افسردگی

افسردگی اختلالی است که در آن خلق و نیروی زیستی فرد کم شده و فرد به نقطه پریشانی می رسد . و احساس بدبختی ، بیچارگی و ناامیدی می کند . شخص افسرده ممکن است به صورت واقعی یا غیر واقعی به فکر همه شکستها و ناکامی هایش باشد و آینده در نظر او توأم با ناامیدی جلوه کند .
افسردگی ممکن است واکنش در مقابل فشارهای روانی مثل ، از دست دادن کسانی که به آنها عشق می ورزند ، از دست دادن تأمین و ثبات ، طلاق ، تهدید ناشی از یک بیماری مزمن و مواردی از این قبیل باشد .
ویژگیهای اصلی اختلال افسردگی خلق پایین ، افکار بدبینانه ، عدم لذت بردن ، کاهش انرژی ، کندی و تمرکز ضعیف و عزت نفس پایین است .

تشخیص افسردگی


افسردگی سبب آسیب دیدگی همیشگی یا زوال عقلی نیست و به طور معمول می توان انتظار بهبودی کامل بیمار افسرده را در مدتی طولانی داشت . بسیاری از درمانهای عاطفی قابل استفاده هستند و تشخیص و درمان به موقع بسیار مهم است زیرا خطر خودکشی فرد کاهش یافته و فرد و خانواده اش کمتر دچار اضطراب و تشویش می شوند .
اختلالات افسردگی به سه قسمت : افسردگی خفیف ، افسردگی متوسط و افسردگی شدید تقسیم می شوند .

◄1 – اختلال افسردگی خفیف :


در این نوع افسردگی بیمار از خلق پایین ، نداشتن احساس لذت و فقدان انرژی و کم خوابی رنج می برد . در این افسردگی نشانه های دیگری همچون اضطراب و نشانه های وسواسی دیده می شود . خلق ممکن است در طی روز تغییر کند و معمولا برعکس اختلالات شدیدتر ، خلق بیمار شبها بدتر از صبح است .

2 – اختلال افسردگی متوسط :

ویژگی های اصلی این اختلال عبارتند از : خلق پایین ، فقدان لذت ، کاهش انرژی و افکار بدبینانه . علائم اختلال افسردگی متوسط عبارتند از : ظاهر غمگین ، اضطراب و تحریک پذیری ، کاهش انرژی ، تمرکز ضعیف ، حافظه ضعیف ، افکار بدبینانه و احساس گناه ، ناامیدی ، ایده های خودکشی ، کاهش وزن ، کاهش اشتها ، کاهش میل جنسی ، نشانه های وسواسی و اختلالات خواب .

اختلالات خواب چند نوع دارد :

بیمار ۲ یا ۳ ساعت قبل از وقت معمول بیدار می شود و دیگر به خواب نمی رود و در بستر دراز می کشد احساس نشاط ندارد و غالباً بی قرار است و با ناامیدی به روزی که در راه است فکر می کند ، شکست های گذشته را مرور می کند و مأیوسانه به آینده می نگرد . در این زمان مشکلات و مسائل به نظر وی بزرگتر می رسند و ناامیدی در فرد بسیار زیاد است و خطر خودکشی وجود دارد .
برعکس بعضی بیماران افسرده زیاد می خوابند و دیر بیدار می شوند با این وجود زمانی که بیدار می شوند احساس سرحالی نمی کنند معمولاً این افراد خیلی سخت از خواب بیدار می شوند .
◄3 – اختلال افسردگی شدید :

هنگامی که اختلالات افسردگی شدیدتر می شوند همه ویژگی هایی که در اختلال افسردگی متوسط گفته شد با شدت بیشتر روی می دهند . گاهی هم نشانه های اضافه تری از جمله هذیان و توهم وجود ندارد . هذیان های اختلالات افسردگی شدید ، در ارتباط با همان موضوعات تفکر غیر هذیانی اختلالات افسردگی متوسط یعنی بی ارزشی ، گناه بیماری و به صورت نادرتر فقر می باشند .
معیارهای تشخیص افسردگی شدید : ۵ یا تعداد بیشتری از علایم زیر بایستی به مدت حداقل ۲ هفته در فرد وجود داشته باشد .
۱ – خلق افسرده در بیشتر روز و تقریباً همه روزه
۲ – کاهش شدید علاقه و لذت تقریباً در تمامی کارها در بیشتر شبانه روز و تقریباً هر روز .
۳ – تغییر وزن حداقل به میزان ۵% در عرض یک ماه
۴ – بی خوابی یا پرخوابی همه روزه
۵ – خستگی و از دست دادن انرژی
۶ – احساس بی ارزشی یا احساس گناه نامتناسب و بیش از حد
۷ – کاهش توانایی تفکر و تمرکز
۸ – افکار مکرر مرگ و افکار مکرر خودکشی

◄درمان افسردگی
۱ – درمان دارویی : داروهای ضد افسردگی سه دسته اصلی دارند : سه حلقه ای ها ، مهار کننده های اختصاصی برداشت مجدد سروتونین و مهارکننده های مونوآمین اکسیداز که با تجویز روانپزشک مورد استفاده قرار می گیرند .
۲ – درمان با الکتروشوک (ECT) : این روش اولین درمان فیزیکی مؤثر در اختلال افسردگی شدید بوده و در بعضی بیماران هنوز نقش بالینی مهمی دارد .
بیشتر در کسانی مؤثر است که اختلال افسردگی شدید دارند ، به ویژه اگر کاهش وزن شدید ، بیدار شدن در صبح زود ، کندی و هذیان هم داشته باشند .
۳ – درمان روانشناختی : بیماری های بسیار خفیف را معمولاً می توان با روشهای اجتماعی و روان شناختی و حمایت و حل مشکل به تنهایی درمان نمود اما موارد شدیدتر نیاز به دارو درمانی دارد و بعد از مشاهده علائم افسردگی باید به روانپزشک مراجعه شود .

علل افسردگی

علل افسردگی ترکیبی از عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی و محیطی (روانی ـ اجتماعی) می‌باشد.
در بسیاری از مردم نیز، علت افسردگی ناشناخته باقی می‌ماند. به‌طور کلی مشخص شده است که افسردگی در نتیجه یکسری از فعل و انفعالات شیمیایی در مغز اتفاق می‌افتد.
این فعل و انفعالات که نورو ترانسمیتر نامیده می‌شود در تمامی اعمال و رفتارهای بدن به‌طور بیولوژیکی وجود دارد.
● عوامل ژنتیکی
ثابت شده است که در بعضی از اقوام و خانواده‌ها افسردگی شایعتر بوده ولی وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه اعضاء خانواده نمی‌باشد.اما هرچه درجه خویشاوندی نزدیکتر باشد، به همان نسبتآسیب‌پذیری برای افسردگی بیشتر می‌شود.
● عوامل بیولوژیکی
تغییرات زیستی متعددی در مغز افراد روی می‌دهد. این تغییرات شامل تغییر در ارتباطات عصبی سیستم غدد درون‌ریز و هورمونها، تغییر در سیستم انتقال‌دهنده‌های شیمیایی و تغییر در فعالیتهای الکتریکی مغز است.
● عوامل محیطی (روانی – اجتماعی)
فاکتورهای استرس‌زای اجتماعی و روانی به‌عنوان ریسک فاکتورهای بروز افسردگی شناخته می‌شوند.
استرس در فرم فقدان یکی از اقوام نزدیک مثل پدر و مادر و دوستان به‌عنوان ماشه‌ای برای بروز افسردگی در افراد آسیب‌پذیر، به‌شمار می‌رود. به‌طور کلی تحقیقات ژنتیک ثابت کرده است که عوامل استرس‌زای محیطی فرصت بروز آسیب‌پذیری یک ژن بخصوص را افزایش داده و آنها را به سوی یک بیماری پیشرفته افسردگی هدایت می‌کند.
با این حال در برخی از افراد این افسردگی بدون عوامل استرس‌زای محیطی به‌وجود می‌آید. تحقیقات دیگری در این زمینه مشخص کرده است که عوامل استرس‌زا در قالب ایزوله بودن در اجتماع و یا محرومیت دوران کودکی منجر به تغییرات پایدار در فعالیت مغز شده و باعث افزایش حساسیت نسبت به بروز علائم افسردگی می‌شود.
▪ رویدادهای زندگی و استرسهای محیطی
استرسها و موقعیتهای زندگی می‌توانند نقش اولیه را در ایجاد افسردگی داشته باشند، هر چند که در این مورد اختلاف‌نظر بین دانشمندان وجود دارد.
عده‌ای معتقدند که سوگ و از دست دادن عزیزی می‌تواند منجر به افسردگی گردد. مطالعات نشان داده است که مرگ همسر بیشترین نقش را به عهده دارد. همچنین به دنیا آوردن فرزند، بازنشستگی، یائسگی و استرسهای عمده دیگر می‌توانند در ایجاد افسردگی نقش عمده داشته باشند.
▪ عوامل شخصیتی
همه افراد با تیپها و خصوصیتهای شخصیتی مختلف ممکن است دچار افسردگی گردند، اما افرادی با انواع شخصیتی وسواس، و شخصیت نمایشی بیشتر ممکن است دچار افسردگی گردند.
▪ عوامل یاد گرفته شده
بر اساس این عامل ارتباطات اجتماعی ناخوشایند که منجر به ارزیابی منفی فرد از خود می‌شود باعث ایجاد افسردگی است. زیرا این افراد با توجه به خصوصیات خاص خود نمی‌توانند محبت، همدردی و ارتباط عاطفی لازم را از دیگران به دست آورند.
بنابراین این افراد هم در مورد خودشان ارزیابی منفی داشته و هم دیگران را صادق نمی‌دانند و به‌تدریج آزرده و ناکام شده و افسردگی در آنان پدید می‌آید.
▪ تفکر منفی
افرادی که دارای افکار منفی در مورد خود، زندگی و آینده هستند، دچار افسردگی می‌گردند. این افراد به جنبه منفی هر چیزی فکر می‌کنند و به نقایص خود خیلی توجه نموده و بطور مداوم خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. نکته مهم اینکه این افراد هر نوع اطلاعات را سوء تعبیر می‌کنند.
● مصرف داروها
▪ بعضی از داروها مثل داروهایی که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می‌شوند و داروهای خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگی می‌شوند.
▪ کمبود مواد غذایی مثل کمبود اسید فولیک و بعضی ویتامینها مثل ب١٢ باعث کاهش اثرات داروهای ضداضطراب شده و درمان را با مشکل روبرو می‌کند.                              ▪ اعتیاد به بعضی از داروها،

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦