من با شما مخالفم........................ با احترام به نظر شما و درک ایده تان، ولی به من حق بدین که با شما موافق نباشم

بشین........................................... . بفرمایید

حالتو ندارم..................................... میشه یه وقت دیگه باهم حرف بزنیم

حال ندارم....................................... الان شاداب نیستم

افسرده ام..................................... فعلا" احساس خوبی ندارم

شما خیلی پرخاشگرید................... انگاری زود کنترل خودتو از دست میدی

دنیا یعنی بدبختی............................ روزهای زیبا زیاد داره

من گناهکارم.................................. . آدم خطا میکنه و فرصت جبران برام هست

هیچکس منو درک نمیکنه............. برخی از آدما خوب منو می فهمن

من هیچوقت شانس نداشتم............. گاهی اوقات هم خوش شانس بودم

من همیشه ترس دارم..................... یه موقع هایی هم خیلی شجاع هستم

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱

 

ژاپنی ها عاشق ماهی تازه هستند. اما آبهای اطراف ژاپن، سالهاست که جوابگوینیاز تمام مشتریان خود نیست. بنابراین برای غذا رساندن به جمعیت ژاپنی ها،قایق های ماهی گیری، بزرگ تر شدند و مسافت های دورتری را پیمودند. ماهیگیران هر چه مسافت طولانی تری را طی می کردند، به همان میزان آوردن ماهیتازه بیشتر طول می کشید. اگر بازگشت بیش از چند روز طول می کشید، ماهی هادیگر تازه نبودند و ژاپنی ها مزه این ماهی ها را دوست نداشتند.
برای حل این مسأله، شرکت های ماهی گیری، فریزرهایی در قایق های خود تعبیهکردند. آنها ماهی ها را می گرفتند و آنها را روی دریا منجمد می کردند. فریزرها این امکان را برای قایق ها و ماهی گیران ایجاد کردند که دورتربروند و مدت زمان طولانی تری را روی آب بمانند. اما ژاپنی ها تفاوت مزههای تازه و منجمد را متوجه شدند و مزه ماهی یخ زده را دوست نداشتند.
بنابراین شرکت ها ماهی گیری مخزن هایی را در قایق ها کار گذاشتند و ماهیرا در مخازن آب نگهداری می کردند. ماهی ها پس از کمی تقلا آرام می شدند وحرکت نمی کردند. آنها خسته و بی رمق، اما زنده بودند. متأسفانه ژاپنی هاهنوز هم توانستند مزه را تشخیص دهند. زیرا ماهی ها روزها حرکت نکرده و مزهماهی تازه را از دست داده بودند. باز هم ژاپنی ها مزه ماهی تازه را نسبتبه ماهی بی حال و تنبل ترجیح می دادند.
پس شرکت های ماهی گیری به گونه ای باید این مسأله را حل می کردند.


آنها چطور می توانستند ماهی تازه بگیرند؟


اگر شما مشاور در منابع ماهی گیری بودید چه پیشنهادی می دادید؟ چطور ژاپنی ها ماهی ها را تازه نگه می دارند؟
برای تازه نگه داشتن ماهی، شرکت های ماهی گیری ژاپنی هنوز هم از مخازن نگهداری ماهی در قایق استفاده می کنند، اما آنها یک کوسه کوچک به داخل هر مخزن می اندازند. کوسه چندتایی ماهی می خورد اما بیشتر ماهی ها با وضعیتی بسیار سرزنده به مقصد می رسند، زیرا ماهی ها تلاشکرده اند.
بشر تنها در مواجه با محیط چالش انگیز است که پیشرفت می کند. پس:

به جای دوری جستن از مشکلات، به میان آنها شیرجه بزنید.
اگر مشکلات و تلاشهایتان بیش از حد بزرگ و بی شمار هستند، تسلیم نشوید.
ضعف، شما را خسته می کند. به جای آن، مشکل را تشخیص دهید.
عزم بیشتر و دانش بیشتر داشته باشید و اگر به اهدافتان دست یافتید، اهداف بزرگ تری را برای خود تعیین کنید.
زمانی که نیازهای خود و خانواده تان را برطرف کردید، برای حل اهداف گروه، جامعه و حتی نوع بشر اقدام کنید.
پس از کسب موفقیت آرام نگیرید. شما مهارت هایی دارید که می توانید با آن تغییرات و تفاوت هایی را در دنیا ایجاد کنید.
در مخزن زندگیتان کوسه ای بیندازید و ببینید که واقعاً چقدر می توانید دورتر بروید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱

 

لازمه‌ نگاه‌ مثبت‌ به‌ جهان‌ این‌ است‌ که‌ نسبت‌ به‌ خودتان ‌احساس‌ خوبی‌ داشته‌ باشید. این‌ بدان‌ معنی‌ نیست‌ که‌ خود را کامل‌ بدانید، ولی‌ حداقل‌ خودتان‌ راخوب‌ و قابل‌ قبول‌ به‌ شما آورید. درباره‌ خود به‌ طور مثبت‌ صحبت‌ کنید و از بی‌اعتبار ساختن‌ خود بپرهیزید.

نقطه‌ تمرکز فکری‌ خود را تغییر دهید:

زمانی‌ را صرف‌ فکر کردن‌ به‌ کارهای‌ کامل‌ و خوب‌ خود بکنید و به‌ کوتاهی‌های‌ خود نیندیشید، اگرهر روز صبح‌ با این‌ تفکر بیدار شوید، روز را به‌ طرز خوبی‌ آغاز کرده‌اید. وقتی‌ در مورد خودتان ‌احساس‌ راحتی‌ بیشتری‌ کردید، وقت‌ آن‌ می ‌رسد که‌ با چیزهایی‌ که‌ در شما نگرانی‌ ایجاد می‌کند مبارزه‌ کنید.

از جملات‌ مثبت‌ استفاده‌ کنید:

استفاده‌ مکرر از جملات‌ مثبت‌ یک‌ حافظه‌ جدید و امیدوار در ذهن‌ ناهشیار شما خلق‌ می‌کند.بنابراین‌ پس‌ از چند بار تمرین‌ به‌ طور خودکار بیش‌تر مثبت‌ فکر می‌کنید، مثلا" می‌توانید بگویید:
" زندگی من هر روز از هر جهت بهتر و بهتر و بهتر میشود "
تا جایی‌ که‌ ممکن‌ است‌ جمله‌ مثبت‌ شما باید تنها حاوی‌ کلمات‌ مثبت‌ باشد، بهتر است‌ کلماتی‌ که‌موجب‌ ترس‌ شک‌ یا شکست‌ می‌شوند به‌ کار نروند.تا از جمله‌ مثبت‌، نهایت‌ استفاده‌ را ببرید.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱

 

هـمواره افـکار ما بروی احساسات ما تاثیرگذار می باشـد. اگر تصور کنید که کارهایتان سر و سامان نـخواهند گرفت، در شـمـا احـساس اندوه و انفعال ایجاد شده و از تـلاش و کوشش دست خواهید کشید. اگر چنین می پـنـداریـد که برای انجام کارهایتان محتاج کمک دیگران هستید، ممکـن اسـت احـساس بی کفایتی و وابستگی کنید. اگـر تـصـور می کنـیـد که نـالایق و بـی کفایت می بـاشـید، احساس بـی ارزشـی و تـردیـد کـرده و دائـمـا خـودتـان را سـرزنـش خواهید نمود.
همانطورکه ملاحظه کردید بی تردید ارتباط تنگاتنگی میان افکار و احساسات ما برقراراست. بنابراین دلیل واکنشهای هیجانی ناخواسته و شدید، افکار نامعقول و غیر منطقـی شما میباشند. تعریف تفکرات نا معقول چنین است:
1- افکار انعطاف ناپذیر.
2- دور از واقعیت.
3- غیر منطقی.
4- مخل بهداشت روانی.
راه حل ساده میباشد: افکار خود را متحول سازید.
اکنون به تعدادی از طـرز تـفـکرات نامعقول توجه کرده و سعی کنید برای دستیابی به یک زندگی شادتر از آنها اجتناب ورزید:
1- من بایـد مـورد پـذیرش و محبوب همگان باشم تا بتوانم احساس خوشایندی نسبت به خود داشته باشم. طرد شدن، ترک شدن و تنها ماندن خیلی هولناک است.
2- من باید در تمام زمینه ها لایق و کارآمد باشم - شکست بسیار وحشتناک میباشد.
3- هنگامی که اتفاق ناگواری روی میدهد من چاره ای جز اندوهگین شدن ندارم.
4- اگر کسی مرا مورد انتقاد قرار میدهد به مفهوم آن است که ایرادی در من وجود دارد.
5- من همواره باید دیگران را از خودم راضی نگاه دارم و مطابق خواسته و میلشان رفتار کنم.
6- من اساسا از دیگران پایین تر میباشم.
7- زندگی و یا دیگران باید همواره انتظارات مرا برآورده سازند.
8- مـن در زنـدگی محـکوم به افسردگی، ناامیدی و بدبختی می باشم چون مـشـکلات زندگی من لاینحل می باشند.
9- همواره باید کارها بر وفق مراد من پیش بروند.
10- همیشه زندگی و مردم باید منصفانه با من رفتار کنند.
11- مـن در زندگی محتاج شخصی هستم - یک شخص خاص - تا در کنار او باشم و بـه او تکیه کنم - چون من به تنهایی قادر به انجام کاری نیستم.
12- برای من آسانتر است زمـانی کـه به مشکلات زندگی فکر نکنم تا اینکه با مشکلات روبرو شده و مسئولیت حل آنها را بر عهده بگیرم.
13- افـراد بد و شرور بـاید مـجازات شـده و فـورا بـه سـزای اعـمالـشان برسند. اگر چنین نشود من از کوره در خواهم رفت.
14- عوامل خارجی مانند: مردم، جامعه ناسالم، بد اقبالی و سرنوشت دلیل بدبـخـتیها و ناراحتیهای من می باشند. از آن گذشـتـه مـن هیـچ کنـترلی بروی این عوامل خارجی نداشته بنابراین هیچ کاری برای افسردگی و نگون بختی خودم نمیتوانم انجام دهم.
15- من همیشه باید بی عیب و کامل بوده و از دیگران برتر باشم. کـمـال گـرایی یکی از مهمترین عوامل تنش زا است. کمالگرایی انواع گوناگونی دارد:
کمالگرایی در اخلاقیات: من هیچگاه نباید مرتکب خـطا و یـا گـناهی شوم و اگر چنین شود قادر به بخشش خود نمی باشم.
کمالگرایی درعملکرد: برای آنکه یک فرد ارزنده باشم باید همیشه در همه امور موفق گردم.
کمالگرایی در هویت: مـردم هیچگاه فرد آسیب پذیر و خطا کـاری هـمچون من را مورد پذیرش قرار نمیدهند.
کمالگرایی در احساسات: من همواره باید خوشحال و شادمان باشم - بـاید قـادر بـه کنترل احساسات منفی خود بوده و هیچگاه احساس افسردگی و اضطراب نکنم.
کمالگرایی در عشق: دو فردی که عاشق یکدیگر هستند هیچ گـاه نـبایـد بـا یـکـدیـگر بحث و مشاجره کنند و یا آنکه از دست هم عصبانی شوند.
کمالگرایی در زیبایی: چون من کمی اضافه وزن دارم فرد زشت و نازیبایی میباشم.

16- فیلتر کردن: شـما تنها جنبه منفی پیشامدها را مشاهده کرده و آنها را زیر ذره بین قرار می دهید در حالی که جنبه مثبت آن را فیلتر کرده و حذف می نمایید.
17- تفکر دو قطبی: همه چیز یا سیاه است یا سفید، بد است یا خوب - یا شـما کـامل می باشید و یا آنکه یک ناکام و شکست خورده - هیچ حد وسطی وجود ندارد.
18- تعمیم افراطی: شما به یک نتیجه گیری عمومی مبـتـنی بـر یـک واقـعـه واحـد دست می یابید. به محض آنکه برای شما یک حادثه ناگوار روی دهد چنین می پـنـداریـد کـه آن بارها و بارها تکرار خواهد شد.
19- خـوانـدن فکر: بدون آنکه حرفی زده شود، پیـش داورانه از احـسـاس دیـگران و عـلت رفتارشان با خود آگاهی دارید.
20- فاجعه آمیز جلوه دادن: شما انتظار بلا، مصیبت و حوادث ناخوشایند را می کـشـید. کافیست از حادثه ناگواری مطلع گردید. آن وقت خواهید گفت: نکند سر من هم بیاید.
21- برداشت شخصی کردن: چنین می پندارید که هر چرا که دیگران میگویند و یا انـجام می دهند به نوعی در واکنش به شما می باشد.
22- نکوهش کردن: شما دیگران را مسئول دردها و مشکلات خود میدانید. یـا آنـکه خود را مسئول تمام مشکلات می پندارید.
23- بایدها: از تعداد زیادی قوانین خشک و غیر قابـل انـعـطاف کـه رفـتار دیگران و خودتان چگـونه بـاید بـاشـد پیروی می کنید و هنگامی که دیگران آن قوانین را زیر پا می گـذارنـد خشمگین شده و در صورتی که شما خودتان آنها را نـقـض کنید، احساس گناه خواهید کرد.
24- استدلال بر مبنای احساس: تصور می کـنید احساسات شما واقـعیت داشـتـه و هر آنچه احساس می نمایید عینیت دارد. اگر احساس بدبختی میـکنید پس حـتـما بدبخت هستید.
25- تـغـیـیر دادن: تصور می کنید با تحت فشار قـرار دادن و بـا چـاپـلـوسی دیـگـران قـادر خواهید بود آنها را به سلیقه خود تغییر دهید. چون امیدهای شما برای شادکامی کاملا وابسته به دیگران است.
26- کم طاقتی نسبت به ناکامی ها: من این بار هم شکـست خـوردم پـس بـهتر است دیگر ادامه ندهم.
27- بزرگنمایی: مشکلات و کمبودهای زندگی یتان را بزرگنمایی می کنید.
28- توقع پاداش آسمانی: انتظار دارید که پاداش تمام نیکی ها و فداکاری های شما در زندگی به شما داده شود مانند فردی که امتیازات را می شمارد. و در صورتیکه انتظارات شما برآورده نگردد، خشمگین می شوید......مثبت اندیشی یعنی چشم بستن به روی منفی های زندگی و سرگرم نکات مثبت و با انرژی شدن . زیاد سخت نیست

معمولا حوادث روزمره زیاد سخت نیست ولی باید قبول کرد اوضاغ بر وفق مراد نیست و حقیقتش را هم بخواهید اوضاع بیشتر مواقه اصلا هم مطابق خواسته ها ما به جلو نمی رود چرا که اگر این طور بود زندگی برای ما هیجان انگیز وزیبا نبود .مثل کتابی بود که قبلا کسی برای ما آخرش را گفته بود .

پس هم نگاهت را عوض کن و هم عمل مثبت انجام بده .لحظه بعد یک رفتار مثبت دیگر و لحظه بعد یک واکنش مثبت به سمت جلو بروید . بعد از مدتی خواهید دید که در شادی اشتیاق هستید و هر کس به سمت شما می آید نا خود آگاه آرام می شود و خنده شوق بر لبانش می آید

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱

 


در دنیای لجام گسیخته کنونی، که مادیات همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است، عواطف، احساسات و بشردوستی و نوع پرستی می رود که به فراموشی سپرده شود. در دنیایی که فقر و تنگدستی، جنگ و خونریزی، فساد و تباهی هر روز رو به افزایش است؛ چیزی جز پشتوانه معنوی، مثبت اندیشی، جز تغییر و تحول درونی نمی تواند بشر را از این همه نابسامانی و از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی های روانی نجات دهد.اما سؤال اینجاست که مثبت اندیشی مقوله روان شناختی است یا جامعه شناختی؟ آیا ویژگی های فردی موجب شاخص ها و معیارهای مثبت نگری است یا این که فضا و شرایط اجتماعی است که ما را به مثبت نگری رهنمون می کند؟ در این مقاله سعی شده است هم رویکرد روانشناختی و هم رویکرد جامعه شناختی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد.
مثبت اندیشی از نظر روان شناسی
زندگی سرشار از نعمت ها و ثروت های نامحدود است. همه انسان ها حق و اختیار دارند در زندگی موفق شده و با شادمانی و نشاط زندگی کنند، ولی دستیابی به شادی و شادابی و موفقیت در هر زمینه، فقط به همت و تلاش افراد بستگی دارد، هیچ کس جز خود شخص نمی تواند موفقیت ها و شادابی ها یا غم ها و شکست ها را برای خویشتن فراهم سازد. چگونه است که گروه اندکی، احساس خوشبختی و سعادت می کنند، در حالی که عده زیادی از خود ناراضی هستند. به طور کلی، هر کس حوادث و القائات بیرونی را با توجه به باورها و بینش خود تفسیر و توجیه می کند. در واقع حقیقت همه چیز از افکار و ذهن انسان سرچشمه می گیرد، یعنی انسان ساخته و پرداخته افکار خویش است، در واقع تو همان هستی که می اندیشی این ذهن ماست که از ما انسانی موفق و قوی می سازد، یا برعکس آن عمل می کند.
روان شناسان معتقدند که اندیشه ها و پندارهای ماست که کیفیت زندگی ما را می سازند، اندیشه ها هستند که موجب موفقیت یا شکست، عامل سلامتی یا مریضی، باعث خوشبختی یا بدبختی ما هستند. با اندیشه های مثبت است که انسان سرشار از شور و شوق و اشتیاق، احساس خوشبختی، تندرستی و آرامش می کند و با افکار منفی است که احساس شکست، بدبختی، مریضی، بیچارگی و بدبینی می کند. با اندیشه های مثبت است که توانمندی ها، اعتماد به نفس و خودباوری ها قویاً افزایش می یابند، در حالی که با افکار منفی احساس ناتوانی، حقارت و خودکم بینی ها در انسان تشدید گردیده و در نتیجه بسیاری از امراض روحی و جسمی گریبان گیر فرد می شود. جای تأسف است که اکثر مردم بدون این که خود متوجه باشند، با تکرار اندیشه های مجرب، انرژی های خود را بر ضد خویش به کار برده و سبب بدبختی های خود می شوند!
وقتی اندیشه های منفی را در سر داریم، آنها را خواسته یا ناخواسته هر روز چند هزار مرتبه تکرار می کنیم، در نتیجه افکار منفی قوی تر می شوند و جای بیشتری در ذهن به خود اختصاص می دهند در نهایت تمام بخش تولید فکر را تحت نظارت خود می گیرند و به مجموعه افکارمان، ماهیت منفی می دهند. با این روند، بدون این که بخواهیم و ندانسته، بخش عظیمی از توانایی های (بالقوه و بالفعل) خود را ناتوان ساخته و بیهوده هدر می دهیم در نتیجه بی حوصله، کم اشتها، پریشان حال، بدخواب و افسرده… می شویم و به ناراحتی های قلبی و عروقی و فشار خون و درد دیگر دچار می شویم، به عبارت ساده سموم حاصل از نگرانی، خشم، ترس، ناکامی و منفی بافی ما را به سوی بیماری و نابودی می کشاند.انسان برای بقا و بهتر زیستن همیشه تلاش می کند، در این حرکت مهم ترین مسأله بهره مندی از تفکر مثبت است و این تلاش، بشر را به سرمنزل آرامش و آسایش جسم و روح سوق می دهد. گواه آن سفارش بسیاری از بزرگان دین است که انسان را به اندیشه مثبت رهنمون کرده اند.
مثبت اندیشی از نظر جامعه شناسی
مثبت نگری حاصل تعامل آرام و بدون مشکل با محیط اجتماعی است که پیامد آن مجموعه ای از تمایلات مبتنی بر رضایت مندی، خوش بینی، امید، اعتماد و اطمینان خاطر در فرد است. نقطه مقابل آن وجود بیزاری، ترس، عصبانیت، ناامیدی و نگرانی خواهد بود.مثبت نگری زمانی بوجود می آید که افراد احساس نمایند درکشان از خودشان تأیید شده است. مثبت نگری نوعی خیر عمومی است که پیامد و حاصل آن را باید در تشریک مساعی، طراوت اجتماعی، وفاق اجتماعی، عواطف مثبت، زندگی انجمنی و مشارکت اجتماعی جستجو کرد. مثبت نگری نوعی سرمایه عاطفی است که هزینه های کنترل و نظارت رسمی را کاهش می دهد و افراد را متقاعد به رفتار مطابق با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی پذیرفته شده می نماید. سرمایه ای که به واسطه استفاده از آن زایش تازه ای پیدا می کند، زیرا وقتی افراد از عواطف مثبتی که دیگران ابراز می دارند استفاده می کنند به نوعی عواطف مثبت تازه ای را تولید می کنند.مهمترین تأثیر مثبت نگری بر زندگی عادی یا روزمره این است که در صورت وجود مثبت نگری زندگی روزمره معطوف به آینده خواهد بود و افراد جامعه از گذشته نگری منفی و داشتن کنش های آنی و لحظه ای رهایی پیدا خواهند کرد. آنها پذیرای برنامه داشتن و کنش های عقلانی معطوف به هدف خواهند شد؛ کنش هایی که آنها را وادار به تلاش و کوشش مضاعف و نیل به اهداف متعالی تر می نماید به گونه ای که نوعی آینده گرایی و آینده اندیشی را در افراد جامعه تقویت می نماید که خود می تواند پیامدهای مثبت متعددی را به دنبال داشته باشد.
هر چند که مثبت نگری در نگاه نخست و نقطه آغازین از خود فرد شروع می شود و تجلی آن را در فرد می بینیم اما حاصل آن در تجربه جمعی فرد که در فرآیند تعامل اجتماعی شکل می گیرد دیده می شود؛ تجربه ای که نمونه آن را در جامعه و فرهنگ حاکم بر آن می بینیم. جوامع منعطف، بالنده و پویا در قیاس با جوامع سخت و ایستا و بسته از آمادگی بیشتری برای مثبت نگری برخوردار هستند زیرا جوامع و فرهنگ های بسته بیشتر خصلت جرم گرایانه دارند که بیشتر آن مولد نوعی بدبینی هستند.
فرهنگ جامعه تأثیر بسزایی در مثبت نگری یا برعکس آن در منفی نگری دارد. در جامعه ای که بدی، زشتی، ظلم و شرارت وجود دارد این امر باعث می شود تا افراد هر روز با آن بدی ها روبه رو شوند و کم کم عادت کنند تا فقط زشتی ها را تداعی نمایند.اگر منفی نگری در جامعه ای شایع شود کودکان و نوجوانان آن جامعه با مشاهده منفی گرایی تحت تأثیر قرار می گیرند و همان طور که تئوری یادگیری مشاهده ای بیان می کند این نگرش و رفتار را یاد می گیرند و بروز می دهند.تقویت ارزش های اخلاقی مثبت در جامعه مدیون کار و تلاش، صداقت، تعاون و همکاری، احترام به یکدیگر و تقویت عزت نفس در سطح فردی و در سطح ملی و تقویت عملکرد، کارایی سازمانی و حوزه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است و می تواند مثبت نگری را در بین افراد جامعه تقویت نمایند. علاوه بر این تقویت غرور ملی می تواند زمینه را برای مثبت اندیشی فراهم نما ید و از موانعی که باعث پیشرفت مثبت نگری می گردد می توان عدم احساس موفقیت و کارا بودن و نرسیدن به آ رزوها و آرمان ها و ناامیدی و بدبینی را نام برد.متن زیر بیانی از خانم ویرجینیا ستیر درمانگر انسان دوست است و می تواند بیانگر مثبت اندیشی و عزت نفس باشد. چه خوب است هر کس به عنوان اعلامیه جهانی حقوق من، آن را در اتاقش نصب کند و هر چند یک بار آن را بخواند:
می خواهم بدون اسارت دوستت بدارم،
با آزادی کنارت باشم،
بدون اصرار تو را بخواهم،
با احساس گناه ترکت نکنم، با سرزنش از تو انتقاد نکنم و با تحقیر به تو کمک نکنم،
و اگر تو نیز با من چنین باشی، یکدیگر را غنی خواهیم کرد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱

 

خودباوری مثبت عبارت است از درک مطلوب فرد از خودش، یا چقدر از خود بودن راضی است. در کل احساس خودباوری به خود ارزیابی، اعتماد و شایستگی شخص کمک می‌کند. این احساس ارزشمندی، اطمینان و مهارت می‌تواند زندگی یک شخص را در ارتباط با آرزوهای شخصی، انگیزش، استعداد موفقیت و ارتباطات تحت تأثیر قرار می‌دهد. (Melpomen Institute)

خودباوری یک شخص از شرایط محیطی گوناگون در زندگی تحت تأثیر واقع شده و شکل گرفته است، بعضی از اینها عبارتند از:

- درجه انتظارات والدین، تشویق و تأثیر.

- درجه انتظارات دوستان، تشویق و تأثیر.

- درگیر شدن در تصمیم‌گیری‌ها.

- توسعه استعدادها، سرگرمی‌ها یا علایق.

- تأثیر و اهمیت مدل‌های نقش.

- گسترده تأکید روی تصویر بدنی.

- تجربه و اثرات متقابل در طول آموزش.

- شرکت کردن در فعالیت‌های بدنی و یا ورزش‌ها (Kopecky, ۱۹۹۲).

بسیاری از پژوهش‌های انجام شده روی خودباوری دختران جوان نشان داده‌اند که دختران همچنان که از مدرسه ابتدائی به دبیرستان می‌روند سطح خودباوری آنها افت می‌کند. (Feldman & Elliott, ۱۹۹۰; Gilligan, Lyons & Hammer, ۱۹۹۰; How Schools Shortchange Girls, ۱۹۹۲).

برای مثال یافته‌ها در یک پژوهش نشان می‌دهد که ۶۹% پسران ابتدائی و ۶۰% دختران ابتدای پاسخ دادند که آنها از وضعیتی که در آن هستند خشنودند.

همان یافته‌ها نشان دادند که ۴۶% پسران دبیرستان و فقط ۲۹% دختران دبیرستانی از وضعیتی که در آن هستند، خشنودند. در کل خودباوری دختران سه برابر پسران افت کرده است . احساس پائین خود باوری افراد بالغ یکی از عوامل مهمی است که احتمال ترک تحصیل یک دختر جوان را افزایش می‌دهد. خودباوری پائین دختران با بلوغ از بین نمی‌رود؛ دختران با خودباوری پائین اغلب به زنانی با خودباوری پائین تبدیل می‌شوند. هم در افراد بالغ و هم در بزرگ‌سالان سطح پائین خودباوری مرتبط با افزایش میزان افسردگی، استفاده بیش از حد از داروهای غیر مجاز، خودکشی و تغذیه نامناسب است. (How Schools Shortchange Girls, ۱۹۹۲; Melpomene Insitute, ۱۹۹۶).

در مورد کاهش خودباوری چه کاری می‌توان انجام داد؟ چگونه دختران می‌توانند خودباوری‌شان را هم‌چنان که به بلوغ می‌رسانند حفظ کنند؟

برای پاسخ دادن به این سئوالات مهم است که ببینیم پسران چه کار متفاوتی انجام می‌دهند زمانی که دو گروه از مدرسه ابتدائی به دبیرستان می‌روند. یکی از اختلافات مهم که باید در نظر گرفته شود میزان مشارکت در ورزش میان پسران و دختران است. همان‌طوری که دختران از ابتدائی به دبیرستان می‌روند میزان پرداختن به ورزش‌شان ۶ برابر افت می‌کند. (Women&#۰۳۹;s Sports Foundation, ۱۹۹۸).

آیا میزان پائین مشارکت ورزشی در میان دختران می‌توانست مرتبط با خودباوری پائین آنها باشد؟ برای این کار به این سؤال پاسخ دهیم دو عامل را باید به‌طور اساسی در نظر بگیریم: چه چیزی در توسعه خودباوری کمک می‌کند؟ و فواید مشارکت ورزشی برای دخترانی که در سال‌های دهه ۱۹۹۰ میلادی زندگی می‌کردند، خودباوری مرتبط به جاذبه‌های فیزیکی و شایستگی فیزیکی است. با وجود این، قبل از سال ۱۹۹۰ عامل مهم که به خودباوری دختران کمک می‌کرده است، جاذبه‌های فیزیکی بوده است. Nelson ۱۹۹۴ یک گام در مسیر درست، یکی کردن خودباوری با شایستگی و زیبائی است. اگر چه هنوز جای تأسف است که دختران به جاذبه فیزیکی اهمیت زیاد می‌دهند تا جائی که آن را مرتبط با شادی‌هایشان می‌دانند.

شناخت آن که دختران جوان اغلب خودشان را با استانداردهای غیرواقعی زیبائی مقایسه می‌کنند، می‌تواند والدین را در فهم بهتر و تأثیر بر بچه‌ها کمک و راهنمائی کند والدین ممکن است در تلاشی استفاده کردن از منافع ورزش را برای دختران‌شان جهت تأکید بر اهمیت شایستگی‌های فیزیکی مفید بدانند.

مشارکت در ورزش یک روش است که دختران می‌توانند شایستگی خود را توسعه دهند. دختران یاد می‌گیرند به‌جای توجه به‌ظاهر و جلب توجه دیگران، برای آنچه می‌توانند انجام دهند و مهارت‌های ورزشی‌ای که می‌توانند بروز دهند به خود ببالند. دختران در یک محیط ورزشی یاد می‌گیرند تا بدنشان را کنترل کنند و به مهارت‌های فیزیکی به‌دست آمده تکیه نمایند. هم‌چنین شرکت در ورزش به دختران کمک می‌کند تا درستکار باشند و به خودشان اعتماد داشته باشند و در راستای ارزش‌های عمومی و کارهای عام‌المنفعه، همکاری نمایند.

به یک مفهومی شرکت در ورزش به هر دختر اجازه می‌دهد تا تشویق کننده و رهبر خودش باشد و فیزیک بدنش و هر آنچه که امکان‌پذیر باشد را تشویق نماید نه آن که در حاشیه بایستد و فقط تشویق کننده دیگران باشد Nelson, ۱۹۹۴. درگیر شدن در ورزش یادگیری‌هائی را برای کارهای گروهی و رهبریت، توسعه شهروندی و شرکت در اجتماع فراهم می‌کند. هم‌چنین عضویت در کار ورزشی به دختران روحیه همکاری بیشتری را برای ایفاء نقش بزرگسالان اعطا می‌کند تا جائی که آنها می‌توانند راهنمائی و حمایت را دریافت کنند. Melpomene Instiute, ۱۹۹۶; Murtaugh, ۱۹۸۸.

علاوه بر این دختران در محیط‌های ورزشی دوستان جدیدی پیدا می‌کنند. برای دختران این احساس دوستی بسیار اساسی است و در بعضی مواقع دوست داشته شدن توسط دختران دیگر مهم‌تر از زیبا انگاشته شدن توسط دیگران و یا استقلال است. Feldman & Elliott, ۱۹۹۰.

یک مطالعه توسط بنیاد ورزش زنان بر روی ۳۰۰۰۰ دختر که در آن ورزش‌کاران با غیر ورزش‌کاران مقایسه شده‌اند منتشر شده است.

این مطالعه بیان می‌دارد که ورزش‌کاران با احتمال بیشتری نسبت به غیر ورزش‌کاران دارای مشخصات زیر هستند:

- در آزمون‌های موفقیت تحصیلی نمره خوب می‌گیرند.

- احساس مردمی بودن در میان رفقای خود دارند.

- در فعالیت‌های فوق برنامه به‌خوبی شرکت می‌کنند.

- فارغ‌التحصیل شدن آنها از دبیرستان با احتمال سه‌برابر بیشتر است.

- شانس قبولی آنها در دانشگاه بیشتر است.

- در ورزش شرکت کرده و آن را با زندگی خود عجین می‌کنند.

- اشتیاق برای درگیر شدن در اجتماعی دارند.

- درگیر نبودن در استفاده از موادمخدر با احتمال ۹۲% کمتر از ورزشکاران.

Womens Sports Foundation, ۱۹۹۸.

این مهم است که والدین دریابند که مشارکت در فعالیت‌های ورزشی باعث پیشرفت دختران جوان می‌شود. جنبه‌های مثبت ورزش می‌تواند به دختران جوان کمک کند تا خودباوریشان را در شرایط دشوار عبور از مدرسه ابتدائی به دبیرستان نگه دارند.

 

دختران در یک محیط ورزشی یاد میگیرند تا بدنشان را کنترل کنند و به مهارتهای فیزیکی بهدست آمده تکیه نمایند. همچنین شرکت در ورزش به دختران کمک میکند تا درستکار باشند و به خودشان اعتماد داشته باشند و در راستای ارزشهای عمومی و کارهای عامالمنفعه، همکاری نمایند

 

 

ارتباط بین خودباوری مثبت دختران و ورزش

 

            دختران در یک محیط ورزشی یاد میگیرند تا بدنشان را کنترل کنند و به مهارتهای فیزیکی بهدست آمده تکیه نمایند. همچنین شرکت در ورزش به دختران کمک میکند تا درستکار باشند و به خودشان اعتماد داشته باشند و در راستای ارزشهای عمومی و کارهای عامالمنفعه، همکاری نمایند.        

           

خودباوری مثبت عبارت است از درک مطلوب فرد از خودش، یا چقدر از خود بودن راضی است. در کل احساس خودباوری به خود ارزیابی، اعتماد و شایستگی شخص کمک میکند. این احساس ارزشمندی، اطمینان و مهارت میتواند زندگی یک شخص را در ارتباط با آرزوهای شخصی، انگیزش، استعداد موفقیت و ارتباطات تحت تأثیر قرار میدهد. (Melpomen Institute)

خودباوری یک شخص از شرایط محیطی گوناگون در زندگی تحت تأثیر واقع شده و شکل گرفته است، بعضی از اینها عبارتند از:

- درجه انتظارات والدین، تشویق و تأثیر.

- درجه انتظارات دوستان، تشویق و تأثیر.

- درگیر شدن در تصمیمگیریها.

- توسعه استعدادها، سرگرمیها یا علایق.

- تأثیر و اهمیت مدلهای نقش.

- گسترده تأکید روی تصویر بدنی.- تجربه و اثرات متقابل در طول آموزش.

- شرکت کردن در فعالیتهای بدنی و یا ورزشها (Kopecky, ۱۹۹۲).

بسیاری از پژوهشهای انجام شده روی خودباوری دختران جوان نشان دادهاند که دختران همچنان که از مدرسه ابتدائی به دبیرستان میروند سطح خودباوری آنها افت میکند. (Feldman & Elliott, ۱۹۹۰; Gilligan, Lyons & Hammer, ۱۹۹۰; How Schools Shortchange Girls, ۱۹۹۲).

برای مثال یافتهها در یک پژوهش نشان میدهد که ۶۹% پسران ابتدائی و ۶۰% دختران ابتدای پاسخ دادند که آنها از وضعیتی که در آن هستند خشنودند.

همان یافتهها نشان دادند که ۴۶% پسران دبیرستان و فقط ۲۹% دختران دبیرستانی از وضعیتی که در آن هستند، خشنودند. در کل خودباوری دختران سه برابر پسران افت کرده است . احساس پائین خود باوری افراد بالغ یکی از عوامل مهمی است که احتمال ترک تحصیل یک دختر جوان را افزایش میدهد. خودباوری پائین دختران با بلوغ از بین نمیرود؛ دختران با خودباوری پائین اغلب به زنانی با خودباوری پائین تبدیل میشوند. هم در افراد بالغ و هم در بزرگسالان سطح پائین خودباوری مرتبط با افزایش میزان افسردگی، استفاده بیش از حد از داروهای غیر مجاز، خودکشی و تغذیه نامناسب است. (How Schools Shortchange Girls, ۱۹۹۲; Melpomene Insitute, ۱۹۹۶).

در مورد کاهش خودباوری چه کاری میتوان انجام داد؟ چگونه دختران میتوانند خودباوریشان را همچنان که به بلوغ میرسانند حفظ کنند؟

برای پاسخ دادن به این سئوالات مهم است که ببینیم پسران چه کار متفاوتی انجام میدهند زمانی که دو گروه از مدرسه ابتدائی به دبیرستان میروند. یکی از اختلافات مهم که باید در نظر گرفته شود میزان مشارکت در ورزش میان پسران و دختران است. همانطوری که دختران از ابتدائی به دبیرستان میروند میزان پرداختن به ورزششان ۶ برابر افت میکند. (Women&#۰۳۹;s Sports Foundation, ۱۹۹۸).

آیا میزان پائین مشارکت ورزشی در میان دختران میتوانست مرتبط با خودباوری پائین آنها باشد؟ برای این کار به این سؤال پاسخ دهیم دو عامل را باید بهطور اساسی در نظر بگیریم: چه چیزی در توسعه خودباوری کمک میکند؟ و فواید مشارکت ورزشی برای دخترانی که در سالهای دهه ۱۹۹۰ میلادی زندگی میکردند، خودباوری مرتبط به جاذبههای فیزیکی و شایستگی فیزیکی است. با وجود این، قبل از سال ۱۹۹۰ عامل مهم که به خودباوری دختران کمک میکرده است، جاذبههای فیزیکی بوده است. Nelson ۱۹۹۴ یک گام در مسیر درست، یکی کردن خودباوری با شایستگی و زیبائی است. اگر چه هنوز جای تأسف است که دختران به جاذبه فیزیکی اهمیت زیاد میدهند تا جائی که آن را مرتبط با شادیهایشان میدانند.

شناخت آن که دختران جوان اغلب خودشان را با استانداردهای غیرواقعی زیبائی مقایسه میکنند، میتواند والدین را در فهم بهتر و تأثیر بر بچهها کمک و راهنمائی کند والدین ممکن است در تلاشی استفاده کردن از منافع ورزش را برای دخترانشان جهت تأکید بر اهمیت شایستگیهای فیزیکی مفید بدانند.

مشارکت در ورزش یک روش است که دختران میتوانند شایستگی خود را توسعه دهند. دختران یاد میگیرند بهجای توجه بهظاهر و جلب توجه دیگران، برای آنچه میتوانند انجام دهند و مهارتهای ورزشیای که میتوانند بروز دهند به خود ببالند. دختران در یک محیط ورزشی یاد میگیرند تا بدنشان را کنترل کنند و به مهارتهای فیزیکی بهدست آمده تکیه نمایند. همچنین شرکت در ورزش به دختران کمک میکند تا درستکار باشند و به خودشان اعتماد داشته باشند و در راستای ارزشهای عمومی و کارهای عامالمنفعه، همکاری نمایند.

به یک مفهومی شرکت در ورزش به هر دختر اجازه میدهد تا تشویق کننده و رهبر خودش باشد و فیزیک بدنش و هر آنچه که امکانپذیر باشد را تشویق نماید نه آن که در حاشیه بایستد و فقط تشویق کننده دیگران باشد Nelson, ۱۹۹۴. درگیر شدن در ورزش یادگیریهائی را برای کارهای گروهی و رهبریت، توسعه شهروندی و شرکت در اجتماع فراهم میکند. همچنین عضویت در کار ورزشی به دختران روحیه همکاری بیشتری را برای ایفاء نقش بزرگسالان اعطا میکند تا جائی که آنها میتوانند راهنمائی و حمایت را دریافت کنند. Melpomene Instiute, ۱۹۹۶; Murtaugh, ۱۹۸۸.

علاوه بر این دختران در محیطهای ورزشی دوستان جدیدی پیدا میکنند. برای دختران این احساس دوستی بسیار اساسی است و در بعضی مواقع دوست داشته شدن توسط دختران دیگر مهمتر از زیبا انگاشته شدن توسط دیگران و یا استقلال است. Feldman & Elliott, ۱۹۹۰.

یک مطالعه توسط بنیاد ورزش زنان بر روی ۳۰۰۰۰ دختر که در آن ورزشکاران با غیر ورزشکاران مقایسه شدهاند منتشر شده است.

این مطالعه بیان میدارد که ورزشکاران با احتمال بیشتری نسبت به غیر ورزشکاران دارای مشخصات زیر هستند:

- در آزمونهای موفقیت تحصیلی نمره خوب میگیرند.

- احساس مردمی بودن در میان رفقای خود دارند.

- در فعالیتهای فوق برنامه بهخوبی شرکت میکنند.

- فارغالتحصیل شدن آنها از دبیرستان با احتمال سهبرابر بیشتر است.

- شانس قبولی آنها در دانشگاه بیشتر است.

- در ورزش شرکت کرده و آن را با زندگی خود عجین میکنند.

- اشتیاق برای درگیر شدن در اجتماعی دارند.

- درگیر نبودن در استفاده از موادمخدر با احتمال ۹۲% کمتر از ورزشکاران.

Womens Sports Foundation, ۱۹۹۸.

این مهم است که والدین دریابند که مشارکت در فعالیتهای ورزشی باعث پیشرفت دختران جوان میشود. جنبههای مثبت ورزش میتواند به دختران جوان کمک کند تا خودباوریشان را در شرایط دشوار عبور از مدرسه ابتدائی به دبیرستان نگه دارند.

 

 

دختراننوجوان،ورزشونیازهایغذایی

فقط ۲۰ درصد دختران دبیرستانی احتمالاً پنج وعده یا بیشتر میوه و سبزیجات در روز مصرف می کنند و یا سه لیوان شیر در روز می نوشند. امروزه دختران نوجوان کمترین فعالیت را در جامعه دارند.

 

           

           

اکثریت دختران نوجوان از ورزش و نیازهای تغذیه ای خود غفلت می کنند.نکته قابل توجه این است که فقط ۲۰ درصد دختران دبیرستانی احتمالاً پنج وعده یا بیشتر میوه و سبزیجات در روز مصرف می کنند و یا سه لیوان شیر در روز می نوشند. امروزه دختران نوجوان کمترین فعالیت را در جامعه دارند.

در حالی که در کشورهای پیشرفته ۶۱ درصد دانش آموزان پسر در تیم های ورزشی بازی می کنند، فقط ۵۰ درصد دختران در تیم های ورزشی شرکت می کنند. همچنین در حالی که تقریبا سه چهارم پسران در فعالیت هایی شرکت می کنند که باعث می شود برای ۲۰ دقیقه یا بیشتر و سه روز در هفته یا بیشتر عرق کنند و تند نفس بکشند فقط نیمی از دختران این وضعیت را دارند. هم ورزش و هم تغذیه خوب برای سلامت طولانی مدت دختران ضروری است. برای مثال: ورزش کمک می کند که استخوان ها، عضلات و مفاصل ساخته و حفظ شوند، وزن کنترل شود و وقوع فشار خون بالا را به تاخیر می اندازد. در حقیقت میزان ورزش دختران نوجوان بین ۱۸-۱۲ سالگی یک عامل مهم در پیشگیری از شکستگی لگن در سنین میانسالی است.

تغذیه خوب نیز از عوامل مهم است. چون یک دختر نوجوان در طی نوجوانی از هر زمان دیگری از زندگی (غیر از زمان نوزادی) رشد سریع تری دارد. در سنین نوجوانی وی نیاز به انبوهی از ویتامین ها و مواد معدنی و همچنین به طور متوسط ۲۲۰۰ کالری روزانه دارد که در غذاها یافت می شود، اما اغلب دختران نوجوان میزان کافی از این مواد غذایی حیاتی دریافت نمی کنند. همچنین اغلب دچار کمبود کلسیم هستند، زیرا زمانی که به نوجوانی می رسند میزان مصرف شیر را کاهش می دهند. تقریبا نیمی از توده استخوانی زنان در طی نوجوانی تشکیل می شود و مصرف کم کلسیم در این زمان ممکن است بعدها منجر به پوکی استخوان شود.

همچنین دختران آهن کافی دریافت نمی کنند چون هم از طریق خونریزی قاعدگی آهن از دست می دهند و هم این که ممکن است دارای رژیم غذایی جهت لاغری باشند یا این که رژیم غذایی متنوعی نداشته باشند و یا غذاهای غنی از آهن مانند گوشت قرمز به اندازه کافی مصرف نکنند که در این صورت مبتلا به کم خونی می شوند. همچنین یک مطالعه نشان داده که حتی فقر آهن خفیف می تواند منجر به نمرات امتحانی پایین تر در ریاضیات شود و این می تواند یک توضیح احتمالی برای این نکته باشد که چرا دختران نوجوان از لحاظ ریاضیات از پسران ضعیف ترند.

به این دلایل مشخص می شود که بر عهده والدین است که یک رژیم غذایی مناسب برای دختران (و پسرانشان) تهیه کنند. رژیمی که حداقل پنج نوبت در روز میوه و سبزیجات و سه لیوان یا ۲۵۰ سی سی شیر در آن وجود داشته باشد.

برای این که نوجوان شما تغذیه مناسب داشته باشد به نکات زیر توجه کنید:

۱- کار را ساده کنید: مواد غذایی مانند برش های میوه، پنیر، ماست و پاپ کورن بدون کره را در دسترس آنان قرار دهید.

۲- نوشابه مصرف نکنید و حتی آن ها را در خانه نگهداری نکنید.

۳- دختران را در آشپزخانه بخوانید و آن ها را مسوول خرید بعضی از مواد غذایی و سبزیجات مصرف خانواده کنید تا یاد بگیرند چگونه انتخاب غذایی خوب و مناسبی داشته باشند.

۴- اگر شام خانواده با عجله صرف می شود باز هم باید مغذی باشد وقتی بیرون غذا می خورید دخترتان را تشویق کنید انتخاب های غذایی مناسب مانند سالاد و سبزیجات پخته داشته باشد.

نکاتی برای به حرکت درآوردن دختران

چه به شکل تیم های متشکل ورزشی و چه به شکل برنامه های ورزشی فردی پیام اصلی به دختران باید این باشد که تحرک و ورزش کنند.

۱- دختران را تشویق کنید تا فعالیت های ورزشی جدید داشته باشند.

۲- ورزش را یک امر خانوادگی کنید. فعالیت ورزشی را در نظر بگیرید که همه از انجام آن با یکدیگر لذت ببرند.

۳- آن ها را تشویق به پیاده روی کنید و از آنان بخواهید که مرتباً پیاده روی را افزایش دهند.

اهمیت ورزش برای دختران دانش آموز از دیدگاه فیزیولوژی لزوم و اهمیت ورزش و تمرینات ورزشی برای هر دو جنس در سنین مختلف مورد تایید محققین است.

به طور کلی ورزش و تحرک بر رشد عمومی بدن تاثیر می گذارد این امر با پژوهش انجام شده روی موش هایی که در محدودیت حرکتی بودند و موش هایی که آزادی حرکت داشتند به اثبات رسیده است.

رشد و تکامل دستگاه عصبی و دستگاه های حرکتی (عضلات و استخوان ها) با یکدیگر در ارتباطند و هر چه ارتباط دستگاه عصبی با دستگاههای حرکتی بیشتر و گسترده تر شود حرکات پیچیده، شکل گرفته و هدفمند می شوند. در مورد نقش ورزش در پیشرفت رشد، سلامتی و آمادگی جسمانی کودکان و نوجوانان تحقیقات متعددی انجام شده است.

در این تحقیقات تاثیر ورزش را بر روی رشد و آمادگی جسمانی همچنین نشاط دختران دانش آموز فنلاندی نشان دادند. دخترانی که ورزش می کنند دارای بدنی انعطاف پذیر و فعال هستند. باید توجه داشت که اهمیت ورزش منحصر به سنین کودکی و نوجوانی نیست. در سنین بالا ورزش برای جلوگیری از پوکی استخوان، اضافه وزن و ناراحتی های قلبی و عروقی، همچنین برای پر کردن اوقات بیکاری و جلوگیری از افسردگی و روان پریشی توصیه می شود.

رشد در دوران کودکی تحت تاثیر فاکتورهای متعددی است از آن جمله هورمون رشد و فاکتورهای رشد، در عین حال هورمون های دیگر و نوع تغذیه نیز بر رشد تاثیر دارند.

رشد قدی با رشد استخوان های دراز همراه است. رشد قد در دختران در سنین ۱۶ تا ۱۷ سالگی و در پسرها تقریبا در ۱۸ سالگی پایان می یابد ولی از این سن به بعد رشد قدی به صورت ناچیزی انجام می شود که مربوط به دراز شدن طول ستون مهره ها است. در صورت عدم فعالیت بدنی رشد استخوان ها کاهش می یابد.

حرکت که با جابه جایی استخوان ها انجام می گیرد حاصل انقباض عضلات تحت فرمان های عصبی به صورت حرکات ارادی یا به دنبال تحریکات حسی به صورت رفلکسی است. ممانعت از حرکت یک اندام یا نرسیدن پیام عصبی به عضله به دنبال قطع عصب حرکتی مانع حرکت اندام حرکتی می شود و پیامد آن آتروفی عضلانی و در نهایت عدم رشد استخوان مربوط به آن عضله است. استخوان در این شرایط دکلسیفیه می شود و حالت تراکمی خود را از دست می دهد. نیروی کششی و تانسیونی که عضلات روی استخوان ها وارد می سازند موجب رشد طبیعی استخوان ها و مانع از تغییر شکل آنها می گردد.

ضمنا وزن عضلات بر تراکم استخوان ها متناسب با کوچک شدن و تحلیل عضله کاهش می یابد و به همین جهت استنوپروز در زنها در مقایسه با مردها به مراتب بیشتر است. معهذا چنانچه استخوان تحت نیروهای شدید عضلانی قرار گیرد رشد آن کند و محدود می شود. ضمنا عضله ای که مدتی منقبض می ماند روی رگهای خونی آن فشار وارد می شود و احتمال قطع جریان خون در آن وجود دارد که زیان آور است. تحقیقات نشان داده است که فشار زیاد بر مفاصل و استخوان ها در دوران قبل از بلوغ موجب آسیب ساختاری می گردد.

هنگام فعالیت سلول های عضلانی، دستگاه متابولیکی نیازمند انرژی است و این انرژی را از اکسیداسیون گلوکز و اسیدهای چرب تامین می کند. محصول این اکسیداسیون دی اکسید کربن است. گرفتن اکسیژن و دفع CO۲ وظیفه شش ها است که تنفس بیرونی را به عهده دارند ولی تنفس بیرونی با تنفس درونی که در سطح سلولی انجام می گیرد بستگی نزدیک دارد. به همین جهت بی توجه به میزان متابولیسم عضلانی فشار O۲ و PH خون لازم است در حدی ثابت بماند. هنگام ورزش مقدار متابولیسم افزایش می یابد و این امر با افزایش هم تعداد تنفس و ضربان قلب در دقیقه و هم افزایش حجم هوای جاری و حجم ضربه ای صورت می گیرد.

با توجه به این که دانش آموزان روزانه چند ساعت در کلاس های درس روی نیمکت می نشینند حتی اگر نوع نشستن مناسب باشد و نیمکت نیز مطابق استاندارد باشد در آنها احساس خستگی فیزیکی به وجود می آید و چنانچه نوع نشستن مناسب نباشد و یا نیمکت مطابق استاندارد نباشد در درازمدت موجب اختلالات ساختاری می شود که Scoliosis و شکل C در مهره ها از آن جمله است. دانش آموزان پسر غالبا این شکل را با بازی کردن (عمدتا فوتبال) در کوچه و خیابان و یا ورزشگاه ها حل می کنند ولی برای دختران دانش آموز به دلیل اعتقادات و فرهنگ جامعه امکانات کمتری وجود دارد بنابراین لازم است در مدارس ساعت هایی برای تمرین های بدنی و ورزش دختران منظور شود.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱

 

حفظ خونسردی مهمترین عامل برای انعکاس واقعی و صحیح توانمندیهای علمی و بیان کامل آموخته هاست.
* دانش آموزی که با استرس سرجلسه کنکور بنشیند خودبه خود به ۵درصد سؤالات نمی تواند پاسخ دهد.




«من فقط یکی هستم، ولی هنوز هم یکی هستم، هر کاری را نمی توانم انجام دهم ولی هنوز هم کاری هست که بتوانم انجام دهم. پس از انجام آنچه می توانم، سربازنخواهم زد.»
هلن کلر

همه ما دوست داریم که اعتمادبه نفس داشته باشیم زیرا می دانیم بدون آن به هیچ موفقیتی نمی توان رسید. همه ما می دانیم مردان و زنان موفق خود را دوست دارند و به چیزهایی که از زندگی و پدر ومادر به آنها رسیده و در وجود آنها به امانت گذاشته شده احترام می گذارند. آنها از وجود خود خوشحال هستند و ترجیح می دهند خودشان باشند نه هیچ فرد دیگری، در هر زمانی از تاریخ و عزت نفس، یعنی همین!
تو چطور دوست من! آیا زندگی خود را مأموریتی باشکوه می دانی و به معجزه بودن خودت احترام می گذاری و یا… به هرحال هیچکدام از مردان و زنان موفق تاریخ با این باورها متولد نشده اند بلکه آنها را آموخته و در خود پرورش داده اند.
مطمئن باش آنچه منجر به موفقیت انسانها می شود، شانس نیست، بلکه لیاقت است.
.بهترین شیوه برای غلبه بر اضطراب و نگرانی تسلط بر مطالب درسی است. از سوی دیگر نباید اندوخته های علمی خود را دست کم گرفت و دایم دغدغه ضعف خویش را در مباحث داشت. اضطراب یکی از عواملی است که می تواند فرد را نسبت به مطالبی که نظراً و عملاً معتقد است که به آنها مسلط است، دچار بیم و تردید کند. «به خویشتن اعتماد کن تا راه زندگی را بیاموزی»
گوته

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢۱