بخش دیگری از روان انسان را نماد روان (یا عنصر مادینه در روان مردان و عنصر نرینه در روان زنان) تشکیل می‌دهد.


عنصر مادینه در تجسم تمامی گرایش‌های روانی زنانه در روح مردان است. دسته‌ای از این گرایشات عبارتند از: احساسات، خلق و خوی‌های مبهم، کشف و شهودهای پیامبرگونه، حساسیت‌های دور از منطق، عشق‌های شخصی و ... . یکی از بهره‌های مهمی که عنصر مادینه در روان مردان دارد، همان بحث الهام است که در نهایت آثار هنری محصولی از آن است. روان انگاره یا همان نماد ـ روان، همواره بر شخصی با جنسیت مخالف ظهور می‌یابد. روان‌انگاره بیشتر در رؤیاها، افسانه‌ها و تخیلات ظاهر می‌شود، اما گاهی هم رویکردی برون‌افکنانه دارد. آنیما یا روان‌انگاره زنانه در مردان در اشکال گوناگون و دوره‌های مختلف تجلی می‌یابد و همیشه ماهیت مرموز و جذاب عشق (eros) را مطرح می‌کند. اگر شخص با آنیمای خود دچار همانندسازی شود به اختلاط روانی، شامل هم‌جنس‌خواهی یا تقلید از جنس مخالف منجر می‌شود. 



آنیما در روان مردان چهار مرحله دارد:
1-‌ اولین مرحله آن کاملاً غریزی و زیستی است که با اسطوره حوا نمادین می‌شود.
2-‌ دومین مرحله که داستان هلن در فاوست یکی از تجلیات آن است، زیبایی افسانه‌ای و جذابیت شخصیت است که اما هنوز در آن جنبه‌هایی از روابط جنسی مطرح می‌باشد.
3-‌ در سومین مرحله eros یا عشق به مقام پارسایی روح بالا می‌رود، که کهن الگو و نماد آن مریم مقدس است.
4-‌ در آخرین مرحله بالاتر از پارسایی و خلوص، خرد مطرح می‌شود. این مرحله را می‌توان در تصاویر مونالیزا یا کهن‌الگوی شخصیت آتنا بازیافت.


مهم‌ترین بخش روان به هنگام خلق اثر هنری روان‌انگاره است. تجسم روان‌انگاره نرینه در (آنیموس) ناخودآگاه زنان همانند معادل مردانه‌اش آنیما تجلیات مثبت و منفی دارد. اما این عنصر به ندرت در زنان با تخیلات جنسی همراه است و بیشتر به صورت اعتقادات نهفته مقدس در روان زنان آشکار می‌گردد. این عنصر برعکس این‌که در مردان به صورت فردی ظاهر می‌شود، در زنان بیشتر به صورت چند شخصیت نشان‌داده می‌شود، که ناشی از عملکرد متضاد خودآگاه و ناخودآگاه است.



 (عملکرد خودآگاه مردان چند همسری و زنان تک همسری است به همین علت در ناخودآگاه این وضعیت معکوس می‌شود.) آنیموس در زنان نیز مانند مردان چهار مرحله دارد:
1-‌ نخست به صورت نیروهای جسمانی ظاهر می‌شود.
2-‌ مرحله بعد دارای قوة برنامه‌ریزی و تفکر می‌باشد.
3-‌ در سومین مرحله در قالب گفتار و با چهره استاد یا مرد مقدس ظهور می‌یابد.
4-‌ تجسم مرحله چهارم اندیشه است. این مرحله به زن در دست‌یافتن به تجارب مذهبی یاری‌رسانده و تحولات روحی و تکامل او را در مسیر تمامیت سبب می‌گردد.

برای دست‌یافتن به فردیت کامل توجه دقیق به نحوة برخورد با روان‌انگاره لازم و ضروری است. شخص برای دستیابی به کمال، به نظر یونگ، باید که به دنبال‌ یافتن روان‌انگاره(نماد ـ روان) در درون خود باشد و آن صفات و خصوصیات را در جنس مخالف جستجو نکند. در حقیقت کمال جزئی از وجود آدمی است و از درون او سرچشمه می‌گیرد و شخص دیگر نمی‌تواند حصول تمامیت را در فرد تضمین کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱٧