از صمیمیت است.دو طرف هم به نزدیک بودن و هم به حفظ فاصله از یکدیگر نیاز دارند.این رابطه را رابطه وابسته به‏ یکدیگر interdependenty می‏نامند(Tucker,1998). هنگامی که دو نفر در یک ارتباط وابسته به یکدیگر قرار می‏گیرند،هر یک به دیگری قدرت بر آوردن سلامتی و نیازهای‏ رفاهی‏اش welfare را می‏دهد.ولی هنگامی که دو نفر به یکدیگر هم وابسته می‏شوند هر یک به دیگری قدرتی را می‏دهد که حس اعتماد به نفس دیگری را تحت کنترل قرار دهد. هنگامی که فردی در یک رابطه وابسته به یکدیگر در انجام‏ رفتارهای مورد انتظار طرف مقابل کوتاهی می‏کند،او به خاطر از دست دادن پول،وقت و غیره رنج خواهد بود.ولی هنگامی که‏ فردی در یک رابطه هم وابسته انتظارات فرد دیگر را برآورده‏ نمی‏کند این فرد از ضایع شدن اعتماد به نفس خود رنج می‏برد (Cermark 1985).تمیز دادن این مفاهیم از یکدیگر کار آسانی نیست،"درمانگرانی که به افراد هم وابسته کمک‏ می‏کنند تا تفاوت تواناسازی و عشق را درک نمایند ویک‏ رابطه سالم را تشخیص دهند،اغلب با سختی کار آشنا هستند"( Dowekio 1996 ،ص 294).

تشخیص

هم وابستگی به عنوان بیماری جداگانه با تابلوی بالینی و پیش آگهی peognosis خاص خود مطرح است.وایت فیلد (Whitfield 1984)در مورد آن می‏گوید:"هم وابستگی که به‏ تازگی شناخته شده است،قابل تشخیص و قابل علاج است.هم‏ وابستگی مزمن،پیش رونده و به مثابه یک بیماری اولیه‏ " primary illness "با سابقه‏ای مخصوص بخود است 1994) Miller ،ص 134-340).

در مورد ملاکهای تشخیص و شیوع هم وابستگی مطالب‏ مختلف و ضد و نقیضی ارائه شده است.برخی از محققین با دیدگاه افراطی مانند ویگشایدر-کروس‏ Wegscheider-Cruse بر این باورند که 96 درصد جمعیت‏ کشوری مانند ایالات متحده امریکا هم وابسته هستند!و اصولا در هر رفتاری نشانه‏هایی از هم وابستگی می‏یابند.برخی‏ دیگر از محققین بر این باورندکه هم وابستگی پدیده‏ای نیست‏ که از قانون همه یا هیچ پیروی کند بلکه باید آن را مانند طیفی‏ در نظر گرفت که در یک سو شخصیتی قرار دارد که به طور فوق‏ العاده‏ای به واکنش دیگران حساس است و این حساسیت به‏ حدی است که اگر فرد مورد تایید واقع نشود به شدت احساس‏ بی‏ارزشی خواهد کرد و در سوی دیگر شخصی است که کاملا واکنشهای دیگران را نادیده می‏گیرد و فقط به خودش توجه‏ دارد.در این میان نیز وابستگی به یکدیگر interdepndency قرار دارد که نشانی از رابطه سالم است(Doweiko 1996).

بعضی از درمانگران و متخصصین در پاسخ به این سوال‏ که‏"چگونه می‏توان بین شخص هم وابسته و فردی نوع دوست‏ و صمیمی،تفاوت قائل شد؟"گفته‏اند که احتمالا از میزان‏ درگیری و گرفتاری و همین طور مقدار درد و رنجی که آدمی‏ احساس می‏کند می‏توان به این تشخیص دست یافت.برای‏ مثال اگر شخصی تنها به مشکل فرد دیگری فکر می‏کند و درباره آن سخن می‏گوید و مدت زمان طولانی تلاش‏های‏ ناموفقی را انجام داده است تا فرد مزبور را نجات دهد و یا رفتار او را تغییر دهد و مدام احساس می‏کند"من باید کاری‏ انجام دهم."این شخص هم وابسته است و نیاز دارد خود را از این موقعیتها جدا detach سازد.اگر شخصی در طول ماهها به‏ خاطر مشکل فری دیگر بسیار آشفته و نگران است وبا خود فکر می‏کند که‏"من چنین زندگی را نمی‏توانم ادامه دهم."ولی‏ همچنان ادامه دهد و تلاش کند رفتار آن فرد را به منظور حل‏ مشکل او تغییر دهد،این شخص هم وابسته است و باید خود را از فرد مزبور جدا سازد(Tucker 1998).

وایت فیلد(1997)Whitfield در کتاب سوءمصرف مواد در مورد شناسایی و تشخیص هم وابستگی می‏نویسد:"باید به‏ خاطر داشت که هم وابستگی در هر یک از وضعیت‏های زیر یا ترکیبی از آنها ممکن است وجود داشته باشد: الف)شکایت‏ها یا بیماریهای کارکردی functional یا مرتبط با فشار روانی stress مزمن؛ ب)بیماری‏های مرتبط با فشار روانی که به درمان متعارف‏ conventional پاسخ مثبتی نمی‏دهند یا فقط به طور جزئی از آن تاثیر می‏گیرند؛ ج)در عود کردن relapse اعتیادها یا وسواسهای عملی؛ د)در بسیاری از موقعیت‏های پزشکی یا روان شناختی؛ ه)و در بسیاری از مشکلات زندگی.

اگر چه هم وابستگی تنها عامل سببی هر یک از این طبقه‏ بندی‏ها یا وضعیت‏های که در بالا به آن اشاره شد،نیست اما می‏تواند به لحاظ درمانی به مثابه شرط زیربنای اصلی و پویا در پیدایش این وضعیت‏ها مدنظر قرار گرفته و مورد استفاده‏ واقع شود"(ص 673).

برای تشخیص هم وابستگی پرسشنامه‏هایی مانند "آزمون هم وابستگی‏"،"پرسشنامه سنجش هم وابستگی‏"، "پرسشنامه روابط هم وابسته‏"و"فهرست checklist هم‏ وابستگان گمنام‏"ابداع شده است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢