تفاوت این اختلال با اختلال‌های وسواسی- جبری چیست؟

کسی که به اختلال در
خوردن مبتلاست ممکن است علائمی از بد شکلی را هم نشان دهد به‌خصوص اگر فرد از ظاهرش
ناراضی باشد. وجود اختلال بد شکل بودن بدنی در قسمتی از بدن که به بزرگی و کوچکی آن
مربوط نباشد (مثل گوش و بینی) معمولا نشان می‌دهد اختلالات خوردن به‌طور همزمان
وجود ندارد.

اگر محلی که اختلال بد شکل بودن بدنی را ایجاد کرده وابسته به
اندازه باشد باید ارزیابی اختلال خوردن انجام شود و تمرکز روی نشانه‌های معمول
اختلالات خوردن باشد مثل رژیم‌های غذایی شدید، کاهش وزن، استفاده از مسهل‌ها برای
کاهش وزن و احساس کنترل نداشتن در مقابل غذاها.

افتراق اختلال وسواسی –
جبری از اختلال بد شکل بودن بدنی از یکدیگر بسیار مشکل است و بعضی محققین معتقدند
اختلال بد شکل بودن بدنی در حوزه اختلال وسواسی – جبری قرار دارد. در اصل درمان‌های
روان‌پزشکی و دارویی برای هر دو یکسان است.

البته افسردگی و مشکلات اضطراب
از اجتماع نیز از جمله مشکلات روان‌پزشکی مرتبط با اختلال بدشکل بودن بدنی هستند
(هراس از اجتماع، اختلال شخصیتی دوری گزین) که متاسفانه کارهای تجربی در این زمینه
اندک بوده است.

2 روش عمده برای شناسایی اختلال بدشکل بودن وجود دارد، یکی
معیاری است که در منابع روان‌پزشکی وجود دارد و دوم روش جیمز روزن است که معاینه
اختلال بد شکل بودن بدنی است که در مطالعات مختلف استفاده شده و بسیار عالی
است.



در زمینه درمان هم مطالعات
هنوز اندک است. نتایج امیدوار‌کننده با دارودرمانی و درمان شناختی –رفتاری دیده شده
است. در روش آخر سعی بر این است که الگوهای وسواس گونه‌ای مثل بررسی مداوم در آینه
یا گرفتن تایید از دیگران شکسته شود. در مواردی که دوری از اجتماع وجود دارد به
بیمار آموزش داده می‌شود که چگونه با موقعیت‌های اجتماعی مواجه شده و بر اضطراب
اجتماعی غلبه کند.

با این حال به‌نظر می‌رسد تعداد زیادی از مبتلایان هنوز
درمان نشده‌اند چون از ابتلای خود به این اختلال آگاه نیستند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٥