بیش از 90% رهبران موفق از هوش هیجانی بالایی برخودار هستند این افراد ممکن است ضریب هوش ذهنی(IQ ) که دارند پایین باشد.

تحقیقات نشان می دهد که اکثر طلاق ها، اعتیادها، و ضعف در کار و ارتباطات و مشکلات تحصیلی، همگی مربوط به کسانی است که هوش هیجانی پایینی دارند.

 

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی توانمندی در 5 حوزه:

 

1. خود آگاهی

2.مدیریت خلق

3. خود انگیزشی

4. همدلی

5. مدیریت روابط

 

می باشد.

 

خودآگاھی

 

خودآگاھی، یعنی تشخیص ھراحساس به ھمانصورتی که بروز می کند سنگ بنای ھوش ھیجانیاست. توانایی نظارت بر احساسات در ھر لحظهبرای به دست آوردن بینش روان شناختی و ادراکخویشتن نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی درتشخیص احساسات راستین، ما را به سردرگمیدچار می کند. افرادی که نسبت به احساسات خوداطمینان بیشتری دارند بھتر می توانند زندگیخویش را ھدایت کنند. این افراد درباره احساساتواقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات زندگی، ازانتخاب ھمسر گرفته تا شغلی که برمی گزینند،احساس اطمینان بیشتری دارند.

بعضی ازافراد واقعادر زمینهشناختعواطفشخصیخود فاقدخودآگاھی اند. این عده وقتی از لحاظ عاطفی وھیجانی به ھم می ریزند نمی دانند که آیاخشمگین اند یا غمگین؟ خوشحال ا ند یا صرفاپرانرژی؟ این افراد بھای بی سوادی ھیجانی خود رادر روابط بین فردی و حتی درونی مختل شده خودمی پردازند.

 

امروزه تاکید بسیار زیادی بر روی شناخت – رفتار درمانی برای درمان و بهبودی اختلالاتی همچون افسردگی، دو قطبی، اضطراب ها، اعتیاد و… می شود و هدف شناخت درمانی همانا مدیریت کردن هیجانات با استفاده از عقل و منطق است، این توانایی مهمترین اصل هوش هیجانی است چرا که افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیفند، دایما بااحساس نومیدی، خشم مزمن و افسردگی دستبه گریبان اند، در حالی که افرادی که در آن مھارتزیادی دارند با سرعت بسیار بیشتری می توانندناملا یمات زندگی را پشت سر بگذارند.

 

خود انگیزشی

توانایی انگیزه دادن به خود، عامل مهمی برای رسیدن به هر هدفی است، این توانایی به همراه به تاخیر انداختن خواسته هایی که لذت بخش اند اما متضاد با هدف انتخاب شده هستند، شخص را بصورتی متمرکز در مسیر دستیابی به نگه می دارد.

 

ھمدلی

ھمدلی، توانایی دیگری بر خود آگاھی عاطفیمتکی است و اساس مھارت رابطه بامردم است.افرادی که از ھمدلی بیشتری برخوردارند به علایماجتماعی ظریفی که نشان دھنده نیازھا یاخواسته ھای دیگران است توجه بیشتری نشانمی دھند. این توانایی آنان را در حرفه ھایی که مستلزم مراقبت ازدیگرانند، تدریس، فروش ومدیریت موفق تر می سازد. انسان ھایی که درشناخت عواطف دیگران مھارت دارند به راحتی و گاھی بدون دیدن چھره طرف مقابل مثلا از پشتتلفن قادرند حالت روحی دیگران را حدس بزنند.شناخت عوطف دیگران به ویژه در روابط بین زوجیناھمیت دارد.

 

مدیریت روابط

 

بخش عمده ای از ھنر برقراری ارتباط، مھارت کنترلعواطف در دیگران است. افرادی که در این زمینهمھارت دارند، به خوبی و عمیقا به دیگران گوشمی دھند، دیگران را می پذیرند و دست به قضاوتنمی زنند، در دیگران احساس ارزش و عزت تولیدمی کنند نه احساس گناه و در ھر آن چه که بهکنش متقابل آرام با دیگران بازمی گردد به خوبیعمل می کنند. آنان ستاره ھای اجتماعی ھستندستاره ھایی که حتی در روز نیز درخشان اند!

 

البته افراد از نظر توانایی ھای خود در ھر یک از اینحیطه ھا با یکدیگر تفاوت دارند و ممکن استبعضی از ما مثلا در کنار آمدن با اضطراب ھای خودکاملا موفق باشیم اما در تسکین دادن ناآرامیھای دیگران چندان کارآمد نباشیم. بدون شک زیربنای اصلی سطح توانایی ما، زیستی و عصبیاست اما مغز به طرز چشمگیری شکل پذیر است وھمواره در حال یادگیری. سستی افراد را در مھارتھای عاطفی می توان جبران کرد، ھر کدام از اینحیطه ھا تا حد زیادی نشانگر مجموعه ای از عاداتو واکنش ھاست که با تلا ش صحیح می توان آنھا را بھبود بخشید.

ضریب هوشی ما حتی با روند بلوغ مان نسبتا ثابت می ماند، ولی هوش هیجانی می تواند قوی تر شود. افراد در هر سن و هر مرحله ای از زندگی می توانید هوش هیجانی خود را پرورش دهید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱۱