آیـا شمـا هـم جـزء آن دسـتـه از افـراد
مطیع هستید که با خـوش خیالی اجـازه مـی دهید دیگران به آسانی از شما بـهره کشـی
کـنـند؟ اگـر دوستـان یـا همکارانتان به عنوان فـردی میـانـجی گـر یـا فـردی کـه
هـیـچ وقـت بـرای کسـی مشـکل یـا ناراحتی ایجاد نمی کند یا هیچ وقت به کسی "نـه"
نمی گوید شما را می شناسند، شاید دیگر زمانش رسیده باشد که تغییر
کنید.


ببـیـنید وقـتـی شخـصـی در کـار مهمی که
مشغول انجام دادنـش هسـتـید وقفه ایجاد می کند یا وقتی بعد از مدت زیــادی که در صف
ایستاده اید، از عقب آمده و غذای خود را سـفـارش مـی دهـد، چــه واکنشی دارید. ممکن
است بـگویـیـد کـه این چیزها باعث رنجش شما نمی شود، اما شـاید این فقط برای حفظ
ظاهر باشد. و این محرومیت ها روی سلامتیتان تاثیر بد بگذارد، بدون اینکه خودتان
متوجه باشید.


تصور کنید که هر سال مسئولیت ترتیب دادن
به کارهای استخر به گردن شما می افتد. در ظاهر کار ساده ای به نظر می آید، اما اگر
با خود فکر کنید که با این کار به دیگران اجازه می دهید که از شما سوء استفاده
کنند، از این کار متنفر خواهید شد. در مورد کارتان چه؟  مدیران شرکت ها همیشه روی
کار گروهی و مشارکت کردن در کارها تاکید دارند، اما در آخر این خودشان هستند که
باید تصمیمات را بگیرند. تردید را کنار گذاشته و مسئولیتی را بر عهده
بگیرید.


خیلی خوب است که در نظر دیگران انسان
خوبی باشیم، اما اگر ایجاد این تصویر در ذهن دیگران به از دست دادن اعتماد به نفس،
سلامت جسمی، اهداف کاری و موفقیت روابط خصوصی زندگیتان می انجامد، باید تغییر کنید.
با اعمالتان به بقیه نشان می دهید که با شما چطور رفتار کنند. در اینجا می خواهیم
نکاتی را بیان کنیم که به شما کمک می کند که از قالب فردی مطیع و زودباور بیرون
بیایید.



اهدافتان را بشناسید


ممکن است اصلاً دلتان نخواهد که فردی
مطیع و زودباور باشید، اما به این رفتار عادت کرده اید و نمی دانید که در زندگی به
دنبال چه هستید.

سعی کنید قطعیت بیشتری در رفتارها و
اعمالتان داشته باشید تا بتوانید کارهای زیر را انجام دهید:

حقوق خود را شناخته و اجازه ندهید
دیگران سوارتان شوند.

احترام خود را دوباره به دست آورید و
اجازه ندهید دیگران از شما سوء استفاده کنند.

دید دیگران را در مورد خودتان از فردی
ضعیف به فردی قاطع تبدیل کنید.

اعتماد به نفس و حس غرور را در خود
تقویت کنید.

حال که اهدافتان را می دانید، زمانش
رسیده است که آنها را به انجام برسانید. این 7 قدم به شما کمک می کند از فردی که
دیگران سوارش می شوند به فردی قاطع که روی پاهای خود ایستاده است تبدیل
شوید.


1- افکارتان را بیان
کنید

به احساساتتان توجه داشته باشید. اگر می
بینید که چیزی اذیتتان می کند یا فکر می کنید اشتباهی انجام داده اید، بهترین کار
این است که همان موقع در موردش صحبت کنید. البته این به کمی تمرین نیاز
دارد.


اگر همان موقع فرصت را از دست دادید و
نتوانستید صحبت کنید، بعدها در موقعیتی مناسب باز این مسئله را به میان
بکشید.


قرار ملاقاتی با همکارتان گذاشته و با
او در مورد کم کاری هایش صحبت کنید. به نامزدتان بگویید که وقتی آن شب سر میز شام
در مورد زندگی عشقی خود صحبت می کرد، از دستش دلخور شده اید. شما نیاز دارید که
صحبت کنید. همه این مسائل را با آرامش مطرح کنید، بدون اینکه بخواهید به آنها تهمت
بزنید، و کم کم فشار خودتان نیز کاهش پیدا می کند و رفتار دیگران نیز با شما تغییر
خواهد کرد.


2-  سازگار و موافق بودن را کنار
بگذارید

هر چقدر هم که تلاش کنید، باز موفق
نخواهید شد که همیشه، همه را راضی کنید. وقتی بی میلی و نا رضایتی شما در خدشه دار
کردن عواطف و احساسات دیگران باعث می شود که سلامتی خودتان به خطر بیافتد، وقتش
رسیده است که کمی هم به خودتان توجه کنید.


اگر دوست دخترتان سر مسائل احمقانه دعوا
راه می اندازد و شما هم برای جلوگیری از دعوا معذرت خواهی می کنید و حق را به او می
دهید، ممکن است او اصلاً از این رفتارهای شما خوشش نیاید و بخواهد که تغییرتان دهد
تا بتوانید شما هم روی حق خودتان پافشاری کنید. افکار و عقایدتان را به زبان
بیاورید و هر از چند گاهی هم به دیگران "نه " بگویید. اگر رابطه تان ارزش داشته
باشد، او نه برای مطیع و بی عرضه بودنتان، بلکه برای اعتماد به نفس و قطعیتتان به
شما احترام خواهد گذاشت.

3-  برای گرفتن حقتان مبارزه
کنید


قطعیت تازه به دست آمده تان را در مقابل
افراد خطرناک تمرین نکنید، چون در این حالت ضربه شدیدتری خواهید خورد. همیشه برای
"نه" گفتن به رئیستان خوب فکر کنید، چون ممکن است به قیمت از دست دادن شغلتان تمام
شود. در مقابل افرادی که از نظر روانی حالت عادی ندارند هم بسیار محتاط
باشید.


اگر همسرتان همیشه ماشین خوب را بر می
دارد و شما باید با ماشین قدیمیتان بیرون روید، سعی کنید این موضوع را با او در
میان گذاشته و مصالحه کنید. اجازه ندهید که مسائل ساده اینچنینی به دعوا و مشاجره
اعصاب خورد کن تبدیل شود.



4-  از کارهای کوچک شروع
کنید


آسان تر خواهد بود تا برای به دست آوردن
حقتان با غریبه ها شروع کنید، چون دوستان و افراد خانواده شما را با روحیه ای ضعیف
می شناسند.


شما که همیشه عادت داشته اید که
نیازهای خود را در آخرین مرحله قرار دهید، وقتش رسیده است که با این تفکر مبارزه
کنید. اگر پزشکتان قصد دارد که آزمایشاتی رویتان انجام دهد، از او ضرورت این کار را
سوال کنید. و بدون اینکه کاملاً از عواقب و نتایج یک کار درمانی آگاه نشده اید، آن
را نپذیرید.



5-  ثبات قدم داشته
باشید


در مواجهاتتان، همیشه دوست دارید که عکس
العملی متعادل و قاطع داشته باشید. به طور واضح خواسته ها، نیازها و انتظاراتتان را
بیان کنید. باید یک الگوی رفتاری جدید برای خود ایجاد کنید تا مردم نیز رفتارشان را
با شما تتغییر دهند. اگر آنها سعی در چاپلوسی و تملق گفتن شما را دارند، اسیر دست
حرفهایشان نشوید.


اگر هم اتاقیتان همیشه دوستانش را به
خانه دعوت می کند به صورتی که شما احساس می کنید که در خانه خودتان یک مهمان هستید،
این موضوع را با او مطرح کرده و از حق خود دفاع کنید. اگر شما افکار و احساساتتان
را با دیگران در میان نگذارید، نمی توانید انتظار داشته باشید که آنها رفتارشان را
با شما تغییر دهند.



6-  استوار اما در عین حال قابل انعطاف
باشید


ترک کردن رفتارهای گذشته تان یک شبه
مقدور نیست. باید مداوماً این مسائل را به خود گوشزد کنید تا بتوانید راهتان را عوض
کنید. افراد دور و برتان خواهند دید که شما به طور ناگهانی طریقه زندگیتان را تغییر
داده اید. اگر چه مدت زیادی بوده که به این مسائل فکر می کرده اید، اما هیچگاه سعی
نکرده اید که آنها را بیان کنید. اجازه ندهید که تعجب آنها از این تغییر ناگهانی
شما را از رسیدن به اهدافتان باز دارد. وقتی مدت مدیدی سر قرار برای دوست دخترتان
منتظر می مانید، از این مسئله به راحتی نگذرید، با او مطرح کنید تا او یاد بگیرد که
برای وقت شما ارزش قائل شود.


به یاد داشته باشید که علاوه بر تغییر
خودتان، شما باید رفتار دیگران را نیز با خودتان تغییر دهید. این کار ساده ای نیست
اما اگر به اهمیتی که این مسئله برای سلامتی روحی و جسمیتان دارد توجه کنید، خواهید
دید که ارزشش را دارد.



7-  محیط اطرافتان را تغییر
دهید


به عنوان قدم آخر، سعی کنید که دوستان و
اطرافیانتان را تغییر دهید، به روابط ناسالمتان پایان داده و کار جدیدی پیدا کنید.
اگر می بینید که اطرافیانتان نمی خواهند این تغییر شما را قبول کنند چون همیشه شما
را به عنوان فردی مطیع و ضعیف می شناخته اند، این رابطه ارزش ادامه دادن
ندارد.

وقتی با افراد تازه ای روبه رو می شوید،
همه چیز را از نو شروع کنید. حال که از تفاوت بین فردی مطیع و فردی قاطع آگاه شده
اید، می توانید روابط بهتر و سالمتری ایجاد کنید.



به خودتان هم فکر کنید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


اگر قبول کنید که برای همیشه فردی مطیع
باشید، هیچگاه کسی شما را جدی تلقی نخواهد کرد. هنوز هم می توانید دوستی مهربان و
همکاری دلسوز باقی بمانید. اما فقط به یاد داشته باشید که خودتان نباید فراموش
شوید.
معمولاً انسانها احساسشان نسبت به خود
را واقعیت تلقی می کنند. اما وقتی متوجه می شوند که بین آن واقعیت و احساس دیگران
نسبت به آنها همخوانی نیست، باعث روشن شدن  و گاهاً رنجش آنها می
شود.




این ناهمخوانی و عدم توافق بی ضرر نیست—
می تواند باعث بیشتر شدن عادت های اشتباه و ناقص شما شود، تشخیص خصوصیات شخصیتی
زیان بخش را آسان میکند، و باعث می شود تا احساس منفی دیگران نسبت به فرد افزایش
یابد.


برای تطبیق دادن این شکاف و یکجور کردن
آن احساسات اشتباه با واقعیت، شما باید بتوانید رفتار ناشی شده مردم از احساسشان
نسبت به شما را تشخیص دهید. باید بتوانید احساس خودتان را زیر میکروسکوپ ببرید و
اگر دیدید احساس اشتباه دیگران در مورد شما تا اندازه ای صحت دارد، اقدام کنید.
وقتی اینکار انجام گرفت، باید برای از بین بردن این شکاف و فاصله قدم بردارید و به
دیگران خودِ واقعیتان را نشان دهید.


 
آنطور که دیگران شما را می
بینند

وقتی چانه تان را بالا نگاه دارید و راه
بروید، خودتان را روی صندلی کافه بیندازید و با یک نخ مسخره در دستتان بازی کنید، 6
انگشتر در یک انگشت بیندازید، یا در آنِ واحد چندین کار انجام دهید یا هیچ کاری
انجام ندهید؛ هر کاری که انجام دهید در احساس دیگران نسبت به شما تاثیر گذار خواهد
بود. مردم معمولاً برحسب دیدگاه و تجربه خودشان و گاهی کاملاً مستقل از شما، در
موردتان قضاوت می کنند. چه درست چه غلط، آنها رفتارها، عملکردها، زبان بدن، مکالمات
لفظی، و حتی صورت ظاهری شما را به آنچه خود استنباط میکنند، ترجمه می
نمایند.


عملکردهای شما

اگر برای راهنمایی و مشاوره همیشه فقط
دنبال یک نفر خاص باشید، دیگران تصور خواهند کرد که اعتمادی به سایرین
ندارید.
اگر ماشینی زیبا داشته باشید، برخی
تصور خواهند کرد فردی متکبر و اصراف گر هستید. اگر در نمایشگاه های هنری و اپراها
شرکت کنید، و تلاش کنید تا دیگران این مسئله را بفهمند، به نظر آنها فردی ظاهرساز و
دورو تلقی خواهید شد. 
 

زبان بدن شما

اگر در میتینگ ها و جلسات قوز کرده و سر
خود را پایین بگیرید، رئیستان تصور خوهد کرد که حوصله تان سر رفته است و توجهی به
جلسه ندارید. اگر در مکالمه ی خود با پدرِ دوست نامزدتان، از نگاه کردن در چشمان او
تفره بروید، او تصور خواهد کرد که فردی حیله گر هستید و چیزی را پنهان می کنید. در
کافه های شلوغ ممکن است به خانمی نزدیک شده و به حرفهای او گوش بدهید، اما او تصور
خواهد کرد که به حریم خصوصی او تجاوز کرده اید و فردی غیر قابل تحمل
هستید.


مکالمات کلامی شما

اگر هنگام سخنرانی مداوم از صداهای "آه"
یا "اوم" استفاده کنید، دیگران تصور خواهند کرد فردی آشفته و درهم ریخته هستید. اگر
عادت داشته باشید که با صدایی بلند صحبت کنید، دیگران فکر خواهند کرد که فردی مضر و
در جستجوی توجه هستید. اگر در عروسی ها با ساقدوش زیبای عروس با کلماتی پنج و شش
سیلابی صحبت کنید، او تصور خواهد کرد که فردی پرادعا و ناامید
هستید.


ظاهر شما

اگر برحسب تصادف یک روز صبح موهایتان را
آرایش نکنید، یک همکار جدید تصور خواهد کرد که فردی تنبل و بی اعتنا هستید. اما اگر
همیشه لباسهایی فاخر تن کنید، افراد تصور خواهند کرد که فردی پوچ، سست و خودپسند
هستید.


آنطور که شما خودتان را می
بینید

نقاط ضعف و قدرت خود را با یک انعکاس
صادق تشخیص دهید. به آن دسته از نقاط ضعفتان که باعث از بین بردن نقاط قوتتان
میشود، توجهی خاص مبذول دارید—این نقاط ضعف می توانند یکی از دلایل احساس نادرست
دیگران درمورد شما باشد.


شما برای کارتان و محل کارتان ارزش
زیادی قائل هستید، اما متاسفانه به میزان کافی نظافت خود را انجام نمی دهید. اگر
کمی آشفته به نظر بیایید، مردم شما را فردی درهم ریخته و کثیف تلقی خواهند
کرد.


شما احساس می کنید فردی آسان گیر هستید
و جنبه ی انتقاد دارید؛ اما، وقتی کسی از شما انتقاد میکند، با ابروهای درهم کشیده،
دست به سینه در جایتان می نشینید. البته ممکن است این فقط اول کار باشد و شما
انتقاد را بپذیریدف اما مردم تصور خواهند کرد که فردی غیر قابل انعطاف، تدافعی و
ناسازگار هستید.


شما اعتماد به نفس خوبی دارید و فکر
میکنید خوب از خودتان دفاع می کنید، اما نرم و ملایم سخن میگویید. چیزی که دیگران
می بینند فردی خجالتی و خوددار است که از ترس جالت صحبت نمی کند.
شما از نظر بهداشتی و نظافت توجه زیادی
به خود دارید اما از آنجا که عادت دارید صبح ها دیر از خواب بلند شوید، وقتی برای
اصلاح ندارید و همچنین چون وقتی برای اتو زدن لباسی جدید ندارید، همان بلوز کهنه را
بر تن می کنید. مردم لکه های روی لباستان را نشان تنبلی و بی احساسی و بی اعتنایی
به خودتان و دیگران تلقی می کنند.
 


هماهنگ شدن احساس شما با
دیگران

وقتی فهمیدید که احساس شما نسبت به
خودتان تا چه اندازه با احساس دیگران نسبت به شما متفاوت است، باید تلاش کنید تا با
کنترل تصویر خودتان، این فاصله و شکاف را پر کنید. باید بتوانید تا نقاط ضعفی را که
باعث از بین بردن نقاط قوتتان می شود را نابود سازید.


تلاش کنید تا محل کارتان را مرتب و
تمییز نگاه دارید تا احترام خود را برای سایرین، کارتان و خودتان نشان
دهید.


با تعدیل کردن زبان بدنتان در مواجهه با
انتقادهای دیگران، نشان دهید که فردی انتقاد پذیر و قابل انعطاف
هستید.
اعتماد به نفستان را با صحبت کردن در
مورد مسائلی که به آن علاقه دارید، نشان دهید.


عزت نفس خود را با ظاهرتان هماهنگ کنید.
اتو کردن لباسها را جزء برنامه آخر هفته ی خود بگذارید و شب ها قبل از اینکه به
خواب بروید کار اصلاح صورتتان را انجام دهید.

 

خودِ واقعیتان را نشان
دهید


البته نمی توانید امیدوار باشید تا همه
ی احساسات غلط و منفی دیگران نسبت به خودتان را از بین ببرید، و همیچگاه نباید برای
راضی کردن دیگران، شان و مقام خودتان را پایین بیاورید.



منظور از هماهنگ کردن خودتان با نظر
دیگران در رابطه با شما این نیست که سعی کنید آنچه آنها می خواهند باشید، منظور این
است که خود واقعیتان را به آنها نشان دهید نه اینکه سعی کنید چیزی باشید که
نیستید.


برای ایجاد باورهای مثبت باید دقیق
تصمیم بگیرید که در آینده به کجا می خواهید برسید. هرچه در مورد نتیجه ای که می
خواهید در آینده به دست آورید واضح تر تصمیم گیری کنید، برایتان آسان تر خواهد بود
که عملکردها و رفتارهای خود را در کوتاه مدت تغییر دهید. و این درعوض به شما
اطمینان خواهد داد که در بلند مدت به آنچه میخواستید برسید.





وقتی خیلی دقیق تصمیم گرفتید که چه نوع
آدمی می خواهید باشید، اولین گام بزرگ برای ایجاد باورهای جدید را برداشته اید.
برای ادغام باورهای جدیدتان با زندگیتان، باید برای خود مقرراتی تعیین کنید که در
همه ی زمینه ها مثل آن فرد رفتار کنید. اگر شروع به رفتار کردن مثل آن فرد موفقی که
دوست دارید بشوید کنید، به تدریج ارزشها، کیفیات و خصوصیات شخصیتی او را اتخاذ
خواهید کرد و این خصوصیات کم کم جزء شخصیت شما خواهند شد.


اگر بتوانید هر روز و در همه ی موقعیت
ها مثل آن فرد رفتار کنید، واکنشی زنجیره ای خواهد داشت. گرایشات و حالت هایتان
تغییر خواهد کرد و مثبت تر خواهد شد. همین مسئله باعث ایجاد باورهایی نیرومندتر و
مثبت تر خواهد شد. و این باورهایتان بعدها تاثیری مثبت بر روی ارزشهایتان خواهد
گذارد.


شما هیچ محدودیتی در توانایی هایتان
ندارید، مگر آنهایی که خودتان به آن اعتقاد دارید. افراد موفق افرادی غیرعادی و خاص
نیستند. هیچ فرقی با شما ندارند، تنها تفاوت آنها این است که باور دارند که قادر به
انجام هر کاری هستند. شما خوب هستید. و از امروز به بعد خود را به بهترین شکل ممکن
بینید


و هیچ محدودیتی برای امکانات و توانایی
هایتان قائل نشوید. وقتی چنین باور و اعتمادی را در خود ایجاد کردید، و برطبق
باورهایتان رفتار کردید، آینده تان نیز نامحدود خواهد بود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٠