پیش بینی وقوع خودکشی

خودکشی، ناشی از شبکه ی پیچیده ای از علل و عوامل مزمن است که به مدل تئوری چند فاکتوری ای برای پیش گویی موارد آینده احتیاج دارد. همچنین نیازمند مداخله‌های همه جانبه ای برای کاهش استرسزاهای فردی و اجتماعی است. هرگونه اقدامی در راستای پیشگیری و درمان خودکشی باید کاملا مبتنی بر ریسک فاکتورها و علل خودکشی باشد مطالعه ای در میان جمعیت 15 تا 55 سال نشان میدهد که زنان، افرادی که در گذشته ازدواج کرده اند، افراد جوانتر از 25 سال، افراد با تحصیلات پایین و کسانی که سابقه ی یک یا چند اختلال روانی DSM ШR داشته اند با احتمال بیشتری از همتایانشان انگاره پردازی خودکشی را عنوان میکنند.ریسک فاکتورهای زیادی مانند جنس، سن، طبقه ی اجتماعی پایین، نداشتن تحصیلات، اختلالات مغزی، مشکل‌های پزشکی واسترس شدید، برای خودکشی در نظر گرفته شده اند. از هم پاشیده بودن خانواده که با شاخص هایی مانند جدایی، دعواهای خانوادگی، استرس، طلاق یا مشکل‌های قانونی والدین مشخص میشود نیز با خودکشی مرتبط دانسته شده است20 سال قبل فاربرو و مک کینون مطالعه ای بر 54 بیماری که خودکشی نموده بودند و مقایسه ی آنها با گروه کنترل را انجام دادند. نتایج نشان میداد که احتمال اقدام مجدد این افراد به خودکشی 5 برابر جمعیت کنترل بوده است. اما با توجه به اینکه احتمال اقدام به خودکشی در جامعه بسیار پایین است، احتمال ذکر شده برای خودکشی بسیار پایین تر از آن است که لازم باشد اقدام درمانی برای چنین افرادی در نظر گرفته شود. علی رغم ناتوانی ما برای پیشگویی دقیق اینکه چه کسی خودکشی خواهد کرد تعدادی نمای بالینی وجود دارد که با افزایش احتمال خودکشی همراه است . بک چند مورد از آنان را ذکر کرده است که شامل: بیان افکار خودکشی، دارا بودن بیماری روان خصوصا افسردگی واسکیزوفرنی، الکل و سوء مصرف مواد، بیماریهای جسمی، انزوای اجتماعی و در دسترس بودن وسائل خودکشی میباشد یافته های اتوپسی روانی آمریکا و اروپا نشان میدهد که بیش از 90% خودکشی های کامل در میان بالغین با اختلال‌های سایکوتیک یا اختلالات اعتیادی مرتبط بوده است(15. متاآنالیز در سال 1966 نشان داد که از میان 44 اختلال شایع شناخته شده ذهنی، 36 تا ریسک خودکشی را مشخصا بالا میبرند، تنها استثنا عقب ماندگی ذهنی و دمانس است. ریسک خودکشی برای اختلالات فانکشنال بیشتر و در اختلالات ارگانیک کمتر بود، اختلال سوء مصرف مواد در میانه ی این دو گروه قرار دارد. پزشکان کارآزموده نسبت به مطلبی که پیش درآمد خودکشی است آگاه اند. این مطلب توسط مورگان با عبارت زیبای" غریبه شدن بدخیم نهایی"، که دنباله ایست ازعودهای مکرر بیماری و عدم پاسخ به درمان اشاره دارد. رخ دادن چنین وقایعی باعث میشود فرد عمیقا احساس کند که خانواده و درمانگر دیگر با وی همدردی نمیکنند و از وی منزجر انداین واقعیت که بعضی از این یافته های بالینی "فاکتورهای مرتبط با زمان" اند نیز توسط فاوسل تایید شده است. مثلا احتمال خودکشی طی سال اولِ ابتلا به افسردگی ماژور با وجود حمله ی هراس، اختلالات اضطرابی همراه، اختلال تمرکز، بی خوابی، مصرف متوسط الکل و بی میلی زیاد میشود در حالی که احتمال خودکشی در این بیماران بعد از 1 سال در صورت وجود عواملی مانند افسردگی ماژور، ناامیدی شدید، انگاره پردازی خودکشی و سابقه ی خودکشی قبلی افزایش مییابد. در مطالعه ای که به مقایسه ی بیماری های روانشناختی با عوامل خطر اجتماعی و رفتاری در بروز رفتار خودکشی در میان 50465 مرد جوان در حال خدمت سربازی می پردازد. این نتیجه ذکر شده است که تشخیص روانشناسی منجر به بستری، قویترین عامل پیش گویی کننده ی خودکشی میباشد. تشخیص روانشناسی بدون نیاز به بستری رابطه ی مستقیمی با افزایش احتمال خودکشی ندارد. مواردی مانند پس زمینه ی اجتماعی ضعیف، رفتارهای منحرف، مصرف مواد و روابط بین فردی شکست خورده، حتی بعد از کنترل بیماری روانی باعث افزایش قابل توجه در ریسک خودکشی میشوند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢