نقص توجه نوعی از اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی (ADHD) است. اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی از شایعترین اختلالات رفتاری کودکان است. ۳ تا ۵% از کودکان به آن مبتلا هستند. این اختلال در دوران کودکی ظهور می‌کند و معمولاً همراه با پرتحرّکی، بی‌توجّهی و رفتارهای ناگهانی است. بیشتر مبتلایان در سنین مدرسه دچار مشکلات یادگیری می‌شوند که افتراق این افراد از مبتلایان به اختلال یادگیری بسیار مهم است. نقص توجه در پسران شایع‌تر از دختران است. این اختلال از کودکی شروع می‌شود و حدود ۸۰ % مبتلایان معمولاً در نوجوانی رو یه بهبودی می‌روند. اگرچه تا آخر عمر جنبه‌هایی از آن باقی خواهد ماند. بدون درمان تنها یک سوم تا نصف کودکان دچار ADHD می‌توانند با علائم خود در زندگی سازگار و منطبق باشند و بقیه مستعد بروز مشکلات ثانویه خواهند بود. داروی اختصاصی و پرکاربرد این اختلال متیل فنیدیت است که با نام ریتالین شناخته شده تر می‌باشد. تجویز ریتالین بهتر است توسط روانپزشکان کودک و نوجوان صورت گیرد. در صورت بروز اختلالات یادگیری خصوصا اختلال در خواندن و نوشتن علاوه بر مصرف دارو باید کودک از روشهای ویژه آموزشی بهره ببرد. متخصصین گفتار درمانی و روانشناسی کودکان استثنایی به درمان مشکلات این کودکان در حیطه یادگیری خواندن و نوشتن می‌پردازند

طبقه بندی

ADHD در طبقه بندی رفتارهای نا هنجار به سه دستهٔ زیر تقسیم می‌شود

  • ADHD-I یا ADHD به طور برجسته بی‌توجه (قبلاً ADHD-H نامیده می‌شد یا اختلال نقص توجه بدون بیش‌فعالی)
  • ADHD-HI یا ADHD به طور برجسته پرتحرکی/تکانشی(رفتارهای ناگهانی)
  • ADHD-C یا ADHD ترکیبی(قبلاً ADHD+H نامیده می‌شد یا اختلال نقص توجه همراه با بیش‌فعالی)

میزان شیوع

معمولاً منظور از ADHD نوع ترکیبی آن (بیش فعالی + نقص توجه) می‌باشد. نوع ترکیبی ADHD شایع‌ترین نوع یافت شده آن در کودکی است.درجه شیوع نرخ ترکیبی ۲ تا ۱۰ درصد حتی بیشتر برای کودکان آمریکاست در تحقیقی که در اردیبهشت ماه ۱۳۸۵ در شیراز برای شیوع نقص توجه در بین ۱۳۱۱ کودک دبستانی انجام گرفت؛ تعداد ۱۱۱ نفر(۸/۵ درصد) دارای اختلال ترکیبی۶۸ نفر(٪۵/۲) دارای اختلال نقص توجه، ۶۶ نفر (۵٪) دارای اختلال بیش فعالی و تکانشگری بودند. مقایسه فراوانی بروز اختلال نقص توجه، بیش فعالی و تکانشگری و اختلال ترکیبی در گروه‌های سنی مختلف در جدول ۳ نشان داده شده‌است. در گروه‌های سنی ۷ و ۱۱ ساله بروز اختلال ترکیبی بیش از سایر گروه‌ها بود اما بروز بیش‌فعالی و تکانشگری در ۸ سالگی افزایش و سپس پس از ۸ سالگی کاهش داشت. بروزاختلال نقص توجه در ۱۱ سالگی افزایش نشان دادیک تحقیق جالب در کانادانشان داد که میزان ماکزیمم ADHD در بعضی سالها برای پسران بین ۶ تا ۹ سال بالا و برای سنین ۱۴تا ۱۵ سال پایین است؛ اگرچه میزان بروز ADHD در پسرها ۹ درصد است. در مقابل این میزان برای دختران ۳ درصد می‌باشد.(۱۹۸۹) کودکان با ADHD نوع بی‌توجه خیلی دیرتر و در سال‌های آخر دبستان برای تشخیص راهنمایی می‌شوند. در این نوع دختران شایع‌ترند.(۱/۴ درصد پسران، ۱/۳ درصد دختران).
Chae Kim و Noh در سال ۲۰۰۳ در کره متوجه شدند که ۹/۴ درصد از کودکان سرآمد مورد مطالعه‌شان دارای ADHD هستند. همچنین در مرکز گسترش سرآمدها در دنور حدود ۱۰ درصد از ۳۰۰۰ سرآمد مورد مطالعه تشخیص ADHD داشتند. هرچند آمار دقیقی در این مورد وجود ندارد اما تعداد قابل توجهی از کودکان سرآمد با ADHD وجود دارد

نقش ژنتیک

ADHD به صورت فامیلی ظاهر می‌شود. عوامل ارثی محکمی در مطالعهٔ خانواده‌ها، دوقلوهای همسان و غیرهمسان پیدا شد.(۱۹۹۲ و ۱۹۹۷). در یک مطالعهٔ استرالیایی بین ۱۹۳۸ خانواده با دوقلو مشخص شد که اگر یکی از دوقلوها ADHD داشته باشد، در همسان ۸۲ درصد و در غیرهمسان ۳۸ درصد برادر یا خواهر او هم داراست

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

 

اختلال کم‌توجّهی - بیش‌فعالی (به انگلیسی: Attention-deficit hyperactivity disorder)‏(به صورت مخفف: ADHD) یک اختلال رفتاری رشدی است. معمولاً کودک توانایی دقّت و تمرکز بر روی یک موضوع را نداشته، یادگیری در او کند است و کودک از فعّالیّت بدنی غیر معمول و بسیار بالا برخوردار است. این اختلال با فقدان توجه، فعّالیت بیش‌ازحد، رفتارهای تکانشی، یا ترکیبی از این موارد همراه است. هر کودکی با شک ADHD باید به دقت تحت نظر یک پزشک معاینه گردد. بسیاری از این کودکان، یک یا چند اختلال رفتاری دیگر نیز دارند. همچنین ممکن است یک مشکل روانی مانند افسردگی یا اختلال دوقطبی داشته باشند

ADHD شایعترین اختلال رفتاری در سنین کودکی و بلوغ است، و حدود ۳٪ تا ۵٪ کودکان قبل از هفت سالگی به آن مبتلا می‌شوند. این عارضه بیشتر در دوران ابتدایی مدرسه برای کودکان و در هنگام بلوغ رخ می‌دهد و با افزایش سن بسیاری از بیماران بهتر می‌شوند.

اختلال کم‌توجهی - بیش‌فعالی در بزرگسالان

 

 

بیماری‌زایی

عارضه بیش فعالی جزو بیماریهای چند عاملی محسوب می‌شود. یعنی هم ریشه ژنتیکی دارد و هم محیط. عامل ژنتیکی این عارضه بیشتر در پدران کودکانی که دچار بیش فعالی هستند وجود دارد اما عوامل محیطی نیز بر افزایش شدت این عارضه بسیار موثر هستند. این اختلال به میزان دو تا چهار برابر در پسران نسبت به دختران شایعتر است. اگر در دوران نوزادی یعنی چهار هفته اول تولد، کودک با مشکل تغذیه و یا بهداشتی، روانی مواجه باشد و اگر مادر در دوران بارداری سیگار یا الکل مصرف کند، این کودکان بیشتر در معرض خطر بیش فعالی قرار دارند.

علائم

۳ علامت برای این بیماری وجود دارد

  1. کم توجهی (یا کم دقتی)
  2. بیش فعالیتی
  3. رفتارهایی که انگیزه آنی دارند و بدون فکر قبلی انجام داده می‌شوند

رفتار کودک معمولاً همراه با پرتحرکی، بی‌توجهی و رفتارهای ناگهانی است. این رفتارها از قبیل انجام کارها به طور نیمه کاره، عدم تلاش ذهنی برای انجام تکالیف، فعالیت و تحرک بدنی بسیار بالا حتی زمانی که مشغول بازی نیستند، گم کردن پی در پی وسایل شخصی، نداشتن تمرکز و دقت بالا در انجام کارها می‌باشد. در دوران مدرسه ممکن است بروز اختلالات یادگیری خصوصاً اختلال در خواندن و نوشتن را داشته باشیم.

طبقه‌بندی

ADHD در طبقه بندی رفتارهای نا هنجاربه سه دستهٔ زیر تقسیم می‌شود:

1. ADHD-I یا ADHD به طور برجسته بی‌توجه (قبلاً ADHD-H نامیده می‌شد یا اختلال نقص توجه بدون بیش‌فعالی)

2. ADHD-HI یا ADHD به طور برجسته پرتحرکی/تکانشی(رفتارهای ناگهانی)

3. ADHD-C یا ADHD ترکیبی(قبلاً ADHD+H نامیده می‌شد یا اختلال نقص توجه همراه با بیش‌فعالی)

درمان

بهترین روش درمان ترکیب اقدامات دارویی با اقدامات غیردارویی است. درمان دارویی ADHD براساس داروهای محرک عصبی و غیر محرک استوار است. از جمله داروهای محرک داروی متیل فنیدیت(با نام تجاری قرص ریتالین) و دگزامفتامین است. داروهای غیرمحرک مانند آتوموکستین (مهارکننده بازجذب نوراپینفرین) و داروهای MAOIs می‌باشند.

در درمان غیر دارویی به خانواده‌ها توصیه می‌شود که از رفتارهای تند و خشن با کودک خود پرهیز کنند، محیط آرامی را برای مطالعهٔ کودکان در دوران مدرسه فراهم کنند و در صورت مشاهده رفتارها و نشانه‌های بیماری به روانپزشک کودک مراجعه نمایند. همچنین با انجام اقداماتی از قبیل رفتار درمانی، گفتار درمانی و اقدامات توانبخشی به آنها آموزش چگونگی افزایش تمرکز بر روی کارها داده شود. از دیگر روش‌های درمانی جدید در درمان روش نوروفیدبک می‌باشد که به اندازه دارو درمانی هنوز رایج نشده‌است. ولی مطالعات متعددی که در مورد نوروفیدبک در اختلال کمبود توجه بیش فعالی انجام شده نشان داده‌است که نوروفیدبک به اندازه دارو درمانی و حتی گاهی موثرتر از ریتالین عمل کرده‌است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

 

علائم کم توجهی -بیش فعالی

اختلال کم توجهی (ADHD-I)اختلال کم توجهی - بیش فعالی (ADHD-H)
 

 

دربزرگسالان,
  • دوری کردن از کارهایی که نیاز به توجه و تاب آوردن است
  • به سختی کاری را راه اندازی می کنند
  • به سختی توجه‌شان را از کاری به کار دیگر تغییر می دهند

دربزرگسالان:

  • فعالیت بالایی انتخاب می کنند و با کارها را برانگیخته می شوند
  • ممکن است مدت زمان زیادی کار کنند یا 2 شغله شوند
  • فعالیت ثابت را می طلبند
  • به راحتی بی حوصله می شوند
  • بی صبر و بی‌تاب
  • عدم تحمل به سرخوردگی ، به سادگی برانگیخته می شوندملایمتشان را به آسانی از دست می دهند و سریع عصبانی می شوند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

 

تکانشگری ترجمة لغت impulsivity یا impulsiveness است. نمی‌توان تکانشگری را با یک کلمه یا با یک جمله توضیح داد. برای ارایة توضیحی هرچه دقیق‌تر، باید چهار جنبة رفتار انسان را در نظر گرفت، جنبه‌هایی که هر یک از آنها مکمل سه جنبة دیگر است:

۱- عجله داشتن (اورژانس). منظور از عجله داشتن، ناتوانی در ممانعت از واکنش غالب یا خودکار است، مخصوصاً در موقعیتهای هیجانی مثبت یا منفی، هر چند ممکن است فرد، بعداً، پشیمان شود.

۲- عدم دوراندیشی. ناتوانی در پیش‌بینی پیامدهای مثبت یا منفی یک عمل.

۳- عدم پشتکار. دشواری در تمرکز حواس روی تکالیف، و ناراحت شدن یا پرت شدن دایمی حواس، به علت افکار یا خاطرات مزاحم و ناخواسته.

۴- جستجوی دایمی و غیر ارادی احساسات مختلف جدید یا هیجان‌انگیز.

بسیاری از نوجوانانی که آشفتگیهای هیجانی تجربه می‌کنند، توانایی خود در کنترل خشم، دلسردی و مناقشه را از دست داده‌اند. آنها معمولاً خیلی زودتر از همسالان خود عصبانی می‌شوند و شدت عصبانیت آنها نیز بیشتر است. تکانشگری در نشان دادن خشم، به خوبی نشان می‌دهد که چیزی باعث ناراحتی مزمن این نوجوانان و بالا رفتن سطح دلسردی و نومیدی آنها شده‌است. از آن مهمتر، تکانشگری نشان می‌دهد که نوجوان در حال کشمکش است تا سرچشمه‌های خشم را نادیده بگیرد و این کار را با تظاهر به این که منابع خشم اصلاً وجود ندارد، انجام می‌دهد. خشم سرکوب شده و نحوة تغییر مکان دادن آن، از عارضه‌های معمولی نوجوانانی است که، برای یافتن راه حل مشکلات خود، به روشهای غیر عادی جذب می‌شوند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

 

 

پیر ژانه روان شناس مشهور قرون ۲۰-۱۹ فرانسه، نوروتیسم یا روان رنجورخویی را ضعف انرژی روانی دانسه‌است و چنین گفته‌است که " ناتوانی در تحقق بخشیدن به رفتارهایی که در دنیای بیرون اثر می‌گذارند. انسان نوروتیک، زمان خود را به انجام دادن رفتار‌هایی کم ارزش محدود می‌کند، به ویژه رفتارهایی که درونی شده‌اند. ناتوانی در انتخاب، به ویژه در هنگام تصمیم گیری یکی از عنصر‌های اصلی روان رنجورخویی است." اما در تفسیر دقیق و صریح جلوه‌های انسان نوروتیک یا روان رنجورخور، دشواری‌هایی وجود دارند. از دیدگاه روان شناسان بالینی باید ریشه‌های نوروتیسم را در تاریخ زندگی اشخاص و در احساس‌های ان‌ها جست و جو نمود. عقیدهٔ بیشتر روان شناسان این است که برای نوروتیسم نوعی امادگی ارثی لازم می‌باشد که همهٔ رفتارهای شخص را در جهت این امادگی سوق و حرکت می‌دهد. در بین تمایلاتی که اشخاص نوروتیک نشان می‌دهند، می‌توانیم در درجهٔ نخست به سختی انتخاب‌ها اشاره کرد که در رفتار‌های کم اهمیت و موقعیت‌های بسیار مهم زندگی به یک اندازه جلوه گر می‌شود. در تضاد با انچه گفته شد، می‌توانیم بگوییم در افراد نوروتیک، خشن بودن احساس‌ها، دقت بسیار زیاد و نوعی وسواس دیده می‌شود. ان‌ها در نتیجه گیری از رفتار‌ها هم دشواری دارند که می‌تواند از اختلال در یکپارچگی کارها ناشی شود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

 

 

پیر ژانه روان شناس مشهور قرون ۲۰-۱۹ فرانسه، نوروتیسم یا روان رنجورخویی را ضعف انرژی روانی دانسه‌است و چنین گفته‌است که " ناتوانی در تحقق بخشیدن به رفتارهایی که در دنیای بیرون اثر می‌گذارند. انسان نوروتیک، زمان خود را به انجام دادن رفتار‌هایی کم ارزش محدود می‌کند، به ویژه رفتارهایی که درونی شده‌اند. ناتوانی در انتخاب، به ویژه در هنگام تصمیم گیری یکی از عنصر‌های اصلی روان رنجورخویی است." اما در تفسیر دقیق و صریح جلوه‌های انسان نوروتیک یا روان رنجورخور، دشواری‌هایی وجود دارند. از دیدگاه روان شناسان بالینی باید ریشه‌های نوروتیسم را در تاریخ زندگی اشخاص و در احساس‌های ان‌ها جست و جو نمود. عقیدهٔ بیشتر روان شناسان این است که برای نوروتیسم نوعی امادگی ارثی لازم می‌باشد که همهٔ رفتارهای شخص را در جهت این امادگی سوق و حرکت می‌دهد. در بین تمایلاتی که اشخاص نوروتیک نشان می‌دهند، می‌توانیم در درجهٔ نخست به سختی انتخاب‌ها اشاره کرد که در رفتار‌های کم اهمیت و موقعیت‌های بسیار مهم زندگی به یک اندازه جلوه گر می‌شود. در تضاد با انچه گفته شد، می‌توانیم بگوییم در افراد نوروتیک، خشن بودن احساس‌ها، دقت بسیار زیاد و نوعی وسواس دیده می‌شود. ان‌ها در نتیجه گیری از رفتار‌ها هم دشواری دارند که می‌تواند از اختلال در یکپارچگی کارها ناشی شود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٥٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢٢

 

این آزمون توسط بار- ان در سال 1980 تدوین گردید

 

اعتبار و روایی

آلفای کرونباخ برای کل آزمون 93% میباشد.

بیانگر قدرت درک و توان واکنش اثر بخش افراد است که در روابط اجتماعی و در بده بستان های روانی و عاطفی در شرایط خاص« چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب » است، هوش هیجانی نوعی استعداد عاطفی است که تعیین میکند از مهارت های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک میکند خرد را در مسیری درست به کار گیریم، هسته هوش بین فردی ابتدا توانایی درک و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحیات، خلق و خو، انگیزش ها و خواسته های افراد دیگر است.

در هوش هیجانی بالاترین نمره 100 میباشد و دارای 15 خرده آزمون و نمره کل میباشد.

2- آزمونها

1-2- خود ابرازی

توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و برحق خود.

2-2- واقع گرایی

توانایی سنجش هماهنگی ،بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که بطور واقعی وجود دارد.

3-2- خودآگاهی

هیجانی توانایی آگاه بودن وفهم احساس خود.

4-2- خودشکوفایی

توانایی درک ظرفیتهای بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن.

5-2- خوش بینی

توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرش های مثبت، حتی در صورت بروز مشکلات و احساسات منفی.

6-2- شادمانی

توانایی احساس خوشبختی کردن با زندگی خود، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ.

7-2- تحمل فشار روانی

توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های فشار آور و هیجانات قوی، بدون جا زدن و یا رویارویی فعال و مثبت با فشار.

8-2- کنترل تکانش

توانایی مقاومت در برابر یک تکانش، سایق یا فعالیتهای آزمایشی و یا کاهش آنها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود.

9-2- انعطاف پذیری

توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط و موقعیت ها.

10-2- مسئولیت پذیری اجتماعی

توانایی بروز خود به عنوان یک عضو دارای حس همکاری، مؤثر و سازنده در گروه.

11-2- استقلال

توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات هیجانی.

12-2- عزت نفس

توانایی آگاه بودن از ادراک خود ، پذیرش خود و احترام به خود.

13-2- حل مسئله

توانایی تشخیص و تعریف مشکلات، به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حلهای مؤثر و بالقوه.

14-2- همدلی

توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن.

15-2- روابط بین فردی

توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش متقابل که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه میشود.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی
ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است ، برای هر یک از سؤالات بعد از فکر کردن صادقانه نظر خودرا از کاملاً موافقم تاکاملاً مخالفم نسبت به هر پرسش باگذاشتن عدد( 1 )درمقابل ستون مربوطه اعلام فرماید .
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:  
ردیف   کاملاً موافقم موافقم خنثی مخالفم کاملاً مخالفم
1 به نظر من برای غلبه با مشکلات باید گام به گام پیش رفت .          
2 لذت بردن از زندگی برایم مشکل است .          
3 شغلی را ترجیح می دهم که حتی الامکان من تصمیم گیرنده باشم .          
4 می توانم بدون تنش زیاد ، با مشکلات مقابله کنم .          
5 می توان برای معنی دادن به زندگی ، تا حد امکان تلاش کنم .          
6 نسبت به هیجاناتم آگاهم .          
7 سعی می کنم بدون خیال پردازی ، واقعیت امور را در نظر بگیرم .          
8 به راحتی با دیگران دوست می شوم .          
9 معتقدم توانایی تسلط بر شرایط دشوار را دارم .          
10 بیشتر مواقع به خودم اطمینان دارم .          
11 کنترل خشم برایم مشکل است .          
12 شروع دوباره ، برایم مشکل است .          
13 کمک کردن به دیگران را دوست دارم .          
14 به خوبی می توانم احساسات دیگران را درک کنم .          
15 هنگامی که از دیگران خشمگین می شوم ، نمی توانم با آنها در این مورد صحبت کنم .          
16 هنگام رویارویی با یک موقعیت دشوار ، دوست دارم تا حد ممکن در مورد آن اطلاعات جمع آوری کنم .          
17 خندیدن برایم سخت است .          
18 هنگام کار کردن با دیگران ، بیشتر پیرو افکار آنها هستم تا فکر خودم .          
19 نمی توانم به خوبی فشار ها را تحمل کنم .          
20 در چند سال گذشته کمتر کاری را به نتیجه رسانده ام .          
21 به سختی می توانم احساسات عمیقم را با دیگران در میان بگذارم .          
22 دیگران نمی فهمند که من چه فکری دارم .          
23 به خوبی با دیگران همراهی می کنم .          
24 به اغلب کارهایی که انجام می دهم خوش بین هستم .          
25 برای خودم احترام قائل هستم .          
26 عصبی بودنم مشکل ایجاد میکند .          
27 به سختی می توانم فکرم را در مورد مسائل تغییر دهم .          
28 کمک به دیگران ، مرا کسل نمیکند ، بخصوص اگر شایستگی آن را داشته باشند .          
29 دوستانم می توانند مسائل خصوصی خودشان را با من در میان بگذارند .          
30 می توانم مخالفتم را با دیگران ابراز نمایم .          
31 هنگام مواجهه با یک مشکل ، اولین کاری که انجام می دهم دست نگه داشتن وفکر کردن است .          
32 فرد با نشاطی هستم .          
33 ترجیح می دهم دیگران برایم تصمیم بگیرند .          
34 احساس می کنم کنترل اضطراب برایم مشکل است .          
35 از کارهایی که انجام می دهم راضی نیستم .          
36 به سختی می فهم چه احساسی دارم .          
37 تمایل دارم با آنچه در اطرافم می گذرد روبرو نشوم واز برخورد با آنها طفره می روم .          
38 روابط صمیمی با دوستانم برای هر دو طرفمان اهمیت دارد .          
39 حتی در موقعیت های دشوار ، معمولاً برای ادامه کار انگیزه دارم .          
40 نمی توانم خودم را اینطور که هستم بپذیرم .          
41 دیگران به من می گویند هنگام بحث ، آرام تر صحبت کنم .          
42 به آسانی با شرایط جدید سازگار می شوم .          
43 به کودک گمشده کمک می کنم ، حتی اگر همان موقع جای دیگری کار داشته باشم.          
44 به اتفاقی که برای دیگران می افتد توجه دارم .          
45 نه گفتن برایم مشکل است .          
46 هنگام تلاش برای حل یک مشکل ، راه حل های ممکن را در نظر می آورم ، سپس بهترین را انتخاب می کنم .          
47 از زندگی ام راضیم .          
48 یهای برایم مشکل است .          
49 می دانم در شرایط دشوار ، چگونه آرامشم را حفظ کنم .          
50 هیچ چیز در من علاقه ایجاد نمیکند .          
51 از احساسی که دارم آگاهم .          
52 در تصورات وخیال پردازیهایم غرق می شوم .          
53 با دیگران رابطه خوبی دارم .          
54 معمولاً انتظار دارم مشکلات به خوبی ختم شوند ، هرچند گاهی چنین نمیشود .          
55 از اندام وظاهر خود راضی هستم .          
56 کم صبر هستم .          
57 می توانم عادات قبلی ام را تغییر دهم .          
58 اگر لازم باشد با زیر پا گذاشتن قانون از موقعیتی فرار کنم ، اینکار را انجام می دهم .          
59 نسبت به احساسات دیگران حساس هستم .          
60 می توان به راحتی افکارم را با دیگران بگویم .          
61 هنگام حل کردن ، به سختی می توان در مورد انتخاب بهترین راه حل تصمیمگیری کنم .          
62 اهل شوخی هستم .          
63 در انجام کارها وامور مختلف به دیگران وابسته ام .          
64 رویاروی با مسائل ناخوشایند برایم مشکل است .          
65 حتی الامکان کارهایی را به عهده می گیرم که برایم لذت بخش باشد .          
66 حتی هنگام آشفتگی ، از آنچه در من اتفاق می افتد آگاهم .          
67 تمایل به مبالغه گویی دارم .          
68 به نظر دیگران من فردی اجتماعی هستم .          
69 به توانایم برای مقابله با دشوار ترین مسائل اطمینان دارم .          
70 از شیوه نگرش وفکرم راضیم .          
71 بد جوری خشمکین می شوم.          
72 معمولاً تغییر ایجاد کردن در زندگی روازنه برایم سخت است .          
73 قادر هستم احترام به دیگران را حفظ کنم .          
74 دیدن رنج دیگران برایم سخت است .          
75 به نظر دیگران من نمی توانم احساسات وافکارم را بروز دهم.          
76 هنگام روبرو شدن با شرایط دشوار، سعی می کنم در مورد راه حل های ممکن فکر کنم .          
77 افسرده هستم .          
78 فکر می کنم به دیگران بیشتر احتیاج دارم تا دیگران به من .          
79 مضطرب هستم .          
80 در مورد آنچه می خواهم در زندگی انجام دهم فکر مشخص وخوبی ندارم .          
81 به سختی می توانم از امور برداشت صحیحی داشته باشم .          
82 به سختی می توانم احساساتم را بیان کنم .          
83 با دوستانم رابطه صمیمی برقرار می کنم .          
84 قبل از شروع کارهایی جدید ، معمولاً احساس می کنم شکست خواهم خورد .          
85 همگام بررسی نقاط ضعف وقوتم ، باز هم احساس خوبی در مورد خودم دارم .          
86 هنگام عصبانیت زود از کوره در می روم .          
87 اگر مجبور به ترک وطنم باشم ، سازگاری برایم دشوار خواهد بود .          
88 به نظر من پایبندی یک شهروند به قانون مهم است .          
89 از جریحه دار کردن احساسات دیگران خودداری می کنم .          
90 مشکل می توانم از حق خودم دفاع کنم .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

این آزمون توسط دکتر تراویس برادبری و دکتر جین گریوز تدوین شده است.

 

روایی و اعتبار

آلفای کرونباخ آن 88/0 میباشد.

بیانگر قدرت درک و توان واکنش اثر بخش افراد است که در روابط اجتماعی و در بده بستان های روانی و عاطفی در شرایط خاص چه عملی مناسب و چه عملی نامناسب است. هوش هیجانی نوعی استعداد عاطفی است که تعیین میکند از مهارت های خود چگونه به بهترین نحو ممکن استفاده کنیم و حتی کمک میکند خرد را در مسیری درست به کار گیریم. هسته هوش بین فردی ابتدا توانایی درک و سپس ارائه پاسخ مناسب به روحیات و خلق و خو و انگیزش ها و خواسته های افراد دیگر است.

در هوش هیجانی بالاترین نمره 100 میباشد و 4 خرده ازمون میباشد

2- آزمونها

1-2- خود آگاهی

خودآگاهی هیجانی: توانایی آگاه بودن وفهم احساس خود. خودابرازی: توانایی ابراز احساسات، باورها و افکار صریح و دفاع از مهارت های سازنده و برحق خود. عزت نفس: توانایی آگاه بودن از ادراک خود، پذیرش خود و احترام به خود .استقلال: توانایی هدایت افکار و اعمال خود و آزاد بودن از تمایلات هیجانی. خود شکوفایی: توانایی درک ظرفیتهای بالقوه و انجام چیزی که می توان انجام داد، تلاش برای انجام دادن و لذت بردن.

2-2- خود مدیریتی

کنترل تکانه ها و تحمل فشار روانی: توانایی مقاومت کردن در برابر رویدادها، موقعیت های آزمایشی و یا کاهش آنها، همچنین توانایی کنترل هیجانات خود. انعطاف پذیری: توانایی سازگار بودن افکار و رفتار با تغییرات محیط وموقعیت ها.شادمانی: توانایی احساس خوشبختی کردن با زندگی خود، لذت بردن از خود و دیگران، داشتن احساسات مثبت، صریح، مفرح و شوخ، خوش بینی: توانایی زیرکانه نگاه کردن به زندگی و تقویت نگرش های مثبت، حتی درصورت بروز بدبختی و احساسات منفی.

3-2- آگاهی اجتماعی

توان حل مسئله: توانایی تشخیص و تعریف مشکلات، به همان خوبی خلق کردن و تحقق بخشیدن راه حل های مؤثر و بالقوه.آگاهی به واقعیت و واقع گرایی: توانایی سنجش هماهنگی، بین چیزی که به طور هیجانی تجربه شده و چیزی که به طور واقعی وجود دارد.

4-2- مدیریت رابطه

روابط بین فردی: توانایی ایجاد و حفظ روابط رضایت بخش که به وسیله نزدیکی عاطفی، صمیمیت، محبت کردن و محبت گرفتن توصیه میشود. همدلی: توانایی آگاه بودن و درک احساسات دیگران و ارزش دادن به آن. مسئولیت پذیری اجتماعی: توانایی بُروز خود به عنوان یکی از اعضای گروه که دارای حس همکاری مؤثر و سازندگی میباشد.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی
ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است وقتی سؤالات را می خوانید ، برای هر یک از آنها از راهنماییهای زیر استفاده نمایید .و نظر خودرا از هرگز تاهمیشه نسبت به هر پرسش باگذاشتن علامت درمقابل ستون مربوطه اظهارنمایید
ابتدا از طرز تفکر و رفتارخود در وضعیت های مختلف، درذهنتان تصویری واضح وشفاف ایجاد کنید .
بعد، صادقانه بگویید که هرچند وقت یکبار یاباچه فراوانی، رفتار ذکر شده در سؤال راانجام می دهید .
نام و نام خانوادگی : متولد:
مدت همکاری : میزان تحصیلات : عنوان شغلی نوع کار :
ردیف سؤالات هرگز به ندرت گاهی معمولاً تقریباً همیشه
1 به تواناییهای خود اعتماد دارید.            
2 ناتوانایی ها ونارساییهای خودرامی پذیرید .            
3 هیجانهای خودرا ، هنگامی که پیش می آیند ، درک می کنید .            
4 تأثیر رفتار خود در دیگران را متوجه می شوید .            
5 تأثیر دیگران درحالت هیجانی خودرادرک می کنید .            
6 خودتان ،در شرایط سختی که با آنها روبه رو می شوید ، نقش دارید .            
7 می توان روی شما حساب کرد .            
8 با استرس ، خوب کنار می آیید .            
9 تغییر را زود می پذیرید .            
10 دلسردی را بدون ناراحتی تحمل می کنید .            
11 قبل از تصمیمگیری ، راه حلهای مختلف را در نظر می گیرید .            
12 سعی می کنید از هر وضعیتی ، چه خوب و چه بد ، حداکثر بهره را ببرید .            
13 دربرابر میل به حرف زدن یا عمل کردن ، هنگامی که باعث بدترشدن اوضاع میشود ، مقاومت می کنید .            
14 وقتی ناراحت می شوید ، کارهایی را انجام می دهید که بعداً پشیمانی می آورند .            
15 وقتی از چیزی ناراحت هستید ، دیگران را از خود می رنجانید .            
16 انتقاد را می پذیرید .            
17 احساسات دیگران را درک می کنید .            
18 به سرعت جو حاکم بر اتاق را متوجه می شوید .            
19 منظور طرف مقابل را واقعاً متوجه می شوید .            
20 دربین جمع و در کارهای اجتماعی گوشه نشین و ساکت هستید .            
21 در وضعیت های دشوارمستقیماً بادیگران رو در رو می شوید .            
22 با دیگران به خوبی کنار می آیید .            
23 به طور وضوح و مؤثر بادیگران ارتباط برقرار می کنید .            
24 به دیگران نشان می دهید که آنچه احساس می کنید برایتان مهم است .            
25 به طور مؤثر تعارض و مشکل را حل می کنید .            
26 برای کنترل مؤثرتعامل ها ، به احساسات طرف مقابل توجه نشان می دهید .            
27 برای بهتر کنار آمدن با دیگران ، درباره آنها اطلاعات بیشتری به دست می آورید            
28 منظور یا احساس خود رابه دیگران توضیح می دهید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

 پرسشنامه توسط دکتر کلی ولز وردالف واکنر در سال 1985 تهیه شده است.

 

2- سبکهای پرسشنامه برتری نیمکره های مغزی

1-2- راست مغز

مسایل را به طور کلی وکل نگرانه مجسم و ادراک میکند. به عبارت دیگر، شخص تمایل دارد به جای مشاهده جزییات سازنده و تشکیل دهنده ، تصویر اصلی و بزرگ را ببیند.

2-2- چپ مغز

چپ مغزها تحلیلگرند و به شیوه ای منطقی و عقلایی و ترتیبی عمل میکند. این نیمکره مسئول و کنترل کننده زبان ، بررسیهای علمی ، عقلانیت ، و خردمندی است .

3-2- تعادل بین راست و چپ مغزی

تعادل متناسب بین دو نیمکره چپ و راست مغز میباشد، به عبارت دیگر، هیچ نیمکره ای بردیگری غلبه و سلطه ندارد. اگرچه ، ممکن است این حالت یک مزیت چشمگیر به حساب بیاید، ولی دال بر آسودگی خاطر نیست . مشکل در رابطه با این افراد، این است که شخص بیشتر از یک شخص راست مغز یا چپ مغز، از کشمکش ها و تضادهای درونی رنج می برند.

 

3- انجام آزمون

 

الف _ شهودی و درونی  
ب _ اهل مطالعه و سنجیده  
ج _ دقیق  
5. کدام یک از گزینههای زیر، بیشتر با شماهمخوانی دارد؟
الف _مایلم قوانین و مقررات خاص خودم را رعایت کنم  
ب _ از گردن نهادن به قوانین و مقررات راضی وشاد هستم  
ج _گاهی اوقات ، قوانین و مقررات دست و پاگیرمیشوند و عصبانیم میکنند  
6. زمانی که در یک جلسه گفتگو یا سخنرانی حضور دارید، کدام یک از گزینههای زیر بیشتر در شماصدق میکند؟
الف _ اکثر اوقات حواسم پرت میشود و به موضوعات دیگری می اندیشم  
ب _به راحتی حواسم را می توانم روی مسأله سخنرانی متمرکز نمایم  
ج _فقط اگر موضوع را جالب تلقی کنم ، می توانم حواسم را روی آن متمرکز کنم  
7. آیا خودتان را شخص منظمی تلقی می کنید؟
الف _ به هیچ وجه  
ب _ بله ، کاملا  
ج _ نسبتا، بله  
8. هر چند وقت یک مرتبه به دنبال حدس وگمان های شخصی خود می روید؟
الف _ هر وقت که بتوانم  
ب_ به ندرت  
ج _گاهی اوقات  
9. اگر یک دفعه ، هوس امتحان کردن یک کار وسرگرمی خلاقانه جدید، مثل نقاشی یاسفالگری به سرتان بزند، چه می کنید؟
الف _ آن را امتحان می کنم و بعد آن رابه عنوان یکی از سرگرمیهای بی شماردیگرم توسعه می دهم  
ب _ به احتمال زیاد، فقط به آن فکر می کنم وفراتر نمی روم  
ج _ چندین مرتبه آن را امتحان می کنم و بعد به سراغ سرگرمی دیگری می روم  
10. در مدرسه و دوران تحصیل ، سرکلاس کدام یک ازدرسهای زیر، بیشتراحساس راحتی می کردید؟
الف _هنر  
ب _ ریاضیات  
ج _ جغرافی  
11. هر چند وقت یک بار، مایلید مبلمان وتزیینات منزلتان را عوض کنید؟
الف _ بیش از سه مرتبه ظرف پنج سال  
ب _ هر پنج سال یک مرتبه  
ج _ ظرف هر پنج سال ، دو تا سه مرتبه  
12. وقتی مشغول شنیدن اخبار از تلویزیون هستید، کدام یک از موضوعات زیر، بیشتر از همه توجه شما را به خود جلب میکند؟
الف _مسایل و موضوعات مربوط به جهان و محیط  
ب_ سیاسی  
ج _ورزشی  
13. کدام یک از گروههای زیر، بیشتر با روحیات شما سازگار هستند؟
الف _ شخصی که از قوه تخیل زنده و پرشوری برخوردار است  
ب _ شخصی که بلند پرواز و جاه طلب است  
ج _ شخصی که از عقل سلیم و شعور خوبی برخوردار است  
14. نظرتان در مورد هنر مدرن چیست ؟
الف _ آن را جالب و مهیج تلقی می کنم  
ب _ اهمیت زیادی برایش قایل نیستم  
ج _ گاهی می توانم آن را جدی تلقی کنم و گاهی بی اعتنا از کنارش می گذرم  
15. هر چند وقت یکبار، به افکار و اندیشه های خصوصی خودتان پناه می برید؟
الف _ به وفور  
ب _ خیلی به ندرت  
ج _ گاه و بیگاه  
16.زمانی که وارد یک سالن یا تالار می شوید،در حالی که بلیط رزرو شده ندارید، ترجیح می دهیدکه روی صندلی کدام سمت بنشینید؟
الف _ سمت چپ  
ب _ سمت راست  
ج _ فرقی نمیکند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

این پرسشنامه توسط دکتر رابرت جی استرنبرگ در سال 1991 تهیه شده است. سبک تفکر به شناخت، بازآرائی یا تغییر شناختی اطلاعات بدست آمده از محیط و نمادهای ذخیره شده در حافظه دراز مدت افراد بالاخص وقتی تفکر هدایت شده یا جهت دار است و حل مسئله و خلق ایده های نو را مد نظر دارد، میباشد.

 

1-1- اعتبار و روایی

ضریب اعتبار خرده آزمونها از 57% تا 84% میباشد.

2- پرسشنامه سبک تفکر

13سبک تفکر وجود داردکه براساس پنج بُعد کارکرد، شکل، سطح، دامنه و گرایش به ترتیب زیر طبقهبندی شدهاند.

1-2- کارکرد

شامل سه نوع سبک است که عبارتند از:

1-1-2- قانونگذارانه

تمایل به ایجاد اختراع، طراحی دارد و کارها را به روش خود انجام میدهد.

2-1-2- اجرایی

تمایل به پیروی از دستورات دارد و آنچه را که به او گفته میشود انجام میدهد.

3-1-2- قضایی

تمایل به قضاوت و ارزیابی افراد و کارها دارد.

2-2- شکل

شامل چهار سبک مختلف است که عبارتند از:

1-2-2- مونارکی

تمایل دارد در یک زمان به انجام یک کار بپردازد و تقریباً همه انرژی و توان خود را به آن اختصاص میدهد.

2-2-2- سلسله مراتبی

تمایل دارد در یک زمان، کارهای زیادی انجام دهد و برای آنچه که انجام میدهد و چگونگی و موقعیت آن و نحوه تخصیص انرژی و منابع آن اولویت بندی میکند.

3-2-2- الیگارکی

تمایل دارد در یک زمان کارهای زیادی انجام دهد اما در اولویت بندی کارها دچار مشکل است.

4-2-2- آنارکی

تمایل دارد روشهای تصادفی را برای حل مسئله به کار گیرد، از نظام ها، قوائد و دستور العمل ها و به طور کلی از هر نوع محدودیتی بیزار و متنفر است.

3-2- سطح

شامل دو نوع سبک است که عبارتند از:

1-3-2- کلی

تمایل دارد با کلیات، صور کلی و انتزاعی درگیر باشد.

2-3-2- جزئی

تمایل دارد با جزئیات و نمونه های عینی و خاص درگیر باشد.

4-2- دامنه

شامل دو نوع سبک است که عبارتند از:

1-4-2- درونی

تمایل دارد به تنهایی کار کند و بر دنیای درونی خویش متمرکز باشد و متکی به خود است.

2-4-2- بیرونی

تمایل دارد با دیگران کار کند، به جهان بیرون متمرکز است و به دیگران وابسته است.

5-2- گرایش

شامل دو نوع سبک است که عبارتند از:

6-2- آزادمنشانه

تمایل دارد کارها را با روشهای جدید انجام دهد و با آداب و رسوم مخالف است و با آنها مبارزه میکند.

1-6-2- محافظه کارانه

تمایل دارد کارها را با روشهای از پیش تجربه شده و صحیح انجام دهد و از آداب و رسوم پیروی میکند.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی
ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است ، برای هر یک از سؤالات بعد از فکر کردن صادقانه نظر خودرا از کاملاً موافقم تاکاملاً مخالفم نسبت به هر پرسش باگذاشتن عدد( 1 )درمقابل ستون مربوطه اعلام فرماید .
نام ونام خانوادگی:   سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف   کاملاً مخالفم مخالفم تاحدودی مخالفم نظری ندارم تاحدودی موافقم موافقم کاملاً موافقم
1 از مسائلی که مستلزم توجه به جزئیات است لذت می برم.              
2 هنگامی که با نظرات مختلف روبه رو می شوم مایلم ببینم کدام یک برای انجام صحیح است.              
3 هنگام شروع به یک فعالیت دوست دارم با افکار خودم کار را آغاز کنم.              
4 دوست دارم ببینم چگونه مشکلی با پیروی از قوانین مشخص حل میشود.              
5 پیش از شروع به یک فعالیت،دوست دارم خودم راه انجام کار را بیابم.              
6 دوست دارم کارهای روزمره را به منظور بهبود روش انجام آنها تغییر دهم.              
7 از کار روی طرحهای که به من این امکان را میدهند تا شیوه های مبتکرانه برای انجام آنها را امتحان کنم، لذت می برم.              
8 اگر به اطلاعات بیشتری نیاز داشته باشم، ترجیح می دهم با دیگران در مورد آن صبحت کنم تا اینکه گزارش های ارائه شده در مورد آن را بخوانم.              
9 هنگام انجام یک کار، می دانم اجزاء کار چگونه به هدف کلی آن کار مربوط میشوند.              
10 دوست دارم افکار را سبک و سنگین کنم و ببینم تا کجا پیش می روند.              
11 از موقعیت ها و کارهایی که در آنها درگیر جزئیات نباشم لذت می روند.              
12 موقعیت هایی را دوست که در آنها نقش مرسوم و متداولی ایفا کنم.              
13 طرحهایی را دوست دارم که در آنها بتوانم با دیگران کار کنم.              
14 دوست دارم با یک مشکل واحد و عینی رو به رو شوم تا اینکه با یک مشکل کلی یا چند جانبه.              
15 هنگامی که خودم بتوانم تصمیم بگیرم کار را چگونه انجام دهم احساس خرسندی بیشتری می کنم.              
16 هنگام شروع به یک کار، دوست دارم فهرستی از کارهایی که باید انجام دهم تهیه و آنها را براساس اهمیت تنظیم کنم.              
17 هنگام رویارویی با مشکلات، از درجه اهمیت هر یک از آنها به ترتیب مواجه شدن با آنها درک خوبی دارم.              
18 هنگام حل یک مشکل یا انجام یک کار، مایلم از مقرارت و دستورالعمل های مشخصی پیروی کنم.              
19 دوست دارم به تنهایی روی یک مشکل یا مسئله کار کنم.              
20 می دانم که حل کردن یک مشکل معمولاً منجر به مشکلات بسیار دیگری میشود که به همان اهمیت هستند.              
21 معمولاً چندین کار را با هم انجام می دهم.              
22 هنگامی که کارهای زیادری را باید انجام دهم، درک واضحی از ترتیب انجام دادن آنها ندارم.              
23 به سادگی از یک کار به کار دیگری می پردازم زیرا که به نظرم همه آنها به طور یکسانی اهمیت دارند.              
24 اگر چندین کار مهم برای انجام داشته باشم، کاری را که به نظرم بیشترین اهمیت را دارد انجام می دهم.              
25 به اجزای کارها بیشتر توجه می کنم تا اینکه با تاثیر کلی یا اهمیت آنها.              
26 مایلم جنبه های کلی مشکلات یا نتیجه کلی هر طرحی را مورد تاکید قرار دهم.              
27 هنگامی که می خواهم تصمیمگیری کنم، مایلم فقط یک عامل اساسی را در نظر بگیرم.              
28 هنگامی که عهده دار کاری هستم، دوست دارم از شیوه ها و اندیشه های که قبلاً در مورد آنها بکار رفته است پیروی کنم.              
29 از موقعیت هایی که بتوانم روشهای مختلف انجام کارها را مقایسه و ارزیابی کنم لذت می برم.              
30 دوست دارم در طرحهای کار کنم که با موضوعات کلی تمرکز کنم تا موضوعات جزیی.              
31 موقعیت هایی را دوست دارم که بتوانم بر موضوعات کلی تمرکز کنم تا موضوعات جزیی.              
32 هنگام انجام کارها از مقررات و شیوه های متداول استفاده می کنم.              
33 دوست دارم نظرات ضد و نقیص را بررسی و ارزیابی کنم.              
34 دوست دارم اندیشه ها و شیوه های انجام کارها به روش قدیمی را زیر سوال برده و راه حل های بهتری جستجو کنم.              
35 هنگام بحث یا ارائه گزارش دوست دارم اندیشه های خودم و دیگران را با هم در آمیزم.              
36 هنگامی که کاری را به شیوه مرسوم و متداول انجام می دهم از مشکلاتی که در حین انجام کار پیش می آید تنفر دارم.              
37 مایلم حقایق و جزئیات اطلاعات را بدون محتوی خاصی باشند به خاطر بسپارم.              
38 هنگانم رویارویی با یک مشکل، از اندیشه ها و روشهای خودم برای حل آن استفاده می کنم.              
39 موقعیت های را دوست درام که با دیگران در تعامل باشم و همگی با هم کار کنیم.              
40 دوست دارم تمامی مراحل یک کار را بدون مشورت کردن با دیگران زیر نظر داشته باشم.              
41 هنگام بحث و نوشتن نظرات، بر ایده اصلی و چگونگی ارتباط اجزاء آن با یکدیگر تأکید می کنم.              
42 هنگام تصمیمگیری، مایلم به اندیشه ها و نحوه انجام کار به شیوه خودم متکی باشم.              
43 تمایل زیادی به توجه به جزئیات ندارم.              
44 هنگامی که کارهای بسیاری برای انجام دادن وجود دارند، سعی می کنم در زمانی که در اختیار دارم هر تعداد از آنها را که می توانم انجام دهم.              
45 هنگام رویاروی با یک مشکل، ترجیح می دهم روشهای جدیدی را برای حل آنها به کار ببرم.              
46 هنگام رویاروی با یک مشکل، دوست دارم آن را به شیوه معمول و متداول حل کنم.              
47 باید یک کار را قبل از شروع کار دیگری به اتمام برسانم.              
48 هنگام تلاش در تصمیمگیری، بر قضاوت های خودم از موقعیت تکیه می کنم.              
49 طرحهای را دوست دارم که بتوانم عقاید و نظرات مختلفی را بررسی و ارزیابی کنم.              
50 هنگامی که کارهای زیادی برای انجام دادن داشته باشم، هر چه اول به ذهنم برسد را انجام می دهم.              
51 هنگام بحث کردن و نوشتن درباره یک مسئله، فکر می کنم جزئیات و حقایق مهمتر از تصویر کلی آن مسئله هستند.              
52 از موقعیت های که نقش یا نحوه مشارکت من در آنها به طور واضحی تعریف شده باشد لذت می برم.              
53 معمولاً می دانم که چه کارهایی را باید انجام دهم اما گاهی اوقات در تصمیمگیری برای ترتیب انجام آنها دچار مشکل هستم.              
54 هنگام شروع به یک کار، دوست دارم بدانم چه کارهایی را و با چه ترتیبی باید انجام دهم.              
55 دوست دارم در فعالیتهای شرکت کنم که با دیگران به عنوان عضوی از گروه تبادل نظر کنم.              
56 مشکلات و وظایفی را که قوانین مشخص و ثابتی را برای انجام آنها وجود داشته باشد دوست دارم.              
57 هنگانم بحث یا نوشتن درباره عقاید، صرفاً به یک عقیده اصلی می پردازم.              
58 در مورد کاری که باید انجام دهم بیشتر به نتیجه کلی اهمیت می دهم تا جزئیات آن.              
59 از کارهایی که بتوانم آنها را با پیروی از دستورالعمل ها انجام دهم لذت می برم.              
60 از موقعیت هایی که در آنها بتوانم از یک رشته راهبردهای معمول پیروی کنم لذت می برم.              
61 هنگامی که چندین کار به عهده می گیرم، معمولاً هر کدام از کارها را بطور یکسان و بدون اولویت بندی شروع کنم.              
62 قبل از شروع به هر کاری، بررسی می کنم که ببینم چه شیوه یا روشی را باید کارها برد.              
63 از کارهایی که مستلزم تحلیل، ارزیابی یا مقایسه است لذت می برم.              
64 هنگام تلاش برای اتمام یک کار، مایلم مشکلاتی که بر سر راه پیش می آیند را نادیده بگیرم.              
65 هنگام کار روی یک طرح، دوست دارم نظراتم را با دیگران در میان بگذارم و از آنها نظر بخواهم.              
66 از طرحهای که به من این امکان را میدهند تا یک موقعیت را از زاویه ای جدید نگاه کنم لذت می برم.              
67 در انجام هر کاری، مایلم ببینم آنچه را که انجام می دهم چگونه در تصویر کلی آن کار می گنجد.              
68 هنگام تصمیمگیری سعی می کنم که به نظرات دیگران توجه کنم.              
69 هنگام بحث یا نوشتن نظرات، دوست دارم روشهای دیگران را در انجام کارها مورد انتقاد قرار دهم.              
70 هنگام تصمیمگیری دوست دارم دید گاههای مختلف را با هم مقایسه کنم.              
71 گاهی اوقات در الویت بندی کارهای متعددی که باید انجام دهم دچار مشکل می شوم.              
72 هنگامی که تعیین درجه اهمیت کارهایی که باید انجام دهم دشوار باشد سعی می کنم که همه آنها را همزمان انجام دهم.              
73 هنگام بحث یا صحبت درباره عقاید، دوست دارم مسائل را به ترتیب اهمیت سازماندهی کنم.              
74 دوست دارم مسائل و مشکلات قدیمی را بیابم و روشهای جدیدی برای حل آنها پیدا کنم.              
75 کارها و مشکلاتی را ترجیح می دهم که بتوانم طرح ها یا روشهای دیگران را مورد ارزشیابی قراردهم.              
76 دوست دارم کارها را با روش ها جدیدی که در گذشته دیگران به کار نبسته اند انجام دهم.              
77 دوستدارم که هر نوبت فقط روی یک کار تمرکز داشته باشم.              
78 دوست دارم پیش از اینکه کارها را شروع کنم، آنها را الویت بندی کنم.              
79 معمولاً هنگامی که روی طرحی کار می کنم، مایلم تقربیاً تمام حنبه های آن کار را از نظر اهمیت به طور یکسان در نظر بگیرم.              
80 موضوعات کلی و اساسی را به جزئیات و واقیت های ترجیح می دهم.              
81 دوست دارم به جمع آوری جزئیات و اطلاعات خاص مربوط به طرحهایی که روی آنها کار می کنم بپردازم.              
82 از کارهایی که بتوانم مستقلاً آنها را انجام دهم لذت می برم.              
83 سعی می کنم چندین کار همزمان انجام دهم بطوری که بتوانم آنها را به هر ترتیبی که بخواهم انجام دهم.              
84 هنگام سعی برای تصمیمگیری، همه دیدگاههای را در نظر می گیرم.              
85 ترجیح می دهم گزارش های از طلاعات مورد نیاز را بخوانم تا اینکه از دیگران سوال کنم.              
86 هنگام نوشتن وبحث درباره عقاید، دوست دارم زمینه و عقایدم، یعنی تصویر کلی آنها را نشان دهم.              
87 موقعیت های را که می توانم بدون اتکا به دیگران اندیشه های خود را به اجرا در آورم ترجیح می دهم.              
88 دوست دارم که به همه مشکلات بپردازم حتی آنهایی که ظاهراً جزئی به نظر می رسند.              
89 دوست دارم که به همه مسائل مشخص بپردازم نا مسائل کلی.              
90 هنگام برخورد با یک مشکل، دوست دارم خودم به تنهایی آن را حل کنم.              
91 از هر وسیله ای برای رسیدن به هدفم استفاده می کنم.              
92 هنگام شروع یک کار، دوست دارم عقاید دوستان و هم سالانم را بدانم.              
93 در استفاده از شیوه صحیح حل هر مسئله ای دقت می کنم.              
94 معمولاً هنگامی که کارهایی برای انجام دادن دارم، وقت و توجه ام را بطور یکسان بین آنها تقسم می کنم.              
95 از مشکلاتی که می توانم در حل آنها از روش خودم استفاده کنم لذت می برم.              
96 از موقعیت که فرصت استفاده از افکار و روشهای خودم را دارم لذت می برم.              
97 موقعیت هایی را دوست دارم که بتوانم روشهای جدید برای انجام کارها را آزمایش کنم.              
98 از طرحهایی که ساختار روشن و برنامه و هدف مشخص دارند لذت می برم.              
99 هنگام نوشتن یا بحث درباره عقاید، از راهبردهای رسمی ارائه مطالب پیروی می کنم.              
100 دوست دارم کارها را با روشهای که قبلاً در مورد آنها به کار رفته است، انجام دهم.              
101 هنگام نوشتن یا بحث درباره عقاید، از هر فکری که به ذهنم برسد استفاده می کنم.              
102 هنگام نوشتن و بحث کردن درباره عقاید، صرفاً دوست دارم از نظرات خودم استفاده کنم.              
103 هنگامی که کاری را شروع می کنم، دوست دارم همه روشهای ممکن انجام آن کار حتی مصحک ترین روش ها را نیز در نظر بگیرم.              
104 مایلم یک مشکل را بدون در نظر گرفتن آن به طور کلی، به اجزای کوچکتری که بتوانم آنها را حل کنم تقسیم نمایم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

این آزمون در سال 2001 توسط مسلش و همکاران تهیه شد

 

این آزمون فرسودگی شغلی در کارکنان مشاغل خدماتی و بهداشتی مانند: پرستار، معلم، مددکار اجتماعی، مشاور، کارکنان بهداشت روانی، کارکنان خدماتی ادارت و مدیران اجرایی موسسات و پلیس را می سنجد

1-1- اعتبار و روایی

ضریب آلفای کرونباخ در فراوانی از 62% تا 85% و در شدت از 63% تا 86% میباشد.

2- آزمونهای فرسودگی شغلی مسلش

در فرسودگی شغلی مسلش بالاترین نمره در فراوانی و شدت 100 میباشد و دارای چهار خرده آزمون به شرح ذیل میباشد:

1-2- خستگی عاطفی

افرادی که از لحاظ عاطفی دچار فرسودگی شغلی میشوند، اغلب کمال طلبند و به طور افراطی درگیر کار و شغلشان هستند و از طرفی گاهی اهداف غیر واقعی را برای خود مجسم میکنند؛ به زبان ساده تر این افراد احساس درک تلاش هایشان از طرف فرادستانشان را ندارند.

2-2- عملکرد شخصی

عبارت است از این که فرد شاغل احساس میکند فعالیت سودمندی انجام نمیدهد و در آن منفعل نمی تواند از تمام و قسمت اعظم توان،استعداد انرژی جسمی و روانی خود برای انجام کار استفاده کند.

3-2- مسخ شخصیت

مسخ شخصیت نشان از رفتارهای متفاوت با رفتارهای قبلی و دور از شخصیت واقعی که در گذشته مشاهده شده، میباشد؛ به عبارتی سازمان فرد را در راستای رفتاری سوق میدهد که مطابق با نظام ارزشی شخص نیست و فرد و نزدیکان وی پس از مدتی احساس میکند که دچار رفتارهایی متفاوت با گذشته و ارزشهای خود شدهاند و عمدتاً بار منفی دارد.

4-2- درگیری

درگیر شدن بیش از حد در کار و انتظارات غیر واقعی در مورد آنچه می تواند انجام شود.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی :
ضمن عرض تشکر از همکاری شما خواهشمند است هرجمله را به دقت خوانده و نظرخود را نسبت به دفعاتی که این احساس را داشته اید از « هرروز » تا « هرگز » و شدت آن از « خیلی کم » تا « خیلی زیاد»نسبت به هر پرسش با نوشتن عدد ( 1 ) در مقابل ستون مربوطه اظهار نمایید .
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف عبارات سالی چند بار ماهانه ماهی چند بار هر هفته هفته ای چند بار هرروز هرگز خیلی کم کم قابل ملاحظه مالایم نسبتاً زیاد ریاد خیلی زیاد
1 احساس می کنم که از نظر عاطفی از کارم خسته شده ام.                            
2 احساس می کنم که در پایان کار روزانه از کار افتاده شده ام.                            
3 صبح که از خواب بر می خیزم از اینکه مجب.رم روز دیگری کار کنم احساس خستگی شدید می کنم.                            
4 احساس می کنم سر و کار داشتن با مراجعان در تمام روز بر من فشار می آورد.                            
5 احساس می کنم که کار مرا از پا در آورده است.                            
6 از شغلم احساس ناکامی می کنم.                            
7 احساس می کنم در شلغم سخت کوش هستم.                            
8 کارکردن مستقیم با مراجعان باعث استرس برای من میشود.                            
9 احساس می کنم که به آخر خط رسیده ام.                            
10 می توانم به خوبی احساس مراجعان را درباره مطالب مطرح شده درک کنم.                            
11 من به شیوه بسیار موثری به حل مشکلات مراجعان می پردازم.                            
12 احساس می کنم به صورت مثبتی از طریق کار خود بر زندگی مراجعان تأثیر می گذارم.                            
13 احیاس می کنم پر انرژی و فعال هستم.                            
14 به راحتی می توانم محیط آرامی را برای مراجعان ایجاد کنم.                            
15 پس از کار صمیمانه با مراجعانم، احساس شادمانی و نشاط می کنم.                            
16 احساس می کنم کارهای ارزشمند زیادی را در این شغل به انجام رسانده ام.                            
17 در کارم مسائل عاطفی را با آرامش کامل سرو سامان می دهم.                            
18 احساس می کنم با برخی از مراجعانم مانند «اشیا» رفتار می کنم.                            
19 احساس می کنم از وقتی به این کار پرداخته ام، نسبت به مراجعانم بی عاطفه شده ام.                            
20 نگرانم شغلم مرا را از نظر عاطفی خشن کرده باشد.                            
21 واقعاً برایم مهم نیست که برای بعضی از مراجعان چه پیش می آید.                            
22 احساس می کنم که مراجعان مرا به خاطر بی توجهی به بعضی از مشکلات سرزنش میکنند.                            
23 احساس می کنم برخی جهات شبیه مراجعان هستم.                            
24 احساس می کنم درگیر مشکلات مراجعان شده ام.                            
25 درباره روش برخوردم با بعضی از مراجعان احساس نامطلوبی دارم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

این پرسشنامه توسط باردنز و متزکاس ساخته شده .

2- الگوهای سبک رهبری

الگوهای رفتاری دائمی و مستمری است که افراد در هنگام کار با و بوسیله دیگران ازآن استفاده می نمایند و بوسیله افراد درک میشود و شامل:

1-2- سبک مدیریت دموکراتیک انسان گرایانه (آزادمنشانه)

که بیشتر بر روابط انسانی متکی است.

2-2- سبک مدیریت خودکامه (وظیفه گرا)

که این افراد بشدت از اقدامات کنترلی و دستوری استفاده میکنند

3-2- سبک تلفیقی ( اقتضایی)

بنابر مقتضیات خودکامه و یا آزادمنشانه استفاده میکنند

در صورتی که نمره سبک مدیریت بین 1 الی 1- باشد نوع سبک مدیریت تلفیقی اگر مثبت و بیش از 1+ باشد سبک مدیریت خودکامه و اگر منفی و کمتر از 1- باشد سبک مدیریت دموکراتیک انسان گرایانه میباشد.

4-2- نمره تردید در تصمیمگیری

بیانگر شک و تردید در هنگام تصمیمگیری است( نمره بالای 5 تا 35 بیانگر شدت عدم مطلوبیت است).

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی :
ضمن عرض تشکراز همکاری شما خواهشمنداست هرجمله را به دقت خوانده نظرخود را از (همیشه) تا (هرگز) نسبت به هر پرسش با گذاشتن علامت (×) در مقابل ستون مربوطه اظهار نمایید .
حتی الامکان از پاسخ « گاهی اوقات » استفاده نکنید .
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف عبارات همیشه غالباً گاهی اوقات بندرت هرگز
1 من بعنوان سخنگوی گروه عمل می کنم.          
2 من کارکنان را به اضافه کاری تشویق می کنم .          
3 من به افراد مجموعة کاری خود آزادی انجام کار می دهم.          
4 من افراد را تشویق می کنم تا از رویه های ثابت و واحدی استفاده کنند.          
5 من به افراد تحت امر خود اجازه می دهم که در حل مسأله از قضاوت فردی خود استفاده کنند.          
6 من به افراد گروه خود تأکید می کنم که از گروههای رقیب پیشی بگیرند.          
7 من بعنوان نماینده کارگر صحبت می کنم.          
8 من کارکنان را به تلاش بیشتر ترغیب می کنم.          
9 من تلاش می کنم ایده های خود را در گروه مطرح نمایم .          
10 من به زیردستان خود اجازه می دهم کارشان را همان گونه که آنها فکر میکنند بهتر انجام میدهند ، انجام دهند.          
11 من برای ارتقاء یافتن در سازمان به سختی کار می کنم .          
12 من ابهامات و به تعویق افتادن کارها و نامشخص بودن وضعیت را تحمل می کنم .          
13 اگر مهمانانی در سازمان وجود داشته باشند، با این حال من برای اعضاء گروه صحبت می کنم و نظراتم را ابراز می کنم .          
14 من کارها را سریعتر انجام می دهم .          
15 من افراد را در چرخش شغلی آزاد می گذارم و اجازه می دهم آنها در مشاغل مختلف گردش کنند.          
16 وقتی در گروه ایجاد تنش میشود ، آنرا فرو می نشانم.          
17 وقتی اطلاعات بصورت تفصیلی و جزیی است ، من در جزئیات گرفتار می شوم و سردرگم می گردم .          
18 در جلسات و ملاقاتهایی که در خارج از سازمان دارم ، گروه را معرفی می کنم .          
19 من از دادن آزادی عمل به اعضاء اِکراه دارم.          
20 من خودم تصمیم می گیرم که چه چیزی باید انجام شود وچگونه باید انجام گیرد.          
21 من بـرای افـزایش تولیـد و خـدمت ، افـراد را تحت فشار قرار می دهم.          
22 من به افراد تفویض اختیار می کنم .          
23 کارها را همان طوری که پیش بینی کرده ام ، رخ میدهد.          
24 به افراد گروه اجازه می دهم که از ابتکار فردی در کار استفاده کنند .          
25 انجام وظایف خاصی را به اعضای گروه محول می کنم.          
26 من برای ایجاد تغییرات تمایل دارم.          
27 از اعضای گروه می خواهم که سخت تر کار کنند.          
28 من اعتمـاد و اطمینـان دارم کـه افـراد گروه بدرستی قضاوت میکنند .          
29 من برنامة کاری را که بایستی انجام شود ، برنامه ریزی می کنم.          
30 من از تشریح اقداماتم امتناع می ورزم .          
31 افراد را توجیه و ترغیب می کنم که ایده هایم به صلاح آنهاست.          
32 به افراد گروه برای تعیین سرعت و مراحل کار مربوط به خودشان آزادی عمل می دهم .          
33 اصرار دارم که افراد گروه رکوردهای قبلی خود را بشکنند .          
34 من بدون مشورت با گروه کار می کنم.          
35 از اعضای گروه می خواهم که استانداردهای قانونی و مقرارت را رعایت کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

سطوح آزمون

در این آزمون مجموعه نمرات سطوح نیاز 100 میباشد و بیشرین درصد را نیاز غالب میدانیم. و پنج سطح نیاز را به شرح ذیل می سنجد.

1-2- نیازهای زیستی ( فیزیولوژیکی)

شامل نیازهای اولیه انسان نظیر هوا، غذا، مسکن، اجتناب از درد.

2-2- نیازهای ایمنی

احساس ایمنی کردن، برخورداری از احساس اطمینان، احساس از خطر دور بودن. ارضای نیازهای ایمنی مستلزم پایداری، امنیت و رهایی از ترس و اضطراب است.

3-2- نیازهای تعاملات اجتماعی

نظیرنیاز به عشق، دوستی، مورد قبول واقع شدن و تعلق داشتن، نیاز به احترام نظیر نیاز به احساس دستیابی به توفیق، رسیدن به پذیرش و شناسایی توسط دیگران. شایان ذکر است نیازبه احترام دو جنبه اصلی دارد 1- نیاز به عزت نفس 2- نیاز به احترامی که دیگران آن را برای ما فراهم میکنند.

4-2- نیاز به پیشرفت

آنچه که افراد به آن نیاز دارند تا به پیشرفت مورد نظر خود برسند و ارتقاء یابند.

5-2- نیاز به قدرت

آنچه که به افراد در سازمان قدرت اعطاء میکند. قدرت می تواند احراز پست جدید، تفویض اختیار بیشتر، به عنوان فردی جهت مشورت قرار گرفتن، توجه بیشتر به نظرات، دریافت های مالی بیشتر ( نقدی و غیر نقدی همچون خودرو)، امکان استفاده ساعات کار سیال، به عنوان عضو کمیته های تخصصی انتخاب شدن، محرم اسرار بودن و....

 

3- انجام آزمون

 

پاسخ گویی گرامی
برای هر سوال دو پاسخ در نظر گرفته شده که نظر خود را نسبت به دو پاسخ با تخصیص امتیازهای از صفر تا پنج نشان دهید.
به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
الف ) پرداختهای آن شغل برای رفع نیازهای من و خانواده ام کافی باشد
ج ) شغل مذکور شرایط مطلوبی برای ایجاد روابط هماهنگ و صمیمانه کاری بوجود آورد .
حال اگر شما پاسخ ( الف ) را کاملاً با واکنش خود در این موقعیت مطابق می بینید و پاسخ (ج ) را به هیچ نحودرست نمی دانید پنج امتیاز در خانه جلوی (الف ) و صفر امتیاز در خانه جلوی (ج )قرار می دهید. اما اگر پاسخ ( الف ) تا حدودی پاسخ شماست ولی پاسخ (ج ) نظر شما را گویاتر بیان میکند. می توانید دو امتیاز را به پاسخ ( الف ) بدهید و سه امتیاز را به پاسخ (ج) بدهید . به طور خلاصه باید پنج امتیاز را ، در هر سوال بین دو پاسخ طوری تقسیم کنید که واکنش شما را در موقعیتی که سوال مطرح کرده به بهترین وجه نشان دهد. برای سوالات پاسخ درست و غلط وجود ندارد و پاسخی که بیشتر با واکنش شما تطبیق کند باید امتیاز بیشتری را به خود اختصاص دهد. برای دادن امتیاز باید اعدا صحیح بکار ببرید که در این صورت شش ترکیب در پاسخ به هر سوال وجود خواهد داشت.
این ترکیب ها عبارتند از :
توجه داشته باشید که مجموع امتیازها در هر سوال از پنج تجاوز نکند و حتماً عدد صحیح باشد و بکوشید به هر سوال واقعیترین و نزدیکترین پاسخی را بدهید که به روحیات و زمنیه ها روانی شما بیشترین مطابقت را دارد .بدین منظور سعی کنید خود را در موقعیتی که سوال میکند قرار داده و به پاسخها امتیاز دهید .
نام ونام خانوادگی:
سن:
تحصیلات:
شغل: تاهل:
1 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که :
هـ ) در شغل مذکور امکان ترقی و رشد موجود بوده و دارای آزادی عمل باشم .  
د ) در شغل مذکور امکان رشد سریع براساس تلاشهای فردی موجود باشد .  
2 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
ب ) مخاطرات شغلی مانند کار با وسایل ناکافی یا عدم مقرارت حمایتی از نظر مادی است .  
ج ) تکی بودن کار و نداشتن همکاری است که بتوانم با او در کارم تشریک مساعی و برنامه ریزی کنم .  
3 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
هـ ) نهفته در خود کار است ،کاری که با معنی و برانگیزاننده باشد و انسان را به خود جلب کند .  
الف ) در رابطه با میزان حقوق ، پاداشهای مادی و شرایط خوب کاری است.  
4 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
ج ) همکارانم در موضاعات روزانه با من سر لجاجت و لجبازی داشته باشند .  
الف ) مرا تحت فشار بگذارند که به سرعت کارهایم را انجام دهم، بطوری که فرصت بسیار کمی برای غذا خوردن و چای داشته باشم .  
5 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
ب ) شغل مذکور از امنیت خوبی برخوردار بوده و برنامه و مزایای شغلی آن در سطح مطلوبی باشد .  
د ) در شغل مذکور امکان رشد سریع براساس تلاشهای فردی موجود باشد .  
6 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
ج ) آیا افراد جدید در شغل مذکورکه با آنها کار خواهم کرد را دوست داشته و با آنها سازگاری خواهم داشت .  
ب ) شغل جدید ممکن است یک ریسک بوده و تمام خدمات و زحمات من را از بین ببرد.  
7 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
هـ ) احساس کنم از مهارتها و استعدادهای واقعی من استفاده نمیشود.  
د ) سایرهمکاران در انجام وظیفه، در یک حد خاص مورد توجه بوده و ارتقاء پیدا کنند، اما من با انجام وظیفه در همان حد، چنین وضعیتی نداشته باشم  
8 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش را به عمل آورم اگر:
الف ) شرایط کاری مثل فضای محل کار ، وسایل ، مواد وتجهیزات مدرن و مطلوب باشد.  
ب ) برای اشتباهات تنبیه و مجازاتی در کار نباشد و امکان از دست دادن کارم خیلی کم باشد .  
9 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یانه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
ب ) شغل جدید ممکن است یک ریسک بوده و تمام خدمات و زحمات من را از بین ببرد.  
هـ ) در شغل جدید ممکن است من بتوانم زمینه های نویی را پیدا کنم و ابتکار بیشتری را ازخود بروز دهم .  
10 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
الف ) مشکلات ناشی از محیط کار مثل نور کم ، تجهیزات ابتدایی، نداشتن تهویه و مانند آنهاست .  
ب ) مخاطرات شغلی مانند کار با وسایل ناکافی یا عدم مقرارت حمایتی از نظر مادی است .  
11 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
د ) شغل نشانگر قابلیتها وتواناییهای من باشد و به دیگران نشان دهد من جزء افراد برتر در گروه هستم .  
ج ) شغل دارای جنبه های اجتماعی قوی بوده و برای من ارزش اجتماعی ایجاد کند .  
12 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش رابه عمل آورم اگر:
ج ) محیط کاری من از لحاظ روابط گروهی مطلوب بوده و افراد باهم روابط صمیمانه ای داشته باشند.  
د ) انجام وظیفه افراد در نظر گرفته شده و پاداشهای متناسبی به آنها پرداخت گردد.  
13 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
د ) سایرهمکاران در انجام وظیفه در یک حد خاص، مورد توجه بوده و ارتقاء پیدا کنند، اما من با انجام وظیفه در همان حد، چنین و ضعیتی نداشته باشم  
ج ) همکارانم در موضاعات روزانه با من سر لجاجت و لجبازی داشته باشند .  
14 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
الف ) پرداختهای آن شغل برای رفع نیازهای من و خانواده ام کافی باشد .  
ب ) شغل مذکور از امنیت خوبی برخوردار بوده و برنامه و مزایای شغلی آن در سطح مطلوبی باشد .  
15 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
ج ) شغل دارای جنبه های اجتماعی قوی بوده و برای من ارزش اجتماعی ایجاد کند.  
هـ ) نهفته در خود کار است ،کاری که با معنی و برانگیزاننده باشد و انسان را به خود جلب کند .  
16 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
الف ) مرا تحت فشار بگذارند که به سرعت کارها یم را انجام دهم، بطوری که فرصت بسیار کمی برای غذا خوردن و چای داشته باشم .  
ب ) عملکرد من صرفاً در رابطه با تحقق هدفهای عملیاتی مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد .  
17 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
د ) در شغل مذکور امکان رشد سریع براساس تلاشهای فردی موجود باشد .  
الف ) پرداختهای آن شغل برای رفع نیازهای من و خانواده ام کافی باشد .  
18 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
ب ) شغل مزایای کافی داشته باشد و برنامههایی از قبیل بیمه درمانی، بازنشستگی وپرداخت غرامت را در برداشته باشد .  
د ) شغل نشانگر قابلیتها و تواناییهای من باشد و به دیگران نشان دهد من جزء افراد برتر در گروه هستم .  
19 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
هـ ) در شغل جدید ممکن است من بتوانم زمینه های نویی را پیدا کنم و ابتکار بیشتری را ازخود بروز دهم .  
د ) شغل جدید شأن و منزلت بالایی را داشته ودارا ی حرمت اجتماعی باشد.  
20 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
ج ) تکی بودن کار و نداشتن همکاری است که بتوانم با او در کارم تشریک مساعی و برنامه ریزی کنم .  
د ) کار از نظر من دارای مقام و مرتبت نازلی باشد .  
21 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
هـ ) در شغل مذکور امکان ترقی و رشد موجود بوده و دارای آزادی عمل باشم .  
ب ) شغل مذکور از امنیت خوبی برخوردار بوده و برنامه و مزایای شغلی آن در سطح مطلوبی باشد .  
22 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
هـ ) کار خیلی جزیی و پیش پا افتاده بوده و متناسب با توان و مهارت من نباشد .  
د ) کار از نظر من دارای مقام و مرتبت نازلی باشد .  
23 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
د ) سایرهمکاران در انجام وظیفه در یک حد خاص مورد توجه بوده و ارتقاء پیدا کنند اما من با انجام وظیفه در همان حد، چنین وضعیتی نداشته باشم  
الف ) مرا تحت فشار بگذارند که به سرعت کارهایم را انجام دهم ، بطوری که فرصت بسیار کمی برای غذا خوردن و چای داشته باشم .  
24 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش را به عمل آورم اگر:
ج ) محیط کاری من از لحاظ روابط گروهی مطلوب بوده و افراد با هم روابط صمیمانه ای داشته باشند.  
الف ) شرایط کاری مثل فضای محل کار ، وسایل ، مواد و تجهیزات مدرن و مطلوب باشد.  
25 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
ج ) شغل دارای جنبه های اجتماعی قوی بوده و برای من ارزش اجتماعی ایجاد کند .  
ب ) شغل مزایای کافی داشته باشد و برنامههای از قبیل بیمه درمانی ،بازنشستگی و پرداخت غرامت را در برداشته باشد .  
26 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
الف ) شغل جدید وقت گیر بوده و بخشی از اوقات فراغت و تفریح مرا نیز خواهد گرفت.  
هـ ) در شغل جدید ممکن است من بتوانم زمینه های نویی را پیدا کنم و ابتکار بیشتری را ازخود بروز دهم .  
27 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
د ) در شغل مذکور امکان رشد سریع براساس تلاشهای فردی موجود باشد .  
ج ) شغل مذکور شرایط مطلوبی برای ایجاد روابط هماهنگ و صمیمانه کاری بوجود آورد .  
28 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
ب ) مخاطرات شغلی مانند کار با وسایل ناکافی یا عدم مقرارت حمایتی از نظر مادی است .  
هـ ) کار خیلی جزیی و پیش پا افتاده بوده و متناسب با توان و مهارت من نباشد .  
29 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
هـ ) احساس کنم از مهارتها و استعدادهای واقعی من استفاده نمیشود.  
ج ) همکارانم در موضاعات روزانه با من سر لجاجت و لجبازی داشته باشند .  
30 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش را به عمل آورم اگر:
د ) انجام وظیفه افراد در نظر گرفته شده و پاداشهای متناسبی به آنها پرداخت گردد.  
ب ) برای اشتباهات تنبیه و مجازاتی در کار نباشد و امکان از دست دادن کارم خیلی کم باشد .  
31 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
ب ) شغل جدید ممکن است یک ریسک بوده و تمام خدمات و زحمات من را از بین ببرد.  
الف ) شغل جدید وقت گیر بوده و بخشی از اوقات فراغت و تفریح مرا نیز خواهد گرفت.  
32 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
ب) شغل مزایای کافی داشته باشد و برنامههای از قبیل بیمه درمانی ،بازنشستگی و پرداخت غرامت را در برداشته باشد.  
الف ) در رابطه با میزان حقوق ، پاداشها ی مادی و شرایط خوب کاری است.  
33 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
د ) کار از نظر من دارای مقام ومرتبت نازلی باشد .  
ب ) مخاطرات شغلی مانند کار با وسایل ناکافی یا عدم مقرارت حمایتی از نظر مادی است .  
34 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
ج ) شغل مذکور شرایط مطلوبی برای ایجاد روابط هماهنگ و صمیمانه کاری بوجود آورد .  
هـ ) در شغل مذکور امکان ترقی و رشد موجود بوده و دارای آزادی عمل باشم .  
35 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش وکوشش رابه عمل آورم اگر:
ب ) برای اشتباهات تنبیه و مجازاتی در کار نباشد و امکان از دست دادن کارم خیلی کم باشد .  
ج ) محیط کاری من از لحاظ روابط گروهی مطلوب بوده و افراد باهم روابط صمیمانه ای داشته باشند.  
36 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
د ) شغل جدید شأن و منزلت بالایی را داشته و دارا ی حرمت اجتماعی باشد.  
ب ) شغل جدید ممکن است یک ریسک بوده و تمام خدمات و زحمات من را از بین ببرد.  
37 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
ب ) عملکرد من صرفاً در رابطه با تحقق هدفهای عملیاتی، مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد .  
ج ) همکارانم در موضاعات روزانه با من سر لجاجت و لجبازی داشته باشند .  
38 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
د ) کار از نظر من دارای مقام و مرتبت نازلی باشد .  
الف ) مشکلات ناشی از محیط کار مثل نور کم ، تجهیزات ابتدایی ، نداشتن تهویه و مانند آنهاست .  
39 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
د ) شغل نشانگر قابلیتها و تواناییهای من باشد و به دیگران نشان دهد من جزء افراد برتر در گروه هستم .  
الف ) در رابطه با میزان حقوق ، پاداشهای مادی و شرایط خوب کاری است.  
40 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش رابه عمل آورم اگر:
هـ ) بازده کارم را ازجهت منافع مالی و پیشرفت آتی ارضا کننده بیابم .  
ب ) برای اشتباهات تنبیه و مجازاتی در کار نباشد و امکان از دست دادن کارم خیلی کم باشد .  
41 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
ب ) شغل مذکور از امنیت خوبی برخوردار بوده و برنامه و مزایای شغلی آن در سطح مطلوبی باشد .  
ج ) شغل مذکور شرایط مطلوبی برای ایجاد روابط هماهنگ و صمیمانه کاری بوجود آورد .  
42 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
ج ) تکی بودن کار و نداشتن همکاری است که بتوانم با او در کارم تشریک مساعی وبرنامه ریزی کنم .  
هـ ) کار خیلی جزیی و پیش پا افتاده بوده و متناسب با توان و مهارت من نباشد .  
43 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش رابه عمل آورم اگر:
د ) انجام وظیفه افراد در نظر گرفته شده و پاداشهای متناسبی به آنها پرداخت گردد.  
الف ) شرایط کاری مثل فضای محل کار ، وسایل ، مواد و تجهیزات مدرن و مطلوب باشد  
44 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
هـ ) در شغل جدید ممکن است من بتوانم زمینه های نویی را پیدا کنم و ابتکار بیشتری را ازخود بروز دهم .  
ج ) آیا افراد جدید در شغل مذکورکه با آنها کار خواهم کرد را دوست داشته و با آنها سازگاری خواهم داشت .  
45 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
الف ) پرداختهای آن شغل برای رفع نیازهای من و خانواده ام کافی باشد .  
ج ) شغل مذکور شرایط مطلوبی برای ایجاد روابط هماهنگ و صمیمانه کاری بوجود آورد .  
46 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
د ) شغل نشانگر قابلیتها و تواناییهای من باشد وبه دیگران نشان دهد من جزء افراد برتر در گروه هستم .  
هـ ) نهفته در خود کار است ،کاری که با معنی و برانگیزاننده باشد و انسان را به خود جلب کند.  
47 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش را به عمل آورم اگر:
د ) انجام وظیفه افراد در نظر گرفته شده پاداشهای متناسبی به آنها پرداخت گردد.  
هـ ) بازده کارم را ازجهت منافع مالی و پیشرفت آتی ارضا کننده بیابم .  
48 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
هـ ) کار خیلی جزیی و پیش پا افتاده بوده و متناسب با توان و مهارت من نباشد .  
الف ) مشکلات ناشی از محیط کار مثل نور کم ، تجهیزات ابتدایی ، نداشتن تهویه و مانند آنهاست .  
49 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
د ) سایرهمکاران در انجام وظیفه، در یک حد خاص مورد توجه بوده و ارتقاء پیدا کنند اما من با انجام وظیفه در همان حد، چنین وضعیتی نداشته باشم  
ب ) عملکرد من صرفاً در رابطه با تحقق هدفهای عملیاتی مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد .  
50 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
الف ) در رابطه با میزان حقوق ، پاداشها ی مادی و شرایط خوب کاری است.  
ج ) شغل دارای جنبه های اجتماعی قوی بوده و برای من ارزش اجتماعی ایجاد کند .  
51 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش را به عمل آورم اگر:
ج ) محیط کاری من از لحاظ روابط گروهی مطلوب بوده و افراد باهم روابط صمیمانه ای داشته باشند.  
هـ ) بازده کارم را ازجهت منافع مالی و پیشرفت آتی ارضا کننده بیابم .  
52 اگر من بلادرنگ تصمیم بگیرم حرفه و شغلم را ترک کنم علت اصلی آن :
ج ) تکی بودن کار و نداشتن همکاری است که بتوانم با او در کارم تشریک مساعی وبرنامه ریزی کنم .  
الف ) مشکلات ناشی از محیط کار مثل نور کم ، تجهیزات ابتدایی ، نداشتن تهویه و مانند آنهاست .  
53 به طور کلی مهمترین عامل در ارزشیابی یک شغل برای من این است که:
هـ ) در شغل مذکور امکان ترقی و رشد موجود بوده و دارای آزادی عمل باشم .  
الف ) پرداختهای آن شغل برای رفع نیازهای من و خانواده ام کافی باشد .  
54 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
د ) شغل جدید شأن و منزلت بالایی را داشته و دارا ی حرمت اجتماعی باشد.  
ج ) آیا افراد جدید در شغل مذکورکه با آنها کار خواهم کرد را دوست داشته و با آنها سازگاری خواهم داشت .  
55 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
هـ ) احساس کنم از مهارتها و استعدادهای واقعی من استفاده نمیشود.  
ب ) عملکرد من صرفاً در رابطه با تحقق هدفهای عملیاتی مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد .  
56 من شخصاً عقیده دارم پاداش در کار :
ب ) شغل مزایای کافی داشته باشد و برنامههای از قبیل بیمه درمانی ، بازنشستگی و پرداخت غرامت رادر برداشته باشد .  
هـ ) نهفته در خود کار است ،کاری که با معنی و برانگیزاننده باشد و انسان را به خود جلب کند .  
57 من مایلم در شغل خود حداکثر تلاش و کوشش را به عمل آورم اگر:
الف ) شرایط کاری مثل فضای محل کار ، وسایل ، مواد و تجهیزات مدرن و مطلوب باشد.  
هـ ) بازده کارم را ازجهت منافع مالی و پیشرفت آتی ارضا کننده بیابم .  
58 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یا نه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
د ) شغل جدید شأن و منزلت بالایی را داشته و دارا ی حرمت اجتماعی باشد.  
الف ) شغل جدید وقت گیر بوده و بخشی از اوقات فراغت و تفریح مرا نیز خواهد گرفت.  
59 من عقیده دارم روحیه و انگیزه کاری من در شغلم بیشترین آسیب را در صورتی می بیند که :
الف ) مرا تحت فشار بگذارند که به سرعت کارهایم را انجام دهم ، بطوری که فرصت بسیار کمی برای غذا خوردن و چای داشته باشم .  
هـ ) احساس کنم از مهارتها و استعدادهای واقعی من استفاده نمیشود.  
60 در تصمیمگیری نسبت به اینکه شغل بالاتر ی را بپذیرم یانه من بیشتر به این نکته فکر می کنم که :
ج ) آیا افراد جدید در شغل مذکورکه با آنها کار خواهم کرد را دوست داشته وبا آنها سازگاری خواهم داشت .  
الف ) شغل جدید وقت گیر بوده و بخشی از اوقات فراغت و تفریح مرا نیز خواهد گرفت

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

 

 

1- مقیاسهای پرسشنامه

مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس DASS در سال 1995 توسط لاویبوند و لاویبوند تهیه شده است.

1-1- افسردگی

افسردگی شامل خلق و خوی افسرده، بی علاقگی نسبت به لذات زندگی، نداشتن انگیزه و از دست دادن انرژی حیاتی، احساس ناامیدی، افکار خودکشی و دیگر جنبه های شناختی و جسمانی میباشد.

2-1- استرس

به معنی فشار روانی ناشی از مشکلات روزمره که توانایی فرد را مختل میکند.

3-1- اضطراب

افراد مضطرب نگران و یا مستعد نگرانی، ترسیده، عصبی، پرتنش و وحشت زده هستند.

 

4-1- روایی واعتبار

ضریب آلفای محاسبه شده برای مقیاس افسردگی برابر با 94/0، اضطراب 85/0و استرس 87/0 میباشد.

درجه نمرات به شرح ذیل میباشد.

درجه بندی

افسردگی

اضطراب

استرس

طبیعی

0 الی 21%

0 الی 16%

0 الی 33%

خفیف

20%الی30%

17%الی21%

33%الی42%

متوسط

31%الی47%

22%الی33%

43%الی59%

شدید

48%الی64%

34%الی45%

60%الی78%

خیلی شدید

65% به بالا

46% به بالا

79% به بالا

 

2-  انجام آزمون

 

پاسخ گویی گرامی:
فهرست زیر در مورد بخشی از مسائل و مشکلاتی است که ممکن است شما با آن روبرو شده باشید.لطفاً هر یک از عبارات را به دقت بخوانید و پاسخ دهید که این مشکل از هفته گذشته تا به حال چه اندازه برای شما رخ داده است. خواهشمند است پاسخ خود را با عدد ( 1 ) مشخص نمایید.
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف عبارات هیچ وقت کمی گاهی همیشه
1 از چیزهای بسیار جزیی ناراحت می شوم.        
2 دهانم خشک میشود.        
3 احساس خوبی نسبت به خود و دیگران ندارم.        
4 نفس کشیدنم سخت شده است. ( بدون مشکل جسمی)        
5 احساس می کنم طاقتم تمام شده است.        
6 بیش از حد به مسایل حساسیت نشان می دهم.        
7 احساس ضعف و سستی در بدنم دارم.( به طوری که به سختی روی پاهایم می ایستم)        
8 رسیدن به آرامش برایم دشوار است.        
9 درهنگام آشفتگی زمانی آرام می گیرم که عوامل ناراحت کننده از بین بروند.        
10 احساس می کنم طاقتم تمام شده است.        
11 خلیل زود ناراحت و آشفته می شوم.        
12 برای انجام کارهای خود، انرژی بسیار زیادی مصرف می کنم.        
13 احساس دلتنگی و غمگینی دارم.        
14 هرزمان کارهاین به عقب می افتد دچار بی قراری می شوم.        
15 احساس غش و صعف می کنم.        
16 احساس می کنم که علاقه ام را نسبت به همه چیز از دست داده ام.        
17 به اندازه دیگران احساس با ارزش بودن نمی کنم.        
18 احساس می کنم زود رنج شده ام.        
19 بدون دلیل عرق می کنم.( دست هایم خیس عرق میشوند)        
20 بدون هیچ دلیلی احساس ترس می کنم.        
21 حس می کنم که زندگی دیگر برایم ارزش ندارد.        
22 به سختی، خستگی از تنم بیرون میرود( پس از استراحت هنوز احساس خستگی می کنم)        
23 به سختی و دشواری لقمه را قورت می دهم.        
24 از کارهایی که انجام داده ام هیچ لذتی نمی برم.        
25 بدون دلیل قلبم نامرتب می زند.( افزایش ضربان قلب یا تپش کم )        
26 احساس ناامیدی و غمگینی می کنم.        
27 خلیلی زود رنج وتحریک پذیر شده ام.        
28 احساس می کنم به مرز وحشت زدگی رسیده ام.        
29 بعد از عصبانیت و آشفتگی به سختی آرام می شوم.        
30 از این که انجام کارهای بی ارزش و عجیب باشد، باعث دردسر من میشوند.        
31 نمی توانم علاقه ومیل خود را به چیزی نشان دهم.        
32 تحمل ندارم ببینم که در کارهایم وقفه به وجود آمده یا بهم ریخته شده است.        
33 احساس می کنم که تنش دارم و تحت فشار عصبی هستم.        
34 خلیل زیاد احسای بی ارزش بودن می کنم.        
35 تحمل چیزی که مانع از انجام کارهایم شود را ندارم.        
36 احساس وحشت زدگی می کنم.        
37 در زندگی من، چیزی که مرا در آینده امیدورا کند، وجود ندارد.        
38 احساس می کنم زندگی برایم بی مهنی . مفهوم است.        
39 احساس بی قراری می کنم.        
40 از این که ممکن است دچار هراس شده و انگشت نما شوم، ناراحت می شوم.        
41 دست هایم لرزش دارد.        
42 شروع هر کاری برایم مشکل و دشوار است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

این پرسشنامه توسط گلدبرگ و هیلر 1979 ساخته شد.

پرسشنامه سلامت عمومی را می توان بعنوان مجموعه پرسش هایی در نظر گرفت که از پایین ترین سطوح نشانه های مشترک مرضی که در اختلال های مختلف روانی وجود دارند تشکیل شده است و بدین ترتیب می تواند بیماران روانی را به عنوان یک طبقه کلی از آنهایی که خود را سالم می پندارند متمایز کند.

بنابراین هدف این پرسشنامه دستیابی به تشخیصی خاص در سلسله مراتب بیماریهای روانی نیست بلکه منظور اصلی آن، ایجاد تمایز بین بیماری روانی و سلامت روانی است.

 

1-1- اعتبار و روایی

ضریب آلفای 5/86/0 و 82/0گزارش نموده است.

2- مقیاس های ارزیابی

در سلامت عمومی بالاترین نمره 100 میباشد و دارای چهار زیر مقیاس به شرح ذیل میباشد.

1-2- علائم جسمانی (نشانه های بدنی)

شامل مواردی درباره احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنها است و نشانه های بدنی را دربر می گیرد. این زیر مقیاس، دریافتهای حسی بدنی را که اغلب با برانگیختگیهای هیجانی همراهند، ارزشیابی میکند.

2-2- علائم اضطرابی و اختلال خواب (اضطراب و بیخوابی)

شامل مواردی است که با اضطراب و بیخوابی مرتبطند.

3-2- کارکرد اجتماعی

گستره توانایی افراد را در مقابله با خواسته های حرفه ای و مسائل زندگی روزمره می سنجد و احساسات آنها را درباره چگونگی کنار آمدن با موقعیتهای متداول زندگی، آشکار میکند.

4-2- علائم افسردگی

دربرگیرنده موادی است که با افسردگی وخیم و گرایش به خودکشی مرتبطند.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخ گویی گرامی
می خواهیم بدانیم که در چند هفته گذشته، ناراحتی جسمانی داشته اید و یا به طور کلی، وضع عمومی سلامت شما چگونه بوده است. لطفا روی پاسخی که فکر می کنید بیشتر ار پاسخهای دیگر با وضع شما مطابقت دارد، عدد ( 1 ) بنویسیدد. یادتان باشد می خواهیم وضع کنونی و اخیر شما را بدانیم، نه آنچه در گذشته وجود داشته است.
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف سوالات حد مورد قبول
1 احساس کرده اید که حالتان بسیار خوب است و از سلامت خوبی برخوردارید؟ بیش از حد معمول در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
2 احساس کرده اید که به یک داروی نیروبخش موثر احتیاج دارید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
3 احساس کرده اید که نیروی کافی ندارید و حالتان خوش نیست؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
4 احساس کرده اید که بیمار هستید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
5 دچار سردردهایی شده اید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
6 در سر خود احساس سنگینی یا فشار کرده اید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
7 احساس سرمای شدید یا گرفتگی کرده اید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
 
8 خوابتان به دلیل نگرانی زیاد بسیار کم شده است؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
9 اغلب هنگام شب، پس از به خواب رفتن از خواب بیدار شده اید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
10 احساس کرده اید که مدام خسته اید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
11 عصبی و بد خلق شده اید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
12 بی دلیل از چیزی ترسیده یا دچار وحشت زدگی شده اید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
13 احساس می کنید که همه چیز از اختیار شما خارج شده است؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
14 همواره عصبی و برآشفته هستید؟ به هیچ وجه در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
 
15 به گونهای برنامه ریزی کرده اید که خود را مشغول و سرگرم نگهدارید؟ بیش از معمول در حد معمول کمتر از معمول بسیار بدتر از معمول
16 برای انجام کارها بیش از گذشته وقت صرف کرده اید؟ کمتر از معمول در حد معمول بیش از معمول بسیار بیشتر از معمول
17 روی هم رفته احساس می کنید کارها را خوب انجام دادهاید؟ بهتر از معمول تقربیاً در حد معمول بدتر از معمول بسیار بدتر از معمول
18 از روشی که برای انجام وظیفه خود به کار برده اید راضی هستید؟ بیش از معمول تقربیاً در حد معمول کمتر از معمول بسیارکمتر از معمول
19 احساس می کنید نقش موثری در کارها دارید؟ بیش از معمول در حد معمول کمتر از معمول بسیارکمتر از معمول
20 احساس می کنید قادر به تصمیمگیری در امور هستید؟ بیش از معمول در حد معمول کمتر از معمول بسیارکمتر از معمول
21 می توانید از انجام فعالیتهای عادی خود لذت ببرید؟ بیش از معمول در حد معمول کمتر از معمول بسیارکمتر از معمول
 
22 خود را فرد بی ارزشی می دانید؟ به هیچ وجه نه بیش از حد معمول بیش از معمول بسیار بیشتر از معمول
23 احساس می کنید زندگی کاملا نا امید کننده است؟ به هیچ وجه نه بیش از حد معمول بیش از معمول بسیار بیشتر از معمول
24 احساس می کنید زندگی ارزش زنده ماندن را ندارد؟ به هیچ وجه نه بیش از حد معمول بیش از معمول بسیار بیشتر از معمول
25 درباره امکاناتی فکر کرده اید که می توانند شما را از شر خودتان خلاص کنند؟ هرگز چنین فکر نمی کنم به ذهنم خطور کرده است قطعاً چنین است
26 بارها فکر کرده اید که به علت ناراحتی عصبی هیچ کاری را نمی توانید انجام دهید؟ به هیچ وجه نه بیش از حد معمول بیش از معمول بسیار بدتر از معمول
27 احساس می کنید که آرزو دارید بمیرید و از همه چیز راحت شوید؟ به هیچ وجه نه بیش از حد معمول بیش از معمول بسیار بدتر از معمول
28 احساس می کنید که فکر از بین بردن خود، ذهنتان را مشغول کند؟ هرگز چنین فکر نمی کنم گاهی به ذهنم می آید قطعاً چنین است

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

پرسشنامه راهبردهای لازاروس بر اساس سیاهه راهبردهای مقابله ای توسط لازاروس و فلکمن در سال 1980 ساخته شده است و در سال 1985 مورد تجدید نظر قرار گرفت، راهبرد های مقابله ای مجموعهای از تلاش های شناختی و رفتاری فرد است که در جهت تعبیر و تفسیر و اصلاح یک وضعیت تنش زا به کار میرود و منجر به کاهش رنج ناشی از آن میشود. و دامنه وسیعی از افکار و اعمالی را که افراد هنگام مواجهه با شرایط فشار زایی دورنی یا بیرونی به کار می برند را مورد ارزیابی قرار میدهد.

 

1-1- اعتبار و روایی

ضریب آلفای کرونباخ در مقیاس های از 61% تا 79% میباشد.

2- آزمونها

در راهبرد های مقابله ای لازاروس بالاترین نمره 100 میباشد و دارای 8 خرده آزمون به شرح ذیل میباشد.

1-2- مقابله مستقیم

فرد با به کار بستن سبک مقابله کارآمد مسئله مدار از مهارت های شناختی برای حل مساله استفاده میکند .

2-2- فاصله گرفتن

فرد سعی میکند از مسائل تنش زا بدون حل کردن آن فاصله بگیرد که دراز مدت باعث بوجود آمدن استرس و وخیم تر شدن سلامت عمومی میشود.

3-2- خود کنترلی

استفاده از راهبردهای مقابله ای موثر و متناسب با تغییر و تنش محسوب میگردد و از سوی دیگر خود زمینه ساز فضای روانی سالمی است که در پرتو آن شناخت صحیح و ارزیابی درست موقعیت تنش زا جهت انتخاب راهکار مقابله ای موثر، میسر می سازد.

4-2- طلب حمایت اجتماعی

استفاده از حمایت اجتماعی برای کاهش تنش حاصل از فشارها خصوصاً بیرونی، در صورت تواماً بودن با عزت نفس به فرد کمک مؤثری خواهد کرد.

5-2- پذیرش مسئولیت

پذیرش مسئولیت هنگام مواجه با شرایط تنش زا به فرد کمک میکند تا امکان برخورد مؤثر با مشکل را داشته باشد.

6-2- گریز- اجتناب

مقابله اجتنابی به عنوان راهبردی کوتاه مدت کارآمد شناخته شده است، اما در دراز مدت مانع سازش روان شناختی میشود و نشانه های درماندگی مثل افسردگی را افزایش میدهد.

7-2- حل مسئله برنامه ریزی شده

بر این اساس حل مسئله برنامه ریزی شده راههای مقابله با مشکل مستقیماً بررسی میشوند و معمولاً با یافتن راه حل های مناسب برای مشکل رضایت روان شناختی حاصل میشود.

8-2- ارزیابی مجدد مثبت

پویایی امکانات لازم برای مقابله فعال با موقعیت استرس زا را در اختیار فرد قرار میدهد. این وضعیت تمام تواناییهای بالقوه فرد را برای مقابله مثبت و حل مساله فرا می خواند و احتمال موفقیت وی را افزایش میدهد.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخ گویی گرامی:
لطفاً هر عبارت را خوانده و لطفاً با انتخاب گزینه ای که شما تا حدی از آن در روش روبرو شدن با مشکلات و موقعیت های فشار زا، استفاده کرده اید عدد ( 1 ) بگذارید.
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف عبارات اصلاً استفاده نکرده ام بعضی اوقات استفاده کرده ام معمولاً از آن استفاده می کنم به میزان زیادی از آن استفاده می کنم
1 دائم نگران این هستم که باید قدم به قدم چه کاری انجام دهم.        
2 من سعی کردم برای فهم بهتر مشکل آن را تجزیه وتحلیل کنم.        
3 من برای آسایش خاطر از همه مشکلاتی که در ذهنم هست خود را مشغول کار یا فعالیتهای دیگری کردم.        
4 من تصور کردم که زمان همه چیز را تغییر خواهد داد، تنها کاری که می توان انجام داد انتظار است.        
5 با استفاده از برداشت مثبت از چیزهایی که در موقعیت وجود دارند با آن کنار آمدم.        
6 من کاری را انجام دادم که فکر نمی کردم مؤثر باشد، اما حداقل کاری انجام شده بود.        
7 سعی کردم تا شخصی را مسئول تغییر ذهنیت او ( خودش ) بدانم.        
8 با کسی برای فهم بیشتر از موقعیت مشورت کردم.        
9 خودم را مورد انتقاد قراردادم یا سرزنش کردم.        
10 مسایلم را از بین نبردم، بلکه با کنار گذاشتن آنها، مقداری از مشکلات را حل کرد.        
11 انتظار داشتم که معجزه ای اتفاق بیافتد.        
12 با سرنوشت جلو رفتم، من تنها گاهی اوقات بدشناس هستم.        
13 طوری رفتار کردم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.        
14 سعی کردم احساساتم را برای خودم نگه دارم.        
15 به دنبال خط مشیهای روشن گشتم، شاید بتوان گفت؛ که سعی کردم بخشهای روشن مسائل را ببینم.        
16 بیش از حد معمول خوابیدم.        
17 من خشم خود را به اشخاصی که مشکل را ایجاد کردند، نشان ندادم.        
18 هم حسی همدلی را از دیگران پذیرفتم.        
19 به خودم چیزهای گفتم که کمک می کردند احساس بهتری داشته باشم.        
20 من برای کار خلاقانه مشکل انگیزه داشتم.        
21 سعی کردم همه مشکلات را فراموش کنم.        
22 من از کمک تخصصی بهره گرفتم.        
23 به رشد شخصی رسیدم و به شکل خوبی تغییر کردم.        
24 قبل از اینکه کاری انجام دهم، صبر کردم تا ببینم چه اتفاقی می افتد.        
25 من عذر خواهی کردم یا کاری برای جبران انجام دادم.        
26 من برنامه اجرایی درست کردم و آن را دنبال کردم.        
27 من بهترین راه را به جای آن راهی که می خواستم انتخاب کردم.        
28 من به احساساتم اجازه دادم هر جور شده خود را نشان دهد.        
29 من برای فهمیدن مشکل، خود را به بررسی کردن آن وادار کردم.        
30 زمانی که از این تجربه بیرون آمدم ( این تجربه تمام شد) بهتر از زمان شروع آن بودم.        
31 با شخصی که توانست مشکل را به شکل مؤثری حل کند مشورت کردم.        
32 برای مدتی از آن ( مشکل) فرارکردم، سعی کردم استراحت و یا تفریح کنم.        
33 سعی کردم از طریق خوردن، آشامیدن، سیگار کشیدن، مصرف مواد و ... در خود احساس بهتری ایجاد کنم.        
34 شانس بسیار بزرگی را کسب کردم یا کار بسیار پر مخاطره ای را انجام دادم.        
35 من سعی کردم خیلی با عجله یا بر اساس اولین راهی که به ذهنم رسید عمل نکنم.        
36 راه جدیدی پیدا کردم.        
37 اعتماد به نفس خود را حفظ کردم و صبر خود را بالا نگه داشتم.        
38 مجددا بررسی کردم که چه چیزی در زندگی مهم است.        
39 به منظور رسیدن به نتیجه ای خوب، بعضی چیزها را تغییر دادم.        
40 به طور کلی از مردم اجتناب کردم.        
41 اجازه ندادم که مشکل بر من چیره شود، از فکر کردن خیلی زیاد درباره آن خوداری کردم.        
42 از خویشاوندی یا دوستی که برایش احترام قائلم درخواست راهنمایی کردم.        
43 دیگران را از فهمیدن مشکلات بدی که وجود داشتند دور نگه داشتم.        
44 موقعیت را کوچک شمردم، از خیلی جدی گرفتن آن خودداری کردم.        
45 درباره اینکه چه احساسی داشتم با کسی صحبت کردم.        
46 موضعم را حفظ کردم و برای چیزی که می خواستم پافشاری کردم.        
47 آن ( حل مشکل) را به شخص دیگری محول کردم.        
48 تجربه های گذشته ام را به یاد آوردم.        
49 من فهمیده بودم که چه کاری باید انجام شود، بنابراین تلاش هایم را به طور مؤثری افرایش دادم.        
50 از پذیرفتن اینکه آن ( مشکل) اتفاق افتاده است، خود داری کردم.        
51 من به خودم قول دادم که دفعه بعد اوضاع طور دیگری خواهد بود.        
52 مجموعهای از راه حل های مختلف برای مشکل داشتم.        
53 از آنجایی که نمی توانستم کاری انجام دهم، آن را پذیرفتم.        
54 من سعی کردم که اجازه ندهم احساساتم خیلی در امور دیگر مداخله کنند.        
55 آرزو کردم که ایکاش می توانستم اتفاقی را که رخ داده بود یا احساساتم را تغییر دهم.        
56 چیزی را در مورد خودم تغییر دادم.        
57 من خودم را در موقعیت یا زمانی بهتر از آنجه بودم تصور کردم یا در این باره خیالبافی کردم.        
58 آروز کردم که وضعیت بهتر شود یا در هر صورت تمام شود.        
59 در مورد اینکه اوضاع چطور خواهد شد رویاها و آرزوهایی داشتم.        
60 من عبادت کردم.        
61 خود را برای بدترین وضعیت آماده کردم.        
62 من در ذهنم دنبال این گشتم که چه کاری انجام دهم یا چه بگویم.        
63 من فکر می کردم شخصی که او را تحسین می کردم چگونه با این موقعیت برخورد می کرد و از آن به عنوان الگو استفاده می کردم.        
64 من سعی کردم که موقعیت ها را از دیدگاه شخص دیگر ببینم.        
65 من به خودم خاطر نشان کردم که اوضاع می توانست خیلی بدتر باشد.        
66 من دویدم یا ورزش کردم.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

پرسشنامه استرس شغلی بیمارستانی HSS

1- روایی و اعتبار

آلفای کرونباخ برابر 0/84 میباشد.

2- آزمونها

در استرس شغلی بیمارستانی بالاترین نمره 100 میباشد و دارای یازده خرده آزمون به شرح ذیل میباشد.

1-2- گرانباری(بارکاری) نقش

به این معنی است که فرد نتواند از پس انجام کاری که بخشی از شغل معینی است برآید که این گرانباری ممکن است ناشی از نداشتن وقت کافی برای انجام کار(گرانباری کمی) یا نداشتن مهارت لازم برای انجام کار(گرانباری کیفی) باشد.

2-2- بی کفایتی (کم باری نقش)

یعنی وضعیتی که در آن از مهارتهای شخص بطور تمام و کامل استفاده نمیشود.

3-2- ناسازگاری (دوگانگی) نقش

زمانی رخ میدهد که تن دادن به مجموعهای از الزام های شغلی با پذیرش مجموعه دیگری از الزام های شغلی، مغایر و یا به کل ناممکن است به عبارت دیگر زمانی است که فرد از دو سو در معرض انتظارات، خواست ها و فشارهای متضاد قرار می گیرد.

4-2- ابهام نقش

زمانی که اطلاعات کافی در مورد نقش فرد در محیط کارش در اختیار او قرار نگیرد و در نتیجه فرد نداند که چه انتظاری از او برای انجام شغلش دارند بوجود می آید.

5-2- روابط با ماموفق

کیفیت رابطه با سرپرستان و رهبران را می سنجد و عدم ارتباط موثر مانند سوء تفاهمات، احساسات جریحه دار شده و پیامهایی که به خوبی درک نمیشود ریشه بسیاری از مشکلات است.

6-2- روابط با همکار

کیفیت رابطه با همکاران را می سنجد و عدم ارتباط موثر مانند سوء تفاهمات، احساسات جریحه دار شده و پیامهایی که به خوبی درک نمیشود ریشه بسیاری از مشکلات است.

نوبت کاری: به کار کردن در ساعتهایی خارج از ساعات معمولی کار روزانه (از 9 صبح تا 5 بعد از ظهر) اطلاق میشود.

7-2- عوامل فیزیکی

شامل سر و صدا، میزان نور و گرما و سرمای محیط کار است.

8-2- عوامل شیمیایی

شامل مواد سمی و مواد شیمیایی است که در محل کار استفاده میشود.

9-2- عوامل بیولوژیکی

عواملی که منشا ایجاد بیماری ها در دسته ای از افراد میشوند شامل ویروس ها، باکتریها، قارچها و ...

10-2- عوامل ارگونومیک

ارگونومی تطابق علمی کار و محیط کار با مشخصات فیزیکی و روانی انسان است شامل فضای کار و ارتفاع سطح کار، طراحی سیستمهای کاری، طراحی روشهای کاری و وضعیت بدن در هنگام کار، کار ایستایی، حمل و جابجایی و بلند کردن اجسام سنگین.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی          
ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است ، برای هر یک از سؤالات بعد از فکر کردن صادقانه نظر خودرا از هرگز تا در همواره به هر عبارت باگذاشتن عدد( 1 )درمقابل ستون مربوطه اعلام فرماید .
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات
شغل: نوع کار: تاهل:
ردیف   هرگز بندرت بعضی اوقات اغلب همواره
1 احساس میکنم که از استعدادها و تواناییهای من در محل کار استفاده میشود.          
2 در محل کار خود درباره کارهایی که انجام میدهد تردید دارم.          
3 ار من انتظار میرود که بیشتر از ظرفیت خود در محل کار، خدمت کنم.          
4 اصولی را که بر اساس آن ارزشیابی می شوم می شناسم.          
5 احساس می کنم مسئولیت زیادی در راستای حفظ جان دیگران دارم.          
6 احساس می کنم از مهارتهای من در محل کار به نحو احسن استفاده میشود.          
7 فرصت کافی برای انجام کارها و وظایفم دارم.          
8 احساس میکنم قابلیتهای من بیشتر از حدی است که شغل من به آن نیاز دارد.          
9 احساس میکنم آینده شغلی من خوب است.          
10 دوست داشتم همکاران بیشتری داشته باشم تا بتوانم پاسخگوی انتظاراتی که در محیط کار از من میرود باشم.          
11 در محل کار مسئولم از من میخواهد کاری را انجام دهم که مغایر گفته اوست.          
12 باید با سرعت زیاد کار کنم.          
13 احساس می کنم می دانم در محیط کارم دقیقا چه انتظاری از من دارند.          
14 احساس میکنم بین ناهماهنگیهای محیط کار گرفتار شده ام.          
15 به روشنی آگاهم در محل کار چه انتظاراتی از من دارند.          
16 به وظایف و مسئولیتهایم آگاهی دارم.          
17 آنچه که انجام می دهم منطبق با همان است که در شرح وظایف اینجانب آمده است.          
18 در برخورد با مشکل می توانم روی کمک مدیرم حساب کنم.          
19 سرپرست من در محل کار مرا تشویق میکند.          
20 درباره مطلبی که مرا ناراحت کرده می توانم با رئیسم صحبت کنم.          
21 زمانی که با مشکل کاری مواجهم، همکارانم کمک میکنند.          
22 در محیط کار شدت و ضعف نور باعث خستگی زودرس میشود.          
23 از احترام کافی و لازم از سوی همکارانم در محل کار برخوردارم.          
24 اگر در یک شیفت ثابت صبح کار می کردم، رضایت بیشتری بدست می آوردم.          
25 کار در شیفتهای عصر و شب و ایام تعطیل بیشتر از کار در شیفت صبح مرا خسته میکند.          
26 در محیط کار در معرض سر و صدای زیای قرار دارم.          
27 با همکاران خود احساس نزدیکی و صمیمیت می کنم.          
28 در محیط کار بیماریهایی نظیر ایدز و هپاتیت و ... تهدیدی برای من است.          
29 در محیط کار خود در معرض مواد سمی قراردارم.          
30 مواد شیمیایی و بخارات حاصل از آن سلامت جسمی ام را تهدید میکند.          
31 در محیط کارم، فشار وارده به عضلات خاصی زیاد است.          
32 احساس میکنم نوع کار و محیط کارم با مشخصات فیزیکی و روانی من سازگار است.          
33 احساس می کنم در فصول مختلف سال سیستم سرمایش و گرمایش در محل کارم تنظیم لازم دارد.          
34 از وسایل مناسب نظیر صندلی و ابزار کاری و وسایل حفاظتی در برابر خطرات احساس رضایت دارم.          
35 در محیط کار در معرض بیماریهای عفونی قرار دارم.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

آزمون عقاید غیر منطقی برای اندازه گیری و سنجش عقاید غیر منطقی ساخته شده است. در سال 1968 توسط جونز تهیه گردید.

 

1-1- روایی و اعتبار

ضریب آلفای کرونباخ 0/71 است.

در باورهای غیر منطقی جونز بالاترین نمره 100 میباشد. ودارای 10 خرده آزمون به شرح ذیل میباشد.

2- آزمونها

1-2- ضرورت تایید و حمایت دیگران (DA)

این باور فرد را اندازه می گیرد که : من باید مورد تایید همه افراد جامعه یا همه کسانی که مرا می شناسند , قرار گیرم و من و کارهایم وقتی ارزشمند هستیم که دیگران به آنها مهر تایید بزنند ( یا آنکه ) لازم وضروری است مورد تایید وحمایت دیگران واقع شوم.

2-2- انتظار بالا از خود (HSE)

این باور وعقیده را اندازه گیری میکند که : ( که من باید حداکثر کمال، لیاقت و شایستگی را داشته باشم ) یا لازمه داشتن لیاقت و شایستگی وجود حداکثر تلاش، فعالیت و کاردانی است.

3-2- تمایل به سرزنش خود (BP)

این باور را اندازه گیری میکند که فرد معتقد است، گروهی از مردم بد ذات و شرور هستند و باید به شدت تنبیه شوند. فرد عقیده دارد خودش یا کسانی که مرتکب کار خلافی میشوند باید تنبیه و مجازات شوند.

4-2- واکنش به ناکامی (FR)

این باور را اندازه گیری میکند که فرد به خودش می گوید: اگر وقایع و حوادث آن طور که او میخواهد، نهایت ناراحتی و بیچارگی است و بدبختیهای زیادی را به دنبال خواهد داشت.

5-2- بی مسئولیتی عاطفی (EI)

این باور غیر منطقی را اندازه گیری میکند که فرد به خود می گوید (آشفتگی ها و ناراحتیهای روحی من ناشی از مسائل، مشکلات و حوادث زندگی هستند. اگر مضطرب، افسرده، غمگین و آشفته هستم به خاطر مسائل و حوادثی است که در زندگی من وجود دارد. ایر رویدادها و حوادث خارجی هستند که سبب حالت عاطفی و هیجانی من هستند نه من و برداشت من از آنها.

6-2- دل مشغولی زیاد همراه با اضطراب (AO)

این باور فرد را اندازه گیری میکند که: اگر قرار است حادثه یا اتفاق بد و خطرناکی رخ دهد باید همیشه نگران آن بود. به طور کلی حوادث خطرناک و بد همیشه موجب نهایت ناراحتی و نگرانی میشوند. بنابراین باید همیشه به خاطر آنها شدیداً ناراحت و نگران بود.

7-2- اجتناب از مسایل (PA)

این باور را اندازه گیری میکند که فرد به خود می گوید: اجتناب از مسائل، مشکلات، مسئولیت ها و وظایف آسان تر از مواجه شدن با آنهاست.

8-2- وابستگی (D)

این باور را اندازه گیری میکند که باید به افراد قوی تر از خود متکی بود یا آنکه زندگی بدون اتکا به افراد قوی تر سخت و یا غیر ممکن خواهد بود.

9-2- ناامیدی نسبت به تغییر (HC)

این مقیاس مربوط به این باور میشود که فرد به خود می گوید (من محصول تاریخچه و تجارب گذشته و زندگی هستم و آنها تعیین کننده رفتار کنونی من هستند و من به هیچ وجه نمی توانم آنها را تغییر دهم. من همینم که هستم و تغییر من مشکل یا غیرممکن است.

10-2- کمال گرایی (P)

در این مقیاس فرد عقیده دارد برای هر مشکلی و هر مسئله ای فقط یه راه حل درست و کامل وجود دارد و اگر فرد بدان دست نیابد وحشتناک و فاجعه آمیز خواهد بود.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخ گویی گرامی:
این پرسشنامه شامل جملات درباره باورها و احساسات شما نسبت به مفاهیم و موقعیتهای مختلف است که احتمال دارد شما با آنها موافق یا مخالف باشید. هر جمله را با دقت بخوانید و سپس میزان موافقت یا مخالفت خود را با پاسخ ( 1 ) همان گزینه مشخص نمایید.توجه داشته باشید که جواب صحیح یا غلط وجود ندارد و لازم نیست در مورد هر جمله زیاد فکر کنید. سریع علامت بزنید و به سراغ جمله بعد بروید. سعی کنید حتی الامکان از پاسخ به مورد(نه موافق و نه مخالف) خودداری کرده و فقط وقتی این مورد را علامت بزنید که در موافق یا مخالف بودن خود نسبت به یک جمله شک و تردید جدی داشته باشید.
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف   به شدت مخالف تاحدی مخالف نه موافق و نه مخالف تاحدی موافق به شدت موافق
1 برایم مهم است که دیگران مرا تایید کنند.          
2 از شکست خوردن متنفرم.          
3 خطاکاران سزاوار مجازاتی هستند که به آن گرفتار میشوند.          
4 هر حادثه یا اتفاقی را بدون ترس و وحشت، عاقلانه می پذیرم.          
5 انسان در هر شرایطی که بخواهد می تواند خوشحال باشد.          
6 ار انجام کارهای پردردسر می ترسم.          
7 همیشه سعی میکنم از تصمیمگیریهای مهم خودداری کنم.          
8 هر شخصی در زندگی به یک انسان قوی تر از خود برای اتکاء و مشورت نیازمند است.          
9 گرگ زاده عاقبت گرگ میشود.          
10 برای انجام هر کاری فقط یک راه درست و صحیح وجود دارد.          
11 احترام به دیگران را دوست دارم ولی نه به هر قیمتی.          
12 از انجام هر کاری که نمیتوانم خوب برایم، دوری میکنم.          
13 اکثر جنایتکاران از مجازاتی که سزاوار آن هستند می گریزند.          
14 اگر از چیزی ناکام شوم برآشفته نمی گردم.          
15 این برداشت ما از وضع زندگی است که باعث آشفتگی میشود نه اوضاع زندگی.          
16 به ندرت نگران آینده می شوم.          
17 وقتی کاری برعهده من باشد، سعی میکنم آن را انجام دهم هر قدر هم که خسته باشم.          
18 همیشه سعی میکنم در امور مهم با یک فرد قوی تر از خود مشورت کنم.          
19 تقریبا غیرممکن است که بتوان بر اثراتی که حوادث گذشته بر ما داشتهاند تغییر ایجاد کرد.          
20 برای هر کاری فقط یک راه حل کامل وجود دارد.          
21 علاقمند هستم همه مرا دوست داشته باشند.          
22 مایل نیستم با افراد قوی تر از خود به رقابت بپردازم.          
23 کسانی را که خطا میکنند باید سرزنش و توبیخ کرد.          
24 زندگی من باید بهتر از وضعی باشد که الان هست.          
25 هر شخص خودش عامل وضع حال و حوصله خودش میباشد.          
26 اغلب نمی توانم بعضی از دلواپسی ها را از خود دور کنم.          
27 من از روبرو شدن با مشکلات خودداری میکنم.          
28 انسان نیازمند اتکاء به فردی قوی تر از خود است.          
29 اگر حادثه ای یکبار زندگی شما را شدیدا تحت تاثیر قرارداده دلیلی ندارد که اثر آن در آینده نیز وجود داشته باشد.          
30 به ندرت یک راه حل آسان برای حل مشکلات زندگی وجود دارد.          
31 من مینوانم خودم را دوست داشته باشم، حتی اگر دیگران از من بدشان بیاید.          
32 دوست دارم در انجام کارها موفق باشم اما نه به هر قیمتی.          
33 افراد فاسد باید به شدت تنبیه شوند.          
34 از چیزی که بدم می آید به شدت ناراحت میشوم.          
35 عامل بدبختی هر کسی خودش میباشد.          
36 اگر نتوانم از وقوع حادثه ای جلوگیری کنم ناراحت نمی شوم.          
37 همیشه سعی میکنم تا آنجا که ممکن است سریع تصمیمگیری کنم.          
38 اشخاص معینی هستند که من به آنها متکی هستم.          
39 انسان به شدت متاثر ار گذشته خود میباشد.          
40 به طور طبیعی در زندگی ما بعضی مشکلات وجود دارند.          
41 اگر کسی از من متنفر باشد این مشکل خود اوست نه من.          
42 برای من خیلی مهم است که در هر کاری موفق باشم.          
43 به ندرت دیگران را به خاطر خطاهایشان لعن و نفرین می کنم.          
44 واقعیت ها را باید پذیرفت هر چند که با خواست ما ناسازگار باشند.          
45 یک فرد همیشه غمگین و عصبانب نخواهد بود مگر آن که خودش بخواهد.          
46 من جرات (دل به دریا زدن را) ندارم.          
47 زندگی آنچنان کوتاه است که هیچ کاری در آن لذت بخش نیست.          
48 من دوست دارم در هر کاری روی پای خود بایستم.          
49 اگر تجارب مختلفی داشتم الان وضعم بهتر بود.          
50 برای حل هر مسئله ای فقط یک راه درست وجود دارد.          
51 انجام کاری که بر خلاف انتظار دیگران باشد، فوق العاده مشکل است.          
52 از هر فعالیتی بخاطر خودش لذت میبرم و مهم نیست چقدر در آن موفق هستم.          
53 ترس از کیفر و مجازات در خوب بودن انسان موثر است.          
54 اگر کاری من را اذیت کند بطور کلی آن را رها میکنم.          
55 بیشترین مشکل یک انسان اینست که نمی تواند به خوشحالی مطلوب خود دست یابد.          
56 به ندرت ازکاری طفره میروم.          
57 من آدم مسئولیت پذیری هستم.          
58 من تنها کسی هستم که میتوانم واقعیت مشکلاتم را بفهمم و با آنها مقابله کنم.          
59 به ندرت فکر میکنم که تجارب گذشته اکنون نیز بر من اثر داشته باشد.          
60 ما، در جهانی پر از شانس و تصادف زندگی میکنیم.          
61 دوست دارم مورد تایید دیگران واقع شوم، اما حتما لازم نیست.          
62 اگر کسی در چیزی از من بهتر باشد ناراحت میشوم.          
63 هر انسانی ذاتا خوب است.          
64 هر کاری را در حد توان خود انجام میدهم و بیشتر از آن، از خود انتظاری ندارم.          
65 هیچ حادثه ای خودبخود ما را آشفته نمیکند، بلکه برداشت ما از آن باعث ناراحتی میشود.          
66 من به شدت نگران بعضی حوادث آینده هستم.          
67 انجام کارهای ناخوشایند روزانه برای من مشکل است.          
68 از کسی که بخواد در کارهایم به جای من تصمیم بگیرد متنفرم.          
69 ما اسیر اعمال گذشته خود هستیم.          
70 به ندرت یک راه حل بسیار خوب و کامل برای هر کاری وجود دارد.          
71 اغلب نگران این هستم که دیگران تا چه اندازه مرا تایید میکنند.          
72 اگر اشتباه کنم به شدت عصبانی میشوم.          
73 ناعادلانه است که باران رحمت بر روی درست کار و خراب کار یکسان ببارد.          
74 من زندگی را آسان میگیرم.          
75 انسان باید با چهره گشاده به استقبال مسائل ناخوشایند زتدگی برود.          
76 ترسی را که از بعضی چیزها دارم نمی توانم از زنگی خود دور کنم.          
77 یک زندگی مرفه به ندرت خوشبخت کننده است.          
78 به راحتی نصیحت دیگذان را می پذیرم.          
79 یک اتفاق میتواند زندگی انسان را آنچنان تحت تاثیر قرار دهد که اثر آن برای همیشه باقی بماند.          
80 برای حل هر مشکلی باید به دنبال راه حلی عملی بود، نه کامل ترین راه حل.          
81 نگرانی عمده من اینست که مردم چه احساسی نسبت به من دارند.          
82 غالبا از کوچک ترین اتفاق بدی به شدت ناراحت میشوم.          
83 وقتی از کسی خطائی ببینم به او فرصت میدهم اشتباهش را جبران کند.          
84 از داشتن مسئولیت متنفرم.          
85 دلیلی وجود ندارد که همیشه غمگین و افسرده باشم.          
86 همیشه نگران وقایعی مانند جنگ، تورم، گرانی، کمبود و حوادث طبیعی هستم.          
87 وقتی می توانم خوشحال باشم که در حل مشکلی موفق شوم.          
88 وابستگی به دیگران تنفر آور است.          
89 ذات انسان را هیچ وقت نمیتوان تغییر داد.          
90 احساس میکنم هر کاری را باید از راه درست خودش انجام داد.          
91 اگر مورد انتقاد واقع شوم کمی ناراحت میشوم ولی به شدت آشفته نمی گردم.          
92 از انجام کاری که کاملی در آن دارم نمی ترسم.          
93 هیچکس ذاتا پست نیست ولو که کار بدی هم مرتکب شده باشد.          
94 به ندرت به خاطر اشتباه دیگران عصبای میشوم.          
95 هر کسی خودش، جهنم خشم و ناراحتی در دل خود ایجاد میکند.          
96 من اغلب نگرانم که اگر در یک موقعیت خطرناک قرار بگیرم چه باید بکنم.          
97 اگر کاری ضروری باشد آن را انجام خواهم داد هر چند که ناخوشایند باشد.          
98 انتظار ندارم دیگران به فکر رفاه و آسایش من باشند.          
99 من با تاسف و اندوه به گذشته نگاه نمی کنم.          
100 همیشه اینطور نیست که شرایط ایده آل باشد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

 سال 1979 توسط شواتزر و جروسلم تودین شد و در سال 1981 آن را مورد بازنگری قرار دادند.

این مقیاس ادراک خوشبیانه فرد نسبت به خود را نشان میدهد افرادی که خود کارآمدی بالایی دارند هنگام رویارویی با مشکلات قادر به مدیریت و حل مسائل و سازگاری با شرایط هستند. خودکارآمدی ادراک شده تعیین اهداف، نیروگذاری، سرسختی در برابر مانع و بهبودی پس از شکست را تسهیل می سازد.

.

1-1- روایی و اعتبار

آلفای کرونباخ 0/82 میباشد.

در خود کارآمدی بیشترین نمره 100 میباشد.

 

2- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی
ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است ، برای هر یک از سؤالات بعد از فکر کردن صادقانه نظر خودرا از اصلاً صحیح نیست تا کاملاً صحیح است به هر عبارت باگذاشتن عدد( 1 )درمقابل ستون مربوطه اعلام فرماید .
نام ونام خانوادگی: سن:
شغل: تحصیلات:
ردیف سوالات اصلاً صحیح نیست به سختی صحیح است تقربیاً صحیح است کاملاً صحیح است
1 من اگر به سختی تلاش کنم، همیشه می توانم حل مسائل دشوار را مدیریت کنم.        
2 اگر کسی با من مخالفت کند، من می توانم راه و روش و ابزاری پیدا کنم برای دست یافتن به آنچه که می خواهم، ابزار و روشهایی پیدا کنم.        
3 برای من چسبیدن به اهدافم و رسیدن به مقاصدم آسان است.        
4 من مطمئنم که می توانم به طور موثری با رویدادهای غیرمنتظره برخورد کنم.        
5 به خاطر کاردانی ام، می دانم چطور موقعیتهای پیش بینی نشده را مدیریت کنم.        
6 اگر تلاش لازم را داشته باشم، می توانم اکثر مسائل را حل کنم.        
7 من زمانی که با مشکلات روبرو می شوم می توانم آرام بمانم، زیرا که می توانم به تواناییهای مقابله ای ام تکیه کنم.        
8 زمانی که با مشکلی مواجه می شوم، معمولا می توانم چندین راه حل پیدا کنم.        
9 اگر که من در رنج و سختی باشم معمولا می توانم به راه حلی فکر کنم.        
10 من معمولا می توانم هر آنچه را که در سر راه من سبز میشود مدیریت کنم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

-1- روایی و اعتبار

آلفای کرونباخ 0/58 میباشد.

در مدیریت تعارض بالاترین نمره 100 میباشد دارای پنج زیر مقیاس به شرح ذیل میباشد.

2- مقیاسهای سنجش

1-2- همکاری

همکاری شامل تلاشی به منظور کار با دیگر افراد برای یافتن راه حلی است که موجب تحقق اهداف هر دو فرد بشود به عبارتی دیگر در این سبک طرفین برای به دست آوردن منافع خود محکم ایستاده اند اما در عین حال خواهان همکاری با یکدیگرند و منافع طرف مقابل را در نظر می گیرند. از این رو ویژگی اصلی این سبک این است که مشارکت جویانه است .

2-2- مصالحه

هدف مصالحه یافتن برخی تدابیر و راه حلهای قابل قبول برای هر دو طرف است که موجب تحقق نسبی منافع و تحقق اهداف هردو طرف بشود. به عبارتی این سبک بینابین رقابت و سازش قرار دارد و نسبتا مشارکت جویانه است . در اینجا طرفین توافق میکنند که از بخشی از مواضع خود کوتاه بیایند و مقداری امتیاز به حریف مقابل بدهند و در برابر آن مقدار امتیاز بگیرند.

3-2- اجتناب

زمانی که فرد نه علایق و اهداف خود را دنبال میکند نه علایق و اهداف دیگران را و بیشتر سعی بر آن دارد که از موقعیت تعارض طفره رود یا آن را به تعویق اندازد یا از آن کناره گیری کند.

4-2- سازش

فرد از علایق و اهداف خویش جهت تحقق اهداف و ارضای نیازهای دیگران صرفنظر و چشم پوشی میکند. ویژگی مهم این روش از خود گذشتگی است ولی باز هم مشارکت جویانه است .

رقابت: سبکی که در آن فرد دنبال اهداف وعلایق خویش بدون توجه به دیگران است . ویژگیهای این روش این است که اولاً غیر مشارکت جویانه و ثانیاً قدرت مدار باشد. فرد هرگونه قدرتی را که به نظر برسد برای بردن در موقعیت خاص مناسب است به کار می گیرد.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخ گویی گرامی:
هر عبارات را به دقت بخوانید و گزینه ای را انتخاب کنبد که با حالات شخصی شما تناسب بیشتری دارد. و لطفاً در مقابل گزینه ای که انتخاب کرده اید عدد(1 ) را قراردهید.هیچ پاسخ درست یا نادرستی وجود ندارد بلکه ملاک اصلی نظر شخصی شما است.
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:
ردیف سوالات همیشه معمولاً گاهی بندرت هرگز
1 من برای پیدا کردن یک راه حل با توجه به اختلافاتی که با کارمندان ممکن است داشته باشم به صورتی عمیق فکر می کنم.          
2 من در رابطه با مسائلی که موجب اختلاف بین من و کارمندانم میشود و باید با آنها بحث کنم احساس شرم و حیا می کنم.          
3 من نظر خودم را که مخالف با کارمندان است ابراز می نمایم.          
4 من راه حلهایی را پیشنهاد میکنم که شامل هر دو دیدگاه من و کارمندانم باشد.          
5 من می کوشم تا شرایطی را که موجب اختلافات شده است روشن نمایم.          
6 اگر کارمندانم کوتاه بیایند من هم روی نظر خود زیاد پافشاری نمی کنم.          
7 زمانی که متوجه شوم یکی از کارمندان میخواهد درباره موارد اختلاف بحث کند می کوشم که با او وارد بحث نشوم.          
8 با توجه به مسائلی که در بحث با کارمندان به وجود می آید می کوشم تا راه حل تازه ای بیابم.          
9 من 50 درصد به کارمندان و 50 درصد به خودم حق می دهم تا به یک تفاهم برسیم.          
10 زمانی که می خواهم کارمندی را وادار کنم موضعم را بپذیرد صدایم را بلند می کنم.          
11 در بحث هایی که در مورد مسائل مورد اختلاف پیش می آید من غالبا راه حل های ابتکاری ارائه می دهم.          
12 برای اجتناب از برخورد نظرهای خود را ابراز نمی کنم.          
13 اگر کارمندان من 50% با نظرم موافقت کنند من تسلیم می شوم.          
14 من به اختلاف نظر اهمیت زیادی نمی دهم.          
15 با بی اهمیت تلقی کردن دیدگاههای مخالف سعی میکنم اختلاف نظرها را کاهش دهم.          
16 در رابطه با اختلاف نظرهایی که با کارمندان خود دارم همیشه وسط کار را می گیرم.          
17 من نظر خود را با شدت هر چه بیشتر ابراز میکنم.          
18 من روی دیدگاه خود محکم می ایستم تا کارمندان موضع مرا درک کنند.          
19 برای اینکه بتوانم در رابطه با اختلاف نظر خود راه حلی بیابم پیشنهاد همکاری می کنم.          
20 برای پیدا کردن راه حل هایی برای مسائل مورد اختلاف می کوشم تا از دیدگاهها و نظرات کارمندان خود استفاده کنم.          
21 در مواردی که با کارمندان در مورد حل مساله ای اختلاف نظر داشته باشم راه حلهای بده بستان را پیشنهاد می کنم.          
22 روی موضع خود اصرار می ورزم و درباره آن بحث میکنم.          
23 هرگاه کارمندی درباره مساله مورد اختلاف با من برخورد کند خود را کنار می کشم.          
24 هرگاه موارد اختلاف برانگیز به وجود آید من جاخالی می دهم.          
25 سعی میکنم با بی اهمیت جلوه دادن موارد مورد اختلاف آرامش به وجود آورم.          
26 هر گاه با کارمندی اختلاف پیدا کنم اصرار زیادی می کنم تا موضع مرا بپذیرد.          
27 می کوشم تا موارد مورد اختلاف را کم اهمیت جلوه دهم.          
28 هر گاه با کارمندی بحث یا مشاجره می کنم جلوی زبان خود را می گیرم.          
29 با ادعای اینکه موارد مورد اختلاف بسیار جزئی است تعارض یا اختلاف را کاهش می دهم.          
30 هرگاه با کارمندی اختلاف پیدا کنم روی موضع خود محکم می ایستم و دیدگاههای خود را ابراز می نمایم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

پرسشنامه طرح وارة یانگ

توسط یانگ ابداع شد و در سال 2007 مورد تجدید نظر قرار گرفت.

 

اعتبار و روایی

اعتبار آزمون از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ به دست آمده 0/98 میباشد.

در طرح واره یانگ بالاترین نمره 100 میباشدو 16 خرده آزمون دارد.

2- آزمونها

 

3- بریدگی و طرد

وقتی نیاز فرد برای امنیت، محبت، همدلی، احساس مشترک، پذیرش و احترام به شیوه قابل قبول ارضاء نشده باشد، این طرح واره رخ میدهد.

1-3- محرومیت هیجانی

انتظار اینکه تمایلات و نیازها به اندازه کافی توسط دیگران ارضاء نمیشود.

1-1-3- رها شدگی

بی ثباتی تزلزل یا بی اعتمادی افراد.

2-1-3- بی اعتمادی

بدرفتاری انتظار اینکه دیگران ضربه می زنند.

3-1-3- انزوای اجتماعی

بیگانگی احساس اینکه فرد با دیگران متفاوت است.

4-1-3- شرم و نقص

شرم احساس اینکه فرد در مهمترین جنبه های شخصیت اش ناقص و حقیر است.

5-1-3- ناخوشایندی اجمتاعی

پذیرش و جلب توجه، تاکید افراطی در کسب تایید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که موجب عدم شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود میشود.

4- خودگردانی و عملکرد مختل

انتظار فرد از خودش و محیط که با توانایی محسوس او برای جدایی، بقا و عملکرد مستقل یا انجام موفقیت آمیز کار تداخل دارد.

1-4- شکست

باور فرد به این که یک شخص شکست خورده است یا در آینده شکست خواهد خورد یا شکست برای او اجتناب ناپذیر است.

1-1-4- وابستگی بی کفایتی

باور به اینکه شخص بدون کمک دیگران نمی تواند مسئولیتهای روزمره را انجام دهد.

2-1-4- آسیب پذیری نسبت به بیماری

ترس افراطی از اینکه فاجعه نزدیک است و هر لحظه احتمال وقوع آن وجود دارد.

3-1-4- گرفتاری

خود تحول نیافته، درگیری هیجانی شدید و نزدیکی بیش از حد با یکی از افراد مهم زندگی (اغلب والدین)، به قیمت از دست دادن فردیت یا رشد اجتماعی مطلوب.

5- دیگر جهت مندی

تمرکز افراطی بر تمایلات احساسات و پاسخهای دیگران به گونهای که نیازهای خود فرد نادیده گرفته میشود.

1-5- اطاعت

واگذاری افراطی کنترل خود به دیگران به این دلیل که فرد احساس اجبار میکند.

1-1-5- ایثار

تمرکز افراطی بر ارضا نیاز دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود شخص تمام میشود.

6- گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

تاکید افراطی بر واپس زنی احساسات و تکانه های خود انگیخته، انتخاب ها یا ارضای قوانین خشک و درونی شده و انتظارات درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب خوشحالی، خود بیانگری و آرامش را از بین می برد. منفی گرایی، بدبینی، تمرکز مداوم بر جنبه های از زندگی نظیر درد و مرگ همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه یا غفلت از آنها.

1-6- بازداری هیجانی

بازداری افراطی اعمال، احساسات یا ارتباطات خودانگیخته که معمولا برای اجتناب از عدم پذیرش از سوی دیگران و شرمندگی صورت می گیرد.

1-1-6- معیارهای سرسختانه

عیب جویی افراطی، باور اساسی مبنی بر اینکه یک فرد باید برای رسیدن به معیارهای عالی درونی شده درباره رفتار و عملکرد خود کوشش فراوانی انجام دهد که این معمولا برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. تنبیه و باور به این که افراد برای اشتباهاتشان باید به شدت تنبیه شوند.

7- محدودیت های مختل

نقص در محدودیتهای دورنی، احساس مسئولیت در قبال دیگران یا رعایت جهت گیری نسبت به اهداف بلند مدت زندگی. این طرخ واره منجر به بُروز مشکلاتی در رابطه با رعایت، همکاری با دیگران و سایر موارد میشود.

1-7- استحقاق

باور به اینکه فرد نسبت به دیگران برتر است.

1-1-7- خویشتن داری

خود انضباطی ناکافی، مشکلات مستمر یا امتناع از خویشتن داری مناسب و تحمل ناکافی برای دستیابیِ شخصی یا جلوگیری از بیان هیجان ها و تکانه ها.

 

 

8- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی
ضمن عرض تشکر از همکاری شما ، خواهشمند است ، برای هر یک از سؤالات بعد از فکر کردن صادقانه نظر خودرا از کاملاً غلط تا کاملاً درست به هر عبارت باگذاشتن عدد( 1 )درمقابل ستون مربوطه اعلام فرماید .
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:              
ردیف عبارات کاملاً غلط تقریباً غلط بیشتر درست است تا غلط اندکی درست است تقریباً درست کاملاً درست
1 کسانی که نیازهای عاطفی مرا برآورده کنند وجود ندارند.            
2 من عشق و توجه کافی را دریافت نکرده ام.            
3 غالبا من کسی را نداشتم که برای نصیحت و حمایت عاطفی به او تکیه کنم.            
4 اغلب کسی را نداشتم که از من حمایت کند حرف هایش را با من بزند و عمیقا نگران اتفاقهایی باشد که برایم می افتد.            
5 در بیشتر اوقات من کسی را نداشتم.            
6 به طور کلی کسی نبوده که به من عاطفه محبت و صداقت نشان دهد.            
7 در بیشتر اوقات زندگی این احساس به من دست نداد که برای فرد دیگری شخص ویژه و ممتازی به شمار می روم.            
8 در اغلب اوقات من کسی را نداشتم که واقعا به من گوش دهد، مرا بفهمد یا اینکه احساسها و نیازهای واقعی مرا درک کن.            
9 وقتی که نمی دانستم کاری را چگونه انجام دهم، به ندرت شخصی پیدا می شد که از او یک نصیحت و راهنمایی سالم دریافت کنم.            
10 من از این نگران هستم افرادی را که دوست دارم در آینده ای نزدیک بمیرند حتی وقتی که دلایل پزشکی کمی برای تایید این امر وجود داشته باشد.            
11 من به افراد نزدیک خودم خیلی وابسته ام چون از اینکه آنها مرا ترک کنند، می ترسم.            
12 نگرانم از اینکه افرادی که به من نزدیکند مرا ترک و رها کنند.            
13 احساس میکنم که فاقد حمایت عاطفی پایدار بوده ام.            
14 احساس نمیکنم که روابط مهمم تداوم داشته باشد و انتظارم این است که این روابط بزودی تمام شود.            
15 به شرکای زندگی خود که نمی توانند نسبت به من تعهدی داشته باشند عادت کرده ام.            
16 در نهایت من تنها و بی کس خواهم ماند.            
17 وقتی احساس میکنم کسی که برایم مهم است از من دوری میکند، مایوس می شوم.            
18 برخی اوقات آنقدر نگران آن هستم که مردم مرا ترک کنند که آنها را از خود می رانم.            
19 وقتی شخصی حتی برای یک مدت زمان کوتاه مرا ترک میکند خیلی ناراحت می شوم.            
20 همیشه نمی توانم روی کسانی که از من حمایت میکنند، حساب باز کنم.            
21 من نمی توانم رابطه نزدیک با مردم برقرار کنم چون به اینکه آنها در کنارم بمانند اعتماد ندارم.            
22 به نظر می رسد افراد مهم زندگی من همیشه تغییر میکنند.            
23 نگرانم از اینکه افرادی را که دوستشان دار فرد دیگری را پیدا کنند و او را به من ترجیح دهند و مرا ترک کنند.            
24 افراد نزدیک به من غیرقابل پیش بینی بوده اند لحظه ای حضوری مهربان دارند و لحظه ای بعد عصبی، ناراحت، غرق در خود و پرخاشگر هستند.            
25 آنقدر به مردم دیگر نیازمندم که نگران از دست دادن آنها هستم.            
26 اگر کسانی را نداشته باشم که حامی من باشند و نگران از دست دادنشان باشم، خیلی احساس بی کسی میکنم.            
27 نمی توانم خودو باشم یا چیزی را که واقعا احساس می کنم بیان کنم، چون از اینکه مرا ترک کنند، می ترسم.            
28 احساس میکنم مردم از من سودجویی میکنند.            
29 اغلب احساس میکنم که باید از خودم در برابر مردم محافظت کنم.            
30 احساس میکنم که باید در حضور دیگران از خودم محافظت کنم.            
31 اگر فردی کار خیلی خوبی برایم انجام دهد، فرض میکنم که حتما قصد و انگیزه ی خاصی داشته است.            
32 خیانت به من فقط زمانش مطرح است و این اتفاق رخ خواهد داد.            
33 اغلب مردم تنها به فکر خودشان هستند.            
34 در اعتماد کردن به دیگران مشکل دارم.            
35 نسبت به انگیزه های دیگران سوء ظن شدید دارم.            
36 مردم به ندرت درستکار هستند آنها معمولا آن چیزی نیستند که نشان میدهند.            
37 معمولا بطور جدی به انگیزه های نهانی مردم فکر می کنم.            
38 اگر فکر کنم فردی میخواهد به من ضربه بزند پیش دستی می کنم و اول من به او ضربه می زنم.            
39 مردم معمولا مجبورند خودشان را به من ثابت کنند چون من به آنها اعتماد ندارم.            
40 برای ببینم مردم به من راست می گویند یا نیت خوبی دارند، آنها را آزمایش می کنم.            
41 با این باور موافقم کنترل کردن یا کنترل شدن.            
42 وقتی فکر می کنم که دیگران چگونه در طول زندگی ام با من به خشونت رفتار کرده اند، عصبانی می شوم.            
43 در طول زندگی ام مردم به من نزدیک شدهاند تا از من سودجویی کنند یا برای رسیدن به اهدافشان از من سوء استفاده کنند.            
44 افراد مهم زندگی ام از نظر عاطفی جسمانی یا جنسی با من بدرفتاری کرده اند.            
45 نمی توانم خودم را تطبیق دهم.            
46 اساسا با مردم دیگر فرق دارم.            
47 نمی توانم به کسی تعلق داشته باشم، انسان گوشه گیری هستم.            
48 احساس میکنم از مردم بیگانه شده ام.            
49 احساس تنهایی و انزوا می کنم.            
50 همیشه احساس می کنم خارج از گروهها هستم.            
51 هیچکس واقعا مرا درک نمیکند.            
52 خانواده من با خانواده های اطرافمان تفاوت داشتهاند.            
53 برخی اوقات احساس میکنم یک غریبه ام.            
54 اگر فردا ناپدید شوم هیچکس توجهی نمیکند.            
55 مردان یا زنانی که دوستشان دارم وقتی عیب های مرا می بینند، نمی توانند دوستم داشته باشند.            
56 اگر کسی واقعا مرا بشناسد، تمایل پیدا نمیکند با من رابطه ای نزدیک پیدا کند.            
57 ذاتا آدم ناقص و معیوبی هستم.            
58 مهم نیست که چگونه تلاش میکنم احساس می کنم نمی توانم با یک زن یا مرد خوب رابطه برقرار کنم به گونهای که به من احترام بگذارد و از این طریق احساس کنم انسان ارزشمندی هستم.            
59 شایستگی عشق، توجه و احترام دیگران را دارم.            
60 احساس میکنم دوست داشتنی نیستم.            
61 در بسیاری جنبه ها بیش از آن ناپذیرفتنی هستم که بتوانم خودم را به دیگران نشان بدهم.            
62 اگر دیگران بفهمند که من نقص دارم، نمی توانم تو رویشان نگاه کنم.            
63 وقتی افراد مرا دوست دارند، احساس میکنم گولشان زده ام.            
64 اغلب متوجه می شوم که به طرف کسانی جلب می شوم که در مورد من خیلی انتقادی فکر میکنند یا مرا از خود می رانند.            
65 رازهایی دارم که نمی خواهم نزدیکانم آنها را بدانند.            
66 تقصیر من است که والدینم نتوانستند مرا دوست بدارند.            
67 نمی گذارم مردم خود واقعی ام را بشناسند.            
68 یکی از شدیدترین ترسهایم این است که نقص هایم برملا شوند.            
69 نمی توانم بفهمم چگونه شخصی می تواند مرا دوست داشته باشد.            
70 از نظر جنسی جذاب نیستم.            
71 زیادی چاق هستم.            
72 زشت هستم.            
73 نمی توانم یک مکالمه مودبانه را ادامه دهم.            
74 در موقعیت های اجتماعی خسته و کسل کننده به نظر می رسم.            
75 کسانی که برایشان ارزش قائلم به دلیل پایگاه اجتماعی ام با من معاشرت نمیکنند.            
76 نمی دانم در موقعیت های اجتماعی چه بگویم.            
77 مردم نمی خواهند عضو گروهشان باشم.            
78 در بین مردم خیل خجالتی هستم.            
79 تقریبا هیچ کاری را نمی توانم به خوبی دیگران انجام دهم.            
80 وقتی به موفقیت نزدیک میشوم احساس بی کفایتی می کنم.            
81 بیشتر مردم در حوزه های کار و پیشرفت از من تواناترند.            
82 یک شکست خوره هستم.            
83 نمی توانم ماانند اغلب مردم در کارهایم با استعداد باشم.            
84 در کار یا تحصیل مثل بقیه با هوش نیستم.            
85 به خاطر شکستها و بی کفایتیهایم در کار احساس شکست می کنم.            
86 اغلب در برابر مردم احساس شرم و خجالت می کنم چون نمی توانم در مورد کارهایی که کردم پاسخگوی آنها باشم.            
87 اغلب کارهای خود را با کارهای دیگران مقایسه می کنم و احساس می کنم که آنها از من موفق ترند.            
88 احساس می کنم نتوانم خودم از پس کارهای روزمره زندگی ام بربیایم.            
89 به کمک دیگران نیاز دارم.            
90 احساس نمی کنم بتوانم گلیم خودم را از آب بیرون بکشم.            
91 معتقدم که دیگران بهتر از خودم می توانند از من مراقبت کنند.            
92 وقتی با یک وظیفه جدید خارج از کارم روبرو می شوم به دردسر می افتم مگر اینکه کسی مرا راهنمایی کند.            
93 در مورد انجام کارهای روزمره فکر می کنم آدم وابسته ای هستم.            
94 در انجام هر کاری حتی اگر خارج از حوزه کار یا تحصیل باشد ناراحت و عصبی می شوم.            
95 در بسیاری از حوزه های زندگی خود آدم بی کفایتی هستم.            
96 اگر به قضاوتهای خودم اعتماد کنم تصمیمهای اشتباهی میگیرم.            
97 فاقد عقل سلیم هستم.            
98 قضاوتهای من در موقعیت های روزمره قابل اعتماد نیستند.            
99 نمی توانم به تواناییهای خودم برای حل مشکلات روزمره اعتماد داشته باشم.            
100 احساس میکنم برای اینکه مشکلاتم را حل کنم، احتیاج به کسی دارم که بتوانم به راهنماییهایش اعتماد کنم.            
101 احساس میکنم وقتی روبروی مسئولیتهای روزمره قرار می گیرم، یک بچه به نظر می رسم تا یک انسان بزرگ.            
102 مسئولیتهای زندگی روزمره برایم خیلی توان کاه و طاقت فرسا است.            
103 نمی توانم از این احساس رها شوم که اتفاق بدی میخواهد بیفتد.            
104 احساس میکنم هر لحظه ممکن است یک فاجعه طبیعی، جنایی، حقوقی یا پزشکی برایم اتفاق بیفتد.            
105 می ترسم که یک فرد خیابانی و ولگرد شوم.            
106 می ترسم که مورد حمله قرار بگیرم.            
107 احساس میکنم باید از پول و وسایل خود خیلی مراقبت کنم و گرنه ممکن است آنها را از من بدزدند.            
108 خیلی احتیاط می کنم تا مریض نشوم یا صدمه نبینم.            
109 می ترسم تمام سرمایه خود را از دست بدهم و بیچاره شوم.            
110 می ترسم به یک بیماری خطرناک مبتلا شوم، حتی وقتی هیچ گونه نشانه ای که پزشک تشخیص دهد، وجود ندارد.            
111 یک شخص ترسو هستم.            
112 می ترسم در جهان وقایع بدی نظیر جنایت، آلودگی محیط زیست و ... اتفاق بیفتد.            
113 اغلب احساس می کنم که ممکن است دیوانه شوم.            
114 اغلب احساس می کنم به یک حمله اضطرابی دچار شوم.            
115 اغلب نگرانم از اینکه حمله قلبی به من دست دهد، حتی وقتی که دلایل پزشکی کمی وجود دارد.            
116 احساس میکنم جهان جای خطرناکی است.            
117 قادر نیستم از والدینم جدا شوم، کاری که همسن و سال هایم انجام میدهند.            
118 من و والدینم تمایل داریم خود را بیش از حد در مشکلات زندگی یکدیگر درگیر کنیم.            
119 برای من و والدینم بسیار سخت است که بدون داشتن احساس گناه یا خیانت، مسایل جزئی خصوصی خود را از یکدیگر پنهان نگاه داریم.            
120 من و والدینم مجبوریم هر روز با هم صحبت کنیم، وگرنه یکی از ما احساس گناه، نا امیدی یا تنهایی میکند.            
121 اغلب احساس می کنم هویت جداگانه ای از والدین و همسرم ندارم.            
122 اغلب احساس میکنم که انگار والدینم در من زندگی میکنند، من نمی توانم یک زندگی جداگانه ای برای خودم داشته باشم.            
123 خیلی سخت است از افرادی که با آنها صمیمی شده ام جدا شوم، هر گونه جدایی مرا شدیدا دچار آشفتگی میکند.            
124 با والدین و همسرم رابطه خیلی نزدیکی داریم بطوریکه من واقعا نمی دانم که هستم و یا چه می خواهم.            
125 وقتی که دیدگاه یا عقاید من با والدین یا همسرم تفاوت دارد، شدیدا آشفته می شوم.            
126 اغلب احساس می کنم در رابطه با والدین یا همسرم، هیچگونه حریم خصوصی ندارم.            
127 احساس میکنم زندگی مستقل و جداگانه من والدینم را آزرده خواهد کرد.            
128 می گذارم دیگران کار خودشان را بکنند، چون از عواقب دخالت در کار آنها می ترسم.            
129 فکر می کنم اگر کاری را بکنم که دلم میخواهد برای خودم دردسر درست می کنم.            
130 احساس میکنم چاره ای ندارم جز اینکه به خواسته های دیگران تن بدهم، چون در غیر اینصورت مرا ترک میکنند یا درصدد تلافی برمی آیند.            
131 در روابطم به دیگران اجازه می دهم که بر من مسلط شوند.            
132 همیشه به دیگران اجازه داده ام به جای من تصمیم بگیرند، در نتیجه من واقعا نمی دانم برای خود چه می خواهم.            
133 احساس میکنم تصمیمات مهم زندگی ام را دیگران می گیرند.            
134 به خاطر اینکه دیگران مرا ترک نکنند، همیشه در این فکرم که خوشایند دیگران باشم.            
135 خیلی برایم مشکل است از دیگران تقاضا کنم حقوقم را رعایت کنند و احساساتم را در نظر بگیرند.            
136 به جای اینکه عصبانیتم را نشان دهم به طریقی تلافی می کنم.            
137 من بیشتر از بقیه مردم از برخورد اجتناب می کنم.            
138 نیازهای خودم را بعد از نیازهای دیگران قرار می دهم وگرنه احساس گناه می کنم.            
139 وقتی دیگران را دست تنها می گذارم یا مایوسشان می کنم احساس گناه می کنم.            
140 من بیش از آنکه از مردم بگیرم به آنها می دهم.            
141 من کسی هستم که نهایتا کار مراقبت از نزدیکانم را انجام می دهم.            
142 وقتی کسی را دوست دارم، تقریبا چیزی نیست که نتوانم تحمل کنم.            
143 من آدم خوبی هستم، چون بیش از آنکه به فکر خودم باشم، به فکر دیگران هستم.            
144 در کارم معمولا به طور داوطلبانه، وقت بیشتری صرف می کنم یا کار بیشتری انجام می دهم.            
145 مهم نیست که چقدر سرم شلوغ است، من همیشه می توانم وقتی را برای دیگران کنار بگذارم.            
146 می توانم با چیز اندکی سر کنم، چون نیازهای من در حداقل است.            
147 تنها وقتی خوشحال می شوم که اطرافیانم خوشحال باشند.            
148 بس که سرگرم کارهای دیگران هستم، وقت کمی برای خودم می ماند.            
149 من همیشه کسی بودم که به مشکلات دیگران گوش داده ام.            
150 وقتی به کسی هدیه ای می دهم احساس بیشتری می کنم تا وقتی که هدیه ای می گیرم.            
151 مردم مرا فردی می بینند که برای دیگران زیاد کار می کنم ولی برای خودم کاری نمی کنم.            
152 هر اندازه برای دیگران کار کنم باز هم کافی نیست.            
153 اگر من کاری را که دوست دارم انجام بدهم احساس ناراحتی می کنم.            
154 برایم خیلی مشکل است که از دیگران بخواهم که نیازهایم را رفع کنند.            
155 نگرانم که کنترل خود را از دست بدهم.            
156 نگرانم که اگر نتوانم خشم خود را کنترل کنمبه دیگران از لحاظ جسمی یا هیجانی ضربه بزنم.            
157 احساس میکنم که باید هیجانها و تکانه های خود را کنترل کنم چون در غیر اینصورت ممکن است اتفاق بدی بیفتد.            
158 خشم و رنجش زیادی در درونم وجود دارد که آنها را بیان نمی کنم.            
159 نسبت به نشان دادن احساسات مثبت مثل محبت و توجه به دیگران خیلی کمرو هستم.            
160 بیان احساساتم نزد دیگران برایم سخت است.            
161 برای من خیلی سخت است که راحت و خود انگیخته باشم.            
162 آنقدر خودم را کنترل می کنم که مردم فکر میکنند آدمی بی احساس هستم.            
163 مردم نظرشان این است که من عصبی و ناراحتم.            
164 باید در هر کاری که انجام می دهم بهترین باشم، نمی توانم بپذیرم که نفر دوم باشم.            
165 می کوشم هر کاری را به بهترین نحو انجام دهم.            
166 باید در بیشتر اوقات در بهترین حالت باشم.            
167 سعی می کنم منتهای تلاش خودم را بکنم، خوب بودن نسبی کار ، هیچگاه راضی ام نمیکند.            
168 آنقدر کار دارم که دیگر وقتی برای استراحت ندارم.            
169 تقریباً هیچ یک از کارهایی که انجام می دهم، کاملاً خوب نیست همیشه می توانم بهتر کار کنم.            
170 باید به تمام مسئولیتهایم عمل کنم.            
171 احساس می کنم برای پیشرفت و دستیابی به خواست های خود همواره تحت فشار هستم.            
172 روابطم با دیگران صدمه دیده است چون خیلی به خودم سخت می گیرم.            
173 سلامت من در خطر است برای اینکه کارهایم را خوب انجام دهم، فشار زیادی را تحمل می کنم.            
174 اغلب لذت ها و خوشیهایم را برای رسیدن به حد مطلوب فدا می کنم.            
175 وقتی که کاری را اشتباه انجام می دهم احساس می کنم، مستحق انتقاد شدید هستم.            
176 وقتی که کاری را اشتباه انجام می دهم، نمی توانم خودم را ببخشم یا برای اشتباهاتم بهانه تراشی کنم.            
177 خیلی اهل رقابت هستم.            
178 ارزش زیادی برای پول و منزلت اجتماعی قائل ام.            
179 همیشه باید در هر کاری بهترین باشم.            
180 وقتی از کسی چیزی می خواهم، خیلی برایم سخت است نه بشنوم.            
181 اگر نتوانم چیزی را که می خواهم بدست آورم دچار خشم و تند خویی می شوم.            
182 آدم خاصی هستم و نمی توانم محدودیت هایی را که بر سر راه مردم دیگر وجود دارد، بپذیرم.            
183 از اینکه مرا محدود کنند یا نگذارند کاری را که می خواهم بکنم، متنفرم.            
184 احساس می کنم نباید از قانونها و قراردادهای بهنجاری که مردم تابع آنها هستند، اطاعت کنم.            
185 احساس میکنم کاری که من باید بکنم، ارزشمند تر از کارهای دیگران است.            
186 معمولا نیازهایم را بر نیازهای دیگران مقدم می دارم.            
187 اغلب متوجه می شوم که به قدری درگیر کارهای خودم هستم که دیگر نمی توانم وقتی را با دوستان و خانواده ام اختصاص دهم.            
188 اغلب افراد به من می گویند که بیش از حد، روش انجام کارها را کنترل می کنم.            
189 وقتی که دیگران چیزی را که من از آنها خواسته ام انجام ندهند، خیلی عصبانی می شوم.            
190 نمی توانم تحمل کنم که دیگران به من بگویند چه کاری انجام دهم.            
191 به سختی می توانم جلوی مشروب نوشیدن، سیگار کشیدن، پرخوری یا سایر مشکلات رفتاری ام را بگیرم.            
192 نمی توانم برای انجام تمام و کمال وظایف معمول یا ملال آورم انضباط خاصی داشته باشم.            
193 اغلب بر اساس احساساتم عمل می کنم و احساساتی را بروز می دهم که باعث دردسر من و آزار دیگران میشود.            
194 اگر به یکی از اهدافم نرسم زود مأیوس می شوم و دست از کار می کشم.            
195 وقتی که از خوشحالیهای آنی خودم به خاطر دست یابی به یک هدف دراز مدت می گذرم، خیلی به من سخت می گذرد.            
196 زیاد پیش می آید که وقتی که احساس خشم من شروع میشود، نمی توانم آنرا کنترل کنم.            
197 تمایل دارم که در هر کاری زیاده روی کنم حتی وقتی فکر می کنم نتایجش برای من بد است.            
198 زود کسل می شوم.            
199 وقتی در انجام کارهایم با مشکل مواجه می شوم، نمی توانم آن کار را ادامه دهم و کامل کنم.            
200 زیاد نمی توانم روی کاری تمرکز کنم.            
201 نمی توانم به خودم فشار بیاورم که کارهایی را که برایم خوشایند نیستند، انجام دهم حتی وقتی که می دانم نتایج خوبی برایم دارد.            
202 با کوچکترین مانعی آرامش خود را از دست می دهم.            
203 به ندرت توانسته ام به تصمیم خودم پایبند باشم.            
204 تقریبا هرگز نمی توانم مانع از بروز احساساتم شوم و هیچ برایم مهم نیست که این کار چقدر برایم هزینه داشته باشد.            
205 اغلب کارها را فکر نکرده انجام می دهم و بعد پشیمان می شوم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

این پرسشنامه اولین بار در سال 1939 در دانشگاه مینه سوتا توسط هاتادی و مک تین لی ساخته شد، هدف از ساخت این پرسشنامه ابداع یا طراحی آزمون جهت تشخیص سریع افراد مبتلا به انواع بیماریهای روانی بود

نمره کمتر از 30 و بیشتر 70 نشان از مشکلات دارد و نمره صداقت در محدود 11- و 11+ قابل قبول بوده و هرچه به صفر نزدیک تر شود معتبرتر میباشد و خارج از این محدوده آزمون غیر قابل قبول است. و دارای 8 خرده آزمون میباشد.

 انواع بیماریهای روانی

1-2- خود بیمار انگاری

خود بیمار انگاری عبارت است از اختلالی که در آن فرد قویاً اعتقاد دارد که مبتلا به یک بیماری جدی یا مرگبار است ، علی رغم این که معاینات و بررسیهای پزشکی کامل و همه جانبه هیچ مشکلی را نشان نداده اند.

2-2- افسردگی

این افراد ناامید بوده و تنهایی را اغلب با غم و اندوه تجربه میکنند.

3-2- هیستری

هیستری حسی و حرکتی روانزاد بد بینی، ناامیدی، کند عمل کردن و فکر کردن و تکانشی بودن را نشان میدهد.

4-2- شخصیت ضد اجتماعی

این شاخص بی توجهی به رسوم اجتماعی، داشتن هیجانات محدود، خودپسند و بی عاطفه ، بی نظم و بی قاعده ، تحریک پذیر و بی پروا هستند از تجارب درس عبرت نمی گیرند و در تحصیل و کار ناموفقند.

گروهی از ضد اجتماعی ها خلاق بوده و در پی چرایی مسائل و حل آن هستند.

5-2- مردانگی – زنانگی

این شاخص بیانگر این است که فرد تا چه اندازه نقش ها یا رفتارهایی که بصورت سنتی زنانه یا مردانه توصیف شدهاند را می پذیرند و عملاً چقدر در این تشخیص موفق بوده اند.

6-2- خستگی روانی

در این شاخص به نشانه های ضعف وخستگی روانی اشاره دارد ضعف روانی یعنی وسواس فکری و عملی، ترسهای غیر منطقی تردید ها و دودلی غیر منطقی، احساس گناه زیاد

7-2- حساسیت بین فردی

که ایجاد رفتارهای پارانوئیدی میکند را به عنوان اختلال در تفکر مطرح می سازند برون فکنی ریشه همه اتفاقات، پرخاشگری، سوء ظن، خود بزرگ بینی، خود محوری و ترس از دست دادن خود مختاری و هذیان است.

8-2- اسکیزو فرنی

افکار یا رفتارهای عجیب و غریب، توهم فکری و شنیداری و هذیان، این افراد از نظر هیجانی سردهستند؛ در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارند. گوشه گیر، خجالتی ، خرافاتی و از نظر اجتماعی منزوی هستند.

9-2- هیپومانیا

(شادمانی) شامل دورههای متناوب سرخوشی، تحریک پذیری و فعالیتهای بی حاصل و زائد، هیجان زدگی، پرش افکار و فعالیت افراطی که وسیله ای برای دفع افسردگی هستند.

10-2- درون گرایی –برون گرایی

برون گراها افرادی گرم، معاشرتی با اعتماد به نفس بالا، با جرات و خوش بیان و جمع گرا هستند، عاشق قدرت، شهرت و مقام اجتماعی هستند. درون گراها تنهایی را ترجیح میدهند خود کم بینی، پایین بودن اعتماد به نفس، ترسو، خجالتی و افراد دیگر آنها را گوشه گیر خشک و سرد توصیف میکنند.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی : لطفاًقبل از پاسخ دادن به نکات زیر توجه فرمایید :
ین پرسشنامه دارای 370 عبارت است .لطفاً عبارات را به دقت بخوانید وپاسخی که به بهترین نحو ، نظر شما را در رابطه با آن عبارت نشان میدهد با پاسخ بلی و خیرو با عدد ( 1 ) علامت بزند.
لطفاً جنسیت خود را با نوشتن عدد یک زیر جنسیت خودتان ثبت نماید جنسیت
زن مرد
نام ونام خانوادگی:    
سن: تحصیلات:
شغل:      
شماره عبارات بلی خیر
1 مجلات مکانیکی را دوست می دارم .    
2 اشتهایم خوب است .    
3 بیشتر روزهای تر وتازه واستراحت کرده از خواب بیدار می شوم .    
4 فکر می کنم که از کار کتابداری خوشم می آید .    
5 با کوچکترین صدا از خواب بیدار می شوم .    
6 پدرم مرد خوبی است ( در صورت فوت ) پدرم مرد خوبی بود .    
7 از خواندن مقالات جنایی در روزنامه ها خوشم می آید .    
8 دست وپایم معمولاٌ به اندازه کافی گرم اند .    
9 زندگی روزانه ام پر از چیز هایی است که مرا علاقه مند نگه می دارد .    
10 به همان اندازه در انجام کار قدرت دارم که قبلاٌ داشتم .    
11 بیشتر وقت ها مثل این که چیزی در گلویم وجود دارد.    
12 زندگی جنسی ام رضایت بخش است .    
13 مردم باید در فهم رویاهای خود بکوشند ، براساس آن عمل کنند ویا از آنها اندرز گیرند .    
14 از داستان های پلیسی ومرموز لذت می برم .    
15 تحت فشار زیاد کار می کنم .    
16 گاه به چیزهای خیلی بدی فکر می کنم که نمی توان درباره آنها صحبت کنم .    
17 مطمئنم که در زندگی کلاه سرم میرود.    
18 مشکل تهوع واستفراغ دارم .    
19 وقتی شغل جدیدی می گیرم ، دوست دارم بدانم که در این کار چه کسی مهم است تا خود را به او نزدیک کنم .    
20 به ندرت دچار یبوست می شوم .    
21 بعضی وقت ها خیلی دلم خواسته خانه وزندگی راترک گویم .    
22 مثل این که هیچکس مرا درک نمیکند .    
23 گاه آنچنان به خنده یا گریه می افتم که نمی توانم جلوی خودم را بگیرم.    
24 بعضی وقت ها ارواح شیطانی تسخیرم میکند .    
25 دوست دارم خواننده شوم .    
26 موقعی که به دردسر می افتم ، ترجیح می دهم دهانم را ببندم وحرفی نزنم .    
27 اگر کسی به من بدی کند ، حس می کنم فقط به خاطر تلافی باید در صورت امکان همان بلا را سرش بیاورم .    
28 هفته ای چند بار به علت ناراحتی معده دچار مشکل می شوم .    
29 گاهی وقتها دلم میخواهد فحش بدهم .    
30 هر چند شب یک بار دچار کابوس می شوم .    
31 مشکل است حواسم را روی کار یا شغلی متمرکز سازم .    
32 تجربه های مخصوص وعجیب وغریبی در زندگی داشته ام .    
33 به ندرت نگران سلامتی ام هستم .    
34 به خاطررفتارهای جنسی ام هیچ گاه دچار دردسر نشده ام .    
35 در جوانی ، گاه دزدی می کردم .    
36 بیشتر اوقات سرفه می کنم .    
37 بعضی وقت ها دلم میخواهد چیزهائی را بشکنم .    
38 دوره هائی به مدت چند روز ، چند هفته وبا چند ماه وجود داشته که کاری انجام نداده ام ، زیرا دست ودلم بکار نمی رفته .    
39 خوابم آشفته وناآرام است .    
40 بیشتر وقت ها بنظر می رسد که تمام سرم درد میکند .    
41 همیشه راست نمی گویم .    
42 اگر مردم برایم نمی زدند ، بیشتر از این ها موفقیت داشتم .    
43 قدرت قضاوتم بهتر از هر وقت دیگر است .    
44 در هفته ، یک یا چند بار ، ناگهان بدون دلیل مشخصی احساس داغی در تمام بدنم می کنم .    
45 به اندازه اغلب دوستانم از سلامت جسم برخوردارم .    
46 ترجیح می دهم ازکناردوستان دوران تحصیلی ویا اشخاصی که آنها را می شناسم ولی مدت ها است آنها را ندیده ام رد شوم وحرفی نزنم مگر آن که اول آنها ابراز آشنایی کنند .    
47 تقریباٌ هیچ وقت در ناحیه قلب ویا سینه احساس درد نمی کنم .    
48 بیشتر وقت ها ترجیح می دهم بنشینم وخیالبافی کنم تا این که کاری دیگر انجام دهم .    
49 آدم خیلی اجتماعی هستم .    
50 غالباً مجبور بوده ام دستورات کسی را اطاعت کنم که به اندازه من نمی دانسته است .    
51 تمام سرمقاله های یک روزنامه را هر روز نمی خوانم .    
52 به شیوه درستی زندگی نکرده ام .    
53 غالباً در قسمت هائی از بدنم احساسی مثل سوزش ، قلقلک ، مورمورشدن ویا خواب رفتن می کنم .    
54 خانواده ام ازشغلی که انتخاب کرده ام (یا از شغلی که تصمیم به انتخاب آن برای تمام عمردارم ) خوششان نمی آید .    
55 گاه روی مسئله ای آن قدر پا فشاری می کنم که دیگران تحمل شان را نسبت به من از دست میدهند .    
56 کاش به اندازه ای که دیگران دلشاد به نظر می رسند ، خوشحال بودم .    
57 خیلی به ندرت پشت گردنم احساس درد می کنم .    
58 فکر می کنم بسیارند مردمانی که برای جلب توجه وهمدردی دیگران بدبختیهای خودرا بزرگ ترجلوه میدهند .    
59 هرچند روز یک بار یا بیشتر در عمق معده ام احساس ناراحتی می کنم .    
60 وقتی با دیگران هستم صداهای عجیبی می شنوم که مرا ناراحت میکند .    
61 شخص مهمی هستم .    
62 اغلب آرزو کرده ام کاش دختر بودم ( یا اگر دختر هستید) از این که دخترم هیچ گاه احساس تاسف نکرده ام.    
63 احساسم به آسانی جریحه دار نمیشود .    
64 از خواندن داستان های عاشقانه لذت می برم .    
65 بیشتر اوقات غمگینم .    
66 بهتر بود اگر تمام قوانین را دور می ریختند.    
67 شعر را دوست دارم.    
68 گاه حیوانات را آزار می دهم .    
69 فکر می کنم از کار جنگلبان خوشم بیاید.    
70 در جر وبحث با دیگران به سادگی مغلوب می شوم .    
71 در این روزها امید مهم شدن خود را در آینده ، به سهولت از دست می دهم .    
72 گاه روح از بدنم میرود .    
73 واقعاً اعتماد به نفس ندارم .    
74 دوست دارم گلفروش باشم .    
75 معمولاً احساس می کنم که زندگی با ارزش است .    
76 قبولاندن حقیقت به مردم جر وبحث بسیار میخواهد .    
77 هر چند وقت یکبار کار امروز را به فردا می افکنم .    
78 اکثر کسانیکه مرا می شناسند ، از من خوششان می آید .    
79 اگر مسخره ام کنند اهمیت نمی دهم .    
80 کاش پرستار بودم .    
81 فکر می کنم اکثر مردم برای ترقی کردن متوسل به دروغ گوئی میشوند .    
82 کار هائی زیادی از من سر می زند که بعداً از انجام آنها پشیمان می شوم ( به نظر می رسد پشیمانی من بیش از دیگران است ) .    
83 با افراد خانواده ام به ندرت جر وبحث می کنم .    
84 دو سه باری به دلیل سوء رفتار ، از مدرسه اخراج شده ام .    
85 بعضی وقت ها به انجام کاره های مضر وناراحت کننده علاقمند می شوم .    
86 دوست دارم به مهمانی ومجالس بزن وبکوب بروم .    
87 با مسائلی برخورد کرده ام که راه حل های متعدد داشتهاند ومن نتوانسته ام درباره آنها تصمیم بگیرم .    
88 معتقدم که زنان باید به اندازه مردان آزادی جنسی داشته باشند .    
89 سخت ترین مبارزات من با خودم است .    
90 پدرم را دوست دارم ( ودر صورت فوت ) پدرم را دوست می داشتم .    
91 خیلی کم از پرش وانقباض عضله نارحت می شوم .    
92 اهمیت نمی دهم چه بر سرم می آید .    
93 هر وقت حالم خوب نیست کج خلق می شوم .    
94 بیشتر وقتها احساس می کنم کاری خلاف وشیطانی انجام داده ام .    
95 بیشتر اوقات خوشحالم .    
96 اشیاء ، حیوانات ویا افرادی را در اطراف خودم می بینم که دیگران نمی بینند .    
97 مثل اینکه بیشتر وقتها سرم سنگین ویا دماغم گرفته است .    
98 بعضی ها چنان رئیس مابند که حتی وقتی می دانم حق با آنها ست دلم میخواهد خلاف دستورشان عمل کنم .    
99 کسی در کارم کارشکنی میکند .    
100 هیچگاه کار خطرناکی را به جهت هیجان آن انجام نداده ام .    
101 اغلب احساس می کنم که نواری محکم دور سرم بسته شده .    
102 گاه عصبانی می شوم.    
103 از بازی یا مسابقه ورزشی زمانی بیشتر لذت می برم که روی آن شرط بندی می کنم .    
104 درستکاری بیشتر مردم بخاطر ترس از رسوائی است .    
105 در مدرسه بعضی وقت ها به سبب رفتار ناپسند به دفتر مدیر احضار می شد .    
106 لحن کلامم مثل همیشه است ( نه تند ، نه آهسته ، نه جویده ونه گرفته )    
107 آداب غذا خوردنم در خانه ،بخوبی زمانی نیست که با دیگران در خارج از خانه غذا می خورم .    
108 هر کس که بتواند وبخواهد زیاد کا رکند ، شانس زیادی برای موفقیت دارد .    
109 مثل اینکه تقریباً به اندازه اطرافیانم لایق وبا هوش هستم .    
110 برای کسب منفعت یا حفظ یک موقعیت ، اکثر مردم حاضرند دست به تقلب هم بزنند .    
111 دچار ناراحتی شدید معده هستم .    
112 هنر های دراماتیک ( نمایش ، تاتر وغیره ) را دوست دارم .    
113 می دانم مسئول اغلب گرفتاریهایم کیست .    
114 گاه چنان شیفته وسایل خصوص دیگران ، چون کفش ، دستکش وغیره می شوم که دلم میخواهد آنها را بردارم ویا به سر قت برم ، حتی اگر مصرفی برایشان نداشته باشم .    
115 منظره خون نه مرا می ترساند ونه حالم را بهم می زند .    
116 اغلب اوقات نمی توانم بفهم چرا تا این حد عصبی وبد خلق شده ام .    
117 هیچوقت با استفراغ ویا سرفه ، خون بالا نیاورده ام .    
118 از ابتلا به بیماری نگران نیستم .    
119 از جمع آوری گل وپرورش گیاه خانگی خوشم می آید.    
120 مکرراً متوجه شده ام که باید برای آنچه صحیح می پندارم مبارزه کنم .    
121 هیچگاه به اعمال غیر عادی جنسی دست نزده ام .    
122 گاه افکارم سریتعر از آن پیش رفته که بتوانم آنها را بیان کنم .    
123 اگر بتوانم بدون خرید بلیط وارد سینما شوم ومطمئن باشم کسی متوجه نمیشود این کار را می کنم .    
124 وقتی کسی کار خوبی در حق من انجام میدهد ، غالباً درباره دلیل پنهانی وخصوصی وی در انجام آن کار شک می کنم .    
125 گمان دارم زندگی خانوادگی ام به خوشی زندگی اغلب کسانی است که می شناسم .    
126 به اجرای قاطع قانون معتقدم .    
127 انتقاد یا سرزنش مر ابشدت می رنجاند .    
128 دوست دارم آشپزی کنم .    
129 اعمال اطرافیان ، رفتار مراتاحدی زیادی تحت تاثیر قرار میدهد.    
130 گاه واقعاً احساس می کنم آدم بی فایده ای هستم .    
131 در بچگی من وگروه دوستانم سعی می کردیم در همه مشکلات نسبت به هم وفادار باشیم .    
132 به زندگی پس از مزگ معتقدم .    
133 دوست دارم یک سرباز باشم .    
134 گاه دلم میخواهد با کسی کتک کاری کنم .    
135 اغلب اوقات چون نتوانسته ام به اندازه کافی سریع تصمیم بگیرم ، چیزهائی رااز دست داده ام .    
136 وقتی در حال انجام کاری مهم هستم ، اگر کسی سئوالی از من کند ویا بخواهد به نحوی مزاحم کارم شود ، از کوره در می روم .    
137 عادت داشتم خاطرات روزانه ام را یادداشت کنم .    
138 به نظرم علیه من توطئه میشود .    
139 ترجیح می دهم در بازی برنده باشم تابازنده .    
140 اغلب شبها بدون فکر یاخیال ناراحت کننده به خواب می روم .    
141 در چند سال اخیر، اغلب اوقات سلامت بوده ام .    
142 هیچوقت دچار حمله یا تشنج نشده ام .    
143 وزنم نه زیاد است ونه کم .    
144 فکر می کنم کسی در تعقیبم است .    
145 خیال می کنم اغلب بی جهت تنبیه می شوم .    
146 به آسانی به گریه می افتم .    
147 چیزهائی را که می خوانم به خوبی گذشته نمی فهمم .    
148 هیچوقت حالم بهتر از حالا نبوده است .    
149 گاهی احساس می کنم که فرق سرم حساس شده است .    
150 بعضی وقتها احساس می کنم انگار باید خودم یا دیگری را مجروح کنم .    
151 خیلی ناراحت می شوم اقرار کنم کسی توانسته زیرکانه سرم را کلاه گذارد .    
152 زود خسته نمی شوم .    
153 دوست دارم افراد سرشناس را بشناسم زیرا شناخت آنها احساس مهم بودن به من میدهد .    
154 وقتی از بلندی به پایین نگاه می کنم می ترسم .    
155 از گرفتاری قانونی هیچ یک از اعضاء خانواده ام ناراحت نمی شوم .    
156 فقط زمانی که از این طرف به آن طرف سیر وسیاحت می کنم ، دلشادم .    
157 طرز فکر دیگران درباره من ناراحتم نمیکند .    
158 از مسخره بازی در میهمانی ناراحت می شوم ، حتی اگر دیگران دست به چنین کاری زنند .    
159 هیچوقت غش نکرده ام .    
160 مدرسه را دوست داشتم .    
161 برای آنکه معلوم نشود آدم خجولی هستم ، با ید مرتباً با خود مبارزه کنم    
162 کسی سعی در مسموم کردنم داشته است .    
163 از مار زیاد نمی ترسم .    
164 هیچوقت یا به ندرت دچار سر گیجه می شوم .    
165 حافظه ام خوب است .    
166 درباره مسائل جنسی نگران هستم .    
167 به هنگام آشنا شدن با افراد جدید ، سر صحبت باز کردن برایم سخت است .    
168 در زندگی ام دوره هائی وجود دارد که در آن دست به کارهائی زده ام ، بدون آنکه بدانم چه کرده ام .    
169 وقتی حوصله ام سر میرود ، دلم میخواهد شلوغ کنم .    
170 می ترسم عقلم را از دست بدهم .    
171 باپول دادن به گدا مخالفم.    
172 وقتی می خواهم کاری انجام دهم ،غالباً متوجه می شوم که دستم می لرزد.    
173 می توانم مدتی طولانی مطالعه کنم ،بدون آنکه چشمم خسته شود .    
174 دوست دارم راجع به کارهائی که انجام می دهم مطالعه کنم .    
175 بیشتر اوقات در تمام تنم احساس ضعف می کنم .    
176 خیلی کم دچار سردرد می شوم .    
177 مهارت ودقت دستهایم کم نشده .    
178 گاه که از چیزی خجالت می کشم خیلی عرق می کنم واز این حیث ناراحت می شوم .    
179 در حفظ تعادل به هنگام راه رفتن تاکنون مشکلی نداشته ام .    
180 در ذهنم اختلالی وجود دارد .    
181 تا به حال تنگی نفس یا آسم نداشته ام .    
182 حمله هائی به من دست داده که طی آن نمی توانستم حرکات وگفتار خود را کنترل کنم ، ولی درعین حال می دانستم در اطرافم چه می گذرد .    
183 همه کسانی را که می شناسم دوست می دارم .    
184 خیلی کم خیالبافی می کنم .    
185 کاش این قدر خجالتی نبودم .    
186 از انجام امور مالی ترس ندارم .    
187 اگر خبرنگار بودم دوست می داشتم اخبار تئاتر را گزارش کنم .    
188 از بازی وسرگرمیهای مختلف لذت زیاد می برم .    
189 از لاس زدن خوشم می آید .    
190 اطرافیانم با من مثل یک بچه رفتار میکنند تافردی بالغ .    
191 دلم میخواهد روزنامه نگار باشم .    
192 مادرم زن خوبی است ( ودر صورت فوت ) مادرم زن خوبی بود .    
193 هنگام راه رفتن خیلی سعی می کنم روی شکاف پیاده رو پا نگذارم .    
194 روی پوستم جوشی نزده وترکی نخورده که موجب نگرانیم شود .    
195 محبت وصمیمت در خانواده من، درمقایسه با سایر خانواده ها خیلی کمتر است .    
196 غالباً از چیزی دلواپسی دارم .    
197 فکر می کنم کار یک مقاطعه کار ساختمان را دوست دارم .    
198 اغلب اوقات صداهائی می شنوم که نمی دانم از کجا می آید .    
199 به علم علاقمندم .    
200 برایم مشکل نیست از دوستان کمک بخواهم ، حتی اگر نتوانم محبت ایشان را جبران کنم .    
201 از شکار خیلی خوشم می آید .    
202 والدینم اغلب نسبت به اشخاصی که با آنها معاشرت داشتم اعتراض می کردند .    
203 گاه کمی غیبت می کنم .    
204 حس شنوائی من ظاهراً بخوبی سایر ین است .    
205 بعصی از افراد خانواده عادتی دارند که سبب ناراحتی وعصبانیت زیاد من میشود .    
206 گاهی اوقات احساس می کنم به شکلی غیر عادی وخیلی سهل تصمیم می گیرم .    
207 دوست دارم عضو چند باشگاه باشم .    
208 به ندرت متوجه می شوم که قلبم تند می زند وخیلی هم کم دچار تنگی نفس می شوم .    
209 دوست دارم درباره مسائل جنسی حرف بزنم .    
210 دوست دارم به جاهائی که ندیده ام سفر کنم .    
211 برنامه زندگی به من الهام شده است که تا کنون براساس وظیفه ، آنرا به دقت دنبال کرده ام .    
212 بعضی وقتها سد راه دیگران شده ام ، نه به دلیل اهمیت کارشان بلکه بخاطراصول .    
213 زود عصبانی می شوم ولی زودهم فروکش می کنم .    
214 کاملاً مستقل وآزاد از مقررات خانواده بوده ام .    
215 خیلی غصه می خورم .    
216 کسی سعی کرده جیبم را بزند .    
217 تقریباً همه خویشاوندانم با من همدردند.    
218 گاه آنچنان بی قرارم که نمی توانم مدتی طولانی یک جا بنشینم .    
219 در عشق ناامیدشده ام.    
220 هرگز از قیافه ام نگرانی ندارم    
221 اغلب چیزهائی به خواب می بینم که بهتر است نزد خود محرمانه نگهدارم .    
222 نکات مهم امور جنسی را باید به کودکان آموخت .    
223 معتقدم که بیش از دیگران عصبی نیستم .    
224 خیلی کم درد دارم ، یا اصلاً ندارم .    
225 روش من برای انجام کارها ، سبب سوء تعبیر دیگران میشود .    
226 گاهی اوقات بدون هیچ دلیلی وحتی هنگامی که اوضاع ناجور است نشاط فراوان به من دست میدهد وخود را برفراز ابرها احساس می کنم .    
227 کسانی را که می خواهند خواسته هایشان را در این دنیا به هر قیمتی که شده به چنگ آورند ، ملامت نمی کنم .    
228 هستند افرادی که سعی دارند عقایدم را بدزدند.    
229 گاه چنان دچار بهت وحیرت شده ام که سبب وقفه در کارم گشته و نمی دانسته ام در اطرافم چه می گذرد .    
230 می توانم با کسانی که کارهایشان به نظر من اشتباه است رفتاری دوستانه داشته باشم .    
231 دوست دارم در جمعی باشم که با یکدیگر شوخی ومزاح میکنند .    
232 گاهی اوقات در انتخابات به کسانی رای می دهم که درباره شان اطلاع خلیی کمی دارم .    
233 شروع هر کاری برایم مشکل است .    
234 معتقدم آدمی نفرین شد ه ام .    
235 در مدرسه دیر درس را یاد می گرفتم .    
236 اگر نقاش بودم دوست داشتم گل بکشم .    
237 از اینکه چهره زیباتری ندارم ، نارحت نیستم .    
238 حتی در روزهای خنک هم زود عرق می کنم .    
239 کاملاً اعتماد به نفس دارم .    
240 گاهی اوقات دزدی نکردن ویا کش نرفتن چیزی از مغازه برایم غیر ممکن بوده است .    
241 مطمئن تر است که به هیچ کس اعتماد نکنم .    
242 هفته ای یکبار یا بیشتر بشدت هیجان زده می شوم .    
243 وقتی در میان جمع هستم ، یافتن مطلب مناسب برای صحبت برایم مشکل است .    
244 وقتی دلم می گیرد ، غالباً یک چیز هیجان انگیز می تواند از آن حالت بیرونم آورد .    
245 وقتی که خانه را ترک می کنم نگران قفل بودن در وبسته بودن پنجره ها نیستم .    
246 معتقدم که گناهانم بخشنودنی نیستند .    
247 یک یا چند جای پوستم بی حس است .    
248 وقتی دیگران خودشان اجازه سوءاستفاده میدهند ،من فردی را که از آنها سوء استفاده میکند راملامت نمی کنم .    
249 قدرت بینائی ام بخوبی سالهای قبل است .    
250 بعضی وقتها آنقدر مجذوب زیرکی بعضی از مجرمین شده ام که آرزو می کردم گیر نیفتند .    
251 اغلب احساس کرده ام که غریبه ها انتقاد آمیز به من نگاه میکنند .    
252 مزه همه چیز برایم یکسان است .    
253 روزانه بطور غیر عادی مقدار زیادی آب می نوشم .    
254 اکثر مردم دوست می گیرند ، چون احتمالاً دوستان برایشان مفید خواهند بود .    
255 خیلی کم متوجه شده ام که گوشهایم زنگ بزنند ویا وزوز کنند .    
256 گاهی اوقات نسبت به افراد خانواده ام که معمولاٌ دوستشان دارم ، احساس تنفر می کنم .    
257 اگر خبرنگار بودم دوست داشتم خبرهای ورزشی را گزارش کنم .    
258 در طول روز می توانم بخوابم ولی شبها خوابم نمی برد .    
259 مطمئن هستم پشت سرم غیبت میکنند .    
260 گاه به شوخیهای مستحجن وبی ادبی می خندم .    
261 در مقایسه با دوستانم کمتر می ترسم .    
262 هر گاه در جمعی از من خواسته شود درباره موضوعی که از آن آگاهم بحث واظهار نظر کنم ، خجالت نمی کشم .    
263 وقتی می بینم جنایت کاری بوسیله دفاع یک وکیل زبردست از مجازات رهائی مییابد از قانون بیزار می شوم .    
264 در نوشیدن مشروبات الکلی افراط کرده ام .    
265 احتمالاً با مردم صحبت نمی کنم مگر آنکه آنها سر صحبت را با من باز کنند .    
266 هیچ گاه با قانون در گیری نداشته ام .    
267 بعضی وقت ها بدون هیچ دلیل خاصی احساس سرحال بودن می کنم .    
268 کاش افکار مربوط به مسائل جنسی ناراحتم نمی کرد .    
269 اگر برای چند نفر گرفتاری پیش آید بهترین کاراین است که داستانی بسازندوهمگی درباره آن یک جور اظهار نظرکنند .    
270 از مشاهده رنج کشیدن حیوانات ناراحت نمی شوم .    
271 فکر می کنم احساساتم از بیشتر مردم شدیدتر است .    
272 هیچ وقت در زندگی از عروسک بازی خوشم نیامده .    
273 اغلب اوقات زندگی برایم فشار آور است .    
274 در بعضی از مسائل آنقدر حساسیت دارم که نمی توانم درباره آنها حرف بزنم .    
275 صحبت کردن در مقابل کلاس در مدرسه خیلی برایم مشکل بود .    
276 مادرم را دوست دارم ( ودر صورت فوت ) مادرم را دوست داشتم .    
277 حتی وقتی هم با دیگران هستم غالباً احساس تنهائی می کنم .    
278 از همدردی دیگران به حد کافی برخوردار می شوم .    
279 از شرکت در بعضی بازیهائی که خوب بلد نیستم امتناع می ورزم .    
280 بنظر می رسد من نیز به سرعت دیگران دوست پیدا می کنم .    
281 دوست ندارم اطرافم شلوغ باشد .    
282 به من گفته اند که در خواب راه می روم .    
283 کسی که بخاطر محافظت نکردن از اشیا ارزشمندی ،دزدی را برای سرقت وسوسه میکند ، به اندازه دزد قابل سرزنش است .    
284 فکر می کنم تقربیاً همه مردم برای فرار از گرفتاری متوسل به دروغ میشوند .    
285 من حساس تر از بیشتر مردم هستم .    
286 اغلب مردم باطناً دوست ندارند برای کمک به دیگران قدمی بردارند .    
287 اغلب خوابهای من درباره موضوعات جنسی است .    
288 والدین واعضاء خانواده ام بیش از حد لزوم از من ایراد می گیرند .    
289 به آسانی شرمنده ( خجالت زده )می شوم .    
290 نگران در آمدوکارم هستم .    
291 هرگز عاشق کسی نشده ام .    
292 کارهائی که بعضی از افراد خانواده ام انجام داده اند مرا ترسانده است .    
293 تقریباً هیچ وقت خواب نمی بنینم .    
294 روی گردنم اغلب لکه های سرخ دیده میشود .    
295 هیچ وقت دچار فلج یا ضعف غیر عادی عضلانی نشده ام .    
296 گاه بی آنکه سرما خورده باشم صدایم می گیرد وقادر به تکلم نمی باشم .    
297 اکثراً پدرم ومادرم حتی در مواردی که غیر منطقی به نظرم می رسید مجبور به اطاعتم می گردند.    
298 گاه بوهای عجیب وخاصی به مشامم می رسد .    
299 نمی توانم فکرم را روی یک موضوع متمرکز کنم .    
300 دلیل دارم که نسبت به یک یا چند تن از اعضاء خانواده ام احساس حسادت کنم .    
301 بیشتر اوقات درباره کسی یا چیزی احساس اضطراب می کنم .    
302 به آسانی حوصله ام از دیگران سر میرود .    
303 اغلب اوقات آرزو می کنم کاش مرده بودم .    
304 بعضی وقتها چنان هیجان زده ام که مشکل به خواب می روم .    
305 مسلماً بیش از سهم خود ، در مورد چیز ها نگران بوده ام .    
306 دیگران به آنچه برسر انسان می آید اهمیت چندانی نمیدهند .    
307 گاه گوشم چنان خوب می شنود که نگران می شوم .    
308 آنچه را که دیگران به من می گویند بلافاصله فراموش می کنم .    
309 معمولاً باید قبل از انجام کاری ، هر قدر کوچک وبی اهمیت ، مکث کنم وبه تفکر پردازم .    
310 در خیابان اغلب مسیرم را تغییرمی دهم تا با کسی که می شناسم روبرو نشوم .    
311 اغلب احساس می کنم که اشیا ءواقعی نیستند .    
312 تنها قسمت جالب روزنامه بخش فکاهیاتش است .    
313 به شمردن چیزهای بی اهمیت مثل تیر چراغ برق ولامپ وغیره عادت دارم .    
314 دشمنانی ندارم که واقعاً بخواهند به من آسیب برسانند .    
315 در مقابل اشخاصی که بیش از حد انتظارم رفتاری دوستانه با من دارند ، حالت دفاعی به خود می گیرم .    
316 افکار عجیب وخاصی دارم .    
317 وقتی که باید برای مسافرت کوتاهی از خانه خارج شوم ، مضطرب وناراحت می شوم .    
318 معمولاً انتظار دارم در انجام کارهایم موفق شوم .    
319 وقتی تنها هستم صداهای عجیبی می شنوم .    
320 از اشخاص یا چیزهائی که می دانم نمی توانسته اند به من صدمه ای زنند ،ترسیده ام .    
321 از این که سر خود وارد اطاقی شوم که دیگران جمع اند ومشغول گفتگو ، ترسی ندارم .    
322 از بکار بردن چاقو ویا هر چیز خیلی برنده ونوک تیز می ترسم .    
323 گاه از اذیت کردن کسانی که دوستشان دارم لذت می برم .    
324 به آسانی می توانم دیگران راازخودبترسانم وگاه این کاررابعنوان تفریح انجام می دهم .    
325 به نظر می رسد که بیشتر از دیگران در تمرکز فکر دچار اشکال می شوم .    
326 از آنجائی که به توانائی خود اعتماد نداشته ام بارها از انجام کار منصرف شده ام .    
327 لغات بد وغالباً خیلی زشت به فکرم می رسند ونمی توانم آنها رااز سر بیرون کنم .    
328 گاهی اوقات فکری بی اهمیت به ذهنم خطور میکند وچندین روز آزارم میدهد .    
329 تقریباً همه روزه اتفاقی می افتد که مرا می ترساند .    
330 گاه سرشار از انرژی ونیرو هستم .    
331 معمولاً کارها را سخت می گیرم .    
332 چه بسا کسی که دوستش دارم آزارم داده ، ولذت هم برده ام .    
333 مردم حرفهای بد وتوهین آمیز درباره من می زنند .    
334 در جای سر پوشیده ودر بسته احساس نارحتی می کنم .    
335 بیشتر از حد معمول کمرو وخجالتی نیستم .    
336 کسی روی فکرمن کنترل دارد .    
337 در میهمانی ها بیشتر تنها ویا کنار فقط یک نفر دیگر می نشینم وبه جمع ملحق نمی شوم .    
338 غالباً از مردم مایوس می شوم .    
339 بعضی اوقات احساس کرده ام مشکلات آنچنان انبوه وزیادند که نمی توانسته ام بر آنها فائق آیم .    
340 رفتن به مجالس رقص را دوست دارم .    
341 بعضی اوقات به نظر می رسد که فکرم کندتر از معمول کار میکند .    
342 در اتوبوس قطار وغیره که هستم اغلب با افراد غریبه حرف می زنم .    
343 از مصاحبت کودکان لذت می برم .    
344 از قمار کردن برسر چیز های کوچک خوشم می آید .    
345 اگر موقعیتی به من داده شود ، می توانم کارهای بسیار سودمند برای جهان انجام دهم .    
346 بارها کسانی را ملاقات کرده ام که در کار متخصص تلقی می شدند ولی بهتر از من نبودند .    
347 وقتی خبر موفقیت کسی را که خوب می شناسم می شنوم ، احساس شکست می کنم .    
348 اغلب فکر می کنم « کاش دوباره بچه می شدم » .    
349 هیچگاه مثل زمانی که تنها یم شاد نیستم .    
350 اگر فرصت مناسبی به چنگ آورم رهبر خوبی برای مردم می شوم .    
351 از داستانهای زشت ودور از ادب خجالت می کشم .    
352 مردم معمولاً برای حقوق خود احترام بیشتری قائلند تا برای حقوق دیگران .    
353 از حضور در اجتماعات فقط برای بودن با مردم لذت می برم .    
354 سعی می کنم داستانهای خوب را به خاطر بسپارم تا آنها را برای دیگران باز گو کنم .    
355 یکی دوباردرزندگی احساس کرده ام که کسی می خواسته بوسیله هیپنوتیزم ( خواب کردن ) مرا وادار به انجام کاری نماید .    
356 برایم مشکل است کاری را به عهده گرفته ام ، حتی برای مدت کوتاهی کنار بگذارم .    
357 اغلب در جریان صحبتها وغیبت های گروهی که به آن تعلق دارم نیستم .    
358 غالباً مردم به ایده های خوب من حسادت می ورزند فقط به خاطر آن که چرا قبلاً به ذهن خودشان خطور نکرده بود .    
359 از هیجان گروه واجتماعات لذت می برم .    
360 از ملاقات غریبه ها با کی ندارم .    
361 کسی سعی کرده افکارم را تحت تاثیر قرار دهد.    
362 به یاد می آورم که با تظاهر به بیماری ، خودرا ازانجام کاری خلاص کرده ام .    
363 وقتی که در جمع دوستان دل زنده هستم به نظر می رسد که نگرانیهایم رفع میشود .    
364 وقتی با شرایط سخت ودشواری روبرو می شوم دلم میخواهد زود آن را ول کنم .    
365 دلم میخواهد دیگران موضع مرا در مسائل بدانند.    
366 گاهی از اوقات آن قدر سرشار از انرژی ونیرو بوده ام که احساس می کردم تا چندین روز پشت سرهم احتیاج به خواب ندارم .    
367 در صورت امکان از حضور در جمع اجتناب می کنم .    
368 از رویاروئی با بحران ومشکلات دوری می جویم .    
369 اگر به نظر دیگران کاری را که قصد انجامش را دارم ، بی ارزش است ، حاضرم از آن صرف نظر کنم .    
370 از میهمانی وگرد همائی لذت می برم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

شناسایی این که ما با دنیا چگونه تبادل و تعامل می کنیم، انرژی خود را به کجا هدایت می کنیم، اطلاعات را چگونه جمع آوری می کنیم، چگونه تصمیم می گیریم و ترجیح می دهیم در شرایط سازمان یافته فعالیت می کنیم یا استقلال بیشتری داشته باشیم.

اطلاعات در یک پیوستار از صفر تا پانزده پردازش میشود که عدد بیشتر غالب بودن آن گرایش یا کارکرد را نشان میدهد و دارای دو گرایش و دو کارکرد میباشد و شامل:

2- گرایش کلی

که تعیین میکند با دنیا چگونه تبادل و تعامل می کنیم و شامل:

1-2- برون گرایی

برون گراها افرادی اجتماعی، دوستدار دیگران، باجرأت، فعال، سرخوش، با انرژی، خوشبین، دوستدار هیجان و تحریک و امیدوار به موقعیت هایشان وآینده، کنجکاو و در عمل قاطع، فعال و اهل گفتگو هستند. این افراد علاقمند به تحقیق و پژوهش می باشند.

2-2- درون گرایی

درون گراها افرادی محافظه کار، مستقل، تکرو، خجالتی، خوددار، یکنواخت و متعادل، کمرو و دوستدار تنهایی هستند.

3- کارکرد اصلی

که تعیین میکند چگونه اطلاعات را جمع آوری می کنیم و شامل:

1-3- حسی (S)

افرادی که ترجیح میدهند با استفاده از چشم و گوش و دیگر حواس پنجگانه به آنچه که در اطرافشان می گذرد پی ببرند و به ویژه آنها به هر آنچه که در اطرافشان وجود دارد، توجه میکنند و آن را به خوبی درک میکنند.

2-3- شهودی (N)

اشخاصی که ترجیح میدهند با دیدن " تصویر بزرگ از آنچه هست" و تمرکز بر پیوندها و ارتباطات موجود میان حقایق، اطلاعات را درک کنند و آنها به ویژه ترجیح میدهند با درک و دیدن امکانات جدید ( خلاقیت ) و روشهای مختلف انجام کارها، اطلاعات را جمع آوری کنند.

4- کارکرد مُعین

که تعیین میکند چگونه تصمیمگیری می کنیم، شامل

1-4- فکری (T)

افرادی که در تصمیمگیری از تفکر استفاده میکنند ( به نتایج منطقی انتخاب با عمل توجه دارند) آنها سعی دارند از لحاظ فکری خود را از یک موقعیت جدا کرده و بی طرفانه و به شکل عینی آن را آزموده و علت و معلول را تجزیه و تحلیل کنند.

2-4- احساسی ( F)

به احساسات دیگران توجه میکنند، نیازها و ارزشها را درک میکنند، احساساتشان را نشان میدهند.

گرایش خاص که تعیین میکند ما ترجیح می دهیم در شرایط سازمان یافته فعالیت کنیم یا استقلال بیشتر ی داشته باشیم، شامل

3-4- منضبط (J)

تابع قانون بوده و بر اساس آن برنامه خودشان را بطور دقیق مشخص کرده و بر انجام آنها در سر وقت تعیین شده پافشاری میکنند.

4-4- ملاحظه کار (P)

قوانین را خودشان تعیین میکنند و در انجام کارهایی که از قبل پیش بینی نشده یا فعالیتهایی که به سرعت و واکنش فوری نیاز دارد، موفق هستند.

 

5- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی :
هر یک از عبارات زیر را به دقت بخوانید و مشخص کنید که کدام یک از عبارات شما را خوب توصیف میکند و جلوی همان عبارت عدد (1)بگذارید.
نام و نام خانوادگی: سن: تحصیلات :
شغل:    
1- الف : معمولاً احساسات وعواطف خود را درخویش نگه می دارم .  
ب : معمولاً احساسات وعواطف خودرا بادیگران وبه راحتی درمیان می گذارم .  
2- الف : امور قطعی وعینی، مهم هستند .  
ب : نظریه ها مهم هستند.  
3- الف : هنگام تصمیمگیری به آنچه که منطق وخرد بر آن حکم میکند، عمل می کنم .  
ب : هنگام تصمیمگیری به آنچه که عاطفه ودل گواه میدهد ، عمل می کنم .  
4- الف : مابل هستم انعطاف پذیر باشم ودرلحظه های آخر تصمیم بگیرم .  
ب : مایل هستم همه چیز برنامه ریزی شده باشد .  
5- الف : کم ولی عمیق  
ب : زیاد ولی سطحی  
6- الف : واقعیات عینی (آنچه که وجود دارد ) را مورد بررسی قرار می دهم .  
ب : حقایق ( آنچه که باید وجود داشته باشد ) را با قدرت تخیل خود مجسم می کنم .  
7- الف : قاضی و داور عادل بهتر است .  
ب : معلم ومربی مهربان بهتر است .  
8- الف : ترجیحاً ملاقاتها ودیدارهای خود را هر طور که پیش آید وبراساس موقعیت آزادانه انجام می دهم .  
ب : : ترجیحاً دیدار با افراد و وعده ملاقات خود را از پیش تعیین می کنم .  
9- الف : کم حرف ومحتاط هستم .  
ب : توجه دیگران را به خود جلب می کنم .  
10- الف : اگر معلم بودم ترجیح می دادم ، دروسی را تدریس کنم که واقعیات و امور قطعی وعینی را شامل شوند .  
ب : اگر معلم بودم، ترجیحاً دروسی را تدریس می کردم که حقایق ونظریه ها و تئوری ها را شامل شوند .  
11- الف : قاطع ، محکم واستوار  
ب : انعطاف پذیر ، ملایم ولطیف  
12- الف : غالباً انجام کارهای پیش پا افتاده و جزئی را فراموش می کنم .  
ب : به منظور جلوگیری از فراموش شدن انجام کارها ،آنها را یادداشت می کنم .  
13- الف : در مهمانی ها ،جلسات وگردهمایی ها ، منتظر می مانم تا دیگران به سوی من بیایند .  
ب : در مهمانی ها ،جلسات وگردهمایی ها من سر صحبت را با دیگران باز می کنم .  
14- الف : گفتار مشروح و صریح  
ب : مفاهیم ادبی  
15- الف : برنامه ریزی و آینده نگری  
ب : توجه کمتر به آینده  
16- الف : معمولاً کارها را شروع می کنم وحین اجرا به رفع اشکالات اجرایی وتدارک مورد نیاز می پردازم .  
ب : قبل از اجرای طرح ها وکارها برنامه ریزی را انجام می دهم .  
17- الف : دوستان کمتر ولی تماس بیشتر  
ب : دوستان بیشتر ولی تماس کمتر  
18- الف : واقعی ومشخص  
ب : بر اساس قوه تخیل و ذوق  
19- الف : منطق و دلیل  
ب : احساس وعاطفه  
20- الف : در انجام کارهایی که از قبل پیش بینی نشده وبا فعالیتهایی که به سرعت وعکس العمل فوری نیاز دارد ، موافق هستم .  
ب : در انجام کار هایی که بر اساس طرح و برنامه میباشد موفق هستم .  
21- الف : به طور معمول دوستان کمی داشته ولی روابط صمیمانه ای دارم .  
ب : به طور معمول با افراد زیادی دوستی و آشنایی دارم .  
22- الف : به امور قطعی ومسلم و واقعیات جاری توجه دارم .  
ب : به پیش بینی اتفاقات وعلل وقایع فکر می کنم .  
23- الف : مغز من بر قلب من حاکم است .  
ب : قلب من بر مغز من حاکم است .  
24- الف : معمولاً در کارهای روزانه مایلم بر حسب ضرورتها وفوریت هایی که پیش می آید عمل کنم .  
ب : معمولاً در کارهای روزانه مایلم که طبق برنامه عمل کنم .  
25- الف : از احساسات و عواطف درونی خود کمتر با دیگران صحبت می کنم .  
ب : افکار و عواطف خود را آزاد وراحت بیان می کنم .  
26- الف : کلمه مشخص و دقیق  
ب : کلمه تمثیلی و کنایه ای  
27- الف : آدم منصف  
ب : آدم قدردان  
28- الف : معمولاً کارها را شروع می کنم ودر حین اجرا به رفع مشکلات پیش آمده می پردازم .  
ب : معمولاً قبل از شروع کارها مقدمات کار را آماده ومشکلات را پیش بینی می کنم .  
29- الف : کارهای فردی  
ب : کارهای گروهی  
30- الف : واقعیات ( آنچه که هست ) و پدیده ها  
ب : حقایق ( آنچه که باید باشد) وایده ها  
31- الف : عدل و انصاف  
ب : بذل وبخشش  
32- الف : تهیه فهرست از کار هایی که باید در روز تعطیل انجام داد را کاری بیهوده وعبث می دانم .  
ب : تهیه فهرست از کار هایی که باید در روز تعطیل انجام داد را کاری جدی و سودمند می دانم .  
33- الف : معمولاً در مهمانی ها ومجالس با شخص یا اشخاصی که از قبل می شناسم گفتگو می کنم .  
ب : معمولاً در مهمانی ها ومجالس به دنبال اشخاص جدیدی هستم تا با آنها گفتگو کرده وآشنا شوم .  
34- الف : دوستان من اکثراً واقع گرا و واقع بین هستند .  
ب : دوستان من اکثراً کسانی هستند که قوه تخیل قوی دارند .  
35- الف : فردی که با دلایل و استدلال با موضوعات برخورد کند ، بهتر است .  
ب : فردی که با عاطفه و احساس واقعی و دلسوزی با موضوعات برخورد میکند بهتر است .  
36- الف : غالباً خود را ملزم به انجام کارهای سر وقت معین و مشخص ندانسته و خود را در محدوده زمان مقید نمی کنم .  
ب : غالباً برنامه خود را به طور مشخص و دقیق تعیین کرده وبر انجام آنها در سر وقت مقرر اصرار می ورزم .  
37- الف : آرام و کم صدا  
ب : با نشاط وفعال  
38- الف : دوست دارم فردی واقع گرا ودقیق باشم .  
ب : دوست دارم فردی مبتکر وخلاق باشم .  
39- الف : به تجزیه وتحلیل موضوعات علاقه دارم .  
ب : به فیلم ها وبحث های عاطفی که به مسائل انسانی می پردازند ، علاقه دارم .  
40- الف : معمولاً زندگی خود را با توجه به اوضاع واحوالی که پیش می آید ، تنظیم و اداره می کنم .  
ب : معمولاً کارهایی را که مایل به انجام آن هستم یادداشت کرده یا حداقل به طور مرتب به خاطر می سپارم .  
41- الف : کم حرف  
ب : خوش صحبت  
42- الف : عینیت  
ب : ذهنیت  
43- الف : دوست دارم فردی باشم متفکر ، که عاقلانه رفتار میکند .  
ب : دوست دارم فردی باشم عاطفی ، که با احساسات انسانی رفتار میکند .  
44- الف : بعضی افراد مرا آدمی بی نظم و دارای زندگی شلوغ می دانند .  
ب : بعضی افراد مرا آدمی متوقع و غیر قابل انعطاف می دانند .  
45- الف : پس از مکث وتأمل کافی ، نسبت به بحث یا سؤالات مطرح شده اظهار نظر می کنم .  
  ب : در هر لحظه که فرصت شد سؤالات را مطرح یا نظر خود را اعلام می کنم .  
46- الف : ثبات واستحکام  
ب : تغییر وانعطاف  
47- الف : بیشتر از نتیجه گیریهای منطقی واستدلال استفاده می کنم .  
ب : بیشتر بر اساس عواطف وعقاید شخصی نسبت به زندگی یا افراد عمل می کنم .  
48- الف : هر وقت که مناسب بود وفرصت دست داد نسبت به انجام کارها آزادانه و بدون فشار اقدام می کنم .  
ب : این مهم است که از قبل بدانم چه کاری یا چه چیزی از من انتظار دارند تا به انجام آنها بپردازم .  
49- الف : ترجیح می دهم در جمع افراد توسط فرد دیگری معرفی شوم .  
ب : معمولاً در جمع افراد ، دیگران را به یکدیگر معرفی می کنم .  
50- الف : تلاش می کنم با رعایت ترتیب ، مراحل پیش بینی شده کارها را انجام دهم .  
ب : هنگام انجام دادن کارها از قسمت های بی اهمیت آن صرف نظر کنم .  
51- الف : نسبت به هر گروه یا افراد سازمانی که با آنها کار می کنم ، براساس تجزیه وتحلیل دقیق اوضاع واطلاعات موجود اظهار نظر می کنم  
ب : نسبت به هر گروه یا افراد سازمانی که با آنها کار می کنم ، براساس درک نیازهایشان عواطف انسانی و خود را به جای آنها گذاشتن اظهار نظر می کنم .  
52- الف : معمولاً بدون فوت وقت یک کار یا پروژه را شروع و به هر قسمتی از آن که ممکن باشد زودتر می پردازم .  
ب : معمولاً در انجام کارها آنها را به اجزای مشخص تقسیم کرده وسپس به ترتیب به انجام بخشهای مشخص شده می پردازم .  
53- الف : به کارهای فردی ( یا حداکثر با یکی دو نفر دیگر ) علاقمندم .  
ب : به کارهای گروهی علاقمندم .  
54- الف : یکی از اشکالات اساسی زندگی من ، یکنواختی و چسبیدن به برنامه و کار مشخص بوده است .  
ب : یکی از اشکالات اساسی زندگی من از شاخه ای به شاخه ای پریدن و داشتن برنامههای متعدد بوده است .  
55- الف : قاطع بودن  
ب : ملایم بودن  
56- الف : علاقمندم جلسات و گردهمایی ها هنگامی شروع شود که همگی افراد حضور و آمادگی لازم را داشته و احساس راحتی کنند.  
ب : علاقمندم جلسات رأس ساعت مقرر شروع شود و روی وقت شناسی تأکید دارم .  
57- الف : از نظر دیگران ممکن است فردی گوشه گیر و منزوی به نظر برسم .  
ب : از نظر دیگران ممکن است فردی پر حرف وسطحی به نظر برسم .  
58- الف : کارها را با نظم و ترتیب و مرحله به مرحله انجام می دهم .  
ب : قسمت های مهم وجالب کار را زودتر انجام می دهم .  
59- الف : اصول وحق  
ب : مهربانی وگذشت  
60- الف : مقید بودن به برنامهای که از قبل مشخص شده باشد برای من جالب نیست .  
ب : از انجام دادن کارهایی که از قبل مشخص شده باشد احساس رضایت دارم .  

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

هرم اولیه توسط درگوتیس، لیپمن و کوری در سال 1973 تدوین شد و در سال 1976 توسط درگوتیس و ویکلزوراک تجدید نظر شد.

 

نمره های « پرخاشگری، اضطراب، وسواس، حساسیت فردی، شکایات جسمانی، تصورات پارانوئیدی، افسردگی، ترس مرضی » بالاتر از 2 نشان از بیماری است در حد 1 نشان از زمینه بیماری است و هر چه به صفر نزدیک شود بهتر است. نمره 1 در روانپریشی نشان از مشکلات روان رنجورخویی دارد و هرچه به صفر نزدیک شود بهتر است. داشتن نمره بالاتر از 2 در بقیه آیتم های این آزمون نشان از زمینه های بیماری زا است و یا ایجاد کننده زمینه آن میباشد. و داری 16 خرده ازمون میباشد و شامل:

پیوستگی بین شاخصها در نمودار فقط به لحاظ تسهیل در مشاهده نتایج در نمودار است.

2- شاخصهای آزمون

1-2- پرخاشگری

پرخاشگری به صورت بالقوه خطرناک نیست زیرا هدف کارکردی آن نابود ساختن موانع موجود در محیط است و از نظر تکاملی پرخاشگری نیرو را در جهت دفاع از خود بسیج میکند. امّا بعضی اوقات که پرخاشگری بدون وجود مانع واقعی باعث نابودی و صدمه زدن میشود خطرناک خواهد شد.

2-2- اضطراب

ادراک واقعی فرد از آسیب و خطر است که این خطر دارای دو منبع درونی و یا بیرونی است.

3-2- وسواس

وسواس رفتارهای عملی و فکری تکرار شونده که خود فرد آنها را به ناچار و به گونهای غیر قابل مقاومت انجام میدهد و علاوه بر اینها، انجام فعالیتها، رفتارها و تجاربی که نشان دهنده نوعی باریک بینی عمومی است و به نظر دقیق بودن را نشان میدهد نیز ممکن است نشانه وسواس باشد که در کارهای خاص توسط افراد صورت می گیرد که فقط از روی ناآگاهی و بیماری میباشد.

4-2- حساسیت فردی

حساسیت فردی در روابط متقابل به احساس عدم کفایت و حقارت فرد بالاخص در مقایسه با دیگران تأکید دارد. دست کم گرفتن خود، احساس عدم آرامش، احساس درک نشدن توسط دیگران، احساس خجالت و راحت نبودن در مقابل جنس مخالف، احساس دوستانه نبودن رفتار دیگران با فرد در ایجاد حساسیت بین فردی نمود مییابد.

5-2- شکایات جسمانی

شکایات جسمانی نشانة ناراحتیهای ناشی از ادراک عملکرد ناسالم بدن است و در نتیجه به صورت شکایاتی از عملکرد سیستم قلبی- عروقی، گوارش و تنفس تظاهر مینماید. سر دردهای تکرار شونده، کمر دردها، دردهای عضلانی و شکایات جسمانی مربوط به حالات اضطرابی نیز می باشند.

6-2- روان پریشی

روان پریشی شامل یک حالت گوشه گیرانه و انزوا و نحوه زندگی اسکیزوئیدی تا علائم اصلی اسکیزوفرنیا مانند هذیان و انتشار فکر میگردد.که در بر گیرنده تدریجی اختلال از یک حالت خفیف بیگانگی تا روان پریشی حاد میباشد.

7-2- تصورات پارانوئیدی

تصورات پارانوئیدی که ایجاد رفتارهای پارانوئیدی میکند را به عنوان اختلال در تفکر مطرح می سازند برون فکنی ریشه همه اتفاقات، پرخاشگری، سوء ظن، خود بزرگ بینی، خود محوری و ترس از دست دادن خود مختاری و هذیان است.

8-2- افسردگی

افسردگی شامل خلق و خوی افسرده، بی علاقگی نسبت به لذات زندگی، نداشتن انگیزه و از دست دادن انرژی حیاتی، احساس ناامیدی، افکار خودکشی و دیگر جنبه های شناختی و جسمانی میباشد.

9-2- ترس مرضی

ادراک آسیب یا خطر، ترس را برانگیخته می سازد، ترس تلاشهای کنار آمدن را برانگیخته نموده و یادگیری مهارت های کنار آمدن را آسان می سازد. در ترس مرضی ادراک آسیب یا خطر همیشگی بوده و در موردی حتی بدون دلیل واقعی، عملکرد فرد را ضعیف مینماید.

10-2- بی اشتهایی

فرد به دلایل متفاوتی مانند یک مکانیزم دفاعی تمایل به خوردن را از دست داده تا حدی که ممکن است او را دچار مشکلات جسمانی و روانی کند.

11-2- زیاد خوردن

فرد به دلایل متفاوتی مانند یک مکانیزم دفاعی، تمایل به خوردن بی قاعده و زیاد دارد تا حدی که ممکن است او را دچار مشکلات جسمانی و روانی کند.

12-2- فکر زیاد راجع به مرگ و میر

فرد به دلایل متفاوتی مانند از دست دادن عزیزی یا وسواس های مذهبی، بی قاعده، زیاد به مرگ فکر میکند تا حدی که ممکن است او را دچار مشکلات جسمانی و روانی کند.

13-2- دیر خوابیدن (مشکل در خواب رفتن)

فرد به دلیل متفاوتی مانند نگرانی، بی قاعده و دیر به خواب میرود تا حدی که ممکن است او را دچار مشکلات جسمانی و روانی کند.

14-2- زود بیدار شدن از خواب

فرد به دلیل متفاوتی مانند نگرانی از خواب ماندن، بی قاعده و زود از خواب بیدار میشود تا حدی که ممکن است او را دچار مشکلات جسمانی و روانی کند.

15-2- بد خوابی( بیدار شدن مکرر درست در هنگام خواب)

فرد به دلیل متفاوتی مانند نگرانی مکرراً از خواب بیدار میشود تا حدی که ممکن است او را دچار مشکلات جسمانی و روانی کند.

16-2- احساس گناه و تقصیر کردن

فرد به دلیل متفاوتی مانند به درستی انجام ندادن فرایض دینی، خطاهای دوره نوجوانی و جوانی بی قاعده احساس گناه و تقصیر میکند تا حدی که ممکن است او را دچار مشکلات جسمانی و روانی کند.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی :
در زیر قسمتی از مسائل و مشکلاتی که گاهی اوقات مردم با آنها روبرو میشوند آمده است.لطفاً عبارات را به دقت بخوانید وپاسخی که به بهترین نحو ، نظر شما را در رابطه با آن عبارت نشان میدهد از به هیچ وجه تا بسیار زیاد عدد ( 1 ) بگذارید .
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:  
ردیف سوالات به هیچ وجه کمی تا حدی زیاد بسیار زیاد
1 آیا ازهفته گذشته تا به امروز سردرد داشته اید ؟          
2 آیا ازهفته گذشته تا به امروز عصبی بوده اید و یا از داخل بدن احساس لرزش داشته اید ؟          
3 آیا ازهفته گذشته تا به امروزافکار، عقاید یا کلمات ناخوشایند و نامربوطی مرتباً وارد ذهن شما شدهاندکه رهایتان نکند؟          
4 آیا ازهفته گذشته تا به امروز دچار ضعف ، بی حاالی و یا سرگیجه بوده اید ؟          
5 آیا ازهفته گذشته تا به امروز نسبت به روابط زناشویی بی میل شده اید؟          
6 آیا ازهفته گذشته تا به امروز ایرادگیر یا بهانه جو شده اید؟          
7 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این اعتقاد راداشته اید که شخص دیگری می تواند افکار شما را از راه دورکنترل کند؟          
8 آیااز هفته گذشته تا به امروز احساس کرده ایدکه دیگران باعث ناراحتیها و گرفتاریهای شما هستند ؟          
9 آیا ازهفته گذشته تا به امروز فراموشکار شده اید؟          
10 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در کارها بی توجه و بی دقت شده اید؟          
11 آیا ازهفته گذشته تا به امروز دلخور یا عصبانی شده اید؟          
12 آیا ازهفته گذشته تا به امروز درد در ناحیه قلب یا سینه داشته اید؟          
13 آیا ازهفته گذشته تا به امروز از رفتن به جاهای باز یا خیابان احساس ترس کرده اید ؟          
14 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس کرده اید که زور و بنیه سابق را ندارید و زود خسته می شوید ؟          
15 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این فکر به ذهنتان رسیده که به زندگی خود خاتمه دهید ؟          
16 آیا ازهفته گذشته تا به امروز صداهایی به گوشتان می آید که دیگران نمی توانستند آنها را بشنوند ؟          
17 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس لرزش در اندام بدن خود داشته اید ؟          
18 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که به بیشتر مردم نمیشود اعتماد کرد ؟          
19 آیا ازهفته گذشته تا به امروز زود به گریه افتاده اید ؟          
20 آیا ازهفته گذشته تا به امروز بی اشتها شده اید ؟          
21 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در روابط اجتماعی و یا در رابطه با دیگران احساس خجالت کرده اید ؟          
22 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که در یک بن بست گیر کرده اید که راه پیش و پس ندارید ؟          
23 آیا ازهفته گذشته تا به امروز ناگهان و بدون دلیل دچار ترس شده اید ؟          
24 آیاازهفته گذشته تا به امروزطوری عصبانی شده اید که نتوانید جلوی خودتان را بگیرید (به اصطلا ح از کوره در رفته اید) ؟          
25 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که بترسید تنها از خانه بیرون بروید ؟          
26 آیا ازهفته گذشته تا به امروز برای هر چیز کوچکی خود را سرزنش کرده اید ؟          
27 آیا ازهفته گذشته تا به امروز کمر درد داشته اید ؟          
28 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس کرده اید که کارهایتان پیشرفت نمیکند ؟          
29 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس تنهایی کرده اید ؟          
30 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس غمگینی داشته اید ؟          
31 آیا ازهفته گذشته تا به امروز برای هر چیزی به شدت نگران و دلوا پس شده اید ؟          
32 آیا ازهفته گذشته تا به امروز نسبت به همه چیز بی علاقه شده اید ؟          
33 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس ترس داشته اید ؟          
34 آیا ازهفته گذشته تا به امروز حساس و زود رنج شده اید ؟          
35 آیا ازهفته گذشته تا به امروزاین احساس ر اداشته ایدکه سایرین از افکار خصوصی شما که به کسی نگفته اید باخبر میشوند؟          
36 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این اعتقاد را داشته اید که دیگران شما را درک نمیکنند و یا با شما همدردی نمیکنند ؟          
37 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که مردم نسبت به شما مهربان نیستند یا شمارا دوست ندارند ؟          
38 آیا ازهفته گذشته تا به امروز برای اینکه کارها را درست انجام بدهید مجبور بوده اید آهسته کار کنید ؟          
39 آیا ازهفته گذشته تا به امروز تپش قلب داشته اید ؟          
40 آیا ازهفته گذشته تا به امروز حالت تهوع یا دل بهم خوردگی داشته اید ؟          
41 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس حقارت داشته اید یا خود را از دیگران کمتر یا پایین تر حس کرده اید ؟          
42 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس درد و کوفتگی در عضلات بدنتان داشته اید ؟          
43 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که دیگران شما را زیر نظر دارند یا درباره شما حرف می زنند ؟          
44 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در بخواب رفتن مشکل داشته اید ؟          
45 آیا ازهفته گذشته تا به امروز وقتی کاری را انجام می دادید مجبور بودید آن را چند بار تکرار کنید تا مطمئن شوید درست انجام دادهاید ؟ مثلا چند بار امتحان کنید که ببینیددر بسته است یا خیر ؟          
46 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در تصمیم گرفتن مشکل داشته اید ؟          
47 آیا ازهفته گذشته تا به امروز از مسافرت با اتوبوس یا قطار احساس ترس کرده اید ؟          
48 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس تنگی نفس داشته اید ؟          
49 آیا ازهفته گذشته تا به امروز دچار حالت گُرگرفتگی یا سرما شده اید ؟          
50 آیا ازهفته گذشته تا به امروز مجبور بوده اید بعضی کارها را نکنید یا بعضی جاها نروید ؟          
51 آیا ازهفته گذشته تا به امروز اتفاق افتاده که حس کنید مغزتان کار نمیکند ؟          
52 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس کرده اید بدنتان خواب میرود یا گزگز ( مورمور ) میشود ؟          
53 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در گلویتان احساس گرفتگی کرده اید مثل اینکه چیزی در گلویتان گیر کرده باشد ؟          
54 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس کرده اید که نسبت به آینده امید خود را از دست دادهاید ؟          
55 آیا ازهفته گذشته تا به امروز تمرکز حواس نداشته اید؟ یعنی در جمع کردن حواس خود روی کارها مشکل داشته اید ؟          
56 آیا ازهفته گذشته تا به ا مروز در بعضی از قسمت های بدن احساس ضعف و سستی داشته اید؟          
57 آیا ازهفته گذشته تا به امروز دچار فشارهای روحی و گرفتگی بوده اید ؟          
58 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در دست ها و پاها احساس سنگینی کرده اید ؟          
59 آیا ازهفته گذشته تا به امروز زیاد به فکر مرگ و مردن بوده اید ؟          
60 آیا ازهفته گذشته تا به امروز پر خوری داشته اید ؟          
61 آیا ازهفته گذشته تا به امروز وقتی مردم به شما نگاه میکنند یا درباره شما حرف می زنند احساس ناراحتی می کنید ؟          
62 آیا ازهفته گذشته تا به امروز افکاری به ذهنتان آمده که حس کنید مال خودتان نیست و دیگران آنها را توی مغز شما گذاشته اند ؟          
63 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در خودتان میل شدیدی به آزار رساندن و زدن دیگران احساس کرده اید ؟          
64 آیا ازهفته گذشته تا به امروز بعضی صبحها زودتر از حد معمول بیدار شده اید ؟          
65 آیا ازهفته گذشته تا به امروز مجبور بوده اید بعضی کارها همچون شستن، شمردن و دست زدن به اشیاء را تکرار کنید ؟          
66 آیا ازهفته گذشته تا به امروز دچار بدخوابی بوده اید و یا چندین بار در شب از خواب بیدار شده اید ؟          
67 آیا ازهفته گذشته تا به امروز میل شدیدی به شکستن اشیاء و خورد کردن آنها داشته اید ؟          
68 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که دارای افکار و عقایدی هستید که مخصوص خودتان است و دیگران آن عقاید و افکار را ندارند ؟          
69 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در موقع روبه رو شدن با دیگران زیاد از حد به رفتار و حرکات خود توجه داشته اید ؟          
70 آیا ازهفته گذشته تا به امروز وقتی در جمع بوده اید و همچنین در بازار و میهمانی ها احساس ناراحتی کرده اید ؟          
71 آیا ازهفته گذشته تا به امروز حتی کارهای کوچک برایتان سخت و مشکل بوده است ؟          
72 آیا ازهفته گذشته تا به امروز دچار وحشت زدگی شده اید ؟          
73 آیا ازهفته گذشته تا به امروز در مقابل دیگران یا جمع از اینکه چیزی بخورید احساس ناراحتی کرده اید ؟          
74 آیا ازهفته گذشته تا به امروز با مردم زیاد جر و بحث و درگیری داشته اید ؟          
75 آیا ازهفته گذشته تا به امروز از تنها ماندن ترس و واهمه داشته اید ؟          
76 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که دیگران ارزشی برای کار هایتان قائل نیستند ؟          
77 آیا ازهفته گذشته تا به امروز حتی وقتی با دیگران بوده اید احساس تنهایی کرده اید ؟          
78 آیا ازهفته گذشته تا به امروز گاهی طوری ناراحت و بی قرار شده اید که نتوانید یک جا آرام بگیرید ؟          
79 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس بی مصرفی و بدرد نخوردن داشته اید ؟          
80 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته اید که اتفاق بدی برایتان خواهد افتاد؟          
81 آیا ازهفته گذشته تا به امروز داد و فریاد راه انداخته اید و یا چیزهایی را پرتاب کرده اید؟          
82 آیا ازهفته گذشته تا به امروز ترس از افتادن و از حال رفتن در کوچه و خیابان یا در انظار مردم داشته اید ؟          
83 آیا ازهفته گذشته تا به امروز ترس از اینکه اگر به دیگران رو بدهید از شما سوء استفاده میکنند ، داشته اید ؟          
84 آیا ازهفته گذشته تا به امروز درباره امور جنسی افکاری داشته اید که شما را نگران کند ؟          
85 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این اعتقاد را داشته اید که به خاطر گناهی که مرتکب شده اید مستوجب تنبیه و مجازات هستید ؟          
86 آیا ازهفته گذشته تا به امروز اعتقاد و تصورات ترس آمیز داشته اید ؟          
87 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این اعتقاد را داشته اید که عیب و نقص مهمی در بدنتان پیدا شده است ؟          
88 آیا ازهفته گذشته تا به امروز این احساس را داشته ایدکه در این دنیا با کسی صمیمی نیستید ؟          
89 آیا ازهفته گذشته تا به امروزگناه و تقصیر داشته اید ؟          
90 آیا ازهفته گذشته تا به امروز احساس کرده اید دچار بیماری فکری شده اید ؟          

 
 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

این آزمون توسط آیزنگ و سی بیل آیزنگ در سال 1965-1976 تدوین شده است..

این پرسشنامه رفتارها و احساسات مختلف آزمودنی را می سنجد و دارای 4 خرده ازمون میباشد.

2- آزمونها

1-2- صداقت (L)

بصورت ناخودآگاه و در مواردی آگاهانه کوشش فرد را در ارائه توصیف مثبت و دروغین و یا برداشت غیر واقعی از خود نشان میدهد (نمره بالای 49 نشان عدم صداقت است).

2-2- سلامت روان(N)

که روان رنجور خویی در برابر پایداری هیجانی و روان پریش خویی در برابر کنترل تکانه ها را می سنجد (نمره بالای 49 نشان از عدم سلامت دارد).

3-2- برون گرایی در برابر درون گرایی(E)

که نمره شاخصهای برون گرایی در برابر درون گرایی نشان میدهد. (نمره بالای 42 برون گرا وکمتر از آن درون گرا)

1-3-2- برون گرایی

برون گراها افرادی اجتماعی، دوستدار دیگران، باجرأت، فعال، سرخوش، با انرژی، خوشبین، دوستدار هیجان و تحریک و امیدوار به موقعیت هایشان وآینده، کنجکاو و در عمل قاطع، فعال و اهل گفتگو هستند. این افراد علاقمند به تحقیق و پژوهش می باشند..

2-3-2- درون گرایی

درون گراها افرادی محافظه کار، مستقل، تکرو، خجالتی، خوددار، یکنواخت و متعادل، کمرو و دوستدار تنهایی هستند.

 

3- انجام آزمون

 

پاسخگوی گرامی در این پرسشنامه 57 سؤال درباره رفتارها و احساسات مختلف داده شدهاند پس از خواندن هر سؤال اگر محتوای آن درباره شما درست باشد در پاسخنامه درمقابل شماره سؤال در ستون « بلی » عدد (1) بگذارید ، و اگر محتوی سؤال درباره شما نادرست باشد در پاسخنامه در مقابل شماره سؤال درستون « خیر »عدد (1) بگذارید.
توجه کنید که پاسخ شما به هر سؤال باید « بلی » یا « نه » باشد حد وسط وجود ندارد . بنابراین در پاسخ دادن به هر سؤال باید رفتار واحساسات عادی و عمومی خود را در نظر بگیرید .
به تمام سؤالات پاسخ دهید و وقت خود را روی سؤال بخصوصی تلف نکنید . در این پرسشنامه پاسخ صحیح و غلط وجود ندارد، بلکه پاسخ شما به هر سؤال باید نماینده اولین عکس العمل شما در برابر سؤال باشد .
نام ونام خانوادگی: سن: تحصیلات:
شغل:      
ردیف سوالات بلی خیر
1 شغلی را دوست دارید که درآن با اشخاص زیادی تماس و معاشرت داشته باشید؟    
2 بدون کمک ودلسوزی دوستان غالباً افسرده و غگمین هستید؟    
3 سرگرمیهای دسته جمعی را به سرگرمیهای انفرادی ترجیح می دهید؟    
4 فراموش کردن غمها و شکست های گذشته برای شما واقعاً دشوار است؟    
5 کارهای خود را معمولاً از روی نقشه و مطالعه قبلی انجام می دهید؟    
6 تابحال در زندگی در تمام موارد ، به قول و وعده خود عمل کرده اید؟    
7 خلق وخوی شما معمولاً متغیر و دمدمی است ؟    
8 معمولاً بدون تفکر و مطالعه کافی چیزی را می گویید و یا کاری انجام می دهید؟    
9 گاهی بی آنکه علتی درکار باشد ناگهان احساس غم و اندوه می کنید؟    
10 حاضرید به کارهای شانسی ولی جالب دست بزنید؟    
11 آدم کمرویی هستید؟    
12 ممکن است گاهی آرامش خود را از دست بدهید و عصبانی شوید؟    
13 کارها را معمولاً از روی احساس آنی انجام می دهید؟    
14 معمولاً درباره گفته ها وکارهای گذشته خود احساس پشیمانی و نگرانی می کنید ؟    
15 کارهایی مثل مطالعه کتاب و مجله را به معاشرت با مردم ترجیح می دهید ؟    
16 آدم حساس و زود رنجی هستید ؟    
17 علاقه زیادی به تفریح وگردش با دوستان دارید ؟    
18 گاهی منافع خود را به منافع دوستان ترجیح می دهید ؟    
19 گاهی ناگهان خود را سرشار از نیرو و نشاط وگاهی سست و خسته احساس می کنید ؟    
20 ترجیح می دهید که به جای دوستان فراوان فقط چند دوست صمیمی داشته باشید ؟    
21 زیاد خیال بافی می کنید؟    
22 اگر سر شما داد بزنند شما هم سر او داد می زنید ؟    
23 احساس گناه و پشیمانی شما را رنج میدهد ؟    
24 تمام عادتهای شما مطلوب و پسندیده است ؟    
25 شما از شرکت در میهمانی ها ومجالس گرم و با نشاط واقعاً لذت می برید ؟    
26 دربرابر مشکلات زندگی معمولاً زود مأیوس و دلسرد می شوید ؟    
27 آشنایان، شما را شخصی سرزنده و با نشاطی می دانند ؟    
28 پس از انجام کار مهمی معمولاً احساس می کنید که می توانستید آن را بهتر انجام دهید ؟    
29 در معاشرت با دیگران کم حرف و خاموش هستید ؟    
30 گاهی پشت سر دیگران حرف می زنید ؟    
31 شبها افکار و خیالات مختلف مانع خواب شما میشود ؟    
32 تنها کار کردن را، به کارهای دسته جمعی ترجیح می دهید ؟    
33 گاهی دچار طپش قلب می شوید ؟    
34 کارهایی را دوست دارید که در آنها دقت فوق العاده لازم است ؟    
35 گاهی چنان ناراحت می شوید که بدن شما می لرزد ؟    
36 گاهی نسبت به دوستان خود حسادت می کنید ؟    
37 از معاشرت با اشخاصی که اهل شوخی هستند متنفرید ؟    
38 معمولا ً زود عصبانی می شوید ؟    
39 کارهایی را دوست دارید که درآنها سرعت عمل لازم است ؟    
40 غالباً نگران هستید که حوادث شوم و ناگواری برای شما اتفاق بیافتد ؟    
41 رفتار و حرکات شما معمولاً با عجله و باشتاب همراه است ؟    
42 گاهی با دوستان خود قهر می کنید ؟    
43 خوابهای آشفته ، زیاد می بینید ؟    
44 به قدری به معاشرت علاقه دارید که حتی با اشخاص ناشناس فوراً سر صحبت را باز می کنید ؟    
45 اغلب اوقات دردهای مختلفی در بدن خود احساس می کنید ؟    
46 اگر نتوانید اکثر اوقات با عده زیادی معاشرت کنید واقعاً ناراحت می شوید ؟    
47 معمولاً آرامش و خونسردی خود را از دست می دهید ؟    
48 ممکن است از میان آشنایان از یکی دو نفر واقعا ً متنفر باشید ؟    
49 اعتماد به نفس کافی دارید ؟    
50 وقتی دیگران از شما انتقاد میکنند، زود ناراحت می شوید ؟    
51 اکثر میهمانیها ودید و بازدیدها را اتلاف وقت می دانید ؟    
52 آیا دچار احساس حقارت هستید ؟    
53 می توانید با شوخی وگفتن داستانهای با مزه دوستان خود را شاد وسرگرم کنید ؟    
54 گاهی معایب خود را از دیگران مخفی می کنید ؟    
55 نگران سلامتی خود هستید ؟    
56 دوست دارید که سر به سر دیگران بگذارید و با آنها شوخی کنید ؟    
57 شبها دچار بی خوابی می شوید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

مقیاس عصبیت (Neuroticism)

مقیاس عصبیت (Neuroticism) یا روان نژندگرایی میزان سازگاری، ناسازگاری و ثبات عاطفی را می سنجد (نمره بالاتر از 55 در حد نامطلوب و یا در حد خیلی نامطلوب است)و شامل:

  1. اضطراب: افراد مضطرب نگران و یا مستعد نگرانی، ترسیده، عصبی، پرتنش و وحشت زده هستند.
  2. پرخاشگری: گرایش فرد به تجربه های خشم و حالت های وابسته به آن همچون احساس درماندگی و ناکامی.
  3. افسردگی: این افراد ناامید بوده و تنهایی را اغلب با غم و اندوه تجربه میکنند.
  4. کمرویی: هیجان شرم و دستپاچگی هسته اصلی این صفت میباشد. افرادکمرو درمیان دیگران ناراحت، حساس به ریشخند دیگران و مستعد احساس حقارت هستند، کمرویی شبیه شرم و اضطراب اجتماعی است.
  5. تکانشوری: عدم توانایی کنترل امیال و هوس ها
  6. آسیب پذیری از استرس: آسیب پذیری نسبت به استرس ( به معنی فشار روانی ناشی از مشکلات روزمره که توانایی فرد را مختل میکند).

3- وجدانی بودن

وجدانی بودن: فرد با وجدان دارای هدف و خواست های قوی و از پیش تعیین شده است (نمره بالاتر از 55 در حد مطلوب و یا در حد خیلی مطلوب است) برخی این شاخص را تمایل به موفقیت نامیده اند و شامل:

  1. شایستگی: شایستگی به احساس فرد نسبت به توانایی ها، عقل، تدبیر و تأثیر بر محیط باز میگردد.
  2. نظم وترتیب: افرادی مرتب، آراسته و با نظم و ترتیب هستند ( البته اگر فردی در محدوده خیلی نامطلوب باشد این امکان که او دارای اختلال شخصیت وسواسی باشد نیز وجود دارد).
  3. وظیفه شناسی: این افراد با نظارت وجدانشان به انجام اعمال فردی می پردازند.
  4. تلاش برای موفقیت: این افراد سالم و پر تلاش بوده و اکثراً دارای اهداف مشخصی می باشند.
  5. خویشتنداری (نظم وترتیب ): این افراد کاری را که آغاز کرده اند حتی با وجود تحمل سختی و مشکلات به سرانجام می رسانند.
  6. محتاط دریهای: گرایش به تفکر دقیق قبل از عمل و سپس نبود انعطاف پذیری در برنامه است.

4- توافق

توافق: شاخص توافق بر گرایشات ارتباط بین فردی است و این شاخص به سمت جنبه های مثبت اجتماعی و سلامت روانی بیشتر سوق دارد (نمره بالاتر از 55 در حد مطلوب و یا در حد خیلی مطلوب است). در حد خیلی نامطلوب اختلالات شخصیت خودشیفتگی، ضداجتماعی و پارانوئید همراه است و شامل:

  1. اعتماد: این افراد به دیگران اعتماد کرده و دیگران نیز می توانند به آنها اعتماد کنند.
  2. رک گویی: افراد با سادگی و صداقت
  3. نوع دوستی: دوستدار دیگران و امدادگر بودن
  4. همراهی: با واکنش های فرد به تعارض های بین فردی ارتباط دارد.
  5. تواضع: این افراد منافع خود را نادیده می گیرند( البته اگر فردی در محدوده خیلی نامطلوب باشد این امکان که او دارای اختلال شخصیت خودشیفته بیمارگونه نیز است، وجود دارد ).
  6. درک دیگران: این مقیاس وجوه همدلی و توجه به دیگران را اندازه می گیرد. ( در محدودة مطلوب افراد واقع بین، دارای ترجیحات منطقی براساس واقعیت ها و در محدوده نامطلوب این امکان که او دارای اختلال شخصیت وابسته بیمارگونه نیز باشد وجود دارد ).

5- بازبودن (انعطاف پذیری)

بازبودن (انعطاف پذیری): نمره بالای این مقیاس انعطاف پذیری بیشتر را نشان میدهد. بازبودن به جنبه ها و محدوده های تجربی که فرد در برابر آنها انعطاف پذیر است اختصاص داده شده است (نمره بالاتر از 55 در حد انعطاف پذیر و یا در حد خیلی انعطاف پذیر است و شامل:

  1. تخیل: تصورات روشن و زندگی تخیلی فعال، خلاقیت و عمق دادن به تخیل
  2. زیبا شناسی: افرادی که به هنر و زیبابی توجه میکنند.
  3. عواطف: فرد دارای قدرت خوبی برای درک عواطف و هیجانات شخصی است و دیدگاه مثبت نسبت به هیجانات دارد.
  4. فعالیت ( کنش ها): علاقمند به فعالیتهای مختلف مانند رفتن به محل های جدید و خوردن غذاهای غیر معمول
  5. نظرات: مشتاق و علاقمند به داشتن ذهنی باز و درک جنبه های نوین
  6. ارزشها: باز بودن در ارزشها یعنی آمادگی برای شنیدن و دیدن ارزشهایی غیر از ارزشهای خود شخص و امتحان مجدد ارزشهای اجتماعی، سیاسی و مذهبی.

6- برون گرایی/ دورن گرایی

برون گرایی/ دورن گرایی: نمره بالای این مقیاس را افراد برون گرا و نمره پایین این مقیاس را افراد درون گرا تشکیل میدهند.

1-6- برون گرایی

برون گرایی: برون گراها افرادی اجتماعی، دوستدار دیگران، باجرأت، فعال، سرخوش، با انرژی، خوشبین، دوستدار هیجان و تحریک و امیدوار به موقعیت هایشان و آینده، کنجکاو و در عمل قاطع، فعال و اهل گفتگو هستند. این افراد علاقمند به تحقیق و پژوهش می باشند».

2-6- درون گرایی

درون گرایی: درون گراها افرادی محافظه کار، مستقل، تکرو، خجالتی، خوددار، یکنواخت و متعادل، کمرو و دوستدار تنهایی هستند.

  1. صمیمیت (گرمی ): بیشترین ارتباط باکیفیت را در رابطه بین فردی دارند.
  2. معاشرتی بودن: این افراد از بودن در جمع لذت می بردند و احساس شادمانی میکنند.
  3. ابراز وجود: این افراد قادر هستند تواناییهای خود را باجرأت بیان نمایند.
  4. فعال بودن: این افراد از فعالیت لذت می برند.
  5. هیجان خواهی: این افراد هیجان های بالا و تحریک پذیری را تجربه میکنند.
  6. هیجان های مثبت: هیجان های مثبت: این افراد تمایل به تجربه هیجان های مثبت مانند شادی، لذت، عشق و ... دارند.

7- اجرای آزمون

 

پاسخ گویی گرامی
لطفاً عبارات را به دقت بخوانید وپاسخی که به بهترین نحو ، نظر شما را در رابطه با آن عبارت نشان میدهد از کاملاً موافق تا کاملاً مخالفم عدد ( 1 ) بگذارید .
باید توجه داشته باشید که پاسخ غلط ودرست وجود ندارد وبرای پاسخ گویی احتیاج به تخصص خاصی وجود ندارد خود را صادقانه توصیف کنید و نقطه نظریات خود را با حداکثر صحت بیان کنید و به تمام سوالات پاسخ دهید .
لطفاً جنسیت خود را با نوشتن عدد یک زیر جنسیت خودتان ثبت نماید جنسیت:
مونث مذکر
نام ونام خانوادگی: : تحصیلات :سن
شغل:  
ردیف عبارات کاملاً موافقم موافقم خنثی مخالفم کاملاً مخالفم
1 فرد نگرانی نیستم          
2 بیشتر افرادی را که با آنها در تماس هستم ، واقعا دوست دارم          
3 خیال پردازی من بسیار قوی است.          
4 نسبت به قصد و نیت دیگران حساس و مشکوک هستم.          
5 دیگران مرا فردی عاقل و محتاط می شناسند.          
6 اغلب از طرز برخورد دیگران با خود عصبانی می شوم.          
7 معمولاً از جاهای شلوغ گریزانم.          
8 جنبه های هنری و زیبایی شناسی برای من زیاد اهمیت ندارند.          
9 آدم مکار یا زیرکی نیستم.          
10 ترجیح می دهم در طی هر کاری آزادی انتخاب داشته باشم تا اینکه هر کاری را با نقشه از پیش تعیین شده انجام دهم.          
11 بندرت احساس تنهایی و غم می کنم.          
12 من فردی مسلط ، استوار و قاطع هستم.          
13 زندگی بدون عواطف و هیجانات قوی برایم جالب نیست.          
14 بعضی ها فکر میکنند که من فردی خودخواه و خود محورم.          
15 سعی می کنم که همه کارهایم را با احساس مسئولیت انجام دهم.          
16 در مواجه با دیگران همیشه نگران هستم که نکند مرتکب اشتباهی شوم.          
17 در کار و تفریح عجله و شتاب ندارم.          
18 بر اموراتم مسلط هستم.          
19 همکاری را بر رقابت با دیگران ترجیح می دهم.          
20 سخت گیر نیستم و مسائل را جدی نمی گیرم.          
21 به ندرت خود را بیش از حد درگیر مسائل می کنم.          
22 اغلب تشنه هیجان هستم.          
23 اغلب از کلنجار رفتن با نظریه ها با مفاهیم انتزاعی (ذهنی) لذت می برم.          
24 بدم نمی آید به استعدادم و کارهایی که انجام داده ام ببالم.          
25 به خوبی می توانم کارهایم را طوری تنظیم کنم که درست سر زمان تعیین شده انجام شوند.          
26 اغلب احساس درماندگی می کنم و دنبال کسی می گردم که مشکلاتم را برطرف کند.          
27 هرگز از شدت خوشحالی از جا نپریده ام.          
28 فکر می کنم آموزش مطالب متناقض به دانشجویان فقط به سردرگمی و گمراهی آنها منجر خواهد شد.          
29 لازم است که رهبران سیاسی از جنبه های انسانی سیاستهای خود آگاهی بیشتری داشته باشند.          
30 در طول سالهای گذشته بعضی وقت های دست به کارهای احمقانه ای زده ام.          
31 زود می ترسم.          
32 از مصاحبت با دیگران چندان لذت نمی برم.          
33 سعی می کنم کلیه افکارم را در جهات واقع بینانه هدایت کنم و از تخیل و رویا پردازی اجتناب نمایم.          
34 فکر می کنم اغلب مردم در زندگی دارای حسن نیت هستند.          
35 من کارهای اجتماعی همچون رای دادن را جدی نمی گیرم.          
36 خلقی (روحیه ای) با ثبات دارم.          
37 دوست دارم همیشه افراد زیادی دور و برم باشد.          
38 گاهی کاملاً جذب (محو) موسیقی می شوم که به آن گوش می دهم.          
39 اگر ضرورت داشته باشد آمادگی درستکاری کردن ( گول زدن ) دیگران برای رسیدن به اهدافم را دارم .          
40 وسایل متعلق به خود را تمیز و مرتب نگه می دارم.          
41 کاملا احساس بی ارزشی می کنم.          
42 گاهی نمی توانم آن طور که باید و شاید قاطع باشم.          
43 به ندرت هیجانات و عواطف قوی در خودم احساس می کنم.          
44 سعی می کنم در مقابل همه مؤدب باشم.          
45 گاهی آن طور که باید و شاید قابل اتکا و اعتماد نیستم.          
46 وقتی با دیگران هستم راحتم و بندرت نگران رفتار خود هستم.          
47 وقتی کاری را می کنم آن را با اشتیاق انجام می دهم.          
48 فکر می کنم یاد گرفتن سرگرمی جدید و مهارت پیدا کردن در انجام آن کار جالبی است.          
49 هنگامی که لازم است می توانم از دیگران ایراد بگیرم و به آنها گوش زد نمایم.          
50 دارای اهداف روشنی هستم و برای رسیدن به آنها طبق برنامه کار می کنم.          
51 مقاومت در مقابل خواسته ها و هوس هایم برایم آسان نیست.          
52 دوست ندارم تعطیلات خود را در جاهای شلوغ و پرهیجان بگذرانم.          
53 بحث های فلسفی برایم خسته کننده است.          
54 ترجیح می دهم در مورد خودم و کارهایم (دستاوردهایم) حرف نزنم.          
55 قبل از شروع هر کاری وقت زیادی را تلف می کنم.          
56 احساس می کنم که می توانم با اغلب مشکلاتم مقابله کنم.          
57 گاهی حالت سرخوشی و نشاط شدیدی را احساس می کنم.          
58 فکر می کنم که قوانین و سیاستهای اجتماعی بایستی مطابق با نیازهای زمان که در حال تغییر است ، تحول پیدا کنند.          
59 در روشهایم سرسخت و لجوج هستم.          
60 قبل از اینکه تصمیم بگیرم به همه جوانب کار فکر می کنم.          
61 به ندرت احساس اضطراب یا ترس می کنم.          
62 دیگران مرا به عنوان فردی گرم و صمیمی می شناسند.          
63 من زندگی تخیلی فعالی دارم.          
64 فکر می کنم اگر اجازه بدهی (امکان بدهی) بیشتر مردم از تو سوء استفاده میکنند.          
65 سعی می کنم از آنچه اتفاق می افتد مطلع باشم و معمولاً تصمیم های موثر و دقیق بگیرم .          
66 دیگران مرا فردی عصبانی مزاج و تحریک پذیر می شناسند (من به عنوان فردی که زود عصبانی میشود شناخته می شوم.)          
67 غالباً ترجیح می دهم که کارها را به تنهایی انجام بدهم.          
68 تماشای باله و رقص های مدرن برایم خسته کننده است (گوش دادن به موسیقی سنتی یا کلاسیک برایم خسته کننده است.)          
69 حتی اگر بخواهم نمی توانم کسی را فریب دهم.          
70 فرد بسیار منظمی نیستم.          
71 به ندرت غمگین و افسرده هستم.          
72 معمولاً رهبری را در جمع هایی که جزو آن بوده ام به عهده داشته ام.          
73 اینکه راجع به موضوعات چه احساسی دارم برایم مهم است.          
74 برخی فکر میکنند من فردی حسابگر و خشک هستم.          
75 بدهکاریهایم را سر موقع و کامل پرداخت می کنم.          
76 گاهی آنچنان خجالت زده شده ام که فقط می خواستم خود را پنهان کنم.          
77 کارهایم را به کندی ولی پیوسته و به مرور انجام می دهم.          
78 هنگامی که راه درست انجام کاری را پیدا می کنم آن روش را همواره در آن مورد ادامه می دهم.          
79 حتی هنگامی که ابراز خشم منطقی است در بروز آن تردید دارم.          
80 وقتی برنامهای را برای بهبودی وضعیت خود شروع می کنم معمولاً بعد از چند روز آن را کنار می گذارم.          
81 مقابله با هوس هایم کار مشکلی است.          
82 گاهی کارهایی را فقط برای سرگرمی و وقت تلف کردن انجام داده ام.          
83 از حل جدول و معما لذت می برم.          
84 بر این باورم که از بیشتر مردم بهتر هستم.          
85 فرد فعال (مولدی) هستم که همیشه کارم را کامل انجام می دهم.          
86 هنگامی که تحت فشارهای روحی زیادی هستم گاه احساس می کنم که دارم خورد می شوم.          
87 شخص خوشحال و امیدواری نیستم.          
88 معتقدم که هنگام تصمیمگیری در مسایل اخلاقی باید پیرو مراجع مذهبیمان باشیم.          
89 ما هرگز نمی توانیم برای افراد فقیر و سالمند کار زیادی بکنیم.          
90 گاهی اول عمل می کنم بعد می اندیشم.          
91 اغلب احساس عصبی بودن و تنش می کنم.          
92 اغلب مرا فردی سرد و غیر صمیمی می شناسند.          
93 دوست ندارم وقتم را با خیال پردازی تلف کنم.          
94 فکر می کنم که اغلب مردمی که با آنها رابطه دارم درستکار و قابل اعتماد هستند.          
95 غالب اوقات بدون آمادگی کافی درگیر کارها می شوم.          
96 فردی حساس و دمدمی مزاج به حساب نمی آیم.          
97 اگر برای مدت طولانی تنها باشم واقعاً نیاز به دیگران را حس می کنم.          
98 نقش های موجود در طبیعت مرا مبهوت میکنند.          
99 کاملاً درستکار بودن در تجارت و کسب روش مناسبی نیست.          
100 برای اینکه بدانم چی کجاست ترجیح می دهم هر چیزی را در جای خودش قرار دهم.          
101 بعضی اوقات عمیقاً احساس پشیمانی و تقصیر می کنم.          
102 غالباً در جلسات می گذارم دیگران بیشتر حرف ها را بزنم.          
103 بندرت به احساسات آتی خود توجه می کنم.          
104 عموماً سعی می کنم شخص با ملاحظه و منطقی باشم.          
105 گاهی در بازیهای تک نفره (با خودم) تقلب می کنم.          
106 اگر دیگران سر به سر من بگذارند وبا من شوخی کنن زیاد ناراحت نمی شوم .          
107 اغلب احساس می کنم که سرشار از انرژی هستم .          
108 من اغلب غذاهای جدید و نا آشنا را امتحان می کنم.          
109 اگر اشخاصی را دوست نداشته باشم ، برایم مهم نیست که متوجه شوند .          
110 برای دستیابی به اهدافم جدیت می کنم .          
111 موقع خوردن غذای مورد علاقه ام میل دارم خیلی بخورم .          
112 سعی می کنم فیلم های ترسناک وتکان دهنده را ببینم .          
113 گاهی هنگامی که دیگران درباره موضاعات بسیار انتزاعی ( ذهنی ) ونظری صحبت میکنند حوصله ام سرمیرود.          
114 سعی می کنم آدم متواضع وفرو تنی باشم .          
115 برایم مشکل است خودم را مجبور به انجام وظایفم کنم .          
116 من در مواقع حساس وبحرانی خونسردی خود را حفظ کنم .          
117 بعضی از اوقات احساس خوشحالی می کنم ( قند تو دلم آب میشود ) .          
118 معتقدم که هر جامعه دارای باورهای صحیح وغلط خاص خود است ، که برای خود آن جامعه دارای اعتبار وارزش است .          
119 با آدمهایی که در خیابان ها گدایی میکنند ، هیچ گونه احساس همدردی ندارم .          
120 همیشه قبل از دست زدن به عملی ، پیامد های آنرا در نظر می گیرم .          
121 به ندرت نگران آینده می شوم .          
122 واقعاً از صحبت کردن با دیگران لذت می برم .          
123 از تمرکز بر یک موضوع خیالی ، و بررسی تمام احتمالات ممکن و شاخ وبرگ دادن به آن لذت می برم .          
124 وقتی شخصی کار خوبی را برایم انجام دهد ، به نیت او مشکوک می شوم .          
125 به قضاوت های صحیح ودقیق به خود افتخار می کنم .          
126 اغلب از افرادی که باید با آنها در ارتباط باشم ، خوشم نمی آید .          
127 کارهایی را ترجیح می دهم که به تنهایی آنها را انجام دهم و دردسر با دیگران را نداشته باشم .          
128 شعر تقریباً اثری روی من ندارد .          
129 از اینکه دیگران فکر کنند فرد متظاهری هستم متنفرم .          
130 فکر نمی کنم که هیچ وقت بتوانم آدم منظمی بشوم .          
131 هنگامی که اشتباهی صورت می گیرد خودم را سرزنش می کنم .          
132 سایر افراد در تصمیمگیری به من نگاه میکنند .          
133 تجارب هیجانی و احساسی گسترده و گوناگونی به من دست میدهند .          
134 دیگران مرا به عنوان دست و دلبازی نمی شناسند .          
135 وقتی من تعهدی می دهم همیشه آن را اجرا می کنم .          
136 اغلب خود را کمتر از دیگران حس می کنم .          
137 سرعت عمل وسرحالی من به اندازه سایرین نیست .          
138 ترجیح می دهم که وقتم را در محیط های آشنا صرف کنم .          
139 وقتی به من توهین شود ، سعی می کنم آن را ببخشم وفراموش کنم .          
140 احساس نمی کنم که با فشار دیگران به پیش روم .          
141 من بندرت تسلیم خواسته های آنی خود می شوم .          
142 همیشه برای کارم آماده ام .          
143 از حل کردن معماهای پیچیده لذت می برم .          
144 نظرم نسبت به خود م بسیار مثبت است .          
145 وقتی کاری را به دست می گیرم تقریباً همیشه آن را به پایان می رسانم .          
146 غالباً تصمیمگیری برای من مشکل است .          
147 خودم را فردی سرحال و سر زنده ای نمی دانم .          
148 معتقدم که وفاداری به اصول وایده آل ها شخصی ( داشتن تعصب خاص ) بسیار مهمتر از آزاد اندیشی و نداشتن تعصب است .          
149 نیازهای انسانی باید همیشه مقدم بر ملاحظات اقتصادی باشد .          
150 غالباً کارها یم را بدون برنامه ریزی انجام می دهم .          
151 غالباً نگران این هستم که مبادا کارها مطابق برنامه یا به درستی پیش نرود .          
152 برای من لبخند زدن ودوستانه رفتار کردن با غریبه ها آسان است .          
153 اگر احساس کنم که ذهنم به سمت خیال پردازی کشیده میشود معمولاً خود را مشغول کرده وذهن خود را بر روی کاری فعالیتی متمرکز می کنم .          
154 اولین واکنش من نسبت به افراد این است که به آنها اعتماد کنم .          
155 به نظر نمی رسد که در هیچ کاری کاملاً موفق باشم .          
156 خیلی طول می کشد تا من از کوره در بروم.          
157 ترجیح می دهم که تعطیلاتم را در یک محل تفریحی شلوع بگذرانم تا در یک کلبه جنگلی دور افتاده .          
158 بعضی از انواع موسیقی برایم بسیار جذاب و پرکشش است .          
159 گاهی با زرنگی ، دیگران را وادار می کنم کاری را که من می خواهم انجام دهند .          
160 تا حدی مشکل پسند و دقیق هستم .          
161 من خودم را دست کم می گیرم .          
162 ترجیح می دهم که برای خودم کار کنم تا راهبر دیگران باشم .          
163 بندرت متوجه احساسات وعواطف حاصل از وضعیت مختلف می شوم .          
164 اغلب آشنایانم مرا دوست دارند .          
165 من به شدت پایبند اصول اخلاقی خود هستم .          
166 در حضور رؤسایم و یا سایر بزرگان راحت هستم .          
167 من غالباً شخص عجولی به نظر می رسم .          
168 گاهی فقط به منظور ایجاد تنوع در زندگی تغییراتی در محل اثاثیه خانه ایجاد می کنم .          
169 اگر شخصی دعوا را شروع کند من آماده دعوا هستم .          
170 تلاش می کنم آنچه را که می خواهم بدست آورم .          
171 گاهی از پرخوری بیمار می شوم .          
172 هیجانات ناشی از سوار شدن در چرخ فلک های سریع را دوست دارم .          
173 علاقه به تأمل وتفکر جدی در باره سرنوشت وماهیت انسان ندارم .          
174 صرف نظر از اینکه دیگران چه وضعیت وشرایطی دارند احساس نمی کنم که از بقیه بهتر باشم .          
175 وقتی کاری بسیار مشکل میشود، تمایل پیدا می کنم که کار جدیدی را شروع کنم .          
176 به خوبی می توان خود را در یک بحران ادراه کنم .          
177 خوشحال ، بشاش و دارای روحیه خوبی هستم .          
178 خودم را روشن فکر می دانم ( دارای سعه صدر هستم ) و به نحوه زندگی دیگران ، هر اندازه که متفاوت باشد احترام می گذارم .          
179 معتقدم که تمام انسان ها شایسته احترام هستند .          
180 بندرت عجولانه تصمیم می گیرم.          
181 نسبت به اکثر افراد دارای ترس های کمتری هستم .          
182 با دوستان وابستگی عاطفی قوی ( مستحکم ) دارم .          
183 در کودکی بندرت از بازیهای که جنبه نمایشی وتخلیلی داشتند خوشم می آمد .          
184 معمولاً در مورد افراد خوشبین وخوش باورم .          
185 شخص بسیار قادر و توانایی هستم .          
186 گاهی شخصی بد اخلاق و ترشرو هستم .          
187 معمولاً گردهماییهای اجتماعی برایم کسل کننده هستند .          
188 بعضی اوقات وقتی شعری را می خوانم یا یک هنری را تماشا می کنم یک احساس لرزش ویک تکان هیجانی را حس می کنم .          
189 گاهی افراد را به تملق ویا زور وادار به انجام خواست می کنم .          
190 من در رابطه با تمیزی وسواس ندارم .          
191 بعضی اوقات زندگی سرد وناامید کننده به نظر می رسد .          
192 در گفتگو ها بیشترین سهم را از صحبت کردن دارم .          
193 هم حسی با دیگران برایم آسان است ( آنچه را که دیگران حس میکنند من هم حس می کنم ) .          
194 خود را شخصی خَیر و نیکو کار می دانم .          
195 برای جلوگیری از دوباره کاری سعی می کنم کارهایم را با دقت انجام دهم .          
196 اگر درباره کسی حرف بدی زده باشم ویا کار خلافی انجام داده باشم ، برایم مشکل است دوباره با آن فرد مواجه شوم .          
197 زندگی ورویدادهای آن برایم سریع می گذرد .          
198 برای مرخصی ترجیح می دهم به محل های آشنا بروم .          
199 سر سخت ولجوج هستم .          
200 تلاش می کنم که هر کاری را به نحو احسن انجام دهم .          
201 گاهی کارهایی را بدون تأمل انجام می دهم وبعد پشیمان می شوم.          
202 رنگ ها ی روشن وچیزهای پرزرق وبرق مرا به خود جلب میکند .          
203 من کنجکاویهای روشنفکرانه فراوانی دارم .          
204 ترجیح می دهم به جای خودم دیگران را تمجید وستایش کنم .          
205 آن قدر کارهای ریز وکوچک برای انجام دادن دارم که گاهی تمام آنها را نادیده می گیرم .          
206 حتی وقتی به نظر می رسد که همه کارها اشتباه شده ، باز هم می توان تصمیمات خوبی بگیرم .          
207 بندرت از لغاتی مثل « فوق العاده » و « عالی » برای توصیف تجربیاتم استفاده می کنم .          
208 فکر می کنم اگر فردی در سن 25 سالگی اش نداند که به چه چیزی متعقد است ، دارای مشکل است .          
209 من با افرادی که به خوشبختی خودم نیستند همدردی می کنم .          
210 وقتی می خواهم به یک سفر کوتاه بروم ، از قبل با دقت در رابطه با آن برنامه ریزی می کنم .          
211 گاهی اوقات فکرهای ترسناک به ذهنم می رسد .          
212 نسبت به افرادی که با آنها کار می کنم علاقه شخصی پیدا می کنم .          
213 برایم مشکل است که به آسانی به ذهن یا فکرم اجازه دهم تا بدون کنترل یا هدایت به هر جهتی که خواست برود .          
214 اعتقاد خوبی به فطرت انسان دارم .          
215 در کارم ، شخصی کارا ومؤثرم .          
216 حتی یک اذیت وآزار کوچک مرا عاجز میکند .          
217 از میهمانیهای شلوغ خوشم می آید .          
218 از خواندن اشعار حاوی احساسات وتصورات بیشتر از داستان لذت می برم .          
219 به زیرکی خود در اداره کردن افراد افتخار می کنم .          
220 وقت زیادی را برای پیدا کردن چیزهایی که در سرجایشان نگذاشته ام صرف می کنم .          
221 غالباً وقتی کارها درست پیش نمیرود دلسرد می شوم وخودم را می بازم .          
222 پذیرش مدیر یت برای من کار ساده ای نیست .          
223 چیزهای غریبی مثل بوهای خاص ویا نام مکان های دور ، می تواند در من حالات احساسی شدیدی بوجود بیاورد .          
224 اگر بتوانم برای کمک به دیگران حاضرم کار خود را رها کنم .          
225 فقط در شرایطی که واقعاً بیمار باشم کارم را تعطیل می کنم .          
226 وقتی از افراد آشنا کارهای احمقانه سر می زند ، برای آنها ناراحت می شوم .          
227 شخص بسیار فعالی هستم .          
228 برای رفتن به محلی ، همیشه از مسیر یکسانی استفاده می کنم .          
229 اغلب با فامیل وهمکارانم بگو مگو دارم .          
230 من فردی معتاد به کار هستم .          
231 همیشه قادرم احساساتم را کنترل کنم .          
232 دوست دارم در رویداد های ورزشی همراه وهمگام جمعیت باشم .          
233 دارای طیف وسیعی از علایق ذهنی ( فکری ) هستم .          
234 انسانی والا وبرتر هستم .          
235 شخص بسیار منطقی و مرتبی هستم .          
236 از نظر عاطفی کاملاً با ثبات ومتعادل هستم .          
237 زود به خنده می افتم.          
238 معتقدم نظام اخلاقی جدیدی که آسان گیری ( تساهل ) در انجام امور را توصیه میکند اصلاً اخلاق حساب نمیشود .          
239 بیشتر ترجیح می دهم فرد رحیم وبخشنده ای باشم تا عادل .          
240 همیشه قبل از پاسخ دادن به هر سوال به دقت درباره آن فکر می کنم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

چک لیست بهداشت روانی ( mhc ) :
این چک لیست به منظور تشخصی اشخاصی که بهداشت روامی ضعیفی دارند و به کمک ابزار تشخص روانی نیازمند هستند ، شکل گرفته است . تهیه و استاندارد توسط یرامود کومار انجام شده است .
بهداشت روانی نمایه ای است که میزان توانایی شخص را در مواجهه با خواسته های محیطی – اجتماعی ، عاطفی یا جسمانی نشان می دهد .


دستورالعمل :
در زیر لیستی از هر دو وضعیت روانی و جسمانی داده شده است . لطفاً آنها را به دقت بخوانید و پاسخ مناسب ( که به صورت : " همیشه – اغلب – گهگاهی – بندرت "  است ) را انتخاب کنید .

بخش الف )
آیا از موارد زیر رنج می برید :
- اضطراب و تنش
- بی قراری
- ناآرامی
- تنهایی
- ناامیدی
- خشم


بخش ب )آیا از موارد زیر رنج می برید :
- سردرد
- خستگی
- اختلال خواب
- سوء هاضمه
- ترش کردن

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

آزمون پذیرش اجتماعی :

گروهی از انسانها همیشه مطابق با نظرات و اعتقادات خود صحبت می کنند . اگر از آنها در مورد موضوعی سوال شود با صداقت به سوالات پاسخ می دهند ، در عقاید خود ثابت قدم هستند و تحت هر شرایظی پاسخ یکسان به سوالات می دهند حتی اگر پاسخهای آنها طرد اجتماعی به دنبال داشته باشد . گروهی دیگر طوری حرف می زنند که مورد تایید دیگران قرار بگیرند . اگر از آنها در مورد موضوعی سوال شود طوری پاسخ می دهند که فکر می کنند دیگران دوست دارند آن طور پاسخ داده شود .
حرف زدن و رفتار کردن مطابق انتظارات دیگران را پذیرش اجتماعی می نامند .

یکی از تستهایی معروف برای سنجش پذیرش اجتماعی پرسشنامه حاضر هست که توسط " کروان " و " مارلو " ساخته شده . با پاسخگویی به این پرسشنامه می توانید به تمایل خودتان به مورد پذیرش اجتماعی بودن پی ببرید .
این تست مخصوص افراد بالای 16 سال هست .

دستورالعمل :
لطفاً سوالات زیر را به دقت بخوانید . اگر با سوال موافق باشید " ص " و اگر مخالف بودید " غ " را انتخاب کنید . حتی الامکان سریع کار کنید و هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید .

1- پیش از آنکه رای بدهم تواناییهای همه نامزدها را عمیقاً بررسی می کنم.
2- اگر قرار باشد خلاف کنم تا به یک بیچاره کمک کنم ، تردید نمی کنم .
3- اگر تشویق نشوم گاهی ادامه کار برایم مشکل می شود .
4- هرگز از کسی به شدت متنفر نشده ام .
5- گاهی در توانایی خود برای موفقیت در زندگی تردید می کنم .
6- وقتی کارها طبق میل من پیش نمی رود ، گاهی احساس بغض می کنم .
7- همیشه به شیوه لباس پوشیدن خود دقت می کنم .
8- شیوه نشستن من سر میز غذا ، در رستوران و در خانه یکسان است .
9- اگر بتوانم بدون بلیت وارد سینما بشوم و مطمئن باشم که کسی متوجه نخواهد شد این کار را انجام می دهم .
10- بارها برایم اتفاق افتاده است که یک فعالیت یا یک کار را رها کرده ام ، زیرا در صلاحیت خود تردید داشتم .
11- دوست دارم به موقع بدگوییها را بازگو کنم .
12- در برخی لحظه ها خواسته ام علیه صاحبان قدرت حرف بزنم حتی اگر حق با آنها بود .
13- مهم نیست که چه کسی حرف می زند ، همیشه با دقت گوش می دهم .
14- اتفاق افتاده است که خود را به مریضی زده ام تا مورد توجه دیگران قرار گیرم .
15- برایم اتفاق افتاده است که از کسی استفاده کنم .
16- همیشه آماده هستم که به خطای خود اعتراف کنم .
17- همیشه سعی می کنم تا آنچه را که توصیه می کنم به مرحله عمل درآورم .
18- برایم دشوار نیست که با آدمهای بددهن کنار بیایم .
19- گاهی سعی می کنم تا به جای بخشیدن و فراموش کردن انتقام بگیرم .
20- وقتی چیزی را نمی دانم ، به میل خود آن را می پذیرم .
21- همیشه مودب هستم ، حتی در مقابل افراد ناخوشایند .
22- گاهی واقعاً اصرار می کنم که کارها به میل من انجام گیرد .
23- گاهی احساس کرده ام که می خواهم همه چیز را بشکنم .
24- هرگز اجازه نمی دهم که کسی به جای من تنبیه شود .
25- اگر از من بخواهند تا در مقابل لطفی که کرده اند خدمتی انجام دهم ، هرگز رنجیده خاطر نمی شوم .
26- هرگز با کسی که افکارش مخالف افکار من بوده دشمنی نکرده ام .
27- بدون آنکه جوانب کار را بررسی کنم هرگز به مسافرت طولانی نمی روم .
28- گاهی نسبت به خوشبختی دیگران خیلی حسادت می کنم .
29- هرگز به طور واقعی احساس نکرده ام که می خواهم یکی را سرزنش کنم .
30- گاهی از دست افرادی که انتظار مساعدت دارند عصبانی می شوم .
31- هرگز احساس نکرده ام که بی دلیل تنبیه می شوم .
32- گاهی فکر می کنم ، کسانی که بدشانس هستند لیاقتش را دارند .
33- هرگز به طور آگاهانه چیزی را نگفته ام که فردی را آزرده خاطر سازد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

تست شخصیت ( mmpi ) :
این آزمون اولین بار در سال 1943 منتشر شد که یکی از معتبرترین و بهترین تستهای شخصیتی به شمار می رود . سازندگان آزمون " هاتاوی " و " مک کینلی " هستند .


دستورالعمل :
خواهشمند است هر یک از جملات را بدقت بخوانید و درستی و یا نادرستی آن را گفتن در مورد خودتان ( با گفتن " بلی " یا " خیر " ) مشخص کنید . هیچ سوالی را بی پاسخ نگذارید .

1. اشتهای خوبی دارم
2. بیشتر صبح ها خوش و سرحال از خواب بر می خیزم
3. زندگی روزانه من پر از چیزهایی است که برایم جالب است
4. موقع کار فشار و ناراحنی زیادی احساس می کنم
5. گاهی فکرهای بدی می کنم که نمی شود درباره آن صحبت کرد
6. بندرت دچار یبوست می شوم
7. بعضی وقتها خیلی دلم می خواهد خانواده ام را ترک کنم
8. گاهی اوقات آنچنان به گریه یا خنده می افتم که نمی توانم جلوی خودم را بگیرم 8
9. هر چند وقت یکبار تهوع و استفراغ ناراحتم می کند
10. بنظرم هیچ کس مرا درک نمی کند
11. گاهی دلم می خواهد فحش بدهم
12. هر چند یکبار دچار کابوس میشوم . ( خوابهای وحشتناک می بینم )
13. برایم مشکل است که حواسم را روی کاری متمرکز کنم
14. من تجربه های مخصوص و عجیبی داشته ام .
15. اگر دیگران برایم نزده بودند من بیشتر موفق بودم
16. در دوران جوانی مرتکب یک سرقت جزیی شده ام
17. گاه گاه روزها ، هفته ها و حتی ماهها بوده که دست و دلم به کار نرفته است
18. خوابم آشفته و ناراحت است
19. با دیگران که هستم تحمل شنیدن حرفهای عجیب و غریب آنها را ندارم
20. اکثر کسانیکه مرا می شناسند از من خوششان می آید
21. اغلب مجبور بوده ام از کسانی اطاعت کنم که به اندازه من نفهمیده اند
22.کاش به اندازه دیگران خوشحال بودم
23.فکر می کنم بسیاری از مردم برای جلب کمک و همدردی دیگران بدبختیهای خود را بزرگتر جلوه می دهند .
24. بعضی وقتها خشمگین می شوم
25. واقعاً اعتماد به نفس ندارم
26. خیلی کم از پرش و تکان ماهیچه هایم ناراحت می شوم
27. خیلی وقتها احساس می کنم که مرتکب کار زشت و خطایی شده ام
28. بیشتر اوقات خوشحال هستم 
29- بعضی اشخاص آنقدر تحکم می کنند که حتی وقتی می دانم حق با آنهاست دلم می خواهد برعلیه آنچه می خواهند رفتار کنم .
30. معتقدم بر ضد من توطئه چینی می شود
31. اغلب مردم حاضرند حتی با شیوه ای غیر عادلانه به منافع و مزایایی برسند .
32. معده ام خیلی ناراحتم می کند
33. اغلب نمی فهمم ام چرا آنقدر بدخلق بوده ام
34. بعضی اوقات افکارم سریعتر از آن بوده که بتوانم بر زبان بیاورم
35فکر می کنم زندگی خانوادگیم به خوبی زندگی اغلب کسانی است که می شناسم
36. گاهی وقتها احساس می کنم که واقعاً آدم بی مصرفی هستم
37. در چند سال اخیر بیشتر اوقات حالم خوب بوده است
38- در زندگی من مواقعی بوده که در آن دست به کارهایی زده ام که بعدها نمیدانستم چرا .
39. احساس می کنم که غالباً بی دلیل مجازات شده ام
40.هیچ وقت حالم بهتر از حالا نبوده است
41. برایم مهم نیست که دیگران درباره من چه فکر می کنند
42. حافظه ام خوب است
43. گفتگو با غریبه ها برایم دشوار است
44. اغلب سر تا پا احساس ضعف می کنم 
45. بندرت دچار سر درد می شوم
46. تا بحال اشکالی در حفظ تعادل خود موقع راه رفتن نداشته ام
47بین کسانی که می شناسم بعضی ها را دوست ندارم . 
48. کسانی هستند که سعی دارند افکار و عقاید من را بدزدند
49. کاش اینقدر خجالتی نبودم
50. معتقدم که گناهانم غیرقابل بخشش هستند
51. غالباً از چیزی دلواپسم
52. رفقایم غالباً مورد پسند مادر و پدرم نبوده اند
53. بعضی وقتها احساس می کنم که خیلی آسان تصمیم می گیرم
54. کمی پشت سر دیگران غیبت می کنم
55. تقریباً هیچ وقت طپش قلب و یا تنگی نفس نداشته ام
56. زود از جا در میروم و زود آرام می گیرم
57. بعضی وقتها آنقدر بیقرار بوده ام که نمیتوانستم یک جا بند شوم
58. والدین و اعضاء خانواده ام بیش از من ایراد می گیرند
59. برای هیچ کس چندان مهم نیست چه به سرم می آید
60. سوء استفاده از کسی که خود چنین امکانی را میدهد را بد نمی دانم
61. گاهی اوقات احساس می کنم سرشار از انرژی هستم
62سالهای قبل است . قدرت بینایی من به خوبی
63. خیلی کم متوجه شده ام که گوشم زنگ و یا وزوز کند
64- یکی دو بار در زندگی احساس کرده ام که کسی سعی دارد با تلقین و هیپنوتیزم مرا وادار به انجام کارهایی بکند .
65. مواقعی بوده است که بدون علت خاص و بر خلاف معمول با نشاط بوده ام .
66. حتی وقتی هم با دیگرانم غالباً احساس تنهایی می کنم
67. فکر می کنم تقریباً هر کس برای اینکه به درد سر نیفتد دروغ خواهد گفت
68. من حساس تر از دیگران هستم
69.مواقعی است که مغزم کندتر از حد معمول کار می کند .
70. غالباً مردم مرا ناامید می کنند
71. در خوردن مشروب افراط کرده ام

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

تست اضطراب زانک :

این آزمون دارای 20 سوال 4 گزینه ای بر مبنای نشانگان بدنی – عاطفی اضطراب تهیه شده است . به منظور ساختن این مقیاس از ملاکهای تشخیصی استفاده شده که با شایعترین ویژگیهای اختلال اضطرابی مطابق و هماهنگ هستند ، یعنی مصاحبه های بالینی مراجعین مضطرب را به صورت مشروح ضبط کرده و بعداً از تک تک موارد مطروحه در ساخت آزمون استفاده کرده اند .

دستورالعمل :
با توجه به حالات خود در هفته گذشته یکی از موارد ( هیچگاه یا بندرت / گهگاه / بیشتر اوقات / دائم یا تقریباً همیشه ) را انتخاب کنید .

1- بیشتر از حد معول احساس اضطراب و نگرانی می کنم .
2- بدون دلیل احساس ترس می کنم .
3- خیلی زود دچار ترس و وحشت می شوم .
4- احساس می کنم بند بند وجودم دارد از هم جدا می شود .
5- احساس می کنم که هیچ رویداد بدی اتفاق نخواهد افتاد .
6- احساس می کنم که ساق پاها و بازوهایم بی رمق و لرزان هستند .
7- بعلت دردهای گردن ، سر و پشت ناراحت هستم .
8- غش یا حالاتی شبیه به آن دارم .
9- براحتی نفس می کشم و مشکلی از این نظر ندارم .
10- احساس بی حسی و کرختی یا سوزش در انگشتان دست و پا می کنم .
11- از سوء هاضمه و درد معده در رنجم .
12- احساس ضعف می کنم و زود خسته می شوم .
13- احساس آرامش می کنم و می توانم به آرامی استراحت کنم .
14- احساس می کنم که قلبم تند می زند .
15- از فشارهای سرگیجه در رنجم .
16- از تکرر ادرار در رنجم .
17- عضلات دستها و پاهایم معمولاً سخت و داغ هستند .
18- صورتم داغ و برافروخته می شود .
19- براحتی به خواب می روم و شبها خوب می خوابم .
20- در خواب دچار کابوس ( بختک ) می شوم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت :

عزت نفس عبارت است از چگونگی احساس فرد درباره خودش ( اعم از مثبت یا منفی ). احساس مثبت درباره خود نشانه عزت نفس بالا و احساس منفی نشانگر عزت نفس پایین است .
یکی از مهمترین پرسشنامه ها در این زمینه ، پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت می باشد . این تست مخصوص افراد بالای 16 سال هست .


دستورالعمل :
جملات زیر را بدقت خوانده و در صورتیکه هر یک از آنها با وضعیت فعلی شما مطابقت دارد " بلی " و چنانچه به هیچ شکلی با وضعیت شما مطابقت ندارد " خیر " را انتخاب کنید .

1- بیشتر اوقات در خواب و خیال بسر می برم .
2- از خود خیلی مطمئن هستم .
3- اغلب آرزو می کنم ای کاش فرد دیگری بودم .
4- من دوست داشتنی هستم .
5- با والدینم اوقات خوشی را می گذرانم .
6- هیچوقت درباره چیزی نگران نمی شوم .
7- صحبت کردن در مقابل کلاس برایم سخت است .
8- آرزو می کنم ای کاش جوانتر بودم .
9- چیزهای زیادی در من وجود دارند که اگر می توانستم آنها را تغییر می دادم .
10- به آسانی می توانم تصمیم بگیرم .
11- دیگران از بودن با من لذت می برند .
12- در خانه زود عصبانی می شوم .
13- همیشه کار را درست انجام می دهم .
14- به امور تحصیلی خود افتخار می کنم .
15- همیشه کسی باید به من بگوید چکار بکنم .
16- انجام هر کار جدیدی وقت زیادی را از من می گیرد .
17- اغلب از آنچه انجام داده ام متاسفم.
18- بین همسن و سالان خود مشهور هستم .
19- معمولاً والدینم به احساسات من توجه می کنند .
20- هرگز ناخشنود نیستم .
21- تا آنجا که بتوانم کار را به نحو احسن انجام می دهم .
22- من به راحتی تسلیم می شوم .
23- معمولاً می توانم از خود مواظبت کنم .
24- من فردی نسبتاً شادمان هستم .
25- من ترجیح می دهم با بچه ای کوچکتر از خودم بازی کنم .
26- والدینم انتظارات بیش از حدی از من دارند .
27- من تمام کسانی را که می شناسم دوست دارم .
28- دوست دارم معلم/استاد در کلاس برای جواب دادن درس صدایم زند .
29- من خود را درک می کنم .
30- مثل من بودن خیلی سخت است .
31- همه چیز در زندگی من گره خورده است .
32- بچه ها معمولاً از عقیده من پیروی می کنند .
33- هیچ کس در خانه به من توجه زیادی نمی کند .
34- هرگز سرزنش نمی شوم .
35- آنطور که دوست دارم تکالیف مدرسه / دانشگاه را انجام نمی دهم .
36- می توانم تصمیم بگیرم و به آن پای بند بمانم .
37- من واقعاً دوست ندارم که یک پسر باشم .
38- من خودم را دست کم می گیرم .
39- دوست ندارم با دیگران باشم .
40- خیلی وقتها دوست دارم خانه را ترک کنم .
41- من اصلاً کمرو نیستم .
42- من اغلب اوقات در مدرسه / دانشگاه احساس دلخوری می کنم .
43- من اغلب احساس می کنم که از خود شرمسارم .
44- من به زیبایی دیگران نیستم .
45- اگر چیزی برای گفتن داشته باشم معمولاً آنرا می گویم .
46- بچه ها اغلب از من عیب جویی می کنند .
47- پدر و مادرم مرا درک می کنند .
48- من همیشه راست می گویم .
49- معلمان در من احساس ناخوشایندی بی کفایتی را بوجود می آورند .
50- برایم مهم نیست که بر من چه می گذرد .
51- من فردی شکست خورده هستم .
52- هنگام سرزنش به آسانی ناراحت می شوم .
53- بچه های دیگر بیشتر از من مورد علاقه دیگران هستند .
54- اغلب اوقات این احساس را دارم که والدینم مرا تحت فشار قرار می دهند .
55- همیشه می دانم که به مردم چه بگویم .
56- اغلب در مدرسه دلسرد می شوم .
57- معمولاً چیزی مرا آزار نمی دهد .
58- نمی توان به من اعتماد کرد .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

تست افسردگی بک :

از آنجا که افسردگی دارای جلوه های گوناگونی است به آسانی از تشخیص آن غافل می شوند . این اختلال دارای طیف وسیعی از نشانه ها از قبیل سردرد ، یبوست ، کم شدن اشتها ، کمر درد ، یا فقط خستگی مزمن است .

بررسی و معاینات مفصل و طولانی ممکن است نتایجی ببار نیاورند و شخص را با افسردگی درمان نایافته اش جواب کنند و حال آنکه درمان سریع افسردگی معمولاً موجب تخفیف نشانه های بدنی و افسردگی حاصل از آن می گردد .
این تست به شما در رسیدن به این مهم کمک می کند .
این آزمون مخصوص افراد بالای 16 سال هست .


دستور العمل :
مقیاس به صورت یک پرسشنامه است . در این پرسشنامه چندین گروه سوال وجود دارد و هر سوال بیان کننده حالتی در فرد است . شما باید سوالهای هر گروه را به ترتیب و با دقت بخوانید . سپس سوالی را انتخاب کنید که بهتر از همه طرز احساس کنونی شما را بیان می کند یعنی آنچه درست در زمان اجرای تست حس می کنید . اگر در یک گروه چند سوال را وصف حال خود می دانید عدد مقابل هر یک از آنها را در یک دایره کوچک قرار دهید .

a :
3 من آنقدر غمگین یا بدبختم که دیگر تحملش را ندارم .
2 من همیشه غمگین یا گرفته ام و نمی توانم خود را از این وضع خلاص کنم .
1 من غمگین یا گرفته ام .
0 من غمگین نیستم .

b :
3 من احساس می کنم که به آینده امیدی نیست و اوضاع بهتر نخواهد شد .
2 من احساس می کنم که هیچ امیدی به آینده ندارم .
1 من نسبت به آینده مایوسم .
0 من خیلی نسبت به آینده بدبین یا مایوس نیستم .

c :
3 من احساس می کنم که شخصی کاملاً شکست خورده ام ( به عنوان پدر ، مادر ، شوهر ، زن )
2 من هر چه به گذشته ام می نگرم چیزی جز شکست نمی یابم .
1 من احساس می کنم که بیش از یک شخص متوسط در زندگی با شکست مواجه شده ام .
0 من خود را مثل یک شخص شکست خورده نمی دانم .

d :
3 من از همه چیز ناراضی ام .
2 دیگر هیچ چیز من را راضی نمی کند .
1 من از چیزهایی که لذت می بردم دیگر لذت نمی برم .
0 من نارضایتی خاصی ندارم .

e :
3 انگار احساس می کنم که بسیار بد یا بی ارزش هستم .
2 من احساس می کنم که کاملاً گنهکارم .
1 من اغلب اوقات احساس می کنم که بد یا بی ارزشم .
0 من احساس گنهکاری به خصوصی ندارم .

f :
3 من از خود نفرت دارم .
2 من از خود بیزارم .
1 من از خود ناامیدم .
0 من از خود ناامید نیستم .

g :
3 اگر امکان داشت خودم را می کشتم .
2 من نقشه های مشخصی برای خودکشی دارم .
1 من احساس می کنم که بهتر است بمیرم .
0 من به هیچ وجه در فکر آسیب رساندن به خود نیستم .

h :
3 من تمام علاقه ام را نسبت به مردم از دست داده ام و هیچ توجهی به آنها ندارم .
2 من علاقه ام را تا حد زیادی نسبت به مردم از دست داده ام و فقط اندک احساسی نسبت به آنها دارم .
1 من اکنون کمتر از گذشته نسبت به مردم علاقه دارم .
0 من علاقه ام را نبت به مردم از دست نداده ام /

i :
3 من دیگر نمی توانم هیچ تصمیمی بگیرم .
2 برای من تصمیم گرفتن بسیار مشکل است .
1 من سعی می کنم که تصمیم گیری خود را به تاخیر بیندازم .
0 من مثل همیشه می توانم به خوبی تصمیم بگیرم .

j :
3 من احساس می کنم که زشت یا زننده ام .
2 من احساس می کنم که وضع ظاهری من دائماً در تغییر است و باعث می شود که به نظر دیگران جذاب نباشم .
1 من از اینکه پیر یا غیر جذاب به نظر برسم نگرانم .
0 من احساس نمی کنم که به نظر دیگران بدتر از گذشته باشم .

k :
3 من اصلاً نمی توانم کار کنم .
2 من برای انجام هر کاری باید خیلی به خود فشار بیاورم .
1 برای من شروع یک کار مستلزم کوششی فوق العاده است .
0 من نمی توانم مثل گذشته کار کنم .

l :
3 من خسته تر از آنم که بتوانم کاری انجام دهم .
2 من با انجام هر کاری خسته می شوم .
1 من حتی زودتر از سابق خسته می شوم .گ
0 من بیش از حد معمول خسته نمی شوم .

m :
3 من دیگر به هیچ وجه اشتها ندارم .
2 حالا دیگر اشتهای من خیلی بدتر شده است .
1 اشتهای من دیگر به خویب گذشته نیست .
0 اشتهای من بدتر از حد معمول نیست .

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٩:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٦

 

 

تصویر ذهنی اختلالات شایع تصویر بدنی :

اختلالاتی که راجع به آنها توضیح داده خواهد شد اختلالاتی هستند که یا نقص
تصویر بدنی،  دلیل اصلی به وجود آمدن آنهاست یا این که نقص در تصویر بدنی جزء  علایم
اصلی آنها می باشد.

1) اختلالات خوردن:

این اختلالات با اشکالات قابل ملاحظه ای در رفتارهای مربوط به خوردن مشخص
می شوند.  انواع این اختلال عبارت است از :
بی اشتهایی عصبی و پر اشتهایی عصبی.(روانپزشکی کاپلان)

  • ·        بی اشتهایی عصبی:

حالت وخیم و مرگباری که مشخصه آن اختلال در تصویر بدنی و محدودیت شدید رژیم
غذایی است که توسط خود شخص اعمال می شود و اغلب منجر به سوء تغذیه شدید می گردد.مرگ
و میر در حدود 18%-5%  بیماران دیده می
شود.

شامل دو دسته نوع محدود بدون پر خوری دوره ای و نوع پر خوری دوره ای-
پاکسازی می باشد.

نوع محدود: بیمار طی دوره بی اشتهایی عصبی ،رفتار پر خوری دوره ای یا
پاکسازی (یعنی استفراغ عمدی یا سوء مصرف ملین ها) را به طور منظم نشان نمی
دهد.

نوع توأم با پر خوری دوره ای – پاکسازی: در طول دوره بی اشتهایی عصبی شخص
به طور منظم رفتار پر خوری دوره ای یا پاکسازی را از خود نشان می دهد(یعنی استفراغ
عمدی ،سوء مصرف  ملین ها ).

معیار های تشخیصی DSM-IV-TR برای بی اشتهایی عصبی:

(1) خودداری از حفظ وزن بدن در حداقل طبیعی نسبت به سن و قد یا بالاتر از آن
(مثلا کاهش وزن به طوری که منجر به وزنی معادل کمتر از 85% مورد انتظار
شود).

(2) ترس شدید از وزن گیری یا چاق شدن با وجود وزن کمتر از حد
معمول.

(3) مختل شدن احساس فرد از وزن یا شکل بدن خود،تأثیر نا به جای وزن بدن یا شکل
آن بر ارزیابی از خود یا انکار وخامت کم بودن وزن فعلی.

(4) فقدان قاعدگی ( آمنوره
) در زنی که نو قاعدگی را پشت سر گذاشته است. (یعنی عدم خونریزی ماهیانه به مدت سه
ماه متوالی).

کش و دیگل  در تحقیقات خود پی
بردند که تحریف و نقص تصویر بدنی ،یکی از فاکتور های مهم در تشدید اختلال بی
اشتهایی عصبی محسوب می شود.به گونه ای که این افراد حتی بعد از گرفتن وزن نیز در
مورد شکل و وزن خود اظهار نگرانی می کنند و تصویر بدنی ،یکی از موارد عود کننده در
این اختلال است که در افرادی که مراحل بهبود را می گذرانند، آخرین علامتی است که
بهبود می یابد.افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی ،اندازه بدن خود را بزرگتر از اندازه
واقعی تخمین  می زنند.

  • ·        پر اشتهایی عصبی:

مصرف سریع ، دوره ای و غیر قابل مهار مقادیر زیادی غذا در مدت زمان کوتاه
(پرخوری دوره ای) و به دنبال آن استفراغ عمدی و خود خواسته،مصرف ملین ها ،روزه
گرفتن یا ورزش شدید برای ممانعت از وزن گیری (پرخوری و پاکسازی).

نوع همراه با پاکسازی : در طی دوره فعلی پر اشتهایی عصبی شخص به طور منظم
از استفراغ عمدی ، سوء مصرف مواد ملین 
استفاده کرده است.

نوع بدون پاکسازی : درپی دوره پر اشتهایی عصبی شخص رفتارهای جبرانی نامناسب
دیگری مثل روزه گرفتن یا ورزش شدید را نشان داده 
ولی به طور منظم از استفراغ عمدی  ،
سوء مصرف مواد ملین استفاده نکرده است.

معیار های تشخیصی DSM-IV-TR برای پر اشتهایی عصبی:

(1)دوره های راجعه  پر خوری دوره ای
.یک دوره پر خوری با هر دو ویژگی زیر مشخص می شود:

- خوردن در یک مدت زمان مشخص و مجزا(مثلا یک دوره دو ساعته)،که مشخصا بیش
از آن چیزی است که اکثر مردم در همان زمان و همان شرایط مصرف می کنند.

- احساس فقدان مهار بر خوردن در آن دوره (احساس این که نمی تواند خوردن را
متوقف کند یا کنترلی بر آنچه می خورد و مقدار آن داشته باشد).

(2) رفتارهای جبرانی راجعه نامناسب برای جلوگیری از وزن گیری.مثل استفراغ عمدی
،سوء مصرف ملین ها یا سایر داروها ،گرسنگی کشیدن یا ورزش شدید.

(3) پرخوری دوره ای و رفتارهای جبرانی نا متناسب  هر دو به طور متوسط حداقل دو بار در هفته به
مدت سه ماه روی می دهند.

(4) ارزیابی شخص از خودش به طرز نادرستی تحت تأثیر شکل و وزن بدن قرار
دارد.

(5) این اختلال فقط در جریان دوره های بی اشتهایی عصبی روی نمی دهد .

افراد مبتلا به اختلال پر اشتهایی عصبی ،بدن خود را بزرگتر از اندازه واقعی
تصور می کنند.این افراد به میزان زیادی از بدن خود اظهار نارضایتی می کنند که این
خود سبب تشدید این اختلال می شود.

اختلال بد شکلی بدن Body dysmorphic Disorder  :

عقیده خیالی (نه در حد هذیانی) مبنی بر اینکه اختلالی در کل ظاهر یا قسمتی
از بدن وجود دارد.

تشخیص,علایم و نشانه ها:

شکایت بیمار از نقص است(مثلا چین و چروک، ریزش مو ،بیش از حد کوچک بودن
پستان ها یا آلت تناسلی مردانه ،لکه های پیری ،قد). شکایت بیمار تناسبی با هر نوع
ناهنجاری جسمی عینی و خفیف ندارد.زمانی که یک ناهنجاری جسمی خفیف وجود دارد، نگرانی
فرد بیش از حد معمول است. البته این اعتقاد، شدتی به اندازه هذیان مثل آنچه که در
اختلال هذیانی نوع جسمی (سو ماتیک) دیده می شود، ندارد، (یعنی فرد این احتمال را می
دهد که شدت نقص را بیش از حد تخمین می زند یا این که  ممکن است اصلا  نقصی نباشد).

هاردی در تحقیقات خود نشان داد که این افراد جذابیت صورت دیگران را بیش از
اندازه واقعی و جذابیت صورت خود را کمتر از اندازه واقعی تخمین می زنند و مشغولیت
فکری زیادی با زیبایی دارند.تحقیقات جرم نشان داد که این افراد به  جزئیات توجهی بیش از کلیات نشان  می دهند.

نکته : استفاده از طب هومیوپاتی و داروهای گیاهی در طب سنتی کمک شایانی در
این نوع از بیماریها می نمایند استفاده از طب های طبیعی را در درمان بیماریها را
فراموش نکنید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۳۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٥

 

اختلالات روانی مربوط به غذا خوردن اغلب همراه با سابقه سوء مصرف غذا است. استفراغ شدید پس از خوردن غذا منجر به آغشته شدن دائم بافتهای دهانی با اسیدهای معدودی که ساختار دندان را حل می‏کند، می‏گردد.
اگر رفتار جوعی (بولیمیک) به مدت زیاد(چندین سال) جایگزین شود، ضایعات سطحی شدیدی مانند ضایعات سطحی سطوح زبانی و کامی مینا و نهایتا عاج، ممکن است دیده شود. این بیماران ساختار دندانی خود را به تدریج از دست می‏دهند. بیماران جوعی اغلب تمایل به ابراز مشکل خود نداشته و اختلال خود را پنهان می‏نمایند و مشکلات دندانی می‏تواند اولین نشانه از بیماری روانی آنها باشد که سبب آزارشان می‏شود. ارجاع این بیماران نزد روانپزشک و کلینیکهای تغذیه درمانی از مشکلات آنها می‏کاهد و ساختمان دندانی از دست رفته آنها نیز قابل درمان است..

Eating Disorders ( اختلال های خورد و خوراک ) اختلال شدید در عادت های
غذایی است . مثلا بی میلی شدید نسبت به غذا خوردن و یا پر خوری بیش از حد . این
رفتارها باعث می شود که شخص بیمار در مورد سلامتی و تناسب اندام خود احساس ناراحتی
و آشفتگی کند .

اختلال خورد و خوارک در ابتدا ممکن است فقط شامل تغییرات جزعی در میزان
هر وعده ی غذایی باشد . اما کم کم به جایی می رسد که شخص دیگر قادر به کنترول پر
خوری یا کم خوری خود نیست . اختلال های خورد و خوراک بسیار پیچیده هستند و با وجود
تحقیقات بسیار برای شناخت کامل از آنها ، رفتارهای بیولوژیکی و عوامل اجتماعی این
بیماری هنوز کاملا شناخته شده نیست . این بیماری اغلب در جوانان و در اوایل
بزرگسالی خود را نشان می دهد اما در کودکان و افراد میان سال و مسن نیز دیده می شود
.

اختلال های خورد و خوراک فقط یک بی اراده گی ساده در اشتها نیستند ،
بلکه بیماری های قابل درمانی هستند که در آن ناهنجاری های غذایی زندگی فرد را تحت
تاثیر قرار می دهند . حالت های اصلی اختلال های خورد و خوراک Anorexia Nervosa ( بی
اشتهایی عصبی ) ، Bulimia Nervosa ( پر خوری عصبی ) هستند . فردی که از بی اشتهایی
عصبی رنج می برد ، گرسنگی می کشد تا لاغر بماند . در این حالت فرد شدیدا از وزنش
کاسته می شود . یک برآورد نشان می دهد که 3.7 تا 5 درصد خانم ها دچار این مشکل
هستند .

پر خوری عصبی باعث افراط بیش از اندازه در غذا خوردن می شود به طوری که
شخص از شدت پر خوری استفراغ می کند. یک ارزیابی نشان می دهد که 1.1 تا 4.2 درصد
خانم ها از این اختلال رنج می برند .

حالت سوم این اختلال Binge Eating ، افراط بیش از حد در غذا خوردن است .
به طوری که فرد در طول روز بارها مجبور به خوردن غذا می شود . این بیماری در افراد
موجب شرمندگی آنها می شود چرا که بسیار چاق می شوند و قادر به کنترول اشتهای خود
نیستند .

Eating Disorders در بسیاری از موارد با دیگر بیماری های روانی مانند
افسردگی ، مصرف مواد مخدر ، Anxiety Disorders ( شامل Panic Disorders ، OCD ، PTSD
و ... ) همراه می شود . به علاوه مردمی که از اختلال های غذایی رنج می برند مستعد
گرفتار شدن به دامنه ی وسیعی از بیماری های جسمی مانند نارسایی های قلبی و کلیوی که
می توانند باعث مرگ شوند ، قرار می گیرند .

Eating Disorder در خانم ها شایع تر از آقایان است . از بین بیماران
مبتلا به Anorexia و یا Bulimia فقط 5 تا 15 درصد آنان مرد هستند . و در بین
مبتلایان به Binge Eating ، 35 درصد را آقایان تشکیل می دهند .

نشانه ها :

افرادی که به Anorexia nervosa دچار هستند ، لاغر و بی تفاوت به سلامتی
خود می باشند . ترس از بد شکلی اندام و افزایش وزن و تغییرات ناهنجار در عادات
غذایی از نشانه های این اختلال هستند . بعضی از مردمی که به بی اشتهایی عصبی دچارند
به وسیله ی رژیم سخت و طاقت فرسا وزن کم می کنند و بعضی دیگر برای کاهش وزن دست به
اعمال عجیبی مانند تحریک کردن خود برای استراغ و یا استفاده ی نابجا از داروهای ضد
یبوست و داروهای ادرار آور ، دست می زنند . از دیگر علائم می توان به موارد زیر
اشاره کرد :

1- لاغر شدن بیش از حد

2- رژیم پیوسته

3- ترس از افزایش وزن و یا چاق شدن حتی اگر لاغر باشند

4- خود سنجی نا بجا در مورد وزن و تناسب اندام

5- تمایل به تنها غذا خوردن

6- ورزش کردن به صورت افراطی

7- شکننده شدن موها و ناخن ها

8- افسردگی

9- کم شدن دوران قاعدگی و قطع شدن کامل آن در دختران و خانم ها

10- نازک شدن موهای بدن

11- کم خونی و ضعف عضلانی

12 – یبوست شدید

13 – فشار خون پایین ، تنفس آرام و کندی نبض

14 – افت دمای درونی بدن که باعث می شود فرد همواره احساس سرما کند

15 – خواب آلودگی و کسالت

علائم Bulimia Nervosa :

1- افراط پی در پی در غذا خوردن

2- تخلیه کردن شکم به وسیله رژیم سخت ، روزه گرفتن ، ورزش کردن و یا
استفراغ

3- استفاده ی نابجا از داروهای ضد یبوست و ادرار آور

4- حمام کردن پس از غذا خوردن

5- قرمز شدن انگشت ها

6- ورم کردن گونه ها و فک

7- قضاوت نا درست در مورد وزن و تناسب اندام

8- افسردگی و تغییر حالت

9- قاعدگی نا منظم

10– مشکلات دندان مانند فاسد شدن دندان ها

11- نفخ و سوزش معده

12- مشکلات روده ای به علت استفاده از داروهای ضد یبوست

13- مشکلات کلیوی به علت استفاده از داروهای ادرار آور

14- کاهش شدید آب بدن به علت اسهال

علائم Binge Eating :

در این اختلال فرد مبتلا کنترول خود را در غذا نخوردن از دست می دهد و
بر خلاف Bulimia ، این اختلال با ورزش کردن ، روزه گرفتن و تخلیه ی معده از راه های
گوناگون همراه نمی شود بنابراین اکثر این افراد دچار چاقی بیش از حد می شوند .
مشخصات این اختلال عبارتند از :

1- سریع غذا خوردن

2- غذا خوردن تا جایی که فرد احساس ناراحتی کند

3- غذا خوردن به مقدار زیاد وقتی که فرد گرسنه نیست

4- تنها غذا خوردن

5- اضطراب و پریشانی از پرخوری

علت ها :

محققان هنوز به دلایل اساسی و طبیعی که باعث بروز اختلال خورد و خوراک
می شوند پی نبرند . بر خلاف اختلال های عصبی که می توان آنها را دقیقا به نقص در یک
نقطه ی مشخص در مغز نسبت داد ، اختلال خورد و خوراک مربوط به ناهنجاری در سراسر
سیستم مغزی است . با این شناخت که اختلال های روانی ناشی از اختلال های مغزی هستند
، اغلب محققان از وسایل پیشرفته برای تحقیق به روی عملکرد سیستم عصبی و روش های
جدید روانشناسی برای فهم بهتر اختلال های خورد و خوراک استفاده می کنند . همچنین
این اختلال ها به صورت ارثی در خانواده ها دیده می شود بنا براین تحقیقات روی عوامل
ژنتیکی نیز انجام می شود .

عوامل دیگری مانند عوامل روانی ، عوامل میان فردی و اجتماعی می توانند
در بروز این اختلال نقش داشته باشند .

بعضی از عوامل روانی مانند کمبود غزت نفس ، احساس ناتوانی در کنترول
زندگی ، افسردگی ، اضطراب ، خشم و تنهایی می توانند یه اختلال خوردوخوراک دامن زنند
.

عوامل میان فردی مانند مشکلات خانوادگی و مشکل برقراری ارتباط ، ناتوانی
در بروز احساسات و عواطف ، داشتن خاطرات بد مانند تمسخر شدن به خاطر چاقی یا لاغری
و یا خاطراتی مانند مورد سوء استفاده قرار گرفتن جنسی و جسمی و همچنین عوامل
اجتماعی مانند فشارهای فرهنگی مثلا با ارزش دانستن لاغری یا تناسب اندام می تواند
باعث بروز اختلال های خورد و خوراک شوند .

درمان :

اختلال های خورد و خوراک قابل درمان هستند . و می توان وزن فرد مریض را
به حالت مناسب باز گرداند . هر چه زودتر این اختلال ها تشخیص داده و درمان شوند ،
نتیجه ی بهتری حاصل می شود . به علت پیچیدگی این اختلال ها ، درمان آنها نیاز به یک
برنامه وسیع و همه جانبه دارد .

درمان Anorexia شامل برنامه ی خاص است که از سه مرحله تشکیل می شود :
ابتدا باز گرداندن بیمار به وزن مناسب است . این کار معمولا با رژیم غذایی انجام می
شود . سپس درمان آشفتگی های روانی مانند تصور غلط داشتن از وضعیت اندام فرد و یا
کمبود غزت نفس و درمان مسائل میان فردی است و در آخر کاهش و قطع رفتار و افکاری که
باعث این اختلال می شوند و جلوگیری از بازگشت بیماری .

بعضی از محققان به استفاده از داروهای ضد افسردگی و ضد روان پریشی و
داروهای ثابت نگه دارنده ی حالت برای مهار اضطراب و تغییر حالت بیماران بی اشتها
اشاره کرده اند . بررسی های اخیر نشان می دهند که داروهای ضد افسردگی در جلو گیری
از بیماری Anorexia و بازگشت آن بی تاثیر است .

در مجموع استفاده از داروها و موثر بودن آنها برای غلبه به Anorexia در
هاله ای از ابهام قرار دارد اما تحقیقات همچنان ادامه دارند .

پیامدهای Anorexia در افراد مختلف ، متفاوت است . در بعضی ها پس از یک
دوره بی اشتهایی کاملا بهبود می یابند . و بعضی دیگر از افراد مرتبا به وزن طبیعی
باز می گردنند و سپس دوباره دچاره بی اشتهایی می شوند . و در حالت مزمن این بیماری
، بیمار همواره بدتر می شود . میزان مرگ و میر به علت Anorexia حدود 0.56 درصد در
سال است . اغلب این مرگ ها به علت پیامدهای جانبی این اختلال است مانند ایست قلبی ،
عدم تعادل الکترولیت ( ترکیب شیمیایی که هادی جریان برق است ) و خود کشی .

در درمان Bulimia هدف اولیه کنترول و یا مهار پرخوری و اصلاح رفتارهایی
است که فرد بیمار به خود برای تخلیه شکم تحمیل می کند مانند استفراغ ، روزه و یا
رژیم و ورزش سنگین . بهبود تغذیه و مراقبت های حرفه ای و دارو درمانی برای درمان
این اختلال استفاده می شوند .

برای کاهش و یا متوقف کردن پرخوری و اصلاح رفتارهای برون ریزی ( تخلیه ی
شکم ) ممکن است به بیمار رژیم غذایی داده شود و تحت روان درمانی قرار گیرد . بعضی
از داروهای ضد افسردگی مانند Fluoxetine که تنها دارویی است که توسط FDA برای درمان
Bulimia مورد تایید قرار گرفته است ، می تواند به بیمارانی که دچار افسردگی و یا
اضطراب هستند کمک کند. CBT ( رفتار شناسی درمانی ) برای درمان Bulimia موثر بوده و
همچنین نشان داده شده که در تغییر پرخوری و رفتارهای برون ریزی و عادت های غذایی
موثر است .

درمان Binge Eating Disorder نیز مانند درمان Bulimia است .Fluoxetine و
دیگر داروهای ضد افسردگی می توانند برای بیمار موثر باشند . برای درمان بیماران
مبتلا به این اختلال ممکن است از داروهای ضد اشتها نیز استفاده کنند . CBT نیز از
گزینه های درمان است.................

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/۱٥

 

به تعبیر یونگ، روانشناسی در درجه اول علم
خودآگاهیست و در درجه دوم علم روان ناخودآگاه و بررسی روان ناخودآگاه به صورت
مستقیم امکان پذیر نیست که ناخودآگاه واقعا ناخودآگاه است و ما فقط می‌توانیم راجع
به آثار و نتایجی صحبت کنیم که از ناحیه‌ای در ذهن به این نام، نشأت گرفته
است.

حدود یک سوم تا نیمی از حیات آدمی در وضعیتی
ناخودآگاه صورت می‌گیرد.در دوران اولیه کودکی و نیز هنگام خواب و حتی دوران بیهوشی
بعداز عمل جراحی و یا ضربه‌های مغزی،انسان وارد این قلمرو می‌شود.

با این حساب خودآگاهی در مقابل ناخودآگاه
مانند پوسته‌ایست از یک کره عظیم که درونش ناخودآگاه شخصی و جمعی قرارگرفته که از
آن ناآگاهیم و در واقع فقط شواهد غیرمستقیمی داریم که از این ناحیه هشیاری ما صحبت
می‌کند و البته بعضی شواهد علمی مبنی بر وجود آن ناحیه هم در اختیار
داریم.

به دلیل پوسته‌ای بودن و حجم کمتر خودآگاه
نسبت به ناخودآگاه، خودآگاه در یک لحظه معین فقط مقدار کمی از مطالب مرتبط و همزمان
را در خود دارد و مابقی مطالب راجع به هر موضوع در انباری ناخودآگاه می‌ماند و ما
فقط توسط توالی لحظات خوداگاه به تدوام و ادراک عمومی و آگاهی از جهان خودآگاه
می‌رسیم و هرگز قادر نیستیم به تصویری از یکپارچگی و کلیت دست یابیم و مثل آنست که
همیشه از یک شکاف باریک به موضوعات نگاه می‌کنیم و فقط از آن زاویه می‌توانیم یک
محدوده و یک لحظه ویژه را ببینیم
و باقی
تیره و تار
است. در واقع ناحیه ناخودآگاه وسیع و پیوسته و ناحیه خودآگاه، محدود و
لحظه‌ایست!

بدین ترتیب یونگ معتقد است آنچه ابتدا به صورت
واضح وجود دارد ناخودآگاه است و در واقع این خودآگاه است که از ناخوداگاه مشتق
می‌شود. مثلا غرایض جزئی از ناخودآگاه هستند و از کودکی ما آغازمی‌شوند و کم کم
فرایند خودآگاهی ما شکل می‌گیرد که این فعالیت آگاهانه به کوشش زیادی نیاز
دارد!

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٢/٢