تصور خوب از ظاهرخود
نداشتن، فقط یک حساسیت کوچک نیست بلکه یک اختلال روانی به حساب می‌آید! اینکه یک
فرد تصور خوبی از ظاهر خود نداشته باشد، گاهی به حدی شدید می‌شود که روان‌پزشکان به
آن «اختلال بدشکلی بدنی» می‌گویند. تعجب نکنید این عنوان موضوعی حیرت‌آور و تازه
نیست بلکه یک جور بیماری است که بسیاری را درگیر کرده که حتی خودشان هم از ابتلا به
آن بی‌خبرند.

اختلال بدشکلی بدن
(body dysmorphic disorder) : عبارت از اشتغال ذهنی با نوعی نقص خیالی یا اغراق
آمیز در ظاهر جسمانی است.

به عبارتی ویژگی اصلی
اختلال بدشکلی بدن (BDD) که در گذشته بدشکلی هراسی (dysmorphophobia) نامیده می شد،
عبارت از اشتغال ذهنی با نوعی کاستی در ظاهر فرد است. این کاستی یا خیالی است یا
چنانچه نابهنجاری بدنی جزیی وجود داشته باشد، دلواپسی فرد درباره آن افراطی و رنج
آور است.

شباهت های زیادی میان
اختلال بدشکلی بدن و وسواس وجود دارد. این شباهت ها شامل اشتغال ذهنی وسواسی قابل
توجه با یک نقص یا نارسایی و رفتارهای تکراری و وسواسی مانند وارسی کردن وسواسی خود
در آیینه، دستکاری پوست و آرایش افراطی می باشد. برخی علایم BDD و OCD همسانی
نزدیکی با هم دارند؛ مانند اشتغال ذهنی در مورد کامل گرایی، شک و تردید درباره
اینکه برخی چیزها درست نیستند، تمرکز بر روی ظاهر در BDD و به همان اندازه رفتارهای
وارسی کردن تکراری و کسب اطمینان در OCD.

 


شایان ذکر است که به
دلیل شباهت زیاد میان این دو اختلال، گاهی اختلال بدشکلی بدن به عنوان زیر مجموعه
ای از طیف اختلال وسواس در نظر گرفته می شود. هر چند افراد دچار BDD اشتغال ذهنی
وسواسی درباره ظاهر خود دارند و ممکن است رفتارهای وسواسی (مانند وارسی ظاهر خود در
آیینه) داشته باشند، تشخیص جداگانه OCD تنها زمانی گذاشته می شود که افکار و رفتار
وسواسی محدود به نگرانی فرد در زمینه ظاهر خود نباشد و حالت خود ناهمخوان
(ego-dystonic) داشته باشد

 

اختلال بدشکلی بدن یا
مشغولیت ذهنی با یک نقص خیالی در ظاهر شخص مشخص میشود و این نگرانی به وضوح
اغراقآمیز است . از مشخصات این اختلال این است که شخص وقت زیادی را جلوی آینه
میگذراند، خصوصیات ظاهری خود را با دیگران مقایسه میکند، سعی میکند قسمتهای باز بدن
را که احساس میکند نقص دارد استتار کند و در صدد جلب اطمینان از دیگران در مورد
ظاهر خود است . این افراد اغلب از صمیمیت با دیگران و موقعیتهای متفاوت اجتماعی
دوری میکنند . در این اختلال شخص از نظر رضایت از خود و تصویر بدن تفاوتهای کمی و
کیفی با دیگران دارد . از نظر روان آسیبشناسی این اختلال خصوصیاتی مشابه با اختلال
وسواسی - اجباری و هراس اجتماعی، و از طرفی با این اختلالات همابتلایی دارد؛
بنابراین تعجبی ندارد که مدل شناختی که برای آن ارائه میشود با مدلهای شناختی این
اختلالات شباهتها و همپوشانی هایی داشته باشد .

 

 

 

عنوان (self) « خود »
، در مدل ارائه شده زیر تجربه هایی است که شخص در آن حداکثر خودآگاهی و توجه معطوف
به خود به عنوان یک تصویر تحریف شده دارد . فرض شده است که چرخه شناختی وقتی شروع
میشود که یک بازنمایی خارجی از ظاهر شخص (مانند نگاه به آینه)، یک تصویر تحریف شده
را در ذهن فعال میکند . فرآیند توجه انتخابی موجب افزایش آگاهی از تصویر و خصوصیات
خاص آن میشود .

این افراد به احتمال
بیشتر تصویر خود را منفیتر ارزیابی میکنند و بنابراین تصویر بیشتر تحریف میشود و
نقایص موجود در آن بارزتر به نظر میرسد . در این افراد در بسیاری از موارد تصویر از
دیدگاهِ مشاهده کننده تجسم میشود و این حالت به بیماران دارای اختلال هراس اجتماعی
شباهت دارد . در هر دو این اختلالات بیماران به طور اولیه ممکن است برای اجتناب از
مواجهه با احساس منفیِ ناشی از ارزیابی خود، از دیدگاه ناظر استفاده کنند که در
نتیجه دیدگاه ناظر به عنوان یک عامل نگهدارنده عمل میکند . فعال شدن یک تصویرسازی
ذهنی با افزایش توجه به خود همراه است . این موجب آگاهی بیشتر از اطلاعاتی مانند
احساسات، افکار، تصاویر ذهنی یا هیجاناتی میشود که در حافظه شخص باقی مانده است و
در حال حاضر او را تحت تأثیر قرار میدهد .

میزان توجه به خود با
شدت علایم و مشغولیت ذهنی بیمار ارتباط دارد . از طرفی این سیستم فکری ممکن است .
آنقدر انعطاف ناپذیر باشد که نتواند به اطلاعات خارجی راجع به ظاهر شخص توجه کند .
در بیمارانی که اختلال آنها شدت کمتری دارد، هنوز ظرفیتهایی از توجه به اطلاعات
بیرونی وجود دارد و به همین دلیل تصاویر ذهنی خیلی ثابت نیستند و شخص به عقاید خود
راجع به ظاهرش شک میکند . هرچه شخص مدت بیشتری را جلوی آینه سپری کند، آگاهی او از
خود افزایش مییابد و احساس بدتری پیدا میکند و احساس زشت بودن در او تقویت میشود .
به نظر میرسد فرآیند توجه انتخابی به خصوصیات خاصی از ظاهر معطوف و به تحریف تصویر
ذهنی از بدن منجر میشود . در این مدل از نقش تصویرسازی و توجه به خود، در درمان نیز
استفاده میشود.

 

نشانه‌های بدشکلی
ممکن است فرد ساعت‌های طولانی در مورد
بخش‌های خاصی از بدن خود نگران باشد. بیشتر مواقع احساس غمگینی و ناامیدی داشته
باشد. حتی فرد ممکن است بخش‌هایی که درباره آن نگران و ناراحت است را از دید دیگران
پنهان کند. بعضی افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از ارتباط برقرار کردن با دیگران
خودداری می‌کنند زیرا نمی‌خواهند دیگران آن بخش از بدنشان را ببینند. این امر سبب
بروز مشکلاتی در مدرسه و یا محل کار و روابط آنها می‌شود.
این افراد درباره چه
چیزهایی نگران هستند؟
بعضی افراد مبتلا به اختلال بدشکلی بدن درباره بخش‌هایی از
صورت خود نگران هستند. عده‌ای دیگر هم در مورد سایر بخش‌های بدن ناراحت
هستند.
مثال‌هایی از این نگرانی‌ها:
خال یا کک و مک خیلی بزرگ است
آکنه
بسیار بد است
جای زخم خیلی بزرگ است
بینی بسیار بزرگ است
دندان‌ها نامرتب
و نامنظم هستند
موی زیاد در صورت و یا بدن وجود دارد
موی سر خیلی کم‌پشت
است
اندازه و شکل پستان‌ها مناسب نیست
عضلات بسیار ضعیف و نحیف
است
رفتارهای شایع کدام هستند؟
فرد مدت‌های طولانی در مقابل آینه می‌ایستد و
یا مدام در حال چک‌کردن بدن خود است.
اجتناب از دیدن خود در آینه
پرهیز از
عکس گرفتن
فرد مدام به زیباکردن خود می‌پردازد. مثلا موهای زاید را می‌کند،
می‌تراشد و یا موهایش را شانه می‌کند.
به پاکیزه‌کردن پوست
می‌پردازد.
چک‌کردن مداوم، لمس‌کردن و یا اندازه‌گیری مکرر بخش‌هایی که درباره
آن نگران است.
فرد سعی می‌کند با پوشاندن این بخش‌های بدن با لباس و کلاه، عینک
و یا آرایش این مشکل را برطرف و یا از دید پنهان کند.
فرد مدام به پزشک متخصص
پوست، جراح پلاستیک و یا دندانپزشک مراجعه می‌کند.
برای یک مشکل کوچک اقدامات
پزشکی زیادی انجام داده است.
اختلال بدشکلی بدن چگونه درمان می‌شود؟
اگر این
افکار شما را آزار می‌داد و یا این رفتارها در شما دیده شد حتما با پزشک مشورت
کنید. پزشک ممکن است به شما داروهایی بدهد که بتواند به شما کمک کند. همچنین پزشک
ممکن است در یافتن پزشک متخصص و آموزش‌دیده در این زمینه به شما کمک
کند.
درمان‌گرهایی که در زمینه اختلال بدشکلی تخصص دارند ممکن است از
رفتاردرمانی شناختی برای کمک به این افراد استفاده کنند. گفتگو و مشاوره در افرادی
که مدام در مورد این مشکل فکر می‌کند کمک‌کننده است


   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٥