مفهوم لذت بردن به نوعی شهودی‌تر است. خود یونگ می‌گوید که فرآیند فردانیت یا self را از تحلیل هزاران رویا کشف کرده‌ام. در واقع هم کمتر افرادی را می‌بینید که دنبال رشد باشند. همانطوری که self فشار می‌آورد برای رشد کردن چیز دیگری هم وجود دارد که فشار روی لذت بردن می‌آورد. در دیدگاه فرویدی جای اولی خالی‌ست و در دیدگاه یونگی جای دومی. برای مطالعه‌ی جدا شدن مفهوم لذت از رشد یا id و self می‌توان از مفاهیمی مثل شرطی شدن یا عادت کردن یا fixation استفاده کرد. یونگ خیلی در مورد فرآیند جدا شدن رشد از لذت بردن چیزی نمی‌گوید. نهایت حرفی که می‌زند این است که در مراحل فرآیند فردانیت که باید آرکتایپ‌ها جذب شوند هر آرکتایپ هم فشاری وارد می‌کند که ego را در خود حل کند. یک راه دیگر جدا شدن لذت بردن از رشد فرمان‌های غلط super-ego هستند. مثلا در بعضی از ادیان ریاضت‌کش ممکن است کسانی را ببینید که نه زندگی شادمانه پر از لذتی دارند و نه از لحاظ رشد به جایی رسیده‌اند. هیچ‌وقت انتظار نداشته باشید چیزهایی که super-ego و فرهنگ می‌گوید در جهت فرامین self باشد چون ذات super-ego همانطور که فروید می‌گوید بر می‌گردد به حفظ تمدن و جامعه و این چیزها با رشد فردی و استقلال فردی سازگار نیست. جامعه وقتی خوب کار می‌کند که اعضای آن مثل گله باشند راحت بشود بردشان این طرف یا آن طرف اگه همه‌ی آدم‌ها اهل فکر و نظر باشند و استقلال داشته باشند کنترل جامعه سخت می‌شود. بنابراین در همه‌ی سنت‌های فرهنگی همه‌ی جوامع یک جوری ضدیتی با استقال فردی وجود دارد بنابراین این یکی از موانع رشد فردی است. از مهم‌ترین قدم‌ها برای رشد این است که آدم به بلوغ برسد و به فردیت و استقلال برسد و به چیزهایی که از درون می‌آید توجه کند نه چیزهایی که از بیرون می‌آید. بنابراین یک تحلیل یونگی مجاز - که شاید انجام نشده باشد - این است که انگیزه‌های مثل اطاعت از super-ego و لذت بردن در همین زمان حال - لذت بردن همیشه همراه با اینرسی است - به عنوان مکانیسم‌های عدم رشد اشاره شود. واژگان یونگ خیلی شامل super-ego و لذت بردن نیست و با وارد کردن این مفاهیم ما به تئوری کامل‌تری می‌رسیم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٤