرایی (طرح ریزی ،سازماندهی ،گراف یا مرحله بندی و زمانبندی
،انتزاع و نتیجه )
B نقصهای شناختی عملکرد اجتماعی شغلی را تحت تاثیر قرار داده و کاهش
بارزی در عملکرد فرد در مقایسه با گذشته بوجود می آورند C
علایم و نشانه های موضعی عصبی (مثل تشدید رفلکس های عمقی ، پاسخ کف پایی اکستانسور
،فلج پسودوبولبر ،نابهنجاریهای راه رفتن ،ضعف یکی از اندامها ) یا قرائن حاصل از
شرح حال ،معاینه فیزیکی ،و یافته های آزمایشگاهی حاکی از بیماری عروقی مغز است مثل
انفارکتوس های متعدد قشر مخ و ماده سفید زیر آنو تصور می شود رابطه سببی با اختلال
دارند D نقص ها منحصرا در جریان دلیریوم ظاهر نمی شوند
Vascular
Dementia (143)
290.xx
18
نوع ساده
اگر هیچ یک
از موارد دلیریوم   هذیان یا   خلق افسرده بر شکل بالینی جاری تسلط نداشته باشند
Uncomplicated
.40
19
با
دلیریوم
اگر دلیریوم
ثانوی بر دمانس ظاهر شده است
With
Delirium
.41
20
با
هذیان
اگر هذیان
خصوصیت بارز شمرده میشود
With
Delusion
.42
21
با خلق
افسرده
اگر افسردگی
خصوصیت بارز است
With
Depressed Mood
.43
 
دمانس ناشی از اختلالات طبی
کلی
A پیدایش نقص های متعدد شناختی که با مجموع دو صورت ذیل تظاهر میکند
: 1- تخریب حافظه 2- یک یا چند اختلال شناختی ذیل : آفازی یا اختلال زبانی ،
آپراکسی یا اختلال حرکتی علارقم کارکرد حسی بی نقص ،آگنوزی یا ناتوانی برای شناخت
اشیا ،اختلال عملکرد اجرایی (طرح ریزی ،سازماندهی ،گراف یا مرحله بندی و زمانبندی
،انتزاع و نتیجه )
B نقصهای شناختی عملکرد اجتماعی شغلی را تحت تاثیر قرار داده و کاهش
بارزی در عملکرد فرد در مقایسه با گذشته بوجود می آورند C
قرائن حاصل از شرح حال ،معاینه فیزیکی ،و یافته های آزمایشگاهی حاکی از این است که
اختلال نتیجه فیزیولوژیک مستقیم یکی از اختلالات طبی کلی زیر است D
نقص ها منحصرا در جریان دلیریوم ظاهر نمی شوند
Dementia Due to… [Indicate the
General Medical Condition]
 
22
دمانس ناشی
از بیماری HIV
عفونت HIV موثر بر سلسله اعصاب مرکزی سبب آن است
Dementia Due
to HIV Disease (also code 043.1 HIV infection affecting central nervous system
on Axis III)(148)
294.9
23
دمانس ناشی
از ضربه مغز
صدمات ناشی
از ضربه به سر مسبب آن است
Dementia Due
to Head Trauma (also code 854.00 head injury on Axis
III)(148)
294.1
24
دمانس ناشی
از پارکینسون
بیماری
پارکینسون علت آن است
Dementia Due
to Parkinson s disease (also code 332.0 parkinson s disease on Axis
III)(148)
294.1
25
دمانس ناشی
از هانتینگتون
بیماری
هانتینگتون علت آن است
Dementia Due
to Huntington s Disease (also code 333.4 Huntington s disease on Axis
III)(149)
294.1
26
دمانس ناشی
از پیک
بیماری پیک
علت آن است
Dementia Due
to Picks Disease (also code 331.1 Picks disease on Axis
III)(149)
290.10
27
دمانس ناشی
از ژاکوب و کروتسفلد
بیماری ژاکوب
و کروتسفلد علت آن است
Dementia Due
to Creutzfeldt-Jakob Disease (also code 046.1 creutzfeldt-Jakob disease on Axis
III)(150)
290.10
28
دمانس ناشی
از .....
( اختلال طبی
کلی که در فوق مشخص نشده )
مثلا
هیدروسفالی با فشار طبیعی ، کمکاری تیروئید، تومور مغزی ، کمبود ویتامین 12ب ،
پرتودرمانی داخل جمجمه
Dementia Due
to…[Indicate the General Medical Condition not listed abovel ] (also code the
General medical condition on Axis III)(151)
294.1
29
دمانس مقاوم
ناشی از مصرف مواد
A پیدایش نقص های متعدد شناختی که با مجموع دو صورت ذیل تظاهر میکند
: 1- تخریب حافظه 2- یک یا چند اختلال شناختی ذیل : آفازی یا اختلال زبانی ،
آپراکسی یا اختلال حرکتی علارقم کارکرد حسی بی نقص ،آگنوزی یا ناتوانی برای شناخت
اشیا ،اختلال عملکرد اجرایی (طرح ریزی ،سازماندهی ،گراف یا مرحله بندی و زمانبندی
،انتزاع و نتیجه )
B نقصهای شناختی عملکرد اجتماعی شغلی را تحت تاثیر قرار داده و کاهش
بارزی در عملکرد فرد در مقایسه با گذشته بوجود می آورند Cنقص
ها منحصرا در جریان دلیریوم روی نمیدهند و فراتر از دوره معمول مسمومیت یا ترک مواد
ادامه می یابند D قرائن حاصل از شرح حال ،معاینه فیزیکی ،و
یافته های آزمایشگاهی حاکی است که نقصها رابطه سببی با آثار مقاوم مصرف مواد مثل
داروها یا مورد سوء مصرف دارند
Substance –
Induced Persisting Dementia (152)
-----
30
دمانس ناشی
از علل چندگانه
قرائن حاصل
از شرح حال ،معاینه فیزیکی ،و یافته های آزمایشگاهی حاکی است که دمانس بیش از یک
علت دارد مثل ضربه به سر بعلاوه مصرف الکل و دمانس عروقی و یا دمانس
آلزایمر
Dementia Due
to Multiple Etiologies (154)
-----
31
دمانس که به
گونه ای دیگر مشخص نشده است
که ملاکهای
هیچ یک از انواع خاص را در بر نمی گیرد در واقع دمانسی که علت خاصی برای آن نداریم
Dementia NOS
(155)
294.8
32
اختلالات نسیانی
اختلالات نسیانی یا
فراموشی
AMNESTIC DISORDERS
(156)
 
33
اختلالات
نسیانی ناشی از یک اختلال طبی کلی
A- پیدایش اختلال حافظه (اعم از یادگیری جدید یا بخلطر آوردن مطالب
قبلی )B- اختلال حافظه تخریب قابل ملاحظه ای در عملکرد
اجتماعی شغلی فرد بوجود آورده و کاهش بارز از سطح عملکرد قبلی شمرده میشود C- اختلال حافظه منحصرا در جریان دلیریوم یا دمانس روی نمیدهد D-قراین حاصل از شرح حال ،معاینه فیزیکی ،و یافته های آزمایشگاهی
حاکی است که اختلال نتیجه فیزیولوژیک مستقیم یک اختلال طبی کلی است
Amnestic
Disorder Due to…[Indicate the General Medical
condition](158)
294.0
34
اختلالات
نسیانی مقاوم ناشی از مصرف مواد
A- پیدایش اختلال حافظه (اعم از یادگیری جدید یا بخلطر آوردن مطالب
قبلی )B- اختلال حافظه تخریب قابل ملاحظه ای در عملکرد
اجتماعی شغلی فرد بوجود آورده و کاهش بارز از سطح عملکرد قبلی شمرده میشود C- اختلال حافظه منحصرا در جریان دلیریوم یا دمانس روی نداده و
فراتر از دوره معمول مسمومیت D-قراین حاصل از شرح حال ،معاینه
فیزیکی ،و یافته های آزمایشگاهی حاکی است که اختلال حافظه از نظر سبب شناختی با
آثار دیرپای مصرف مواد مربوط است
Substance –
Induced Persisting Amnestic Disorder (162)
-----
35
اختلالات
نسیانی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است
که ملاکهای
هیچ یک از انواع خاص را در بر نمی گیرد در واقع اختلال نسیانی که علت خاصی برای آن
نداریم مثلا معلوم نیست تجزیه ای است یا دارویی یا ناشی از اختلال طبی
کلی
Amenestic
Disorder NOS (163)
294.8
36
اختلالات شناختی
دیگر
 
OTHER COGNITIVE DISORDERS
(163)
 
37
اختلالات
شناختی که به گونه ای دیگر مشخص نشده است
که ملاکهای
هیچ یک از انواع خاص را در بر نمی گیرد
Cognitive
Disorder NOS (163)
294.9
 
Pakzadian
clinical
psychologist
اپیدمیولوژی
در بین
بیماران بستری در بیمارستان شایع می‌باشد: در حدود ۱۰% کل بیماران بستری شده در
بیمارستان، ۲۰% از بیمارانی که دچار سوختگی می‌شوند، ۳۰% بیماران ICU، سی درصد
بیماران مبتلا به ایدز که در بیمارستان بستری شده‌اند. بیماران خیلی کم‌سن و سال و
مسن بیشتر مستعد ابتلاء به دلیریوم می‌باشند. بیماران دارای سابقه دلیریوم یا آسیب
مغزی نسبت به جمعیت عمومی احتمال بیشتری می‌رود که با اپیزودی از دلیریوم دچار
شوند.

سبب‌شناسی

ممکن
است دلیریوم به‌عنوان مسیر مشترک برای هرگونه ضابطه مغزی تصور شود. علل اساسی شامل
بیماری سیستمیک (به‌عنوان مثال نارسائی قلبی)، بیماری CNS (مانند، اختلالات حمله‌ای
[تشنجی])؛ و مسمومیت یا ترک دارو یا مواد هر نوع داروئی که بیمار استفاده کرده است
(شامل داروهای تجویزشده بدون نسخه و داروهای گیاهی) باید به‌عنوان علل بالقوه
دلیریوم در نظر گرفته شود. تصور می‌شود که دلیریوم، سیستم رتیکولر و انتقال
استیل‌کلوین را درگیر می‌سازد. مسیر تگمنتال پشتی که از سیستم رتیکولر تا تکنوم
امتداد می‌یابد، و تالاموس به‌عنوان مسیر اصلی در دلیریوم شناخته شده‌اند. پرکاری
نورآدرنرژیک لوکوس سرولئوس، مرتبط با دلیریوم ناشی از ترک الکل بوده است.


تشخیص، علایم و نشانه‌ها


دلیریوم بر طبق سبب‌شناسی تشخیص داده می‌شود؛ دلیریوم ناشی از
بیماری طبی (جدول زیر) دلیریوم ناشی از مسمومیت با مواد (جدول معیارهای تشخیصی
دلیریوم ناشی از مسمومیت با مواد) و دلیریوم ناشی از ترک مواد، و دلیریومی که
به‌گونه‌ای دیگر مشخص نشده است (NOS).


علامت‌های کلیدی شامل هشیاری تغییر یافته همراه با
پیش‌انگیختگی، با پیش‌انگیختگی همراه با آژیتاسیون یا بی‌احساسی، اختلال
موقعیت‌یابی، آسیب به حافظه، تکلم غیرمنطقی، اختلالات درکی، شامل توهمات شنوائی،
بینائی و لمسی، بی‌ثباتی شدید هیجانی، و سیکل خواب، بیداری معکوس یا خواب منقطع،
می‌باشد. علایم نورولوژیک مرتبط ممکن است شامل ناهماهنگی، دیسفازی، تومور،
آستریکسین (asterixis)، آتاکسی، و آپراکسی باشد.

- معیارهای تشخیصی دلیریوم ناشی از
بیماری طبی عمومی:
الف ـ اختلال در هوشیاری (مانند کاهش وضوح آگاهی نسبت به
محیط) همراه با    کاهش توانائی تمرکز، حفظ یا تغییر کانون توجه. 
ب ـ تغییر در
شناخت (مانند نقص حافظه، اختلال موقعیت‌یابی، اختلال در زبان) با    پیدایش اختلال
ادراکی که نتوان آن را با یک دمانس قبلی، تثبیت شده یا در حال تکامل،    به شکل
بهتری توجیه کرد. 
ج ـ اختلال در مدت زمان کوتاهی ایجاد می‌شود (معمولاً چند
ساعت تا چند روز) و به‌طور    معمول در طول روز نوسان دارد. 
د ـ شرح حال،
معاینه جسمی یا یافته‌های آزمایشگاهی نشان‌دهنده این است که    اختلال؛ ناشی از
پیامدهای فیزیولوژیک مستقیم یک بیماری طبی عمومی است.

بررسی‌های آزمایشگاهی

دلیریوم فوریت طبی می‌باشد، و علت آن به سرعت باید مشخص شود. اگر علت
احتمالی روشن نباشد، یک بررسی کامل طبی سریعاً باید انجام شود. حتی اگر یک علت
آشکار مشخص شود، علل متعدد باید در نظر گرفته شود این بررسی شامل علایم حیاتی،
شمارش کامل سلول‌های خون یا افتراق، سرعت رسوب گلبول‌های قرمز، بیوشیمی کامل خون،
آزمایش‌های عملکرد کبدی کلیوی، تجزیه ادرار، سم‌شناسی ادرار، EEG، رادیوگرافی سینه،
CT اسکن سر، پونکسیون کمری (LP) (اگر اندیکاسیون داشته باشد). EEG غالباً کبدی
منتشر یا نواحی کانونی پیش‌فعال را نشان می‌دهد.

تشخیص
افتراقی

۱. دمانس: به جدول تمایز بالینی دلیریوم و دمانس (بیماران
مبتلا به دمانس در برابر دلیریوم آسیب‌پذیرتر می‌باشند و دلیریوم ناشی از دمانس
شایع می‌باشد) مراجعه کنید. 
۲. اسکیزوفرنی و مانیا: معمولاً سیر سریع نوسانی
دلیریوم را ندارند، آسیب در سطح هشیاری یا آسیب‌شناختی عمده‌ای در آنها وجود ندارد.

۳. اختلالات تجربه‌ای: ممکن است فراموشی
ناهمگون و نامتجانس را نشان بدهند، اما اختلال کلی‌شناختی، نابه‌هنجاری روانی،
حرکتی و الگوی خواب دلیریوم را ندارند.
به طور خلاصه علائم این بیماری که در دختر
جوانی یافت شده بود عبارت است از: 

او در تکالیف روزمره خود نیازمند توجه و
تمرکز بود و به طور کامل فاقد جهت‌یابی بود، در راه رفتن مشکل داشت، ساعتها برای
برداشتن شئی که وجود نداشت وقت صرف می‌کرد و با افرادی که حضور نداشتند سخن می‌گفت.
مسخ شخصیت نیز از دیگر علائم این سندرم می باشد که در این حالت فرد خودش را
غیرواقعی، جدا از دنیا و ناتوان از تجربه هیجان احساس می‌کند، این حالت بسیار
ناخوشایند است و مبتلایان ممکن است احساس کنند که توسط یک دیوار شیشه‌ای از دنیا
جدا شده‌اند و مردم ممکن است به صورت «آدمک مقوایی» توصیف شوند.




تغذیه در بیماران دلیریوم

در این بیماران
باید از رژیم کتوژنیک استفاده کرد. از آنجا که این بیماران نسبت به گلوکز حساسند و
مقاومت به انسولین دارند، پس انرژی مغز باید چگونه تامین شود؟ در این رابطه کلسترول
و چربی غذا نقش اساسی را بازی می کند.در رژیم کتوژنیک باید 90% از کالری را به
چربی، 5% را به کربوهیدرات و 5% را به پروتئین اختصاص داد.
تشخیص افتراقی
سعی کنید
که هر نوع علل جسمی سردرگمی راشناخته واصلاح کنید.علل رایج عبارتند از:
-
مسمومیت یا بازگیری الکل
- مسمومیت یا بازگیری دارویی(ازجمله داروهای تجویز شده
به وسیله پزشک )
- عفونت‌های شدید
- ضربه به سر
- هیپوکسی
- صرع
-
تغییرات متابولیک (حملات کتو اسیدوز دیابتی DKA، بیماری کبدی،کم آبی بدن
Dehydration)
- حملات DKA  یا اغمای هیپر اسمولار

درصورتی‌که علایم
تداوم یابند یا هذیان‌ها واختلال‌های تفکرغالب باشند، به بخش مربوط به اختلال‌های
سایکوتیک حاد F32 رجوع شود.

 

 

موادی که
باعث تشدید علائم دلیریوم میشوند شامل:


الکل
ضد دردها
انتی
کولینرژیکها
CNSدپرسانتها
سایمتیدین
لیدوکائین


درمان

هدف از درمان دلیریوم
کنترل یا از بین بردن علائم است. برای درمان ممکن است نیاز باشد بیمار مدت کوتاهی
بستری باشد.

درمان دارویی

۱) از استفاده از داروهای خواب
آور یا آرام بخش احتراز کنید. (به جز برای درمان بازگیری الکل یا داروهای آرام
بخش)
۲) درصورتی‌که استفاده از داروهای ضدروان‌پریشی برای کنترل برآشفتگی لازم
باشد. می‌توان آن‌ها را تجویز کرد (برای مثال هالو پریدول۲-۱میلی گرم خوراکی یا
تزریقی تا سقف سه باردرروز )
۳) به عوارض جانبی داروها (داروهای با خصوصیت آنتی
کولینرژیک وداروهای ضدپارکینسون موجب ایجاد دلیریوم شده یا آن را تشدید می‌کند) وبه
تداخلات دارویی توجه کنید.

درمان دارویی شامل
موارد زیر است:

1)      دوپامین بلوکرها (مثل هالوپریدول، اولازاپین،
ریسپریدون، کلوزاپین)
2)      تثبیت کنندههای خلق (مثل فلوکسیتین، ایمی
پرامین)
3)      داروهای سداتیو (دیازپام، کلونازپام)
4)      داروهای موثر
بر سروتونین (مثل ترازودون، بوسپیرون)
5)      تیامین

مشاوره با
متخصص

ممکن است بستری کردن بیمار به علت آشفتگی یا به علت بیماری طبی
منجر به دلیریوم لزوم پیداکند. میزان مرگ ومیر همراه با دلیریوم قابل توجه است.
ممکن است نیاز باشد تا بیماران را به منظور تشخیص ودرمان بیماری طبی زمینه در
بخش‌های مرتبط بستری کرد.


این
اختلال با چه بیماری‌هایی ممکن است اشتباه شود؟


این بیماری ممکن
است با دمانس یا زوال عقل اشتباه گرفته شود، ولی باید گفت که شروع دلیریوم سریع است
و در دمانس شروع و سیر کندتر می‌باشد.
همچنین اختلال در هوشیاری، مختص دلیریوم
است. طول مدت بیماری نیز در دمانس چند ماه تا چند سال است، اما در دلیریوم چند ساعت
تا چند روز است.

آیا اختلال دلیریوم با بیماری اسکیزوفرنی و افسردگی نیز
اشتباه گرفته می‌شود؟
در اسکیزوفرنی، توهمات و هذیان‌های بیمار سازمان
یافته‌ترند و تغییر زیادی در سطح هوشیاری آنها مشاهده نمی‌شود.
در افسردگی نیز
سابقه بیماری و خلق افسرده، تعیین‌کننده است.

 

- دمانس:


با آسیب شدید در حافظه، قضاوت، موقعیت‌یابی و شناخت مشخص می‌شود.
دمانس نوع آلزایمر معمولاً در افراد بالای ۶۵ سال رخ می‌دهد و با اختلال
موقعیت‌یابی ذهنی عقلی و دمانس، هذیان یا افسردگی تظاهر می‌کند؛ دمانس عروقی
به‌دلیل ترومبوز عروقی یا خونریزی؛ دمانس ناشی از سایر اختلالات طبی بیماری HIV،
ضربه به سر، و گروه متفرقه - بیماری پیک، بیماری کرونسفلد، یاکوب (به‌دلیل ویروس
آهسته رشد قابل انتقال به‌وجود می‌آید)؛ همچنین ممکن است ناشی از سموم یا دارو باشد
(ناشی از مواد) - مانند بخار بنزین، آتروپین، یا علل متعدد و NOS.


- اختلال فراموشی:

با آسیب در حافظه و فراموشکاری
مشخص می‌شود. ناشی از بیماری طبی (هیپوکسی)، سم، یا مواد و داروها (مانند
ماری‌جوانا، دیازپام) می‌باشد.

 

 

 

منابع :

- متن تجدید نظر شده راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی . چاپ
چهارم - 2000 / تالیف : انجمن روانپزشکی آمریکا ترجمه : دکتر محمد رضا نیکخو –
هامایاک آوادیس یانس

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/٥