مطالعات تاریخی و مردم شناسانه نشان میدهند که ساختار خانواده به مثابه نهادی اجتماعی در جوامع گوناگون و در طول تاریخ بندرت دستخوش تغییر و تحول گشته است. امانوئل تود (Emmanuel Todd) مردمشناس فرانسوی معتقد است که خانواده آخرین نهادی است که در یک جامعه دچار تغییر میشود. از نگاه سالوادور مینوشین (Salvador Minuchin)، یکی از مهمترین پایهگذاران روان درمانگری خانواده نیز "تغییر همیشه از اجتماع شروع شده سپس به سوی خانواده تعمیم می یابد خانواده به عنوان واحد مجزا و در عین حال وابسته به اجتماع، دو کارکرد مهم برعهده دارد. کارکرد درونی خانواده به امر محافظت روانی - اجتماعی اعضای خانواده مربوط میشود در حالی که کارکرد بیرونی آن به انطباق اعضای خانواده با محیط و اجتماع برمیگردد. امر آمادگی فرد برای ورود به اجتماع توسط فرایند جامعه پذیری، بهویژه از طریق انتقال فرهنگ جامعه به کودک صورت میپذیرد.
با ظهور مدرنیته در جوامع غربی ساختار و کاردکردهای خانواده به طور بی سابقهای دچار تغییر گشت. چنین تغییری را به ویژه در ارتباط با آنچه کارکرد بیرونی خانواده نامیدیم میتوان مشاهده نمود. پیدایش نظام آموزشی و به ویژه اجباری بودن آن تا پایان دوره نوجوانی، مسئولیت فرایند جامعه پذیری کودک را تا حد بسیاری از کنترل بلامنازع خانواده خارج ساخت.
نهاد مدرسه در حال حاضر نقشی اگر نه به مراتب بیشتر لااقل برابر با خانواده در امر تربیت کودکان برعهده گرفته است و به پیدایش و تقویت آنچه فرانسوا دوبه (François Dubet) "برنامه نهادینه" (programme institutionel) مینامد یاری رسانده است. در حال حاضر در کنار نهاد آموزشی، وسائل ارتباط جمعی (بهخصوص اینترنت در این سالهای اخیر) و همچنین تشکیل گروههای هم سن نیز در فرایند جامعهپذیری کودک نقشی بهسزا بازی میکنند.

با این وجود تغییرات این چند قرن اخیر در جوامع مدرن همگی در جهت تضعیف نهاد خانواده - از طریق برعهده گرفتن وظایفش در قبال اعضایش- نبوده است. ثبات و استحکام نسبی خانواده در قبال تغییرات سریع حاکم بر جوامع مدرن، از اهمیت بهسزایی برخوردار است. یکی از تغییرات مهمی که در این جوامع بر قدرت و تواناییهای خانواده بسیار افزوده استقلالی است که در برابر جامعه کسب کرده است.
برای فهم درست منظور ما از بکارگیری واژه استقلال در اینجا بایستی میان دو واژه "استقلال" (autonomie) و "عدم وابستگی" (indépendance) تفاوت گذاشت. در عصر جدید، خانواده به خاطر پیوندهای بیشمار و روزبروز گستردهترش با نهادهای اجتماعی گوناگون پیرامونش، بیشتر از هر زمان دیگری به محیط اطرافش وابسته گشته و با این وجود همزمان در رابطه با محیط از قدرت عمل بیشتری نسبت به گذشته برخوردار است.
در جوامع ما قبل مدرن خانواده در درون سیستم بسته و یکدست اجتماع قرار گرفته بود و افراد آن از موقعیت مشخص و در اکثر موارد غیر قابل تغییری برخوردار بودند. در این حالت پیوند فرد با اجتماع پیوندی ثابت و محکم بود که در درجه نخست بر اساس سلسله مراتب معین و حس وفاداری او نسبت به جمع شکل گرفته بود. در جامعه مدرن، خانواده در عین وابستگی بیشتر به محیط از استقلال بیشتری نیز برخوردار است.
استقلال در اینجا یعنی برخورداری از قوه نقادی که در کنار آزادیهای مدنی، به نهاد خانواده این اجازه را میدهد تا در مواردی بیشمار با اتکا به نظر خود عمل کند. در این معنا استقلال نافی وابستگی فرد به محیط نیست هر چند معنای چنین وابستگیای را به شکلی رادیکال تغییر میدهد. تغییر قراردادها و آئین حضور در فضای عمومی که در مقاله "زبان در دو فضای عمومی و خصوصی" در هفته پیش و در سایت رادیو زمانه بدان اشاره کردهام موجب گشته اند تا فرد به جای پیروی از ارزشهای بیرونی و در کنار درونی کردن برخی از ارزشهای گروهی، همزمان انتخاب خود را نیز در تنظیم روابط و نحوه حضورش در جمع دخالت دهد.

در تمامی نظامهای خویشاوندی شناخته شده میتوان بخشی از روابط میان اعضای خانواده هستهای را با توجه به دو محور عمودی و افقی فهمید و توضیح داد. محور عمودی به امر نحوهی تنظیم رابطه میان افرادی در خانواده نظر دارد که با یکدیگر هم نسل به شمار نمیآیند. بدین معنا محور عمودی به سازماندهی روابط میان والدین و فرزندان در درون خانواده اشاره دارد. از طرف دیگر محور افقی به رابطه کسانی مربوط میشود که با یکدیگر هم نسل هستند: رابطه میان خواهر و برادر و یا زن و شوهر. در تمامی جوامع قواعدی وجود دارند که روابط میان اعضای یک خانواده را بر حول این دو محور تنظیم میکنند.
محور عمودی : تابوی محرم آمیزی
در ارتباط با محور عمودی مهمترین، جهانیترین و در ضمن معروفترین قانونی که رابطه میان اعضای خانواده را نظم میدهد تابوی محرم آمیزی است. تابوی محرم آمیزی در درجه نخست یعنی منع رابطه جنسی میان افراد خانواده بر حول محور عمودی. بدین معنا که تمامی افرادی که با همدیگر هم نسل نمیباشند (والدین با فرزندان) از داشتن رابطه جنسی با همدیگر منع میشوند. از نظر مردم شناسانی مانند کلود لوی - اشتراس (Claude Lévi-Strauss) تابوی محرم آمیزی نخستین و مهمترین قاعده ای است که با وضعش بشر از مرتبه طبیعت گذر کرده وارد حوضه ی فرهنگ شده است.
اما در ارتباط با افراد هم نسل (محور افقی) تابوی محرم آمیزی فقط به رابطه خواهر و برادر مربوط میشود و شامل رابطه میان والدین نمیشود. از سوی دیگر تابوی محرم آمیزی میان خواهر و برادر نه به اندازه تابوی محرم آمیزی میان والدین و فرزندان جنبهی جهانی دارد و نه حدودش به آن مشخصی است. ازدواج میان خواهر و برادر در تاریخ و حتی در حال حاضر در بعضی از جوامع و در شرایط بهخصوصی همچنان به چشم میخورد.
از سوی دیگر دامنه هم نسلانی که رابطه جنسی میان آنان مجاز نمیباشد از یک فرهنگ تا فرهنگی دیگر بسیار متفاوت است. در تمامی نظامهای خویشاوندی موجود در اروپا تابوی محرم آمیزی بر حول محور افقی شامل بچههای بین دو برادر و یا دو خواهر و یا برادر و خواهر نیز میشود، در حالی که در فرهنگ ما ایرانیان نه تنها ازدواج در چنین مواردی نهی نمیشود بلکه ازدواج میان مثلا پسر عمو و دختر عمو از نظر فرهنگی حتی ترغیب هم میشود.
هر چند تابوی محرم آمیزی امری جهانی محسوب میشود، ممنوعیت آن در تمامی فرهنگها بهطور روشن و واضح اعلام نگشته است و حتی در بعضی اجتماعات واژهای که بهطور مشخص بدان اشاره کند وجود ندارد. بهعنوان نمونه واژهای که در زبان چینی از آن برای رساندن این مفهوم استفاده میشود در اصل معنای "اغتشاش" یا "آشفتگی" میدهد.
روبر دولیژ (Robert Deliège)، مردمشناس بلژیکی، عدم وجود واژهای مشخص برای بیان این مفهوم در بعضی از فرهنگها را مربوط به این میداند که "برای بسیاری از جوامع [محرم آمیزی] امری است شدیدا نفرت انگیز یا آنقدر غیر قابل تصور که امکان وقوعش حتی به ذهنشان هم خطور نمیکند..
در تورات در ادامه داستان خروج لوط و همراهانش از شهر ویران شده ی سدوم، اینطور حکایت شده که لوط به همراه دو دخترش وارد غاری میشوند و سپس دختران لوط از آنجایی که نمیخواهند نسل پدرشان به کل از میان برداشته شود، به او شراب میخورانند و به هنگام مستی با او همبستر میشوند. قرآن با حذف کامل این بخش از حکایت در واقع به کل پارادایم اصلی قوم لوط را از محرم آمیزی به همجنسگرایی تغییر میدهد.
با این حال همانطور که تئوریهای روانکاوانه به خوبی نشان دادهاند ممنوعیت شدید یک امر به ترتیبی که با "واپس رانی" (refoulement) آن به ناخودآگاه همراه باشد، همزمان نشاندهنده وجود میلی شدید برای ارتکاب عمل ممنوعه نیز میباشد. از این دیدگاه تابوی محرم آمیزی سرکوب میل نیرومند محرم آمیزی در انسان است. هر چقدر چنین میلی عمیقتر و مربوط به سالهای ابتدائیتر کودکی باشد، واپس راندن آن به ناخودآگاه شدیدتر و ممانعت از بازنمایی آن در زبان و فرهنگ نیز قوی تر میباشد.
تابوی محرم آمیزی با منع رابطه جنسی میان والدین و فرزندان، فرد را وادار میسازد تا برای ارضای غریزه جنسی خود به خارج از خانواده هستهای خویش مراجعه کند. از نگاه مردم شناسانی مانند لوی اشتراوس تابوی محرم آمیزی موجب پیوند اجتماعی، نظام خویشاوندی و شکلگیری آمیزش میان گروه های انسانی است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۸