از چه راههایى مى توان «نه گفتن» راه ساده تر کرد؟
قدم اول: در قدم اول سدها یا موانعى که از نظر اخلاقى بر سر راهتان مى بینید را شناسایى کنید. براى مثال اگر دوستى مى خواهد نوار کاست مورد نظر شما را امانت بگیرد و از آن استفاده کند اگر به او نه بگویید چه عواقبى خواهد داشت؟
- آیا مى ترسید او هرگز پس از این ماجرا با شما صحبت نکند.
یا اگر به کارفرمایتان «نه بگویید» از کار برکنار مى شوید؟
یا رد درخواست استاد دانشگاه، نمره مناسبى را در پایان ترم، براى شما به همراه ندارد.
قدم دوم، پس از بررسى خطرات احتمالى از بعد منفى آن، با واقع بینى شرایط احتمالى را در ذهن خود ترسیم کنید.
- اگر نه بگویم دوستم کمى ناراحت مى شود اما پایه هاى دوستى ما استوارتر از این است که با این مورد خراب شود. از طرفى شاید دوستم به خاطر شنیدن «نه» صریح و رک من نسبت به دوستى ما اعتماد بیشترى پیدا کند.
- رئیس اداره حتماً در برابر «نه» گفتن من کمى ناراحت مى شود. اما اگر «بله» بگویم و با توجه به فشار روحى ناشى از به هم خوردن برنامه هایم عصبانى و بى حوصله کار کنم عواقب بدترى پیش خواهد آمد.
قدم سوم، قطعاً مطالعه شرایط احتمالى از دیدگاهى منطقیتر و خوش بینانه تر این امکان را بوجود مى آورد که عدم پذیرش خود را اعلام کنیم.
در این مرحله مستقیم و با وضوح کامل «نه» را بگویید. اجازه دهید حرکات و رفتار ناشى از مخالفت شما با انجام مسأله مورد نظر با کلامتان هماهنگ باشد، پس بهانه تراشى بى مورد نکنید و به دنبال توجیه ماجرا نباشید.
البته از آن جایى که عادت کرده اید سالها «بله» بگویید و هنر «نه گفتن» به موقع را نداشته اید براى موارد اولیه این تمرین به مشکلاتى برخورد مى کنید. که بهتر است براى تمرین این مهارت! نخست از موارد ساده تر شروع کنید و به مواردى «نه» بگویید که احتمال خطر و صدمات ناشى از آن کمتر است. به این ترتیب مى توانید بعد از مدتى به رئیس یا مافوق خود هم در شریط منطقى نه بگویید.
قطعاً شروع نه گفتن به افراد خاص ساده تر است مثلاً دوستان نزدیک، خانواده یا غریبه ها... با هر کدام راحتتر هستید با آنها شروع کنید (البته فراموش نشود نه گفتنى که دلیل منطقى و حساب شده اى داشته باشد، نه مواردى که از روى تنبیلى، بى حوصلگى و یا عدم پذیرش مسؤولیت است)

راههاى متفاوت یک نه گفتن منطقى و معنى دار:
۱ - استفاده از روش مستقیم و ساده: وقتى شخصى از شما مى خواهد کارى را انجام دهید که امکان آن وجود ندارد، خیلى مختصر و به دور از هرگونه دلیل تراشى، مخالفت خود را اعلام کنید.
براى مثال دوستى از شما مى خواهد ناهار را با او صرف کنید.
اگر امکان این کار وجود ندارد خیلى ساده بگویید: نه، نه، متشکرم
روش بازتابى:
رضایت و علاقه مندى خود را نسبت به این پیشنهاد نشان دهید و به دنبال آن مشخص کنید در حال حاضر شرایط پذیرش این درخواست را ندارید.
«مى دانم که مى توانیم در حین صرف ناهار مسائل زیادى را با هم حل کنیم و به نقطه نظرات بهترى برسیم. اما شرایط موجود، اجازه نمى دهد ناهار را با هم باشیم.»
۳_ گفتن نه همراه با دلیل:
دلیل کوتاه و واقعى رد تقاضا را بدون پرداختن به حاشیه و ذکر جزئیات، مطرح کنید.
«نمى توانم براى ناهار پیش شما باشم، چون باید براى فردا کارى را آماده کنم و نیاز به وقت دارم.»
۴- این هم یک مورد دیگر از نه گفتن.
در این روش با مطرح کردن پیشنهادى دیگر در واقع حسن نیت خود را به درخواست کننده نشان مى دهید.
«نمى توانم امروز، ناهار را با شما باشم اما به نظر شما هفته دیگر براى این کار مناسب نیست؟!»
۵- نه همراه با پرس و جو براى یافتن کارى دیگر.
راه دیگر این است که به درخواست کننده نشان دهیم براى انجام امرى دیگر آمادگى داریم و رد کردن این مورد خاص به منزله رد تمام موارد ارتباطى نیست.
«نمى توانم قول ناهار را بدهم اما اگر کار دیگرى را براى مبادله نظرات پیشنهاد کنید مى پذیرم.»
۶- و این هم یک نوع از نه گفتن است درست مانند «نوارى که سوزنش گیر کرده است.» موقعیت ساده و خاص خود را تکرار کنید. بدون هیچ شرح و توضیح. فقط تکرار
- نه من نمى توانم با تو ناهار بخورم.
- اما خواهش مى کنم زیاد طول نمى کشد.
- نه نمى توانم با تو ناهار بخورم.
- قبول، مهمان من، بیا باهم ناهار بخوریم.
- نه من نمى توانم با تو ناهار بخورم.
و...
یک نه بگویید و از عواقب احتمالى بله خلاص شوید.
حتماً داستان کودک عاقلى! را که با تلاش پى در پى معلم (الف) را نگفت شنیده اید، او حرف اول را تکرار نکرد تا مجبور نباشد تا آخر حروف الفبا پیش رود.
گاهى اوقات داستان زندگى هم، همین است. خصوصاً در شرایطى که خداى ناکرده به بیراهه مى رویم. اگر نه اول را با جرأت بگوییم اسیر «بله» همراه با تعارف نمى شویم.
در ضمن اینکه فراموش نکنید. اگر همیشه «بله» بگویید و از نه گفتن پرهیز کنید. کم کم بله گفتن شما بى معنى مى شود. (شاید به همین خاطر عروس خانمها هیچ وقت بار اول بله نمى گویند و ترجیح مى دهند سر خود را به گل چیدن گرم کنند!)
وقتى قلباً دوست دارید نه بگویید، بله گفتن به شما استرس مى دهد و علایم جسمانى این عدم پذیرش قلبى را به شکل سردرد، کشیدگى عضلات شانه و به هم ریختگى برنامه خواب خواهید دید.
- در نه گفتن دچار گیجى و سردرگمى نشوید، برخى افراد نه گفتن به خواسته یک نفر را نه گفتن به آن شخص و ارتباط با وى مى دانند. نه گفتن به این معنا نیست که شما آن شخص را دوست ندارید فقط مفهوم آن «رد خواهش اخیر او مى باشد.»
- باز هم تأکید مى شود که صادق، آرام و مؤدب نه بگویید. این کار به شما کمک خواهد کرد کنترل کارها را به دست گیرید. دیگران از شنیدن «نه» صادقانه شما خوشحالتر خواهند شد تا اینکه کارى را دودل، بى میل و با تأخیر انجام دهید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٠