چگونه تفکر باعث افسردگی می‌شود؟                     

روش‌های مختلف فکر کردن شما (شناخت های شما) می‌تواند باعث افسردگی شود؛ بعضی از این موارد در زیر توضیح داده می‌شود:

 

1- افکار خودکار ناکارآمد. این‌ها افکاری هستند که به صورت خود به خودی می‌آیند و واقعی به نظر می‌رسند، هر چند آنها منعکس کننده‌ی اداراکات منحرف شده و همر اه با احساسات منفی نظیر غمگینی، اضطراب، خشم و نا امیدی می‌باشند. نمونه‌هایی از برخی انواع این افکار در زیر درج شدند:

ذهن خوانی:  «او فکر می کند که من یک بازنده ام».

بر چسب زدن:  «من یک شکست خورده ام»،  «او غیر قابل تحمل است».

پیشگویی:  «من طرد خواهم شد»،  «من از خودم یک آدم احمق می سازم».

فاجعه سازی:  « اگر طرد شوم، وحشتناک است، »،  « اگر مضطرب باشم، نمی‌توانم دوام بیاورم».

تفکر همه یا هیچ:  «من در همه چیز شکست میخورم»، «از هیچ چیز لذت نمی‌برم»، «هیچ چیز بدرد من نمی‌خورد»، «این مهم نیست، چون هر کسی می‌توانست این کار را بکند».

 

2- مفروضات غیرسازگارانه. اینها عقایدی هستند، در مورد آنچه که شما فکر می‌کنید باید انجام دهید. آنها قواعدی هستند که افراد افسرده فکر می‌کنند،  باید مطابق آن زندگی کنند.  نمونه‌هایی از آنها را در زیر می‌بینید.

«من باید مورد تأیید همه باشم».

«اگر کسی مرا دوست ندارد،  نشانه‌ی این است که من دوست‌داشتنی نیستم».

«من هیچ وقت نمی‌توانم در مورد کارهایی که خودم انجام می‌دهم،  خوشحال باشم».

«اگر در بعضی چیزها ناموفق باشم، من یک شکست خورده‌ام».

«من باید خودم را به خاطر شکست‌هایم ملامت کنم».

«اگر مشکلی را برای مدت طولانی داشته باشم،  دیگر نمی‌توانم تغییر کنم».

«من نباید افسرده باشم».

3- دید منفی نسبت به خود.  افراد افسرده اغلب بر کوتاهی های خود تمرکز می‌کنند و درباره‌ی آنها مبالغه می‌کنند و هر کیفیت مثبتی را که ممکن است داشته باشند، کوچک جلوه می‌دهند. آنها خود را غیردوست داشتنی، زشت، احمق، ضعیف یا حتی شیطان صفت می‌دانند.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٧