در طول تاریخ، فیلسوفان، روان شناسان، نویسندگان و سایر صاحب نظران در
امور انسانی متوجه شده اند که چهار مشرب وجود داردکه تمام مردم در یکی از آنها جای
می گیرند. هیپوکراتس 450 سال قبل از میلاد مسیح به این چهار مشرب اشاره کرده است.
در اعصار میانه پاراسلوس به چهار طبیعتی اشاره کرد که رفتارشان تحت تاثیر چهار روح
و روان بود. طب سرخپوستان آمریکایی هم به چهار روحیه اشاره دارد که شبیه به همین
مشرب هاست. در آیین هندو نیز چهار میل و گرایش مرکزی دیده شده است.

دیوید کرسی روان شناس به این نتیجه رسید که این چهار مشرب متفاوت که در
فرهنگ متفاوت هر کدام به طور مستقل وجود دارد، ویژگی های مشابهی را توصیف می کنند.
وی با خواندن نوشته ها و مطالب ایزابل بریگزمیرز با موضوع تیپ های شخصیتی آشنا شد ،
تحت تاثیر رابطه میان تیپ ها و نقش ها قرار گرفت. برای توصیف مشرب های چهارگانه از
واژه ها و مفاهیم متفاوتی استفاده شده است.

کرسلی به این نتیجه رسید که چهار ترکیب ترجیحات تیپی با چهار مشربی در
رابطه اند که در تاریخ به آن اشاره شده است. این چهار ترکیب عبارت اند از :

1-   سنتی ها که حسی و داوری کننده را ترجیح می دهند.

2-   تجربه کننده ها که حسی و ملاحظه کننده را ترجیح می دهند.

3-   ایده آلیست ها که شمی و احساسی را ترجیح می دهند.

4-   بینشی ها که شم و فکر را ترجیح می دهند.

هر یک از شانزده تیپ شخصیتی در محدوده یکی از این طبقه بندی ها قرار می
گیرند:

 

سنتی ها

SJ ها

ISFJ

ESFJ

ISTJ

ESTJ

تجربه کننده ها

SP ها

ISFP

ESFP

ISTP

ESTP

ایده آلیست ها

NF ها

INFP

ENFP

INFJ

ENFJ

بینشی ها

NT ها

INTP

ENTP

INTJ

ENTJ

 

اشخاص با مشرب واحد وجه مشترک فراوان دارند و به ارزش های مشابهی پای
بند می باشند، اما کاملا یکسان نیستند . اشخاص در هر مشرب، از چهار نوع و دسته
تشکیل می شوند. ترجیحات دیگر آنها -درون گرا یا برون گرا، فکری یا احساسی و داوری
کننده یا ملاحظه کننده- به آنها شخصیت های بسیار متفاوتی می دهد.

سنتی ها (داوری کننده های حسی)

ESTJ, ISTJ, ESFJ, ISFJ

حسی ها به حقایق اعتماد دارند، به دنبال اطلاعات به اثبات رسیده هستند،
به تجارب گذشته  بها می دهند. و به اطلاعاتی که از طریق حواس پنج گانه خود دریافت
می کنند اعتقاد دارند. داوری کننده ها دنیای منظم و سازمان یافته را ترجیح می دهند.
آنها علاقمند به تصمیم گیری هستند. این دو ترجیح به اتفاق ، داوری کننده حسی را به
وجود می آورند و اینها اشخاصی قاطع و  واقع بین هستند که آنها را سنتی می
نامند.

شعار سنتی ها این است: "زود بخواب و زود از خواب بیدار شو". این اشخاص
در مقایسه با گونه های دیگر، سنتی تر هستند. آنها به نظم، قانون، امنیت، درستی کار
و مقررات و سازگاریهای بها می دهند و به شدت علاقه مند خدمت به جامعه هستند و می
خواهند نیازهای اجتماعی را برآورده سازند. سنتی ها برای مقالات بالا و صاحبان
اختیار، به سلسله مراتب فرماندهی احترام می گذارند و اغلب ارزش های محافظه کارانه 
دارند . این اشخاص بسیار وظیفه شناس هستند و همیشه سعی می کنند کارها را درست انجام
بدهند که این ، از آنها انسان هایی قابل اعتماد ، و از همه مهم تر مسئول می
سازد.

شغل مناسب برای یک سنتی، کار کردن در یک شرکت با ثبات و با خط
فرماندهی مشخص همراه با داشتن مسئولیت است. چون سنتی ها ساختار را دوست دارند،
معمولا در سازمان هایی که دارای رویه و مقررات به حد کافی و روش های استاندارد برای
انجام دادن کارها باشد خوب ظاهر می شوند. سنتی ها دوست دارند در محیطی کار کنند که
در آن ، مقررات و پاداش  شکل مطمئن داشته باشند.  آنها از کار کردن در شرایط مبهم
لذت نمی برند. آنها به همکارانی علاقه مندند که با اهتمام باشند و به سرپرستان و
مقامات مافوق احترام بگذارند.

سنتی ها اغلب ، مدیران شایسته ای هستند .آنها به نیاز به ساختار توجه
دارند و در بسیاری از مواقع در مشاغل مدیریت یا موقعیت های حمایت کننده قرار دارند.
سنتی ها برقرار کننده ثبات اند و می خواهند سنت ووضع موجود را حفظ کنند.

بسیاری از سنتی در صف مامورین پلیس در می آیند. با توجه به بررسی انجام
گرفته در آمریکا 50 درصد نیروی پلیس با این مشرب هستند. برای این اشخاص اعمال
مقررات اجتماعی، حفظ نظم و کمک به کسانی که در شرایط پریشانی به سر می برند از
اولویت فراوان برخودار است.

 

تجربه کننده ها (ملاحظه کننده های حسی)

ESTP, ISTP, ESFP, ISFP

حسی ها به آنچه می توان دید، شنید، احساس کرد، بویید و چشید توجه دارند.
آنها آنچه را که قابل اندزه گیری باشد مهم می دانند. ملاحظه کننده ها انواع امکانات
و احتمالات را در نظر می گیرند و دوست دارند که در شرایط انعطاف پذیری  کار می
کنند. روی هم رفته این دو ترجیح ملاحظه کننده حسی را به وجود می آورد که پاسخگو و
مستقل است این مشرب را تجربه کننده می نامند.

شعار تجربه کننده می تواند این باشد "بخور، بنوش و شاد باش". این اشخاص
در مقایسه با سایر مشرب ها، ماجراجوتر از همه هستند. آنها برای اقدام کردن، برای
تکانه و برای لحظه حال زندگی می کنند. آنها به موقعیت فوری توجه دارند و می توانند
ارزیابی کنند که در لحظه حال چه کاری باید صورت گیرد. تجربه کننده ها به آزادی بها
می دهند و استقلال را دوست دارند، بنابراین به ندرت فعالیت ها یا موقعیت هایی را
انتخاب می کنند که ساختار یا قانون و مقررات بیش از اندازه داشته باشد. این اشخاص
به استقبال خطر می روند، سازگار هستند، راحت و عمل گرا نیز می باشند.

شغل مناسب برای تجربه کننده ها شغلی است که به او استقلال، تنوع
و امکان عمل بدهد. از آنجایی که این اشخاص تفریح را دوست دارند، هر کاری باید به
آنها احساس رضایت بدهد.

گرچه اشخاصی با این مشرب طبیعتا سراغ تشکیلات سازمان یافته نمی روند،
ولی آنها تجربه کننده هایی هستند که می توانند نقشی را در مهار  بحران داشته باشند
و در مقابل آن، عکس العمل نشان دهند. آنها اغلب جذب مشاغلی می شوند که به آنها
امکان می دهد ابزارها و مهارت های آموخته شده را به نحو مستقل و آزاد به کار
برند.

با توجه به ارقام و آمار موجود، حدود 25 درصد نیروی پلیس آمریکا را
اشخاص با این مشرب تشکیل می دهند. بسیاری از این اشخاص به خاطر هیجان در شمار
مامورین پلیس قرار می گیرند. غیر قابل پیش بینی بودن کار و حتی خطری که می تواند
متوجه این اشخاص شود آنها را به جمع نیروی پلیس جذب می کند.

 

ایده آلیست ها (احساسی های شمی)

ENFJ, INFJ, ENFP, INFP

شمی ها به معانی، روابط و به امکانات و احتمالات توجه دارند. احساسی ها
با توجه به ارزش های شخصی تصمیم گیری می کنند. این دو ترجیح به اتفاق، احساسی شمی
را صورت خارجی می بخشد. بعضی با این مشخصات به رشد شخصی، درک کردن خود و دیگران
علاقه دارند. این مشرب را ایده آلیست گویند.

شعار ایده آلیست ها این است "صداقت داشته باش". این مشرب در مقایسه با
مشرب های چهارگانه، فلسفی تر است. این اشخاص پیوسته در زندگی به دنبال معنا می
گردند و برای صداقت واصالت داشتن بهای فراوان قائل هستند و به درستی و امانت داری
در اشخاص و در روابط اعتقاد فراوان دارند و دوست دارند که دیگران را آرمان سازی
کنند. ایده آلیست ها به پتانسیل و توانمندی های بالقوه انسان ها بها می دهند و مایل
اند کاری کنند که دیگران رشد و ترقی کنند. این اشخاص ارتباط برقرار کنندگانی عالی
هستند و می تواتنند سبب ساز تغییرات مثبت گردند .

شغل مناسب برای یک ایده آلیست، شغلی است که معنی دار باشد. آنها
به داشتن حسن روابط با دیگران علاقه مندند و درکار رقابت وارد نمی شوند. انها
سازمان های دموکراتیک را دوست دارند که مشارکت همگان را در تمام سطوح جلب
نماید.

ایده آلیست ها به سمت سازمان هایی گرایش دارند که ارزش های انسانی را
رشد بدهند و یا به سراغ مشاغلی می روند که بتوانند به دیگران برای رسیدن به شکوفایی
کمک کنند . اغلب این اشخاص در بخش منابع انسانی و پرسنلی کار می کنند. از جمله سایر
مشاغل مورد توجه این اشخاص تدریس، مشاوره و زمینه های هنری است .

با توجه به بررسی های به عمل امده ، ایده آلیست ها کمتر از 10 درصد
نیروی پلیس را به خود تخصیص می دهند. با این حال در مواقعی این اشخاص در جمع
نیروهای پلیس هم جذب بخش های پرسنلی، کمک رسانی، برنامه های آموزشی و غیر می
شوند.

 

بینشی ها (فکری های شمّی)

ENTJ, INTJ, ENTP, INTP

شمی ها در همه چیز دنبال معنا می گردند، به کاربرد ها توجه دارند همچنین
فکری ها تصمیمات غیر شخصی و منطقی می گیرند. روی هم رفته این دو ترجیح فکری شمی را
به وجود می آورد. این مشرب را بینشی می نامند.

شعار بینشی ها "در هر کاری عالی باش" می باشد. در جمع چهار مشرب، از همه
مستقل تر هستند . میل شدیدی به کسب دانش دارند و برای خود و برای دیگران استاندارد
های سطح بالا در نظر می گیرند. این اشخاص کنجکاوی فراوان دارند. بینشی ها می توانند
جنبه های مختلف یک موضوع را ببینند.انها می توانند امکانات را ببینند، پیچیدگی ها
را درک نمایند و برای مسایل واقعی راه حل هایی پیدا کنند.

شغل مناسب برای یک بینشی، کار است که به او استقلال بدهد. برایش
تنوع داشته باشد و او را به لحاظ عقلی تحریک کند. برای بینشی ها کار مناسب آن است
که چالش داشته باشد. بینشی ها احتیاج دارند که سرپرستان، روسا، همکاران و کارکنان
زیر دست آنها، اشخاص توانمند باشند. بسیاری از بینشی ها به قدرت بها می دهند و به
همین دلیل به اشخاص قدرتمند تمایل دارند.

از آنجا که نیاز آنها به صلاحیت و شایستگی بسیار زیاد است، اغلب در
مشاغل رهبری ظاهر می شوند. در کالج ها درس می دهند، در رده های مدیریت سطح بالا
ظاهر می شوند. به رشته های علوم کامپیوتری علاقمند هستند. بسیاری از آنها طبیب یا
حقوقدان می شوند. گرچه شمار بینشی ها در نیروهای پلیس زیاد نیست، ممکن است تا 20
درصد رده های فرماندهی نیروهای پلیس را اشغال کنند. قرار گرفتن در مقام های سطح
بالا به آنها امکان می دهد تا از اندیشه های خود استفاده کنند.

 

 

 

سلسله مراتب کارکردها

 

I

درون گرا

برون گرا

E

 

N

شمی

حسی

S

کارکرد

F

احساسی

فکری

T

P

ملاحظه کننده

داوری کننده

J

 

 

هر تیپ شخصیتی دارای سلسله مراتب کارکردهاست . این سلسله مراتب،
کارکردها را از قوی ترین تا ضعیف ترین رده بندی می کند. گرچه به تدریج توانمندی ها
رشد می کند، سلسله مراتب کارکردها در زندگی به یک شکل باقی می ماند.

برای هر تیپ شخصیتی کارکردی وجود دارد که قوی ترین ویژگی آن تیپ محسوب
می شود- کاپیتان کشتی. این را کارکرد اصلی می نامیم . هر یک از چهار کارکرد شما
(حسی، شهودی، فکری و احساسی) می توانند کارکرد اصلی باشند ولی برای هر تیپ شخصیتی
فقط یک کارکرد اصلی وجود دارد و همیشه یکسان باقی می ماند.

کارکرد بعدی در سلسله مراتب – معاون فرماندهی – (کارکرد معین) نامیده می
شود. دوباره در هر تیپ شخصیتی یک کارکرد معین وجود دارد و این هم هرگز تغییر نمی
کند.

کارکرد های اصلی و معین همیشه نشان می دهند که چگونه اطلاعات را به دست
می آورید و چگونه تصمیم گیری می کنید. از آن جهت که همه باید از هر دو فرایند
استفاده کنند، کارکردهای اصلی و معین هرگز به فرایند واحدی اشاره ندارند. اگر
کارکرد اصلی، دریافت اطلاعات باشد، در این صورت کارکرد معین تصمیم گیری است و
برعکس.

سومین کارکرد در سلسله کارکردها، همیشه نقطه مقابل کارکرد معین است.
"کارکرد چهارم" در سلسله مراتب کارکرد، همیشه نقطه مقابل کارکرد اصلی است . چون
کارکرد اصلی مهم ترین ترجیح در شخصیت است. بنابراین نقطه مقابل این ترجیح باید ضعف
ترین نقطه باشد. کارکرد چهارم را گاه کارکرد پست تر می نامند.

1-   کارکرد
اصلی                                                             

2-   کارکرد معین

3- کارکرد سوم ( مخالف شماره2)  

4- کارکرد چهارم ( مخالف شماره 1)

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۱٠