وسواس، یک اختلال روان پزشکی است که بیشتر در دهه های سوم و چهارم زندگی خود را نشان می دهد. این اختلال، بیماری نسبتا شایعی است که شیوع آن در زنان بیشتر از مردان است و در کل دوره زندگی از دوران کودکی تا سالمندی امکان بروز دارد. به گفته متخصصان دوران خاموش این بیماری ۳ تا۴ سال پیش از ظاهرشدن علایم بیماری آغاز می شود. متاسفانه با این که درباره وسواس اطلاع رسانی زیادی شده است، هنوز افرادی هستند که اعمال و رفتار یک فرد وسواسی را عمدی یا آگاهانه تلقی می کنند و می پندارند که فرد درانتخاب اعمال خود دست دارد. این درحالی است که وسواس عملی یا فکری در مراحلی که به اختلال جدی منتهی شود، در کنترل فرد نیست و او نمی تواند کنترلی روی اعمال خود داشته باشد

...

اختلال وسواس از این رو اهمیت دارد که ابعاد شخصیتی، اجتماعی و خانوادگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند تهدید کننده شاکله شخصیت وی و جایگاه او در اجتماع قلمداد شود.

جدا از پیامدهای روحی و روانی که وسواس به دنبال خود دارد، فرد در بسیاری از ابعاد زندگی خود دچار تغییر رفتار می شود به عنوان مثال افرادی که دچار وسواس جبری- عملی هستند، پس از مدتی ممکن است دچار وسواس در شمردن پول های خود شوند و یا نسبت به دخل و خرج منزل حساسیت بیش از حدی به خرج دهند. فرد بیشتر اوقات بیکاری خود را صرف رتق و فتق امور مالی می کند، در حالی که درآمدش مثل گذشته است و افزایش درآمد چشمگیری نداشته است.

گاه برخی افراد در چنین شرایطی دست به جمع آوری بعضی اشیای قدیمی و عتیقه می زنند و نسبت به آن ها حساسیت بیش از اندازه ای به خرج می دهند. اگر نتوانند کارهای مالی را مطابق وقتی که در نظر گرفته اند انجام دهند، دچار استرس فوق العاده شدیدی می شوند که خواب و خوراک را از آن ها می گیرد. این رفتارها به شکل تدریجی و نامحسوس فرد را به سوی شخصیت تازه شکل گرفته ای که «خساست» صفت بارز اوست، سوق می دهد.

«خست» و یا کم خرج کردن یا گردآوردن پول در حد افراطی تحت عنوان «عقده  هارپاگون» هم شناخته شده است. هارپاگون قهرمان نمایشنامه «خسیس» نوشته «مولیر» است که نمونه مثال زدنی از یک فرد خسیس را به تصویر می کشد.

چنین فردی نه فقط در کم هزینه کردن و جمع آوری پول افراط می کند بلکه در دورریختن ظروف و وسایل غیرقابل استفاده مقاومت شدیدی دارد و هرگز حاضر نیست برخی اشیا را دور بریزد. در طول زمان فرد در سطح بسیار پایینی زندگی می کند و معتقد است فقط باید به اندازه ای خرج کند که نیاز دارد و چون نیازهای اولیه اش با مبلغ کمی برآورده می شود، پس نیازی به هزینه کردن پول بیشتر وجود ندارد.


..

یکی از شخصیت های خسیس و بی عاطفه که مثال بارز این دسته از شخصیت هاست، اسکروچ است که همه ما آن را به خاطر داریم.

وی فردی پول دوست و بی عاطفه است که فقط به پول فکر می کند و ویژگی های شخصیتی اش از او یک فرد غیر قابل تحمل ساخته است. درگذشته او می بینیم که پدرش او را در یک مدرسه شبانه روزی رها می کند و هرگز طعم محبت و مهربانی را در خانواده خود نچشید. او به هنگام تولد مادرش را از دست داد و به همین دلیل همواره متهم مرگ مادر شناخته می شد. پدرش به دلیل مسائل مالی مدتی در زندان بود و به این ترتیب ترس از بی پولی تمام وجود اسکروچ را در برگرفت. در انتها او تحول پیدا می کند. گذشته و نشانه های توصیفی مربوط به شخصیت اسکروچ کاملا با دانش روان شناسی مطابقت دارد و سیر تحولش به سمت خساست و سپس دست کشیدن او از این صفت را به خوبی نمایش می دهد.


..

این گونه افراد عادت دارند بارها و بارها حساب بانکی خود را کنترل یا پس اندازهای خود را محاسبه کنند بسیار منظم هستند و همواره خواستار نظم شدیدی در زندگی خود هستند.

باید توجه داشت نظم معمول و متداول مثبت است اما نظم افراطی و شدید که نه فقط مایه آزار فرد می شود بلکه دیگران را اذیت می کند، مردود است. بسیاری از افرادی که وسواس جبری - عملی دارند اگر نتوانند نظم موردنظر خود را در محیط پیاده کنند به شدت برآشفته و خشمگین و گاه افسرده و ناراحت می شوند و نمی توانند تحت هیچ شرایطی وضع موجود را بپذیرند.

شکی نیست که این دسته از افراد از خودخواهی مطلق نیز رنج می برند. به نوشته سایت وب ام دی کارشناسان می گویند چنانچه خودخواهی فرد به حدی برسد که زندگی اطرافیان را تحت الشعاع قرار دهد و اثر منفی روی دیگران بگذارد، باید گفت فرد دچار وسواس عملی- جبری مرتبط با خساست شده است. درمان بسیاری از این بیماران کار دشواری است اما روان درمانی می تواند بسیار کمک کننده باشد.

امروزه علم روان شناسی ثابت می کند که داشتن پول نمی تواند به احساس رضایت و خوشبختی بیشتر در افراد بینجامد. بلکه این خرج کردن پول در راه مثبت و خدمت به همنوعان به سلامت روان افراد کمک می کند. بنابراین پایه اصلی درمان، تاکید بر روی فواید هزینه کردن، ضمن تلاش برای برطرف کردن پیامدهای دیگر اختلال مانند افسردگی است. محققان به منظور اثبات این نظریه که پول خرج کردن احساس رضایت و شادی می آورد، به گروهی از شرکت کنندگان در یک آزمایش در آغاز یک روز ۲۰دلار دادند و از  آنها خواستند این پول را تا ۵بعدازظهر خرج کنند. دسته ای از شرکت کنندگان که گروه اول را تشکیل می دادند فقط لوازمی را که نیاز داشتند، خریدند اما گروه دوم ترجیح دادند از پول برای خوشحال کردن دیگران استفاده کنند. نتیجه آزمایش نشان داد گروه دوم رضایت بیشتری از روزی که با ۲۰دلار آغاز کرده بودند، داشتند. این درحالی است که افراد مبتلا به وسواس جبری- عملی به علت وسواس افراطی در خرید هم خود و هم دیگران را از پولی که در اختیار دارند بی نصیب می گذارند و از احساس رضایتمندی و شادمانی در زندگی محروم هستند.

نکته این جاست که این ویژگی فقط در افراد با توانمندی مالی بالا مشاهده نمی شود بلکه ممکن است در افرادی با درآمد متوسط نیز گزارش شود.

در بیماران وسواسی که مبتلا به افسردگی شده اند تغییرات شیمیایی خاصی در بدن اتفاق می افتد که نیازمند درمان جدی است. اما انواع و اقسام درمان ها در زمینه اختلال وسواس جبری شامل روان  درمانی فردی، روان درمانی گروهی، روانکاوی و درمان های دارویی است در مواردی مهم ترین و موثرترین درمان، درمان دارویی است که نیازمند صبر و حوصله و بردباری و مهربانی درمانگر و همکاری جدی بیمار و خانواده بیمار است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٥