رشد تیپ:

رشد خوب تیپ این امکان را فراهم می سازد که شخص از حداکثر توانمندی های
طبیعی خود استفاده نماید، به فرد امکان می دهد که تصمیمات بهتری بگیرد و تحت تاثیر
نقاط ضعف درونی خود تباه نشود.

جمله معروفی است که می گوید: "اشکال پیر شدن این است که بیشتر شبیه
خودتان می شوید" گرچه با بزرگ شدن تغییر می کنیم ، تیپ های شخصیتی ما تغییر نمی کند
و کارکرد اصلی و معین ما همان هایی که هستند باقی می مانند. اما در محدوده هر تیپ
ممکن است شخصیت محکم تری به وجود آوریم.

اشخاص تا حدودی شخصیت های خود را در مراحل قابل پیش بینی رشد می دهند.
شخص چه در مورد تیپ های شخصیتی آگاهی داشته باشد یا نه در مواقع مختلف زندگی خود
علایق متفاوتی خواهد داشت. اما وقتی با موضوع رشد تیپ آشنا شود، به این نتیجه می
رسد که این تغییرات صرفا به طور اتفاقی رخ نمی دهند. وقتی بداند که در کجای رشد
تیپی خود قرار دارد، متوجه می شود کدام کارکردها را رضایت بخش ارزیابی می کند و
اینها در سن 42 سالگی بسیار متفاوت از سن 22 سالگی هستند. در ضمن متوجه می شود چرا
بعضی از فعالیتها که زمانی وی را راضی می کردند، دیگر این کار را نمی کنند. از آن
گذشته می فهمد که با بزرگ شدن می توان چه انتظاری برای تغییر یافتن داشته باشد و
چگونه دایره انتخاب شغل می تواند برای وی وسیع شود.

بر اساس نظریه رشد تیپ های شخصیتی ها رولد گرانت ، تجربیان بخش اعظم
آنچه را او معتقد بود تایید می کند، آشنا شدن با رشد تیپ ها به اشخاص کمک می کند تا
درباره نیازهای شغلی خود در آینده تصمیم بگیرند.

 

از تولد تا شش ماهگی

هر شخص با پیش طرحی شخصیتی متولد می شود که در تمام مدت عمرش یکسان باقی
می ماند. اما برای اینکه ترجیحات شخصیتی خودشان را نشان بدهند احتیاج به گذشت زمان
است. در سال های اولیه تعیین ترجیحات تیپی کودک بسیار دشوار است. زیرا این کودکان
هنوز به سطحی از مهارت کلامی نرسیده اند تا فرایند های ذهنی خود را بیان کنند. در
حالی که به راحتی بیشتری می توان برون گرا و یا درون گرا بودن کودک را تعیین کرد،
سایر کارکردها، بخصوص در مورد کودکان درون گرا به این سادگی مشخص نمی شوند زیرا
شناسایی آنها دشوارتر است و از آنجایی که هر چهار ویژگی با هم رشد نمی کنند به
دشواری می توان شخصیت کامل بچه ها را تا شش سالگی تشخیص داد.

 

از شش سالگی تا دوازده سالگی

در حدود شش سالگی کارکرد اصلی کودک به تدریج خودش را نشان می دهد و
انگاره های رفتاری روشن تر می شوند. یک حسی غالب، نشانه هایی از توانمندی های
ژیمناستیکی را بروز می دهد و یک شمی غالب ممکن است از ابزار وادوات مختلف موجود در
خانه یکی از ادوات موسیقی را بسازد. یک فکری غالب ممکن است علیه مجازات شدن، داد
سخن بدهد و بالاخره یک احساس غالب ممکن است همدلی و همدردی خود را در قبال دیگران
نشان دهد.

سلامتی کودک ایجاب می کند که کارکرد اصلی او را تشویق کنیم.

 

از دوازده تا بیست و پنج سالگی

از حدود دوازده سالگی به تقویت کارکردهای معین خود می پردازد. کارکرد
معین، اصلی را متعادل می سازد و زمینه را ،هم برای گردآوری اطلاعات و هم برای تصمیم
گیری فراهم می سازد.

پس از آنکه  کارکردهای اصلی و معین شکل گرفتند، سومین و چهارمین کارکرد
کم کم خود را نشان می دهند. هر چند در این مرحله هنوز آن طور که باید رشد نکرده
اند. تا حدود بیست و پنج سالگی تیپ های شخصیتی ماشکل بارز پیدا می کنند.

 

از بیست و پنج تا پنجاه سالگی

جایی بعد از بیست و پنج سالگی سومین کارکردها حالت پیدا می کند. اما در
بسیاری از اشخاص این کارکرد تا سال های بعد و حتی بعد از چهل سالگی حالت رشد یافته
پیدا می کند این رشد می توان با بحران میانسالی مقارن و همزمان باشد.

ارتباط میان رشد تیپ شخصیتی و بحران میانسالی که می توان آن را ارزیابی
مجدد میانسالی چیزی بیش از یک امر تصادفی است فرد در نیمه نخست زندگی خود، از
کارکردهای اصلی و معین خود بیشتر استفاده می کنیم.

 

بعد از پنجاه سالگی

در مراحل بعدی زندگی، با موفقیت بیشتری کارکرد چهارم خود را تقویت می
کند. بعضی از تیپ شناسان معتقدند که کارکرد چهارم به قدری رشد نکرده باقی مانده است
که هرگز نمی توان از آن به طور کامل استفاده نمود. اما مشاهده است که بسیاری از
افراد در این مقطع از زندگی به کارکرد چهارم خود بها داده و آن را رشد می دهند. با
تلاش آگاهانه می توان از این ویژگی به خوبی استفاده کرد.

برای اینکه کسب اطلاع کلی درباره موقعیت خود در رشد تیپی به جدول زیر
مراجعه نمائید.

جدولی زمانی رشد تیپ

چهارم

سوم

معین

اصلی

              50                          25          
          12                  6              تولد

 

نشانه های رشد تیپ

رشد حسی

به طور کلی اشخاصی که ترجیح حسی خود را رشد می دهند بیشتر به لحظه اکنون
توجه دارند و مسایل را روز به روز بررسی می کنند.

نگرش های جدید ممکن است شامل موارد زیر می شود :

·       آگاهی بیشتر درباره شکل ، صدا ، بو، مزه و احساس

·       توجه بیشتر به طبیعت

·       توجه بیشتر به ارقام و آمار و حقایق دقیق تر شدن

·       واقع بین تر شدن

علایم جدید ممکن است شامل موارد زیر باشد :

·       آشپزی

·       ساختمان سازی

·       هنر و صنایع دستی

·       گوش دادن به موسیقی                                 
       

·       ورزش

·       پیاده روی ، اردو زدن

·       باغبانی

·       خواندن کتاب های غیر داستانی

·       توجه شدید به جزئیات

·       علاقه بیشتر به اعداد و ارقام

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٠