از سرخی هراسی چه می دانید؟

 

اکثر نوجوانان و جوانان هنگامیکه با موقعیت های تهدیدآمیز رو به رو می گردند، دچار احساس ترس و اضطراب می شوند. بوجود آمدن ترس و اضطراب باعث بوجود آمدن یک سری واکنش های نابهنجار در فرد می شود که با فشار روانی توام است. برخی از این واکنش عبارتند از: تپش سریع قلب، لرزش بدن، عرق بیش از حد معمول بدن، تکرر ادرار، عدم کنترل ادرار و ... همگی از نشانه های ترس و اضطراب و از عوارض آنهاست. البته لازم به ذکر است که ترسها را می توان به دو دسته تقسیم کرد.

- ترسهای طبیعی و بهنجار- که احساس ترس در برابر یک خطر واقعی یک تجربه بهنجار  پدید می آید مانند عبور از یک منطقه خطرناک در شب.

- ترسهای نابهنجار- که منظور ترسی است که از خطر  واقعی نبوده و اکثر مردم در چنین موقعیتی نمی ترسند. مانند ترس از حیوانات، ترس از صحبت کردن در جمع، ترس از مکانهای بسته و ... که فرد مبتلا به آن از غیرمنطقی بودن آن آگاه است.

یکی از انواع این ترسهای نابهنجار که در دوره نوجوانی و جوانی بسیار دیده می شود «سرخی هراسی یا ترس از سرخ شدن صورت» است که یک تر س غیر معمول و غیرمنطقی از سرخ شدن صورت است.

 

 

یکی از انواع این ترسهای نابهنجار که در دوره نوجوانی و جوانی برخی اوقات دیده می شود «سرخی هراسی یا ترس از سرخ شدن صورت» است که یک تر س غیرمعمول و غیرمنطقی از سرخ شدن صورت است. هر چند این اختلال مانند سایر تظاهرات دیگر اضطرابی، خیلی شایع نیست اما به علت سوالاتی که در بخش مشاوره در مورد این مشکل بیان شده بود، لازم دیدیم که به طور مختصر ، به بررسی این اختلال بپردازیم.

 در این نوع ترس بیمارگون، فرد نگران این مساله است که مرکز توجه دیگران قرار بگیرد. این دسته از افراد عموماً از مکانهای عمومی، صحبت کردن در جمع، مورد تشویق قرار گرفتن و یا شرایطی که تعداد زیادی از افراد جمع هستند، اجتناب میکنند و متاسفانه همین واکنش آنها باعث می شود که شدت این مشکل افزایش یابد. افرادی که از این بیماری رنج می برند، همواره سعی دارند سرخی صورت خود را بپوشانند، غافل از اینکه این اقدام باعث شدت گرفتن مشکلاتشان می شود.

 

ترس از سرخی چهره می تواند با علائم دیگری مانند تنگی نفس، گیجی، تعریق بیش از حد، لرز، تهوع، خشکی دهان، احساس مریضی، تپش قلب، ناتوانی در صحبت کردن یا فکر کردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن کنترل، احساس غیرواقعی بودن و یا حمله اضطراب همراه باشد. اگر شما جز آن دسته نوجوانانی هستید که وقتی در موقعیتهای اجتماعی قرار می گیرید صورتتان سرخ شده و یا هر یک از این علایم را از خود نشان میدهید باید بدانید که این مشکل تنها شما نیست. بسیارند دختران و پسران نوجوان و جوانی که از این مشکل رنج می برند اما تنها در مورد آن صحبت نمی کنند- اما باز هم جای نگرانی وجود ندارد چرا که انواع ترسها، از جمله سرخی هراسی دارای درمانهای موثر و مفیدی است و در صورتیکه در اجرای شیوه های درمانی آن تلاش لازم را به خرج دهید، این مساله قابل درمان است.

 

درمان

برای درمان انواع هراسها از جمله سرخی هراسی توصیه می شود که:

خود را در معرض موقعیتهای هراس آور قرار دهید

رفتار درمانی شناختی (یکی از روشهای درمان در روان شناسی)، از روش مواجهه با محرک اضطراب آور، استفاده می کند. برای مثال اگر شما در هنگام مواجه شدن با یک جمعیت زیاد، دچار احساس اضطراب می شوید و چهره تان سرخ می شود، احتمالاً بعد از آن واقعه سعی خواهید کرد که وارد فضاهای پرجمعیت نشوید. اما این رویکرد درمانی تاکید می کند که این دسته از افراد با ترسها و هراسهای خود رو به رو شوند و از آن فرار نکنند. هرچند که به ظاهر این رویکرد درمانی، رنج آور است اما مراجعه منظم نزد روان درمانگر و همچنین یادگیری شیوه های «تن آرامی» در پشت سر گذاشتن این نوع اضطراب بسیار موثر است.

صحبت کردن در مورد ترسها، در کاهش اضطراب موثر است

گفتگو درمانی، یک روش درمان سنتی است که در آن افراد وادار می شوند در مورد ترسها، نگرانیها و اضطرابهای خود صحبت کنند. هرچند این روش درمانی، یک روش قطعی نیست اما در جلسات اولیه درمان، نقش تسکین دهنده دارد.

تاثیر داروها بر سرخی هراسی

هرچند که در زمینه بسیاری از ترسهای مرضی مانند ترس از ارتفاع، ترس از رانندگی، ترس از حیوانات و ... رفتاردرمانی می تواند موثر باشد اما در زمینه سرخی هراسی، گاه لازم می گردد که افراد با تجویز روان پزشک، تا بهبود کامل، بطور مقطعی دارو مصرف نمایند.

ترس از سرخی چهره می تواند با علائم دیگری مانند تنگی نفس، گیجی، تعریق بیش از حد، لرز، تهوع، خشکی دهان، احساس مریضی، تپش قلب، ناتوانی در صحبت کردن یا فکر کردن، ترس از مردن، ترس از دست دادن کنترل، احساس غیر واقعی بودن و یا حمله اضطراب همراه باشد

 

 

 

 

انرژی درمانی

مطالعات نشان داده که انرژی درمانی یک از موثرترین روشهای درمانی، در سرخی هراسی به شمار می رود. زیرا این نوع درمان، سریع، ایمن، موثر و بادوام است.

روش های درمانی دیگر، بهره گیری از تمرینات یوگا است. یوگا باعث تنظیم ضربان قلب و همچنین تسکین اعصاب افراد مضطرب می گردد و باعث کاهش تحریک پذیری سیستم عصبی این دسته از افراد می گردد. مهمترین نقش یوگا در درمان سرخی هراسی، توانایی کنترل یافتن فرد بر روی واکنشهای بدنی از جمله سرخی صورت است.

 

قصد متناقض

 و آخرین روش درمانی پیشنهادی ما «قصد متناقص» و یا «تمرین منفی وابستگی» است. در این روش به افراد آموخته می شود که به جای مبارزه با سرخ شدن صورت، به طور ارادی خود را در موقعیتی قرار دهد که صورت، سرخ شود. مثلاً هر زمان و یا هر مکانی که احتمال میدهد، صورت وی سرخ می شود حتماً با این موقعیتها مواجه شود. این تمرین باید به طور مستمر و هر روزه انجام گردد تا به مرور زمان کنترل رفتار و احساسات به دست فرد مبتلا قرار بگیرد. این تمرین روشی برای توانایی یافتن در بخشها و واکنشهایی از بدن است که افراد گمان می کنند نمی توانند بر آن تسلط و کنترل پیدا کنند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢۱

 

افکار و اعمال وسواس گونه بسیار زیاد هستند.  در ارتباط با  مسایل جنسی هم افکار و اعمال وسواس گونه زیادی در موارد مختلف وجود دارد که  هم می تواند انحراف باشد و هم اختلال. که شاید تفکیک آنها در اینجا اهمیت  زیادی برای ما نداشته باشد (البته همه آنچه که در اینجا گفته می شود بر  اساس تجربیات بالینی است). انواع وسواس جنسی که از نظر کمیت و کیفیت در  افراد متفاوت بسیار متفاوت است.  تنوع وسواس گونه در ایجاد ارتباط  جنسی با  افراد متفاوت از جنس مخالف که پس از آن فرد احساس  گناه و ناراحتی و  پشیمانی می کند. این افراد گاهی اوقات رابطه را تا حدی پیش می برند ولی پس  از آن بدون انجام کاری عقب نشینی می کنند. گاهی اوقات فردی فقط وسواس بیان  کلمات جنسی را دارد. انواع دیگر وسواس جنسی، وسواس افکار جنسی در هنگام  صحبت با جنس مخالف یا حتی موافق می باشد. یکی دیگر از انواع وسواس جنسی خود  ارضایی می باشد و غیره.

یکی  از عوامل  این اختلال افسردگی است. به هرحال همچون دیگر اختلالات  روانی-جنسی،  مشاوره روانشناسی و هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی) بهترین روش  درمان این اختلال می باشند.

 

اختلالات جنسی و انحرافات جنسی و هیپنوتیزم درمانی:

 

 

 

تعریف اختلالات جنسی:

 

اختلالات جنسی را می توان به نوعی یک ناتوانی جنسی در مقاربت جنسی موفق با شریک جنسی خود تعریف نمود. که از نظر کیفی یک اختلال با اختلال جنسی دیگر متفاوت است. برای مثال فردی که دارای زود انزالی جنسی است ممکن است قادر به مقاربت جنسی باشد. اما در به رضایت رساندن شریک جنسی خود ناتوان باشد. ولی کسی که به هر دلیلی در هنگام مقاربت در نعوظ جنسی (مردان) ناتوان است این ناتوانی جنسی با ناتوانی در به اوج لذت جنسی رساندن شریک جنسی خود بسیار متفاوت می باشد. انواع اختلالات جنسی عبارتند از: ناتوانی در نعوظ (erection disability) ، اختلالات انزال، مانند زود انزالی، دیر انزالی، بی میلی جنسی، سرد مزاجی جنسی، درد جنسی (واژینیسم)، فوبی جنسی و یا ترس جنسی (ترس از مقاربت که بیشتر مخصوص خانم ها می باشد) و .... .

تعریف انحراف جنسی:

انحراف جنسی یک اختلال جنسی است که تمایلات جنسی فرد خارج از چارچوب رابطه جنسی طبیعی باشد. برای مثال تمایلات جنسی همجنس خواهانه (به جز افرادی که دارای نقص جسمانی می باشند)، خود ارضایی، مازوخیسم جنسی یا خود آزاری جنسی، سادیسم جنسی یا دیگر آزاری جنسی، فتیشیزم یا شئ پرستی جنسی (لذت جنسی از پای جنس مخالف و اشیا مرتبط)، حیوان خواهی یا زوفیلیا، کودک آزاری یا پدوفیلیا، مبدل پوشی یا ترنسوتیزم، خود نمایی جنسی یا اگزیبیشنیزم، چشم چرانی یا تماشاگری جنسی یا وویریسم  اسکوپوفیلیا و ... .

علل اختلالات و انحرافات جنسی:

بطور کلی علت همه اختلالات و انحرافات جنسی در صورتی که مشکل جسمانی و پزشکی خاصی وجود نداشته باشد بر میگردد به عوامل روانی و تجربیات تلخ و یا شیرین گذشته فرد. بطور کلی یکی از عوامل مهم اختلالات و حتی انحرافات جنسی عامل افسردگی است (این اظهار نظر با توجه به تجربیات بالینی بسیار زیادی است که تا کنون با افراد مختلفی از این دسته بدست آمده است). به اعتقاد من همانطور که در بخش افسردگی گفته شد افسردگی یک پریشانی روانی است که می تواند هم در رفتار و افکار و احساسات فرد آشکار باشد و یا می تواند بصورت پنهان وجود داشته باشد (مثلا چرا یک فردی که کاملا سرحال و با نشاط است ناگهان میبینیم یکروز بعد خود کشی کرده). بنابراین بسیاری از مشکلات و اختلالات رفتاری و ذهنی در ذهن عامه مردم و حتی شاید بسیاری از متخصصین علوم رفتاری و روانشناسی که  آنرا افسردگی نمی دانند اما در واقع علامتی از افسردگی باشد که فرد آن را دارا می باشد. برای مثال  فردی که دچار افسردگی است این افسردگی حالات بی حوصلگی، بی حالی، لذت نبردن از زندگی و ... و همچنین بی میلی و یا مشکلات جنسی (که فرد آنرا افسردگی نمیداند) را بهمراه دارد. دومین عامل اختلالات  و انحرافات جنسی بر می گردد به تجربیات دوران گذشته.تجربیات دوران گذشته در سرنوشت فرد بسیار اثر گذار است. چند مثال برای تفهیم مطلب. پسر بچه چهار ساله ای که در کف اتاق دراز کشیده ناگهان پاهای خواهر خود و ناخن های لاک زده او را می بیند و برایش جذاب و زیبا بنظر می رسد  و آن را می بوسد و یا لیس می زند. این پسر بچه چهار ساله در سن سی سالگی با مشکل فتیشیزم و یا پا پرستی که برایش مشکلات زیادی در ارتباط با جنس مخالف فراهم نموده برای درمان مراجعه می کند که  علایمی  از افسردگی را نیز بهمراه داشت. مردی با همسر خود دچار اختلافات  خانوادگی و نزاع می شود. و پس از مدتی مجددا با هم آشتی می کنند. اما پس از آن بطور کلی تمایل جنسی خود را به همسرش از دست می دهد. جالب اینکه پس از  مدتی با خانمی آشنا میشود و با او ازدواج می کند بدون هیچگونه مشکلی. اما پس از مدتی مجددا بعد  از یک مشاجره و نزاع توان جنسی خود را از دست می دهد. و بسیاری از موارد مشابه دیگر:

پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی:

پیامدهای این اختلالات با توجه به مسایل فرهنگی و شخصیتی و یا به عبارتی از فرهنگی به فرهنگ دیگر و از شخصی به شخص دیگر متفاوت می باشد. بطور کلی پیآمدهای اختلالات و انحرافات جنسی باعث افسردگی و حالات روانی مرتبط با آن ، روابط اجتماعی مختل، فرو پاشی کانون گرم خانواده، و مشکلات کاری ویا آینده ای گنگ و تاریک برای آن فرد می گردد.  برای مثال فردی که دارای تمایلات همجنس خواهانه است  ممکن است درفرهنگی دچار افسردگی گردد اما درفرهنگ دیگری دچار چنین اختلال عاطفی نگردد. و همینطور در موارد دیگر.

 

درمان اختلالات و انحرافات جنسی با هیپنوتیزم درمانی(هیپنوتراپی):

تمامی اختلالاتی که منشاء روانی دارند بوسیله هیپنوتیزم یا هیپنوتراپی و مشاوره روانشناسی و روان درمانی قابل درمان میباشند. همچنین همه اختلالات و انحرافات جنسی همچون ناتوانی جنسی، زود انزالی، دیر انزالی و عدم انزال، بی میلی و سرد مزاجی جنسی ،عدم ارگاسم، ترس یا فوبی جنسی، واژنیسم یا درد جنسی، همچنین انحرافات جنسی مانند تمایلات همجنس گرایانه، وسواس جنسی، فتیشیزم جنسی، مازوخیسم جنسی، سادیسم  جنسی، و غیره  که منشاء  روانی دارند نیز قابل درمان هستند.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٩

 

تلاش جسمانی و روانی یک فرد یا یک گروه و یا تیم ورزشی که  به منظور  رسیدن به یک هدف مشخص صورت می گیرد را می توان عملکرد ورزشی نامید. این تعریف عامیانه ای از عملکرد ورزشی می باشد، که شامل هر گونه عمل ورزشی می شود. به عبارتی هم برای ورزشکاران حرفه ای و هم کسانی   که  برای سلامتی جسمانی ورزش می کنند بکار گرفته می شود.

تعریف عملکرد ورزشی به معنی اخص آن یعنی تلاش جسمانی و روانی یک فرد یا یک تیم ورزشی  که در رقابتهای  ورزشی به قصد پیروزی و شکست دادن فرد یا تیم مقابل صورت می پذیرد.

عوامل تاثیر گذار در پیشرفت عملکرد ورزشی:عواملی که در پیشرفت ورزش یا بهبود عملکرد یک ورزشکار و یا یک تیم ورزشی تاثیر گذار می باشند بسیار گوناگون است. شاید بسیاری از این عوامل انهایی باشند که در اینجا نامبرده می شوند. این عوامل عبارتند از  شرایط اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی، اقلیمی، جامعه شناختی، مدیریتی و عوامل روانشناختی و جسمانی ورزشکاران چون  تیپ شخصیتی ورزشکاران، میزان انگیزه ورزشکاران، حالات روحی و روانی ورزشکاران، استرس و اضطراب ورزشکاران، میزان اعتماد به نفس و خود باوری ورزشکاران، نوع روابط بین ورزشکاران و مربیان و مدیران ورزشی از لحاظ صمیمیت و دوستی، و آمادگی جسمانی ورزشکاران و غیره.

اگر چه همه عوامل فوق در کیفیت عملکرد ورزشی بسیار موثر است، اما به اعتقاد من  عوامل روانشناختی ورزشکاران در میزان بهبود عملکرد ورزشی بسیار موثرتر از دیگر عوامل می باشد.

عوامل روانشناختی عملکرد ورزشی: حالتهای روانی انسان که ناشی از تجربیات و تربیت گذشته او و همچنین طرز نگرش حال حاضر او می باشد عملکرد فعلی او را مشخص می سازد. این عوامل روانشناختی را می توان تحت عنوان عوامل روانشناختی مثبت و منفی مورد بررسی قرار داد که البته مثبت و یا منفی بودن آنها در افراط و تفریط بودن آنها مشخص می شود. به عبارتی حالتهای روانشناختی باید متعادل باشد تا یک ورزشکار بهترین عملکرد را به نمایش بگذارد. برای مثال استرس و اضطراب بسیار زیاد و همچنین استرس و اضطراب بسیار پایین نیز باعث کاهش عملکرد انسان می گردد.

تعدادی از عوامل روانشناختی تاثیر گزار بر عملکرد ورزشی عبارتند از: 1.اعتماد به نفس، 2. استرس و اضطراب 3. تمرکز حواس 4.حالات افسردگی 5. روحیه پرخاشگری 6.  توانایی ایجاد ارتباط اجتماعی مناسب، و غیره.

به اعتقاد من بیشترین درصد موفقیت انسانها در زندگی به عوامل روانی بستگی دارد. در اینجا قبل از تشریح عوامل روانشناختی فوق به عبارتهایی  که از قهرمانان معروف و صاحب نام ورزشی دنیا از کتاب "کاربرد روانشناسی در ورزش" ترجمه اینجانب نقل شده است، اشاره می شود.

مثلا" در ارتباط با خود باوری و اعتماد به نفس محمد علی کلی مشت زن و قهرمان اسطوره ای جهان در یکی از مصاحبه های قبل از شروع مسابقه چنین می گوید: " مردی که بتواند بر من پیروز شود ، فردی چابک و قوی است، اما هنوز زاییده نشده است."

جان تریک مربی پر آوازه تنیس می گوید: " 80% تنیس به فکر و روان و 20% آن به توانایی پاها و دستها بستگی دارد."

دان کن گود هیو شناگر شهیر پس از پایان یکی از مسابقاتش می گوید: "95%  از زمان خود را به مسایل روانشناختی اختصاص دادم. "

دیوید هنری قهرمان دو 400 متر المپیک می گوید که " افرادی بودند که بسیار قوی، سریع و با تجربه بودند، اما من باید به فینال می رسیدم. احتمالا" باید عواملی غیر از توانایی های جسمی که باعث نتایج نهایی می شوند وجود داشته باشد."


 


 


اگرچه پیروزی یک ورزشکار و یا یک تیم ورزشی در میادین ورزشی به عوامل زیادی  مانند ،مدیریت باشگاه ، چگونگی مربی گری ، و ایجاد رابطه با ورزشکار و یا  تیم ورزشی ، نیروی بدنی ورزشکار و شرایط محیطی مسابقه و غیره بستگی دارد. اما عامل روانشناختی به جرات از مهم ترین عوامل موفقیت در مسابقه ورزشی می باشد . من مطمئن هستم که همه شما با من موافق هستید. و اگر چنین باشد آیا نمی توان بسیاری از ناکامی های ورزشی را عامل روانشناختی دانست

بسیاری از ورزشکاران در هنگام و یا قبل از مسابقات ورزشی دچار حالات  هیجانی می شوند که بر عملکرد ورزشی آنها اثر سوء می گذارد. به عبارتی  ورزشکاری که شاید به راحتی می تواند یک مسابقه یا مبارزه را ببرد، ممکن است  به دلیل اضطراب و یا ترس از باختن ،آن مبارزه را ببازد. بسیاری از این  ترسها و اضطراب ها به دلیل شرایط مسابقه است و بسیاری دیگر از آن ترس ها و  اضطراب ها ریشه در تجربیات ناخوشایند گذشته فرد دارد. تجربه نشان داده است نه تنها به وسیله هیپنوتیزم درمانی و مشاوره روانشناسی می توان این ترسها و اضطراب ها را از بین برد، حتی می توان انگیزه فرد را در عملکرد ورزشی بالا برد. البته توجه به عوامل دیگری چون مسایل خانوادگی و حالات روانی ورزشکار نیز باید توجه کرد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٩

 

تعریف بیش فعالی جنسی (sexual over-activity):

برای اینکه بتوانیم تعریف درستی از بیش فعالی جنسی داشته باشیم اول باید تعریفی از تمایلات جنسی طبیعی داشته باشیم. فعالیت جنسی را می توان طبیعی نامید که: 1- فرد بتواند بر تمایلات یا فعالیت جنسی خود کنترل داشته باشد. 2- بتواند محرومیت جنسی را تحمل کند. 3- در صورت مهیا بودن شرایط برای ارتباط جنسی بدون رضایت شریک خود اقدام به ارتباط جنسی نکند. 4- در صورت مهیا  نبودن شرایط جسمانی و روانی شریک جنسی خود بر خود کنترل داشته باشد. 5- در نهایت از نظر تمایلات جنسی و فعالیت جنسی بتواند خود را با شریک جنسی خود هماهنگ سازد.

با توجه به موارد ذکر شده فوق بیش فعالی جنسی را می توان اینگونه تعریف کرد: تمایلات و فعالیتهای جنسی را که خارج از کنترل فرد و به طور وسواس گونه بوده و فرد گاها"  علی رغم  خسته شدن از عمل خود آن را ادامه می دهد. اگر چه به نظر می رسد که بیش فعالی جنسی بیشتر مختص مردان است، اما به اعتقاد من این اختلال ممکن است که در زنان حتی بیشتر از مردان باشد اما بدلایلی بیش فعالی جنسی کمتر به زنان نسبت داده می شود .

علل بیش فعالی جنسی:

همچون بی میلی و یا سرد مزاجی جنسی، بیش فعالی جنسی نیز ریشه روانی دارد. و یکی از این عوامل محرومیت جنسی و در نتیجه خیال پردازی های زیاد و دوم عدم ارضای روانی علی رغم ارضای جسمانی می باشد و در نهایت عامل افسردگی و همچنین وسواس جنسی از مهمترین علل بیش فعالی جنسی می باشند. بیش فعالی غدد جنسی نیز از علل پزشکی این اختلال است. اگر چه کارکرد غدد جنسی نیز تحت تاثیر عوامل روانی می باشند که آن را سایکوسوماتیک (psycho-somatic) یا روان-تنی می نامند .

پیآمدهای بیش فعالی جنسی:

فردی که دارای اختلال بیش فعالی جنسی است طبیعتا" همیشه احساس نارضایتی از همسرش دارد و از آنجایی که تحت تاثیر فشار جسمانی و روانی می باشد احتمال اینکه اقدام به ایجاد ارتباط خارج از محدوده خانواده انجام دهد زیاد می شود و نتیجتا" عواقب آن اختلال در روابط خانوادگی، مشکلات شغلی.. خواهد بود.

بیش فعالی جنسی و هیپنوتیزم درمانی:

علاوه بر روشهای درمانی رایج مانند مشاوره روانشناسی، روان درمانی و همچنین دارو درمانی، هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی) میتواند برای درمان این اختلال مورد استفاده قرار بگیرد. البته روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی در صورتی که بدرستی بکار گرفته شوند میتوانند موثر ترین روش در  درمان این اختلال باشد. موارد درمان شده در این زمینه بسیارند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٩

 

 

خجالت یک حالت روانی است که فرد در بیان احساسات و خواسته های خود در بعضی از جمع ها دچار ترس و عدم تعادل روانی و جسمانی می گردد. برای مثال ترس از وارد شدن در جمعی که تعدادی افراد آشنا و یا ناآشنا در آنجا حضور دارند. در واقع میتوان با چنین تعریفی خجالت  را مترادف با ترس دانست(در این جا خجالت زیر مجموعه ترس میباشد.خجالت را میتوان به نوعی عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی دانست.

علل خجالت و ترس از جمع:

علت ترس و یا خجالت در جمع و ابراز وجود در آن بر می گردد به تجربیات تلخ گذشته و تربیت دوران کودکی فرد. افرادی که در دوران کودکی والدین خشن و سختگیر داشته اند و آن والدین در تربیت کودکان خود از آداب و معاشرت سختگیرانه استفاده نموده اند مستعد خجالت و ترس در جمع می شوند. البته کودکانی که در کودکی بسیار مودب می باشند و به دلیل مودب بودنشان از ابراز وجود خودداری می نمایند و والدین سختگیر اینگونه رفتارها را جزء ویژگیهای مثبت کودکان خود می نامند نیز ممکن است اینگونه رفتارها را در آینده از خود بروز دهند.

پیامدها و عواقب خجالت و ترس از جمع:

درنتیجه ,خجالت و  ترس از جمع باعث از بین رفتن اعتماد به نفس و خود باوری فرد شده در نتیجه باعث توقف پیشرفت اجتماعی او می شود . نام دیگر ترس یا اضطراب اجتماعی ( social phobia ) یا ( social anxiety ) می باشد . افرادی که دارای مشکل خجالت در جمع و یا سوشیال فوبیا هستند با توجه به شخصیت شان علائم متفاوتی را از خود در روابط اجتماعی نشان می دهند . بطور کلی علائم فیزیولوژیکی و روانی زیادی وجود دارد . برای مثال عرق کردن -دل پیچه - لرزش اندام - بی حس شدن - از دست دادن تمرکز حواس - دچار لکنت شدن - گر گرفتن - کلافه شدن و غیره. در نهایت افرادی که دارای خجالت، ترس از جمع و یا عدم اعتماد به نفس در روابط اجتماعی می باشند دچار  اختلالات عاطفی و رفتاری گوناگونی چون افسردگی، استرس و اضطراب، اعتیاد و غیره می شوند.

درمان خجالت و ترس از جمع:

بسیاری از افرادی که دارای خجالت  و ترس از جمع هستند و یا به عبارتی اعتماد به نفس لازم  در ابراز وجود در روابط اجتماعی را ندارند و دچار استرس و اضطراب میگردند . اگر چه فنون درمانی روانشناسی چون شناخت درمانی، رفتار درمانی و روانکاوی میتواند به فرد کمک نماید تا نسبت به مشکلات خویش شناخت پیدا کرده و راهبردهایی را برای کاهش اضطراب خویش بکار گیرد. با اینحال از آنجایی که ریشه این مشکلات در اعماق ذهن ناهشیار نهفته است هیپنوتیزم درمانی به کمک دیگر روشهای روانشناسی میتواند قویترین ابزار درمانی باشد.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٩

 

کم رویی یعنی خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کمرویی، ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.

از دیدگاه روانشناسی، کمرویی برچسبی است که فرد به خود می زند. یعنی اگر شما معتقد با شید که کمرو هستید حتما همان گونه عمل خواهید کرد.

احتمالا افرادی که به کمرویی مبتلایند، دلایل رفتار خود را نمی دانند. کمبود اعتماد به نفس باعث رنجش افراد کمروست و این خود باعث می شود تا این گونه افراد در برخورد با دیگران به سهولت ناراحت و دستپاچه شوند.

کم رویی یعنی خود توجهی فوق العاده و ترس از مواجه شدن با دیگران. زیرا کمرویی، ترس یا اضطراب اجتماعی است که در آن فرد از مواجه شدن با افراد نا آشنا و ارتباطات اجتماعی گریز دارد.
نشانه های کمرویی

در رفتار نوجوان علایمی مشاهده می شود که می تواند دلیلی برای کمرویی یا خجالت آنها باشد. این علایم به شرح زیر است:

۱- نداشتن اراده: معمولا انسان در برخورد با مسایل مختلفی که نمی تواند با آنها برخوردی صحیحی و منطقی داشته باشد یا روش استفاده صحیح و به موقع را نیاموخته باشد، مردد است و برای انجام کار عزمی راسخ ندارد.

۲- حقیر شمردن خود: افرادی که فکر می کنند نزدیکان و اطرافیان نسبت به آنها بی مهر و محبتند، این فکر را در سر می پرورانند که ممکن است مورد تمسخر قرار گرفته و در نتیجه هنگام اظهار نظر به لرزه افتاده و عرق سرد می ریزند.

۳- حرف نزدن در حضور جمع: این افراد سعی می کنند با دیگران شوخی نکنند، در مناظره و گفتگو معمولا ساکتند و یا همواره مدافع طرف قوی تر هستند. این افراد معمولا جرات شرکت در جلسات سخنرانی، سمینارها ، بحثهای گروهی و… را ندارند.

۴- عدم احساس مسئولیت نسبت به زندگی: افراد کمرو برای کسب آرامش خاطر در زندگی، حالت بی تفاوتی مفرط نسبت به وظایف فردی و اجتماعی در پیش می گیرند.
موقعیتهایی که ایجاد کمرویی می کند

در صد قابل توجهی از نوجوانان هر جامعه دچار کمرویی و ناتوانی اجتماعی هستند. لذا باید موقعیتهایی که در این گونه افراد باعث کمرویی می شوند بشناسیم. این موقعیتها عبارتند از:

۱- مورد توجه جمع زیادی قرار گرفتن مانند سخنرانی

۲- عضو گروه بزرگ شدن

۳- واقع شدن در موقعیتهای اجتماعی

۴- قرار گرفتن در موقعیتهای جدید

۵- موقعیتهایی که مستلزم ابراز وجود باشد

۶- موقعیتهایی که فرد مورد ارزیابی قرار می گیرد

۷- تعامل با جنس مخالف و…..

 درمان کمرویی

کمرویی به صورت رفتار در افراد نوجوان و جوان جلوه گر می شود. برای مقابله با این نوع رفتار باید برنامه ای جامع و مشخص، همراه با جدیت و پشتکار و همراه با خودباوری برای مبتلایان در نظر گرفته شود. بنابراین برای درمان کمرویی به این موارد توجه کنید:
الف) ایجاد تغییر و اصلاح در شناخت خود از خویشتن

باید شناخت خود از توانایی‏ها، استعدادها و ویژگی‏های شخصیتی خویش را اصلاح کنید و با واقعیت تطبیق دهید و برای این کار، امور زیر را انجام دهید:

۱٫ سعی کنید در جمع دوستان و آشنایان حاضر شده و با آنها ارتباط برقرار کنید و خاطرات و تجربه‌های جالب خود را برای دوستان صمیمی تعریف کنید.

۲٫ هرگز تصور کم‌رو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایی چون «من خجالتی هستم»، «من کم‌رو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید؛ بلکه جرأت و شهامت را به خود تلقین کنید و با صدای بلند، در طول روز، چندین نوبت بگویید: من شهامت بیان این سخن، عمل و فعالیت را دارم و اجازه ندهید خاطره شکست‏های قبلی، به اندیشه شما راه یابد و همواره موفقیت‏های گذشته را به خاطر آورید.

هرگز تصور کم‌رو بودن را به ذهن خود راه ندهید و واژه‏ها و عبارت‏هایی چون «من خجالتی هستم»، «من کم‌رو هستم» و «من جرأت بیان ندارم» را به زبان نیاورید

۳٫ شناخت خود از جنس مخالف را تصحیح کنید. او نیز شخصی مانند شما و همه انسان‏های دیگر است؛ البته رعایت حیا و عفت در مقابل نامحرم، امری مطلوب و شایسته است و هیچ‏گاه شرم و حیا در مقابل نامحرم را مساوی با کم‏رویی و خجالت نگیرید.

ب) اصلاح رفتار و تغییرات رفتاری‏

بکوشید در جهت مخالف کم‌رویی رفتار کنید و برای این کار، امور زیر را رعایت کنید.

۱٫ هرگز خود را سرزنش نکنید.

۲٫ بر اساس شناختی که از خود دارید، برای خویش، هدفی در نظر بگیرید و برای رسیدن به آن، برنامه‏ریزی کنید؛ برای مثال، بر اساس شناخت از خود، ارائه یک گزارش را بر عهده بگیرید و برای تهیه و کیفیت ارائه آن، برنامه‏ریزی کنید و با تمرین در خلوت و نیز ارائه آن نزد دوستان صمیمی و گروه‏های کوچک، خود را برای ارائه در کلاس، آماده سازید.

۳٫ هنگام سخن گفتن، خود را گرفتار آداب و رسوم و تکلّف‏های بی‏مورد نسازید و ساده، راحت و عاری از هرگونه آداب خاص، هدفتان را بیان کنید.

۴٫ ارتباط بصری با مخاطب را حفظ کنید.

۵٫ هنگام سخن گفتن، به دیگران و قضاوت و حرکات و سکناتشان هرگز توجّه نکنید و گفتارتان را پی‏گیرید و با خونسردی، به هدف بیندیشید.


 ۶٫ اجازه سوء استفاده به دیگران ندهید؛ کافی است به کار خود ادامه داده، در صورت روبه‏رو شدن با واکنش آنان، خود را در مقابل آنان احساس نکنید.

۷٫ در انجام رفتارهای اجتماعی کوچک و در محیط‌های دیگر – که بیشتر احساس راحتی می‏کنید – فعال باشید و این کار را از سلام کردن، احوال‏پرسی، جواب سلام دادن، نگاه کردن، تعارف کردن و تعارف شنیدن، آغاز کنید و با تمرین، به کارهای بزرگ‏تر و مهم‏تر گسترش دهید.

۸٫ با افراد فعّال و پر تحرکی که احساس خجالت نمی‏کنند، بیشتر مأنوس باشید و از خجالتی‏ها فاصله بگیرید.

۹٫ توجه داشته باشید که تا زمین نخورید، راه رفتن نمی‏آموزید؛ پس باید نقد دیگران و تمسخر آنها باشد؛ تا شما مجال رشد بیابید. بنابراین، اگر با عکس العمل دیگران روبه‏رو شدید یا در فعالیت‏های آغازین، احساس ناتوانی کردید، از ادامه سخن یا عمل چشم بپوشید؛ هر چند می‏توانید آن را ارائه کنید و از این راه، برای ارائه بهتر و کامل‏تر مطالب، آماده شوید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٩

 

تفاوتهای بیولوژیکی

نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده می کنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این  توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند. 

 بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری می باشند که بـه آنـها کمک می کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند. 

مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

 هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج می گردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه می کنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر می باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

                                                                     تفاوتهای روانشناسی

 مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

 مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

 ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند. و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.

مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند. زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد .

 مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.

 زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

 بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.

 مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢۸

 

آبراهام مازلو به پدر معنوی علم روانشناسی شهرت دارد. کمتر انسانِ غیر خود شیفته را می توان یافت که مازلو را بشناسد و گام در هرم او گذارده باشد و خود را در لایه های این هرم جستجو نکرده باشد. مازلو از عمق فقر برخاست. فرزند ارشد خانواده هفت فرزندی که مشغولیت شان در منزل، جدال بر سر تکه نانی بود. پدرش الکلی و اسیر مشکلات خود و مادرش روان پریش ای، با رفتاری دور از مادری و نا امید کننده بود. یکبار مادرش در جلوی چشم فرزندان دو بچه گربه را به دیوار می کوبد و نقش زمین می کند. مازلو این صحنه دردناک را تا آخرین روزهای حیاتش با خود یدک می کشید. روانی بودن مادر، علیرغم تصویر زشت اش در ضمیر مازلو، خود یکی از انگیزه هایی بود که او را به وادی شناخت روان انسان کشاند.

در پنج لایه هرم مازلو، هر کسی که اندک آشنایی با روانشناسی دارد می تواند به درستی جایگاه خود را یافته و بدون کلنجار با ناهنجارهای درونی، خود را آنالیز نموده و راه شکوفایی خویش را پیش گیرد. تنها اشکال در این روانشناسی انسان گرایانه این است که مازلو نوک این هرم، یعنی نقطه شکوفایی انسان را برسم سنت های دینی، عرفانی، فلسفی و روانشناسی غربی، بسته و به تعین و حدود کشانده است. از این رو سرمایه داری غرب این اندیشه را به عنوان ابزارهای کاربردی، بیشتر به حیطه اقتصاد، مدیریت و توانمندیها حول تجارت کشانده است. اگر در روانشناسی مدرن هم شیوه های مازلو بکار گرفته می شود، صرفا در توجیه و حل همان مشکلات در لایه های پایین هرم مطرح می باشد. ( برای مثال به برنامه های آقای هلاکویی توجه نمایید که اندیشه های مازلو در کدام مدار در جهت درمان روان انسانها بکار گرفته می شود. آیا از گفتار ایشان شکوفایی و رهایی بر می تابد؟) در حالی که آنچه در اندیشه مازلو می گذشت، درست بر خلاف جهت، یعنی رهایی انسان از قید و بند های کاذب جامعه سرمایه داری و نجات انسان از بند ارزشهای پوشالی جوامع افسار گسیخته و بیمار می بود. تا جایی که مازلو از اعضاء خانواده مکاتب رادیکال معرفی می شود.

اولین لایه در هرم مازلو، نیازهای اولیه فیزیولوژیکی، مانند خورد و خوراک، مسائل جنسی و نیازهای اولیه روزانه می باشد.

دومین لایه، امنیت نام دارد. سلامتی، حفظ خود، شغل، شکل گرفتن پرنسیپ های اخلاقی و ایجاد دایره ایمنی در هر زمینه ای.

سومین لایه، تعلق خاطر نام دارد. مثل دوست داشتن و دوست داشته شدن، تشکیل خانواده و وارد دوایر و گروه های اجتماعی شدن.

چهارمین لایه، لایه رضایت و اعتماد می باشد. بیرون آمدن از لایه خود و به پدیده های خارج از خود فکر کردن و متقابلا انتظار کسب هویت و به رسمیت شمرده شدن از بیرون خود. شکست در این لایه بدترین نوع شکست در زندگی انسان میباشد. شل شدن پایه های اعتماد به نفس، موجب عقده های روانی شدید می گردد.

لایه پنجم و آخرین لایه رسیدن به شکوفایی می باشد. این لایه را منطقه امن می توان نامید. زیرا با تمام فراز و نشیب هایش، برگشت به لایه های پایینی متصور نیست. در صورتیکه فرد به یکی از لایه های قبلی کشیده شود ( مثلا با مشکل گرسنگی و مایحتاج اولیه روبرو گردد) به آن لایه بر می گردد، اما دیگر در آن لایه درجا نمیزند. نمود های آن در خلاقیت فرد، توان حل مشکلات، پذیرش انتقاد و شجاعت انتقاد کردن، شهامت، آزادی خواه بودن، باج ندادن و باج نگرفتن، استواری در برابر ناملایمات و رنجها، عاشق عدالت، عدم خود شیفتگی، فدا نمودن خود و در کاکل همه اینها رهایی و قطع وابستگی از هر آنچه که شکوفایی را پژمرده می کند. زیباترین شاخص شکوفایی این افراد، انتخاب وسیله با معیار های اخلاقی خود در جهت رسیدن به هدف هستند و هرگز هدف را قربانی ابزار و وسایل رسیدن به هدف نمی کنند. از مصلحت گرایی در جهت رسیدن به هدف دوری نموده و هیچگاه درد نداشتن آنها را به بردگی و مجیزگویی و باج دادن نمی کشاند. تمامی این ویژگی های متعالی را می توان در همان عنصر شجاعت و شهامت خلاصه کرد.

.
 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٦/٢۸
← صفحه بعد صفحه قبل →