هراس خاص چیست؟

 

هراس خاص ترس از ش ی، جانور یا موقعیتی به خصوص است . در این اختلال ترستان چنان شدید است

که دلتان می خواهد از آن موقعیت یا تجربه بگریزید . روبرو شدن با آن باعث می شود تا اض طرابتان شدت یابد .

ترس ها و هراس ها بسیار شایع اند. در یک مطالعه که در آمریکا انجام گرفته است 60 % از آدم ها ترس از برخی

موقعیت ها یا چیزها را گزارش کردند . شایع ترین ترس ها، ترس از حشرات، موش ، مار، خفاش ، ارتفاع /

جاهای بلند ، آب، وسایل نقلیه عمومی، طوفان، محل های بسته، تونل ها و پل ها هستند . بسیاری از مردم از

چندین چیز مختلف می ترسند وآگاهانه از آ ن ها دوری می کنند. در واقع، ترس در بیش تر از 11 % مردم به

اندازه ای شدید است که به عنوان هراس خاص تشخیص داده می شود . یعنی، این ترس همیشگی است و

اضطراب شدیدی همراه آن است و باعث می شود که افراد دچار هراس، از موقعیت های به خصوصی دوری

کنند یا لااقل دلشان می خواهد که دوری کنند . این افراد می دانند که ترس شان بیش از اندازه یا غیر منطقی

است و لی دست خودشان نیست و درماندگی ناشی از آن ترس به اندازه ای است که ، زندگی عادی شان را

مختل می کند.

 

د

لایل به وجود آمدن هراس خاص چیست؟

چند علت برای هراس خاص مطرح شده است . روان شناسان بین چگون گی آموختن ترس یدن از چیزی و

ترسیدن از آن پس از گذشت سال ها، تفاوت قایل می شوند.

برخی صاحب نظران معتقدند که انسان ها گرایش دارند از اشیاء، جانواران یا موقعیت هایی که در عصر

حجر می ترسیدند، ه م چنان بترسند . مانند ترس از حشرات، موش ها. مارها، بسیاری از جانوران دیگر، ارتفاع،

غریبه ها، پل ها، آب و همه چیزهایی که می توانستند برای انسان های اولیه خطرناک باشند . این ترس ها در

طبیعت وحشی بسیار سازگارانه و سودمند بوده است.افرادی که از این عوامل می ترسیدند برای اجتناب از آلودگی، گزش های سمی، پرت شدن از صخره ها یا پل ها، کشته شدن توسط غریبه ها یا خفگی آمادگی بیشتری داشتند. اما در جهان م تمدن امروزی، این ترس ها کارآیی سابق را ندارند. دومین ریشه به وجود آمدن هراس ها آموختن ترس یا همراه شدن چیزی که فرد را می ترساند، با یک تجربه ی بد است (مثلاً، شاید به این دلایل از سگ می ترسید که سال ها قبل سگی گازتان گرفته است ) یا کسی را مشاهده کرده اید که از چیزی می ترسیده و شما نیز از او یاد گرفته اید که از همان چیز بترسید (مثلاً شاید یکی از اعضای خانواده تان از پرواز می ترسد، و شما یادگرفت ه اید که از موضوع ترس او بترسید ). سومین علت هراس می تواند افکار غلط یا "تحریف فک ر" باشد . برای مث ال، ممکن است ترس شدید یا هراس براساس اطلاعات نادرست به وجود آید، یا به این دلیل از چیزی بترسید که بدترین عاقبت ممکن را در اثر رویارویی با آن چیز برای خودتان پیش بینی می کنید. در این شرایط شما به شواهدی که بی مورد بودن آن هراس را نشان می دهند و اصولاً آن هر اس را از زیر سؤال می برند توجه نمی کنید. یا ممکن است علت ترس شدید شما این باشد که عقیده دارید که نمی توانید اضطراب را تحمل کنید و تحمل روبرو شدن یا چیزی که شما را می ترساند برایتان غیر ممکن است.

وقتی ترس یا هراسی را آموختید، این ترس شدید یا هراس از چند راه ماندگار می شود. یک دلیل ماندگار

شدن ترس این است که به دلیل ترس شدیدتان، از موقعیتی که از آن می ترسید تا جایی که می توانید دوری

می کنید. مثلاً اگر از پرواز می ترسید، هربار که تصمیم می گیرید با هواپیما به مسافرت نروید احساس می کنید

اضطراب کمتری دارید . هر با ر که از پرواز کردن اجتناب می کنید، به خودتان یاد می دهید که اگر سوار

هواپیما نشوم، دچار اضطراب هم نمی شوم

– به این ترتیب می آموزید که از هواپیما یا هرچیز دیگری که

شما را می ترساند اجتنا بکنید . مثل این است که هر بار که مضطرب می شوید یک لیوان آب بنوشید و به این

ترتیب شما یاد می گیرید که بیشتر بنوشید زیرا موقتاً از اضطرابتان می کاهد . ام ا اشکال کار این است که

اجتناب از چیزی که می ترسید، باعث می شود هر گز نیاموزید که می توانید بر ترستان چیره شوید، راه دیگری

که ترس را ماندنی م ی کند رفتارهای ایمن یاست . ای ن ها رفتارها، کارها یا چیزهایی هستند که انجام

می دهید یا می گویید و به این خیال هستند که از شما محافظت خواه ن د کرد . برای مثال، ممکن است در

آسانسور محکم کناری بایستید، یا در هواپیما محکم سرجایتان بنشینید . یا ممکن است وقتی در یک موقعیت

ترس آور قرار می گیرید دعا بخوانید یا به شیوه ای دیگر قوت قلب بگیرید. ممکن است باورتان شده باشد که

این رفتارهای ایمنی برای غلبه بر ترس لازم هستند.

 

 

درمان شناختی

رفتاری چه می کند؟

 

 

هنگامی که به تجربه بیاموزید که هراستان بی اساس است، ترس و اضطرابتان کمرنگ می شود . درمان

شناختی – رفتاری برای هراس خاص به شما کمک می کند تا به جای اجتناب کردن از چیزی که از آن

می ترسید، با آن مواجه شوید، درمانگرتان از اشیاء یا موقعیت هایی که می ترسید فهرستی تهیه می کند، شدت

ترس از هر یک را شرح می دهد و نظر شما را درباره هر شیء یا موقعیت ی قید می کند (مثلاً، آیا فکر می کنید

آلوده خواهید شد، خواهید مرد، به شما حمله خواهد شد یا دیوانه خواهید شد؟ ) تهیه این فهرست نخستین

مرحله درمان برای غلبه بر ترس شما است . درمانگرتان به شما می آموزد هنگامی که احساس تنش می کنید .

چطور به خودتان آرامش بدهید . ممکن است از شما ب خواهد تا از شیء یا موقعیتی که می ترسید در ذهنتان

تصویری مجسم کنید و آنقدر آن را نگه دارید تا احساس اضطرابتان کاهش یابد . شاید ببنید درمانگرتان

کاری را انجام می دهد که از آن می ترسید و شاید بعداً شم ا هم بتوانید از او تقلید کنید . مواجه شدن با موضوع

ترس تدریجی خواهد بود : درمانگر قبل از این که هر کاری بکند برایتان توضیح می دهد که چه خواهد کرد

و شما حق انتخاب دارید و می توانید آن کار را انجام ندهید. وی هرگز غافلگیرتان نم یکند و این شما هستید

که سرعت و روند پیشرفت برنامه درمان را تعیین می کنید. بیشتر بیمارانی که ا ز این تکنیک ها استفاده می کنند

به مرور زمان در می یابند که با این روش از تنش آ ن ها کاسته می شود و قادرند کارهایی را که قبلاً از آن ها

می ترسیدند، انجام بدهند و احساس می کنند در زندگی شان م ؤثرتر عمل می کنند . بیشتر بیماران در همان

2 ساعته) به سرعت بهبود می یابند و می توانند با اشیاء یا موقعیت های - مراجعه های او لیه (مثلاً جلسات 3

ترس آور رو به رو شوند . بسته به شدت ترس، بین 74 % و 94 % بیماران با استفاده از این روش بهبود م ی یابند .

برخی بیماران از داروهای ضد افسردگی یا ضد اضطرابی برای مشکلشان استفاده می کنند، اما روش درمانی

که ما توصیف کردیم معمولاً به این داروها نیاز ندارد.

 

از شما به عنوان بیمار چه انتظاری داریم؟

برای غلبه بر ترس لازم است به تدری ج خودتان را در موقعی ت های اضطراب آور قرار دهید . لازم است به

درمانگرتان بگویید چه موقعی ت ها یا چیزهایی مضطربتان می کنند، درباره این موقعیت ها یا چیزها چه فکرهایی

می کنید و آیا مایل هستید برای غلبه بر این ترس ها کمی اضطراب را تحمل کنید . درمانگرتان شما را در

خلال رویارویی با این موقعی ت ها هدایت می کند. شما هم باید در فواصل جلسات درمانی، تکالیف ی انجام

دهید، بسیاری از آنها کارهایی هستند که در جلسات درمانی تمرین کرده و آموخته اید.

 

نوشته شده توسط عاجلو در 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٧