اگر چه اغلب ما برخی اوقات به دلهره و ترس دچار می شویم اما برخی افراد نمی توانند ترس و دلهره خود را کنترل نمایند. امروزه سخنرانی عمومی رایجترین نوع حمله ناشی از دلهره میباشد (شاید به این دلیل که بیشتر پیش می آید مردم بخواهند مقابل عده زیادی صحبت کنند). اما این نگرانی ها می توانند متغیر باشند از صحبت با جنس مخالف گرفته تا اینکه بخواهید در رانندگی به طور ناگهانی بپیچید. به نظر می رسد با پیشرفت اجتماعی این مسئله نیز حادتر شود چرا که در این صورت حمله ناشی از دلهره  و حمله ناشی از ترس بیشتر خواهد بود. زمانی که یک حمله را تجربه می کنید علاوه بر اینکه اعتماد بنفس خود را از دست می دهید ، زندگی شما نیز تحت تاثیر قرار می گیرد. حقایق جالب توجهی در مورد حمله ناشی از دلهره وجود دارد که در زیر آورده شده است:


 بیست تا سی میلیون نفر در آمریکا دچار چنین اختلالاتی می باشند.
 حمله ناشی از ترس شصت میلیون آمریکائی را تحت تاثیر قرار داده است.
اختلالات ناشی از دلهره منجر به غیبت زیاد و پائین آمدن بازده کاری می شود.
 زنان نسبت به مردان بیشتر تحت تاثیر حمله ناشی از دلهره قرار گرفته اند.
 ضرر اقتصادی حمله ناشی از دلهره در هر سال نزدیک به 42 بیلیون دلار می باشد.
 بر طبق برآوردهای موسسه حمله ناشی از دلهره آمریکا پسران جوان و فقیر شانس بیشتری برای بهبودی در حمله ناشی از دلهره دارند.
 ممکن است افراد مضطرب شانس بیشتری برای بهبودی در حمله ناشی از ترس و اختلالات ناشی از دلهره داشته باشندعلل حمله ناشی از دلهره


سه نظریه وجود دارد که دلایل حمله ناشی از دلهره را توضیح می دهد.



دلایل زیستی

قسمت عمده ای از ترس انسانها به ژن آنان بر می گردد. در زمانهای بسیار دور، بزرگترین، قوی ترین، مهم ترین و با جرات ترین مردان هرگز پیشرفت نمی کردند. برخی اوقات ترس و پا به فرار گذاشتن هم می تواند چیز خوبی باشد خصوصا زمانی که یک ببر تیز دندان به دنبال شما باشد.

گفته شده یکی از باورهای جنبه زیستی اینست که ترسیدن از یک عنکبوت و یا ترس از قدم زدن مقابل یک جمعیت انبوه تنها راه طبیعی برای اینست که مطمئن شویم هیچ اتفاق بدی برای ما روی نمی دهد. یکی از عقاید دیگر اینست که ممکن است برخی افراد نا هماهنگی شیمیائی در مغزشان داشته باشند، که منجر به ترس غیر طبیعی می شود.  



علل رفتاری

رفتار شناسان بر این باورند که برخی از بخشهای رفتاری به ما می آموزند در مواقع خاص چگونه عمل کنیم. به عنوان مثال به نظر می رسد دختران کوچک در سنین کم از پسران جوان می ترسند چرا که پسران دوست دارند که دختران را در این سن اذیت کنند. تاثیرات این رفتار می تواند تا بزرگسالی هم ادامه داشته باشد، و به همین خاطر است که برخی رفتارشناسان این قضیه را تائید می نماید که زنان نمی توانند همراه مردان در هیئت محکمه شرکت کنند.



 علل فکری و روانی

فرضیه فکری روانی بر این باور است که برخی ترسها ریشه در بدرفتاری هائی دارد که در دوران کودکی با کودک صورت گرفته است. چنین ترسهائی در صورتی از بین می روند که در زمان های بعدی درمان و برطرف شوند.





آیا مبتلا به حمله ناشی از دلهره هستید

دانستن اینکه این بیماری دارای چه علائمی است، مانع می شود که برخی اوقات خجالت زده شوید. اگر احساستان زیاد بد نیست طوری که این حمله را احساس کنید، دیگر علائم فیزیکی می تواند شما را گوش به زنگ ایجاد اختلالات ناشی از دلهره  و همچنین متوجه پریشانی و استرستان کند. برخی از علائم اختلالات ناشی از دلهره در اینجا آورده شده است:

 تپش قلب
نفس نفس زدن زیاد
سوء هاضمه
لمس بی اختیار کف دستها و صورت
حساسیت به نور و صدا
عرق زیاد
لرزش
اسهال



درمان

اغلب درمانهای مربوطه ساده اند و نیازی به درمان حرفه ای ندارند. در اینجا چندین راه درمان برای افراد مبتلا آورده شده است:

قبل از بروز شک فکر خود را مشغول نکنید

حمله ناشی از دلهره می تواند بدلیل ترس از ابتلا به حمله ناشی شود. برخی اوقات که شخص تشخیص می دهد یک موقعیت خاص منجر به یک حمله می شود، خود این فکر می تواند تشدید کننده باشد. این حالت می تواند منجر به بروز رفتارهای عجیب و غریب و با مزه شود، اما از طرفی هم ممکن است منجر به اختلالات بیشتری گردد. بیماری انزوا طلبی، ناشی از بدبینی های بیش از حد نسبت به آینده باشد.


فکر کردن هنگام بروز حمله

هنگامی که حمله روی می دهد افراد متوجه افکار و اعمال خود نیستند. یک شخص باید بداند که هنگام حمله احساس ها به خوبی عمل می کنند. این مورد باعث می شود که فرد حمله را توجیه کرده و دیگر برایش اهمیت زیادی نداشته باشد. از دید یک شخص ثالث به این شرایط نگاه کرده و شرایط موجود را تجزیه تحلیل کنید و تاثیرات را کاهش دهید.


نفس عمیق کشیدن

نفس عمیق کشیدن یکی از راههای اساسی برای مقابله با دلهره و تشویش می باشد. شخص مبتلا باید بداند که هنگام بروز حمله چگونه نفس بکشد. هنگام بروز حمله نفس عمیق بکشید و روی هر استنشاق تمرکز کنید. این کار باعث می شود که کم کم از حالت ایجاد شده فاصله بگیرید.



از دارو در دراز مدت استفاده نکنید

بسیاری از داروها باعث ایجاد این حمله می شوند، و هیچ اثری هم ندارند. علاوه بر این برخی از دارو ها اعتیاد آور هستند. اختلالات ناشی از دلهره هیچ گاه از طریق شرایط پزشکی ایجاد نمی شوند. بنابراین سعی کنید از طریق روحی به خودتان کمک کنید تا اینکه بخواهید مشکلتان را از طریق دارو حل کنید.



شما تنها نیستید

ترس و وحشت قسمتی از زندگی ما می باشد، پس هنگامی که دچار ترس می شوید مسئله را بزرگ جلوه ندهید و از آن نترسید (تنهائی خود یکی از مسائلی است که ایجاد حمله می کند). سعی نکنید با استفاده از دارو حمله ناشی از نگرانی و ترس را درمان کنید. با دانستن اینکه چه چیزی باعث فعال شدن آنان در شما می شود، فرصت خوبی برای شناخت خودتان به دست می آورید. بنابراین می توان گفت حمله ناشی از دلهره آنقدرها هم بد نیست.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢

 

حمله هراس

در این اختلال فرد به یکباره علائم اضطراب مثل تپش شدید قلب ، تنفس نامنظم   احساس خفگی ، لرزش ، عرق و نگرانی شدید در یک لحظه آنی تجربه می‌کند. این علائم به یکباره شروع می‌شوند و فرد به قدری دچار ترس و دلهره می‌شود که احساس می‌کند در حال مردن است. این حالت در یک لحظه شروع می‌شود و مدت زمان محدودی ادامه می‌یابد و بعد دوباره فرد به حالت عادی خود برمی‌گردد.

فوبی یا ترسهای خاص

در این دسته از اختلالات فرد از یک چیز یا موقعیت خاص ترس دارد. و تنها در مواجهه با آن چیز یا موقعیت دچار ترس می‌شود. مثل کسی که از حیوان مثل عنکبوت یا گربه و ... می‌ترسد و علائم شدید اضطرابی را در مواجهه با آنها از خود نشان می‌دهد. برخی از این افراد حتی از دیدن تصاویر مربوط به چیزی که می‌ترسند، دچار اضطراب می‌شوند. برخی دیگر از افراد از مکانهای خاص دچار اضطراب می‌شوند مثلا وقتی در خیابان قرار می‌گیرند، یا در آسانسور یا در مکانهای مرتفع. یک بیمار از اینکه از پله‌ها بالا یا پایین برود دچار علائم شدید اضطرابی می‌شد و به هیچ وجه حاضر نبود به مکانهایی وارد شود که مستلزم بالا رفتن یا پایین رفتن از پله‌ها بود.

برخی افراد از حضور در جمع دچار ترس و اضطراب می‌شوند. این افراد از این که در مقابل جمع قرار گیرند، صحبت کنند و یا هر دیگری دچار ترس و دلهره می‌شوند. این مشکل معمولا رایج است و در میان اقشاری شناخته می‌شود که به نحوی نیاز به قرار گرفتن در جمع پیدا می‌کنند مثل دانش آموزان و دانشجویان برای ارائه کنفرانس. یک بیمار مبتلا به این نوع ترس حاضر نبود در کلاس درس حاضر شود. باز کردن در و وارد شدن داخل کلاس برای او شدیدا اضطراب‌آور بود، بطوری که در شرف ترک تحصیل بود.

اختلال اضطراب فراگیر

این نوع از اختلالات با علائم اضطراب که در طول روز وجود دارند مشخص می‌شوند. یعنی تجربه علائم اضطراب مجدد به زمان و یا شرایط معین نیست و معمولا فرد از تجربه علائم اضطراب در زمانهای مختلف رنج می‌برد.

علت شناسی اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی دلایل مختلف فردی ، جسمانی ، روانی ، خانوادگی و ... می‌توانند داشته باشند. بنابراین یک علت مشخص واحدی برای تمام افراد شناخته می‌شود. علت بروز این اضطرابها معمولا در جریان مشاوره و  روان درمانی شناخته می‌شوند و مورد بررسی قرار می‌گیرند. برخی اوقات علائم اضطرابی در نتیجه مشکلات و بیماریهای جسمانی مثل گواتر کم خونی  و یا مصرف داروهای خاص بوجود می‌آید که معمولا در جریان درمان مورد توجه قرار می‌گیرد.

درمان اختلالات اضطرابی

معمولا در درمان اختلالات اضطرابی از دارو درمانی و انواع روان درمانی استفاده می‌شود. با توجه به این که در هر یک از اختلالات تاکید بیشتری روی دارو درمانی ، روان درمانی یا هر دو می‌شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٦:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢

 

اضطراب" از جمله اختلالات روحی روانی است که به دلیل شیوع و گسترش آن در اشکال مختلف میان همه سنین، با عنوان "بیماری قرن" شناخته شده است.
دلهره و اضطراب آن چیزس که هر روزه در روابط کاری، اجتماعی، تحصیلی و حتی در زندگی خانوادگی در ارتباط با موضوعات متفاوت تجربه می‌کنیم، به عقیده روانشناسان لازمه زندگی و باعث تلاش و تکاپو در امور روزمره انسان است.
بر همین اساس روانشناسان می‌گویند وجود استرس نشانه وجود فهم و شعور است و هر موجودی که "فکر" داشته باشد با استرس و اضطراب نیز آشنا است زیرا وجود اضطراب زیانی برای انسان ندارد بلکه این ترس از آینده و خطرهای قریب‌الوقوع است که مشکلاتی را به همراه دارد.
اما در این میان نبود شناخت از شرایط و فقدان اعتماد به نفس کافی برای افراد در مدیریت، مشکلات و مسایل مختلف در اغلب موارد منجر به بروز اضطراب به شکل و شمایلی می‌شود که خواب و آرامش را از انسان ربوده و همچون آفتی سلامت روانی و حتی جسمی را تهدید می‌کند.
در چارچوب تعاریف روانپزشکی: اضطراب حالتها و فشارهای روحی و روانی است که انسان را دچار سردرگمی می‌کند و به نوعی احساس نگرانی او را بالا می‌برد.
به گفته آنان فرد مضطرب بی‌دلیل و بی‌اراده اسیر تخیلاتی است که از ترس و تشویش ذهنی او نشاء‌ت گرفته است.
بیماریهایی از جمله استرس، وسواس، اضطراب و انواع دیگر، فشارهای ناشی از عدم سلامت روح در انسان و بزرگنمایی مشکلات در ذهن فرد است. 
"اضطراب" مادر و پایه پیدایش دیگر بیماریهای روحی روانی و یکی از شایعترین بیماریهایی است که آثار فراوانی بر فرد و زندگی روزمره او بر جا می‌گذارد. 
ضعیف شدن قدرت تطابق فرد با محیط از جمله آثار اضطراب است و تحمل فرد را در برابر استرسهای وارده به شدت کاهش می‌دهد. 
از جمله آثار عمومی اضطراب می‌توان به بی‌قراری، نگرانی، بدخوابی و مشکلات جسمی مانند اختلال در عملکرد دستگاه گوارش و دستگاه تنفسی اشاره کرد. 
تفکرات و تخیلات متعدد بر سلامت روح و آرامش فرد تاثیر می‌گذارند و موجب بی‌خوابی، بی‌اشتهایی و فقدان تمایل به انجام امور روزمره در وی می‌شود.
: همه این موارد در نهایت بر سلامت جسمی و نحوه عملکرد ارگانهای زیستی فرد اثر منفی دارد. 
تقریبا همه بیماریهای روحی زمینه بروز بیماریهای جسمی از جمله بیماریهای قلبی، عروقی را فراهم می‌کنند، طبق آمارها علت بیش از ‪ ۷۰‬درصد بیماریهای قلبی عروقی در ایران استرس و اضطراب شناخته شده است. 
شناسایی و درمان هرچه سریعتر بیماریهایی از جمله استرس، اضطراب و افسردگی موجب جلوگیری از پیشروی بیکاری و تنهایی در فرد و بروز عواقب جبران ناپذیر می‌شود. 
آگاهی از مهارتهایی که با نام "مهارتهای زندگی" مشهورند در جهت چگونگی مقابله با اضطراب و استرس وارده از جانب محیط بر فرد، بسیار کار ساز می‌باشد لذا آموختن آنها برای هر فرد و در هر سن لازم است.
"اضطراب" را دارای تعاریف متفاوتی دانست و  نخستین تعریفی که از این واژه در محدوده اختلالات روانشناسی قرار گرفت "احساس نگرانی در مورد یک خطر قریب‌الوقوع" بود.
: این خطر برای فرد به دو صورت شناخته شده در قالب دلهره و تشویش و به صورت نگرانی در مورد یک خطر ناشناخته که آن را اضطراب می‌نامند وجود دارد.
: در زمینه اضطرابهای بیمارگونه دو نوع اضطراب به نامهای "اضطراب نرمال" و "اضطراب پاتولوژیک" قابل اشاره است.
اگر اضطراب یک محدوده نرمال داشته باشد به شکل دلهره است و در دو حالت جسمانی و ذهنی امکان بروز می‌یابد، در حالت جسمانی دلهره و اضطراب همراه با علایمی مانند تعریق و تپش قلب و سردی در انتهای اندامها نمایان می‌شود.
: اگر فرد در اضطراب تنها با حالات ذهنی دلهره مواجه باشد یعنی فقط یک نگرانی فکری در مورد یک مساله ناشناخته داشته باشد، دیگر این حالت اضطراب نامیده نمی‌شود بلکه تنها یک احساس نگرانی و دلهره است. 
اضطراب اگر از نظر شدت و مدت زمان با واقعه‌ای که شخص منتظر آن است هماهنگی و همخوانی داشته باشد "اضطراب معمولی" تلقی می‌شود.
: این نوع از اضطراب برانگیزاننده است و فرد را برای رویارویی با شرایط آماده می‌کند. 
غیر از این حالت را "اضطراب پاتولوژیک" می‌نامند و مرز میان این دو نوع اضطراب را می‌توان با اعتمادبه‌نفس از یکدیگر مشخص کرد.
: شدیدترین نوع اضطراب "اختلالات پانیک" است که با نام "اختلال هراس" هم شناخته می‌شود. 
در این چارچوب فرد حمله‌ها و دردهایی را دارد که کوتاه و به شکل حاد و بدون پیش زمینه است و عموما ‪ ۲۰‬تا ‪ ۳۰‬دقیقه بیشتر طول نمی‌کشد و شدت آن به اندازه‌ای است که احساس مرگ به فرد دست می‌دهد و پس از مدتی فروکش می‌کند.
: در فواصل بین حمله‌ها فرد نگران حمله‌های بعدی است و این مرحله است که با اختلال هراس شناخته می‌شود لذا فرد به مطب پزشکان عمومی و متخصصان قلب مراجعه می‌کند و کمتر کسی به این نکته توجه می‌کند که این وضعیت یک اختلال اضطرابی است و نیازمند مراجعه به روانپزشک هستند. 
از جمله اختلالات اضطرابی شایع ترسهای بیمارگونه یا "فوبیا" است، این اختلال نیز دارای دسته بندیهای متفاوتی از جمله فوبیای اختصاصی(ترس از تاریکی، بلندی و...) و "فوبیای اجتماعی" یا ترس از نحوه قضاوت جامعه از فرد و ترس حضور یا صحبت کردن در جمع است.
: اختلالات اضطرابی منحصر به سن خاصی نیست و امکان بروز اضطراب بیمارگونه از سنین کودکی تا سالمندی کاملا محتمل است اما نوع این اختلالات و دلایل بروز آنها کاملا متفاوت خواهد بود. 
مهمترین اختلال اضطرابی در دوران کودکی "اضطراب جدایی" است که ناشی از اختلافات شدید والدین و ترس از جدایی آنان و بی‌پناه ماندن کودک می‌باشد. 
در این سن بروز انواع اختلالات اضطرابی اعم از اختلالات فراگیر، وسواس، اجتماعی و فوبیا محتمل است لذا حد و مرز مشخصی برای آن نمی‌توان قایل شد. 
شیوع اختلالات اضطرابی در دوران سالمندی بیش از بالغین نیست اما در مقایسه با شیوع اختلالات اضطرابی، فوبیا و ترسهای بیمارگونه بیشتر در این سنین دیده می‌شود. 
اختلالات اضطرابی بیمارگونه همانند سایر اختلالات روانپزشکی که بر کیفیت زندگی تاثیر می گذارند بر روند زندگی و نحوه ارتباط فرد با دنیای خارج نیز به شدت اثر گذارند. 
لذت نبردن از زندگی و وضعیت موجود، گریزان شدن از ایجاد ارتباط با دیگر افراد جامعه به دلیل ترس از وقوع یک خطر قریب‌الوقوع و عدم اطمینان نسبت به محیط و سرخوردگی به دلیل از دست دادن تواناییهای قبل(که به دلیل درگیری و دلهره شدید ایجاد می‌شود) از جمله آثار بیماری استرس و اضطراب است. 
نکته مهم و نگران‌کننده در مواجه افراد با انواع اختلالات اضطرابی "خوددرمانی" توسط داروهای مختلف و آرام‌بخش است، استفاده از "بنزودیازپینها" که بدون نسخه در اختیار افراد گذاشته می‌شود از جمله اقدامات شایع برای درمان اختلالات اضطرابی و استرسی است. 
مصرف این داروها بدون نظر پزشک و به صورت خودسرانه مشکلات متعددی را برای فرد ایجاد می‌کند.
: مصرف مواد مخدر برای رسیدن به آرامش از جمله دیگر راههای درمان خودسرانه این اختلالات است که در درازمدت منجر به تشدید وخامت اختلال و ایجاد مانع و مشکل بر سر راه درمان بیماری توسط پزشک می‌شود. 
  روانپزشک در مواجهه با این بیماران برای درمان، با دو معضل اختلال اضطراب و وابستگی به مواد مخدر روبرو است که هر یک راه درمانی خاص خود را می‌طلبد ضمن اینکه مواد مخدر موجب ایجاد مقاومت بدن بیمار در برابر داروهای آرام‌بخش می‌شود. 
اگر اضطراب در حد اختلالات اضطرابی بارز باشد و شخص زمینه آن را از سالها قبل داشته و این روندی است که به صورت طولانی مدت و همراه با تغییرات سیستم اعصاب مرکزی ایجاد شده، درمان دارویی ضرورت دارد. 
در این موارد به دلیل قابل تحمل بودن وضعیت، بدون درمان دارویی و تنها با تغییراتی که در نگرش فرد و تعدیل و تنظیم این نگرشها از سوی روانپزشک ایجاد می‌شود، می‌توان فیزیولوژی بدن را برای مقابله با هورمونهای استرسزا آماده کنیم. 
: با درمانهای دارویی آسیب بیولوژیکی ترمیم و با درمان روانشناختی توصیه به ورزش و رژیم غذایی خاص که منجر به مقاومت بدن می‌شود، از عوامل ایجاد و تشدیدکننده اختلال جلوگیری می‌شود. 
موسیقی به دلیل هارمونی که دارد به نظم‌بخشی تواناییهای انسان کمک می‌کند  این هماهنگی را می‌توان به خوبی در طبیعت مشاهده کرد بنابراین نزدیک شدن به طبیعت هم احساس خوشایندی را بر سیستم مرکزی اعصاب القا می‌کند.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢

 

فوبی یا هراس از مدرسه یک اختلال کودکی است که در کودکان و والدین آنها ناراحتی قابل ملاحظه ای بوجود می آورد. امتناع از رفتن به مدرسه در 5 درصد از کلیه کودکانی که به مراکز تخصصی ارجاع می شوند و 1 درصد از کودکان در کل جمعیت گزارش شده است. نوجوانانی که از مدرسه رفتن پرهیز می کنند شدیدتر از کودکان آسیب می بینند و کمتر از آنها به درمان پاسخ می دهند. بزرگسالانی که در زمان کودکی یا نوجوانی از مدرسه رفتن خود داری کرده اند در معرض خطر مشکلات متنوعی از جمله فوبی از مکانهای باز، مشکلات شغلی و اختلال های شخصیت قرار دارند(سلیگمن 1997) . در واقع هراس از مدرسه به بی میلی شدید از رفتن به مدرسه گفته می شود. اضطراب شدید و عوارض جسمی مانند سرگیجه ، درد معده و تهوع کودک را در منزل نگه می دارد. والدینی که نگران سلامت کودک هستند غالباً رغبتی ندارند که برای رفتن کودک به مدرسه به زور متوسل شوند. این مشکل ممکن است با واکنش های والدین حتی تقویت نیز شود، نکته قابل توجه این است که گاهی اوقات علت فوبی مدرسه اضطراب جدایی است. در چنین شرایطی واژه فوبی مدرسه بسنده نخواهد بود، چون علت واقعی امتناع کردن از مدرسه ، خود مدرسه نیست بلکه در کانون خانواده نهفته است و آن جدا شدن از موضوع دلبستگی است. اما همیشه علت امتناع از مدرسه اضطراب جدایی نخواهد بود تحت شرایطی که علت ، مسائل دیگری به جز جدا شدن از کانون دلبستگی را شامل می شود، به نظر می رسد واژه فوبی مدرسه تا حدی بسنده باشد.در این جا باید متذکر شد که بین دو گونه متفاوت از امتناع کردن از مدرسه تمایز وجود دارد: یکی مدرسه گریزی و دیگری فوبی مدرسه. در نوع دوم هم کودک و هم مادر از اضطراب جدایی شدید رنج می برند.

             مدرسه یکی از عوامل فشار آور برای برخی از کودکان است. برای این عده از کودکان استرس مرتبط با تجربه های مدرسه غیر قابل تحمل می شود تا جایی که آنها از مدرسه رفتن امتناع می کنند. مدرسه باعث می شود که آنها احساس نمایند شکست خورده اند و نشانه های نیرومند اضطراب را تجربه نمایند. برخی دیگر نیز ممکن است بنا به دلایل دیگری مثل جاذبه های مثبت بیرون از مدرسه یا به خاطر کسب توجه والدین از مدرسه رفتن امتناع نمایند.  

 

قبلاً اینگونه تصور می شد که تمام کودکان به جز آنهایی که بیماری جسمانی دارند از مدرسه گریزان هستند. با این حال به نظر می رسد،در میان این مدرسه گریزها ، خرده گروه هایی وجود دارند که با مدرسه گریزهای واقعی که کودکان ضد اجتماعی و کم آموز هستند به طور قابل توجهی فرق دارند. این خرده گروهها،کودکانی هستند که پیشرفت قابل ملاحظه ای در مدرسه دارند. گفته می شود که آنها می خواهند به مدرسه برگردند، اما هر وقت که می خواهند به مدرسه بروند تمام نشانه های اضطراب در آنها آشکار می شود. برای مثال هر گاه موضوع مدرسه مطرح می شود آنها بارها نیاز به توالت رفتن پیدا می کنند و اغلب احساس کسالت کرده و به شدت عرق می کنند. برخلاف مدرسه گریزها که والدین آنها معمولاً از غیبت آنها در مدرسه خبر ندارند ، این کودکان در مدت غیبت های طولانی اشان در خانه می مانند و والدین آنها دقیقاً می دانند که آنها کجا هستند. 

 درمان

 

فرآیند درمان هم برای کودک و هم برای مادر او توصیه می شود و بهتر است که با درمان گران متفاوتی صورت پذیرد.در درمان انفرادی کودک ، به تدریج موضوعات مربوط به جدایی شناسایی و حل و فصل می شوند. مستحکم ترین روش های درمانی را طرح های رفتاری و شناختی- رفتاری تشکیل می دهند که هدفشان کمک به کودک برای کاستن از اضطراب و آموزش به والدین درباره نحوه افزایش رفتارهای سالم تر به کودک است. منبع اضطراب شناسایی می شود و به کودکان آموزش داده می شود که احساسات اضطراب انگیز خود را مهار کنند( برای مثال با استفاده از روش آرام سازی عضلانی یا الگو دهی و سر مشق دهی پاسخ های سالمتر در کودکان).هم چنین این کودکان با استفاده از یک جدول زمانی تدریجی و مشخص شده برای برگشتن به مدرسه ، حساسیت به محیط مدرسه را از دست می دهند. همگام با آن والدین می آموزند چارچوب های خاصی را برای تقویت رفتارهای سالم تر در کودک وضع نمایند. در نهایت ، برنامه درمانی باید با کارکنان مدرسه هماهنگ شود . هم چنین ممکن است کار با خانواده به منزله یک کلیت ، آنها را کمک کند تا بفهمند چگونه خانواده اضطراب جدایی را در کودک تقویت می کند و چگونه چنین تعاملی را می توان بهبود بخشید. در واقع درمان گران خانواده بر روی گونه های سیستم های خانوادگی بیماری زا که اضطراب جدایی را در کودک القاء و حفظ می نمایند متمرکز می باشند. در این رویکردها ، درمان ساختاری خانواده یک بخش ارزشمند از طرح درمانی است(مینوچین1974).

 

 

 

براى از بین بردن این اضطراب در کودکان چه باید کرد؟

 

قدم اول به عهده والدین است. پرهیز از وابسته کردن کودک به خود و عدم ایجاد تلقین‌هاى روحى مضر در کودکان زیر شش سال که ناشى از اضطراب جدا شدن از پدر و مادر است و ایجاد یک روحیه مستقل براى ایجاد آمادگى در کودک در مواجهه با کودکستان و مدرسه و... از اقدامات اولیه‌اى هستند که باید توسط والدین اجرا شوند. همچنین والدین نباید تجارب و بازخوردهاى منفى خود را به کودک انتقال دهند. در سنین ابتدایى از ترساندن بچه‌ها ، ایجاد رعب و وحشت از معلم ، تشبیهات (اگر بچه خوبى نباشى به معلمت مى‌گویم که تو را در کلاس حبس کند) خوددارى کنند.

خاطرات ، یادواره‌ها و تجارب مثبت ، شاد و جالب خود را با معلمان دوره ابتدایى با کودکان در میان بگذارند، از معلم‌ها با القاب خوب یاد کنند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین ، معلمان و جو مدرسه آشنا کنند و به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف ، آنها را تنبیه یا توبیخ نکنند. همچنین والدین نباید بچه‌ها را در دوران ابتدایى به خود وابسته کنند و براى جلوگیرى از انزواطلبى و دورى گزینى سعى کنند از معلمان در منزل استفاده نکنند و آنها را تا مى‌توانند در محیط‌هاى آموزشى و حضور در جمع قرار دهند
.

براى هر چه بیشتر کاهش ترس از مدرسه در کودکان باید سعى شود در هر مقطع از وجود کارشناسان روانشناسى و مشاوره بطور دائم در مدرسه ابتدایى و راهنمایى استفاده شود. مشاور با ایجاد روابط عاطفى پایدار مى‌تواند کودکان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده کند و شیوه برخورد با مسائل و مشکلات عاطفى و آموزشى را به آنها بیاموزد و در آخر این که ایجاد یک محیط آموزشى سالم و شاد نیز از دیگر عوامل ایجاد اشتیاق به مدرسه رفتن در کودکان است.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢

 

فرض کنید تازه به آسانسور وارد شده اید  که ناگهان قلبتان تند می زند و قفسه ی سینه تان درد می گیرد، خیس عرق سرد می شوید و حس می کنید که گویی آسانسور در حال  سقوط است . یا  فرض کنید از خواربار فروشی در آمده و با ماشینتان حرکت می کنید که ناگهان  متوجه می شوید اختیار چیزی را در کف ندارید، احساس برافروختگی می کنید، آنچه که در پیرامونتان هست ، تار و نامشخص دیده می شود. نمی توانید بگویید در کجا هستید و حس می کنید که در حال مرگ هستید.

به آنچه که پیش می آید،حمله هراس می گویند که عبارت است از واکنش مهارنشدنی در برابر موقعیتهای معمولی و بی خطر. این گونه حمله ها اغلب نشانگرآنند که فرد به نابسامانی هراس گرفتار شده است.

اختلال هراس چیست؟

به کسی که در عرض چهار هفته یا بیشتر دستخوش حمله های هراس شده باشد، گفته می شود که دچار اختلال هراس گشته است. در ضمن ، این اختلال احتمالاً موقعی تشخیص داده می شود که شخصی با کمتر از چهار رخداد هراس انگیز رو به رو گردد، ولی پیاپی در این بیم به سر برد که مبادا حمله دیگری به سراغش آید.

اختلال مزبور زمانی پدید می آید که فردی در خلال حمله هراس، دست کم دارای این نشانه ها باشد: عرق ریزی، برافروختگی ، احساسات سرکوب شده و پنهان ، ضربان شدید قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سینه ، غش ، بی حسی و کرختی ، تهوع ، احساس مرگ و مجنون شدن . لازم به ذکر است بروز حمله های هراس برای تمام گروه های سنی  وجود دارد .

ترس بیمار گون ( هراس زدگی ) چیست؟

هراس زدگی به ترس های نامعقول، غیر ارادی و بیجا ، با واکنش در قبال موقعیتها و رویدادهای عادی اطلاق می شود. افرادی که این گونه بیمناک اند، وقتی که در شرایط خاصی  قرار می گیرند و یا به عوامل وحشت انگیز نزدیک می شوند، ترس سراپایشان را فرا می گیرد. " نابسامانی هراسی" بخشی از مقوله گسترده ی اختلالهای اضطرابی به شمار می رود. هراس هایی از این دست به سه نوع  تقسیم می گردند:

هراس ویژه ( ساده ) :

وحشت نامعقول از اوضاع و احوال یا  مواردی نظیر راه بندان یا وجود مار در جایی .جمع هراسی : ترس بی حد از این که  در نزد  دیگران ابله ، نادان و ... به نظر آییم که سبب می گردد آدمی در مراسم عمومی یا جاهای همگانی حاضر نشود.

هراس از مکانهای سرباز ( فراخنا هراسی) :

ترس شدید ناشی از گیر افتادن در محلی ، مخصوصاً در اماکن عمومی یا حمله هراس در محیط ناآشنا . مفهوم واقعی این واژه در زبان یونانی عبارت است از " ترس از بازار".ترس های مرضی معمولاً اختلالات شدید (دیر پا) و رنج آوری  هستند که مردم را از انجام تلاشهای روزانه و سرزدن به جاهای عادی باز می دارند. این قبیل ترس ها ممکن است به ناراحتی های شدیدی همچون افسرده دلی بینجامند. در واقع ، حداقل نیمی از مبتلایان به ترسهای مرضی و اختلالات هراس هم ، افسرده حال اند . اعتیاد به میگساری ، احساس شرمساری و سرافکندگی و اعتماد به نفس اندک نیز اغلب با این بیماری پدیدارمی گردند. به طوری که برخی افراد نمی توانند بدون همراهی کسی ، قدم از خانه بیرون گذارند و یا به کاری دست بزنند.

 

مفهوم " ترسیدن از ترس" چیست؟

بسیاری از افراد که دچار ترس مرضی یا اختلال وحشت زدگی اند، " از ترس می ترسند" ، یعنی قبل از اینکه حمله بعدی برسد، نگران می شوند. بیمناکی از پیدایش حمله های مورد بحث، احتمالاً باعث کوتاهی عمر می شود. کسانی که دستخوش حمله های وحشت زدگی می گردند، بیشتر اوقات از چیزهایی که به نظرشان عوامل آشکاری حمله هستند ، دوری می کنند و سپس از انجام اموری که قبلاً به آنها دست می زدند ، خودداری می ورزند یا دیگر به بازدید از مکانهایی که سابقاً تماشا می کردند ، نمی پردازند.

عامل بروز اختلال هراس چیست؟

واقعاً کسی نمی داند که چه چیزی سبب پیدایش چنین اختلالی است، اما چند نظر تحت مطالعه است. گویی اختلال مذکور در خانواده ها رواج داشته و دارو درمانی برای جلوگیری از این حمله ها کاربرد دارد .

برای مبارزه با این اختلال چه کنیم؟

شناخت درمانی به مردم کمک می کند که رفتار و پندار مناسبی داشته باشند. بیماران یاد می گیرند که هنگام رویارویی با موقعیتی ترسناک، دریابند که چندان خوف و واهمه ای در کار نیست  و به تدریج  با هر چیزی که برایشان وحشتناک باشد، خو می گیرند . اعضای خانواده و دوستانی که یار و مدد کار و نوید بخش اند ، دراین فرایند کمک شایان توجهی می کنند.

عادت های زندگی سالم

:زندگی سالم به افراد در غلبه براختلال هراس ، کمک می کند . ورزش ، برنامه غذایی مناسب و متعادل ، و آموختن طریقه کاهش فشار روانی همگی اهمیت دارند.به یاد بسپارید که خانواده ، دوستان و کسانی که از بیماری شما باخبرند و یا خود دچار آن هستند ، باعث می شوند که درمانتان با موفقیت بیشتری قرین باشد. بنابراین باید آنان را در جریان برنامه درمانی خویش قرار دهید و راهکارهایی را که بدان وسیله می توانند به شما کمک کنند ، به آنها  یاد آور شوید.

چگونه از ترسها پیشگیری کنیم ؟

می توان به کودکان آموخت که موقعیت های ترس آور احتمالی را پیش بینی کنند و خود را برای روبه رو شدن با آن موقعیت ها آماده نمایند. البته همه موقعیت های ترس آور را نمی توان پیش بینی کرد ، اما برخی از آنها، مانند رعد و برق یا رفتن به بیمارستان را می توان برای کودک به دقت توضیح داد تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢

 

افـراد‌ی کـه د‌چـار هـراس اجتماعی هستند‌، د‌ر مـوقعیـتهای اجتماعی، اضطراب شد‌ید‌ی را تجربه می‌کنند‌. این گـونه افراد‌ از موقعیتهایی که امکان د‌ارد‌ د‌ر آن از سوی د‌یگران مورد‌ قضاوت و بررسی قرار گیـرند‌، هـراس د‌ارند‌. آنها د‌ائـما از آن بیـم د‌ارنـد‌ کـه مــورد‌ قضاوت، ارزشـیابی، انتقاد‌، تحقیر و تمسخر د‌یگران واقــع شوند‌.

البته اغـلب مـرد‌م د‌ر موقـعیـتهای خـاص اجتماعی مـانند‌ صحبت د‌ر جمع و یا ورود‌ به یک مکان مملو از افراد‌ نـا آشــنـا د‌چـار خجالت و د‌ستـپاچگـی شـد‌ه و مــضطرب می‌شوند‌ کـه ایـن نـوع تــرس همـگـانی بیـانـگر هـــراس اجتماعی نیست. ‏
د‌ر صـورتی اضطراب فرد‌ جنبه هـراس اجتماعی پید‌ا می کند‌ که: ‏
‏۱) سبب شود‌ تا فرد‌ از موقعیت هراس آور اجتناب کند‌. ‏
‏۲) هرگاه نتواند‌ از آن بگریزد‌، آن موقعیت را با استرس و پریشانی شد‌ید‌ تحمل می کند‌. ‏
‏۳) د‌ر زند‌گی روزمره فرد‌ تد‌اخل قابل ملاحظه‌ای پد‌ید‌ می‌آورد‌: کار، تحصیل، خـانــواد‌ه و زند‌گی اجتماعی. ‏
افراد‌ مبتلا به هراس اجتماعی از د‌اشتن افکار نامعقول د‌ر رنجند‌. این گونه افراد‌ معمولا از موقعیت‌های زیر وحشت د‌ارند‌: ‏
‏۱) صحبت د‌ر جمع (متد‌اول ترین)‏
‏۲) قرار گرفتن د‌ر کانون توجه د‌یگران ‏
۳) خورد‌ن و آشامید‌ن د‌ر مقابل د‌یگران
۴) نوشتن و یا کار کرد‌ن د‌ر حضور د‌یگران
۵) پرسش د‌ر یک جمع و یا گزارش د‌اد‌ن
۶) استفاد‌ه از توالت عمومی و وسایل نقلیه عمومی
۷) مورد‌ انتقاد‌ و اذیت د‌یگران قرار گرفتن
۸) ملاقات با افراد‌ مهم مانند‌ کارفرما، مد‌یر، رئیس‏
۹) ارتـبـاط بـا د‌یـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به میهمانی رفتن، شلوغـی، آغاز گفتگو، خرید‌ رفتن ‏
۱۰) طرز تفکر د‌یگران نسبت به وی. ‏
۱۱) اشتباه کرد‌ن د‌ر حضور د‌یگران‏

● علائم هراس اجتماعی
هنگامی که فرد‌ د‌ر معرض موقعیت هراس آور قرار می‌گیرد‌، د‌چار این علائم می شود‌: ‏
‏۱) چهره افروخته، لرزش بد‌ن، خشکی د‌هان و گلو، تیک عصبی، افزایش ضربان قـلـــب، تعریق کف د‌ستها، احساس سرگیجه و حالت تهوع، د‌رد‌ شکم، سر د‌رد‌، تنفس سریع و کم عمق. ‏
۲) احساس اینکه حرفی برای گفتن ند‌ارد‌. ‏
۳) احساس بلاتکلیفی و نبود‌ اعتماد‌ به نفس. ‏
۴) هجوم افکار منفی: (خـود‌م را ملعبه د‌ست د‌یگران کرد‌م) جـز بـه افـکار مـنفی و بـازخورد‌ها و واکنشهای منفی د‌یگران و خود‌ اضطرابی نمیتواند‌ تمرکز کند‌. ‏
۵) د‌رک این موضوع که این افکار نامعقول هستند‌. ‏
۶) میل شد‌ید‌ به گریختن از محل. ‏

● ترسهای برخاسته از هراس اجتماعی
۱) نگرانی از آنکه د‌یگران متوجه علائم اضطرابی شوند‌؛ مانند‌: تـعریـق و جـمـلات از هــم گسیخته. ‏
۲) ترس از احمق، مضحک و ناد‌ان به نظر رسید‌ن‏
۳) ترس از ساکت، کسل کنند‌ه و خسته کنند‌ه به نظر آمد‌ن. ‏
۴) ترس از بی کفایت به نظر آمد‌ن. ‏
● قبل و بعد‌ از موقعیت استرس‌زا
فرد‌ نه تنها د‌ر لحظه موقعیت استرس‌زا د‌چار اضطراب می‌شود‌، بـلـکه پـیش از وقوع آن و حتـی از یــک هفته ماند‌ه به آن، صحنه استرس‌زا را پیش بینی کرد‌ه و اضـطراب وی آغـاز می‌شود‌. پس از پایان یافتن واقعه نیز عملکرد‌ و گفته‌های خود‌ را مورد‌ ارزیابی قرار مید‌هد‌ و معمولا از آنها رضایت کامل ند‌اشته و خود‌ را مورد‌ نکوهش قرار می د‌هد‌. هرگاه هراس اجتماعی فرد‌ د‌رمان نشود‌، عواقب زیر را به د‌نبال خواهد‌ د‌اشت: ‏
‏۱) مصرف مشروبات الکلی برای غلبه بر اضطراب. ‏
‏۲) استفاد‌ه از د‌اروهای آرامبخش. ‏
‏۳) افسرد‌گی. ‏
‏۴) مشکل د‌ر ایجاد‌ و تد‌اوم ارتباط با د‌یگران. ‏
‏۵) محرومیت از فرصتهای شغلی و تحصیلی. ‏
‏۶) انزوا و کناره گیری از خانواد‌ه و اجتماع. ‏
‏ ۷) د‌رگیر شد‌ن با افکار خود‌کشی. ‏

● روشهای د‌رمان ‏
‏۱) به کار برد‌ن تکنیک‌های غلبه بر اضطراب: شـامـل ریـلـکس کـرد‌ن عـضـلات، تـنـفس عـمیق و آهستـه، مد‌یتیشن و تصویر سازی ذهنی. ‏
‏۲) آموزش مهارتهای اجتماعی: الگو سازی رفتارهای مناسب و پس از آن تمرین آنها د‌ر فعالیتهای واقعی زند‌گی. ‏
‏۳) د‌ر معرض عامل هراس آور قرار د‌اد‌ن: فرد‌ را به مرور با عامل وحشت زا روبرو کرد‌ه و ترس وی را اینگونه کاهش می د‌هند‌. ‏
‏۴) د‌ارو: آرام بخشها، د‌اروهای ضد‌ افسرد‌گی و سرکوب کنند‌ه سروتونین. ‏
‏۵) مشارکت د‌ر فعالیتهایی که اعتماد‌ به نـفس و حـس امـنـیـت فـرد‌ را افـزایش می د‌هد‌. ‏
‏۶) به چالش طلبید‌ن افکار نامعقول و مثبت اند‌یشی

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٥:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢

 

  1. ناآرامی و بی‌قراری حرکتی مانند لرزش در اندام، گرفتگی عضلات و پرش دست و یا پا (مثلا در خواب)،
  2. تحرک‌پذیری شدید و غیرقابل کنترل فغالیت‌های بدنی که به شکل احساس تنگی نفس، عرق زیاد، خشکی دهان و سرگیجه ظاهر می‌شود،
  3. افزایش شدید توجه متمرکز بر خود و هوشیاری زیاد نسبت به خود که به شکل احساس گرفتگی و کوفتگی، مشکل در بخواب رفتن و مشکل در خوب خوابیدن، تحریک‌پذیری و یکه خوردن‌های زیاد خود را نشان می‌دهند.

 

از مشخصات دیگر این اختلال این است که فرد همواره بیشتر و بیشتر تحت اختیار هراسهایش قرار می‌گیرد و قدرت کنترل خود را بر روی آنها رفته‌رفته از دست می‌دهد «آنقدر احساس فشار می‌کنم که آرام و قرار ندارم. بدنبال هر چیزی باید روزها فکر کنم که چه اتفاقی خواهد افتاد». اگر چه این نشانه‌ها در مورد همه افراد به یکسان وجود ندارد ولی همه در یک دایره شیطانی اسیر هستند، دایره‌ای به شکل فشار دائمی، ناآرامی فزاینده، عصبانیت و علائم جسمی. بدنبال اینها وظایف روزانه و فعالیتهای لازم زندگی رفته‌رفته کنار گذاره‌شده و فرد به آینده خود بسیار ناامید می‌شود؛ که اینها تاثیرات خاص خود را بر زندگی فرد با دیگران برجای گذارده و سبب فشارهای تازه می‌شوند.

مشکل اساسی در این اختلال ادامه‌دار بودن و شدت دائمی آن است. این اختلال جزء شایعترین اختلالات هراسی است و برای مثال در آلمان حدود 2 میلیون نفر به این اختلال مبتلا هستند. علیرغم این اکثر این افراد سالها در رنج بسر می‌برند و هیچ خبری از این ندارند که این حالات در آنها به چه دلیلی بوجود می‌آیند.

اختلال حمله‌های هراسی و یا پانیک

یکی از اصلی‌ترین نشانه‌های این اختلال این است که این حملات بطور ناگهانی ظاهر و تکرار می‌شود و برای آنها  تهدید کننده خارجی وجود ندارد. وقتی فردی در معرض حمله پانیک قرار می‌گیرد در عرض مدت کوتاهی شدت هراس وی به حد بالای خود می‌رسد و فرد در کنار فشار هراس علائم جسمانی نظیر تپش و پرش قلب، احساس خفگی و تنگی نفس و لرزش در اندام  را نشان می‌دهد. مدت دوام این حالات می‌تواند بین دو/سه دقیقه الی چند ساعت باشد ولی بطور معمول بین 10 الی 30 دقیقه بطول می‌انجامد. بسیاری از افراد مبتلا به این هراس در این حال وحشت از مردن پیدا می‌کنند که این خود سبب شدت گرفتن این علائم می‌شود. اگر علائم جسمانی حملات پانیک بیشتر متمرکز بر قلب باشند به آن «فوبی ‌قلبی» می‌گویند و بیشتر مردان مبتلا به پانیک در سنین میانسالی دچار «فوبی قلبی» می‌شوند.

در بسیاری موارد فرد مبتلا به پانیک یک نوع انتظار «دوباره مورد حمله هراس قرارگرفتن» را دارد و برای اینکه به این حالات نرسد از انجام کارهایی که تاکنون برایش احساس خوبی را بو‌جود می‌آورند نیز دست می‌شوید (مثلا رفتن به بیرون از خانه)، خود را از دیگران کنار می‌کشد و یا تنها زمانی که کسی همراه وی باشد در ملا عام ظاهر می‌شود و به این دلیل وابستگی‌اش به افراد در انجام کارهای خود زیاد می‌شود (مشخصا اگر به متخصص رجوع می‌کنند همیشه یکی از بستگان باید آنها را همراهی کند و‌گرنه در نوبت ملاقات حاضر نمی‌شوند).

حملات پانیک می‌توانند برای یک دوره بسیار کم شوند ولی در دوره‌های دیگر دوباره و اینبار با شدت و دفعات بیشتری تکرار شوند. این اختلال معمولا طی سالهای متمادی و با درجات مختلف پایدار می‌ماند.

 

 

اختلالات هراسی فوبیا

فوبیا به آن دسته از هراسهایی گفته‌می‌شود که در رابطه با محیط مشخص و چیزهای مشخص ظاهر می‌شوند. و اگرچه فرد دارای فوبیا به غیر عقلانی بودن دلایل هراس خود در این موارد آگاه است ولی امکان تغییر آنها را در خود ندارد. بر عکس این هر نوع تلاشی را نیز صورت می‌دهد که کسی متوجه وجود این هراس در وی نشود و داشتن این هراس را بعنوان لکه ننگی در دامن شخصیت خود می‌بیند. اختلالات هراسی فوبیا به چند دسته تقسیم می‌شوند که در اینجا بطور مختصر شرح داده‌شده‌اند.

 

اختلال گذرهراسی

در این شکل از هراس فرد مبتلا از قرار گرفتن در محیطهای خارج از خانه احساس هراس زیادی دارد. بطور معمول این محیطها شامل جاهایی می‌شوند که آدمهای زیادی در آنجا رفت و آمد دارند و یا از خانه بسیار دور هستند. فرد مبتلا در هرای از این بسر می‌برد که نکند در این اماکن دچار علائمی شود که باعث شرمندگی وی شوند و یا بخاطر آنها نتواند از آن محیطها دور شود (مانند اینکه سرگیجه و حالت غش به وی دست دهد، قلب وی بگیرد و غیره). به این دلایل از رفتن به خارج از خانه بشدت پرهیز می‌کند و یا فقط زمانی بیرون می‌رود که کسی از وابستگان نزدیک همراه وی باشند. این اختلال معمولا به همراه به اختلال دیگری که آنرا بعنوان حمله هراسی می‌شناسیم ظاهر می‌شود و در کل زندگی روزانه فرد را بسیار تحت شعاع خود قرار داده و محدود می‌سازد. اختلال گذرهراسی معمولا بصورت وخیم و درازمدت در می‌آید.

 

اختلال هراس اجتماعی و یا جمع هراسی

فردی که مبتلا به این اختلال است از قرار گرفتن در مرکز توجه دیگران هراس دارد. بطور معمول زمانی که قرار باشد در مقابل جمع صحبت کرده و یا سخنرانی کند. در این حال فرد بخوبی می‌داند که برای این هراس وی علت واقعی وجود ندارد ولی در مقابل آن کاری نمی‌تواند بکند الی دوری و پرهیز از چنین موقعیتهایی و به هر قیمتی. معمولا این افراد بخاطر وجود این هراس علیرغم داشتن قابلیت فردی از رسیدن به موقعیتهای بالای شغلی محروم می‌شوند. این اختلال بطور معمول به همراه چندین مشکل دیگر نظیر اعتماد به نفس پایین، ترس از شنیدن انتقاد، ظاهر می‌شود و با علائم جسمانی به شکل اجتناب از تماس چشمی، لرزش دستها و یا عضلات دیگر، احساس تهوع و فشار ادرار در چنین مواقعی توام است.

 

اختلال هراس‌های منفرد

این دسته از اختلالات هراسی به مواقعی برمی‌گردند که فرد بطور دائم از روبرویی با چیزهای مشخص و یا موقعیت‌های ویژه‌ای هراس دارد. این چیزهای و موقعیتها بطور معمول شامل اینها هستند: هرس از جانوران، بخصوص از سگ، از حشرات، مار و یا موش، ترس از دیدن خون، ترس از قرار گرفتن در اتاقهای دربسته (مثلا آسانسور)، ترس از بلندی، ترس از پرواز با هواپیما، ترس از میکروب و باکتری. چنین ترسهایی در بخش زیادی از افراد وجود دارند ولی فقط زمانی از آنها بعنوان بیماری یاد می‌شود که بخاطر آنها در روال کار و فعالیت روزمره محدودیتهای زیادی تولید شود (مثلا با پرهیز از آنها). مثلا در این میان افرادی وجود دارند که بخاطر ترس از سگ و گربه از رفتن به بیرون از خانه پرهیز می‌کنند. در مورد اختلال هراس‌های منفرد می‌توان انتظار داشت که اگر اینها در سنین کودکی شروع شده‌باشند در سنین بعدی بطور خود بخودی برطرف شوند و احتیاجی به روان‌درمانی ندارند ولی در صورتی که در سنین بعدی شکل گرفته باشند بدون کمک تخصصی امکان رفع آنها وجود ندارد.

 

نکته مهم در مورد  اختلالات اضطراب هراسی

هرکدام از شکلهای مختلف اختلالهای هراسی می‌توانند حالت وخیم بخود بگیرند و در ادامه خود اختلالات دیگری را بوجود بیاورند مانند افسرده‌گی، اعتیادهای مختلف، حتی روان‌پریشی‌ها و اختلالات شخصیتی. بنابراین مدارا کردن و ساختن با این اختلالات نه تنها نشاندهنده قدرت فرد نیست بلکه باعث ناراحتی‌های چندجانبه‌ای خواهد شد که دیگر در کنترل هیچ کس نخواهد بود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۳:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٢٢

 

فوبیا»، ترس نامعقول و شدید از یک موضوع یا یک موقعیت است. در واقع به رغم آنکه فرد می داند ترسش نامعقول است ولی توانایی کنترل آن را ندارد و اگر در معرض آنچه که از آن «هراس» دارد، قرار بگیرد موجی از اضطراب، ترس شدید و حتی وحشتزدگی بر او مستولی می شود و این تجربه چنان برایش ناخوشایند است که سعی می کند همیشه از آن مورد «هراس آور» دوری کند. در میان این اختلال اضطراب، «فوبیاها» از همه شایع ترند. انجمن روانپزشکی امریکا گزارش کرده است که سالانه 8/7 درصد از بزرگسالان امریکایی از یکی از انواع «فوبیا» رنج می برند و هراس های بیمارگونه، شایع ترین اختلال روانشناختی در میان زنان و دومین اختلال شایع در میان مردان سنین بالای 25 سال است.

ترس یک واکنش انطباقی بشر هنگام مواجهه با خطر است. این واکنش هدف محافظتی دارد. هنگام مواجهه با خطر، سیستم عصبی سمپاتیک با ترشح «آدرنالین» واکنش «مبارزه یا فرار» را فعال می سازد. فراوانی «آدرنالین» فرد را آماده می کند تا در برابر تهدید فیزیکی مبارزه یا فرار کند، همچنین موجب افزایش ضربان قلب و جریان خون در عضلات بدن می شود و در نتیجه فرد می تواند در شرایط اضطراری بهتر عکس العمل نشان دهد. افزون بر اینکه میزان قند خون نیز بالا می رود و در نتیجه انرژی بدن فرد هم بیشتر می شود. در چنین شرایطی، جسم و روح گوش به زنگ و آماده عمل است. پس در موقعیت های خطرناک، ترس، طبیعی و حتی مفید است. اما فوبیا، ترس بیمارگونه یی است که به شدت مبالغه آمیز و حتی توهمی است. از نظر تخصصی، فوبیاها را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد؛ 1- فوبیاهای خاص 2- جمع هراسی 3- هراس از مکان های باز.

فوبیاهای خاص

شامل ترس غیرمنطقی و نامعقول از یک موضوع یا موقعیت خاص است که اصولاً پنج نوع فوبیای خاص وجود دارد.

1- هراس از حیوانات؛ ترس شدیدی که دلیلش یک حیوان یا حشره باشد مانند ترس از مار، عنکبوت، ترس از جوندگان، ترس از سگ و...

2- هراس از عوامل طبیعی؛ ترسی که دلیلش عاملی در طبیعت باشد همچون ترس از توفان، ترس از آب، ترس از تاریکی، ترس از بلندی.

3- هراس شدید از زخم، تزریق، خون.

4- هراس موقعیتی؛ ترس شدیدی که با قرار گرفتن در یک موقعیت خاص ایجاد می شود مانند هراس از مکان های بسته، هراس از آسانسور، پرواز، دندانپزشکی، تونل، پل ها و...

5- هراس های دیگر؛ شامل هراس هایی است که در چهار گروه فوق نباشند مانند ترس از مرگ، خفگی، بیماری و...

فوبیاهای خاص بسیار شایع هستند و معمولاً از دوران کودکی یا نوجوانی آغاز می شوند و حدوداً 50 درصد آنها هم ظرف مدت پنج سال خود به خود برطرف می شوند.

جمع هراسی (اختلال اضطراب اجتماعی)

جمع هراسی، ترس توانکاه و فلج کننده از موقعیت های اجتماعی است. چنین افرادی به شدت کمرو هستند و در برابر دیگران دستپاچه شده و خجالت می کشند. هراس از صحبت کردن در جمع شایع ترین نوع آن است.

هراس از مکان های باز

ترس بیمارگونه از مکان های عمومی و مکان های باز است که پیشرفت آن منجر به «حمله وحشتزدگی» می شود. این افراد از بودن در مکان هایی که فرار از آنجا مشکل است یا کمک نمی تواند فوراً به آنجا برسد، وحشت می کنند. چنین افرادی از حضور در مکان های شلوغ و پرازدحام مثل مراکز خرید، سالن های تئاتر یا سینما اجتناب می کنند. حتی ایستادن در صف نیز آنها را تحریک می کند. همچنین احتمالاً از سوار شدن به اتومبیل، هواپیما، مترو و... دوری می کنند که در موارد شدیدتر فرد فقط در خانه احساس امنیت و آرامش می کند.

علائم و نشانه های فوبیا

نشانه های جسمی فوبیا با نشانه های واکنش «مبارزه یا فرار» بدن در رویارویی با یک خطر واقعی، یکسان است. گستره اضطراب و ترس می تواند از یک دلهره و ترس متوسط تا یک حمله تمام عیار «وحشتزدگی» متفاوت باشد. نشانه های شایع فوبیا بدین قرارند؛ 1- نفس تنگی یا احساس خفگی 2- تپش قلب 3- درد یا ناراحتی در ناحیه قفسه سینه 4- لرزش 5- عرق کردن 6- حالت تهوع و دل آشوبه 7- سرگیجه یا حتی غش 8- ترس از دست دادن کنترل و دیوانه شدن 9- کرخی و گزگز...

درمان

یکی از متداول ترین روش های درمان فوبیاهای خاص، رفتاردرمانی شناختی است که یک شیوه حساسیت زدایی نظام مند است. در این شیوه، فرد را با یک روش حساب شده و ایمن در معرض موضوع یا موقعیتی که هراس دارد، قرار می دهند که متداول ترین آن شیوه تدریجی است یعنی ابتدا در ذهن و با کمک قوه تخیل و سپس در واقعیت. مثلاً اگر فردی از عنکبوت هراس دارد از او می خواهند تا ابتدا آن را در ذهن مجسم کند سپس عکس هایی از عنکبوت را ببیند و سرانجام در واقعیت به یک عنکبوت نگاه کند.که البته باید به اندازه کافی بین مراحل فاصله باشد همچنین باید توام با تکنیک های آرام بخش باشد و از سوی روان درمانگر حمایت و کنترل شود. با تکرار این تجربه، فرد درمی یابد که اگر چه آن موقعیت ناخوشایند است، اما زیانبار نیست و با هر بار در معرض مورد هراس آور قرار گرفتن احساس کنترل بر آن ترس در فرد بیشتر می شود و این احساس کنترل کردن موقعیت و خود، مهم ترین دستاورد این شیوه است. نوع دیگر حساسیت زدایی، شیوه سرمشق گیری و مشارکت است. در این شیوه نیز درمانگر مانند یک الگو روش های صحیح و مناسب برخورد با موضوع ترس فرد را نشان می دهد و بدین ترتیب فرد را ترغیب به انجام همان کارها می کند.

دارو

در درمان فوبیاهای خاص به ندرت از دارو استفاده می شود. اما اگر فرد برای رویارویی با موضوع یا موقعیت هراس آور، بسیار مضطرب باشد احتمالاً برای آرام سازی او و کمک به فرآیند درمان، دارو تجویز می شود.

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

خواص غذایی_دارویی نارنج
نارنج میوه ای از خانواده ی مرکبات است.آب نارنج ترش مطبوع و سر شار از ویتامین ث است.اگر آب یک نارنج را گرفته معادل یک سوم حجمش به آن گلاب اضافه کنید و هر روز صورت خود را با آن بشورید سوراخ های صورت را مسدود کرده و پوست چهره را تقویت می کند.

آب نارنج مخلوط با شکر مسهل صفرا بوده و فشار خون را پایین می آورد.

خوردن میوه نارنج با شکر در رفع یبوست موثر است.

مصرف این میوه هضم غذا را آسان می کند و مربای بهار نارنج تقویت کننده ی معده است.

عرق بهار نارنج برای ضعف اعصاب و غم و افسردگی مفید و نشاط آور است

برگ نارنج آرام بخش ضد تشنج و هضم کننده است.بی خوابی و میگرن را معالجه می کند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

آرامش قلب و اعصاب با چای اسطوخودوس
    اسطوخودوس (استخوان دوست) یا «لاواند» گیاهی است بسیار معطر که در عطرسازی و در درمان بسیاری از ناراحتی های اعصاب و روان کاربرد دارد. این گیاه انواع مختلفی دارد که همگی از لحاظ خواص مشابه هم هستند. اما «لاواند» واقعی ریشه گیاهی هندی است که بوی خیلی تند معطری دارد. «جالینوس» آن را گیاه کامل نامیده است، زیرا در درمان بسیاری از ناراحتی ها مورد استفاده قرار می گرفته است. «لاواند» یکی از بهترین گیاهان معطر است که قرن ها بشر، با عطر دل انگیز آن «عطر لاواند» آشنا بوده و مادربزرگ ها از کیسه های کوچک محتوی این گیاه برای معطرکردن لباس ها، ملافه ها، گنجه های لباس و فضای اتاق ها استفاده می کرده اند.
    «لاواند» مسکن و آرامبخش بوده و برای رفع نگرانی، اضطراب، فشارهای عصبی و رفع ناراحتی های مغز و اعصاب، قلب و ریه، دستگاه گوارش و همچنین به عنوان ضددرد، بادشکن معده، نیرودهنده، ضدانگل و باکتری و ضدتشنج مورد استفاده قرار می گیرد، اما آنچه که بیش از همه باید بر آن تأکید نمود خاصیت تقویت کننده و ارزشمند آن در درمان اختلالات عصبی مانند فشردگی های عصبی، سردرد و ناراحتی مغزی، حالات عصبی تشنج، فلج، غش، صرع و ناراحتی های عصبی با ریشه روانی مانند سرگیجه و سردردهای میگرنی و همچنین در تقویت اعصاب قلب، است.
    میزان مصرف چای اسطوخودوس:
    چای اسطوخودوس را می توان جانشین چای عصر و یا شب (قبل از خواب) کرد که برای رفع خستگی بسیار مفید و مؤثر است.
    برای کسانی که از اختلالات نام برده شده، در رنج هستند، مصرف روزانه
    ۴-۳ فنجان از این چای به مدت ۲ هفته توصیه می شود.
    طرز تهیه: برای تهیه یک فنجان چای «لاواند»، مقدار یک قاشق غذاخوری از گل آن را در یک لیوان آب جوش ریخته و بگذارید مدت ۱۰ دقیقه دم بکشد. سپس آن را صاف کرده با کمی عسل یا شکر سرخ، در فواصل غذایی (مابین ناهار و شام) میل کنید.
    چای شمعدانی وحشی (عطری)، آرامبخش افراد افسرده و مضطرب!!
    استفاده از برگ های ژرانیوم (شمعدانی عطری و یا وحشی) که در نواحی آذربایجان به نام عطر چایی یا عطر شاهی معروف است، از دیرباز در میان خانواده های ایرانی متداول بوده است. اغلب خانواده ها برای این منظور یک گلدان از این گیاه زیبا را که دارای برگ های سبز پرچین و شکن و بسیار معطر است، در خانه نگهداری می کنند و با افزودن چند برگ شمعدانی معطر، در داخل قوری چای، از عطر دلپذیر و طعم مطبوع چای و خواص درمانی ژرانیوم برخوردار می شوند.
    ژرانیوم، از تیره گیاهان معطری است که دارای اثرات ضددرد، ضداضطراب، ضدافسردگی، مقوی مسکن و آرامبخش است و در درمان اختلالاتی مانند اسهال، سنگ کلیه، گلودرد، نارسایی عادت ماهانه، خونریزی ها و مشکلات گردش خون و دیابت مورد استفاده قرار می گیرد.
    طرز تهیه و میزان مصرف چای شمعدانی
    بهترین و ساده ترین روش استفاده از این گیاه، قرار دادن چند برگ آن در چای معمولی است. اما برای موارد یاد شده، مصرف روزانه ۲ فنجان از دم کرده این گیاه به میزان یک قاشق چای خوری از پودر برگ آن در یک فنجان آب جوش برای مدت ۲-۱ هفته تا برطرف شدن کامل ناراحتی، توصیه می شود.
    هشدار!! ژرانیوم را نباید برای مدت طولانی مورد استفاده قرار داد.
    گل بهار نارنج؛ خواب آور، آرامبخش و تقویت کننده قلب و اعصاب
    بهار نارنج، گل درختان نارنج است که در میان خانواده های مختلف مرکبات از نظر مصارف طبی شهرت دارد.
    علاوه بر آن، پوست میوه نارنج، هم مصرف غذایی داشته و هم کاربرد دارویی دارد. از پوست نارنج برای تهیه مربا و در تهیه غذاهای سنتی استفاده می کنند. همچنین پوست نارنج، داروی مؤثری برای تقویت دستگاه گوارش و دفع انگل است.
    خواص بهار نارنج
    بهار نارنج، داروی مؤثری بر ضد ناراحتی های عصبی است و به عنوان آرام کننده و ضدهیجانات دستگاه عصبی عمل می کند. سردردها و دل دردها را آرام می سازد و در بدخوابی ها و بی خوابی هایی که ریشه عصبی دارند و دیگر ناراحتی های عصبی، به ویژه سردردهای میگرنی کاربرد دارد. علاوه بر این ها، از این گیاه برای درمان دردهای عادت ماهانه زنان، تقویت معده، تقویت قلب و مغز، تشویش، تشنج و تپش نامنظم قلب و تحریکات عصبی، و علیه حمله و غش استفاده می شود.
    طریقه مصرف:
    برای موارد غش، حمله، تب، دفع انگل، هضم غذا و دردهای معده، از خلال پوست نارنج استفاده می شود که روش استفاده آن، بدین قرار است:
    بر روی پوست نارنج، ماده ای سمی (شیمیایی و ضدحشره) وجود دارد که برای از میان بردن آن، باید ابتدا پنبه ای را به الکل ۹۰ درجه آغشته کنید و روی پوست نارنج را با آن پاک سازید، سپس با آب گرم بشویید. بعد پوست را به صورت خلال درآورده و برای مصرف شربت، مربا، غذا و یا جوشانده از آن استفاده کنید.
    جوشانده پوست نارنج: مقدار یک قاشق غذاخوری از خلال پوست نارنج را در یک لیوان آب جوش بریزید و به مدت ۱۰ دقیقه دم کنید، سپس آن را صاف کرده و با کمی عسل شیرین کنید و بنوشید.
    طرز تهیه چای بهار نارنج:
    برای رفع خستگی، آرامش قلب و اعصاب و یک خواب خوش و آرام، کافی است مقدار ۱۰-۵ گرم از گل های بهار نارنج را در ۲ لیوان آب جوش به مدت ۲۰ دقیقه دم کنید و سپس آن را صاف کرده و با شکر سرخ یا عسل میل کنید. از گل های بهار نارنج برای معطر ساختن و تقویت چای معمولی نیز می توان استفاده کرد و طریقه استفاده از آن مانند چای شمعدانی عطری است.
    چای مقوی و آرامبخش از پوست و برگ میوه ای بهشتی!!
    چای سیب
    شاید تعریف و توضیح درباره سیب که دارای اثرات درمانی و غذایی غیرقابل انکاری است، زاید باشد. اما لازم دانستیم با توجه به اثرات و فواید بیشمار پوست و برگ این میوه بهشتی که مصارف درمانی آن به علت مصارف عادی و روزمره اش نادیده گرفته شده است نکاتی را در ارتباط با مصارف مختلف این میوه گرانبها در فصل وفور آن به اطلاع خوانندگان عزیز برسانیم. 
    خواص درمانی چای سیب:
    سیب دارای ویتامین ها، آنزیم ها و املاح مفیدی است که به عنوان تقویت کننده قلبی و عصبی و گوارش شهرت دارد.
    گفته شده است: «مصرف یک سیب در صبح و یک سیب در شب طبیب را دور نگه می دارد» و لازم است که اضافه کنیم، نوشیدن چای سیب قبل از خواب که باعث خوابی خوش و آرام می شود نیز به این امر کمک می کند.
    طرز تهیه چای سیب:
    برای تهیه چای سیب از پوست میوه سیب استفاده می شود. (پوست سیب آرامبخش اعصاب و مفرح قلب است). در فصل فراوانی این میوه بهتر است بعد از خوردن سیب، پوست آن را نگه دارید.
    پوست همه انواع سیب ها از لحاظ طبی دارای خواص مشابهی هستند، اما پوست سیب سفید یا زرد (لبنانی) نوشیدنی معطر و خوشمزه تری می دهد. برای ۲ لیوان آب جوش، یک مشت پوست سیب کافی است. در صورت امکان اگر چند پر سیب تازه به آن اضافه شود و مدت ۱۰ دقیقه دم بکشد، نوشیدنی گوارایی را به وجود می آورد.
    حال، آن را صاف کنید و با کمی آب لیمو و یک قاشق چای خوری عسل نوش جان کنید. (اگر قبل از دم کردن، پوست سیب را پودر کرده و در قوری بریزید، اثر درمانی آن به علت خروج آنزیم ها و مواد مفید معدنی آن بیشتر می شود).
    نوشیدنی آرامبخش برای سرماخوردگی
    چای برگ سیب:
    این چای در فصل سرما یک نوشیدنی آرامبخش برای افراد سرماخورده محسوب می شود. مصرف چای برگ سیب قبل از خواب به عنوان یک آرامبخش خواب آور و طی روز در چند نوبت برای افراد مبتلا به زکام و کسانی که به علت سرماخوردگی زیاد سرفه می کنند، به منزله یک شربت آرامبخش می تواند مورد استفاده قرار گیرد.
    برای تهیه چای برگ سیب، مقدار ۲ قاشق غذاخوری از برگ درخت سیب را که به صورت پودر درآورده اید با چند تکه سیب تازه، در داخل قوری بریزید ۲ لیوان آب جوش به آن اضافه کرده، بگذارید ۱۰ دقیقه دم بکشد. سپس آن را صاف کرده و با کمی آب لیمو و عسل میل کنید!
    سنبل طیب؛ دوست و حامی درجه یک قلب
    سنبل طیب که به آن علف گربه نیز می گویند، با ریشه در هم تنیده زرد قهوه ای، گیاهی خوشبو است که داخل آن سفید فام است و به علت وجود اسید والریاتیک، پس از خشک شدن بوی کمی تند ونامطبوع از آن به مشام می رسد.
    «والرین»، یک گیاه قلبی، معرق و مقوی مغز و معده است. همچنین این گیاه خاصیت ضدانگلی و قاعده آور دارد و بالاتر از همه یک آرام کننده قوی دستگاه عصبی است «والرین» دارویی مطمئن برای بحران های عصبی، دلهره، ضعف اعصاب، بحران های غش، صرع، هیستری، آسم، تشنج و ناراحتی های روانی مانند سردردهای عصبی، تپش ها و دلواپسی هایی که ریشه قلبی و عصبی دارند مؤثر بوده ودر احساس خستگی و به اصطلاح (گلوله ای درگلو) و تمام موارد فشارهای عصبی ناشی از شکنندگی شخص مؤثر و مفید است.
    این گیاه خواب آوری آرامبخش در درمان میگرن و سردردهای شدید عصبی است.
    طریقه مصرف:
    برای موارد ذکر شده در بالا مقدار
    ۳ - ۲ گرم از ریشه پودر شده سنبل طیب را در یک فنجان آب جوش بریزید و یک دقیقه بر روی آتش بماند تا به جوش آید. سپس آن را به مدت ۱۰ دقیقه بر روی سماور دم کرده و صاف کنید وبا عسل یا نبات شیرین کرده و با چند تکه لیموترش میل کنید.
    هشدار! مصرف بیش از حد و طولانی مدت این گیاه ممکن است عوارضی داشته باشد، از این رو بهتر است به مقدار کم و حداکثر از نظر طول مدت تا یک هفته الی ۱۰ روز مصرف شود. از سنبل طیب در ترکیب چای ترش که چایی مقوی قلب و اعصاب است نیز می توان استفاده کرد.
    طرز تهیه چای ترش:
    سنبل طیب، یک پر(خوشه) به اندازه یک تا دو بند انگشت از ریشه (۳ - ۲ سانت)، گل گاو زبان؛ ۵ گرم، لیموترش تازه یا خشک ؛ ۲- ۱ عدد.
    همه موارد را در یک قوری با ۲ لیوان آب جوش بریزید و بر روی شعله ملایم به مدت یک دقیقه جوشانده و سپس بگذارید ۱۰ دقیقه دم بکشد. آنگاه آن را صاف کرده و با نبات میل کنید. «نوش جانتان»
    گل سرخ، آرامبخش قلب و اعصاب
    تاریخ گل سرخ، به اندازه عمر بشریت قدمت دارد. شعرا آن را ملکه گل ها خوانده اند و در کتاب های مقدس از آن تجلیل شده است.
    عطر آن منحصر به شاهان، معابد و خدایان بوده است و شاهد تکان دهنده آن، دسته هایی از این گل به صورت کاملاً دست نخورده در تابوت فرعون «توتان خامون» است که به وسیله همسرش در سه هزار سال قبل در آن قرارداده شده است.
    شایان ذکر است که مسلمانان بویژه ایرانیان نام و عطر این گل زیبا را به حضرت محمد(ص) نسبت داده و به آن گل محمدی می گویند.
    گل سرخ انواع مختلفی دارد و گونه های آن را به چندین هزار تخمین زده اند.
    خواص ونوع مصرف:
    گل سرخ مصارف مختلفی دارد. مصرف غذایی گل سرخ از دیرباز شناخته شده است. از این گل معطر، در ترکیبات ادویه، تهیه گلاب و شربت ومربا استفاده می کنند. همچنین از نظر کاربرد دارویی، این گیاه دارای خواص ارزشمندی است که گیاه شناسان و اطبای معروف بر آن تأکید کرده اند.
    «ابن سینا» درباره ارزش دارویی مربای گل سرخ، در درمان بیماری سل و نتایج مفید آن سخن گفته است. گیاه شناسان معروفی همچون «جالینوس»، «دیوسکورید» و «پلین» برای این گیاه ارزش طبی فراوانی قائل بوده اند و از جمله به خواص گلاب اشاره کرده و تأثیر آن را در درمان ناراحتی های گوش، دستگاه گوارشی، عوارض پوستی و استخوانی نیکو دانسته و غرغره آن را برای زخم های دهان و لثه و تورم لوزه ها مفید دانسته اند. علاوه بر آن از گل سرخ به عنوان داروی ضد تهوع و قابض نام برده اند.
    جالب است که بدانید گل سرخ در عین قابض بودن (ضد اسهال)، خاصیت مسهلی و نرم کنندگی نیز دارد.
    این گیاه برطرف کننده نفخ معده و به طور کلی بادها و رطوبت است. همچنین تقویت کننده و برطرف کننده ناراحتی های ریه، کلیه و تپش شدید قلب است.
    پمادگل سرخ، دارای خاصیت آرام کننده در دردهای ناشی از ضرب دیدگی ها و پیچ خوردگی هاست.
    چکیده یا عصاره گل سرخ (گلاب) به عنوان آرامبخش قلب و مفرح اعصاب شناخته شده و در شربت ها و غذاها کاربرد دارد.
    طرز تهیه چای گل سرخ:
    برای تهیه یک نوشیدنی آرامبخش و معطر، مقدار یک قاشق غذاخوری پر از برگهای گل سرخ محمدی را با یک قاشق چای خوری چای، از هر نوع آن (سبز، سیاه، سفید) که مایل باشید دم کرده و نوش جان کنید.
    فراموش نکنید که برای تهیه این چای اگر از چای معمولی (سیاه) استفاده می کنید، طریقه دم کردن چای (چای سیاه) به روش چینی را فراموش نکنید!
    اکلیل کوهی، اکسیر جوانی و آرامبخش مؤثر علیه غم زدگی!
    شکل ظاهری این گیاه شبیه «ترخون» است. اما رنگ آن سبز مات و پشت برگهای آن سفید مایل به نقره ای (اکلیلی) است.در شهرها، این گیاه را در حاشیه پارک ها می کارند و در واقع می توان گفت که این گیاه علاوه بر خواص درمانی به علت ظاهر زیبا و عطر ملایم آن، جنبه تزئینی نیز دارد.
    اکلیل کوهی (رزماری) از قدیم الایام مورد توجه اطبا بوده وحتی در قبور فراعنه مصر، شاخه هایی از این گیاه درتابوت ها پیدا شده است.
    رزماری (اکلیل کوهی)، گیاه مقدس!
    در یونان و روم باستان نیز اکلیل کوهی در ردیف گیاهان مقدس قرار داشته است و اطبای شرقی به ویژه «ابوعلی سینا» مصارف زیادی از این گیاه را به ویژه در درمان ناراحتی های معده ای و کبدی توصیه کرده اند.
    خواص و کاربرد درمانی:
    اکلیل کوهی قابض و محرکی عمومی است که دارای خاصیت ضد درد، ضدرماتیسم، ضدنقرس، بادشکن، مدر و معرق است. علاوه بر این ها به علت صفراآوری، در ردیف داروهای معالج کبد وکیسه صفرا، به ویژه در هپاتیت ها و یرقان ها قرار دارد. مصرف این گیاه در ترکیبات دارویی تقویت کننده های عمومی، به ویژه تقویت قلب و اعصاب کاربرد فراوان دارد. و از دم کرده آن شربتی آرامبخش تهیه می کنند که در درمان ناراحتی های دماغی، فلج های جزئی، ضعف و کسالت و خستگی های فکری، مورد استفاده قرار می گیرد.
    افسانه های زیادی را به این گیاه نسبت داده اند و از آن به نام اکسیر جوانی یاد کرده اند. اما، آنچه مسلم است، این گیاه علاوه بر موارد یاد شده معالج صددرصد رماتیسم بوده و خوردن جوشانده آن، در درمان بی خوابی، میگرن، تپش شدید قلب، تنگی نفس و ضعف عمومی بدن بسیار مؤثر است و همچنین غرغره جوشانده رزماری، آرامبخش مؤثری برای گلودرد و آفت دهان است.
    طریقه مصرف اکلیل کوهی
    ۱ - طرز تهیه چای رزماری:
    برای تهیه این چای، مقدار ۵ گرم از شاخه های خشک گل دار و یا بی گل این گیاه را در یک لیوان آب جوش ریخته و مدت ۱۰ دقیقه بگذارید دم بکشد. سپس آن را صاف کرده و با شکر سرخ میل کنید.
    ۲ - حمام رزماری
    برای افراد خسته و کم خون و کودکان لاغر، حمام رزماری توصیه می شود. برای این منظور جوشانده غلیظ رزماری را که از جوشاندن ۲ مشت از گیاه در یک لیتر آب جوش که به مدت ۵ دقیقه جوشیده شده باشد، تهیه کرده و به آب گرم وان حمام اضافه کنید و روزی ۲ بار و هر بار به مدت یک ساعت از این حمام استفاده کنید و بدن را در آن ماساژ دهید.
    اکلیل کوهی علاوه بر مصارف درمانی، مصرف غذایی نیز دارد و از پودر برگهای آن می توان در ترکیبات ادویه ها، سالادها، چاشنی ها و سس ها استفاده کرد.
    

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۳

 

اا

حدود سه چهارم بیماران مبتلا به اختلال دلهره زنان هستند. اختلال دلهره عمدتا در سنین 2 تا 30 سالگی آغاز می‌شود و شروع آن در نوجوانان یا کسانی که در سالهای دهه چهل قرار دارند کمتر است. ظهور اول بار اختلال در افراد مسن امری غیر معمولی است. گر چه به اعتقاد تعداد کمی از متخصصان ، این اختلال در افرادی که به هنگام کودکی تجربه جدا شدن از خانواده را داشته‌اند، شایع‌تر می‌باشد ولی بیشتر آنها بر این باورند که اختلال دلهره ، افرادی را که دارای عواطف سالم می‌باشند، مبتلا می‌کند. احتمال درگیر شدن به مشارکت عاطفی پیش از شروع این مشکل در افراد مبتلا به این اختلال بیش از افراد عادی نیست.

 

مهمترین نشانه اختلال دلهره ، خود حمله دلهره است. اختلال دلهره ، اختلال پزشکی است که با حوادث ناگهانی یا حملاتی دارای چند مورد از علائم دلهره و ترس از دست دادن کنترل ، ضربان کوبنده قلب ، دشواری تنفس ، احساس تنگی نفس ، درد یا ناراحتی در قفسه سینه ، کرختی خارش‌دار پوست ، احساس خفگی ، احساس وجود گلوله در گلو ، احساس داغی یا سردی زیاد در بدن ، تعریق ، لرز ، تهوع ، عوارض و احساس عدم واقعیت مشخص میشود.                 اختلالات دلهره

افرادی که دچار تجربه حملات تکرار شونده و شدید هستند، ممکن است تنها به حملات دلهره مبتلا باشند و بس. دیگران ممکن است تجربه بروز اثرات جانبی حمله دلهره را به صورت بیهودگی و آشفتگی آغاز کنند. بروز پیشرفت این عوارض عموما به شرح زیر است:

  • چند هفته یا چند ماه قبل از نخستین حمله دلهره ، گاهی علائم خفیفی نظیر ضربان سریع قلب نمود پیدا می‌کند.
  • آنگاه نخستین حمله دلهره عمده اتفاق می‌افتد. در آن هنگام شخص اغلب فورا به جستجوی ارزیابی پزشکی می‌پردازد. معاینه بنیادی عموما طبیعی است.
  • حملات مداوم دلهره موجب می‌شود که شخص به جستجوی ارزیابی‌های بیشتر پزشکی که ممکن است بی‌نتیجه باشد، روی بیاورد. بسیاری از مبتلایان به حمله دلهره قبل از دریافت تشخیص مناسب ، ماهها یا سالها را سپری می‌کنند و تا آن هنگام ممکن است به چندین پزشک ، روانشناس و مشاور مراجعه کنند.
  • ممکن است شخص مبتلا به اختلال دلهره ، شروع به اجتناب از یک فعالیت خاص کند، زیرا بروز حمله به هنگام اشتغال به آن فعالیت برای او خجالت آور یا خطرناک است. ممکن است شخص عادی مبتلا به اختلال دلهره با خود بیاندیشد که بروز حمله خودش به اندازه کافی بد هست. حال اگر موقع رانندگی در اتوبان اتفاق بیافتد خطر آفرین هم خواهد بود. این رفتار اجتنابی می تواند به ترس از رانندگی بدل شود، در حالی که در واقع ترس از حمله دلهره است نه ترس از رانندگی.
  • ممکن است تمایل به اجتناب از شرایط مختلف در زندگی روزمره توسعه یابد و فعالیتهای بیشتری را در بر بگیرد. این رفتار اجتنابی شدید را ترس از اماکن تجمع می نامند.
  • ممکن است روحیه شخص مبتلا به اختلال دلهره پس از ماهها یا سالها حملات دلهره پیوسته و روش زندگی محدود ناشی از رفتار اجتنابی عادی ، تضعیف و دچار افسردگی روحی یا جسمی گردد.

 

حمله دلهره ، شخص را از پای در نمی‌آورد، ولی اختلال دلهره حقیقتا موجب خسارت می‌شود. تخمین مصائب و از دست رفتن کلی قابلیت تولید در نتیجه ابتلا به این اختلال دشوار است. رنج و احساس حقارت فردی و روش زندگی سخت و محدود از عوارض آن است. به دنبال حملات دلهره ، روزهای کاری از دست می‌روند و ممکن است شخص در نتیجه ناتوانی ناقص یا کامل ، بیکار شود و آنگاه خطر روی آوردن به راه‌حل‌های جاهلانه افزایش می‌یابد.

باید به تمامی اینها ناراحتی‌های افراد علاقه‌مند به فرد مبتلا و از دست رفتن قابلیت تولید در آنان را نیز افزود. به این ترتیب در می‌یابیم که میزان آسیب‌های حاصل از این اختلال در بعد ملی سرسام آور است. با این حال ما هزینه‌های کلانی را که در نتیجه اشتباه در تشخیص و مراقبت‌های پزشکی غیر ضروری و نامناسب تحمیل می‌شود در محاسبه وارد نکرده‌ایم.

 

بیست سال پیش حتی اغلب متخصصان هم شناخت درستی از اختلال دلهره نداشتند و آن را روان پریشی اضطرابی می‌نامیدند. برخی عقیده داشتند که این اختلال از کمشکش‌های روانشناختی یا ریشه‌های عمیق و تکانه‌های آشفته‌کننده ناخودآگاه ، که ماهیت جنسی دارند، منشا می‌گیرد. اکنون اختلال دلهره را بیشتر به عنوان مشکلی جسمی با هسته‌ای متابولیک می‌دانیم. این اختلال مساله‌ای عاطفی و احساسی نیست، گرچه ممکن است افرادی که از نظر احساسی- عاطفی سالم هستند، پس از ابتلا ، به تدریج دچار افسردگی یا مشکلات دیگر شوند. درباره اینکه مشکل در کجای دستگاه  عصبی بروز کند، نظریات مختلفی وجود دارد.

شواهد قابل توجهی وجود دارد که نشان دهنده اختلالی در عملکرد لوکوس سرولیوس و راههای عصبی وابسته به آن است. این بخش ، مرکز عصبی کوچکی در ساقه مغز که ضربان قلب ، تنفس و دیگر عملکردهای حیاتی بدن را کنترل می‌کند. معدودی از متخصصان هنوز هم معتقدند که این مشکل یک اختلال جسمی نیست. مدار علمی روشنی در اثبات وجود یک عامل فیزیکی برای این اختلال وجود دارند و آن را به عنوان یک اختلال جسمی که بیشتر شبیه دیابت یا پنومونی است، نشان می‌دهند.

اختلال دلهره درمان‌پذیر است و تقریبا تمام مبتلایان به خوبی درمان مناسب پاسخ می‌دهند. درمان ، متشکل از چند مرحله است:

  • نخست لازم است که به شخص درباره این اختلال آموزش داده شود. آموختن برخی از مسایلی که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفته‌اند دست کم می‌تواند با ایجاد امید در کسانی که شاید با ناامیدی دست به گریبان هستند، بهبود اوضاع کند. درک و آگاهی باعث اعتماد و انتظار مثبت می‌شود این نکته برای کسب موفقیت در نوع درمان پزشکی حائز اهمیت بسیار است.
  • در مرحله دوم لازم است درمانی یافت شود که حتی‌الامکان حملات دلهره را حذف کند. روانپزشکان متخصص در درمان اختلال دلهره از داروهای ضد افسردگی و آرام بخشها استفاده می‌کنند
  • زمانی که حملات دلهره به مدت سه ماه بطور کامل و با موفقیت مهار گردد، بیماران مبتلا به اختلال دلهره معمولا بدون هیچ کمک اضافی به زندگی طبیعی باز می‌گردند. با این حال بسیاری از افراد بطور خودکار بر تمایل موجود برای پرهیز از شرایطی که از آن گریزان بوده‌اند، چیره نمی‌شوند. موفقیت در چنین بیمارانی بوسیله سازماندهی رهیافتی سیستماتیک برای انجام اموری که از آن اجتناب داشته‌اند، قابل حصول خواهد بود. آنها باید ابتدا رفتن به جاهایی را شروع کنند که شکستن پرهیز از آنها دشواری کمتری دارد.

    قرار گرفتن در معرض شرایط هراس آور تا زمانی که بیماران به آرامشی معقول دست یابند، تکرار می‌شود. سپس به فعالیت اجتناب شده دیگری که از سختی کمتری به برخوردار است، پرداخته می‌شود. این رهیافت بسیار موفق، روشی مبتنی بر دریافت عمومی و بر اساس این ضرب‌المثلی قدیمی است که اگر از اسب افتادی، بی‌درنگ دوباره سوار شو. روش گفته شده که رفتار درمانی مبتنی بر شناخت  نامیده می‌شود، می‌تواند در رفع اینگونه ترسها مفید واقع شود. شخص در می‌یابد که حقیقتا می‌تواند فعالیتهای اجتناب شده را انجام شده و داروها نیز مانع وقوع حملات می‌شوند. اعتماد به نفس باز می‌گردد و زندگی عادی با ایمنی ، آرامش ذهن و احساس اینکه فرد بار دیگر تحت کنترل شخصی است، از سرگرفته می‌شود.

 

برخی از متخصصان حرفه‌ای بر این باورند که می‌توان اختلال دلهره را همانند رفتار درمانی مبتنی بر شناخت با گفتار درمانی با نوار کاست‌های گران قیمت معالجه کرد. بنیاد ملی اضطراب ، متخصصان حرفه‌ای و بیماران را تا زمانی که پژوهشهای قانع کننده یکبار و برای همیشه به این مباحثات خاتمه دهند، تشویق اتخاذ ترکیبی از هر دو روش (دارو درمانی و رفتار درمانی مبتنی بر شناخت) می‌کند. اختلال دلهره بیماری جدی و در عین حال درمان پذیری است. تقریبا تمام مبتلایان به خوبی به درمان پاسخ می‌دهند و می‌توانند طی چند هفته تا چند ماه زندگی عادی باز گردند

   + فرزانه (ربابه)دریاباری - ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱