چه
چیزی به بحران خودکشی منجر می‌شود؟
 
چه
چیزی به بحران خودکشی منجر می‌شود؟

یک بحران خودکشی معمولا توسط
یک تجربه آسیب زا و یا مجموعه‌ای از تجارب که احساس ارزشمندی شخص را پایمال
می‌کنند، ایجاد می‌شود. این تجارب شامل یک فقدان اساسی ، ناکامی در نیل به اهداف
شخصی و یا مشکلات شخصی دراز مدت می‌باشند. زمانی که نظام مقابله‌ای شخص قادر به
رویارویی با تجارب منفی زندگی نباشد، افسردگی و یأس ناشی از آن می‌تواند شخص را به
افکار خودکشی ، آسیب‌پذیر نماید.
 
احساسات شخص خودکشی کننده
عموما شخص در معرض
خودکشی ، به دلیل احساس بیگانگی از تعاملات اجتماعی کناره‌گیری می‌کند. او در پس
انبوه جمعیت احساس انزوا و تنهایی می‌نماید. نیروی لازم برای عملکردهای روزانه کاهش
می‌یابد. احساس خستگی و نوسانات خلقی ایجاد می‌شوند. خواب، خوراک و عادات مراقبت از
خود از نظم معمول خارج می‌گردند. شخص ممکن است بدلیل سخت و غیر قابل تحمل بودن
الزامات زندگی از خوردن خودداری کند، در خواب مشکل داشته باشد، کلاس درس یا کار خود
را فراموش کند و از آرایش ظاهری خود غفلت نماید. عواطف خشم ، آسیب و غمگینی احساس
ناامیدی و درماندگی فرد را در بر می‌گیرد.
 
شیوه‌های مواجهه با افکار خودکشی
در زیر چند
راهبرد جهت مواجهه با معمای بحران خودکشی ذکر شده است. نکته کلیدی برای پیشرفت از
طریق این حالت ، برقرار کردن رابطه با یک شخص و مشارکت در یافتن راههای جایگزین جهت
توجیه زندگی (زنده ماندن) است.

    * ترسها ، ناکامی‌ها و نگرانی‌های خود را
با والدین ، دوست ، همسر ، استاد ، مشاور یا یک روحانی در میان بگذارید. اگر شما
راه‌حلی برای مشکلات ندارید به این معنی نیست که برای آن مشکلات دیگر هیچ راه‌حلی
وجود ندارد. ابراز افکار و احساساتتان آغازکننده فرایندی است که از طریق آن نیرو ،
امید و احساس ارزشمندی مجددا ایجاد شده و به کشف راه‌حل‌های دیگر جهت حل و فصل
بحران منجر می‌گردد. اگر افکار خودکشی پیش از چند روز طول کشید، کمک حرفه‌ای و
تخصصی الزامی خواهد بود.

    * آنچه را که موجب ناراحتی شما می‌شود، بطور
مشخص بنویسید. علاوه بر این ، چگونگی رویارویی‌تان با مشکلات را معین کنید. با مشخص
کردن آنچه جهت مقابله با یک موضوع خاص انجام می‌دهید، دریچه ذهن خود را برای
راه‌حل‌های دیگر باز می‌گذارید.

    * افکار مثبت را جایگزین افکار منفی
کنید. اگر شما بطور دائمی درباره نقائص ، تقصیرها و بدبیاری‌های زندگی خود تعمق و
تفکر نمائید، خود پنداری و نگرشی منفی در مورد آینده را درونی خواهید کرد. تمرکز بر
اسنادها ، توانایی‌ها و مشارکت‌های شخصی مثبت ، نگرشی متعادل در مورد خود و
توانایی‌هایتان ایجاد خواهد کرد. در بعضی اوقات جهت ایجاد احساس بهتر با خودتان حرف
بزنید.

    * کسانی را که در صورت کشتن خودتان ، زندگی آنها آسیب خواهد دید،
مشخص کنید. تعیین اینکه آیا کسی در زندگی خود به شما نیازمند است، کاری سخت است.
بهرحال ، ما همه در شبکه‌های اجتماعی درگیر هستیم و در هر لحظه از زمان شخصی وجود
دارد که رابطه‌ای معنی‌دار با شما داشته باشد. در نظر داشته باشید که شما به حساب
می‌آیید و برای دیگران مهم هستید، ارزشمندید و استحقاق این را دارید که چیزها را
بهتر سازید. زندگی در دوره‌هایی از زمان سخت می‌گردد، همه فراز و نشیب دارند. یک
بخش از خوبی زندگی در این است که شما امیدوارید فردا بهتر از دیروز خواهد بود. اگر
شما از افسردگی ، ناامیدی و افکار خودکشی در رنج هستید، مطمئن باشید که مراجعه به
متخصصین بهداشت روانی برای شما بسیار کمک‌کننده خواهد بود.

پیشگیری از خودکشی!؟ چرا مردم خودکشی
می‌کنند؟

خصوصیت مشترک مابین افرادی که اقدام به خودکشی
می‌کنند، داشتن این باور است که خودکشی تنها راه‌حل غلبه بر احساسات غیرقابل‌تحمل
است. کشش خودکشی دراین است که نهایتا به این احساسات غیرقابل تحمل خاتمه می‌دهد.
درتراژدی خودکشی ، آشفتگی و مشکلات عاطفی به حدی شدید می‌گردند که فرد را دریافتن
راه‌های مختلف حل مشکل خود ناتوان می‌سازند. درحالی که راه‌حل‌های دیگری نیز وجود
دارند..

همه ما درطول زندگی احساس تنهایی ،افسردگی ، بی‌کسی و ناامیدی را
تجربه می‌کنیم. مرگ یکی از اعضای خانواده و شکست در برقراری ارتباط از جمله مواردی
هستند که اعتماد به نفس ما را تحت تأثیر قرارداده احساس بی‌ارزشی را در ما بوجود
می‌آورند. ورشکستگی‌های اقتصادی نیز از جمله مشکلات عمده‌ای هستند که بعضی از ما در
طول زندگی کم و بیش با آن مواجه می‌گردیم. از آنجایی که ساختار هیجانی هر شخص منحصر
به فرد می‌باشد، هرکدام از ما در شرایط مختلف پاسخ‌های متفاوتی می‌دهیم.

در
تشخیص این که آیا واقعا فردی قصد خودکشی دارد، لازم است این موقعیت بحرانی، از دید
فرد مورد ارزیابی قرارگیرد، چرا که ممکن است موضوعی که از دید شما از اهمیت کمی
برخوردار است بنظر شخص دیگر بسیار مهم باشد، و یا واقعه‌ای که شما برای آن اهمیتی
قائل نمی‌شوید برای شخص دیگر بسیار ناراحت کننده و مهم تلقی گردد. بدون توجه به
ماهیت بحران ، اگر کسی احساس می‌کند که دیگر تحمل مشکلات را ندارد خطر اقدام به
خودکشی ، به عنوان راه‌حل جذاب برای وی وجود دارد.
 
علائم خطر
حداقل 70 درصد کسانی که اقدام به
خودکشی می‌کنند، قبل از اقدام ، به گونه‌ای قصد خودشان را نشان می‌دهند. آگاهی از
این نشانه‌ها و حاد بودن مشکلات فرد می تواند در پیشگیری از چنین تراژدی‌هایی
کمک‌کننده باشد. اگر شما فردی را می‌شناسید که در برقراری یک ارتباط هدفمند و یا
رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده درموقعیت پراسترسی قرار دارد و یا حتی به دلیل
شکست در امتحان دچار مشکل می‌باشد، لازم است درصدد یافتن سایر علائم بحران
برآیید.

بسیاری از افراد غالبا با ابراز جملاتی همچون ، دلم می‌خواهد خودم
را بکشم ، یا ، نمی‌دانم چه مدت دیگر می‌توانم این فشارها و مشکلات را تحمل کنم ،یا
اینکه ، من قرص‌هایم را برای روزی نگهداشته‌ام که کارها واقعا بدتر گردد ، یا ،
اخیرا طوری رانندگی می‌کنم گوئی واقعا برایم اهمیت ندارد چه اتفاقی برایم پیش
بیاید. دیگران را مستقیما از برنامه خود کشی خود مطلع می‌گردانند. بطور کلی وجود
احساس افسردگی ، ابراز درماندگی ، تنهایی و ناامیدی شدید ، می‌تواند بیانگر افکار
منجر به خودکشی در فرد باشد. گوش دادن به صحبتهای فرد که نشانه درخواست کمک از طرف
اوست، حائز اهمیت بسیاری است. چرا که معمولا این گونه صحبتها تلاش ناامیدانه فرد
جهت برقراری ارتباط ، دریافت کمک و درک مشکلاتش توسط دیگران می‌باشد.

بیشتر
اوقات دررفتار بیرونی افرادی که به فکر خودکشی می‌افتند تغییراتی دیده می‌شود آنها
ممکن است با بخشیدن اموال قیمتی خود و مرتب کردن کارهایشان خود را برای مرگ آماده
کنند. آنها همچنین ممکن است از اطرافیان خود کناره‌گیری نموده الگوی خواب و خوراک
خود را تغییر دهند و یا علاقه‌شان را نسبت به فعالیتها یا ارتباطات گذشته‌اشان از
دست بدهند. چنین تغییرات ناگهانی و شدید می‌تواند به عنوان زنگ خطر تلقی گردد. چرا
که با این تغییرات فرد خود را درموقعیتی می‌بیند که بزودی مشکلاتش تمام خواهد شد و
به آرامش دست خواهد یافت .
 
باورهای غلط و حقایقی راجع به خودکشی
باور
غلط
: فرد باید دیوانه باشد که حتی فکر خودکشی به سرش بزند.
حقیقت:
بیشتر مردم گاهگاهی درطول زندگی خود در مورد خودکشی فکر کرده‌اند. بسیاری از افرادی
که خودکشی می‌کنند و یا اقدام به خود کشی کرده اند، در زندگی خود افراد عاقلی
بوده‌اند.


باور غلط: افرادی که یک بار اقدام به خودکشی میکنند
دیگر سراغ آن نمی‌روند.
حقیقت: اغلب مواقع عکس قضیه درست است . کسانی
که اقدام‌های قبلی خودکشی داشته‌اند، بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند. برای
بعضی از این افراد ، خودکشی دردفعات دوم و سوم آسانتر می‌باشد.


باور
غلط
: کسانی که قصد جدی خودکشی دارند هیچ کاری را نمی‌توان برای آنها انجام
داد.
حقیقت: بیشتر بحرانها ی منجر به خودکشی ،محدود به زمان بوده و
براساس افکار مبهم صورت گرفته‌اند. کسانی که اقدام به خودکشی می‌کنند به نحوی قصد
فرار از مشکلات را دارند .درحالی که آنها می‌باید مستقیما با مشکلات برخورد نموده
تا بتوانند راه حلهای دیگری را بیابند .راه حلهایی که با کمک افراد علاقمند به آنها
درطول بحران مطرح شده و با حمایت آنها این افراد قادر خواهند بود دقیق تر راجع به
مسائل فکر کنند.


باور غلط: صحبت راجع به خودکشی می تواند ایده
خودکشی را در فرد بوجود آورد.
حقیقت: بحران و آشفتگی‌های هیجانی ناشی
از آن ، فکر راجع به خود کشی را در ذهن فرد مستعد ایجاد نموده است. علاقمندی وصحبت
مستقیم راجع به خودکشی ، این اجازه را به فرد می‌دهد فشار یا ناراحتی صحبت دربارة
مشکلات خود را تجربه نماید که این امر می‌تواند منجر به کاهش اضطراب در وی گردد.
این گونه صحبتها همچنین باعث می‌شود فردی که قصد خودکشی دارد کمتر احساس تنهایی یا
انزوا داشته و احتمالا برای وی تسکین دهنده نیز باشد.
 
 
چگونه می‌توان به فردی که قصد خودکشی دارد کمک
نمود.

اغلب خودکشی‌ها را می‌توان با اقدام‌های بجا و مناسب در مورد
افراد در معرض بحران پیشگیری نمود. اگر فردی راکه قصد خودکشی دارد می‌شناسید، لازم
است اقدامات زیر را انجام دهید:

    * خونسرد باشید. دربیشتر موارد عجله‌ای
در کار نیست. بنشینید و واقعا به صحبت‌های فرد گوش فرا دهید و ضمن درک ، حمایت‌های
عاطفی خود را در مورد وی اعمال نمائید.

    * بطور مستقیم راجع به خودکشی
بحث نمائید. بیشتر افراد راجع به مرگ و مردن احساسات مبهمی داشته و آماده دریافت هر
نوع کمکی هستند. از صحبت یا سوال مستقیم راجع به خودکشی ، ترس و وحشتی بخود راه
ندهید.

    * فرد را به استفاده از روش‌های حل مسئله و اقدامات مثبت تشویق و
ترغیب نمایید. بخاطر داشته باشید فردی که در موقعیت بحران عاطفی قرار دارد،
نمی‌تواند منطقی و دقیق فکر کند. اورا از هر گونه اقدام جدی و تصمیمات غیر قابل
برگشت در موقعیت بحران باز دارید و راجع به تغییرات مثبتی که امید به زندگی را در
وی افزایش می‌دهد بحث و گفتگو نمائید.

    * از دیگر افراد کمک بگیرید.
علیرغم اینکه شما قصد کمک را دارید، سعی نکنید با ایفای نقش مشاور تمام مسئولیت را
خود برعهده بگیرید. درجستجوی افرادی که بتوانند در زمینه‌های تخصصی به شما کمک کنند
برآیید، حتی اگر به قیمت از بین رفتن اعتماد او به شما شود. اجازه دهید فرد
مشکل‌دار بفهمد که شما برای وی اهمیت قائلید و نسبت به او چنان علاقمندید که قصد
گرفتن کمک از دیگران جهت رفع مشکلات وی را دارید.

اطلاعات ارائه شده
را می توان چنین خلاصه نمود که

بحران منجر به خودکشی موقتی است. غیر
قابل تحمل‌ترین دردها و ناراحتی‌ها نیز می‌توانند تحمل گردند. کمک همیشه در دسترس
شماست. افراد باهوشی بوده‌اند که در موقعیت بحران ، انتظار بیش از حدی از خود داشته
و موقتا دچار آشفتگی و پریشانی احوال شده‌اند.......ارسطو می گوید: خود کشی عملی است که به وسیله شخص برای معدوم ساختن خودش انجام
گرفته باشد، درحالیکه این عمل به معنی فداکاری نمی باشد، یعنی فرد برای قربانی
شدن[1] به انتحاردست نمی زند. (اسلامی نسب، 1371). واژه خودکشی در برگیرنده ی هر
نوع مرگی است که نتیجه ی مستقیم یا غیر مستقیم عمل مثبت یا منفی شخص قربانی باشد و
قربانی نیز پیشاپیش از نتیجه عملش آگاه باشد.(دورکهیم، 1858) اشنایدمن در کتاب
مرگهای انسان، خودکشی را چنین تعریف کرده:"هر نوع مرگ خود آورده که در آن شخص تلاشی
عمدی، آگاهانه و مستقیم برای پایان دادن به زندگی اش انجام می دهد. (کامر، 1999)
داگلاس (Douglas) در تعریف خودکشی 6 نکته را حائز اهمیت می داند: (شیخ مونسی، 1381)
1-    جدیت عمل 2-    عملی که به مرگ منجر شود 3-    خواست خود نسخیریی 4-    فقدان
اراده 5-    انگیزه مردن 6-    آگاهی از پتانسیل عمل  با توجه به تعریف دیگری که
سازمان بهداشت جهانی (who) در مورد خودکشی ارائه داده است. خودکشی را به عنوان عمل
خاتمه دادن عمدی، آگاهانه و ارادی به زندگی خویش می داند، به عبارت دیگر خودکشی می
تواند به عنوان: 1-    عملی با پیامدهای مرگ آور 2-    فعلی عمدی که به دست خرد
شروع را انجام می شود. 3-    عملی که فرد از آن آگاه پیامد مهلک آن را دارد تعریف
می شود. (1993, who)  موارد مهم بالینی بطور نمادین بیماری ذهنی محسوب می شوند.
همچون عقاید، باورهای نادرست درباره ی زندگی، کشاکشهای عاطفی و شکست در مهارتهای
تقلیدی. در DSM.IV.R خودکشی بیماری ذهنی محسوب نمی شود اما در عین حال ، خودکشی به
عنوان عملی که شخص برای معدوم ساختن خود،درحالی که اختیار مرگ و زندگی دارد و از
لحاظ اخلاقی نیز به انجام آن موظف نیست، آمده است. (آشیل دمماز[2] به نقل از
اسلاغمی نسب، 1371). رفتارهای خودکشی گرا را می توان به افکار و فرآیندهای ذهنی[3]
، خودکشی  انجام شده[4] یا پیامدهای مهلک و مرگ آور و اقدام به خودکشی[5] طبقه بندی
کرد. (فولادی ، 1381). علاوه بر این، سطوح مختلفی از آرزوی مرگ[6] و اندیشیدن به
مرگ برای هر کسی وجود دارد، مثلاً کسانی که می گویند آرزو دارند بمیرند، اما برای
انجام آن هدف ندارند یا ممکن است آرزوی مرگ کردنشان حقیقی نباشد و چه بسا از دیگران
تقاضای کمک دارند. (کامر، 1999) شبه خودکشی[7] یا اقدام به خودکشی، یعنی اقدام به
عملی غیر مهلک که در آن فرد از روی عمد یا از روی نقشه قبلی قصد خود- آسیبی (مجروح
و معدوم ساختن خود) را دارد اما منجر به مرگ وی نمی شود. (منبع قبلی)   اصطلاحات
رایج در بحث خودکشی: - اقدام به خودکشی:[8] عمل اقدام به خودکشی انجام ولی منجر به
مرگ نمی شود. تحقیقات بیانگر آن است که در مقابل هر یک جوانی که خود را می کشد،
تقریباً 100 تا 200 جوان اقدام به خودکشی می کنند. (لیننگ، 2000)   - خودکشی موفق
یا کامل:  عمل کشتن خود و پایان دادن موفق به زندگی به دست خود فرد.   - افکار
خودکشی[9]:افکار و ذهنیاتی در مورد خودکشی، گاهی ممکن است بیان نشود اما بالقوه
وجود دارد. - تهدید به خودکشی[10]: نشانه های رفتاری حاکی از آسیب رساندن به خود
است که گاهی ممکن است به خودکشی منجر نشود اما باید جدی گرفته شود.   - ژست خودکشی
گرا[11]: حالتی حاکی از آسیب زدن به خود که بسیار جدی نیست و خطر خودکشی در این
حالت کمتر از تهدید بوده و هدف بیشتر جلب توجه است.   - رفتار خودکشی گرا[12]: تمام
رفتارهایی را که فرد از روی قصد و آگاهانه برای آسیب رساندن انجام می دهد چه به مرگ
منجر شود و چه نشود.   - پیمان خودکشی[13]: عهد و پیمانی که نادر است و دو یا چند
نفر یا گروهی با هم می بندند که در یک زمان و یک جا به زندگی خود پایان دهند. -
خودکشی گروهی[14]: کشتن دسته جمعی که در برهه ای از زمان و منطقه ای محدود صورت    
می گیرد ، همچون خودکشی هایی که در جنگ ها صورت می گیرد.   - نشانگان ورتر[15]:
تمایل نوجوانان آشفته به تقلید از خودکشی های بسیار مشهور.   - مرگ گرایی[16] :
یعنی اینکه یک انسان چقدر احتمال دارد در آینده ای نزدیک خودش را بکشد، در واقع
مترادف خودکشی گرایی[17] است، یعنی انسان چقدر برای خودش خطرناک است؟   اشناید من
(ascheneidman) ده ویژگی اصلی خودکشی را بیان داشته است که در ادامه این ده ویژگی
را ذکر خواهیم کرد: 1.      شایع ترین هدف خودکشی جستجوی راه حل است. 2.      هدف
معمول در خودکشی وقفه و قطع هوشیاری است. 3.      رایج ترین محرک در خودکشی، در
دوران شناختی غیر قابل تحمل است. 4.      عده ترین فشار زا در خودکشی نیازهای روانی
ناکام شده است. 5.      عمده ترین هیجان در خودکشی ناامیدی – درماندگی است. 6.     
عمده ترین حالت شناختی در خودکشی دو سوگرایی است. 7.      شایع ترین حالت اِدراکی
در خودکشی احساس بن بست است. 8.      شایع ترین عمل در خودکشی خروج است. 9.     
عمل مرسوم در خودکشی، بیان و ابراز کردن (کلامی و غیر کلامی ) قصد خودکشی است. 10. 
همسانی معمول در خودکشی دشواری الگوهای مقابله ای مداوم است. (دیوسون ونیل، 1998،
سینگ، 2000) (به نقل از: سادوک و سادوک، 1933- پورافکاری، 1375- اشنایدفن، 1918)
[1] -Suri Face [2] - Achill Delmas [3] -suicide idea [4] - Compliteel suicide
[5] -Suicide attempt [6] -Death wish [7] -Para suicide [8] - suicide attempt or
Act [9] - Thogt or Ideation . suicide [10] - suicide threat [11] - suicide
Gesture [12] - suicide Behavior [13] - suicide Pact [14] - Cluster suicide [15]
- Werther
syndrome [16] - hethality [17] - suicidality

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٤

 

ترسهای متداول و سطوح سنی گوناگون نشان داده شده است :

سن
ترسها

6 - 0 ماهگی ............................... صداهای بلند ، عدم مراقبت
9 - 6 ماهگی
..............................
. بیگانه ها
یک سالگی
..............................
. جدایی ، آسی ، توالت
دو سالگی
..............................
. موجودات خیالی
سه سالگی
..............................
سگ ،
تنهایی
چهار سالگی ..............................تاریکی
6 تا
12 سالگی ...... مدرسه ، آسیب ، رویدادهای طبیعی ، رویداد های اجتماعی
13 تا 16
سالگی ............................ آسیب ، آسیب اجتماعی
19 سالگی به بعد ........................... آسیب ، رویدادهای طبیعی و جنسی


قبل از بحث
در مورد چگونگی ایجاد ترس تعدادی از ترسهای متداول را که در جدول بالا نام برده شده
است و دارای زیر مجموعه ی بزرگی هستند که شناسایی آن برای خوانندگان ضروری است ،
بیان می کنم .

1- آسیب ( ترس از آسیب دیدگی بدنی )
این ترس به دو شاخه ی
فرعی تر غیر انتزاعی ( واقعی ) و انتزاعی ( مجرد ) تقسیم می شود .
الف - ترسهای
آسیب دیدگی بدنی انتزاعی :
مهمترین این ترسها عبارتند از : جنگ ، شورش ، غذای
سمی ، غذاهای خاص ، مردن ، فوت فردی از خانواده ، بیمار شدن ، میکروب ، خفه شدن ،
تحت عمل جراحی قرار گرفتن ، بیمارستان ، جهنم ، شیطان ، رعایت نکردن قوانین مذهبی ،
ربوده شدن ، گم شدن ، به فرزندی پذیرفته شدن ، جدایی پدر و مادر ، دیوانه شدن
.
ب - ترسهای آسیب دیدگی بدنی غیر انتزاعی :
پرواز در هواپیما ، ترس از
ارتفاع ، آب عمیق ، بیگانه ها ، برهنه دیده شدن

2- ترس از رویدادهای طبیعی
الف -
طوفان ( گردباد ، سیل ، زمین لرزه ، رعد و برق )
ب - تاریکی
ج - مکانهای دربسته ( حمام ، داخل کمد ،
آسانسور ، محبوس ماندن ، اطاق های عجیب )
د - حیوانات ( مار ، سوسک ، عنکبوت ،
موش ، مارمولک ، قورباغه ، سگ ، گربه ، اسب یا گاو )
ه - سایر چیزها ( مانند :
آتش ، افکار ترسناک یا خیال و وهم ، ارواح ، تنها ماندن ، کابوس ، موجودات فضایی ،
هیولا ، چهره های پشت پنجره ، ماسکها و عروسکها ، دیدن خون ، دیدن افراد ناقص
الخلقه ، توالت )

3- ترسهای ناشی از اضطراب اجتماعی
الف - آموزشگاه - این ترس هم در دوره ی
ابتدایی و کودکی و بزرگسالی دیده می شود .
ب - جدایی ( جدایی از والدین ، بخش
هایی از خانواده ، به خواب رفتن در شب )
ج - عملکردها ( ترس از آزمون یا امتحان
، مورد انتقاد قرار گرفتن ، اشتباه کردن ، مطلبی را با صدای بلند در کلاس خواندن
)
د - روابط متقابل اجتماعی ( شرکت در رویدادهای اجتماعی ، شخص دیگری را عصبانی
کردن ، جمعیت ، لمس شدن از جانب دیگران )
ه - مسائل پزشکی ( پزشک یا دندانپزشک ،
گلوله خوردن )
و - موارد دیگر مانند سوار اتومبیل یا اتوبوس یا مترو شدن

4- ترس از عوامل متفرقه
مانند : (
کثافت ، اسباب بازی های پشمالو ، آژیر افراد مسن ، رد شدن از خیابان ، افراد زشت رو
، صداهای بلند مانند باز کردن در بطری ، ترقه ، انفجار ، افراد یونیفرم پوش ، افراد
جنس مخالف ، دفع مدفوع ، افراد نژادهای دیگر )
عوامل مؤثر در نوع و میزان
ترس
عوامل متعددی در ایجاد ترس مؤثرند که از مهمترین آنها سن ، جنس ، تجارب
گذشته ، میزان رشد ذهنی ، ارزشهای اجتماعی و فرهنگی و بالاخره درجه امنیتی است که
کودک از آن برخوردار است .
مسأله ی سن عامل مهمی است و کودکان در سنین مختلف
ترسهای متفاوتی دارند و امکان دارد ترسی برای سنی خاص متناسب و در سن بالاتر غیر
عادی محسوب گردد .
شمار ترس در
کودکان با افزایش سن کاهش حاصل می کند و میزان و شدت آن در سه سالگی و یازده سالگی
به اوج خود می رسد با این تفاوت که ترس در سه سالگی جنبه ی موقتی دارد یعنی افراد ،
اشیاء و حیوانات موجود در محیط موارد ترس او را تشکیل می دهند در حالی که در سن
یازده سالگی ترس بیشتر جنبه ی تعمیمی دارد یعنی کودک زمانی از چیزی ترسیده است و
حالا آن را تعمیم می دهد ، این نوع ترس غالباً با اضطراب و نگرانی همراه است
.
عامل جنسیت نیز در نوع و میزان ترس قابل تعمق است . دختران نسبت به پسران ترس
بیشتری نشان می دهند و نوع ترس در آنان نیز فرق می کند . دختران بیشتر از مار و موش
و سوسک می ترسند ولی پسران از مورد انتقاد دیگران واقع شدن ترس دارند .
علل ترس
:
درباره ی علل بروز ترس نظریه های متعددی بیان شده است که در اینجا نیازی به
توضیح آنان نیست و فقط به این عبارت بسنده می کنیم که ترس حاصل یادگیری است ، یعنی
کودک می آموزد که از اشیاء و اشخاص و فرصتهای ترسناک در زمینه های مختلف بترسد و
این یادگیری ممکن است به صورت شرطی شدن کلاسیک ، شرطی شدن عامل ، یادگیری مشاهده ای
و تقلید باشد .

درمان ترس
از
طرف والدین و مربیان این سؤال مطرح است که برای از بین بردن ترس در کودکان چه باید
کرد ؟
مکاتب مختلف برای درمان ترس شیوه هایی را اعمال می کند که علی رغم تفاوت
ظاهری آشکار ، همه ی آنها به سه اصل تحلیل ، تبیین و پیشنهاد توجه دارند و ما در
این سه شیوه از پر کاربردترین شیوه های درمان ترس را ارائه می دهیم .

1-
شیوه ی حساسیت زدایی نظامدار :
در این شیوه چندین موقعیت ترس آور که شدت ترس از
آنها به تدریج افزایش می یابد ، فراهم می شود ، سپس از شخص می خواهند که این ترس
آور را یکی پس از دیگری نظاره کند .
در این موقع مشاهدات وی با رهایی از فشار (
relaxation ) یا واکنشهای دیگری که با ترس توافقی نداشته باشد ، قرین می شود تا
بتوان ترس آورترین صحنه را به راحتی مشاهده کرد .
این روش در کاستن ترسهای
بزرگسالان مؤثر بوده است ، اما علی رغم توصیه استفاده از این روش برای کودکان هنوز
هم حمایت کامل به عمل نیامده است .

2- شیوه ی مدل سازی :
اولین گزارش
درمانی از شیوه ی مدل سازی ، درمان ترس پیتر از اجسام پشمالو توسط جونز می باشد .
این روش از پر کاربردترین شیوه ی رفتاری مدل سازی است .
شیوه ی مدل سازی نشان
داده است که می تواند برای کنترل شرایط ، بسیار خوب عمل کند و در مورد گروههای سنی
نسبتاً بیشتری به کار آید .
هر چند به نظر می رسد مشاهده ی یک مدل واحد ، در
کاستن از ترس مؤثر باشد اما مشاهده مدلهای چندگانه و استفاده از محرکهای ترس آور
گوناگون در کارورزی ، احتمالاً به کارایی روش می افزاید .
" مدل سازی همراه " (
مدل سازی و شرکت در برنامه ) روش دیگری از مدل سازی است . در این روش کودک ترسو ضمن
مشاهده ی صحنه ی ترسناک که با پیشروی تدریجی همراه است سرانجام به مدل می پیوندد .
مثلاً برای درمان کودکانی که از آب می ترسیدند فیلمی را به آنها نشان دادند که در
آن سه پسر بچه همسال ( مدلها ) که از آب می ترسیدند به انجام کارهایی مانند شرکت در
امتحان شنا مشغول بودند ، مدلهای داخل فیلم در انتها بر ترس خود غلبه می کردند ،
یعنی به تدریج در طول فیلم ترس آنها کاهش می یافت و فیلم سرانجام نشان می داد که
آنها با شادی در استخر مشغول بازی هستند . بلافاصله پس از مشاهده ی فیلم ،
پژوهشگران کودکان را در یک مرحله ای ده دقیقه ای شرکت در برنامه به استخر می بردند
و کودکان را تشویق می کردند تا به فعالیت هایی بپردازند که در آزمون شنا معمول است
.
این شیوه یکی از شیوه های درمانی مؤثر شناخته شده است .

3- شیوه ی
شناختی درمانی :
برخی از پژوهشگران برای درمان ترس کودکان به مطالعه ی تأثیر
باورها و شناخت پرداخته اند و کار این پژوهشگران با موفقیت همراه بوده است .
در
اینجا نمونه ای از این تلاشها را که در زمینه ی درمان ترس کودکان کودکستانی از
تاریکی است اشاره می کنیم .
در این تحقیق کودکانی را که از تنها بودن در یک اتاق
تاریک به مدت سه دقیقه هراس داشتند به سه گروه " شایستگی " ، " محرک " و " کنترل "
تقسیم کردند . پژوهشگر کودک تنها را به داخل اتاق تاریک می برد . اتاق مجهز به
دستگاه تنظیم جریان برق بود و کودک را قادر می ساخت روشنایی اتاق را تنظیم کند .
کودک همچنین می توانست با استفاده از دستگاه ارتباط داخلی هر زمان که بخواهد
پژوهشگر را به داخل اتاق بخواند . پژوهشگر اتاق را ترک و برای آنکه بداند کودک چه
مدت می تواند تاریکی را تحمل کند ، زمان خروجش از اتاق را ثبت می کرد . به دنبال
این پیش آزمون ، به کودکانی که در وضعیت " شایستگی " جای گرفتند آموخته شد تا جمله
هایی مانند " من پسر ( یا دختر ) شجاعی هستم " ، " من می توانم مراقب خودم باشم "
را با خود تکرار کنند و به کودکان گروه " محرک " جمله هایی مانند " بودن در تاریکی
تفریح خوبی است " آموزش داده شد . منظور از آموزش چنین جمله هایی این بود که نیروی
بالقوه ی ترس از تاریکی در آنان کم شود . به آنهایی که در گروه " کنترل " بودند ،
جملات نامربوطی مانند : " علی یک بره دارد " آموخته شد . در آزمون نهایی که
بلافاصله پس از کارورزی انجام شد ، کودکانی که تکرار جمله های " شایستگی " را
آموخته بودند ، بهبودی نشان دادند . این بهبودی نشان داد که در برخورد با محرک ترس
آفرین ، برخی تعدیل ها صورت گرفته است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٤

 

 

خصوصیات
و ویژگی های بیماری بوردرلاین

BPS
(Borderliner Personality Syndrom) (Borderline)

که
در لیست بیماری های DSM قرار دارد.


۱-
دوست داشتن بدون ابراز آن.


۲-
تمام روز خنده ولی در ته قلب غم و غصه.


۳-
نیاز به هم آغوشی و محبت اما انکار آن...!


۴-
کتک کاری و ضرب و شتم ناگهانی دیگران و مخصوصا افراد خانواده.


۵-
لحظه ای نیاز به زندگی و لحظه ای دیگر نیاز به مرگ.


۶-
و بار دیگر در آغوش قرار گرفتن از درد و رنج و نیاز.


۷-
ترس بسیار شدید و گوشه گیری و انزوا و یا بر خلاف آن شرکت در جمع های خودمانی از
ترس حادثه و عمل های غیر مترقبه.


۸-
کسانی که به این بیماری و اختلال دچار هستند- احساس تنهایی و بیگانگی پیوسته
دارند.


۹-
افرادی که دچار این بیماری خطرناک هستند- پیوسته احساس عدم درک از دیگران و بیرون
خود می کنند.


۱۰-
دنبال بحران و دعوا و ستیز و جنگ هستند.


۱۱-
از همه انتظار احترام دارند- اما خودشان کوچکترین احترامی به دیگران نمی
گذارند.


۱۲-
یکی از مهمترین شاخصه این بیماری- در گمان زنی ها و مقایسه خود و غیر خود در ذهن و
تصورشان است. یعنی همیشه در تصورات و تصویرها سیر می کنند.


۱۳-
ترسی که با خشم آن را مخفی می کنند.


۱۴-
احساس پوچی( نمی دانند که چه می خواهند و چه احساس می کنند).


۱۵-
یک فاصله بسیار عمیق و ژرف بین عقل و احساسات دارند.


۱۶-
لبریز از احساساتی که هیچ کاری از دستشان بر نمی آید.


۱۷-
دوره ای با افسردگی همراه با هیجانات شدید و احساس خودکم بینی.


۱۸-
اعتماد و عدم اعتماد ناگهانی به اطرافیان. تا دیروز دوستی همه چیز برایت بود ولی
امروز هیچ معنی برایت نمی دهد.


۱۹-
حال و احوال بیماران بوردرلاینی به طور مرتب تغییر می یابد. در عرض چند ساعت اینان
خود را خوشبخت و ساعتی بعد- بدبخت و احساس عدم امنیت و خشم و ساعتی بعد مهربان و
ساعتی دیگر شکاک و دیگر بار- احساس تهدید شدن می کنند.


۲۰-
بیماران مورد مذکور اصولا مشکل هویت و کیستی دارند و به همین جهت امنیت را در
دیگران جستجو می کنند و چیزی را که خودشان ندارند, را دیگران باید برای اینان مهیا
بکنند.


۲۱-
یکی از ویژگی های خاص بیماران بوردرلاین, شیدایی و نفرت هست. یعنی چیزی و یا کسی یا
بد است و یا خوب. میانه ای برای اینان وجود ندارد. رنگ ها برای اینان سیاه و یا
سفید است.


۲۲-
ارتباطات زناشویی بیماران مذکور, به واسطه ایده آل و غیر ایده آل سازی, زیر فشار
بسیار زیادی قرار می گیرد.


۲۳-
این بیماران نمی توانند خودشان را با واقعیات و روتین تطبیق بدهند. یعنی اگر دزدی
به شهر آمده باشد, حتما به سراغ اینان آمده است! و اگر یک بار همسرشان به هردلیلی
جارو نکشیده و یک تابستانی را به مسافرت نرفته اند, یعنی این که همسرشان اینان را
هیچ وقت به مسافرت نمی برد و هیچ وقت جارو هم نمی کشد. از طریق قانون شکنی انتقام
می گیرند.


۲۴-
همسران بیماران بوردرلاین هیچ کاری نمی توانند برای جلب اعتماد اینان انجام بدهند.
هرکاری توسط همسران, منفی تعبیر و تلقی می شود.


۲۵-
و خصوصیت بارزی که در اینان هست, احساس مالکیت و نیازمندی اینان به همسرشان است و
به همین خاطر توجه کامل و صد در صد همسرانشان را به خود می خواهند.


۲۶-
و اما نمونه خطرناک و جالب توجه این بیماری, مسری بودن آن است. یعنی این که افرادی
که به این بیماری دچار هستند, تا اطرافیان و مخصوصا خانواده درجه یک خود را همانند
خود نکنند, دست بردار نیستند و موفق هم به این کار می شوند!! یعنی چنان می کنند, که
شما هم مثل و همانند آنان باشید, تا اینان احساس تنهایی نکنند! در این مورد بسیار
قوی و کارکشته و ماهر هستند. زیرا تنها مکانیزم دفاعی و توجیه رفتارهای آلوده خود
می بینند که بگویند: ببینید ما تنها نیستیم!!


۲۷-
احساس تنهایی و بیگانگی کردن هر انسانی را از پای در می آورد. احساس تنهایی و
بیگانگی کردن, در ما ترس و احساس غریبگی تولید می کند و یک غریبه خود را پیوسته در
حال تهدید و شکننده تجربه می کند و به حق. کسی که تنهاست و یک تصویر ذهنی از خود و
دیگران دارد. خود را پوچ و به دردنخور تجربه می کند و چه دردی بالاتر از این می
تواند باشد!؟ درد و غم و بی قراری های مزمنی و دیرینه از این بیماری گسست ناپذیر
هستند. این بیماری بسیار کهنه است!!


۲۸-
تمام خاطره ها و کردارهای نیک و خوب دیگران را فراموش می کنند.


۲۹-
بوردلاینی ها یک تیپ مشخص نیستند. بوردرلاینی های منزوی و افرادی که به هیچ قیمتی
آماده شنیدن و پذیرش و بیماری خود نمی باشند. و دسته دیگری که که فعال هستند و زمین
و زمان را دوست دارند از بیماری خود مطلع سازند و این مطلع سازی را تنها در بروز
خشم و آزار و جستجو در ستیز و دعوا برای جایگزینی احساس پوچی و بیگانگی خود تجربه و
توجیه می کنند. شکایت درونی اینان از یک سوراخ درونی می باشد. از یک پوچی درونی می
باشد. اینان گمان می کنند که رها شده اند و طبیعت و همه کس و همه چیز- اینان را به
تنهایی به بخت و اقبال خود رها کرده است. اینان خود را تنها و به جا مانده تجربه می
کنند. اینان افرادی خشمگین و عصبانی که دنبال دعوا و بحران و ستیزه هستند. برای این
که جاهای خالی پوچی خودشان را پر بکنند.


۳۰-
احساس پوچی و بیگانگی ریشه و علت اصلی این بیماری خطرناک می باشد.


دسته
افسرده ی بوردرلاین ها از ارتباطات سرخورده هستند و نه می توانند کسی را دوست داشته
باشند و نه دوست دارند که کسی اینان را دوست داشته باشد. این دسته از جامعه و انسان
ها تا اندازه ممکن اجتناب می کنند. این دسته خود را بسیار پوچ و بی فایده می دانند
و در این باور خود سماجت می کنند. اما در ته قلب و ناخودآگاهشان خود را مقصر و لایق
دریافت محبت کردن نمی دانند.


نوع
دیگر- بوردرلاین نارسیستی(خودشیفتگی) بیمارگونه اینان می باشد. اینان به هیچ قیمتی
و هیچ ارزشی به دیگران قایل نیستند. و بی قراری مزمنی و بی حوصله گی, مشخصه این
دسته از قربانیان این بیماری می باشد. اینان قادر به درک و فهم هیچ کس و چیزی
نیستند. و به همین خاطر خشم ناگهانی و اغلب وقت ها پیش بینی نشده شامل این بیماری
می شود. خشم در کوتاه مدت برای اینان ارضا کننده هست. زیرا که با ابتکار خود
توانسته اند, توجه دیگران را جلب و شوکه بکنند. اطرافیان برای پیش گیری از خشم
اینان حتی اگر پاورچین پاورچین راه بروند, باز هم کمکی نخواهد کرد. اینان هر کاری
را که اطرافیان و نزدیکان انجام می دهند, منفی تلقی می کنند و چرخه زدن خشم- پایان
ناپذیر است.


نقاط
ضعف این نوع بیماران:.. ۱- ترس سعی و تلاش خود و دیگران برای رفع احساس پوچی
اینان...۲- دیگر نمی خواهم قربانی باشم, به همین دلیل با خشمم دیگران را شوکه می
کنم تا از تکرار قربانی شدن پیش گیری کنم...۳- ترس از تنها ماندن و تنها رها
شدن...


تا
زمانی که خود این بیماران حاضر به تشریح احوال و تجارب خود نباشند, زندگی را برای
خانواده و اطرافیان و هرکسی که چشمشان به آنان می افتد, شوکه و ترسناک خواهند کرد.
درمان این بیماری در کوتاه مدت امکان پذیر نیست و این بیماران هیچ علاقه ای به
دیوارها و زمان بلند مدت ندارند. اینان عاشق نتایج آنی هستند و حوصله شان از دراز
مدت سر می رود و هر چیزی که مربوط به داراز مدت باشد را انکار می کنند.


اغلب
این بیماران خودزنی می کنند,( مثلا قمه زنی)و ... تا با احساس درد فیزیکی, به
دردهای درونی غلبه کنند و آن را فراموش کنند. و یا این که خود را مجازات کرده
باشند. برای کنترل احساسات هم دست به خودزنی می کنند. که تمرین کنترل کرده باشند. و
یا این که خشم را فروکش کنند. و یا این که تمام بدن خود را تاتو می کنند.


توضیحی
کوتاه برای اطرافیان:


سعی
کنید, قرارهای شفاف با بیمار بگذارید.


برای
بیمار شفاف سازی باید کرد که چه مواقعی در خدمت او هستید و در چه مواقعی نمی توانید
در خدمت او باشید.


صبور
و شکیبا باشید.


اغلب
مواقع فقط یک گوش شنوا بیشتر لازم ندارید.


بیماری
را به رسمیت بشناسید.


سعی
کنید با بیماران مذکور فاصله ای میان گونه را حفظ بکنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٤

 

آشنایی با تریکوتیلومانیا( کسانی که بی‌اختیار موهای خود را می‌کنند )
تریکوتیلومانیا نوعی بیماری عصبی است که شخص ناراحتی های خودرا با کندن  موهای خود تخلیه می کند. تریکوتیلومانیا  عمل برداشتن مو با دستکاری بطور  آگاهانه و یا ناآگاهانه است...

وقتی عصبانی و نگران می شوید چه می کنید؟ خیلی ها از ما عادت های خاصی  داریم که ناخودآگاه در شرایطی که تحت فشار و استرس قرار می گیریم به آنها  پناه می بریم. بعضی ها ناخن هایشان را می جوند...

تریکوتیلومانیا (Trichotillomania) یا کندن موی وسواسی (جنون کندن مو)  عبارت است از کندن مکرر موها که می‌تواند منجر به از دست دادن مقدار قابل  توجهی از مو شود.

نام بیماری ریشه یونانی دارد (Thrix به معنای مو ، Tillein به معنای کندن و  Mania به معنای دیوانگی ) .به نظر می رسد ۱ تا ۲ درصد جمعیت به این اختلال  دچار باشند به طوری که در حال حاضر۴ تا ۱۱ میلیون نفر در آمریکا به اختلال  مبتلا هستند .



تریکوتیلومانیا یا جنون کندن مو عبارت است از برداشتن یا کندن مو به وسیله  دستکاری های مکرر در اثر یک عادت یا تیک آگاهانه و غیر آگاهانه.


تعریف : وسواس کندن مو (Hair Pulling) جزو اختلالات کنترل تکانه دسته‌بندی  می‌شود و عبارت است از کندن مکرر موها که می‌تواند منجر به از دست دادن  مقدار قابل توجهی از مو شود. به طور معمول فرد پیش از کندن مو تنش و اجباری  را برای انجام این کار در خود احساس می‌کند، متعاقب آن مبادرت به این عمل  می‌نماید و سپس حالتی از رضایت و آرامش موقت را تجربه می‌کند. پس از مدت  کوتاهی این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود و بدین ترتیب شخص مکرراً موهای خود  را می‌کند. در بسیاری از موارد قبل از کندن، فرد دسته‌ای از موهای خود را  دور انگشت می‌پیچد (Hair Twirling).

_ ویـژگـی اساسی تریکوتیلومانیا یا وسواس کنـدن مو ، عبارت است از کندن  مکرر مو که سبب از دست دادن محسوس مو می شود . پیش از اقدام به کنـدن مو ،  بیمار دچار حس فـزایـنـده ای از تنش می شود و با کنـدن مو احساس رضایـت یا  تسکیـن به وی دست می دهد

در ایـن اختلال همه مناطق بدن ممکن است درگیر شود ، ولی کندن موی سر شایع  تر از سایر قسمت هاست. سایر نواحی درگیر عبارتند از : ابروها ، پلک ها و  ریش . کندن مو دردناک نیست ، هرچند خارش و سوزش در نواحی مبتلا ممکن است  وجود داشته باشد . این بیماران معمولا به نظر نمی رسد از رفتارشان ناراحت  باشند .

متاسفانه این بیماری درایران به خوبی شناخته نشده ودلیل آن خجالت افراد از  عنوان کردن این بیماری است  . افراد مبتلا به این بیماری شبیه به افراد  معتادی هستند که از اشتباه خود آگاهند ولی بی اختیار به کندن مو روی می  آورند .

تریکوتیلومانیا، یک بیماری روانی است که در آن فرد به طور عادتی و بی اختیار، موهای خود را می کند.

در این اختلال روانی، فرد بر اثر یک عامل برنگیزاننده به طور ناخودآگاه به  سمت کندن مو سوق پیدا می کند و با انجام آن، از تنش فرد کاسته می شود. سپس  حالتی از رضایت و آرامش موقت را تجربه می‌کند.

پس از مدت کوتاهی این چرخه بار دیگر آغاز می‌شود و بدین ترتیب شخص مکررا  موهای خود را می‌کند. در بسیاری از موارد، قبل از کندن، فرد دسته‌ای از  موهای خود را دور انگشت می‌پیچد.



همه‌گیری شناسی :


این بیماری بیشتر در کودکان کم سن، افراد در سنین بلوغ و خانمها دیده می  شود. این بیماری در زنان 3 برابر بیشتر از مردان دیده می شود. در این  بیماری مو دور انگشت پیچیده شده یا مالش داده می شود تا بیرون بیاید یا  بشکند. محل مورد علاقه کندن مو بیشتر نواحی پیشانی و شقیقه است که به راحتی  در دسترس است. گاهی مواقع افراد ابرو و یا حتی مژه خود را نیز می کنند.  ناحیه مبتلا حاشیه نامنظم داشته  و تراکم موها بسیار کم شده است اما هیچگاه  مانند سایر انواع ریزش مو، محل درگیر هرگز فاقد مو نخواهد بود. موهای  شکسته و کوتاه متعددی با طول های نابرابر در معاینه مشهود است.  شکایات  ممکن است در ابتدا در طی دوره های غیر فعال در کلاس درس، در حین مشاهده  تلویزیون یا در بستر هنگامی که هنوز خواب آغاز نشده است بروز کند. والدین  به ندرت این رفتار را می بینند.



چه افرادی مبتلا می شوند؟
این اختلال بیشتر، افراد در سنین قبل یا اوایل نوجوانی را گرفتار می کند .  ولی می تواند بچه های یک ساله و سالمندان هفتاد ساله را نیر دچار کند . در  مطالعات حدود ۹۰ درصد مبتلایان را خانمها تشکیل می دهند ولی به نظر می رسد  مردان بخاطر عدم مراجعه برای درمان در مطالعات حضور نداشته اند .


یک بیماری روانی است که درآن فرد به طور عادتی موهای خود را می کند. این  بیماری در پسربچه‌ها شایعتر از دختر بچه‌ها است، حال آنکه در افراد بالغ  خانمها بیش از آقایان مبتلا می‌شوند. حداکثر شیوع در دختر خانمهای نوجوان  ۱۲ تا ۱۷ سال است. عادت کندن مو به طور تدریجی و ناآگاهانه دربیمار شروع  می‌شودو ممکن است تا جایی که منجر به کندن تمام موهای سر شود ادامه  یابد.این بیماران غالبا” کندن مو را انکار نمی‌کنند ولی قادر به کنترل عمل  خود نیستند. درمعاینه‌ی موهای قطع شده به فواصل متفاوتی از پوست سر دیده  می‌شود و پوست سراز سلامت کامل برخوردار است. حاشیه‌‌ی موها معمولا” دست  نخورده است و در مرکز به شکل کاسه‌یی موها قطع‌شده‌اند. این بیماران باید  تحت درمان‌های روان‌پزشکی قرارگیرند.




در بسیاری از موارد کودکان تریکوتیلومانیا با بستری شدن در بیمارستان یا  مداخلات طبی، مشکلات خانه یا مشکلات مدرسه شروع می شود. مواردی نیز با  حسادت شدید بین خواهر و برادرها، یک رابطه مختل بین والدین کودک و عقب  ماندگی ذهنی کودک رخ می دهد.

در مواردی که در سنین بلوغ یا بزرگسالی آغاز می شود، بیشتر این بیماری با  یک بیماری روانپزشکی واضح همراه است و بعضی از روانپزشکان آنرا نوعی اختلال  وسواسی-جبری طبقه بندی می نمایند. این بیماری در افرادی که سطوح اضطراب یا  اختلال خلقی دارند بیشتر دیده می شود.


تریکوتیلومانیا در زنان شایع‌تر از مردان است. همچنین قسمت عمده‌ی کودکانی  که موهای خود را دور انگشتانشان می‌پیچند و یا آن را می‌کَنند، دختر بچه‌ها  هستند. میزان شیوع این اختلال را کمتر از یک درصد می‌دانند ولی چنانچه  کندن مو بدون احساس تنش و اجبار قبل از کندن و نیز بدون احساس رضایت و  آرامش پس از کندن را نیز جزو موارد این بیماری به حساب آوریم، شیوع بسیار  بالاتری خواهیم داشت
تظاهرات بالینی :

موی تمام قسمت‌های بدن ممکن است توسط فرد کنده شود ولی بیشترین مناطق درگیر  به ترتیب شیوع عبارتند از موی سر، ابرو، مژه و صورت. معمولاً سایر  اختلالات پوستی وجود ندارند و پوست سر بجز در مناطق کنده شده سالم است.

در موارد نسبتاً شدید، این بیماری می‌تواند نشانه‌ای از اضطراب، افسردگی و  یا وسواس فکری-عملی باشد. در چنین حالاتی، درمان همزمان اختلالات مذکور  ضروری است. اغلب کسانی که با این مشکل دست به گریبانند، متوجه شده‌اند که  رفتار کندن مو در شرایط استرس، ناراحتی و اضطراب تشدید می‌شود.



فرد گرفتار بیشتر موی چه مناطقی را می کند؟
اگرچه علایم از نظر شدت ، مکان کندن مو و پاسخ به درمان در افراد متفاوت می  باشد ولی اکثر بیماران موی سر خود را می کنند به طوری که در طی مدت زمان  طولانی ناحیه ای بدون مو ایجاد می شود ( این ناحیه بدون مو می تواند ابرو ،  موی ناحیه تناسلی یا زیر بغل باشد ) . در برخی افراد این عمل کم بوده و  اختلالی در کارکرد فرد ایجاد نمی کند ولی در بعضی موارد بسیار شدید بوده و  کارکرد فرد را مختل می کند.





راه های تشخیص تریکوتیلومانیا


الف ـ کندن مکرر مو که موجب از دست دادن قابل توجه موها شود.

ب ـ احساس فزاینده تنش بلافاصله قبل از کندن مو یا هنگام مقاومت در مقابل کندن مو

ج ـ احساس شادی، رضایت یا آرامش با کندن مو

د ـ این اختلال به‌علت یک مشکل پزشکی مثلا مشکلات پوستی نیست.

هـ ـ این اختلال، باعث نارضایتی قابل توجه از نظر بالینی یا نقص در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حیطه‌های مهم عملکردی می‌شود.

چه افرادی بیشتر به تریکوتیلومانیا مبتلا می شوند؟

این اختلال، بیشتر در سنین قبل یا اوایل نوجوانی دیده می شود.

این بیماری در پسربچه‌ها شایع تر از دختر بچه‌ها است، حال آنکه در افراد بالغ خانم ها بیش از آقایان مبتلا می‌شوند.

عادت کندن مو به طور تدریجی و ناآگاهانه در بیمار شروع می‌شود و ممکن است تا جایی که منجر به کندن تمام موهای سر شود ادامه یابد

این بیماران غالبا کندن مو را انکار نمی‌کنند، ولی قادر به کنترل عمل خود نیستند.

در معاینه، موهای قطع شده به فواصل متفاوتی از پوست سر دیده می‌شود و پوست سر از سلامت کامل برخوردار است.

حاشیه‌‌ی موها معمولا دست نخورده است و در مرکز به شکل کاسه‌ای موها قطع‌ شده‌اند.

این بیماران باید تحت درمان‌های روان‌پزشکی قرار گیرند.

اکثر بیماران موی سر خود را می کنند، به طوری که در طی مدت زمان طولانی،  ناحیه ای بدون مو ایجاد می شود (این ناحیه بدون مو می تواند موی ابرو یا  مژه هم باشد).

با مشخص شدن منشاء ژنتیکى این بیمارى، پزشکان بهتر قادر به درمان آن خواهند بود.



عوامل موثر در بروز تریکوتیلومانیا

استرس‌های‌ روانی‌ در شروع‌ تریکوتیلومانیا نقش‌ دارند.

بیماری‌ افسردگی‌ با تریکوتیلومانیا ارتباط‌ زیادی‌ دارد و بسیاری‌ از افراد دچار این‌ حالت،‌ از افسردگی‌ رنج‌ می‌برند.

والدین کودک مبتلا، به ندرت این رفتار را می بینند.

در بسیاری از کودکان، تریکوتیلومانیا با بستری شدن در بیمارستان با مداخلات طبی، مشکلات خانه یا مشکلات مدرسه شروع می شود.

مواردی نیز با حسادت شدید بین خواهر و برادر ها، یک رابطه مختل بین والدین و کودک و عقب ماندگی ذهنی رخ می دهد.

تریکوتیلومانیاهایی که در سنین بلوغ یا بزرگسالی شروع می شوند، بیشتر با بیماری وسواس شدید همراه هستند.




روند و پیش‌آگهی بیماری :

بطور معمول این اختلال پیش از 17 سالگی آغاز می‌شود. در مواردی که سن آغاز  علایم قبل از 6 سالگی باشد - در صورت اقدام تخصصی مناسب - پاسخ به درمان  بهتر و موفقیت‌تر خواهد بود. در این مرحله استفاده از درمان‌هایی نظیر  هیپنوتیزم-درمانی (هیپنوتراپی)، رفتاردرمانی و درمان‌های حمایتی نتایج  بسیار خوبی خواهند داشت. در صورتی که سن آغاز علایم بعد از 13 سالگی باشد،  احتمال مزمن شدن بیماری بیشتر و نیازمند درمان طولانی‌تری می‌باشد.

عادت پیچیدن مو به دور انگشت اغلب در دوران کودکی ایجاد می‌شود. اگرچه در  برخی موارد این عادت پس از مدتی از بین می‌رود ولی ممکن است زمینه‌ساز  ابتلا به وسواس کندن مو باشد. بنابراین با مشاهده‌ی آن باید اقدامات درمانی  لازم را آغاز نمود تا از تثبیت بیماری و تبدیل آن به تریکوتیلومانیا  پیش‌گیری شود. ..........درمان :

از آنجایی که اضطراب همواره به عنوان عامل ایجاد و تشدید بیماری مطرح  می‌باشد، ایجاد محیطی امن و به دور از تنش در تخفیف علایم بیماری بسیار  مؤثر است. لازم است کسانی که با بیمار در ارتباطند، از سرزنش یا توبیخ وی  بپرهیزند و با روش‌های حمایتی که توسط درمانگر به آنها آموزش داده می‌شود،  فرد را در راستای بهبودی یاری نمایند. درمان‌های دارویی متداول عبارتند از  داروهای ضد اضطراب، ضد افسردگی‌ها و داروهای آنتی‌سایکوتیک. در مطالعات  مختلف، نشان داده شده که استفاده از داروهای ضد افسردگی حتی در غیاب  افسردگی بالینی واضح، مؤثر می‌باشند.

درمان‌های غیردارویی موفق تریکوتیلومانیا عبارتند از هیپنوتراپی و  درمان‌های رفتاری (مانند بیوفیدبک، پایش و کنترل خود، حساس‌سازی، معکوس  سازی رفتار عادتی و درمان‌های بیزار کننده). بر اساس تحقیقات مختلف به عمل  آمده، تلقینات هیپنوتیزمی بر اصلاح واکنش‌های پوستی تأثیر بسیار مناسبی  دارند لذا هیپنوتراپی برای تمامی اختلالات پوستی که تحت تأثیر عوامل  روانشناختی ایجاد یا تشدید شده‌اند (مانند وسواس کندن مو، خارش مزمن و حتی  واکنش‌های حساسیتی)، درمان بسیار مفید و مؤثری می‌باشد.




عامل ایجاد این حالت چیست؟

ولی به تازگی محققان موفق به شناسایی ژنی شده اند که مسوول کشیدن و کندن مو  در شرایط روانی دشوار است. این بیماری که «تریکوتیلومانیا» نامیده می شود  معمولا همراه علائم دیگری مثل اضطراب و نگرانی و افسردگی است. این افراد با  این عادت ممکن است دچار کم پشتی موها و یا حتی طاسی های موضعی در نواحی  متفاوت سرشان شوند ولی اگر از آنها درباره داشتن این عادت سوال کنید معمولا  داشتن چنین عادتی را انکار می کنند.

محققان دانشگاه (Duke) در این مطالعه به این نتیجه رسیدند که ژنی به نام  SLITKRI در افرادی که به این بیماری مبتلا هستند، دچار جهش می شود. دکتر  استفان زوچنرکه سرپرستی این گروه تحقیقاتی را برعهده دارد معتقد است دیدگاه  مردم جوامع هنوز که هنوز است نسبت به بیماری های روانی منفی و ناخوشایند  است. این محقق اعتقاد دارد در صورتی که بتوان ثابت کرد این بیماری ریشه  ژنتیکی دارد می توان گام های موثری برای تشخیص، طرح ریزی درمان های جدید  برای بهبود این بیماری برداشت.

در حال حاضر درمان مشخصی برای این بیماری وجود ندارد، گرچه در بسیاری از  مواقع با تجویز داروهای ضدافسردگی و ضدالتهاب (آرامبخش) این رفتار را تحت  کنترل درآورد.

این تیم تحقیقاتی، ۴۴ خانواده را مورد مطالعه قرار دارند که یک عضو یا  تعداد بیشتری از اعضای این خانواده مبتلا به «تریکوتیلومانیا» بودند. این  محققان مشاهده کردند که ژن SLITKRI در افرادی از اعضای خانواده که مبتلا به  این بیماری بودند جهش پیدا کرده بود در حالی که این جهش در اعضای سالم  خانواده دیده نمی شد. همچنین شرایط محیطی که فرد در آن زندگی می کند می  تواند شعله ور شدن این بیماری را تشدید کند.

● به موهایت نگاه کن

«تریکوتیلومانیا» یک اختلال روانی است که موجب می شود فرد به صورت  ناخودآگاه تمایل به کندن موهای سر، ابرو، مژه یا سایر بخش های بدن مثل  موهای دست و پا داشته باشد. این کندن موها باعث می شود در این نواحی، مناطق  بدون مو ایجاد شود. دلایل بسیار گوناگونی را برای آن در نظر می گیرند و آن  را به گونه های بسیار متفاوت گروه بندی می کنند برخی اعتقاد دارند که این  حالت فقط یک عادت است، برخی ها هم آن را نوعی اعتیاد می دانند.

برخی هم آن را یک اختلال تکانشی به شمار می آورند. آمارها نشان می دهند ۲ ۱  درصد افراد جوامع به این اختلال مبتلا هستند و تنها در کشور آمریکا، ۱۱ ۴  میلیون نفر از این اختلال رنج می برند. به نظر می رسد اولین علائم این  اختلال پیش از نوجوانی و یا در نخستین سال های نوجوانی، بروز می کند.  معمولا این اختلال به صورت واضح در ۱۲ سالگی بروز می کند گر چه ممکن است در  کودکان یک ساله تا سالمندان ۷۰ ساله نیز بروز کند. مطالعات نشان می دهد  خانم ها در این اختلال از آقایان گوی سبقت را ربوده اند و ۹۰ درصد مبتلایان  به آن را بانوان تشکیل می دهند گرچه محققان احتمال می دهند یکی از دلایل  بیشتر دیده شدن این بیماری در خانم ها بیش از آقایان این است که خانم ها به  دنبال درمان به متخصصان مراجعه می کنند ولی آقایان بیشتر این علائم و  نشانه ها را پنهان می کنند.

● متهمان ردیف اول و دوم

اگر بخواهید علت اختلال کندن موها را بدانید، باید گفت علت مشخصی هنوز به  صورت قطعی برای آن شناخته نشده است. برخی از متخصصان اعتقاد دارند که این  بیماری ، ارثی است و می تواند از والدین به فرزندان منتقل شود ولی برخی  اعتقاد دارند آلودگی های محیط زیست می تواند این حالت را تشدید کند. برخی  از متخصصان نیز عفونت های استرپتوککی را عامل این اختلال می دانند. نقص در  ساختمان بخش هایی از مغز، اختلالات شیمیایی در بدن و مشکلات تغذیه ای عوامل  دیگری هستند که انگشت اتهام را به سوی آنها اشاره می کند ولی آنچه مشخص  است اختلال و استرس های موجود در محیط زندگی این حالت را تشدید می کند.

به عنوان مثال اگر شما مبتلا به این اختلال باشید قرار گرفتن در شرایط  دشوار و پراسترس شغلی یا خانوادگی ممکن است باعث شود در تنهایی به این عادت  پناه ببرید. جالب اینجاست که با انجام این عمل فرد احساس می کند از میزان  فشار و استرس روی او کاسته شده و احساس آرامشی موقتی خواهد کرد. در برخی  افراد شدت این عمل کم بوده و فقط چند عدد تار مو از سر، ابرو، و... کنده می  شود و اختلالی در زندگی طبیعی فرد ایجاد نمی شود.

در حالی که در مقابل افراد دیگری این عمل را با شدت زیادی انجام داده و  مقدار زیادی از موهای نواحی مختلف بدن را می کنند در این افراد این اختلال،  در کارکرد طبیعی و روند معمول زندگی مشکل ایجاد کرده و لازم است هر چه  زودتر برای برگرداندن فرد به روال معمول زندگی و برداشتن فشار و استرس از  ذهن او، اقداماتی صورت گیرد.

این اختلال تا پیش از سال ۱۹۸۹ چندان در میان مردم کشور پیشرفته ای مانند  آمریکا نیز شناخته نشده بود، بنابراین در سال های پیش از این بسیاری از  افراد که این اختلال را داشتند آن را تحمل می کردند، بدون اینکه متوجه مشکل  خود بوده و به فکر درمان آن باشند شاید یکی از دلایل مشترک بین همه  مبتلایان به این اختلال آن است که از مطرح کردن مشکل خود با دیگران پرهیز  می کنند و بنابراین به همین دلیل در بیشتر موارد ناشناخته باقی خواهد ماند. 

● راه حل

گرچه هنوز درمان مشخصی برای این اختلال وجود ندارد ولی می توان پس از تشخیص  آن به این افراد کمک کرد تا این عادت خود را کنار بگذارند. معمولا تشخیص  آن بر عهده روانپزشک است و با معاینه و صحبت با فرد و مشاهده علائم و  رفتارها تشخیص آن را قطعی می کند. فراموش نکنید شما باید کلیشه های دست و  پاگیر اجتماع را کنار بگذارید.

اصلا اشکالی ندارد اگر شما چنین علائمی را در خود سراغ دارید برای رهایی از  آنها، از یک متخصص روان، کمک بگیرید. با این کار فشار و استرس را از ذهن و  روحتان برخواهید داشت و زندگی همراه با روان و ذهن سالم را برای خود رقم  خواهید زد. در حال حاضر دو روش درمانی برای «تریکوتیلومانیا» وجود دارد.  نخست درمان رفتار شناختی. در این نوع درمان شما به کمک پزشکتان عاملی که  باعث ایجاد رفتار کندن مو می شود و یا تغییر مکانی که باعث ایجاد این رفتار  می شود، بهبود می یابند. روش درمان دوم استفاده از دارو است.

بیشترین داروهایی که در این مورد استفاده می شوند، مهارکننده انتخابی باز  جذب سروتونین هستند. معروف ترین دارو این دسته فلوکستین یا پروزاک است.  برخی بیماران با استفاده از این دارو به کلی کندن مو را کنار گذاشته اند و  برخی به کلی آن را بی اثر دانسته اند. به هر صورت سایر درمان ها مانند  ایجاد گروه های پشتیبان، تغییر رژیم غذایی و تغییر امکان نیز موثر بوده  اند.





درمان تریکوتیلومانیا

از آنجایی که اضطراب همواره به عنوان عامل ایجاد و تشدیدکننده بیماری مطرح  می‌باشد، ایجاد محیطی آرام و به دور از تنش در تخفیف علایم بیماری بسیار  مۆثر است.

لازم است کسانی که با بیمار در ارتباط هستند، از سرزنش یا توبیخ وی  بپرهیزند و با روش‌های حمایتی که توسط درمانگر به آنها آموزش داده می‌شود،  فرد را در راستای بهبودی یاری نمایند

درمان‌های دارویی متداول عبارتند از داروهای ضد اضطراب، ضد افسردگی‌ها و داروهای آنتی‌سایکوتیک و تثبیت کننده خلق.

درمان‌های غیردارویی موفق تریکوتیلومانیا عبارتند از هیپنوتراپی و  درمان‌های رفتاری (مانند بیوفیدبک، پایش و کنترل خود، حساس‌سازی، معکوس  سازی رفتار عادتی و درمان‌های بیزارکننده).

چیزی که مهم است این است که این ناراحتی می تواند با دیگر ناراحتی های  اعصاب و روان همراه باشد و یا حتی خود، عارضه ای از سایر ناراحتی های اعصاب  و روان باشد.

لذا تشخیص علت اولیه دقیق این بیماری توسط پزشک، در درمان صحیح آن بسیار موثر است.




درمان رفتاری شناختی :
در نوع این درمان عاملی که باعث ایجاد رفتار کندن مو می شود را پیدا کرده و  به فرد آموزش می دهند که رفتاری جایگزین را در هنگام ایجاد آن عامل انجام  دهد . این درمان می بایست توسط فرد متخصص انجام شود تا بهترین بهره را بدهد  . بسیاری از افراد با تغییرات ساده مثل بانداژ کردن انگشتان یا یادداشت  موارد کندن مو و یا تغییر مکانی که باعث ایجاد این رفتار می شود ، بهبود می  یابند.


درمان دارویی :


داروهای بسیاری در درمان این اختلال به کار گرفته شده است که بیشترین آنها  متعلق به دسته دارویی مهارکننده های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) می  باشد . معروفترین دارو در این دسته فلوکستین یا پروزاک (Prozac) است . برخی  بیماران با استفاده از این دارو به کلی کندن مو را کنار گذاشته اند و برخی  نیز به کلی آن را بی اثر دانسته اند. به هر روی دارو درمانی نیز می بایست  تحت نظر مستقیم متخصص انجام گیرد .

بسیاری از بیماران از نظر روانشناسی وضعیت ثابت و پایداری دارند. و تنها  نیازمند این هستند که مشکل آنها توسط یک پزشک فهمیده یا والدین مورد بحث  قرار گیرد. بسیاری از این موارد به طور خود بخود بهبود می یابند. به والدین  معمولا توصیه میشه که توجه کودک را در زمان کشیدن مو منحرف کنند و این  مشکل را قبول کرده و پشتیبان باشند. و نقش قضاوت کننده و تنبیه کننده  نداشته باشند. بیماران با درگیری وسیع یا آنهائی که در این عادت باقی  بمانند باید از نظر روانپزشکی ارزیابی شوند. تاثیر نسبی و فواید طولانی مدت  درمانهای داروئی و رفتاری ثابت نشده است.

به نظر می رسد که کلومیپرامین clomipramine در درمان کوتاه مدت  تریکوتیلومانیا موثر باشد… اما در یک بررسی بعضی بیماران پس از سه ماه پی  گیری در حالی که هنوز دارو را با سطح موثر قبلی در یافت میکرده اند دچار  عود شدند. بیمارانی که بوسیله فلوکسیتین floxitine یا همان prozac در یک  تجربه ۱۶ هفته آزاد درمان شدند بطور چشمگیری بهبودی داشتند.


سایر درمانها نظیر ایجاد گروهای پشتیبان ، تغییر رژیم غذایی ، هیپنوتیزم و تغییر مکان نیز موثر بوده است .
گرچه برای‌ درمان‌ تریکوتیلومانیا می‌توان‌ از داروهای‌ ضد افسردگی‌ و  همچنین‌ رفتار درمانی‌ استفاده‌ کرد. ا اما ما به‌ شما توصیه‌ می‌کنیم‌  برای‌ درمان‌ حتما به‌ یک‌ روان‌پزشک‌ مراجعه‌ کنید



خلاصه:


1 - رفتاردرمانی به ویژه بیزاری درمانی:همراه کردن یک محرک دردناک مثل شوک  خفیف الکتریکی با عمل کندن مـو به وسیله بـیـمار ، سبب شرطی شدت وی نسبت به  کندن موها می شود . یا بـه بـیـمار تـوصیـه می شود ، یک کش لاستیکی به دور  موچ خود ببندد و در مواقعـی که احساس اجبار برای کندن موهایش دارد ، به  جای آن از کش لاستیکی استفاده نماید .

2 - درمان با هیپنوتیزم و تلقین

3 - خانواده درمانی

- درمان دارویی

بسیاری از بیماران علاوه بر مداخلات زیبایی و ترمیم مو نیاز به مشاوره های  روانپزشکی دارند. به والدین کودکان مبتلا اکیدا" توصیه می گردد که توجه  کودک را در هنگام کشیدن موی خود منحرف نمایند و این مشکل را قبول کرده و  نقش پشتیبان را داشته باشند و به هیچ عنوان نقش قضاوت کننده یا تنبیه کننده  نداشته باشند.درمانهای دارویی برای کنترل بیماری نیز موفقیت 40 تا 50 درصد  دارد. 
                 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢۱

 

تیک ها حرکات غیر اردای و انقباضات عضلانی نا گهانی بوده و حداقل بطور گذرا در درصد قابل توجهی از افراد دیده می شوند .

 

تیک های صوتی نیز بیشتر به صورت اصواتی مثل سرفه کردن، صاف کردن گلو، تیک هایی که به تازگی آغاز شده اند، اغلب نیاز به درمان ندارند.
توصیه مناسب به والدین و اطرافیان کودک مبتلا به تیک این است که توجهی به تیک ها نداشته باشند، چرا که تمرکز روی تیک، باعث تشدید آن می شودغرغر کردن، بالا کشیدن بینی و… تظاهر می کند.

اکثر تیک هایی که تازه آغاز شده اند، مسیر محدود و گذرایی دارند و به سمت اختلال جدی تری پیش نمی روند و حداکثر در طی دوره های استرس آور عود می کنند.

معدودی از تیک ها بیشتر از یک سال طول  می کشند.

تیک در مردها سه برابر بیشتر از زن هاست و تیکهای مزمن بیشتر بین سنین شش تا دوازده سالگی دیده می شود.
تیک می تواند با رفتارهایی نظیر بالا انداختن شانه ، پلک زدن، تنگ کردن چشمها، تکانهای تند سر یا شانه، شکلک در آوردن، تکان دادن سر به طرفین یا پایین آوردن سر و یا چین دادن بینی دیده شود.

این تیکهای حرکتی در دوران کودکی کاملاً معمول هستند. با آماری که انجمن روانپزشکی آمریکا گزارش داده است، پنج الی بیست و چهاردرصد از کودکان دارای نوعی تیک هستند.

شایع ترین نواحی از بدن که تیک های حرکتی در آنها دیده می شوند، عبارت اند از: سر و صورت و دست ها و بازوها و بیشترین حرکات به صورت چشمک زدن، شکلک در آوردن، چین دادن به پیشانی، بالا انداختن ابروها، پلک زدن زیاد، چرخش سر، پرتاب کردن دست ها و بازوها، بالا انداختن شانه و نیز تکان دادن پا و … است.

تیکهای گذرا

تیکهای حرکتی معمول که اغلب در حدود سه و نیم سالگی شروع می شوند به کودکان کمک می کنند تا انرژی عصبی را آزاد کنند. هفتاد و پنج درصد از کودکان این نوع تیک را در عرض شش ماه پست سر می گذارند.
اگر کودک شما گرفتار تیک شد، بهترین راه ، نادیده گرفتن آن است. هیچگاه او را سرزنش نکرده و یا تنبیه نکنید.

شما می توانید برای جلوگیری  از تبدیل شدن این عمل به یک عادت، با تمرین کردن روشهای پیشگیرانه که بعداً در این سلسله مقالات توضیح داده می شود، به کودکانتان کمک کنید ولی تیکهای گذرا نباید در برنامه ی کامل ترک عادت مورد توجه قرار گیرد.
تیکهای مزمن

اگر تیک بیش از دوازده ماه ادامه یابد، تیک مزمن محسوب می شود.

تیکهای مزمن پایدار هستند و معمولاً انقباض ماهیچه در آنها بیش از حد و بسیار شدید است.

این تیکها مشخصاً به صورت حمله های دوره ای صورت می گیرند و غالباً شدت آنها ماه به ماه، روز به روز یا حتی ساعت به ساعت تغییر می کند. در حقیقت رفتار تیکی ممکن است برای هفته ها یا ماهها کاملاً محو شود اما دوباره ظاهر گردد.

علتها

زمانی اعتقاد بر این بود که تیکها علامت بیرونی احساسات سرکوب شده و تعارضات و کشمکشهای درونی اند. امروزه در بسیاری از نقاط جهان آن را ترکیبی از عوامل محیطی و زیستی می دانند.
تقریباً در یک سوم موارد پایه ی ژنتیکی دارد اما در برخی حالات ممکن است این عادت از طریق تقلید به دست آید.
همچنین مشخص شده است که رفتارهای تیکی در زمان فشارهای عصبی افزایش می یابد که این امر به «تیک عصبی» منجر می شود.

در صورتیکه از وجود تیک های عصبی در کودکتان رنج می برید ، نکات زیر را مد نظر داشته باشید :
کاهش فشار روحی

به لحاظ این که رفتارهای تیکی غالباً با فشار روحی تشدید می شوند، عناصری را در زندگی کودکتان جستجو کنید که ممکن است منشأ ناراحتی یا نگرانی او گردند. آیا آنان تلاش می کنند که از تکالیف مدرسه و درسها عقب نمانند؟ آیا انتظارات ورزشی آنان بالاست؟ آیا مشکلات زناشویی شما باعث پریشانی آنها می شود؟

برای کاهش تنش های احتمالی کودکان، تا آن جایی که ممکن است برای ایجاد آرامش و اطمینان و حذف موقعیتهای فشارزا بکوشید و با آنان رئوف و مهربان باشید.

تعداد تیک اغلب با کاهش فشار روحی، تقلیل می یابد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٠