نشانه های خجالت

1- تنگی نفس

2- خشک شدن بزاق دهان

3- سفت شدن عضلات بدن

4- سرخ شدن یا رنگ پریدگی

حدیث ار کند با تو از شرم گردد

دو رخسار او چون گل ارغوانی (فرخی)

5- خشم از خود

6- تشدید ضربان قلب

7- بی تصمیمی و افسردگی

8- بریده بریده سخن گفتن

و ...

علت خجالت کشیدن:

1- احساس حقارت

2- عزت نفس پایین

3- عدم انطباق خود با محیط

4- احساس نا امنی و عدم اعتماد

5- احساس خود کم بینی

6- دلایل ژنتیکی و ارثی


روش های مقابله با خجالت:

1-عقاید و باورهای غلط را تصحیح کنیم

2- خود آگاهی، هنگامی که ما توانایی های خود را شناخته و تصویر خود واقع بینانه ای نسبت خود داشته باشیم نقاط قوت خود را شناخته و همچنین نقاط ضعف خود را می شناسیم و در جهت تقویت و جبران آنها می کوشیم

3- نان به نرخ روز خوردن و در حال زندگی کردن ،

4- تلقین به عنوان آخرین راه حل



خجالتی بودن هم یک بیماری است اما هر بیماری‌ای درمان دارد



با رشد کودک و بیشتر شدن تجربه‌ها و فعالیت‌های اجتماعی، فرد در برخی شرایط خاص در مواجهه با افراد غریبه یا وارد شدن به محیطی ناآشنا، خجالت را تجربه می‌کند. هر خانواده‌ای براساس فرهنگ، مهارت و سطح دانش و آگاهی‌های خود درباره تربیت کودک، با این وضعیت برخورد می‌کند. چگونگی این برخورد در از بین رفتن یا ماندگار شدن این حس، تاثیر زیادی خواهد داشت. تمسخر، تحقیر یا شماتت کردن کودک در شرایطی که نسبت به یک وضعیت خاص خجولانه رفتار می‌کند، باعث می‌شود احساس خجالت به عنوان یک صفت دائمی ‌او باقی بماند.

دلیل خجالت کشیدن چیست؟

عده‌ای از متخصصان معتقدند خجالتی بودن علاوه بر نحوه تربیت، زمینه ژنتیک نیز دارد. این متخصصان، تربیت درست و افزایش مهارت‌های زندگی در از بین رفتن این حس در افراد را بسیار مؤثر می‌دانند. بررسی‌ها نشان داده است آدم‌های خجالتی از اعتماد به نفس پایینی برخوردارند و به خاطر همین موضوع، فکر می‌کنند اگر در یک جمع صحبت کنند، مورد تمسخر قرار می‌گیرند یا کسی به صحبت‌های آنها توجه نمی‌کند. این دو عامل ( اعتماد به نفس پایین و خجالتی بودن) به طور مداوم در حال تقویت یکدیگر هستند به طوری که اگر فرد به فکر برطرف کردن مشکل خود نباشد، در آینده مشکلات زیادی را تجربه خواهد کرد. همچنین برخلاف تصور همگانی که افراد خجالتی را افرادی درون‌گرا می‌دانند، بسیاری از افراد برون‌گرا هم خجالتی‌ هستند. بسیاری از افراد مشهور مانند هنرمندان، بازیگران سینما، دانشمندان و حتی سیاستمداران هم خجالتی بوده یا هستند. این افراد وقتی در قالب شغل خود قرار می‌گیرند، مطابق با آن ایفای نقش می‌کنند اما به محض آنکه به شرایط غیرشغلی برمی‌گردند، تبدیل می‌شوند به آدم‌هایی بسیار خجالتی و معذب!

خجالت و دیدگاه‌های فرهنگی

خجالتی بودن نزد افراد، خانواده‌ها، جوامع و فرهنگ‌های مختلف، معانی متفاوتی دارد. به عبارتی، بعضی‌ها فرد کم‌رو را فردی ساکت، مؤدب و محترم، مطیع و حرف‌گوش‌کن می‌دانند. در برخی فرهنگ‌ها، خجالتی بودن را برای دختران امری عادی و صفتی مثبت به حساب می‌آورند؛ در حالی که ممکن است این ویژگی را برای پسرها ناپسند بدانند. اما واقعیت این است که خجالتی بودن، یک معلولیت اجتماعی است.
این ویژگی می‌تواند مانع رشد مطلوب شخصیت افراد شود و برای هر دو جنس - پسر و دختر - نامطلوب است و باعث ایجاد مشکلات زیادی به‌خصوص در بزرگسالی و زندگی‌های مشترک می‌شود.

درصد فراوانی افراد خجالتی

تحقیقات نشان می‌دهد اکثر افراد در موقعیت‌های مختلف، کمی ‌خجالتی می‌شوند. مثلا 75 درصد از مردم، هنگام مواجهه با یک جمع غریبه و مقتدر که ملزم به پاسخگویی به سؤالات آنها نیز باشند، احساس خجالت می‌کنند. 70 درصد از افراد هنگام حضور در جمع بزرگی از افراد غریبه، خجالتی برخورد می‌کنند. 64 درصد افراد نیز هنگامی‌که با جنس مخالف روبه‌رو یا هم صحبت می‌شوند، دچار احساس خجالت می‌شوند. همچنین حس خجالت در 58 درصد از افرادی که با جمعی دارای موقعیت اجتماعی یا تحصیلات بالاتر مواجه می‌شوند، به وجود می‌آید. می‌بینید؟ اگر شما هم خجالتی هستید، امیدوار باشید! چندان تنها نیستند.

نشانه‌های خجالتی بودن

افراد خجالتی نشانه‌هایی دارند که می‌توان آنها را در چند گروه تقسیم‌بندی کرد؛ برخی روان‌تنی هستند، برخی روان‌حرکتی و برخی نشانه‌ها نیز در سبک زندگی آنهاست و بلافاصله نمی‌توان آنها را تشخیص داد؛ مگر با زیر نظر گرفتن رفتارها و عادات فرد.

علائم روان تنی خجالت

افزایش ضربان قلب، سرخ شدن صورت، اختلال در تنفس، تنش عضلانی، لرزیدن صدا یا تغییر در تن آن، لرزیدن دست‌ها، پاها و لب‌ها، عرق کردن شدید.

علائم دیگر
فرار کردن از جمع غریبه‌ها، کم حرف بودن، عبوس بودن و کمتر لبخند زدن، عدم برقراری ارتباط بصری مستمر و طبیعی با دیگران، عدم برخورداری از روابط دوستانه، شخصیتی انفعالی داشتن، بیزاری از دعوت کردن و دعوت شدن به مهمانی‌ها و مجالس، تمایل به سر و کار داشتن بیشتر با کتاب و اشیا و لوازم مختلف به جای آدم‌ها، شنونده بودن صرف، تأیید کردن هر چیزی بدون بحث و جدل در مورد آن، ترس از مخالفت با نظرات دیگران یا بیان نقطه‌نظرات خود، ترس دائمی ‌از مورد تمسخر قرار گرفتن.

راه‌های مقابله با خجالتی بودن

قبل از وارد شدن به یک جمع، اطلاعاتی در مورد آن جمع به دست آورید و درباره چیزهایی که می‌خواهید یا می‌شود در آنجا مطرح کرد، فکر کنید.
معاشرت خود را با دیگران بیشتر کنید؛ از جمع‌های دوستانه کوچک شروع کنید، به سؤالات‌شان جواب دهید و از آنها درباره خودشان، آرزوهایشان، اهداف‌شان یا موضوعات دیگر سؤال کنید.
صحبت کردن در جمع را یاد بگیرید. اگر از حرف زدن در جمع می‌ترسید، در کلاس‌هایی که به همین منظور برگزار می‌شود، ثبت‌نام کنید.
اگر خجالتی بودن، خیلی شما را آزار می‌دهد، به یک مشاور یا روان‌شناس مراجعه کنید.
تا حد ممکن از انزوا و گوشه‌گیری دوری کنید. اگر چند نفری دوروبرتان هستند، کتاب خواندن را کنار بگذارید و سر صحبت را با آنها باز کنید.
اگر به خاطر لهجه، صدا، بوی دهان یا نوع دندان‌هایتان از جمع گریزان هستید، چرا فکری به حال اصلاح اینها نمی‌کنید؟
در جمع‌ها کاری کنید که کسل، خسته و بی‌حوصله به نظر نیایید.
به یاد داشته باشید راه مقابله با خجالت این است که به چیزهای دیگری تمرکز کنید؛ مانند فکر کردن و تصور اینکه چطور می‌شود از اتفاقات اجتماعی لذت برد.
از طرد شدن یا شکست خوردن، نترسید. قهرمانان ورزشی نیز با وجود احتمال شکست، باز هم به مبارزه و رقابت می‌پردازند؛ اما تقریبا همه آنها برای برد به میدان می‌روند و هیچ‌گاه از شکست حرف نمی‌زنند.
کم‌رویی، تـردید و دودلی هنگامی ‌رخ می‌دهد که شما به عیوب و نقایص خود فکر می‌کنید. افکـارتـان را متوجه شخصی کنید که در حال گفت‌وگو با او هستید. در این حالت، هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهید برد و هم طرف مقابل از توجه شما خوشحال خواهد شد.
همه‌چیز را به خودتان نگیرید. نباید هر چیزی مانند شوخی و طعنه را به عنوان توهین تلقی کنید. مردم اغلب چیزهایی را می‌گویند که هیچ مقصود و منظوری از آن ندارند؛ هر چند گاهی اوقات مردم نـظـرات نابجا و بی‌موردی می‌دهند؛ در این صورت، قاطعانه از خودتان دفاع کنید.
توقعتان را کم کنید. بنا نیست در پایان یک گفت‌و‌گو، شما افراد را کاملا مجذوب خود کرده باشید. همین که همه از هم‌صحبتی یکدیگر لذت برده باشید، کافی است. باور کنید!
هول نکنید. آدم‌های روبه‌روی شما هر چقدر هم که مهم باشند، آدم هستند؛ آنها هم معایب و مشکلات و ضعف‌های خودشان را دارند؛ عین شما! شاید هم مثل خود شما دارند سعی می‌کنند کسی متوجه نشود چقدر خجالتی هستند!
مقابله با کم‌رویی و خجالت
آدمی، موجودی اجتماعی و نیازمند ارتباط با دیگران است. خجالت و کم‏رویی، آفتی است که آدمی را از کاروان رو به تعالی و ترقّی باز می‏دارد و به قابلیت‏های نهفته، فرصت بروز نمی‏دهد و توان‏ها و استعدادها را سرکوب و نابود می‏سازد. از دیدگاه روان‌شناختی، کم‏رویی، توجهی غیرعادی و اضطراب‌آلود به خویشتن است که در یک یا چند موقعیت اجتماعی، تجلّی می‏کند و فرد را در انواع تنش‏های روانی، شرایط نامناسب عاطفی و شناختی و نابسامانی‏های جسمی و زیستی، فرو می‏برد و موجب بروز رفتارهای خام و نسنجیده و واکنش‏های نامناسب می‏گردد. این پدیده، با توجّه به ضعف و شدتش، انواع پیامدهای زیستی و روانی - مانند تشدید ضربان قلب، تغییر رنگ چهره، اختلال در تنفس، لرزش بدن و دستان، تغییر درجه صدا، لکنت زبان، خشکی دهان، انزواطلبی، عدم پذیرش، فرار از فعالیت‏ها، عدم دفاع از خود، افت شخصیت، رکود علمی، مشکل دوست‏یابی و حتّی جهالت و نادانی – را به دنبال می‏آورد.

بنابراین، خجالت، افزون بر این که انسان را از فعالیت‏های فردی باز می‏دارد و زندگی شخصی را فلج می‏کند، زمینه فعالیت‏های اجتماعی را نیز نابود می‏سازد و اندک اندک، سلامت جسم و بهداشت روان را در معرض تهدید قرار می‏دهد؛ همان‏گونه که به درستی تشخیص داده و اقدام کرده‏اید، با تصمیمی جدّی و همتی بلند، به مبارزه با خجالت و کم‌رویی بپردازید؛ تصمیمی جدی بگیرید و با تکیه بر توانمندی واقعی خود، توان خدادادی و استعداد نهفته وجودتان را هر چه زودتر، از چنگال غول خیالی عجز و بی‏کفایتی رهایی بخشید.

همان گونه که می‏دانید و گاهی تجربه کرده‏اید، خجالت و کم‌رویی، هرگز با ناتوانی برابر نیست و خجالتی بودن، به معنای ناتوان شمردن خویش است و نه ناتوان بودن.

از سوی دیگر، بیشتر صاحب‌نظران معتقدند که خجالت، خصلتی ژنتیکی نیست؛ تا خود را مقهور آن بدانید و در برابرش، تسلیم شوید! این پدیده، محصول شناخت نادرست خود و دیگران و سازش نایافتگی‏های اجتماعی و حتّی رفتارهای غلط آموخته شده است. بی‏گمان با شناخت توانمندی‏های خود، برخی عوامل مؤثر در بروز آنها و رعایت دقیق و مستمر و کامل راهکارهای ارائه شده، می‏توان به مطلوب‏ترین سطح سازش یافتگی اجتماعی و مؤثرترین شکل ارتباط با دیگران دست یافت. فقط کافی است به توانایی‏تان ایمان داشته باشید و توانایی‏های خود را در فعالیت‏های گذشته، مرور کنید و موفقیت‏های هر چند ساده خویش را برشمرید. از آن جا که عوامل بروز خجالت و کم‏رویی، در نوعی شناخت غلط از خویشتن ریشه دارد، کافی است به شناختی صحیح و واقع‏بینانه از خود دست یابید؛ تا این سدّ تعالی و ترقّی را پشت سر گذارید و به عبارت دیگر، باید خودپنداره‏ای را که از خود دارید، اصلاح کنید.

بر این اساس، به عنوان یک راهکار کلی، خوب است از بعضی عوامل مؤثر در بروز خجالت آگاه شوید؛ تا با حذف آنها، به مطلوب دست یابید. تربیت غلط خانوادگی، آلوده ساختن محیط خانه و فضای ذهن خویش به حالت‏های رعب، وحشت، تهدید، ترس، دلواپسی، مراقبت‏های شدید و افراطی از رفتارها و اعمال خود، مقایسه خود با دیگران، خود بزرگ‏بینی و خود کوچک‏بینی افراط گونه و عدم آگاهی از مهارت‏های اجتماعی، احساس تنهایی و ترس از مسخره شدن و مقبول واقع نشدن، بخشی از عوامل کم‌رویی می‌باشند.

هر کس در فضایی آلوده بدین عوامل، به سر برد، با نوعی احساس شرم، ترس، دلهره، گنه‏کاری، بی‏عرضگی و حقارت، رشد می‏کند و در نتیجه، همیشه خود را فردی ضعیف می‏بیند و جرأت هیچ اقدامی را ‏در خویش نمی‏یابد! این فرد، حتّی از قضاوت دیگران درباره اعمال و رفتارش می‏پرهیزد؛ خود را از دید دیگران مخفی نگه می‏دارد و از انجام دادن عملی که مورد مشاهده و ارزیابی دیگران باشد، اجتناب می‏ورزد.

بی‏تردید با شناخت عوامل مؤثر در بروز خجالت و حذف آنها از صحنه زندگی و فضای ذهن خویش، می‌توانید گام‏های مؤثری برای درمان آن بردارید؛ سپس به راهکارهای زیر عمل کنید؛ تا هر چه زودتر از چنگال مخوف کم‌رویی نجات پیدا کنید.

راهکارهای عملی‏

بر اساس شناختی که از علل بروز خجالت دارید، هرگز نباید درمان آن را در داروخانه‏ها و لابه لای اقدامات پزشکی و آرام‏بخش‏ها و تقویت‏کننده‏ها جست‌وجو کنید. اساس درمان؛ بر تغییرات شناختی و اصلاح رفتاری و از یاد بردن رفتارهای مبتنی بر خود کم‏بینی استوار است و از روش‏های شناخت درمانی و تغییر در باورها و نظام ارزشی و افزایش مهارت‏های اجتماعی و توانایی‏های شغلی و حرفه‏ای و تحصیلی، پیروی می‏کند. بر این اساس، چند روش عملی ذکر می‏شود؛ امید است مفید و در راه نیل به هدف، مؤثر باشند.

الف) ایجاد تغییر و اصلاح در شناخت خود از خویشتن

باید شناخت خود از توانایی‏ها، استعدادها و ویژگی‏های شخصیتی خویش را اصلاح کنید و با واقعیت تطبیق دهید و برای این کار، امور زیر را انجام دهید:

1. در برابر آینه ایستاده، جلوه‏های رفتاری خوشایند، حالات بدنی و برداشت‏های مثبتی را که از وضعیت ظاهری خود دارید، یادداشت کنید و روزی چند بار با صدای بلند بخوانید؛ مانند این جمله: «من خوش قامت هستم».

2. فهرستی از ده لغت یا عبارت را - که بیان‌گر ویژگی‏های مثبت شخصیت شماست - تهیه کنید و روزی چند بار آنها را در قالب جمله کاملی بخوانید؛ مثلاً بگویید: «من باهوش هستم».

3. خاطرات و تجربه‌های جالب خود را برای دوستان صمیمی تعریف کنید.

4. هرگز به اندیشه و شناخت‏های آزار دهنده (مانند احساس حقارت، ناتوانی، بی‏کفایتی، شرمندگی و...) اجازه ندهید فضای ذهن شما را اشغال کنند و به محض ورود این افکار، ذهنیت‏های مطلوب و ویژگی‏های مثبت خود را با صدای بلند تکرار کنید.

5. هرگز تصور کم‌رو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایی چون «من خجالتی هستم»، «من کم‌رو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید؛ بلکه جرأت و شهامت را به خود تلقین کنید و با صدای بلند، در طول روز، چندین نوبت بگویید: من شهامت بیان این سخن، عمل و فعالیت را دارم و اجازه ندهید خاطره شکست‏های قبلی، به اندیشه شما راه یابد و همواره موفقیت‏های گذشته را به خاطر آورید.

6. شناخت خود از جنس مخالف را تصحیح کنید. او نیز شخصی مانند شما و همه انسان‏های دیگر است؛ البته رعایت حیا و عفت در مقابل نامحرم، امری مطلوب و شایسته است و هیچ‏گاه شرم و حیا در مقابل نامحرم را مساوی با کم‏رویی و خجالت نگیرید.

ب) اصلاح رفتار و تغییرات رفتاری‏

بکوشید در جهت مخالف کم‌رویی رفتار کنید و برای این کار، امور زیر را رعایت کنید.

1. هرگز خود را سرزنش نکنید.

2. بر اساس شناختی که از خود دارید، برای خویش، هدفی در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن، برنامه‏ریزی کنید؛ برای مثال، بر اساس شناخت از خود، ارائه یک گزارش را بر عهده بگیرید و برای تهیه و کیفیت ارائه آن، برنامه‏ریزی کنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمی و گروه‏های کوچک، خود را برای ارائه در کلاس، آماده سازید.

3. هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تکلّف‏های بی‏مورد نسازید و ساده، راحت و عاری از هرگونه آداب خاص، هدفتان را بیان کنید. در فعّالیّت‏های آغازین، خواسته و هدف خود را به صورت یک جمله بنویسید و نوشته را بخوانید.

4. پرسش‏ها و مطالب ابتدایی را کوتاه و مختصر انتخاب کنید.

5. ارتباط بصری با مخاطب را حفظ کنید.

6. همیشه سخن را با مقدمه یا یک کلمه جالب آغاز کنید و از به کارگیری کلمات پیچیده، بپرهیزید. کلمات آغازین، باید متداول و جذاب باشند.

7. قبل از سخن گفتن، مطلب مورد نظر را نوشته، در ذهن مرور و تمرین کنید و شکل بیان و مهارت لازم را فراهم آورید.

8. هنگام سخن گفتن، به دیگران و قضاوت و حرکات و سکناتشان هرگز توجّه نکنید و گفتارتان را پی‏گیرید و با خونسردی، به هدف بیندیشید.

9. موانع احتمالی و افکار و اعمال مزاحم را شناسایی و ذهن خود را برای مقابله با آنها آماده سازید؛ مثلاً اگر خنده حاضران شما را از ادامه سخن باز می‏دارد، شما نیز بخندید.

10. به کار خود پاداش دهید. یک نفس عمیق، به خود آفرین گفتن یا باز گفتن تفصیلی و با آب و تاب آن برای نزدیکان، می‏تواند پاداش به شمار آید.

11. از جزئیات بکاهید و اصل سخن را به صورت خلاصه و گویا بیان کنید.

12. اجازه سوء استفاده به دیگران ندهید؛ کافی است به کار خود ادامه داده، در صورت روبه‏رو شدن با واکنش آنان، خود را در مقابل آنان احساس نکنید.

13. در انجام رفتارهای اجتماعی کوچک و در محیط‌های دیگر - که بیشتر احساس راحتی می‏کنید - فعال باشید و این کار را از سلام کردن، احوال‏پرسی، جواب سلام دادن، نگاه کردن، تعارف کردن و تعارف شنیدن، آغاز کنید و با تمرین، به کارهای بزرگ‏تر و مهم‏تر گسترش دهید.

14. با افراد فعّال و پر تحرکی که احساس خجالت نمی‏کنند، بیشتر مأنوس باشید و از خجالتی‏ها فاصله بگیرید.

15. همیشه کلامی برای گفتن و عمل یا هنری برای ارائه به جمع داشته باشید و آن را ارائه کنید‌ و در جاهایی که کمتر احساس کم‏رویی می‏کنید و شبیه کلاس است، فعّال‏تر باشید.

16. توجه داشته باشید که تا زمین نخورید، راه رفتن نمی‏آموزید؛ پس باید نقد دیگران و تمسخر آنها باشد؛ تا شما مجال رشد بیابید. بنابراین، اگر با عکس العمل دیگران روبه‏رو شدید یا در فعالیت‏های آغازین، احساس ناتوانی کردید، از ادامه سخن یا عمل چشم بپوشید؛ هر چند می‏توانید آن را ارائه کنید و از این راه، برای ارائه بهتر و کامل‏تر مطالب، آماده شوید.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۳/۱۱