اخیرا که تعداد کسانی که فیزیک خوانده اند در دنیا زیاد شده و خیلی ها
در همان سطح دبیرستان با مفاهیمی مثل فیزیک کوانتوم و اتم و بسته های انرژی در داخل
اتم ها آشنا شده اند. تب جدیدی دنیای موفقیت را فرا گرفته به اسم تب تفسیر انرژی
جهان هستی. به این شکل که با استفاده از قوانین فیزیک کوانتوم ، بسیاری تلاش می
کنند ثابت کنند که هر چه ذره بین خود را بزرگتر کنیم و به مواد جهان ریزتر دقیق
شویم سرانجام به اتم و فضای داخل اتم می رسیم و آنجا تازه متوجه می شویم که دنیای
مادی ما چیزی نیست جز انرژی! بعد همین افراد سعی می کنند نتیجه بگیرند که خوب وقتی
همه چیز این دنیایی که می بینیم انرژی است پس دیگر نباید تعجب کرد که فکر بتواند به
ماده تبدیل شود و شکل مادی و واقعی به خود بگیرد. یعنی این اشخاص تلاش می کنند
نهایتا نتیجه بگیرند که فکر یعنی چیزی که بیشتر به  انرژِی می ماند می
تواند ماده را به سمت خود جذب کند و حتی گامی هم جلوتر می روند و می گویند ماده
جدیدی را از دل کاینات بیرون بکشد!

این افراد که فکر را انرژی می دانند و از قوانین فیزیک کوانتوم برای
اثبات ادعای خود کمک می گیرند معتقدند که برای آنکه انسان بتواند این انرژی را
کنترل کند باید چهار کار را انجام دهد:

1-      شخص باید
بداند چه می خواهد و همان را که می خواهد از کاینات درخواست کند. ( اینجا کلمه
کاینات به معنای کل هستی  است.)

2-      شخص باید
تمام فکر وذکرش را روی چیزی که می خواهد متمرکز کند و با تمام احساس وشور و شوق و
هیجانی که در خودش می تواند ایجاد کند باید آن چیزرا طلب کند.

3-      آنقدر در
چیزی که می خواهد غرق شود که اصلا فکر کند قبلا به آن چیز رسیده است و الان فقط بین
او و چیز مطلوبش کمی فاصله افتاده که به زودی برطرف می شود.

4-      برای در
آغوش گرفتن و دریافت و گرفتن چیزی که می خواهد کاملا آماده و گوش بزنگ باشد و هر
چیزی که برای نگهداری و استفاده از آن چیز از قبل لازم است را مهیا کرده
باشد.

این شیفتگان کوانتمی قانون جذب می گویند که اگر انسان دست از منفی بافی
بردارد و حتی یک لحظه هم به یاس و ناامیدی و اندیشه های منفی اجازه رخنه در افکارش
را ندهد سرانجام کاینات تسلیم می شود و از مجراها و کانال ها و جاده هایی که حتی
فکرش را هم نمی توان کرد ، چیز طلب شده ناگهان در آغوش طالب آن قرار می گیرد.

می بینید که مدافعان کوانتمی قانون جذب با استفاده از 
کلمات قلمبه و سنگین و شبه علمی مثل " فیزیک مدرن " و "کوانتوم" و " انرژی"
سعی می کنند ، چیزی را بگویند که خیلی های دیگر از جمله نویسنده معروف میلدرد مان
در کتابش تحت عنوان "همانی خواهی شد که باور داری" آن را در هفت مرحله زیر بیان
نموده است. این نویسنده معتقد است که برای رسیدن به چیزی که می خواهیم باید هفت
مرحله را از سر بگذرانیم:


1- از اعماق وجودمان طالب و خواستار آن چیز باشیم. یعنی با وجودی که
الآن به آن چیز نرسیده ایم ، اما شوق و کشش و علاقه شدید و تمام ناشدنی برای وصال
به آن چیز در تمام وجودمان موج بزند.

2- واضح و شفاف و با جزئیات کامل و دقیقا بدانیم چه چیزی را می خواهیم.
گنگ و مبهم و گیج نباشیم که همینطوری یک چیزی را از روی هوس یا چشم و هم چشمی یا
تقلید کورکورانه بخواهیم. باید آن چیز را حتی اگر به آن نرسیده ایم بتوانیم مقابل
چشم دلمان ببینیم. مهم تر اینکه باید در اعماق وجودمان بابت خواستن این چیز دچار
مشکل عذاب وجدان نباشیم و طلب کردن این چیز با ارزش های روحی و معنوی ما ناسازگار
نباشد. باید ارزش هایی که به آنها معتقد هستیم هم این چیزی که برای رسیدن به آن
لحظه شماری می کنیم را تائید کنند و این گرفتن تائید از تک تک ارزش های درونی مان
مساله بسیار مهمی است.

3- فقط به خواست باطنی خودمان اکتفا نکنیم و چیزی که طالبش هستیم را با
زبان ساده تقاضا کنیم. یعنی وقتی مطمئن شدیم و یقین پیدا کردیم که واقعا طالب آن
هستیم ، با همین زبانی که صحبت می کنیم با صدای بلند برای کاینات درخواست خودمان را
دعا کنیم و به اطلاع کاینات برسانیم.

4- باور کنیم و یقین داشته باشیم که بالاخره دیر یا زود حتما و مطمئنا
به چیزی که می خواهیم می رسیم. هم در سطح خودآگاه و هم در سطح ضمیر ناخودآگاه باید
این باور و یقین رسیدن به مقصود و مقصد را باید جا بیاندازیم.

5- برای رسیدن به چیزی که می خواهیم کاری انجام دهیم. حتی اگر اینکار
یک  تلاش  کوچک چند دقیقه ای در طول روز باشد. باید
بتوانیم در تصور و خیال خودمان را ببینیم که به مطلوبمان رسیده ایم. به جزئیات
نباشد نباید کاری داشته باشیم و به اینکه کاینات چگونه می خواهد مشکلات سرراه را
بردارد و ما را به وصال برساند. بلکه برعکس باید سعی کنیم خودمان را در حال لذت
بردن از چیزی که بالاخره روزی به آن خواهیم رسید ببینیم.شک نداشته باشیم که سرانجام
یک روزی و در یک جایی و یک جورایی ما به خواسته آرمانی مان می رسیم وچیزی که تقاضا
کرده ایم را دریافت می کنیم. خودمان را در حال داشتن آن چیز و لذت بردن از آن هر
روز در تصوراتمان ببینیم و در این تصور زیبا خود را شناور سازیم.

6- سپاسگذار باشیم. همیشه باید از خدا و خالق هستی تشکر کنیم و مهم این
است که این سپاس و تشکر زبانی نباشد و در اعماق قلب و دلمان هم این سپاسگذاری را
باید حس کنیم. قدرتمند ترین دعایی که می بایست هر روز دلمان را بلرزاند باید همین
دو کلمه "خدایا متشکرم." باشد. وقتی این کلمات را در دل خود می گردانید سعی کنید
آنها را واقعا و با تمام وجود احساس کنید. جوری تشکر کنید که انگار قبلا دریافت
کرده اید و غرق در شکر و سپاس از درگاه خالق کاینات هستید.

7- امیدوار و منتظر و چشم به راه باشید. خودتان را طوری آماده کنید که
همیشه در حالت یک نوع انتظار زیبا و یک جور چشم انتظاری توام با ذوق و شادی فراوان
باشید. راهی پیدا کنید که این انتظار توام با شوق در زندگی شما هم نشان داده شود. و
شما به طور دائم و مستمر لحظه ای هم از تصور وصال و رسیدن غافل نشوید. شاید کسی
چیزی که می خواهید را به شما بدهد و شاید هم شما راهی برای رساندن خودتان به چیزی
که طلب می کنید پیدا کنید. مهم این است که مطمئن باشید و منتظر باشید تا لحظه وصال
اتفاق بیافتد.

اگر دقت کنید می بینید که این روش هفت مرحله ای مثل روش کوانتمی به علم
فیزیک و قوانین علمی و ریاضی تکیه نمی کند و برعکس بر پایه یقین و اعتقاد و باور
استوار است. جالب اینجاست که هر دو روش یعنی هم شیوه چهار مرحله ای کوانتومی و هم
این شیوه هفت مرحله ای یقینی هر دو جواب می دهند. و این همان اعجاز شگفت آور قانون
جذب است.

البته قانون جذب منتقدان زیادی هم دارد. کسانی که می گویند این قانون
اصلا پایه و اساس علمی ندارد و هیچ تضمینی وجود ندارد که انسان بعد از طی همه مراحل
به جوابی که می خواهد حتما برسد. یعنی همانطوری که قوانین طبیعی و فیزیکی حتما به
جواب ثابتی منجر می شوند قانون جذب رسیدن حتمی به جواب را تضمین نمی کند. بعضی دیگر
هم این سوال را مطرح می کنند که اگر کاینات فقط با یک فکر و اندیشه خشک 
و خالی می تواند کلی ثروت و خوشبختی را به مردم ارزانی دارد ، پس چرا در
دنیا این همه فقر و قحطی و مرگ وجود دارد؟

خیلی از منتقدان هم می گویند که قانون جذب فقط برای آدم های خوش شانسی
کار می کند که به خاطر فرهنگ و محیط خاصی که در آن قرار دارند امکان رسیدن به
آرزوها و خواسته هایشان وجود دارد و این قانون در همه جای دنیا یک جور جواب نمی
دهند. دانشمندان هم شیفتگان کوانتومی قانون جذب را به شدت مورد انتقاد قرار می دهند
و می گویند نباید از کلمه قانون برای بیان اتفاق جذب استفاده کرد چون امکان جواب
گرفتن ثابت وقابل تکرار در هر شرایط دلخواه با این قانون و امکان آزمودن درستی یا
نادرستی جواب وجود ندارد. انگار به نظر می رسد مدافعان قانون جذب اصلا نباید به
سراغ قوانین علمی برای اثبات درستی کارکرد این قانون می رفتند چون دانشمندان قرص و
محکم مقابل آنها قد علم می کنند و آنها هم چون قصد دارند با ابزارهای علمی و فیزیکی
، به توصیف یک پدیده متافیزیکی و غیر مادی بروند خوب طبیعتا شکست می خورند و نمی
توانند به خوبی از خود دفاع کنند. این همان خطایی بود که در فیلم راز یا
Secret صورت گرفت و
بلافاصله در جلسات پرسش و پاسخ بین تماشاچیان این فیلم و سازندگان این مجموعه روی
علمی نبودن ادعاهای کوانتومی دانشمند فیلم کلی انتقاد مطرح شد.

اما مدافعان قانون جذب اصلا به نظر دانشمندان و فیزیکدانان و اینکه آنها
این قانون را تائید یا رد کنند اهمیتی نمی دهند. آنها بر این باورند که دانشمندان
کل هنرنمایی شان مربوط به آن بخش از یخ است که روی آب شناور است و بخش عظیم کوه یخ
زیر آب آن قسمتی است که قانون جذب برایش کار می کند و صادق است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٠