کودک درونتان علاقهمند به شنیدن چه چیزهایی است؟
او مایل است که به او بگویید:
دوستت دارم، مواظبت هستم و تو را همانطور که هستی میپذیرم، از این که تو را
دارم بسیار مغرور و مفتخرم، تو همه چیزی هستی که دارم، تو بسیار زیبا و جذاب هستی
عزیزم، تو هنرمند و خلاقی، تو تواتمند و پرتلاشی، متاسفم از اینکه به تو آسیب
رساندم، متاسفم از اینکه فراموشت کردم، متاسفم از اینکه تو را به عنوان یک کودک
آنطور که بودی نپذیرفتم و انتظار داشتم به سرعت رشد کنی و بزرگ شوی، میتوانی به
من اعتماد کنی و هر طور دلت میخواهد باشی (خودت باشی)، ما برای رسیدن به سلامتی ،
رشد، شادی و لذت با هم همکاری خواهیم کرد.
پیامدهای منفی سرکوب کردن کودک درون
وقتی در مقام یک بزرگسال، تمایلات، خواستهها و نیازهای کودک درون را سرکوب
میکنید، در معرض خطرات زیر قرار میگیرید:
- هرگز یاد نمیگیرید چگونه احساس طبیعی داشته باشید، بازی کنید و لذت
ببرید.
- هرگز یاد نمیگیرید چگونه آرام باشید و استرسهای
خود را کنترل کنید.
- از اینکه به اندازه کافی «خوب نیستید» احساس
گناه میکنید و از بودن در کنار خانواده و کودکتان لذت نمیبرید.
- نسبت به افرادی که از زندگی لذت میبرند، بدبین میشوید.
- از صمیمی شدن با دیگران میترسید، منزوی میشویدو میترسید که در ارتباط با
مردم بیکفایت ارزیابی شوید.
مراحل شفای کودک درون
مرحله 1: به منظور آشنایی با کودک درونتان ابتدا چشمهایتان را
ببندید و آرام باشید، سعی کنید حداقل به مدت نیم ساعت خودتان را در نقش کودکی
خردسال (3 تا 8 ساله) مجسم کنید و خودتان را ببینید که با اعضای خانواده در تعاملید
و به واکنشهای کودکانه خود دقت کنید.
- خودتان را با هم بازیهایتان مجسم کنید. توجه کنید که در کنار آنان چه احساسی
دارید و چقدر لذت میبرید.
- خودتان را در کلاس درس مجسم نمایید و دقت کنید که با معلم چگونه ارتباط برقرار
میکنید.
اگر احساس کردید در آن حالت، کودکی ناراحت و ناراضی هستید، سعی کنید به
یادآورید، آخرین بار در کودکی چه زمانی شاد و خوشحال بودید. این آخرین خاطره شما از
کودک شاد همان «کودک درون» است که در حال حاضر به منظور مقابله با استرس درونتان
مخفی شده است.
مرحله 2: اکنون که با کودک درونتان آشنا شدید، سعی کنید به
پرسشهای زیر پاسخ دهید:
الف) کودک درونتان را چگونه وصف میکنید؟
ب) چه زمانی کودک درونتان تصمیم گرفت در درون شما مخفی شود؟
ج) چگونه میتوانید پیامهای مثبت را به او انتقال دهید؟
د) عقاید غیرمنطقی درباره کودک درونتان، در زندگی چیست؟ و چگونه با آن مقابله می
کنید؟
مرحله 3: در حال حاضر، برای برنامهریزی عملی در جهت مراقبت از
کودک درونتان آمادهاید. سه فعالیت زیر میتواند در برنامهریزی شما و مراقبت از
کودک درونتان موثر باشد.
فعالیت اول: یادبگیرید چگونه از چیزهای کوچک در زندگی لذت
ببرید.
چشمهایتان را به روی زیباییهای طبیعت بگشایید و از
آنها لذت ببرید، دایره لغات «حسی» خود را گسترش دهید. سعی کنید زندگی را با تمام
وجود و با تمام حسهایتان تجربه کنید. با طبیعت ارتباط برقرار کنید.
برای مثال در ساحل رودخانه قدم بزنید، نور مهتاب را تماشا کنید و در زیر آسمان
پرستاره پیاده روی کنید. خود را با کودکان و حیوانات مشغول کنید، در یک کلاس سرگرم
کننده و شادیآور شرکت کنید و حسی از شوخ طبعی را در خودتان ایجاد کنید و از آن لذت
ببرید.
فعالیت دوم: یاد بگیرید چگونه احساس کنید و چگونه احساسات خود را
با دیگران تقسیم کنید. به این منظور نیز باید گامهایی بردارید:
احساسات خود را همه روزه دردفترچه یادداشت بنویسید.
یک داستان فانتزی در
دفترچه یادداشت خود بنویسید، داستانی که تجربه شما را حداقل در 10 احساس مثبت
متفاوت، وصف میکند.
آرام باشید و خودتان را مجسم کنید که احساسات مثبتی را تجربه میکنید. تجربه
حاصل را در دفترچه یادداشت خود ثبت کنید.
فعالیت سوم: یاد بگیرید چگونه کودکانه
بازی کنید.
سعی کنید «خشک بودن» و جدیت را کنار بگذارید و خود انگیخته باشید و بگذارید
«کودک درونتان» خود را رها سازد.
سعی نکنید حالتها و رفتارهای کودک گونه را در حین بازی در خود خفه کنید، راحت
باشید.
بازی، مستلزم استفاده از تخیل
است پس در بازی
کردن از تخلیه و خیال کمک بگیرید.
برای خودتان چشن تولد بگیرید.
در مجموع، همه فعالیتهای ارائه شده، به منظور آزاد سازی بخش نبستاً مهمی از
روان شماست. با آزاد شدن این بخش از روان، از انرژی و قدرت لازم برای رشد و کمال
شخصی برخوردار خواهید شد. بهعلاوه زخمهای احساسی شما زودتر بهبود مییابند، انرژی
بیشتری برای کار و فعالیت دارید و دردها و ناراحتیهای جسمانی، شما را ترک خواهند
کرد
بیماری های جسمی بدون علت بدنی
یکی از اختلالات شایع روانی، اختلالات جسمی غیرقابل توجیه از نظر پزشکی است که
الگو و قالب مشخصی ندارند. اگر میخواهید با برخی از این اختلالات آشنا شوید با ما
همراه شوید.
ویژگیهای بعضی از اختلالات روانی شامل علایم و نشانههای بیماری جسمی است، اما
به طور کامل، بیماری جسمی را نیز توجیه نمیکند.
علایم و نشانههای مربوط به اختلالات غیرقابل توجیه از نظر پزشکی یا شبهجسمی،
ممکن است در مرحله بحرانی زندگی آغاز شود و با رفع استرس یا آموزش سازگاری به فرد
مبتلا، برطرف شوند.
علایم و نشانهها شبیه حالتهای طبیعی همراه با استرس و آشفتگی روانی است، اما
در اختلال شبهجسمی علایم و نشانهها شدیدتر هستند و طی یک دوره ی مداوم ادامه
دارند.
انواع اختلالاتی که از نظر پزشکی علایم و نشانههای غیرقابل توجیه دارند
عبارتاند از: اختلال جسمیسازی، اختلال درد، اختلال تبدیلی و
خودبیمارانگاری.
اختلال جسمیسازی (Somatization Disorder)
تبدیل شدن تجارب روانی به علایم جسمانی، اختلال جسمیسازی است. چنین افرادی برای
چند سال متوالی، دچار بیماریهای جسمانی هستند، ولی وقتی که پزشک آنها را مورد
معاینه قرار دهد، علت بدنی واضحی پیدا نمیکند. برخی نشانهها و علایم اختلال
جسمیسازی شامل کمردرد،
سردرد، درد مفصل
و درد قفسهسینه است. همچنین برخی مشکلات
گوارشی از قبیل التهاب معده، تهوع،
استفراغ و اسهال نیز
از دیگر علایم این اختلال به شمار میرود.
این علایم به طور معمول در نوجوانی شروع میشود و بیشتر بین خانمها رایج
است.
اختلال درد ( Pain Disorder)
اختلال درد
شامل تجربه درد به مدت طولانی است و هیچ دلیل جسمی، علت درد را آشکار نمیکند. این
اختلال همانند دردهای مزمن مفاصل نیست که اساس جسمی داشته باشد. اختلال درد به طور
معمول بین 30 تا 50 سالگی شروع و به طور ناگهانی ظاهر میشود و پس از چند هفته یا
چند ماه درد آن بدتر میشود. تداوم این اختلال در خانمها دو برابر آقایان است.
افراد دچار این اختلال ممکن است کارشان را رها کنند. از یک پزشک به پزشک دیگر
میروند و از روشهای زیادی برای از بین بردن دردشان استفاده میکنند. این اختلال
میتواند به استرس منجر شود.
اختلال تبدیلی (Conversion Disorder)
علایم و نشانههای این اختلال، حسی و حرکتی است. نشانههای حسی شامل از دست دادن
حس درد یا لامسه، دوبینی، کوری و کری است.
علایم و نشانههای حرکتی شامل: ضعیف شدن تعادل و هماهنگسازی، فلج شدن، مشکل در بلع
یا تولید صداست. برخی افراد حتی به حملات قلبی، صرع یا تشنج نیز
دچار میشوند.
نتایج آزمایشهای عصبی و دیگر آزمایشها، هیچ مورد غیرطبیعی را نشان نمیدهند،
ولی عوامل روانشناسی از قبیل استرس،
عامل به وجود آورنده یا تشدید کننده ی علایم و نشانههای مربوط به این اختلال می
باشد و به طور معمول در نوجوانی و ابتدای جوانی ظاهر میشوند.
خود بیمارانگاری (Hypochondriasis)
خودبیمارانگاری
یک نوع دلنگرانی، همراه با ترس
از بیماری است. یعنی شما باور میکنید که به یک نوع بیماری مبتلا هستید و نقش یک
بیمار جسمی را بازی میکنید، حتی پس از یک معاینه کامل و تشخیص ندادن اختلال بدنی،
یک ترس بدون دلیل از بیماری ادامه دارد.
تغییر در میزان ضربان قلب شما ایجاد میشود. افزایش تعریق
و درد
معده به عنوان یک دلیل روشن از این بیماری است.
فکر و ذهن شما، نگران ارگانهای بدن شماست. به عنوان مثال نگرانی از اینکه شما
بیماری قلبی دارید. اغلب اشخاص خودبیمارانگار، توقع بیش از حد از پزشک خود دارند و
از تلاشهای پزشک برای سلامت خود قدردانی نمیکنند.
شاید برایتان جالب باشد بدانید که در اختلالی موسوم به اختلال تصنعی (مونچهاوزن
Munchausen ) شخص علایم یک بیماری جسمی را شبیهسازی میکند و یا آسیبی به خود
میزند تا به این ترتیب توجه دیگران را به خود و بیماری اش جلب کند.
درمان
پزشک معاینه ای کامل انجام میدهد و دلیل جسمی بیماری شما را تا حد امکان مورد
تحقیق قرار میدهد. وقتی که برای بیماری شما دلیلی یافت نشود، بیماری روانی از
جمله اضطراب
و افسردگی به عنوان علت مطرح میشوند.
به طور معمول درمان، روی روش زندگی شما متمرکز میشود به طوری که شما بیش از حد
تصنعی و محدود نباشید. این درمان شامل رواندرمانی و تا حد امکان تجویز داروی
ضدافسردگی است.
داروی ضدافسردگی ممکن است برای شخص افسرده به همراه خود اختلال شبهجسمی هم
داشته باشد که برای وی مفید است.
این دارو همچنین درد را کنترل میکند و خواب را بهبود میبخشد.
تشخیص، علایم و نشانهها
- عمدتاً با علایم و نشانههای جسمی:
به آن "سندرم مونشهاوزن ـ Munchausen syndrome" ایجاد ارادی علایم جسمی، مانند تهوع، استفراغ، درد، تشنج. ممکن است بیماران بهطور عمدی در مدفوع یا ادرارشان خون بریزند، دمای بدن را به شکل مصنوعی بالا ببرند، انسولین تزریق کنند تا قند خون کاهش یابد. نشانه "شکم مشبک ـ gridiron" نتیجه اسکارهای ناشی از چندین عمل جراحی است.
- عمدتاً با علایم و نشانههای روانشناختی:
ایجاد عمدی علایم روانشناختی، مانند توهم، هذیان، افسردگی، رفتار غریب، ممکن است بیماران داستانی در مورد استرسهائی بزرگ بسازد، که در زندگیاش موجب ایجاد علایم بیماری شدهاند.
"دروغپردازی خیالبافانه ـ pseudologia fantastica" به معنی ساختن دروغهای نامعقول است که بیمار، خود به آن اعتقاد دارد. در هر دو نوع ذکر شده، سوءمصرف مواد، بهخصوص اپیوئیدها، شایع است.
- با علایم و نشانههای همراه جسمی و روانشناختی:
ایجاد ارادی علایم جسمی و روانشناختی با هم.
- اختلال ساختگی که بهگونهای دیگر مشخص نشده:
شامل اختلالاتی است که معیارهای اختلال ساختگی را ندارند (مثل اختلال ساختگی نیابتی ـ factitious disorder by proxy)؛ ایجاد ارادی نشانههای جعلی در شخص دیگری که تحت مراقبت فرد است و بنابراین به شکل غیرمستقیم، نقش بیمار گرفته میشود).
اپیدمیولوژی
ناشناخته، در مردان شایعتر از زنان است. معمولاً شروع آن در بزرگسالی است. بیماری ساختگی، بهخصوص تب ساختگی، مسئول ۱۰-۵% همه بستریهای بیمارستانی است. در کارکنان بهداشتی شایعتر است (۱).
(۱) . در کدامیک از بیماریهای زیر علایم فیزیکی بیماری هوشیارانه و بهطور ارادی ایجاد میشود؟ (پیشکارورزی شهریور ۷۷)
الف ـ سندرم مونچهاوزن (Munchausen) ب ـ اختلال تبدیلی (Conversion Dis)
ج ـ خودبیمارانگاری (Hypochondriasis) د ـ اختلال جسمانی کردن (Somatization Dis)
پاسخ: گزینه الف
سببشناسی
در حالت تیپیک، بیماری واقعی در اوایل زندگی همراه با سوءرفتار با طرد والدین وجود دارد. بیمار در بزرگسالی مجدداً بیماری را خلق میکند تا توجه محبتآمیز را از پزشکان بگیرد. بعضی از بیماران لذت خودآزارانهای از تحت عمل جراحی قرار گرفتن میبرند. عدهای هم با شخص مهمی در گذشته، که بیماری روانپزشکی یا طبی داشته، همانندسازی میکنند.
روانپویشی
واپسزنی، همانندسازی با پرخاشگر، پسرفت (regression)، نمادینسازی.
تشخیص افتراقی
- بیماری جسمی:
معاینه جسمی و بررسی آزمایشگاهی باید انجام شود که نتیجه آنها منفی خواهد بود. پرسنل پرستاری باید به دقت از نظر بالا بردن عمدی دمای بدن و تغییر در مایعات بدن، بیمار را تحتنظر داشته باشد.
- اختلال شبهجسمی:
در اختلال ساختگی، علایم ساختگی است و در اثر عوامل ناخودآگاه یا نمادین ایجاد نمیشود. پدیده "بیتفاوتی زیبا" در اختلال ساختگی وجود ندارد. بیماران هیپوکندریازیس، علاقه ندارند که تحت آزمایش یا جراحیهای پیشرفته قرار گیرند.
- تمارض:
مشکلترین تشخیص افتراقی. افراد متمارض، هدفهای خاصی را دنبال میکنند (مثلاض بهدست آوردن پول بیمه، اجتناب از گذراندن دوران زندانی)
- سندرم گانسر:
در زندانیانی دیده میشود که جوابهای تخمینی به سؤالها میدهند و در حول و حوش موضوع صحبت میکنند. جزء اختلالات تجربهای که بهگونهای دیگر مشخص نشده، طبقهبندی گردیده است.
سیر بیماری و پیشآگهی
معمولاً سیر بیماری مزمن است. در بزرگسالی شروع میشود، ولی ممکن است شروع زودتر باشد. مراجعه مکرر به پزشکان و سابقه بستریهای مکرر در ارتباط با جستجوی درمان توسط بیمار وجود دارد. در طول بیماری، خطر سوءمصرف زیاد است. اگر همراه با افسردگی یا اضطراب، که به رمان پاسخ میدهند، باشد، پیشآگهی بهتر میشود. اگر بیمار تحت چندین عمل جراحی تهدیدکننده حیات قرار گرفته باشد، خطر مرگ وجود دارد.
درمان
- از آزمایشها یا اعمال طبی غیرلازم اجتناب کنید. بیمار را با تشخیص اختلال ساختگی و تقلیدی بودن علایم رویارو سازید. بهندرت بیماران وارد برنامههای رواندرمانی میشوند، چون انگیزه ضعیفی دارند. ولی ائتلاف کاری با پزشک ممکن است در طول زمان بهدست آید، و بیمار نسبت به رفتارش بینش پیدا کند. با این حال، احتمال اداره خوب بیماری، بیشتر از درمان قطعی است. در بعضی از بخشهای ایالات متحده، بانک اطلاعاتی در مورد بیمارانی که بهدلیل بیماری ساختگی مکرر بستری شدهاند وجود دارد.
- درمان داروئی برای اضطراب یا افسردگی همراه مفید است. اگر سوءمصرف مواد وجود داشته باید درمان گردد.
- اگر کودک در خطر است باید به مراکز خدمت بهزیستی کودک اطلاع داده شود (مثلاً در مورد اختلال ساختگی نیابتی).
علایم و نشانههای روانپزشکی
موتیسم (mutism)
فقدان کارکردی یا عضوی توانائی تکلم
منفیکاری (negativism)
مخالفت یا مقاومت لفظی یا غیرلفظی نسبت به توصیه یا تلقین خارجی، بهطور شایعی در اسکیزوفرنی کاتاتونیک دیده میشود که در آن بیمار با هرگونه کوششی که بخواهد او را حرکت دهد مقاومت میکند یا برعکس آن چیزی را که از او خواسته شده انجام میدهد.
واژهسازی (neologism)
لغات یا عبارات جدیدی که ریشه و اشتقاق آنها قابل فهم نیست؛ اغلب در اسکیزوفرنی مشاهده میشود این اصطلاح همچنین در مورد لغتی که بهصورت غلطی ساخته شده اما به هر حال منشاء آن قابل فهم میباشند بهکار برده میشود (مثلاً کفش سر که منظور کلاه میباشد)، اما چنین ساختارهائی را بهتر است به شکل صحیحتری بهعنوان تقریب واژگانی (word approximations)، دانست.
هذیان نیستانگاری (nihilistic delusion)
هذیان افسردهگونهای که در آن دنیا و هر چیز مرتبط با آن فنا شدهاند.
وسواس فکری (obsession)
عقیده فکر یا تکانه پایدار و راجعهای که با استدلال یا منطق قابل رفع از هشیاری نیست افکار وسواسی غیرارادی و ناهمنوا با ایگو میباشند.
توهم بویائی (otfactory hallucination)
توهمی که بوها را دربرمیگیرد. در اختلالات طبی؛ بهخصوص آنهائیکه بر لوب گیجگاهی تأثیر میگذارند شایعتر است.
موقعیتیابی (orientation)
آگاهی از خود و پیرامون خود در ارتباط با زمان، مکان و شخص
عقیده پیشبهاء داده شده (overvalued idea)
باور یا عقیده غلط و غیرمنطقی که بیدلیل حفظ میشود. از هذیان شدت کمتر یا دوره کوتاهتری دارد. اما معمولاً با بیماری روانی مرتبط میباشد.
پانیک (panic)
حمله حاد و شدید اضطراب که مرتبط با درهمریختگی شخصیت میباشد، اضطراب شدید است و همراه با احساس هلاکت و نابودی قریبالوقوع میباشد.
هذیانهای پاراتوئید (paranoid delusions)
مشتمل است بر هذیانهای گزند و آسیب انتساب، کنترل و بزرگمنشی
پاراپراکسیس (parapraxis)
عمل ناقص، مثل لغزش زبان یا بد قرار دادن چیزی. فروید آن را به انگیزههای ناخودآگاه نسبت داد.
در جا زنی (perseveration)
۱. تکرار بیمارگونه یک پاسخ به محرکهای مختلف، مانند تکرار یک پاسخ شفاهی به سؤالات گوناگون (۱).
۲. تکرار مستمر کلمات یا مفاهیم معین در فرآیند گفتار. در اختلالات شناختی، اسکیزوفرنی و سایر بیماریهای روانی مشاهده میشود.
(۱) . پزشک از بیمار میپرسد: امروز چه روزی از هفته است؟ بیمار میگوید: سهشنبه؛ سپس پزشک میپرسد: اینجا کجاست؟ بیمار میگوید: سهشنبه؛ سپس پزشک سؤال میکند: فرد همراه شما کیست؟ بیمار پاسخ میدهد: سهشنبه، احتمال کدام نشانه زیر بیشتر است؟
الف ـ vebigeration ب ـ Stereotypy ج ـ perseveration د ـ automatism
پاسخ: گزینه ج
فوبی (phobia)
ترس بیمارگونه مقاوم، غیرمنطقی و شدید از یک محرک یا شیء؛ شخص فوبیک ممکن است این تشخیص را بدهد که ترس او غیرمنطقی است، اما با وجود این نمیتواند آن را از خود دور کند.
فشار گفتار (pressured speech)
افزایش میزان تکلم خودانگیخته، گفتار سریع، با صدای بلند، و شتابیافته که در مانیا، اسکیزوفرنی و اختلالات شناختی رخ میدهند.
آژیتتاسیون روانی - حرکتی (psychomotor agitation)
بیشفعالی روانی که معمولاً غیرسازنده و مرتبط با تنش روانی است، چنانکه در افسردگی تهییجی رخ میدهد.
عاطفه محدود (restricted affect)
کاهش شدت احساس به درجاتی کمتر از عاطفه کند، اما به وضوح وجود دارد.
فراموشی پسگستر (retrograde amnesia)
از دست دادن خاطره رویدادها پس از شروع فراموشی
توهم جسمی (somatic delusion)
توهمی که شامل ادراک تجربه جسمی میباشد.
هذیان جسمی (somatic hallucination)
هذیانی که با کارکرد بدن فرد ارتباط دارد.
استریوتایپی (stereotypy)
تکرار ثابت و مکانیکی اعمال جسمی یا کلامی؛ در اسکیزوفرنی کاتاتونیک مشاهده میشود (۱).
(۱) . بیماری مرتب بهصورت مکانیکی حرکاتی را تکرار میکند. این علامت در کدام بیماری زیر شایعتر میباشد؟ (پرانترنی اسفند ۸۰)
الف ـ اختلال خلقی دوقطبی ب ـ اسکیزوفرنی
ج ـ اختلال استرس پس از سانحه د ـ اختلال سوماتیزاسیون
پاسخ: گزینه ب
استوپور (stupor)
۱. حالت واکنش کاهشیافته به محرک و کاهش آگاهی شخص از محیط خود مانند اختلال در هوشیاری؛ این حالت وضعیت اغمای نسبی یا نیمهاغماء را نشان میدهد.
۲. در روانپزشکی، مترادف با موتیسم بهکار میرود و لزوماً اشاره به اختلال در هشیاری نمیکند؛ در استوپور کاتاتونیک، معمولاً بیماران از پیرامون خود، آگاه میباشند.
اندیشه خودکشی (Suicidal ideation)
افکاری در مورد کشتن خود
تفکر مماسی (tangentiality)
گفتار نادرست، انحرافیابنده یا حتی بدون ربط بهصورتی که عقیده اصلی ابراز نمیشود.
پخش فکر (thought broadcasting)
احساس اینکه افکار شخص در محیط پخش میشوند.
اختلال تفکر (thought disorder)
هرگونه اختلال در فکر که بر زبان، ارتباط، یا محتوای تفکر تأثیر میگذارد؛ کیفیت مشخص اسکیزوفرنی است. دامنه تظاهرات از انسداد ساده و حاشیهبرداری خفیف تا شل شدن عمیق تداعیها؛ بیربطی، و هذیانها را دربرمیگیرد. مشخصه آن ناکافی در پیروی از قواعد نحوی و معنائی است که با تحصیلات، هوش یا زمینه فرهنگی شخص هماهنگ نیست.
کاشت فکر (thought insertion)
هذیان کاشتن افکار در ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
برداشت فکر (thought disorder)
هذیان بیرون کشیده شدن افکار از ذهن شخص توسط اشخاص یا نیروهای دیگر
تیک (tic)
حرکت استریوتایپی اسپاسمودیک غیرارادی دستهای از عضلات کوچک؛ بهصورت عمده در لحظات استرس یا اضطراب مشاهده میشود، و بهندرت در نتیجه اختلال عضوی بهوجود میآید.
خلسه (trance)
حالت شبیه خواب هوشیاری و فعالیت کاهشیافته.
نشانههای نباتی (vegetative signs)
در افسردگی و بهصورت نشانههای مشخصی مثل اختلال خواب (بهخصوص بیدار شدن در صبح زود)، کاهش اشتها، یبوست؛ از دست دادن وزن، و فقدان پاسخ جنسی.
مکررگوئی مرضی (verbigeration)
تکرار بیمعنی و استریوتایپی کلمات یا عبارات. در اسکیزوفرنی مشاهده میشود بهعنوان کاتافازیا (cataphasia) نیز معروف است.
توهم بینائی (visual hallucination)
توهمی که اساساً دربرگیرنده حس دیدن میباشد.
انعطافپذیری مومیشکل (way flexibility)
اختلالی که در آن بیماران به همان شکل که قرار گرفتهاند باقی میمانند. بهنام کاتالپسی نیز معروف است.
سالاد کلمه (word salad)
ترکیبی از کلمات و عبارات که نامنسجم، بیربط و اساساً غیرقابل فهم است. معمولاً در موارد پیشرفته اسکیزوفرنی دیده میشود
دو قطبی ها چگونه افرادی هستند؟
اختلال دوقطبی
--------------------------------------------------------------------------------
اختلال دوقطبی یا شیدایی -افسردگی با دوره هایی از تجارب افسردگی
و شیدایی مشخص می شود.علایمی که در دوره شیدایی بروز می کند بر خلاف علایم
افسردگی است.در دهره شیدایی خلق خیلی شاد و غیر معمول است و فرد در خود
احساس توانایی زیادی کرده و دایما صحبت می کند.از کاری به کار دیگر رو می کند بی آنکه
نیاز به خواب داشته باشدو نقشه های بزرگی می کشد بی آنکه به عملی بودن آن
بیندیشد.چنین افرادی سخت بر انگیخته اند و مدام باید باید فعال باشند،آنها ممکن است
ساعت ها به این طرف و آن طرف بروند،آواز بخوانند،فریاد بزنند و مشت به دیوار بکوبند،زود
خشمگین شده و ممکن است دست به تهاجم و پرخاش بزنند..اختلال دو قطبی همیشه با دو فاز احساسی کاملاً متفاوت مشخص میگردد. در واقع در بعضی مواقع فرد احساس سرخوشی، خود بزرگ بینی و رفتارهای ناپایدار به همراه خوشحالی شدید مینماید و در بعضی مواقع علائم افسردگی (بی علاقگی، بی حوصله گی) را از خود بروز میدهد.
این افراد حداقل سه علامت از علائم زیر را تجربه کرده اند:
1. ایده های خود بزرگ بینی و یا افزایش بیش از اندازه در اعتماد به نفس
2. نیاز کمتر به خواب
3.یک احساس اضطرار در صحبت کردن
4. افکار پراکنده و فاقد تمرکز
5. افزایش فعالیت برای به انجام رساندن یک هدف و یا بیان آن با تحریکپذیری شدید
6. افزایش حس لذت جویی که ممکن است به صورت افزایش شدید میل جنسی، خوشگذرانی و ولگردی که معمولاً با عاقبتی بد همراه است.
بین حملههای مانیک و افسردگی فرد کاملاً حتی برای ماهها و سالها نرمال است. ..درباره اختلال دوقطبی ( اختلال خلقی دو قطبی یا افسردگی شیدایی ) بیشتر بدانید. مخصوصا کسانی که خود یا دوستان یا اقوامشان از این بیماری رنج میبرند
اختلالات دوقطبی چیست ؟
ازاختلال دو قطبی با عنوان افسردگی شیدائی نام برده میشد. همانگونه که از نام قبلی استنباط میشود کسی که دچار اختلال دوقطبی است دچار نوسانات خلقی شدید میباشد.این نوسانات معمولا هفته ها یا ماها طول میکشد و با ان چه مردم عادی در زندگی روزمره تجربه میکنند بسیارمتفاوت است.
خلق افسرده: احساس شدید افسردگی
خلق شیدا: احساس شادمانی بسیار
خلق مختلط: به عنوان مثال خلق افسرده همراه با بیقراری و فعالیت بیش از اندازه ناشی از شیدائی.
شیوع اختلالات دو قطبی :
در حدود یک نفر از هر 100 بزرگسال در طول زندگی خود دچار این اختلال میگردد. معمولا این اختلالات بعد از سنین نوجوانی اتفاق میافتد. در سنین بالاتر از 40 سال این اختلالات غیر معمول است. مردان و زنان به یک اندازه در معرض ابتلا به این اختلالات قرار دارند.
انواع اختلال دو قطبی :
اختلال دو قطبی نوع 1
حد اقل یک دوره خلق شیدا به مدت یک هفته وجود دارد.اگرچه بیشتر مبتلایان دوره افسردگی را هم تجربه میکنند ولی بعضی از انها فقط دوره شیدائی را تجربه میکنند. دوره های شیدایی بدون درمان بین 3 تا 6 ماه به طول میانجامند.دورههای افسردگی در صورتی که مداوا نشوند 6-12 ماه ادامه پیدا میکنند.
اختلال دو قطبی نوع 2
در این نوع بیش از یک دوره افسردگی شدید وجود دارد. در صورتی که شدت خلق شیدایی کم است. این نوع به نام شیدائی خفیف (Hypomania)
نامیده میشود.
اختلال دو قطبی با تناوب سریع Rapid cycling
در این دسته بیش از 4 بار نوسان روحی در طول یکسال وجود دارد. این نوع در حدود 10 درصد افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی دیده میشود و میتواند با هر کدام از انواع 1 یا 2 همراه باشد.
اختلال خلق ادواری ( Cyclothymia )
در این نوع شدت نوسان خلق به اندازه اختلال دوقطبی نیست، اما میتواند زمان طولانی تری ادامه یابد. این حالت میتواند منجر به اختلالات دو قطبی گردد
علل اختلالات دوقطبی
دلیل قطعی برای این اختلالات شناخته نشده، اما تحقیقات نشان میدهد که:
اختلالات دوقطبی منشائ ارثی دارد. به عبارتی ژنها بیشتر از تربیت در این اختلالات موثرند. ممکن است مشکل فیزیکی در قسمتی از مغز که کنترل حالات روحی را به عهده دارد عامل این اختلالات باشد. به این دلیل است که این اختلالات با دارو قابل درمان هستند. نوسانات خلقی ممکن است گاهی توسط استرس و یا بیماری بوجود بیایند.
علایم اختلالات دو قطبی
علائم بیماری بستگی به این دارد که خلق شما به سمت افسردگی یا شیدائی تغییر کرده باشد.
* علائم اختلال دو قطبی
شامل دو نوع علائم میباشد:
1- علائم مانیا یا هیپومانیا (شیدائی)برای حداقل یکهفته، شامل حداقل 3 علامت از علائم زیروجود داشته باشد:
_ تحریک پذیری ،خلق شاد
_ حواسپرتی
_ اعتماد به نفس بالا احساس بزرگ منشی
_ کاهش نیاز به خواب
_ پرحرفی یا تندتند حرف زدن
_ پرش افکار
_ بیقراری یا افزایش فعالیتهای معطوف به هدف (از جمله فعالیتهای اجتماعی، تحصیلی، سکسی)
_ درگیری بیش از حد درامور لذتبخش که گاهی با عواقب ناراحت کننده وزیانبار همراه است
یا
2-علائم افسردگی برای حداقل دو هفته، شامل حداقل پنج علامت از علائم زیروجود داشته باشد:
_ خلق افسرده یا بی علاقگی شدید یا در اطفال به صورت تحریک پذیدی
_ کاهش انگیزه برای انجام کارها
_ کاهش وزن (افزایش یا کاهش اشتها) –در کودکان به صورت وزن نگرفتن
_ بیخوابی یا پرخوابی
_ بیقراری یا کندی جسمی-روانی
_ احساس خستگی وکمبود انرژی
_ احساس بی ارزشی یا گناهکار بودن
_ کاهش تمرکز بلاتصمیمی
_ افکار مکرر در مورد مرگ یا خود کشی
1- افسردگی :
احساس افسردگی احساسی است که همه ما در طول زندگی آنرا تجربه کرده ایم. این احساس میتواند به ما در شناخت و برخورد با مشکلات زندگی کمک کند.
اما در افسردگی بالینی یا اختلالات دوقطبی این احساس افسردگی بسیار شدید تر است. در این حالت احساس افسردگی برای مدت طولانی باقی میماند و حتی انجام امور عادی زندگی را سخت یا غیر ممکن میسازد. در صورتی که شما افسرده شده باشید متوجه این تغییرات در خود شده اید:
علائم روانی :
احساس غمگینی که از بین نمیرود.
احساس نیاز به گریستن بدون هیچ دلیلی
ازدست دادن تمایل و رغبت به همه چیز
عدم لذت بردن از چیزهایی که قبلا لذت می بردید.
احساس بی قراری و آشفتگی
از دست دادن اعتماد به نفس
احساس بی ارزشی و ناامیدی
زودرنجی و تحریک پذیری
فکرکردن به خود کشی
علائم فکری
از دست دادن قدرت فکر کردن مثبت و امیدوارانه
از دست دادن قدرت تصمیم گیری حتی در موارد ساده
مشکل تمرکز کردن
علائم جسمی
کم شدن اشتها و وزن
مشکل خوابیدن
بیدار شدن زودتر از موقع
احساس خستگی کامل
یبوست
عدم تمایل به رابطه جنسی
علائم رفتاری
مشکل در شروع و به پایان رساندن کارها- حتی کارهای روزمره
گریه کردن زیاد و یا احساس نیاز به گریه و عدم توانایی گریستن
پرهیز از مواجهه با افراد
اختلال دوقطبی
علل اختلالات دوقطبی
دلیل قطعی برای این اختلالات شناخته نشده، اما تحقیقات نشان میدهد که:
اختلالات دوقطبی منشائ ارثی دارد. به عبارتی ژنها بیشتر از تربیت در این اختلالات موثرند. ممکن است مشکل فیزیکی در قسمتی از مغز که کنترل حالات روحی را به عهده دارد عامل این اختلالات باشد. به این دلیل است که این اختلالات با دارو قابل درمان هستند. نوسانات خلقی ممکن است گاهی توسط استرس و یا بیماری بوجود بیایند.
علایم اختلالات دو قطبی
علائم بیماری بستگی به این دارد که خلق شما به سمت افسردگی یا شیدائی تغییر کرده باشد.
* علائم اختلال دو قطبی
شامل دو نوع علائم میباشد:
1- علائم مانیا یا هیپومانیا (شیدائی)برای حداقل یکهفته، شامل حداقل 3 علامت از علائم زیروجود داشته باشد:
_ تحریک پذیری ،خلق شاد
_ حواسپرتی
_ اعتماد به نفس بالا احساس بزرگ منشی
_ کاهش نیاز به خواب
_ پرحرفی یا تندتند حرف زدن
_ پرش افکار
_ بیقراری یا افزایش فعالیتهای معطوف به هدف (از جمله فعالیتهای اجتماعی، تحصیلی، سکسی)
_ درگیری بیش از حد درامور لذتبخش که گاهی با عواقب ناراحت کننده وزیانبار همراه است
یا
2-علائم افسردگی برای حداقل دو هفته، شامل حداقل پنج علامت از علائم زیروجود داشته باشد:
_ خلق افسرده یا بی علاقگی شدید یا در اطفال به صورت تحریک پذیدی
_ کاهش انگیزه برای انجام کارها
_ کاهش وزن (افزایش یا کاهش اشتها) –در کودکان به صورت وزن نگرفتن
_ بیخوابی یا پرخوابی
_ بیقراری یا کندی جسمی-روانی
_ احساس خستگی وکمبود انرژی
_ احساس بی ارزشی یا گناهکار بودن
_ کاهش تمرکز بلاتصمیمی
_ افکار مکرر در مورد مرگ یا خود کشی
1- افسردگی :
احساس افسردگی احساسی است که همه ما در طول زندگی آنرا تجربه کرده ایم. این احساس میتواند به ما در شناخت و برخورد با مشکلات زندگی کمک کند.
اما در افسردگی بالینی یا اختلالات دوقطبی این احساس افسردگی بسیار شدید تر است. در این حالت احساس افسردگی برای مدت طولانی باقی میماند و حتی انجام امور عادی زندگی را سخت یا غیر ممکن میسازد. در صورتی که شما افسرده شده باشید متوجه این تغییرات در خود شده اید:
علائم روانی :
احساس غمگینی که از بین نمیرود.
احساس نیاز به گریستن بدون هیچ دلیلی
ازدست دادن تمایل و رغبت به همه چیز
عدم لذت بردن از چیزهایی که قبلا لذت می بردید.
احساس بی قراری و آشفتگی
از دست دادن اعتماد به نفس
احساس بی ارزشی و ناامیدی
زودرنجی و تحریک پذیری
فکرکردن به خود کشی
علائم فکری
از دست دادن قدرت فکر کردن مثبت و امیدوارانه
از دست دادن قدرت تصمیم گیری حتی در موارد ساده
مشکل تمرکز کردن
علائم جسمی
کم شدن اشتها و وزن
مشکل خوابیدن
بیدار شدن زودتر از موقع
احساس خستگی کامل
یبوست
عدم تمایل به رابطه جنسی
علائم رفتاری
مشکل در شروع و به پایان رساندن کارها- حتی کارهای روزمره
گریه کردن زیاد و یا احساس نیاز به گریه و عدم توانایی گریستن
پرهیز از مواجهه با افراد
اختلال دوقطبی
- شیدایی یا هیجان :
شیدایی یک احساس خوشحالی، افزایش انرژی و خوش بینی بیش از اندازه است. این حالت میتواند آنقدر شدید باشد که فکر کردن و قضاوت شما را تحت تاثیر قرار دهد. ممکن است تفکرات عجیبی راجع به خود داشته باشید، تصمیمات بدی بگیرید و به صورت شرم آور،بی محابانه، مضر و گاهی خطرناک رفتار کنید. مانند حالت افسردگی، در این حالت هم زندگی فرد مختل میشود و میتواند روابط و کار فرد را تحت تاثیر قرار دهد. در حالتی که این حالت خیلی شدید نباشد به آن شیدائی خفیف میگویند.
در صورتی که شما شیدا شوید ممکن است حالات زیر را در خود مشاهده کنید:
علائم روانی :
بسیار شاد و مهیج
عصبی و برانگیخته شدن توسط کسانی که در خوش بینی شما شریک نمیشوند
احساس برتری نسبت به سایرین
علائم فکری
پر از ایده های جدید و مهیج
پریدن از یک ایده یه ایده دیگر(پرش افکار)
شنیدن صداهایی که افراد دیگر نمیشنوند
علائم جسمی
ناتوان از خوابیدن یا بی نیازی به خواب
پر انرژی
افزایش تمایل به رابطه جنسی
علائم رفتاری
برنامه ریزی های بلندپروازانه و غیر واقعی
بسیار فعال و پر جنب و جوش
رفتارهای نا معمول
حرف زدن سریع – دیگران ممکن است متوجه صحبتهای شما نشوند.
تصمیمات عجولانه و گاهی با نتایج مصیبت بار
ولخرجی
احساس صمیمیت زیاد
بروز بیش از حد احساسات
اگر شما در اواسط دوره شیدایی برای اولین بار باشید، ممکن است متوجه هیچ چیز غیر عادی نشوید. حتی دوستان و خانواده شما نیز ممکن است متوجه نشوند.
حتی ممکن است اگر کسی سعی کند در این مورد نظری ابراز کند ناراحت شوید. در این حالت شما به تدریج در انجام امور روزمره و ارتباط با افراد دچار مشکل می شوید.
اختلال دو قطبی یک ناراحتی با شیوع زیاد است وافراد زیادی را در تمام دنیا از جمله ایران رنج میدهد.
آسیبی که این بیماری در زندگی انسان بر پیکرۀ جسمی واجتماعی و فرهنگی -روانی او وارد میکند بسیار شدیدتر از بیماریهای جسمی دیگر است.اختلال دو قطبی در مراحل مختلف عوارض مختلفی در بر دارد:
درمحله افسردگی این اختلال بی انگیزگی و بی علاقگی وخلق تنگ باعث میشود که فرد اشتغال و....خود را از دست بدهد و بسیار از زندگی وهمقطارانش عقب بیفتد. گاهی شدت افسردگی به حدیست که حتی باعث اقدام به خودکشی میشود.
در مرحله شیدائی رفتارهای معطوف به هدف فرد افزایش می یابد، از جمله اینکه میل جنسی او افزایش یافته و همراه با کاهش قدرت قضاوتی که در این شرایط بر او مستولی میشود، باعث بی بندو باری و بوجود آمدن رفتارهای دور از شاَََُن از وی میشود ، که خیلی وقتها آبروی وی را زیر سوال می برد.ولخری ودست ودلبازی های وی باعث از دست دادن اموال و....میشود.
بیخوابی ، عصبانیت، پرخاشگری، پرحرفی، بی مبالاتیها، واقدامات ناگهانی ضربات شدیدی برسلامت شخص وارد میکند.
لذا درمان قاطع اختلال دو قطبی ضروریست.
اختلال دو قطبی یک بیماری درازمدت است لذا درمانی طولانی مدت را میطلبد.اختلال دو قطبی میتواند بسیار نوساندار باشد(از افسردگی به شیدائی یا برعکس) بنابراین ممکن است مرتبا نوع درمان عوض شود.گاهی درمان ضد افسردگی وگاهی ضد شیدائی.انچه در ای درمان ثابت میماند درمان تثبیت کنندۀ خلق است.
درمان داروئی
مهمترین داروهای تثبیت کننده خلق شامل : لیتیوم، سدیوم والپروئات، وکاربامازپین و لاموتریژین است که توسط روانپزشک با توجه به خصوصیات بیماری و خود بیمار انتخاب میشود.
ممکن است همزمان داروهای دیگری نیز استفاده شوند ازجمله داروهای کاهنده یا افزایندۀ میل جنسی، داروهای ضد افسردگی(از جمله SSRIs,TCAs,bupropion,...)، خواب آورها، ضداضطرابها، وداروهای ضدسایکوز(OLANZAPINE,RISPERIDONE,ZIPRASIDON E,...) در مواردیکه روانپریشی نیز بر دردهای بیمار افزوده شده باشد.
از نقش روان درمانی در درمان نباید غافل شد چه بسا بسیاری از علائم تشدید کننده، مشکلات بوجود آمده از بیماری، کاهش اعتماد به نفس، اضطراب داشتن این بیماری، سایکواجوکیشنpsychoedjucation برای ادغام این ناراحتی در زندگی بیمار بسیار حائز اهمیت است.
مدت درمان
درمان ابتدائی اگر شدت اختلال دو قطبی شدید نباشد معمولاَ 9 ماه تا یکسال میباشد ، ولی در رواندرمانی ها باید به او آموزش داده شود که مترصد علائم آغازین بیماری باشد(علائمی مثل : کاهش نیاز به خواب، پر حرفی، ولخرجی، افسردگی، افزایش انرژی ومیل جنسی و......).
پس از آن بسیاری از روانپزشکان درمان را پس از دادن اطلاعات فوق قطع میکنند ولی در مواردیکه اختلال دو قطبی شدید بوده باشد این درمان را حداقل برای 2/5 تا 5 سال ادامه میدهند. در موارد عود کننده درمان طولانی مدت لازم است.( درمان پیشگیری کننده از موارد عو د اختلال دو قطبی).
متاسفانه بسیاری از بیماران به علت توجیه نشدن یا اشکالات فرهنگی درخصوص مصرف دارو پساز بهبود اولیه با ایت تفکر که: بیماری درمان شده ودیگر عود نمیکند، درمان نگهدارنده را رها می کنند ونهایتاَ دوباره عوارض اختلال دو قطبی گریبانگیرشان میگردد.
به طور کلی درما شامل 4 قسمت است:
درمان حاد بیماری (اختلال دو قطبی)
درمان نگهدارنده maintainance
درمان پیشگیری کنندهprophylactic
درمان عوارض
مبارزه با افکار و باورهای غلط از جمله اعتیاد دار بودن داروهای روانپزشکی، بعضی از داروهای عطاری (وبه اصطلاح درمانهای گیاهی بدون مجوز از وزارت بهداشت)، لای کتاب باز کردن، رمّالی، دعانویسی و احضار ارواح و..... قسمت بزرگی از درمان به حساب می آید .
شخصی
استفاده از رژیم غذایی مناسب
• نوشیدن مرتب نوشیدنی های غیر شیرین. اینکار به نگه داشتن سطح آب و نمک بدن شما کمک میکند.
• غذا خوردن منظم – اینکار به تعادل مایعات بدن کمک میکند.
• کاهش مصرف کافیین در چای ، قهوه و نوشابه- این مواد با افزایش ادرار سطح لیتیوم را بالا میبرند.
تثبیت کننده های دیگر خلقی
گرچه لیتیوم موثرترین تثبیت کننده است، اما داروهای دیگری نیز وجود دارد.سدیم والپروت به اندازه لیتیوم موثر است ..
• رعایت بهداشت خواب.
بهترین دارو برای من کدام است؟
شما باید در این مورد با روانپزشک خود مشورت کنید، اما چند قاعده کلی وجود دارد،
• لیتیوم، سدیم والپروت، اولانزاپین معمولا برای درمان طولانی مدت تجویز میگردند.
• کارمازپین برای مواقعی که نوسان خلق سریعتر و متناوب تری دارید پیشنهاد میگردد.
• ترکیب دارویی نیز کاهی لازم است
بطور کلی بهترین دارو به وجود شما بستگی دارد. یک دارو ممکن است برای یک نفر مناسب باشد ولی در شخص دیگری اثر خوبی نداشته باشد. اما برای اولین تجویز اصولا دارویی تجویز میگردد که تاثیر بیشتری در دیگران نشان داده است.
بدون دارو چه اتفاقی میافتد؟
لیتیوم 30 تا 40 درصدازاحتمال عود بیماری کم میکند، اما هرچه تعداد دوره های شیدایی شما بیشتر باشد، احتمال عود آن هم بیشتر است.با افزایش سن ، احتمال عود دوره ها همچنان ثابت میماند. حتی ممکن است شما برای مدت طولانی مشکلی نداشته باشید، اما همواره خطر بازگشت وجود دارد.
از چه موقع شروع به مصرف دارو کنیم؟
پس از گذراندن یک دوره، نمیتوان گفت که دوره های بعدی چه زمانی باز میگردند. ممکن است شما مایل به مصرف دارو در این مرحله نباشید مگر اینکه دوره شما بسیار شدید بوده باشد. اگر برای بار دوم مبتلا شوید به احتمال 80 درصد دوره ها عود خواهند کرد. اغلب روانپزشکان در این حالت داروهای تثبیت کننده را پیشنهاد میدهند.
برای چه مدت یک داروی تثبیت کننده باید مصرف شود؟
برای حداقل دو سال بعد از یک دوره اختلال و تا 5 سال در حالتهای زیر میتون ادامه داد .
• عود مکرر دوره ها
• دوره جنون
• استفاده از الکل یا مواد مخدر
• داشتن استرس در خانه یا محل کار
در صورت ادامه داشتن مشکل، ممکن است مجبور شوید برای مدت طولانی تری به مصرف دارو ادامه دهید.
اطلاعات بیشتر در باره مصرف داروهای تثبیت کننده در کتابچه های مربوطه وجود دارد.
روشهای درمانی روانشناسی
در فاصله بین دوره های شیدایی یا افسردگی، درمانهای روانشناسی میتواند موثر ابشد. این درمانها باید حدود 16 جلسه یک ساعته به مدت 6 تا 9 ماه باشند.
این درمانها شامل:
• تربیت روانی(Psycho education)- دانستن بیشتر در مورد اختلالات دو قطبی
• تحت نظر داشتن حالت روحی- کمک کردن به شما برای شناخت زمانهای تغییر حالت روحی
• استراتژی خلقی- کمک کردن برای جلوگیری از تغییر حالت روحی به شیدایی یا افسردگی کامل
• کمک برای افزایش مهارتهای سازگاری
• شناخت و رفتار درمانی(CBT) برای افسردگی