افسردگى یکى از رایجترین بیماریهاى روانى است که باعث مراجعه به روانپزشکان، روانشناسان و سایر متخصصان بهداشت روان می‌گردد.

در هر لحظه از زمان حداقل ١۵ تا ٢٠ درصد افراد بزرگسال جامعه ممکن است عوارض و نشانه‌هاى افسردگى شدید را از خود نشان بدهند و میلیونها نفر در هر لحظه در جهان تحت درمان افسردگى قرار می‌گیرند.

در زبان روزمره براى توصیف افسردگى از احساسات غمگینى، ناکامى، ناامیدى و شاید هم رخوت و بی‌حالى استفاده می‌شود. معمولاً مردم تصور می‌کنند که افراد افسرده تن‌پرور ، خودخواه و یا اهل تمارضند و سعى می‌کنند آنها را با عباراتى همچون «سعى کن خودت را جمع‌وجور کنی» نصیحت نمایند.

در طول زندگى همه ما دوره‌هاى کوتاه و بلند احساس داشتن غم، عدم خوشحالى و یا نظایر آن خصوصاً در هنگام از دست دادن همسر و یا نزدیکان، هنگام کار و یا از دست دادن کار را تجربه می‌کنیم و همه ما قادر به مقابله با این حوادث هستیم.

احساس افسردگى معمولاً به عنوان «اندوه» و «سوگ یا داغدیدگی» شناخته می‌شوند. یعنى در موقعیتهایى که انتظار می‌رود شادی‌بخش باشد به احساس اندوه ختم می‌شود مثلاً در هواى بارانى، پس از تولد فرزند، پس از نقل‌مکان به یک منزل جدید، منازعه اى که در مصاحبت با دوست و یا همسر به‌وجود می‌آید. اما این احساس اندوه به‌سرعت با از بین رفتن موقعیت برطرف می‌گردد.

همچنین پس از از دست دادن یکى از نزدیکان، پایان یافتن یک رابطه مهم، معمولاً افراد چیزى را تجربه می‌کنند که سوگ نامیده می‌شود.

ویژگیها و نشانه‌هاى سوگ با افسردگى مشابه می‌باشد. این دو پدیده کاملاً طبیعى بوده و حتى فقدان آنها در هر فردى ممکن است در درازمدت براى فرد مضر باشد. در هر دو مورد پس از طى فرآیند مربوطه فرد به زندگى عادى خود بر می‌گردد. ولى در عده‌اى از ما این احساس داشتن غم براى زمان بیشترى ادامه پیدا کرده و احتیاج به مراقبتهاى ویژه بهداشتى ضرورت می‌یابد.

افسردگى کلینیکى در صورت ادامه داشتن می‌تواند منجر به بروز فعالیتهاى خطرناک اجتماعى مثل دست زدن به خودکشى و یا نظایر آن شود و این در واقع اقدامات فورى پزشکى و بهداشتى را طلب می‌کند.

اختلالات مربوط به افسردگى میلیون‌ها نفر را در سال مبتلا می‌کند. این عده هزینه بسیار سنگینى را بر خود، خانواده، جامعه و سیستم بهداشتى کشورشان تحمیل می‌کنند.

شواهد به‌دست آمده از علم عصب‌شناسى و ژنتیک و تحقیقات کلینیکى نشان می‌دهد که افسردگى در واقع یک اختلال در مغز می‌باشد. تکنیکهاى تصویربردارى مدرن از مغز روشن ساخته است که در افسردگى مدارهاى عصبى که مسؤول تنظیم افکار، خُلق، فکر کردن، خوابیدن، اشتها و رفتار هستند از حالت طبیعى خارج شده و ارتباطات صحیحى بین این مناطق وجود ندارد. از همین شواهد بدست آمده در به‌دست آوردن داروهاى مناسب استفاده شایانى می‌شود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

افسردگى در دانشجویان
 
  دانشجویان از هوشمندترین و مستعدترین اقشار هر جامعه بوده و آینده سازان هر کشور هستند. از این رو توجه به سلامت روانى آنان از اهمیت ویژه‌اى برخوردار است، زیرا دانشجو هنگامى می‌تواند آفرینشگر، فعال و سازنده باشد که شاداب، امیدوار و متعهد باشد.

افسردگى یکى از شایعترین اختلالات روانى است که با علائم کاهش انرژى و علاقه، احساس گناه، اشکال در تمرکز، بى اشتهایى و افکار مرگ و خودکشى در شخص همراه است. از علائم شاخص افسردگى کاهش انرژى، بى حوصلگى و عدم تمرکز مى باشد، که در افرادى که داراى فعالیتهاى فکرى هستند بخصوص دانشجویان منجر به بروز اختلال در امور تحصیلى و شغلى، اشکال در تکمیل تکالیف، و کاهش انگیزه براى انجام طرحهاى تازه مى گردد.

میزان افسردگى دانشجویان می‌تواند به عنوان شاخص اساسى سلامت روانى آنان به شمار آید، بنابراین دانشجوى مبتلا به اختلال افسردگى ممکن است علاقه به امور درسى و آموزشى را از دست بدهد و احساس پوچى و بى ارزشى و بى اهمیتى به وى دست دهد. لذا در چنین شرایطى نمى توان تلاش ذهنى هدفمند و جهت‌دار و در عین حال خلاق را از آنها انتظار داشت. همچنین به معیارهاى این گروه سنى یعنى توانمندى، سلامتى، هوش، جذابیت و ... بى علاقه شده و احساس ناتوانى مى کنند.

از طرف دیگر در توانایى تحلیل که لازمه فعالیتهاى آموزشى است دچار ضعف عمده مى گردند، که منجر به نارضایتى از خود در جوان دانشجو گشته و باعث شدت بیمارى مى گردد.

مطالعات زیادى در مورد شیوع افسردگى در دانشجویان صورت گرفته است. در اینجا به نتایج بعضى از مطالعات انجام شده در ایران اشاره می‌شود که بر اساس یافته هاى یکى از این مطالعات، حدود ٣/٢١ دانشجویان مورد مطالعه مبتلا به افسردگى خفیف تا متوسط بوده اند.

این  میزان در  بین دانشجویان  دختر ٢/٢٢ درصد و  دانشجویان  پسر ۴/١٧ درصد گزارش شده است (کوشان و واحدیان، ١٣٧٣). این مطالعه هم چنین نشان داده است که در بین دانشجویان مجرد (١/٢٢ درصد) افسردگى بیشترى نسبت به دانشجویان متاهل (٢/١٩ درصد) وجود داشته است.

همچنین احمدى (١٣٧١)، در مطالعه خود بر روى دانشجویان علوم پزشکى اهواز نتیجه گرفت که ۵٢ درصد دانشجویان زن و ٣٨ درصد دانشجویان مرد دچار افسردگى خفیف تا شدید هستند. در این مطالعه میانگین افسردگى دانشجویان مجرد ۴٢/١٠ درصد و دانشجویان متاهل ٩٧/٧ درصد گزارش شده است. یافته‌هاى این مطالعه همچنین نشان می‌دهد که ١١ درصد دانشجویان مرد و ٢٠ درصد دانشجویان زن نسبت به آینده ناامید بودند. علاوه بر آن ٨ درصد دانشجویان ‌مرد و ٧ درصد دانشجویان زن داراى افکار خودکشى بودند.

شایعترین مشکلاتى که در این مطالعه توسط خود دانشجویان نیز مطرح شده است شامل:

حجم زیاد دروس پزشکى، فعالیتهاى زیاد در بخشهاى بالینى، وجود دروس غیر ضرورى، طولانى بودن دوره تحصیل پزشکى، کافى نبودن امکانات رفاهى، کم بودن مدت زمان استراحت، کشیکهاى زیاد و انتظارات بیش از حد برخى از کادر پزشکى از دانشجویان می‌باشد.

نتایج مطالعه کوشان و واحدیان نشان داده است که در دانشجویانى که از رشته تحصیلى خود رضایت نداشته و بى علاقه بودند (۵/۴۵ درصد)، و کسانیکه حداقل از یک واحد درسى نمره قبولى نیاورده اند، افرادى که بحرانهاى عمده اى در زندگى داشتند، دانشجویانى که مایلند اوقات فراغت خود را به تنهائى بگذرانند، و مشکل خانوادگى، جسمانى و یا روانى دارند و یا سابقه بیمارى اعصاب در خانواده آنها وجود دارد، میزان افسردگى بیشترى نسبت به سایر دانشجویان وجود دارد. اما دانشجویانى که علاقمند به فعالیتهاى ورزشى و گروهى بودند میزان افسردگى در آنها کمتر گزارش شده است.

مطالعات دیگر نیز به نتایج مشابهى اشاره نمودند از جمله: یزدى و همکاران (١٣٧۴) در مطالعه خود بر روى دانشجویان تازه وارد دانشگاه تهران، میزان افسردگى را ٣٠ درصد گزارش نمودند. در مطالعه مشابه ناصری (١٣٧۴)، بر روى دانشجویان دانشگاه آزاد واحد رودهن، این میزان ۵٨ درصد ذکر گردید. در سال ١٣٧۴ باز هم ترکان در مطالعه خود بر روى دانشجویان رشته پزشکى دانشگاه زاهدان، افـــسردگـــی بیشترى را در دانشجویان زن (۶۵ درصد) نسبت به دانـــشــــجـــویان مرد (۴١ درصد) گزارش نموده است.

شایعترین علائمى که خود دانشجویان در مطالعات مختلف گزارش نمودند شامل موارد زیر مى شود: بى حوصلگى، کاهش قدرت تمرکز و یادآورى، احساس از دست دادن علاقه، احساس غمگینى، کاهش توانائیهاى جسمانى، نا امیدى نسبت به آینده، سخت بیدار شدن در صبح، احساس خستگى دائم، خسته کننده بودن کارهاى روزمره.

در نتیجه با توجه به اثرات ناخوشایند و مخرب بیمار افسردگى در روند زندگى و عملکرد قشر جوان و دانشجو توصیه مى شود که با مشاهده علائم اولیه که در این سایت ارائه شده است براى فعالیتهاى درمانى و جلوگیرى از شدت علائم اقدام نمایند.
 
   
 
افسردگى در کودکان و نوجوانان
 
  مطالعات و بررسیهاى انجام شده نشان داده است که افسردگى در کودکان و نوجوانان نیز وجود دارد که با افسردگى در بزرگسالان شباهت دارد.

تفاوت عمده افسردگى در کودکان و نوجوانان با بزرگسالان در دو مورد است: به جاى خلق افسرده ممکن است در کودکان و نوجوانان خلق تحریک‌پذیر باشد، و نرسیدن به وزن مورد انتظار (کاهش و یا افزایش وزن) در آنها دیده شود.

کاهش اعتماد به نفس، بی‌تفاوتى، سطح پایین انرژى، گوشه‌گیرى اجتماعى، آشفتگیهاى خوردن و خوابیدن، دیدگاه بدبینانه آشکار در مورد آینده و اعتقاد و اقدام به خودکشى از دیگر علائم و نشانه‌هاى افسردگى در این گروه سنى می‌باشد. در نوجوانان رفتارهاى ضداجتماعى و منفی‌کارانه، مصرف الکل و دارو و مواد مخدر ممکن است مشاهده گردد.

افسردگى در کودکان و نوجوانان بیشتر از بقیه سنین با خودکشى همراه می‌باشد. فقط در سال ١٩٩۶ خودکشى به‌عنوان سومین عامل مرگ و میر در افراد ٢۴-١۵ ساله و چهارمین علت مرگ و میر در افراد ١۴-١٠ سال بوده است. علاوه بر عوامل ژنتیک و فیزیولوژیک چندین عامل استرس‌زاى اجتماعى می‌تواند بر خلق کودک تاثیر بگذارد، از قبیل ناهماهنگ بودن و آشفتگى در خانواده، طلاق، مورد آزار و بی‌توجهى واقع شدن، شکست تحصیلى، وضعیت اجتماعی و اقتصادى ضعیف و داغدیدگى.

اختلال افسردگى در کودکانى که قبل از سن مدرسه هستند بسیار نادر می‌باشد. اما در ۲ درصد بچه‌هاى دبستانى اختلال افسردگى شدید (عمده) شیوع دارد و این میزان براى نوجوانان حدود ۵ درصد در جامعه می‌باشد.

مطالعات معدودى وجود دارد که دلالت بر مفید بودن داروهاى ضدافسردگى در کودکان و نوجوانان داشته باشد. مصرف داروهاى ضدافسردگى در این گروه سنى بر پایه استانداردهاى درمانى بالینى استوار است.

یک تحقیق به‌طرز روشنى گفته است که فلوکستین (Fluxetin) داروى بسیار مؤثرى در درمان افسردگى در کودکان و نوجوانان مى باشد.

به‌نظر می‌رسد که درمان دارویى همراه با روشهاى مخصوص روان درمانى در کودکان و نوجوانان ارزش بسیارى داشته و پیشگیرى مؤثرترى در خودکشى آنان در سنین بعدى مى باشد، بخصوص روان‌درمانى خانواده براى آموزش به خانواده در مورد اختلالات افسردگى مهم و ضرورى است.
 
   
 
افسردگى در افراد مسن
 
  در سالهاى اخیر حدود ۲ درصد افراد بالاى ۶۵ سال، به غیر از افرادى که در آسایشگاه نگهدارى می‌شوند، از افسردگى رنج می‌برند. تحقیقات ثابت کرده است که درمان و تشخیص این افراد از اهمیت زیادى برخوردار است.

خودکشى در میان افراد مسن‌تر بیشتر از بقیه سنین شایع بوده و از این نظر قابل توجه می‌باشد. مطالعات نشان می‌دهد که سطح اقتصادى ـ اجتماعى پایین، از دست دادن همسر، بیمارى جسمى همزمان، کناره‌گیرى اجتماعى و بازنشستگى با افسردگى سالمندان رابطه دارد.

علائم عمده افسردگى در سالمندان شامل کاهش نیرو و تمرکز، اختلال خواب، کاهش اشتها و وزن، شکایات جسمى، احساس بی‌ارزشى، بدبینى، اختلال حافظه و خودکشى می‌باشد.
 
     
 
خانمها و افسردگى
 
  افسردگى نزد بانوان چیزى حدود ۲ برابر بیشتر از آقایان دیده می‌شود. در طول زندگى حداقل ٢٠ درصد بانوان حداقل یک بار تجربه افسردگى کوتاه مدت را داشته‌اند. اگرچه به نظر می‌رسد که افسردگى ارتباط تنگاتنگى با سن یائسگى دارد.

ولى در حقیقت این سنین بارورى و سنین قبل از یائسگى هستند که بیشترین میزان آمار افسردگى در بانوان را تشکیل می‌دهند. از طرفى آنالیزهاى آمارى افسردگى در بانوان نشان می‌دهد که استرسهاى متفاوت، زایمان، تفاوتهاى هورمونى، نقشهاى اجتماعى و رفتارهاى مورد انتظار از زنان بیشتر از مردان روان آنها را به سمت بیمارى افسردگى سوق می‌دهد.

افسردگى پس از زایمان همچنین بیمارى شایعى در میان بانوان بوده و جستجوها و مطالعات در پى علت دقیق آن می‌باشند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

دو ویژگى اختصاصى افسردگى که براى تشخیص افسردگى حتماً یکى از آنها باید وجود داشته باشد، یکى خلق ناشاد (غم، اندوه، ناراحتى یا نگرانی) و دیگرى فقدان علاقه و لذت تقریباً در همه فعالیتهاى عادى و سرگرمیهاى فرد می‌باشد. هر دو این علائم باید در اکثر مواقع روز وجود داشته باشند.

سایر نشانه‌هاى افسردگى شامل از دست دادن توجه و سرخوشى در فعالیتهاى روزانه، اختلال و تغییر عمده در اشتها و وزن بدن، اختلال در خواب به‌صورت کم‌خوابى یا پرخوابى، اختلال در تفکر و تمرکز فکر، وجود اضطراب و کندى حرکات، احساس بى ارزشى و یا احساس گناه، فقدان نیرو یا فقدان انرژى و خستگى، افکار تکرارشونده، مرگ و یا خودکشى می‌باشند.

دانشمندان ارتباط نزدیکى بین خودکشى و افسردگى ذکر می‌کنند به‌طوریکه دوسوم بیماران افسرده به خودکشى فکر می‌کنند و ١٠ تا ١۵ درصد آنها به زندگى خود خاتمه می‌دهند.

اگر یک بیمار ۵ مورد از علائم بالا را به‌مدت ۲ هفته مداوم داشته باشد به اختلال افسردگى شدید (عمده) مبتلا می‌باشد. مطالعات اخیر در ایالات متحده آمریکا نشان می‌دهد که افسردگى سردسته علتهاى ناتوانى در انسان به‌شمار می‌رود. چنین مطالعات آمارى در بقیه کشورها نیز موجود می‌باشد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

علل افسردگى ترکیبى از عوامل ژنتیکى، بیولوژیکى و محیطى (روانى ـ اجتماعی) می‌باشد.

در بسیارى از مردم نیز، علت افسردگى ناشناخته باقى می‌ماند. به‌طور کلى مشخص شده است که افسردگى در نتیجه یکسرى از فعل و انفعالات شیمیایى در مغز اتفاق می‌افتد.

این فعل و انفعالات که نورو ترانسمیتر نامیده می‌شود در تمامى اعمال و رفتارهاى بدن به‌طور بیولوژیکى وجود دارد.
 
   
 
عوامل ژنتیکى
 
 

ثابت شده است که در بعضى از اقوام و خانواده‌ها افسردگى شایعتر بوده ولى وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه اعضاء خانواده نمی‌باشد.اما هرچه درجه خویشاوندى نزدیکتر باشد، به همان نسبتآسیب‌پذیرى براى افسردگى بیشتر می‌شود.

 
     
 
عوامل بیولوژیکى
 
  تغییرات زیستى متعددى در مغز افراد روى می‌دهد. این تغییرات شامل تغییر در ارتباطات عصبى سیستم غدد درون‌ریز و هورمونها، تغییر در سیستم انتقال‌دهنده‌هاى شیمیایى و تغییر در فعالیتهاى الکتریکى مغز است.  
     
 
عوامل محیطى (روانى – اجتماعی)
 
  فاکتورهاى استرس‌زاى اجتماعى و روانى به‌عنوان ریسک فاکتورهاى بروز افسردگى شناخته می‌شوند.

استرس در فرم فقدان یکى از اقوام نزدیک مثل پدر و مادر و دوستان به‌عنوان ماشه‌اى براى بروز افسردگى در افراد آسیب‌پذیر، به‌شمار می‌رود. به‌طور کلى تحقیقات ژنتیک ثابت کرده است که عوامل استرس‌زاى محیطى فرصت بروز آسیب‌پذیرى یک ژن بخصوص را افزایش داده و آنها را به سوى یک بیمارى پیشرفته افسردگى هدایت می‌کند.

با این حال در برخى از افراد این افسردگى بدون عوامل استرس‌زاى محیطى به‌وجود می‌آید. تحقیقات دیگرى در این زمینه مشخص کرده است که عوامل استرس‌زا در قالب ایزوله بودن در اجتماع و یا محرومیت دوران کودکى منجر به تغییرات پایدار در فعالیت مغز شده و باعث افزایش حساسیت نسبت به بروز علائم افسردگى می‌شود.

٭ رویدادهاى زندگى و استرسهاى محیطى
استرسها و موقعیتهاى زندگى می‌توانند نقش اولیه را در ایجاد افسردگى داشته باشند، هر چند که در این مورد اختلاف‌نظر بین دانشمندان وجود دارد.

عده‌اى معتقدند که سوگ و از دست دادن عزیزى می‌تواند منجر به افسردگى گردد. مطالعات نشان داده است که مرگ همسر بیشترین نقش را به عهده دارد. همچنین به دنیا آوردن فرزند، بازنشستگى، یائسگى و استرسهاى عمده دیگر می‌توانند در ایجاد افسردگى نقش عمده داشته باشند.

٭ عوامل شخصیتى
همه افراد با تیپها و خصوصیتهاى شخصیتى مختلف ممکن است دچار افسردگى گردند، اما افرادى با انواع شخصیتى وسواس، و شخصیت نمایشى بیشتر ممکن است دچار افسردگى گردند.

٭ عوامل یاد گرفته شده
بر اساس این عامل ارتباطات اجتماعى ناخوشایند که منجر به ارزیابى منفى فرد از خود می‌شود باعث ایجاد افسردگى است. زیرا این افراد با توجه به خصوصیات خاص خود نمی‌توانند محبت، همدردى و ارتباط عاطفى لازم را از دیگران به دست آورند.

بنابراین این افراد هم در مورد خودشان ارزیابى منفى داشته و هم دیگران را صادق نمی‌دانند و به‌تدریج آزرده و ناکام شده و افسردگى در آنان پدید می‌آید.

٭ تفکر منفى
افرادى که داراى افکار منفى در مورد خود، زندگى و آینده هستند، دچار افسردگى می‌گردند. این افراد به جنبه منفى هر چیزى فکر می‌کنند و به نقایص خود خیلى توجه نموده و بطور مداوم خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. نکته مهم اینکه این افراد هر نوع اطلاعات را سوء تعبیر می‌کنند.
 
     
 
مصرف داروها
 
 

٭ بعضى از داروها مثل داروهایى که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می‌شوند و داروهاى خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شوند.

٭ کمبود مواد غذایى مثل کمبود اسید فولیک و بعضى ویتامینها مثل ب١٢ باعث کاهش اثرات داروهاى ضداضطراب شده و درمان را با مشکل روبرو می‌کند. برای کسب اطلاعات بیشتر،
٭ اعتیاد به بعضى از داروها، مواد مخدر و یا الکل باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شود

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

از افسردگى تقسیم‌بندى متعددى شده است که چند نوع مهم آن عبارتند از:  
     
 
افسردگى شدید (عمده) (Major Depression)
 
  نوعى از افسردگى که بیش از هفته‌ها و یا ماهها طول می‌کشد و شامل نشانه‌ها و رفتارهاى عمیقى است که عملکرد شغلى، روابط بین فردى و رفتارهاى اجتماعى را تحت تأثیر قرار داده و شخص را به‌طور کلى از محیط خود دور می‌سازد.  
     
 
اختلال افسرده خویى (Dysthymia)
 
  این اختلال خفیف‌تر از افسردگى شدید (عمده) می‌باشد و با خلق افسرده (تحریک‌پذیر در کودکان و نوجوانان) همراه است که در بخش عمده روز دوام دارد و اکثر روزها وجود دارد.

معمولاً مردم این افراد را به‌عنوان افرادى بداخلاق، ترشرو و ملال‌آور تلقى می‌کنند. این گروه قادر به برقرارى ارتباط بین فردى مناسب با دیگران نیستند و افرادى جدى، کج‌خلق و درونگرا هستند.
 
     
 
اختلال افسردگى جزئى (Minor Depression)
 
  در این اختلال علائم افسردگى با شدتى کمتر از دو مورد فوق و با دوره‌هاى محدودتر همراه است. این نوع افسردگى در همه گروههاى سنى دیده می‌شود و تأثیر کمترى درزندگى فرد می‌گذارد.  
     
 
اختلال افسردگی پیش از قاعدگی
 
 

این نوع افسردگی در زنان و پیش از دوره قاعدگی رخ می‌دهد و با بی‌ثباتی خلق، اضطراب، افزایش خستگی‌پذیری، عدم تمرکز، تغییرات اشتها و خواب، سردرد و موارد دیگر همراه است. همه این علائم در دوره قاعدگی از بین می‌روند.

 
     
 
افسردگى فصلى
 
  به نوعی از افسردگى گفته می‌شود که در طول یک دوره خاص از سال (عموماً زمستان) اتفاق می‌افتد و قابل پیشگیرى است ولى می‌تواند بسیار خطرناک و جدى باشد.

سستى مفرط، روحیه پایین و خواب‌آلودگى زیاد از علائم عمده آن می‌باشد. کمبود نور علت عمده این اختلال محسوب شده و براى درمان آن از نوردرمانى استفاده می‌کنند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

افسردگى اغلب به‌طور همزمان با بسیارى از بیماریها مثل بیمارى قلبى، سکته مغزى، سرطان و دیابت می‌تواند بروز پیدا کند.

افسردگى موجود همراه این بیماریها اغلب فراموش شده و درمان نمی‌شود. مطالعات اخیر تأکید بر این نکته دارد که براى حصول نتیجه خوب از بیماریهاى ناتوان‌کننده بالا باید افسردگى و زمینه آن را به‌درستى تشخیص و درمان کرد.
 
     
 
افسردگى و بیماریهاى قلبى
 
 

شواهد قوى وجود دارد که وجود افسردگى ریسک بیمارى قلبى را در افراد افزایش می‌دهد. آنالیزهاى آمارى ثابت کردند که وجود افسردگى شدید (عمده) در افراد ۴ برابر آنها را در مقابل انفارکتوس قلبى در یک دوره ١٣-١٢ ساله آسیب‌پذیرتر می‌کند.

حتى در افرادى که افسردگى خفیف دارند، احتمال ابتلا به بیمارى قلبى دو برابر بیشتر است. اکنون سؤال اینجاست که آیا درمان افسردگى احتمال ابتلا به بیمارى قلبى را کاهش مى دهد یا خیر؟ سؤالى که تحقیقات آینده جواب آنراخواهد یافت.

 
     
 
افسردگى و دیابت
 
 

افسردگى در طول زندگى هر شخص را می‌تواند هدف قرار دهد. ولى وقتى شخص دچار دیابت است مشکل بسیار حادتر است.

این اتفاق در میان ١۶ میلیون آمریکایى روى داده است. درمان بیمارى افسردگى در بیماران دیابتیک به‌طور قابل توجهى به بهبود کیفیت زندگى و همچنین کنترل دیابت کمک می‌کند. از طرفى مطالعات زیادى در کالیفرنیا و واشنگتن نشان داده است که وجود دیابت احتمال افسردگى در شخص را دو برابر می‌کند.

علت زمینه‌اى که بین دیابت و افسردگى وجود دارد هنوز ناشناخته است. افرادى که دچار دیابت هستند و همزمان اختلالات افسردگى را از خود بروز می‌دهند، به‌طور قابل توجهى عوارض دیابت در آنها بیشتر است.

 
     
 
افسردگى و اضطراب
 
  تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد که افسردگى اغلب با اختلالات اضطرابى مثل (ترس، وسواس، ترس از اجتماع یا ...) همراه است.

اما هنوز مشخص نیست که آیا افرادى که علائم این دو اختلال را دارند به دو بیمارى مجزا مبتلا هستند و یا اینکه یک بیمارى واحد است که علائم هر دو اختلال را با هم دارا می‌باشد. مطالعات نشان داده است که ٢٠ تا ٩٠ درصد مبتلایان به هراس، دوره‌هاى اختلال افسردگى عمده دارند.

از علائم این اختلال توأم می‌توان موارد زیر را نام برد:

لرزش، طپش قلب، خشکى دهان، ناراحتى معده ـ روده و موارد دیگر. براى درمان آنها از
داروهاى ضداضطراب و افسردگى استفاده می‌شود و روان‌درمانى بسیار مؤثر می‌باشد.
 
     
 
افسردگى و چاقى
 
 

به‌طور کلى تحقیقات نشان داده است که در بعضى از افراد افسرده افزایش وزن مشاهده می‌شود.

در این افراد کاهش وزن به‌طور قابل ملاحظه‌اى به اعتماد به نفس آنان و همچنین کیفیت بهتر زندگى و بهبودى آنان از افسردگى کمک می‌کند.

 
     
 
افسردگى و تیرویید
 
  افسردگى در طیف وسیعى از بیماریها می‌تواند اولین نشان بیمارى باشد مثل کم‌کارى غده تیرویید. بنابراین پزشک باید در ابتداى درمان علاوه بر معاینه کامل جسمى و عصبى و آزمایشات معمول عملیات تشخیص مربوط به کارکرد تیرویید و همچنین غده فوق کلیوى را انجام دهد

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

درمان دارویی
 
  اکثر مطالعات پزشکان حاکى از آن است که ترکیب روان درمانى و دارو درمانى موثرترین درمان براى اختلالات افسردگى است. آنچه که انقلابى در درمان بیماریهاى افسردگى بیان کرده و تأثیرى نمایان بر سیر آنان نهاده و هزینه اجتماعى این بیماریها را کاسته، رهیافتهاى دارو درمانى بوده است.

از چهل سال بیش درمانهایى موثر و مشخص مثل داروهاى سه حلقه‌اى براى اختلالات افسردگى فراهم شده است مثل:

ایمى پیرامین (Imipiramine)

آمی‌تریپ تیلین (Amitriptyline)

نورتریپ تیلین (Nortriptyline)

نخستین علائمى که پس از مصرف این داروها بهبود می‌یابد خواب و اشتها است که پس از حدود ۲ هفته شروع می‌شود. پس از حدود ۳ تا ۶ هفته علائم عمده بهبودى افسردگى بروز می‌نماید.

دسته دیگر داروها که انقلابى جدید و عمده براى درمان بر پا کرده است مهارکننده اختصاصى باز جذب سروتونینها (SSRT) از قبیل فلوکستین ( Fluxetine) و سیتا لوپرام (Citalopram) است.

به جرأت می‌توان گفت که هنوز در غرب، فلوکستین یکى از پر مصرفترین داروهاى رایج است. از عوارض جانبى این داروها سرآسیمگى، ناراحتى گوارش و تهوع می‌باشد.

در عین حال داروهاى اخیرSSRTمثل فلوکستین و سیتالوپرام از کمترین میزان عوارض جانبى در میان داروهاى فوق برخوردار است.
 
     
 
درمان غیردارویی
 
 

١ـ نور درمانى
این نوع درمان براى معالجه افسردگى فصلى به‌کار برده می‌شود. اما اگر افسردگى فصلى شدید باشد نور درمانى باید با دارو درمانى همراه گردد.

۲ـ شوک درمانى (ECT)
این شیوه در موارد زیر براى درمان بیماران افسرده به‌کار می‌رود:

٭ افسردگى بیمار با درمان دارویى از بین نرفته باشد.
٭ بیمار قادر به تحمل داروهاى ضدافسردگى نباشد.
٭ بیمارى چنان شدید باشد که به بهبود سریع نیاز باشد مثلاً بیمار افکار خودکشى خیلى شدید داشته باشد.

در این روش جریان الکتریکى را به سر شخص وارد می‌کنند و یک حمله تشنجى ایجاد می‌شود.ECTبی‌خطر و بدون درد بوده و میزان عارضه آن کم و در حافظه کوتاه‌مدت می‌باشد.

۳ـ روان درمانى
این نوع درمان شامل درمانهایى است که از دارو استفاده نمی‌شود. موارد زیر از جمله موفقترین شیوه‌هاى روان درمانى در درمان افسردگى است:
شناخت درمانى، روان درمانى بین فردى، رفتار درمانى، روانکاوى و روان درمانى خانواده.

 
     
 
درمانهاى گیاهى و غذایى
 
  بسیارى از فرآورده‌هاى گیاهى که در ایالات متحده آمریکا در دسترس عموم است جهت درمان بیمارى افسردگى به‌کار می‌رود.

نوع خاصى از مخمر آبجو بنام's Wort St. Johnبا عوارض جانبى پایین در این زمینه شناخته شده و در درمان فرم خفیف تا متوسط افسردگى کاربرد دارد. در کشورهاى دیگر مثل هند و سریلانکا، برگ گیاه برگاموت را بصورت اسانس در چاى وارد کرده و در درمان افسردگى به‌کار برده‌اند.

به‌نظر می‌رسد که آمار افسردگى در ایالات متحده آمریکا رو به افزایش است. دلیل قطعى آن ناشناخته است ولى می‌تواند به علت تغییراتى در استرس روزانه، ساختار اجتماعى افراد، تغییرات ژنتیکى، تشخیص پیشرفته و اصلاح شده و یا تغییراتى در رژیم غذایى افراد باشد.

تغییرات در رژیم غذایى افراد میدان وسیعى براى تحقیقات دانشمندان می‌باشد. از آنجائیکه بعضى از مواد غذایى به‌طور مستقیم در ساختمان سروتونینها (یک واسطه شیمیایى که در ایجاد افسردگى نقش بسیار قابل ملاحظه‌اى دارد) به‌کار می‌رود، می‌توان این گونه نتیجه گرفت که مصرف این مواد غذایى از جمله ماهى و روغن ماهى نقش بازدارنده‌اى در ایجاد افسردگى دارند. بعضى از دانشمندان با مصرف زیاد روغن ماهى (روغن امگا۳) در افراد داوطلب و مقایسه آن با افرادى که آن را مصرف نکرده‌اند، به این نتیجه رسیده‌اند که هر چقدر مصرف امگا۳ (روغن ماهی) در جوامع بیشتر باشد افسردگى به حداقل آن خواهد رسید.

همچنین نشان داده شده است که مصرف روغن ماهى در ایجاد بقیه بیماریهاى روانى نقش بازدارنده‌اى نیز دارد. قبلاً نیز نقش بازدارنده روغن ماهى درایجاد بیماریهاى قلبى و عروق ثابت شده بود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

تحقیقات و آینده آن در افسردگى
بسیارى از کشورها در قالب سیستمهاى مختلف دانشگاهى در پى آنند که راههاى مختلف درمان و تشخیص بیمارى را به روشهاى کم هزینه‌تر و ساده‌تر بیابند.

تحقیقات در سالهاى آینده روى تأثیر درمان در کودکان و نوجوانان و روشهاى پیشگیرانه‌تر تمرکز خواهد یافت.
 
     
 
تحقیقات ژنتیکى بر روى افسردگى
 
 

تحقیقات مفصل و دامنه‌دارى روى دخالت ژنها انجام شده و یافته‌ها نقش مهم ژنها را در بروز افسردگى نشان می‌دهد.

 
     
 
تصویر بردارى از مغز در افسردگى
 
  پیشرفتهاى اخیر در تکنولوژى تصویربردارى از مغز این اجازه را به دانشمندان داده است که به روشنى در مورد بیمارى افسردگى و تأثیرپذیرى از داروها به مطالعه برخیزند.

این کار توسط روشهاى جدیدى که ایمن و غیر تهاجمى است صورت می‌گیرد.
 
     
 
اختلالات هورمونى در افسردگى
 
 

محور هورمونى مطرح در افسردگى، محور هیپوتالاموس در مغز می‌باشد. افزایش بیش از حدکارکرد در این محور می‌تواند زمینه ساز افسردگى باشد

5 دستورالعمل ساده برای مدیریت افسردگی
بررسیها نشان می‌دهد که ظرف سالهای گذشته، افسردگی در میان افراد جوامع مختلف با ضریب رشد بالایی روبرو بوده است. زمانی بود که افسردگی به عنوان یک «بیماری روانی» در نظر گرفته می‌شد و همراه با ناامیدی، شرمندگی و سرافکندگی بود.

در این که افسردگی، یک نوع بیماری است شکی وجود ندارد، درست همانند مرض قند یا بیماری قلبی. ولی اینها نشانه نقص یا عیب شخصی نیستند و نباید موجب شرمساری فرد قرار بگیرند. افسردگی قابل درمان است و هر چه زودتر تشخیص داده شود، راه درمان آن آسانتر است.

حالت افسردگی، کاملاً طبیعی است و اغلب مردم آن را تجربه کرده‌اند. امّا آنچه اهمیت دارد این است که بتوان حمله‌های آن را کنترل کرد وگرنه می‌تواند برای جسم و روان فرد بسیار آسیب رساننده باشد.

حمله افسردگی، پدیده شایعی است. حتی افراد بسیار شاد و سرحال نیز گاهی دچار افسردگی می‌شوند. اصولاً حالت ایستا و بدون تغییر هر چیز، حتی بهترین چیزها، نیز زندگی را بسیار ملال‌آور می‌کند. اگر شبی در کار نباشد شما چگونه از روشنایی روز لذت می‌برید؟ اگر غمی نباشد چگونه می‌توان از شادی‌ها لذت برد؟ بنابراین، امید و افسردگی نیز مثل این چیزها به هم ارتباط دارند. افسردگی هنگامی به عنوان یک مشکل بروز می‌کند که دوره آن طولانی شود به نحوی که به جسم و روان ما آسیب رساند. بدین جهت، فراگیری نحوه مدیریت موفقیت‌آمیز افسردگی اهمیت بسیار دارد.

اگر فرد بیگناهی را برای مدتی طولانی در زندان نگاه دارند ممکن است از نظر روحی خرد شود. ولی اگر همین فرد یاد بگیرد که با شرایط زندان چگونه کنار آید، ممکن است حتی بعد از 10 یا 20 سال، باز هم سالم و سرحال از زندان بیرون آید. نمونه‌های زیادی در این مورد وجود دارد که از آن میان ما فقط به نلسون‌ماندلا اشاره می‌کنیم. به طریق مشابه، افسردگی نیز هرگز نمی‌تواند شما را خرد کند، اگر یاد بگیرید چگونه آن را مدیریت کنید.

در زیر 5 دستورالعمل ساده برای مدیریت افسردگی ارائه می‌گردد:

1- فعالیت بدنی شدید
هرگاه احساس افسردگی کردید باید از نظر جسمی خود را فعّال نگه دارید تا انرژی‌های زیادی ذهن‌تان را مصرف کنید. احساس افسردگی، انرژی منفی در ذهن شما آزاد می‌کند که باعث تضعیف اشتیاق و امید شما نسبت به زندگی و کار می‌گردد. همچنین، سیستم ایمنی بدن شما را ضعیف می‌کند و زمینه را برای ابتلاء به بسیاری از بیماری‌ها فراهم می‌سازد. این انرژی منفی با فعالیت بدنی شدید به بهترین نحو مصرف می‌شود. هر فعالیتی که دوست دارید را انجام دهید، فرقی نمی‌کند.

2-  گشت زدن بی‌هدف
یکی دیگر از راههای مصرف انرژی منفی و منحرف کردن ذهن‌تان، گشت زدن یا رفتن بی‌هدف به هر کجاست. سوار اتوبوس یا مترو شوید و به یک طرف حرکت کنید. در بازارها و مراکز خرید بگردید. در یک رستوران بنشینید و هر چه دوست دارید بخورید یا بیاشامید. تا وقتی کاملاً خسته نشده‌اید به خانه برنگردید.

3-  صحبت کردن با یک دوست نزدیک
مشکل خود را با یک دوست نزدیک در میان بگذارید. سعی کنید هر چه در دل دارید را بیرون بریزید. به اشتراک گذاشتن مشکل با یک دوست نزدیک، از شدّت نیروی‌های منفی می‌کاهد. دوستان خوب، قادرند شما را از افسردگی درآورند. آنها خصوصیات شما را خوب می‌شناسند و می‌توانند ایده‌های خوبی برای مواجه شدن با افسردگی به روشی مثبت در اختیار شما قرار دهند.

4-  بنویسید، حتی چرندیات!
یک تکه کاغذ بردارید، یا کامپیوترتان را روشن کنید و یک فایل ایجاد کنید، و شروع به نوشتن احساساتتان کنید. هیچ چیز را مخفی نگه ندارید. هر چه واقعاً حس می‌کنید را بنویسید. زیاد در قید و بند معنی‌دار بودن نوشته‌هایتان نباشید.

آدم ممکن است حتی با نزدیک‌ترین دوستانش نیز نتواند بعضی حرف‌ها را مطرح کند ولی با خودش که می‌تواند. بنابراین هر آنچه در دل دارید را روی کاغذ یا توی کامپیوتر بریزید و هیچوقت خسته یا عصبانی نشوید. پس از آن که توانستید احساسات سرکوب شده خود را بیرون بریزید، به مقدار قابل ملاحظه‌ای احساس راحتی خواهید کرد.

5-  شروع کردن یک ایده جدید
هیچگاه تصوّر نکنید که تمام امواج افسردگی، ناراحت کننده هستند. بعضی مواقع آغاز یک ایده یا نوآوری بزرگ و جالب هستند. ذهن شما سرگرم یافتن یا ابداع یک چیز جدید است. هنگامی که این دوره طی شد، افسردگی آغاز می‌گردد. در این هنگام ذهن شما دوباره شروع به تولید چیزهای جدیدی می‌کند که امید و شوق تازه‌ای به دنبال می‌آورد. بنابراین، مطمئن باشید که پس از گذشتن موج افسردگی، چیزهای خیلی بهتری برایتان پیش خواهد آمد.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

افسردگی چیست ؟
افسردگی‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردی‌، یا ناامیدی‌ به‌ مدت‌ حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علایم‌ همراه‌.


علایم‌ شایع‌
از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بی‌حوصلگی‌ و دل‌زدگی‌؛ ناتوانی‌ از لذت‌ بردن‌
احساس‌ ناامیدی‌؛ بی‌حالی‌ و خستگی‌
بی‌خوابی‌؛ خواب‌ زیاد یا ناراحت‌
گوشه‌گیری‌ اجتماعی‌؛ احساس‌ بی‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نیاز نبودن‌
بی‌اشتهایی‌ یا پرخوری‌؛ یبوست‌
از دست‌ دادن‌ میل‌ جنسی‌
مشکل‌ داشتن‌ در تصمیم‌گیری‌؛ مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز
یکباره‌ به‌ گریه‌ افتادن‌ بدون‌ توضیح‌ مشخص‌
احساس‌ گناه‌ شدید به‌ خاطر وقایع‌ بی‌اهمیت‌ یا خیالی‌
تحریک‌پذیری‌؛ بی‌قراری‌؛ افکار خودکشی‌
دردهای‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سینه‌ بدون‌ شواهدی‌ از بیماری‌ جسمی‌


علل‌
برای‌ بیماری‌ افسردگی‌ واقعی‌ هیچ‌ علت‌ یگانه‌ و روشنی‌ نمی‌توان‌ متصور بود. بعضی‌ از عوامل‌ زیست‌شناختی‌ مثل‌ بیماری‌های‌ جسمی‌، اختلالات‌ هورمونی‌، یا بعضی‌ داروها می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
عوامل‌ اجتماعی‌ و روانی‌ نیز می‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
اختلالات‌ ارثی‌ نیز می‌توانند مؤثر باشند.
بروز این‌ حالت‌ ممکن‌ است‌ با تعداد وقایع‌ ناراحت‌کننده‌ زندگی‌ فرد ارتباط‌ داشته‌ باشد.


عوامل‌ افزایش‌دهنده‌ خطر
عصبانیت‌ یا احساس‌ دیگری‌ که‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
داشتن‌ شخصیتی‌ وسواسی‌، منظم‌ و جدی‌، تکامل‌گرا، یا شدیداً وابسته‌
سابقه‌ خانوادگی‌ افسردگی‌
وابستگی‌ به‌ الکل‌
شکست‌ در کار، ازدواج‌، یا روابط‌ با دیگران‌
مرگ‌ یا فقدان‌ یکی‌ از عزیزان‌
از دست‌ دادن‌ یک‌ چیز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمایه‌)
تغییر شغل‌ یا نقل‌ مکان‌ به‌ یک‌ جای‌ جدید
انجام‌ بعضی‌ از اعمال‌ جراحی‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌
وجود یک‌ بیماری‌ یا معلولیت‌ عمده‌
گذر از یک‌ مرحله‌ از زندگی‌ به‌ مرحله‌ای‌ دیگر، مثلاً یائسگی‌ یا بازنشستگی‌
استفاده‌ از بعضی‌ از داروها مثل‌ رزرپین‌، داروهای‌ مسدودکننده‌ بتا آدرنرژیک‌، یا بنزودیازپین‌ها
محرومیت‌ از داروها و مواد محرک‌ مثل‌ کوکائین‌، آمفتامین‌ها، یا کافئین‌
بعضی‌ از بیماری‌ها مثل‌ دیابت‌، سرطان‌ لوزالمعده‌، و اختلالات‌ هورمونی‌




پیشگیری‌
تغییرات‌ عمده‌ زندگی‌ را پیش‌بینی‌ و آمادگی‌ لازم‌ برای‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را کسب‌ کنید.
حتی‌الامکان‌ از عوامل‌ خطر پرهیز کنید.



عواقب‌ مورد انتظار
در بسیاری‌ از موارد، بیماری‌ خود به‌ خود خوب‌ می‌شود، اما با کمک‌ گرفتن‌ از پزشک‌ می‌توان‌ مدت‌ افسردگی‌ را کم‌ کرد و روش‌های‌ مقابله‌ با افسردگی‌ را فرا گرفت‌. عود افسردگی‌ شایع‌ است‌. درصد بهبودی‌ بالا است‌، حتی‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگی‌، نسبت‌ به‌ بهبودی‌ خود دید منفی‌ داشته‌ باشد.




عوارض‌ احتمالی‌
خودکشی‌. علایم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گیری‌ از خانواده‌ و دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ این‌ که‌ فرد می‌خواهد «همه‌ چیز را تمام‌ کند» یا اینکه‌ «زیادی‌ است‌ و مزاحم‌ دیگران‌.» ـ شواهدی‌ از داشتن‌ نقشه‌ برای‌ خودکشی‌ (مثلاً نوشتن‌ وصیت‌نامه‌ یا توجه‌ به‌ یک‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالی‌ ناگهانی‌ پس‌ از احساس‌ نومیدی‌ طولانی‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگی‌




درمان‌
اصول‌ کلی‌
در صورتی‌ که‌ علایم‌ خفیف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌های‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پیش‌ گیرید:
با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ کنید.
به‌ طور منظم‌ ورزش‌ کنید.
یک‌ رژیم‌ غذایی‌ متعادل‌ و کم‌چرب‌ داشته‌ باشید.
الکل‌ مصرف‌ نکنید؛
کارهای‌ عادی‌ زندگی‌ خود را ادامه‌ دهید.
فیلم‌های‌ خنده‌دار و شاد ببینید.
در صورت‌ امکان‌ به‌ تعطیلات‌ بروید.
احساسات‌ خود را در یک‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنویسید.
سعی‌ کنید مشکلات‌ در روابط‌ با دیگران‌ را حل‌ کنید (البته‌ بهتر است‌ که‌ در این‌ زمان‌ تصمیمات‌ عمده‌ نگیرید).
تا حدی‌ که‌ می‌توانید فعالیت‌ خود را حفظ‌ کنید.
مسؤولیت‌های‌ خود را تا زمان‌ بهبودی‌ به‌ فرد دیگری‌ واگذار کنید.
به‌ گروه‌های‌ حمایتی‌ در مورد افسردگی‌ بپیوندید.



داروها
داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ بعضی‌ از افراد که‌ افسردگی‌ طولانی‌مدت‌ یا نسبتاً شدید دارند.
لیتیم‌ برای‌ مواردی‌ که‌ دوره‌هایی‌ از سرخوشی‌ غیرطبیعی‌ و افسردگی‌ متناوباً رخ‌ می‌دهند.


فعالیت‌
محدودیتی‌ برای‌ آن‌ وجود ندارد. فعالیت‌ها و علایق‌ روزانه‌ را حفظ‌ کنید حتی‌ اگر حوصله‌ آنها را ندارید.


رژیم‌ غذایی‌
یک‌ رژیم‌ عادی‌ و متعادل‌ داشته‌ باشید حتی‌ اگر اشتها به‌ غذا ندارید.
در این‌ شرایط‌ به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ نمایید
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ افسردگی‌ دارید.
اگر احساس‌ تمایل‌ به‌ خودکشی‌ یا ناامیدی‌ دارید.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

افـسردگی اختلالی است که قادر است افکار، خلق و خو، احـساسات، رفـتــار، سلامتی جسمانی و روحی شما را تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انسانی در مقاطع خاصی از زنـدگی خود به افسردگی دچار میگردد. نشانه ها و علایم افسردگی عبارتند از:
* غم و اندوه پایدار، اظطراب، احساس پوچی.

* احــساس نا امیدی و بدبینی- احساس گناه، احسـاس
بی ارزشی و در ماندگی - احساس تیره بختی.

* کاهش سطح انرژی و احساس خستگی.

* دشواری در تمرکز، یاد آوری و تصمیم گیری-عدم توانایی
در اندیشیدن.

* بی خوابی و یا افزایش میزان خواب.

* از دست دادن اشتها و کاهش وزن - یا پر خوری و افزایش وزن.

* عدم تمایل به ملاقات با دیگران - یا وحشت از تنها ماندن - حضور یافتن در فعالیتهای اجتماعی دشوار و غیر ممکن میگردد.

* احساس بی ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگی- احساس شکست- احساس سربار بودن.

* از دست دادن علاقه و میل به فعالیتهای معمولی در زندگی و یا سرگرمیهایی که پیشتر برای فرد لذت بخش بوده اند.

* بیقراری و بیتابی - زود رنجی و تحریک پذیری- و یا کند شدن حرکات و واکنشها- بی تفاوتی.

* افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگرانی از گذشته و آینده.

* مشکلات جسمانی که معمولا به دارو جواب نمیدهند مانند: خارش بدن - تاری دید -تعریق شدید- خشکی دهان- مشکلات گوارشی (یبوست، اسهال - سوء هاضمه)-سردرد - کمردرد.

* افکار صدمه زدن به خود و یا دیگران - افکار خود کشی.

علل پدید آمدن افسردگی
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ
علل پدید آمدن افسردگی نیز گوناگون میباشد:
* وراثت.
* محیط های نا ایمن و خطرناک مانند: آلودگی هوا و آب.
* محیطهای آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.
* درگذشت همسر، فرزند، والدین و دوستان.
* ضربه های روحی شدید در کودکی و یا بزرگسالی.
* از دست دادن حمایتهای اجتماعی در پی طلاق، دوری از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.
* شرایط ناسالم اجتماعی مانند: فقر، بی خانمانی و خشونت در جامعه.
* بیماریهای مزمن مانند سرطان، دیابت و ایدز.
* شکست و ناکامیها-تجارب ناخوشایند.
* تغییرات هورمونی - اختلال در تعادل انتقال دهنده های عصبی همچون سروتونین.
* در اثر مصرف برخی داروها مانند داروهای خواب آور، ضد بارداری و کاهنده فشار خون بالا.
* استفاده از الکل، مواد مخدر و دیگر داروها.
* تغذیه نامناسب مانند کمبود فولات و ویتامین B1 و یا مصرف زیاد مواد قندی و کافئین دار.
* ضعف شخصیت، اعتماد بنفش پایین، بد بینی و هم وابستگیها.
* استرس .
* الگوی تفکرات منفی.
* عدم تحرک بدنی و نداشتن تفریح و سرگرمی.
* انزوا و گوشه گیری.
انواع افسردگی، روشهای غلبه بر افسردگی...
انواع افسردگی
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــ

1- افسردگی اساسی: این نوع افسردگی اختلال در خلق میباشد که معمولا 2 هفته بطول می انجامد. احساس دلتنگی و حزن مفرط و از دست دادن میل و لذت از فعالیتهای دلپذیرو احساس گناه و بی ارزشی از نشانه های آن میباشد. این نوع افسردگی خطرناک بوده و میتواند به خود کشی منجر گردد.
2- افسردگی مزمن: شدت علایم آن از افسردگی اساسی کمتر بوده اما دوره آن طولانی و ممکن است و 2 الی 5 سال بطول انجامد. علایم آن معمولا ناتوان کننده نمیباشد اما در عملکرد مناسب و احساس خوشایندی فرد تاثیر گذار است.
3- اختلال در سازگاری: هرگاه انسان عزیزی را از دست میدهد، شغلش را از دست داده و یا تغییر میدهد، و یا آگاه میگردد که بیماری لاعلاجی دارد کاملا طبیعی است که احساس استرس، اندوه و خشم میکند. اما در نهایت امر افراد خود را با شرایط پدید آمده وفق میدهند. اما برخی قادر به چنین عملی نمیباشند. هنگامی که واکنش فرد به یک موقعیت و یا حادثه سبب افسردگی در وی میگردد به آن اختلال در سازگاری میگویند.
4- اختلال دو قطبی: به تغییرات غیر قابل پیش بینی خلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی میگویند. در یک زمان فرد رفتار برونگرایی مفرط، پر حرفی، خود بزرگ بین از خود بروز میدهد و در دوره ای دیگر افسرده میگردد.
5- افسردگی فصلی: این نو ع افسردگی معمولا در زمستان شیوع می یابد. علت آن کاهش تابش نور خورشید است.این افسردگی سبب سردرد، تحریک پذیری و کاهش سطح انرژی میگردد.
راهبردهایی برای غلبه بر افسردگی
ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــ
1- برای خود اهداف قابل دسترس تعیین کنید.
2- تنها به میزان معقول و در حد توان خود مسئولیت بعهده بگیرید.
3- کارها، اهداف و وظایف بزرگ را به بخشهای کوچک تقسم کنید.
4- مدیریت زمان و الویت بندی را فراموش نکنید.
5- مدتی از وقت خود را با دیگران و یک دوست صمیمی سپری کنید. سعی کنید فردی را در زندگی بیابید که بتوانید به وی اعتماد کرده و با وی درد دل کنید.
6- به سرگرمیهایی که علاقه دارید بپردازید.
7- ورزش کنید و فعالیت بدنی منظم داشته باشید.
8- تا بر طرف شدن آثار افسردگی تصمیمات مهم و حیاتی خود را به تعویق اندازید.
9- به خاطر داشته باشید که بهبودی خلق افسرده زمانبر و تدریجی میباشد انتظار معجزه نداشته باشید.
10- از افراد غیر حامی و منتقد اجتناب کنید.
11- به دوستان و خانواده خود اجازه دهید در روند بهبودی به شما کمک کنند.
12- افکار مثبت را جایگزین افکار منفی گردانید.
13- به خاطر داشته باشید که زندگی بطور ذاتی مبهم و نامشخص بوده و در بسیاری از شرایط تنها یک پاسخ واحد مشکل گشا نخواهد بود.زندگی مملو از احتمالات است.

14- شما باید بیاموزید چگونه میان اموری که شما مسئول آنها میباشید و یا نمیباشید تفاوت قائل گردید. معمولا افراد کنترلی که بر شرایط دارند را کمتر و یا بیشتر از آنچه هست بر آورد میکنند.اموری که شما مسئولیتی در قبال آن ندارید و یا خارج از کنترل شماست به حال خود بگذارید.
15- شما باید قادر باشید میان موقعیتهایی که ارزش شما باید بر اساس موفقیتهای شما تعیین گردند و دیگر موقعیتها تفاوت قائل گردید.
16- شما باید بیاموزید که چه زمان باید با احساسات خود ارتباط برقرار کرده و چه زمان از آنها فاصله بگیرید.
17- شما باید بیاموزید که چه هنگام باید به بر زمان حال تمرکز کنید و چه هنگام به زمان آینده.
18- خوشبختی و نیل به شادی در زندگی هدف نامعقولی نیست اما شما باید ابتدا مفهوم خوشبختی را برای خود معنا کرده و سپس با برنامه ریزی و ایجاد سلسه مراتب و پیروی از آنها به خوشبختی مطلوب خود دست یابید.
19- شما باید قادر باشید که میان احساسات درونی خود و واقعیتهای عینی تفاوت قائل گردید.
20- شما باید قادر باشید تا با دیگران رابطه برقرار کنید.
21- اعتماد بنفس خود را افزایش دهید.
22- وابستگی خود را به دنیای خارج کاهش دهید.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

افزون آمار مبتلایان به افسردگی در سطح جهان، بسیاری از افراد هنوز هم نسبت به دلایل بروز این عارضه ناآگاهند.
به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از science، صرف نظر از نقش عواملی از قبیل عوامل زیستی، ژنتیکی در بروز حملات افسردگی در نقش عوامل محیطی، حوادث رخ داده در دوره‌های پیشین زندگی خود و ... نیز نباید غافل بود.
به دنبال ابتلای فرد به افسردگی، فرد بیماراز درون، احساس استرس و تشویش خاطر می‌کند.
از جمله علایم افسردگی عبارتند از:
- احساس ناراحتی و نگرانی و تهی بودن
- غلبه داشتن،‌حس ناامیدی و بدبینی در افراد
- احساس گناه وبی‌ارزشی
- کاهش میزان انرژی و توانایی فرد واحساس خستگی
- اختلال در تمرکز و کاهش قدرت تصمیم‌گیری فرد
- بروزاختلالات خواب (بی‌خوابی – کم خوابی)
- کاهش اشتها و تغییر وزن (اضافه شدن و یا کاهش وزن)
- احساس بیقراری و تحریک پذیری.
- قابل ذکر است این علایم در افراد مختلف، متفاوت است.
اگر بخواهیم لیستی از عوامل محرک در ابتلای فرد به افسردگی ارایه دهیم می‌توانیم به عوامل زیر اشاره کنیم:
- احساس تنهایی و از دست دادن حامی
- استرس بیش از حد
- قرار گرفتن در شرایط حاد اجتماعی، شرایطی از قبیل فقر و آوارگی و...
- گسترش دادن و باور کردن افکار منفی
- ابتلا به انواع بیماریهایی که به نوعی قدرت تحرک را از انسان می‌گیرد
- در نهایت گوشه گیری و انزوا در افراد ، مصرف رژیم های غذایی بی ارزش، مصرف بیش از حد کافئین ، عدم تحرک و فعالیت و ...
شاید بسیاری از افراد تصور کنند که دیده شدن هر کدام از عوامل فوق تعیین کننده وجود حالات افسردگی در فرد نیست.زمانی می‌توان عوامل فوق را دلیلی برای افسردگی فرد تلقی کرد که به طور مداوم در فرد احساس شود و نه به صورت گذرا

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

افسردگی

افسردگی اختلالی است که در آن خلق و نیروی زیستی فرد کم شده و فرد به نقطه پریشانی می رسد . و احساس بدبختی ، بیچارگی و ناامیدی می کند . شخص افسرده ممکن است به صورت واقعی یا غیر واقعی به فکر همه شکستها و ناکامی هایش باشد و آینده در نظر او توأم با ناامیدی جلوه کند .
افسردگی ممکن است واکنش در مقابل فشارهای روانی مثل ، از دست دادن کسانی که به آنها عشق می ورزند ، از دست دادن تأمین و ثبات ، طلاق ، تهدید ناشی از یک بیماری مزمن و مواردی از این قبیل باشد .
ویژگیهای اصلی اختلال افسردگی خلق پایین ، افکار بدبینانه ، عدم لذت بردن ، کاهش انرژی ، کندی و تمرکز ضعیف و عزت نفس پایین است .

تشخیص افسردگی


افسردگی سبب آسیب دیدگی همیشگی یا زوال عقلی نیست و به طور معمول می توان انتظار بهبودی کامل بیمار افسرده را در مدتی طولانی داشت . بسیاری از درمانهای عاطفی قابل استفاده هستند و تشخیص و درمان به موقع بسیار مهم است زیرا خطر خودکشی فرد کاهش یافته و فرد و خانواده اش کمتر دچار اضطراب و تشویش می شوند .
اختلالات افسردگی به سه قسمت : افسردگی خفیف ، افسردگی متوسط و افسردگی شدید تقسیم می شوند .

◄1 – اختلال افسردگی خفیف :


در این نوع افسردگی بیمار از خلق پایین ، نداشتن احساس لذت و فقدان انرژی و کم خوابی رنج می برد . در این افسردگی نشانه های دیگری همچون اضطراب و نشانه های وسواسی دیده می شود . خلق ممکن است در طی روز تغییر کند و معمولا برعکس اختلالات شدیدتر ، خلق بیمار شبها بدتر از صبح است .

2 – اختلال افسردگی متوسط :

ویژگی های اصلی این اختلال عبارتند از : خلق پایین ، فقدان لذت ، کاهش انرژی و افکار بدبینانه . علائم اختلال افسردگی متوسط عبارتند از : ظاهر غمگین ، اضطراب و تحریک پذیری ، کاهش انرژی ، تمرکز ضعیف ، حافظه ضعیف ، افکار بدبینانه و احساس گناه ، ناامیدی ، ایده های خودکشی ، کاهش وزن ، کاهش اشتها ، کاهش میل جنسی ، نشانه های وسواسی و اختلالات خواب .

اختلالات خواب چند نوع دارد :

بیمار ۲ یا ۳ ساعت قبل از وقت معمول بیدار می شود و دیگر به خواب نمی رود و در بستر دراز می کشد احساس نشاط ندارد و غالباً بی قرار است و با ناامیدی به روزی که در راه است فکر می کند ، شکست های گذشته را مرور می کند و مأیوسانه به آینده می نگرد . در این زمان مشکلات و مسائل به نظر وی بزرگتر می رسند و ناامیدی در فرد بسیار زیاد است و خطر خودکشی وجود دارد .
برعکس بعضی بیماران افسرده زیاد می خوابند و دیر بیدار می شوند با این وجود زمانی که بیدار می شوند احساس سرحالی نمی کنند معمولاً این افراد خیلی سخت از خواب بیدار می شوند .
◄3 – اختلال افسردگی شدید :

هنگامی که اختلالات افسردگی شدیدتر می شوند همه ویژگی هایی که در اختلال افسردگی متوسط گفته شد با شدت بیشتر روی می دهند . گاهی هم نشانه های اضافه تری از جمله هذیان و توهم وجود ندارد . هذیان های اختلالات افسردگی شدید ، در ارتباط با همان موضوعات تفکر غیر هذیانی اختلالات افسردگی متوسط یعنی بی ارزشی ، گناه بیماری و به صورت نادرتر فقر می باشند .
معیارهای تشخیص افسردگی شدید : ۵ یا تعداد بیشتری از علایم زیر بایستی به مدت حداقل ۲ هفته در فرد وجود داشته باشد .
۱ – خلق افسرده در بیشتر روز و تقریباً همه روزه
۲ – کاهش شدید علاقه و لذت تقریباً در تمامی کارها در بیشتر شبانه روز و تقریباً هر روز .
۳ – تغییر وزن حداقل به میزان ۵% در عرض یک ماه
۴ – بی خوابی یا پرخوابی همه روزه
۵ – خستگی و از دست دادن انرژی
۶ – احساس بی ارزشی یا احساس گناه نامتناسب و بیش از حد
۷ – کاهش توانایی تفکر و تمرکز
۸ – افکار مکرر مرگ و افکار مکرر خودکشی

◄درمان افسردگی
۱ – درمان دارویی : داروهای ضد افسردگی سه دسته اصلی دارند : سه حلقه ای ها ، مهار کننده های اختصاصی برداشت مجدد سروتونین و مهارکننده های مونوآمین اکسیداز که با تجویز روانپزشک مورد استفاده قرار می گیرند .
۲ – درمان با الکتروشوک (ECT) : این روش اولین درمان فیزیکی مؤثر در اختلال افسردگی شدید بوده و در بعضی بیماران هنوز نقش بالینی مهمی دارد .
بیشتر در کسانی مؤثر است که اختلال افسردگی شدید دارند ، به ویژه اگر کاهش وزن شدید ، بیدار شدن در صبح زود ، کندی و هذیان هم داشته باشند .
۳ – درمان روانشناختی : بیماری های بسیار خفیف را معمولاً می توان با روشهای اجتماعی و روان شناختی و حمایت و حل مشکل به تنهایی درمان نمود اما موارد شدیدتر نیاز به دارو درمانی دارد و بعد از مشاهده علائم افسردگی باید به روانپزشک مراجعه شود .

علل افسردگی

علل افسردگی ترکیبی از عوامل ژنتیکی، بیولوژیکی و محیطی (روانی ـ اجتماعی) می‌باشد.
در بسیاری از مردم نیز، علت افسردگی ناشناخته باقی می‌ماند. به‌طور کلی مشخص شده است که افسردگی در نتیجه یکسری از فعل و انفعالات شیمیایی در مغز اتفاق می‌افتد.
این فعل و انفعالات که نورو ترانسمیتر نامیده می‌شود در تمامی اعمال و رفتارهای بدن به‌طور بیولوژیکی وجود دارد.
● عوامل ژنتیکی
ثابت شده است که در بعضی از اقوام و خانواده‌ها افسردگی شایعتر بوده ولی وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه اعضاء خانواده نمی‌باشد.اما هرچه درجه خویشاوندی نزدیکتر باشد، به همان نسبتآسیب‌پذیری برای افسردگی بیشتر می‌شود.
● عوامل بیولوژیکی
تغییرات زیستی متعددی در مغز افراد روی می‌دهد. این تغییرات شامل تغییر در ارتباطات عصبی سیستم غدد درون‌ریز و هورمونها، تغییر در سیستم انتقال‌دهنده‌های شیمیایی و تغییر در فعالیتهای الکتریکی مغز است.
● عوامل محیطی (روانی – اجتماعی)
فاکتورهای استرس‌زای اجتماعی و روانی به‌عنوان ریسک فاکتورهای بروز افسردگی شناخته می‌شوند.
استرس در فرم فقدان یکی از اقوام نزدیک مثل پدر و مادر و دوستان به‌عنوان ماشه‌ای برای بروز افسردگی در افراد آسیب‌پذیر، به‌شمار می‌رود. به‌طور کلی تحقیقات ژنتیک ثابت کرده است که عوامل استرس‌زای محیطی فرصت بروز آسیب‌پذیری یک ژن بخصوص را افزایش داده و آنها را به سوی یک بیماری پیشرفته افسردگی هدایت می‌کند.
با این حال در برخی از افراد این افسردگی بدون عوامل استرس‌زای محیطی به‌وجود می‌آید. تحقیقات دیگری در این زمینه مشخص کرده است که عوامل استرس‌زا در قالب ایزوله بودن در اجتماع و یا محرومیت دوران کودکی منجر به تغییرات پایدار در فعالیت مغز شده و باعث افزایش حساسیت نسبت به بروز علائم افسردگی می‌شود.
▪ رویدادهای زندگی و استرسهای محیطی
استرسها و موقعیتهای زندگی می‌توانند نقش اولیه را در ایجاد افسردگی داشته باشند، هر چند که در این مورد اختلاف‌نظر بین دانشمندان وجود دارد.
عده‌ای معتقدند که سوگ و از دست دادن عزیزی می‌تواند منجر به افسردگی گردد. مطالعات نشان داده است که مرگ همسر بیشترین نقش را به عهده دارد. همچنین به دنیا آوردن فرزند، بازنشستگی، یائسگی و استرسهای عمده دیگر می‌توانند در ایجاد افسردگی نقش عمده داشته باشند.
▪ عوامل شخصیتی
همه افراد با تیپها و خصوصیتهای شخصیتی مختلف ممکن است دچار افسردگی گردند، اما افرادی با انواع شخصیتی وسواس، و شخصیت نمایشی بیشتر ممکن است دچار افسردگی گردند.
▪ عوامل یاد گرفته شده
بر اساس این عامل ارتباطات اجتماعی ناخوشایند که منجر به ارزیابی منفی فرد از خود می‌شود باعث ایجاد افسردگی است. زیرا این افراد با توجه به خصوصیات خاص خود نمی‌توانند محبت، همدردی و ارتباط عاطفی لازم را از دیگران به دست آورند.
بنابراین این افراد هم در مورد خودشان ارزیابی منفی داشته و هم دیگران را صادق نمی‌دانند و به‌تدریج آزرده و ناکام شده و افسردگی در آنان پدید می‌آید.
▪ تفکر منفی
افرادی که دارای افکار منفی در مورد خود، زندگی و آینده هستند، دچار افسردگی می‌گردند. این افراد به جنبه منفی هر چیزی فکر می‌کنند و به نقایص خود خیلی توجه نموده و بطور مداوم خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند. نکته مهم اینکه این افراد هر نوع اطلاعات را سوء تعبیر می‌کنند.
● مصرف داروها
▪ بعضی از داروها مثل داروهایی که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می‌شوند و داروهای خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگی می‌شوند.
▪ کمبود مواد غذایی مثل کمبود اسید فولیک و بعضی ویتامینها مثل ب١٢ باعث کاهش اثرات داروهای ضداضطراب شده و درمان را با مشکل روبرو می‌کند.                              ▪ اعتیاد به بعضی از داروها،

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 



تیپ های افسردگی

اختلالات افسردگی به شکل های مختلفی ظاهر می شود بمانند سایر بیماری ها همچون بیماری قلبی. این جزوه خلاصه به صورتی مختصر سه تیپ از افسردگی را شرح می دهد. این تیپ ها در تعداد علائم، شدت و طول کشندگی مختلف هستند.

افسردگی ماژور تظاهر می یابد با ترکیبی از علائم که ایجاد اختلال می کند در کار، مطالعه، خواب، خوردن و لذت بردن از فعالیت ها را. شبیه مرحله ای از افسردگی که ممکن است فقط یک بار اتفاق بیفتد و یا چندین بار رخ دهد.
یک تیپ با شدت کمتر افسردگی دیس تایمیا است که بصورتی طولانی فرد را درگیر می کند، علائم مزمنی که ناتوان کننده نیستند، اما جلوگیری می کند از عملکرد خوب یا احساس خوبی داشتن. بسیاری از افراد با دیس تایمیا افسردگی ماژور را در طول زندگی تجربه می کنند.

تیپ دیگر افسردگی اختلال دو قطبی است که اغلب بیماری مانیک- افسردگی خوانده می شود. اختلال دو قطبی مشخصه اش تغییرات چرخه ای خلق است: خلق با شدت بالا(مانیا) و پایین(افسردگی). بعضی اوقات تغییر خلق بسیار چشمگیر و سریع است، اما برخی اوقات این تغییرات تدریجی است. زمانی که در چرخه افسردگی است، فرد داری علائم و اختلال افسردگی است. وقتی در چرخه مانیا است شحص پر فعالیت، پر حرف، و دارای انرژی بالایی می شود. مانیا اغلب تفکر، قضاوت و رفتار اجتماعی را تحت تاثیر قرار داده بصورتی که برای شخص مشکلات و ناراحتی های زیادی را ایجاد می کند. برای مثال، اشخاص در یک فاز مانیا ممکن است خلقش بالا برود، برنامه های بزرگی را طراحی کند که امکان دارد از تصمیم گیری درسرمایه گذاری های غیر عاقلانه تا سر خوشی های رمانتیک کشیده شود. مانیایی که درمان نشود ممکن است منجر به حالت های سایکوتیک شود.

علائم افسردگی و مانیا

هیچ کس تمامی این علائم مانیا یا افسردگی را تجربه نکرده است. بعضی مردم چندین علائم را دارند و برخی علائم بیشتری را دارا هستند. شدت علائم و گوناگونی آنها در ارتباط با اشخاص متفاوت است و در زمانهای مختلف این علائم می توانند مختلف باشند.


علل افسردگی

در بعضی از تیپ های افسردگی ژنتیک بعنوان یک عامل اثبات شده است. یکی از آن تیپ ها اختلال دو قطبی است. مشخص شده است که افراد دو قطبی داری ژن خاصی هستند البته این به آن معنی نیست که هر این ژن را دارد داری اختلال دو قطبی است، بنظر می رسد عوامل خاص دیگری همچون استرس در خانواده، محیط کار و مدرسه در ایجاد این اختلال نقش داشته باشد
در بعضی خانواده ها دیده می شود که افسردگی ماژور نسل بعد از نسل بوقوع می پیوندد. اگر چه این بیماری در کسانی نیز که سابقه خانوادگی ندارند دیده می شود.
افسردگی ماژور چه ارثی باشد و چه نباشد با تغییرات شیمیایی و تغییرات در عملکرد مغزی همراه است.
کسانی که اعتماد بنفس پایین دارند برداشت بدبینانه ای از خودشان و جهان دارند وخیلی راحت در اثر استرس به هم ریخته و یا متمایل به افسردگی می شوند. اگر چه این تظاهرات در یک زمینه روانشناسی و یا یک فرم زود هنگام ازبیماریه که خیلی شفاف نیست.
تحقیقات اخیر نشان می دهد که تغییرات فیزیکی همراه است با تغییرات در روان و ذهن.
وضعیت های بالینی بمانند سکته، حمله قلبی، سرطان، اختلالات هورمونی و پارکینسون می توانند علت بیماری افسردگی باشند و شخص را بیمار و بی احساس و بی میل در رفع نیازهای فیزیکی سازند، طولانی شدن این اختلال می تواند وضعیت وحیمی را بوجود بیاورد و ارتباطات را دچار مشکل سازد و مسائل مالی بوجود آورد. و یا هر عامل استرس زایی می تواند ماشه افسردگی را بکشد. خیلی از اوقات ترکیبی از مسائل ژنتیک، مسائل روانشناسی و فاکتورهای محیطی می تواند به یک حمله افسردگی منجر شود. اپی زود های بعدی با افسردگی خفیف تر و یا حتی بدون آن ایجاد می شود.

افسردگی در زنان

زنان دو برابر بیشتر از مردان مبتلا به افسردگی می شوند. بسیاری از فاکتورهای هورمونی در افزایش میزان افسردگی در زنان مشارکت دارند بخصوص تغییرات قاعدگی، حاملگی، سقط، مرحله پس از زایمان، دوره پیش از یائسگی و یائسگی. زنان با استرس های بیشتری روبرو می شوند مسئولیت در قبال کار و امور خانه، تک والدی بودن و مراقبت از فرزندان و والدین پیر.
یک مطالعه توسط ان آی نشان می دهد در مورد سندرم شدید پیش قاعدگی، زنانی که سابقه این سندرم را داشتند احساس آرامش می کنند هنگامی که هورمون های جنسی آنها سرکوب می شه. مدت کوتاهی بعد که هورمون ها دوباره ایجاد می شه علادم این سندرم آشکار می شه. زنان بدون این سندرم گزارشی از تاثیر دستکاری هورمون ها نیست.
بسیاری از خانوم ها بعد از تولد یک فرزند آسیب پذیر می شوند. این هورمون و آسیب پذیری اضافه می شود با مسئولیت در باره یک زندگی جدید. و این ها می توانند فاکتورهای ایجاد افسردگی پس از زایمان باشند.
یک حالت گرفتگی در میان مادرها شایع است ولی افسردگی ایجاد شده بیماری است که بایستی در آن مداخله کرد.
درمان بایستی توسط پزشک سیمپات و پشتیبانی عاطفی همران صورت بگیرد تا مادر از بودن در کنار فرزندش لذت ببرد.

افسردگی در مردان

اگر چه مردان در مقایسه با زنان کمتر دچار افسردگی می شوند، اما در حال حاضر در آمریکا 6 میلیون مرد دچار افسردگی هستندو مردان کمتر قبول می کنند که افسرده شده اند و بر همین اساس پزشک ها هم کمتر به افسردگی یک مرد ظنین می شوندو این در حالی است که خودکشی مردان 4 برابر زنان استو اگرچه زنان بیشتر مبادرت به این کار می کنندو واقعیت این است که میزان خودکشی مردان بعد از هفتاد سالگی افزایش پیدا کرده و در 85 به پیک می رسد.
تاثیر افسردگی بر روی جسم مردان متفاوت از زنان است. یک مطالعه نشان می دهد اگرچه افسردگی بر روی عروق قلب زن و مرد تاثیر می گذارد اما میزان مرگ مردان بالاتر است.
افسردگی مردان غالبا درپشت نقاب استفاده از الکل، داروها و عادت های پذرفته شده اجتماعی نظیر کار زیاد و متمادی قرار می گیرد. افسردگی در مردان کمتر با نا امیدی، بی کسی همراه است بلکه خودش را با بی قراری، خشم و دلسردی نشان می دهد. از اینرو تشخیص افسردگی در مردان مشکل است. حتی اگر مردی تشخیص دهد که افسرده است در مقایسه با زن کمتر بدنبال کمک می رود. البته تشویق و پشتیبانی خانواده می تواند وضعیت متفاوتی را رقم بزند. آموزش ها در محیط کار به مردها نشان می دهد که افسردگی بیماری است که نیاز به درمان دارد.

افسردگی در افراد مسن

این باور که افسردگی در سن بالا طبیعی است غلط است. بسیاری از افراد مسن از زندگی خود رضایت دارند. بعضی اوقات که افسردگی گسترش می یابد آن ممکن است بعنوان بخشی از پیری شناخته شود.
افسردگی در افراد مسنی که تشخیص داده نشده و یا درمان نشده باشد می تواند خانواده را از اشخاصی پر ثمر محروم سازد.
زمانی که افراد به پزشک مراجعه می کنند علائم جسمانی شرح داده می شود و افراد اجتناب می ورزند از صحبت کردن راجع به نومیدی، غمگینی و از دست دادن علاقه به فعالیت های نرمال زندگی و یا احساس سوگ طول کشنده.
تشخیص چگونگی علائم در سنین پیری معمولا میس می شود. بسیاری از افراد مرتبط تشخیص و درمان افسردگی زمینه ای را یاد می گیرند. آنها عوارض داروهای جسمانی راکه منجر به علائم افسردگی می شود را یاد می گیرند. دارو درمانی و روان درمانی می تواند به بازگشت این بیماران از افسردگی به زندگی شاد کمک کند.
اگر تشخیص افسردگی داده شود درمان دارویی به همران روان درمانی کوتاه مدت روز به روز می تواند افسردگی های خفیف تا متوسط رو درمان کند. روان درمانی همچنین در بیمارانی که نمی تونند دارو بگیرند استفاده می شود.
اصلاح تشخیص و درمان در سال های پایانی افراد می تواند لذت بخش و پر ثمر باشد هم برای افراد مسن و هم خانواده ها و هم کسانی که نقش مواظبت کننده را دارند.

افسردگی در بچه ها

در دو دهه گذشته وضعیت افسردگی در کودکان وخیم بوده است. افسردگی در کودکان کم سال به صورت بیماری، نرفتن به مدرسه، چسبیدن به مادر و یا نگرانی برای مرگ والدین بروز می کند. در کودکان با سن بالاتر با ترشرویی، مشکل داشتن در مدرسه، منفی بودن، بد خلقی و احساس نفهمیدن خود را نشان می دهد. با توجه به اینکه رفتار طبیعی در بچه ها گوناگونی زیادی دارد تشخیص رفتار طبیعی از افسردگی مشکل است. بعضی اوقات که والدین اظهار نگرانی می کنند از تغییر رفتار کودکشان و یا معلم متوجه عدم توجه دانش آموز می شود، این کودک می تواند توسط متخصص اطفال ویزیت شده و در صورت لزوم برای تشخیص و درمان به روانپزشک متخصص در روانپزشکی کودکان سپرده شود.

تشخیص و درمان

اولین قدم برای درمان مناسب افسردگی معاینه فیزیکی توسط پزشک است. بعضی از داروها و وضعیت هایی همچون بیماری های ویروسی می تواند علت علائم افسردگی باشد. پزشکان باید احتمالات مختلف را با توجه به معاینه و شرح حال و بررسی آزمایشگاهی بررسی کنند. اگر علت جسمانی رد شد بایستی مسائل روانشناختی درنظر گرفته شود و این کار می تواند توسط پزشک، یا ارجاع به روانشناس یا روانپزشک صورت گیرد. بررسی درست تشخیصی شامل یک تاریخچه کامل علائم است.
بیماری چه وقت شروع شده؟
چطور ادامه پیدا کرده؟
چگونه شدید شده؟
قبل از شروع این بیماری، بیمار چگونه بوده؟
آیا تا بحال درمان گرفته؟
چه درمانی موفق بوده؟
آیا بیمار از الکل و یا سایر مخدرها و داروها استفاده می کند؟
آیا بیمار فکرهایی در مورد مرگ یا خودکشی دارد؟
آیا از خانواده بیمار کسی دچار بیماری افسردگی بوده؟
اگر این فرد درمان شده، چه درمانی گرفته و این درمان تا چه حد موفق بوده؟
نهایتا اینکه بایستی وضعیت ذهنی معاینه شود به منظور تشخیص و تعیین الگوهای فکری و صحبت کردن
و یا وضعیت حافظه که بعضی اوقات در موارد افسردگی و یا دو قطبی اتفاق می افتد.

درمان

درمان بر اساس شرح حال اتخاذ می شود. طیف وسیعی از ضد افسردگی ها و روان درمانی ها در درمان بیماری افسردگی مورد استفاده قرار می گیرد. بعضی افراد با افسردگی خفیف ممکن است به روان درمانی فقط نیاز داشته باشند. افرادی که از افسردگی متوسط و شدید رنج می برند اغلب اوقات به ضد افسردگی ها پاسخ مثبت می دهند.
بهترین نتیجه زمانی حاصل می شود که از درمان توامان استفاده کنیم: دارو برای از بین بردن سریع علامت ها و روان درمانی برای یادگیری راه های مقابله صحیح افراد با مشکلات زندگی که در برگیرنده استرس می باشد. با توجه به تشخیص و شدت علائم درمانگر از داروها و روان درمانی استفاده می کند.

شوک درمانی برای کسانی استفاده می شود که شدت افسردگی شان بالا است و یا در معرض خطر هستند و یا اینکه از داروهای ضد افسردگی نمی توانند استفاده کنند. شوک درمانی در کسانی موثر است که داروهای ضد افسردگی تاثیری بر روی کاهش و از بین رفتن علائمشان نداشته است. در سال های اخیر شوک درمانی به میزان زیادی اصلاح شده است. قبل از انجام کار عضلات شل شده و این کار تحت بیهوشی کوتاهی انجام می شود. الکترودها در نقاطی از سر تعبیه می شود برای انتقال امواج الکتریکی. تحریکات یک تشنج کوتاه در مغز ایجاد می کند. شخص زمانی این تحریکات مغزی را دریافت می کند که هشیاری ندارد. فوائد درمانی زمانی حاصل می شود که چندین جلسه شخص شوک دریافت کند، سه بار در هفته مناسب است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

هنگامی می‌گوییم فردی به بیماری  افسردگی مبتلا می‌شود، که علائمی مانند آنچه در پایین به آنها اشاره خواهد شد، را تقریبا در هر روز، در تمام طول روز، برای دو هفته یا بیشتر داشته باشد.

اگر شما افسرده‌اید، ممکن است سر درد، درد‌های مبهم یا حاد یا مشکلات گوارشی و  جنسی داشته باشید. افراد سالمندتر مبتلا به افسردگی ممکن است احساس سردرگمی  یا مشکلاتی در تفهیم خواسته های ساده خود داشته باشند.

علائم افسردگی

از جمله علائم بیماری افسردگی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • داشتن احساس غم واندوه،ناامیدی و گریه‌های مکرر.
  • از دست دادن علاقه یا خوشایند بودن چیزهایی که ازآن لذت می‌برید(شامل مسائل جنسی)
  • احساس گناه، درماندگی یا بی ارزشی
  • به مرگ فکر کردن یا خودکشی.
  • خواب بیش از حد، یا مشکل در به خواب رفتن.
  • از دست دادن اشتها و کاهش یا افزایش وزن به طور ناخواسته.
  • احساس خستگی زیاد در تمام مدت.
  • اشکال در تمرکز و تصمیم گیری.
  • داشتن دردهای مبهم یا حاد و بهتر نشدن آنها با درمان‌های معمول.
  • احساس بی‌قراری، عصبانیت و دلخوری زود هنگام.

علت افسردگی چیست؟

 به نظر می‌رسد که افسردگی  علاوه بر دلایل ارثی، به تغییرات مواد شیمیایی در مغز مربوط باشد که ارتباط بین سلولهای عصبی را با یکدیگر دچار اشکال می‌کند.

افسردگی می‌تواند با دغدغه‌ها و رویدادهای زندگی شما ارتباط داشته باشد، از قبیل مرگ کسی که دوستش دارید، طلاق یا از دست دادن کار.

 خوردن برخی از داروها، زیاده روی در مصرف داروها یا ابتلا به بیماریهای دیگر هم می‌تواند علت افسردگی باشد.

"دچار شدن به افسردگی به دلیل ضعف شخصیت، تنبلی یا بی‌ارادگی نیست."

افسردگی چطور تشخیص داده می‌شود؟

اگر شما علائم فوق را دارید، حتما به پزشک مراجعه کنید، قطعا می‌توانید از او کمک بگیرید. از پزشک خود انتظار نداشته باشید که فقط با نگاه کردن به شما به افسردگی شما پی ببرد.

 هرچه سریعتر درمان شما پیگیری شود، زودتر از افسردگی بهبود خواهید یافت.

اولین بار که شما در مورد احساس خود با پزشک سخن می‌گویید، ممکن است او  از شما سوالاتی درباره نشانه‌های آن، سلامت شما، وسابقه مشکلات سلامت در خانواده‌تان بپرسد. همچنین پزشک ممکن است شما را مورد معاینه جسمی قرار دهد یا آزمایش‌های دیگری را برای شما درخواست کند.

 درمان افسردگی چگونه است؟

افسردگی را می‌توان هم با دارو، و هم با مشاوره یا هر دو درمان کرد.

داروهای ضدافسردگی: داروهای بسیاری را می‌توان برای درمان  افسردگی مورد استفاده قرار داد.

این داروها "ضد افسردگی" (antidepressant) نامیده می‌شوند. آنها عدم تعادل شیمیایی در مغز را که باعث افسردگی می‌شود، اصلاح می‌کنند.

 تاثیرداروهاثی ضد افسردگی‌ بر هر فردی متفاوت است. بنابراین حتی اگر یک دارو  بر بیماری شما تاثیری نداشته باشد، ممکن است داروی ضدافسردگی دیگر بر شما موثر باشد.

 ممکن است یک هفته بعد از شروع مصرف داروها  بهبودی را احساس کنید. اما  احتمالا تاثیرات کامل دارو  را تا  8 تا 12 هفته بعد از شروع مصرف آن نخواهید دید.
 در هفته اول مصرف دارو ممکن است عوارض جانبی آن در شما ظاهر شود. اما میزان این عوارض جانی بعد از هفته دوم مصرف دارو به شدت کاهش می‌یابد. 

تا کی به دارو نیاز خواهم داشت؟

مدت زمان نیازتان به مصرف دارو به میزان افسردگی شما بستگی دارد. ممکن است دکتر از شما بخواهد داروها را برای 4تا 6 ماه یا بیشتر مصرف کنید.

شما نیاز دارید به مدت زمان کافی دارو مصرف کنید تا احتمال عود افسردگی شما کاهش پیدا کند. در این زمینه حتما با پزشک خود مشورت کنید.

روان درمانی چیست؟

در روان درمانی ممکن است شما با یک پزشک خانوادگی، یک روانپزشک یا روان‌درمانگر درباره شرایط زندگی‌تان صحبت کنید.

ممکن است موضوع بحث شما با این درمان‌گران در مورد افکار و عقاید یا روابط خانوادگی‌تان  باشد. یا ممکن است بر رفتاری‌های‌تان متمرکز شوید، و اینکه این رفتارها چگونه بر زندگی شما اثر می‌گذارد و چگونه می توانید آنها را تغییر دهید.

معمولا روان‌درمانی برای مدت معینی مثلا بین  8 تا20  جلسه انجام می‌شود.

آیا لازم است بستری شوم؟

معمولا با مراجعه به پزشک می‌توانید افسردگی را درمان کنید. اگر شما عارضه پزشکی دیگری دارید بر روی درمان تاثیر دارد، یا اگر خطر خودکشی در شما بالا باشد نیاز به درمان در بیمارستان دارید.

کی افسردگی به پایان می‌رسد؟

درمان افسردگی ممکن است برای هفته‌ها، ماه‌ها، یا حتی سال‌ها به طول انجامد.

خطر اصلی درمان نکردن افسردگی، خودکشی است. معمولا درمان افسردگی در مدت  8 تا 12 هفته یا کمتر باعث بهبودی شما می‌شود.

گذر  از  افسردگی

برای گذر از یک دوره افسردگی به این نکات توجه داشته باشید:

  • تند نروید، از خودتان انتظار زیاد  نداشته باشید. هر کاری را به صورت طبیعی انجام دهید. برنامه‌ای واقع گرایانه تنظیم کنید.
  • به افکارمنفی که ممکن است در شما وجود داشته باشد،‌ اعتنا نکنید. افکاری از قبیل مقصر دانستن خود یا انتظارات غلط. این فکر بخشی از افسردگی است. اینها افکاریست که افسردگی شما را تشدید می‌کند.
  • خودرا با فعالیت‌هایی در گیر کنید  که حس خوبی در شما ایجاد می‌کند یا احساس موفقیت را در شما به وجود می‌آورد.
  • زمانی که افسرده‌اید تصمیم‌گیری‌های عمده درباره زندگی خود دوری کنید، اگر ضروری است که تصمیم بزرگی بگیرید از کسی که به او اعتماد دارید کمک بخواهید.
  •  اجتناب از مواد روانگردان غیرمجاز. این مواد سبب افسردگی شدید می‌شوند و تداخل‌های خطرناکی با داروی ضد افسردگی تجویزشده برای شما دارند.
  •  به نظر می‌رسد که فعالیت جسمی باعث بروز واکنش‌های شیمیایی در بدن می‌شود که ممکن است وضع روانی شما بهبود یابد.
  • ورزش کردن 4تا6 بار در هفته، هر بار حدود 30 دقیقه، هدف خوبی است.اما کمترین فعالیت جسمی هم می‌تواند مفید باشد.
  • امیدواری خود را حفظ کنید. برطرف‌شدن کامل افسردگی شما نیاز به گذر زمان خواهد داشت.

خودکشی
 
افرادی که افسردگی دارند بعضی وقت‌ها به فکر خودکشی می‌افتند.

این فکر بخشی از افسردگی است.اگر شما به آزار رساندن خود فکر می‌کنید، به پزشک خود، دوستانتان، خانواده خود یا به مراکز محلی مشاوره مقابله با خودکشی، مراجعه کنید.

فورا درخواست کمک کنید. خبر خوش این است که پزشکان می‌توانند به شما کمک کنند و افسردگی شما قابل درمان است.

چرا باید افسردگی را درمان کرد؟

  • درمان زودرس  کمک  می‌کند از بدتر شدن افسردگی یا مزمن و مداوم‌شدن آن جلوگیری شود.
  •  فکر کردن به خودکشی در بین افراد افسرده رایج است. اگر شما برای افسردگی‌تان درمان دریافت نکنید، خطر خودکشی افزایش پیدا می‌کند. درمان موفقیت‌آمیز افسردگی، ‌افکار خودکشی را برطرف خواهد کرد.
  •  درمان می‌تواند به بازگشت شما به حالت طبیعی و لذت بردن از زندگی کمک کند.
  • درمان می‌تواند به جلوگیری از بازگشت افسردگی کمک کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦

 

موفق به کشف ‌٩ نشانه افسردگی شده‌اند، این یافته کمک فراوانی به بیماران برای آگاهی از وجود این بیماری در خود می‌کند.
نوشته شده است:
این نشانه‌ها عبارتند از:

 

١- احساس ناراحتی و انزجار
‌٢- کاهش علاقه به هر گونه فعالیت فیزیک
‌٣- کاهش یا افزایش بی‌مورد اشتها
‌۴- تغییر زمان خواب و کاهش یا افزایش آن
‌۵- احساس خستگی و رخوت
‌۶- احساس بی‌ارزش بودن
‌٧- احساس گناه
‌٨- کاهش تمرکز
‌٩- بی‌علاقگی به استحمام.

 

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٧/٢٦